تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سعدی و پندهای حکیمانه؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سعدی و پندهای حکیمانه با 14 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سعدی و پندهای حکیمانه:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سعدی و پندهای حکیمانه به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سعدی و پندهای حکیمانه با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سعدی و پندهای حکیمانه تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل سعدی و پندهای حکیمانه را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سعدی و پندهای حکیمانه :

پارسا یعنی وارسته از دلبستگی به دنیا

پادشاهی دچار حادثه خطیری شد. نذر کرد که اگر در آن حادثه پیروز و موفق گردد. مبلغی پول به پارسایان بدهد. او به مراد رسید و کام دلش بر آمد. وقت آن رسید که به نذرش وفا کند، کیسه پولی را به یکی از غلامان داد تا آن را در تامین مخارج زندگی پارسایان به مصرف برساند. آن غلام که خردمندی هوشیار بود هر روز به جستجو برای یافتن زاهد می پرداخت و شب نزد شاه آمده و کیسه پول را نزدش می نهاد و می گفت: ((هرچه جستجو کردم زاهد و پارسایی نیافتم. ))

شاه گفت: ((این چه حرفی است که می زنی، طبق اطاعی که دارم چهارصد زاهد و پارسا در کشور وجود دارد.))

غلام هوشیار گفت: ((اعلیحضرتا! آنکه پارسا است، پول ما را نمی پذیرد، و آن کس که می پذیرد پارسا نیست. ))

شاه خندید و به همنشینانش گفت: ((به همان اندازه که من به پارسایان حق پرست ارادت دارم، این غلام گستاخ با آنها دشمنی دارد، ولی حق با غلام است. ))

(که آن کس که در بند پول است زاهد نیست. )

زاهد که درم گرفت و دینار

زاهدتر از او یکی به دست آر[۱]

گرسنه را نان تهی، کوفته است

مسافر فقیری خسته و گرسنه به سرایی رسید، دید مجلس باشکوهی است، گروهی به گرد هم آمده اند و میزبان بزرگوار از میهانان پذیرایی می کند و مهمانان هر کدام با لطیفه و طنز گویی مجلس را شاد و بانشاط نموده اند.

یکی از حاضران به مسافر فقیر گفت: ((تو نیز باید لطیفه ای بگویی. ))

مسافر فقیر گفت: ((من مانند دیگران داری فضل و هنر نیستم و بی سواد می باشم. تنها به ذکر یک شعر قناعت می نمایم. همه حاضران گفتند: بگو،

او گفت: من گرسنه و در برابرم سفره نان

همچون عزم بر در حمام زنان

حاضران فهمیدند که او بی نهایت فقیر و نادار و بینواست. سفره غذا را به نزد او کشیدند میزبان به او گفت: ((اندکی صبر کن تا خدمتکاران کوفته برشته بیاورند.))

مسافر فقیر گفت:

کوفته بر سفره من گو مباش

گرسنه را نان تهی، کوفته است

دستور برای رفع مزاحمت مردم

یکی از مریدان نزد پیر مرشد خود آمد و گفت: ((چه کنم که از دست مردم در رنج می باشم؟! آنها زیاد نزد من می آیند و وقت عزیز مرا می گیرند ))

پیر مرشد به او گفت: ((به این دستور عمل ک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *