توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و ازدواج علماء و بزرگان – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و ازدواج علماء و بزرگان شامل 49 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و ازدواج علماء و بزرگان گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و ازدواج علماء و بزرگان با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و ازدواج علماء و بزرگان از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و ازدواج علماء و بزرگان با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و ازدواج علماء و بزرگان را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی و ازدواج علماء و بزرگان :
در اینجا بخشی از سبک زندگی علماء و بزرگان در ماجرای ازدواج پی می گیریم.
آیت الله ابوالقاسم خزعلی
من در سال ه.ش با خانم طاهره کلباسی ازدواج کردم. پدرخانم این جانب شیخ محمود کلباسی به گفته هاشم قزوینی یکی از بالطفترین انسانهای آن زمان بود. مرحوم پدر زنم اهل علم و تبلیغ بود و از جمله افرادی بود که در مقابل منحرفین میایستاد. در صفای اخلاقی بخشیدن به مردم و دمیدن روحیه تهذیب به آنان کوشا بود. تولیت مدرسه حاج حسن با ایشان بود. این مرد چنان بیغل و غش بود که به من پیشنهاد کرد تا دامادش شوم. بعد از فوت ایشان با دختر بزرگش ازدواج کردم.
من از نحوه زندگیام راضیام و از این بابت خدا را بسیار شاکرم. گرچه آنچه در این مورد دیدهام همه از لطف پروردگار بوده است، من به صراحت میگویم که رفتار همسرم از من بهتر است و من در خلق و رفتار از ایشان سرمشق میگیرم.
همسرم هوش بسیار خوبی دارد و بسیاری از مطالبی را که من مدتها پیش فراموش کردهام به یادم میآورد. ایشان همسر بسیار فداکاری است و در تدبیر منزل نیز ماهر است. پیشرفتهایی که در درس و تحقیق داشتهام بیشتر به دلیل زحماتی است که ایشان در تکفل فرزندان و امور خانه از خود نشان داده است. هر موقع عصبانی میشوم ایشان مرا تسکین میدهد. فرزندانم نیز در خط صحیح اسلام حرکت کردهاند و هیچ انحرافی در مسیر آنان تا کنون دیده نشده است. (خاطرات ابوالقاسم خزعلی، صص -)
آیت الله ابراهیم امینی
زمانی فرا رسید که احساس کردم با وجود همه مشکلات باید ازدواج کنم. با راهنمایی بعضی دوستان و صلاحدید مادر و برادر و خواهرانم فرد مناسبی را برای ازدواج پیدا کردم. خانوادهای متوسط ولی محترم، آبرومند و متدین بودند. به خواستگاری رفتند و مورد موافقت قرار گرفت. در تعیین مهر و برگزاری مراسم ازدواج، به ویژه پدرخانم سختگیری نکردند. خدایش رحمت کند. مراسم عقد در منزل پدر خانم و با کمال سادگی برگزار شد. خویشان نزدیک آنها و ما جزء مدعوین بودند و با تقسیم نقل و شیرینی که مرسوم آن زمان بود، پذیرایی به عمل آمد. در مراسم خطبهخوانی آقای شیخ حسینعلی منتظری ایجاب را بر عهده گرفت و خود من قبول را. جشنی ساده ولی با صفا، بیتوقع و بیدلخوری و کدورت بود.
همسر و فرزندانم هیچگاه مزاحم درس و بحث و مطالعه و اشتغالات علمی من نبودند. در تحمل مشکلات و دشواریهای زندگی صبور بودند. از آنان تشکر میکنم و چنانچه به غیر عمد درباره آنها کوتاهی کرده باشم پوزش میطلبم. (خاطرات آیت الله ابراهیم امینی، ص )
حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری
اواخر سال تصمیم به ازدواج گرفتم. برخی دوستان پدرم میگفتند که اگر میخواهی پسرت خیلی شیطانی نکند و مرتب این طرف و آن طرف نرود، زنش بدهید. فکر میکردند اگر ازدواج کنم دیگر به دنبال کار مبارزه نمیروم و ساکت میشوم. از طرفی دیگر موقع ازدواجم بود و باید ازدواج میکردم. اینکه چطور دختر آقای رسولی محلاتی نصیبم شد داستانی شنیدنی دارد.
در تکیه ملکآباد منبر میرفتم. مادرم به دنبال انتخاب همسر برایم بود و چند جایی هم رفته بودند، یا من نمیپسندیدم یا آنها نمیپسندیدند. در همین محل، مادرم دخترخانمی را دیده بود، لذا مادر دختر گفته بود که دختر ما به درد پسر شما که طلبه است نمیخورد، اما یک فامیل داریم به نام آقای رسولی (سید هاشم رسولی محلاتی) در امامزاده قاسم شمیران، دختر دارد.
من آقای رسولی را از قم میشناختم. ایشان هم در بیت امام(ره) بود و هم اهل تألیف و تصنیف، بالاخره خانواده ما به خواستگاری دختر آقای رسولی رفتند. وقتی که اسم مرا آورده بودند، ایشان فرموده بود: «یک چیزی در ذهنم هست اگر او باشد طلبهای متدین است». در عین حال از دوستانم نیز درباره من تحقیق کرده بودند. دوستانم گفته بودند: «وضع مالیاش خوب نیست اما از نظر اخلاقی طلبهای بسیار خوشاخلاق و خوشرفتار و متدین است». آقای رسولی هم نکته قابل توجهی را فرموده بودند این بود که من به دنبال مال و ثروت و عنوان داماد نیستم، همین که آدم متدینی باشد، بقیهاش را خدا درست میکند. عاقبت در رمضان سال عقد کردیم و از امامزاده قاسم شمیران، خانم را برداشتیم و به جنوب شهر در سید نصرالدین آوردیم. انصافاً خانم این جانب خیلی صبور و باتحمل هستند. در دوران مبارزه زیاد بر گردن من حق دارند و بعد از انقلاب همه کارِ خانه، حتی ثبتنام بچهها و امور درسی آنها به گردن ایشان افتاد و خداوند دو فرزند ذکور به نام آقا مصطفی و آقا مجتبی و شش دختر به ما عنایت کرد. (خاطرات حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری، صص -)
حجت الاسلام فلسفی
هرچه از عمرم بیشتر میگذرد، ارزش معنوی، روحانی، تقوی و فضیلت همسرم بیشتر در نظرم جلوه میکند. یکی از صفات بسیار عالی که ایشان داشتند، علوّ همّت و بلندنظری بود. یکی از نمونههای آن را میگویم: یک چشم ایشان در این اواخر آب مروارید آورده بود که باید عمل میشد. قرار شد چشم پزشک معروفی که در یکی از نهادهای دولتی هم کار میکرد، عمل جراحی را انجام دهد. بنابر توصیه رئیس آن نهاد، آقای دکتر برای عمل، وجهی دریافت نکرده بود. وقتی خانم شنیدند، ناراحت شدند و گفتند من حاضر نیستم پزشک، چشم مرا با توصیه، مجانی عمل کند. حالا که پول نمیگیرد، یک قالیچه کوچک خریداری کنیم و به عنوان هدیه برای او بفرستیم. همین کار را هم کردیم. این یک نمونه از استغناء طبع و عزت نفس ایشان بود. در برخوردها، کمال احترام را به یکدیگر میگذاشتیم. عز و عزت هر دو پیش یکدیگر بسیار محفوظ بود. ایشان هر وقت مرا صدا میزدند «آقا» خطاب میکردند. من هم هر وقت ایشان را صدا میزدم «خانم» خطاب میکردم. این یکی از ارکان حفظ محبت و احترام در خانواده است. یعنی رعایت احترام شخصیت زن توسط مرد و مرد توسط زن. ایشان در حوادث و مصائبی که در طول زندگی من اتفاق افتاد، خود را شریک میدانستند. در مواقعی که زندانی شدم و یا در مواردی که منبرم ممنوع میشد، از روی صفت و صمیمیتی که داشتند، همدرد من بودند و تأثرات درونی خود را اظهار میکردند. خلاصه رابطه معنوی ما همهجانبه بود و در شادی و غم یکدیگر شریک بودیم. حتی بعضی از عوارض مزاجی که ایشان در طول زندگی به آنها مبتلا شدند، معلول تأثرات و تأملات روحی ناشی از حوادث و پیشآمدهای مربوط به من بود. (خاطرات حجت الاسلام فلسفی، ص )
آیت الله محمد علی گرامی
در تابستان یکی از دوستان، ما را به مشهد دعوت کرد. آن ایام صحبت ازدواج بنده بود و ما متحیّر بودیم، مترصد بودیم که چه کار کنیم، یعنی من بیشتر وحشت داشتم که نکند خانواده ما از نظر فکری خیلی با آنها هماهنگ نباشد و یک وقت مشکلاتی پیش بیاید. در مشهد به امام هشتم(ع) عرض کردم موردی میخواهم که به درس و بحثم لطمهای نخورد. از حرم بیرون آمدیم. آقای خسروشاهی که بعد از انقلاب هم مدتی سفیر ایران در واتیکان بود مرا برای ناهار دعوت کرد. نمیدانم به چه مناسبت سر میز ناهار صحبت از ازدواج شد و در این بین کسی به من گفت: شما نمیخواهید ازدواج کنید؟ من گفتم: اگر موردی باشد، چرا که نه! یکی از آقایان پیشنهاد کردند که در خانواده ما موردی اینچنین هست و ما هم استقبال کردیم و خانواده را به تهران فرستادیم. سپس، مرحوم آقای اراکی برایم استخاره کرد، خودم هم استخاره کردم که این جمله در آن استخاره بود، والذی أنزل إلیک من ربک الحق… (خاطرات آیت الله محمد علی گرامی، صص -)
آیت الله احمدی میانجی
به فکر ازدواج افتادم. به حرم مطهر حضرت معصومه(س) رفتم و از حضرت تقاضا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.