تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیره ی فردی سیاسی حضرت زینب (س)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل سیره ی فردی سیاسی حضرت زینب (س) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل سیره ی فردی سیاسی حضرت زینب (س):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل سیره ی فردی سیاسی حضرت زینب (س) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل سیره ی فردی سیاسی حضرت زینب (س) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سیره ی فردی سیاسی حضرت زینب (س) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل سیره ی فردی سیاسی حضرت زینب (س)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره ی فردی سیاسی حضرت زینب (س) :

مقدمه

درود و سلام و رحمت و برکات خدا بر محمد و خاندان هدایتگرش که مهتران امت و دعوت کنندگان به حق و خیرند.

ای زینب کبری (س)، دریافت کرانه های سیره ی تو، برای هر نویسنده یا پژوهشگری با هر پایه از توانایی و هر درجه از خوش بیانی و ژرف اندیشی، بسیار دشوار است. چرا که سیره ی تومعنا و محتوای رسالت توست، رسالتی که ملتی ناشناخته را زندگی بخشید و چنان سرمایه ی عظیمی از نمونه های والا در اختیار بشر، نهاد که اگر امکان ره پوئی براساس آن فراهم شود، همه ی جهان را از ارزشهای مقامی بسنده خواهد بود و انسان را بسوی غایاتی برتر پیش خواهد راند و گونه هایی تازه از حقیقت حیات و سرشت انسان را پدیدار خواهد ساخت.

واژه سیره از کلمه سیر است این واژه سه حرفی به معنای رفتن «الذهاب» و جریان داشتن و حرکت است و در اصطلاح از نظر راغب اصفهانی معنای واژه سیره حالت و روشی است که انسان و غیر انسان نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد. خواه عزیزی و خواه اکتسابی باشد، چنانکه گفته می شود فلانی سیره و روشی نیکو یا سیره و روشی زشت دارد.

ضرورت این مقاله این است که با شناخت سیره ی حضرت زینب (س) بهتر می توان در برابر مشکلات مقاومت کرد و با الگو قرار دادن این بانوی مجلله می توان در برابر مصیبت هایی که به افراد بشر وارد می شود صبر بیشتری را پیشه خود ساخت و هدف از این مقاله شناخت سیره حضرت زینب (س) و آشنایی با عملکرد آن بزرگوار در برابر مصیبت ها و مشکلات می باشد.

زینب (س) الگویی جاودانه است و در هر زمان و شرایطی می تواند چراغ راه همه ما باشد و با تغییر نظامهای سیاسی دگرگون نمی شود، آنچه که زینب کبری (س) به بشر عرضه کرده است متعلق به همه ی تاریخ و همه ی نسلها و همه شخصیت های حق طلبانه است، هر کجا ظلم است و فریاد مظلومی در گلویش ذبح می شود زینب (س) در آنجا حضور دارد، او وارث همه مظلومیت ها و فریاد همه ی اعصار است.

در این چند روز در آستانه ی درگاه عمه ی مظلوم خویش نشستیم و به او گوش سپردیم و در سفرهای پر جهادش او را همسفر شدیم و با احساسات و عواطفش هماهنگ گشتیم و به این ترتیب، توفیق ما را یار شد. تا این توشه را اگرچه حجمش کم است ولی موضوعی سترگ دارد به خوانندگان پیشکش کنیم و امید آن داریم که خداوند آن را از ما بپذیرد و ذخیره آخر تمان گرداند. که دفاع از حق اهل بیت (ع) فردا در ترازوی خدای سبحان بس گران خواهد بود.

بخش اول: حضرت زینب (س) از ولادت تا وفات

ولادت

انتظار دردناک ترین دقایق زندگی انسان هاست، گاهی چنان انسان غرق در لحظات آن می شود که گویی خود را فراموش کرده و در دنیای دیگری می اندیشد.

خاندان وحی همه و همه انتظار نوزاد فاطمه زهرا (س) را می کشیدند ولی مام پدر فاطمه اطهر بیش از دیگران در انتظار دیدار دلبندش دقیقه شماری می کرد.[۱]

در مورد ولادت زینب (س) بین مورخان اختلاف است لکن تاریخ دقیقی که اکثریت، برآن اتفاق نظر دارند، این است که زینب (س) در سال ششم هجری دیده به جهان گشود.[۲]

که این سال مصادف بود با:

سال صلح حدیبیه و سال نزول سوره فتح بر رسول الله (ص) و هنگام بازگشت به مدینه،[۳] سالی که کار اسلام استوار شد. و ایام سختی به سر آمده بود متولد شد.[۴]

مادر گرامی اش فاطمه زهرا سلام الله علیها او را نزد علی (ع) می برد. تا بر او نام بگذارد. حضرت فرمود من بر پیامبر (ص) در نامگذاری پیشی نمی گیرم صبر کن تا پدرت از سفر برگردد، و نام او را بگذارد.

بعد از سه روز حضرت رسول اکرم (ص) از سفر برگشت. فاطمه (س) دختر را نزد پیامبر (ص) برد که نام او را بگذار در این هنگام جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و عرضه داشت: خدایت سلامت می رساند، نام دختر را زینب بگذارد که نام او را در لوح محفوظ زینب (س) نوشته ایم، و نیز پیامبر (ص) را از مصیبتی که این دختر در پیش دارد. با خبر ساخت پیامبر (ص) نوزاد را در آغوش گرفت و بر گونه های او با علاقه بوسه زد و فرمود:

فاطمه جان نام این نوزاد را زینب می گذارم در اثناء و قطرات اشک در چشمان پیامبر (ص) حلقه زد، فاطمه (س) با تعجب عرضه داشت! پدر جان چرا گریه می کنی؟

خدا چشمان تو را نگریاند.

رسول خدا (ص) فرمود: گریه من بدان خاطر است که این دختر پس از مرگ من و تو گرفتار سختی ها و مشکلاتی فراوان می شود.[۵]

آری زینب دختر فاطمه ای است که خدای محمد مصطفی (ص) بر او پیام فرستاد ما امامان و پیشوایان دین را در نسل این فرزند (فاطمه) تو نهاده ایم که به دنیا دیده خواهد گشود.

در این صورت فرزندان مادر زینب، فرزندان عادی نیستند. آنان هر کدام در آینده رهبری بزرگ خواهند بود و حتی زینب باید در دامن مادر پیش بینی حادثه ای را در تاریخ نماید و چنان تربیت شود که مسئولیت مردان را گویی بدو سپرده اند.

زینب (س) باید چنان تربیت یابد که در آینده نماینده سلوک و رفتار فاطمه وعلی باشد. زینب (س) باید در دامن مادر چنان تربیت شود که میراث اسلام را از خطر نابودی نگه دارد.

و فاطمه باید فرزندی به اسلام بسپارد که با اعمال کثیف یزید پلید به مبارزه برخیزد و نگذارد یک مغز الکلی یک شرابخوار و قمار باز ادعای جانشینی رسول خدا (ص) کند.

فاطمه باید زینبی بپروراند تا پس از قربانی شدن عزیزان خود دست از گریه و زاری برداشته خود را پشتوانه انقلاب داند.

فاطمه باید زینبی تربیت کند که با ایراد خطابه های آتشین فریاد زند کثیفان باید در جامعه محکوم شوند و به ملت اسلامی بگویند در اسلام شرابخواری حرام است و یک مغز الکلی چون یزید لیاقت خلافت ندارد.

آری زینب باید درخانه فاطمه، زینب شود همانطوری که فاطمه در خانه وحی فاطمه شد[۶] و آیا اسلام جز به حسین بن علی (ع) عزت یافته است، در حالیکه خواهرش را به میدان مبارزه و شدت معرکه فرستاد تا پرچم جهاد برای دعوت اسلامی را بدوش کشد و با اینکار نشان داد که مسئولیت جهادی تنها منحصر به مردان نیست بلکه سهم زنان هم در آن عظیم است.[۷]

نام، القاب و کنیه حضرت زینب (س)

(زینب) در لغت به معنای درخت نیکو منظر آمده وممکن است مخفف از «زین اب» باشد یعنی زینب پدر.

و از القاب حضرت زینب که در روایات آمده «عقیله» یا عقیله بنی هاشم است که به معنای زن ارجمند و یکتا در فامیل خود می باشد.[۸] و به این دلیل عقیله خوانده شده است چرا که زینب (س) چه از زمان قبل از ازدواجش و چه از بعد از ازدواج در مدینه و عراق به زنان مسلمان قرآن می آموخت و درس اخلاق و اصول زندگی می داد. از این رو مسلمانان آن حضرت را «عقیله بنی هاشم» لقب داده بودند.

همگی محققان بر این باورند، ابن عباس مفسر بزرگ قرآن کریم هر وقت در میان انبوه مردم مطالبی را از قول حضرت زینب (س) می کرد به این گونه عنوان می نمود:

«حدثنی عقیلتنا زینب بنت علی»

یعنی خردمند ما، زینب دختر علی چنین گفته است.

لقب حضرت زینب (س) در آن روزگار آن قدر شهرت پیدا کرده بود که جای نام او را گرفت و مردم پسران او را «بنی عقیله» می خواندند.[۹]

از دیگر القابی که تاریخ برای زینب (س) باز گو می کند عبارتند از: محدثه (راوی حدیث) زیرا وی از جدش رسول خدا و پدرش امیرالمومنین و مادرش فاطمه زهرا (س) حدیث روایت کرده است.

عقیله طالبین، موثقه، عارفه [۱۰]، عالمه غیر معلمه، فاضله کامله، عابد، آل رسول می باشد[۱۱].

و از کنیه های او «ام کلثوم»، «ام حسن» و «ام عبدالله» ذکر شده است.[۱۲]

ازدواج حضرت زینب (س)

جمال و کمال حضرت زینب (س) در نوجوانی زبانزد خاص و عام مردم مدینه بود.

زینب در این زمان که دانش و علم برای زنان جایگاهی نداشت به زنان مسلمان قرآن می آموخت و آنان را با فضایل اخلاقی آشنا می ساخت.

جوانان صاحب اصل و نصب و بزرگان مدینه و حجاز و یمن گاه و بی گاه از علی (ع) دخترش را خواستگاری می کردند ولی آن حضرت جواب رد به آنها می داد وقتی عبدالله بن جعفر درخواست ازدواج با زینب (س) را مطرح می کرد مولای پرهیزگاران فرمود: من مخالفتی با به نکاح در آمدن زینب (س) برای همسری با تو ندارم ولی نظر زینب (س) در این نکاح شرط است.

حضرت زینب (ع) با دختر محبوبش در امر نکاح با عبدالله گفت و گو کرده و زینب (س) گفت و چنانچه شما حاضر به نکاحم با عبدالله هستید آن را می پذیریم.

بنا بر اقوال مورخان و سیره نویسان عبدالله در سال اول هجرت در حبشه متولد شد و زینب در سال ششم هجرت در مدینه دیده به جهان گشود.

وقتی زینب به نکاح عبدالله در آمد سن او را سیره نویسان حدود ۱۳ تا ۱۶ سال و سن عبدالله را حدود ۱۶ تا ۲۰ سال نوشته اند. حضرت علی (ع) مهریه زینب را به همان میزان مهریه مادرش قرار داد که حدود ۴۸۰ درهم بوده است.

اما از طرفی حضرت زینب (س) به علت عشق و علاقه خاص به برادرش حسین (ع) به هنگام پیمان زناشویی به عبدالله گفت: اگر حسین (ع) هر وقت عزم سفر کرد و او از همراهی حسین (ع) معذور بود، زینب (س) اجازه همراهی با حسین را داشته باشد!

تاریخ می گوید: ازدواج زینب (س) بین او و پدرش و برادرانش جدایی نیفکند، بلکه علاقه امیر مومنان علی (ع) به دختر و برادرزاده اش سبب شد که آنها را در نزد خویش نگاه دارد و حتی وقتی که اداره امور مسلمین را به دست گرفت و به کوفه تغییر مکان داد، زینب (س) و همسرش به کوفه رفته و در دار الخلافت در تحت توجهات امیرالمومنین علی (ع) به زندگی خویش ادامه دادند.[۱۳]

آرامگاه زینب کبری

زینب در پنجم جمادی الاول سال پنجم هجری در مدینه چشم به دنیا گشوده بود، در چهاردهم رجب سال ۶۳ هجری، پس از سپری کردن یک عمر ۵۷ ساله در راه مبارزه و جهاد و خلاصه فداکاری و دستیاری برای قیام عاشورای سال ۶۱ هجری، با کمال شرافت و عزت، چشم از جهان فرو بست.

مقاومت و صبر زینب (س) معلول دو خصلت آگاهی و قوت قلب او بود. «محمد علی احمد» نویسنده مصری می نویسد: زینب کبری در شجاعت از مردان جنگجوی، سبقت گرفت و در سراسر زندگی، تقوی و پرهیز گاری را سرمایه خود قرار داد. زبان گویای او به ذکر خداوند بود و او، دشمن ستمگران، یاور طرفداران حق و پشتیبان مردان خدا بود.

اما بالاخره زینب (س) با این همه خصلتهای بلند انسانی و آن همه فداکاری ها و مجاهد در راه خداوند، و با وجود اینکه قلب پر قدرت و مقاوم او را مورد ستایش قرار داده اند ولی مرگ او را در آغوش خود فرو برد.

درباره تاریخ ولادت و وفات زینب (س) در میان تاریخ نویسان قدیم و جدید، خوشبختانه اختلاف نظر مهمی وجود ندارد، و همگان تقریباً وفات این بانوی بزرگ اسلام را در نیمه یا ۱۴ رجب سال ۶۲ هجری دانسته اند اما درباره محل وفات و مدفن زینب (س) دخت بزرگوار علی و فاطمه (س) متأسفانه از سوی مورخان قرنها اول اسلام، کار چشمگیری و مشکل گشایی صورت گرفته است در زمینه محل دفن زینب کبری (س) به علل مختلفی، اتحاد نظری وجود ندارد!

به همین جهت، درباره مدفن و آرامگاه زینب (س) درمیان مورخین سه نظریه، بدین شرح وجود دارد:

۱- زینبیه شام

مشهورترین نظریه ها درباره مدفن زینب کبری دخت بزرگوار علی (ع) این است که وی در زینبیه شام مدفون است.[۱۴] و علت رفتن به شام در کتاب خیرات الحسان آمده است: در مدینه قحطی پیش آمده زینب همراه شوهرش عبدالله بن جعفر به شام کوچ کردند و قطعه زمینی داشتند زینب در همان جا در گذشت و در همان مکان دفن شد.[۱۵]

۲- زیارتگاه مصر

عده دیگری بر این عقیده هستند که، زینب (س) دختر بزرگوار امیرالمومنین (ع) درمصر مدفون شده، و بقعه بارگاه مجللی که هم اکنون در قاهره وجود دارد، متعلق به آن بانوی بزرگ اسلام است.

اینان برای تائید نظریه خود می گویند: وقتی زینب (س) از کربلا به مدینه بازگشت، مجلس سخنرانی ترتیب می داد، و مردم را برای گرفتن انتقام خون حسین (ع) تحریک می کرد، آنگاه

«عمربن سعید» فرماندار مدینه، این وضع را به «یزید بن معاویه» در دمشق گزارش کرد و یزید هم برای پیشگیری از آشوب دستور داد، زینب را از مدینه به شهر دیگری تبعید کنند! بعد چون خود زینب «مصر» را برای سکونت انتخاب کرده بود، فرماندار مدینه وسایل و امکانات سفر را تهیه کرد و آنها زینب و همراهان او، سکینه دختر امام حسین (ع) و فاطمه خواهر زینب را، به مصر فرستاد، و فرماندار مصر «مسلمه بن مخلد انصاری» با تعدادی از رجال و اعیان و بزرگان مصر، از زینب استقبال آبرومندی به عمل آوردند، و زینب در اول ماه شعبان سال ۶۱ به مصر وارد شد، و فرماندار او را در خانه خود که، در «حمراء قصوی» بود اسکان داد، و حضرت زینب (س) پس از یازده ماه و پانزده روز اقامت در مصر، وفات کرده و در همان منزل مسکونی خود او را به خاک سپردند.

۳- آرامگاه زینب کبری

برخی معتقدند زینب (س) پس از سفر شام به مدینه بازگشت کرده است و برای خارج شدن وی هم از مدینه دلیلی نمی توان یافت، پس وی در مدینه از دنیا رفته، و مانند سایر بنی هاشم در قبرستان بقیع دفع گردیده است، اگر چه مانند بسیاری از موارد، کار شکنی ها و فضای ظلم و ستم، موجب گردیده که وی بقعه و حتی علامت علامت قبری نداشته باشد، مخصوصاً بخاطر این جهت که پیوسته ستمگران از حادثه کربلا و متعلقات آن بیم داشته، و در صدد محو آثار آن بوده اند!

اگر چه صرف نظر از بحثهای تاریخی، بهتر است زبان حال زینب (س) را به عهده شاعر بسپاریم که سروده است:

بعد از وفات، تربت ما، در زمین مجوی

در سینه های مردم عارف مزار ماست

آری، مزار زینب (س) در واقع دلهای مردم عارف، بلکه دلهای همه ماست، به او سلام و درود می فرستیم، خود را از ارادتمندان به آستان آن بزرگوار می دانیم، در هر نقطه ای که مدفون باشد، ضمن اینکه زینبیه شام وبارگاه در مصر هم برای ما قابل احترام است، در آن مکان ها نماز و دعا و زیارت به نیت تقرب به درگاه خداوند، انجام می دهیم، صاحب مقبره را هم در نظر می گیریم، و به او سلام و احترام به عمل آوردیم، و خداوند هم همه ما را مطلوب و مأجور خواهد داشت، انشاء الله.

اما به هر حال برای، مزار زینب کبری، دختر بزرگ علی و فاطمه (ع) جزء مدینه وجوار حرم مطهر رسول الله (س) جای دیگر نمی توان سراغ داشت، و خدا داناتر است. والسلام [۱۶]

بخش دوم: سیره فردی حضرت زینب (س)

ویژگی های فردی حضرت زینب (س)

درباره جمال حضرت زینب (س) دانش پژوهان و سخنوران بسیار گفته وسجایای اخلاقی آن بانوی ماندگار را ستوده اند و همگی بر این باورند که زینب (ص) از حیث وقار و متانت به خدیجه کبری (س) شباهت داشت و حیا و شرم و عطوفت و مهربانی را از مادرش فاطمه (س) را به ارث برده بود و از لحاظ دانش وتقوا، فصاحت و بلاغت کلام میراث دار علی بن ابیطالب (ع) و در صبر و حلم همانند امام حسن (ع) و در شجاعت و دلاوری چون سالار شهیدان حسین (ع) بود[۱۷]

در واقع بارزترین صفت زینب (س) باور او بود بدانچه در قرآن آمده و پیامبر تبیین فرموده بود به این ترتیب او توانست آن مصائب عظیم را تحمل کند و مزد و پاداش آنها را از خدا چشم داشته باشد. ..

زینب نواده رسول اکرم (ص) است، مشعلی که راه را برای کسانی که بخاطر عقیده انقلاب می کنند روشن نمود.

زینب (س) پاره تن زهرا (س) است که مسئولیت ها را با پایداری و اخلاص در راه انجام رسالت جاودان به نحو کامل بر دوش گرفت.[۱۸]

آری وی در دامن مادری تربیت شده بود که درس زندگی را احتیاج به آموختن نداشت زیرا زندگی مادرش فاطمه خود به تنهایی آموزگاری صامت بود.

زینب مدیر داخلی دومین کانون اسلامی است او چون مادرش مسئولیت خویش را به بهترین وجه به پایان رساند.

زینب باید در خانه عبدالله کودکانی تربیت کند که در کربلای حسین جانبازی کنند[۱۹]

۱- صبر

تاریخ زنی صبور تر از زینب (س) به خود ندیده است. پسرانش، عون و محمد و به قولی عبدالله در برابر دیدگان او سر بریده شدند و او شیون نکرد؛ پس شاهد بود که در چند ساعت پیشوایش حسین و برادران و پسران برادرانش به شهادت رسیدند و باز بردباری پیشه کرد. در واقع زینب سنبل زنی شجاع، مدبر و لایق رهبری در اوضاع و شرایط سخت بود. او اسیر و چه بسا بسته به زنجیر بود. مصیبتها و ناملایمات روحی و بدنی او را فرسوده بودند اما او در

همان لحظه چنان اسرار را رهبری می کرد. و چنان صبر سترگی داشت که برای هیچ کدام از افراد بشر رسیدن به این حد صبر و حسن توکل بر خدا ممکن نیست مگر با فضل خدا.

در شب عاشورا هنگامی که بنی امیه خیمه های اهل بیت (ع) را به آتش کشیدند، زینب نزد امام زین العابدین (ع) که به سختی در بستر بیماری افتاده بود، آمد و از این روی که او پس از حسین (ع) امام واجب الاطاعه بود از آن حضرت درباره تکلیف خود سوال کرد امام به او وسایر زنان امرکرد بگریزند. وقتی بازماندگان خاندان پیامبر (ص) در اطراف بیابان کربلا پراکنده شدند، زینب بار دیگر به خیمه امام علی (ع) بر گشت آن حضرت را از میان شعله های آتش نجات داد و از سلامت وی مطمئن شد. سپس همراه با خواهرش ام کلثوم، به جستجوی زنان و کودکان سرگردان در بیابان پرداختند و آنها را زیر یک چادر نیمه سوخته جمع کرد.

چنین کار بزرگی از زنی که جگرش به دهها داغ بزرگ گداخته سر نمی زند، جز آنکه در اوج صبر باشد و چنین صبری نیز جز از خدای بزرگ نرسد.

وقتی بانگ رحیل از وادی کربلا سر داده شد و برای شکنجه اسرا آنها را بر سر اجساد کسانشان گذراندند امام زین العابدین (ع) نگاه بدرود. دردناکی بر پیکر قطعه قطعه شده پدرش انداخت و خون بر او چیره شد زینب بدقت نگریست و احساس کرد که حجت خدا و امام زمانش در خطر است و بیم آن می رود که اندوه زندگیش را پایان بخشد، فرصت از کف نداد و روی به سوی او کرد و گفت:

ای بازمانده جد و پدر و برادرانم! از چیست که می بینم داری جان خود را می دهی؟

امام زین العابدین (ع) چگونه بیتابی نکنم و اندوه نگسارم در حالی که پدر و برادرانم و عموها و عمو زادگان و خاندانم را می بینم که درخون خویش روی ریگها پیچیده اند، با جسدهایی عریان؛ و کسی نیست که آنها را کفن ودفن کند هیچ کس به سراغ آنها نمی آید، انگار که ایشان اهل خانه ای در دیلمان و خزر بوده اند.

زینب گفت (ع) آنچه می بینی تو را غمین نکند؛ به خدا سوگند که این حادثه زمان رسول خدا تا جد و پدر و عمویت نیز اتفاق افتاده بود. حال آنکه خداوند عهدی از گروهی از این امت ستانده که فراعنه خاک آنها را نمی شناسند وی نزد اهل آسمان آشنایند؛ که این اعضای پاره پاره و تکه تکه و این اجساد به خون تپیده را جمع و دفن کنند و در این بیابان پرچمی برای مزار پدرت سرور شهیدان نصب می کنند که هیچ گاه نشان قبرش ناپدید نشده و در اثر گذشت زمان منش اوگم نشود.

سران کفر و گمراهان بر نابودی مزار او بکوشند و هیچ اثر نکند جزاین که اثر او ظاهر تر و کار او نمایان تر می شود.

به این ترتیب بانو زینب آرام جان را به قلب امام سجاد (ع) باز آورد.

۲- بلاغت

دانش گسترده، حکمت وافر، سخن درست، شجاعت ربانی، بیانی نافذ و زبان فصیح. … تمام آن چیزهایی است که عناصر بلاغت زینب صدیقه را تشکیل می دهند.

او دختری سه ساله بود وقتی همراه مادرش مسجد پیامبر (ص) رفته بود ومادرش زهرا (ع) آن سخنرانی مهم را که در آن تمام اصول و ارزشهای رسالت آمده بود، ایراد کرد و سپس این زینب بود که آن سخنرانی مهم را که در آن تمام اصول و ارزشهای رسالت گرد آوری بود، ایراد کرد و سپس این زینب بود که آن سخنرانی بزرگ را برای ما روایت کرد[۲۰] و همچنین درباره سخنرانیهای کوبنده وکلمات نافذ او گواهی خدیم اسدی درباره خطبه او در کوفه ما را بس که گفت: بخدا هیچ مخدّره ای سخنورتر از او ندیدم، او چنان سخن می گفت و خطابه ایراد می کرد که انگار از زبان علی (ع) بر می خواست.

۳- مقام علمی

زینب در خانه ای تربیت می شود که علی و فاطمه شالوده آن کانون گرم و با صفا را ریخته اند. زینب که تربیت شده آن دو بزرگوار است در چنین خانه ای با سرپرستی عزیزان پیامبر خدا که تربیت شده آن دو بزرگوار است در چنین خانه ای با سرپرستی عزیزان پیامبر خدا بزرگ شده است. این بانوی بزرگ دارای قوت قلب، فصاحت زبان، شجاعت، زهد و ورع، عفاف و شهامت فوق العاده بود.[۲۱]

مقام علمی حضرت زینب (س) را با پدر از هم کلاسهای او درک کرد امام حسن (ع) و امام حسین (ع) دو نواده عزیز رسول خدا می باشند و معلم هایی چون پیامبر خدا، علی مرتضی، فاطمه زهرا داشته اندو قهراً کسی در خانه علم زندگی کند و از واکنشهای علمی آن محیط بهره مند خواهد بود.[۲۲]

در ایام کودکی علی مرتضی (ع) دختر عزیزش زینب را در دامن نشانده بود خطاب به دخترش فرمود: «دخترم زینب بگو یکی» او گفت یکی بعد دوباره فرمود: «دخترم زینب بگو دو تا» زینب ساکت شد، علی فرمود صحبت کن عزیز تر از جانم عرض کرد «پدر جان

زبانی به گفتن یکی گردش کرد چگونه بگوید دو تا» او را به سینه چسباند و بر گونه هایش بوسه زد.

این روایت نشان می دهد که حضرت زینب (س) از طفولیت دارای علم و کمال بوده است.[۲۳]

۴- ویژگیهای علمی زینب (س)

یکی از ویژگیهای علمی دختر علی مرتضی (ع) و فاطمه زهرا (ص) را می توان در احادیث مشاهده کرد. زینب کبری (س) قهرمان کربلا روای حدیث نیز محسوب می شوند و به اعتراف تاریخ از حضرتش احادیثی در اختیار می باشد.

زینب دختر فاطمه پاره تن رسول خدا (ص) آنگاه که در مقابل دولت قلابی و خلیفه ساختگی یهود مادرش قیام کرد تا آنچه از او به غارت برده اند باز ستاند او ناظر بود و این روایت را با تمام جزئیاتش برای ابن عباس بیان فرموده است.

داستان دردناک ترین دفن پدرش علی مرتضی و ماجرای نزول سفره آسمانی را برای مادر عزیزش و حدیث ام ایمن نیزاز او در دل تاریخ ضبط شده است. زینب از پستان علم و دانش پرورده بود و از آن خاندان است که خداوند به پاداش تقوی و طهارت بر علوم و دانشها احاطه و آگاهی شان داده بود.[۲۴]

درباره شخصیت علمی و فرهنگی زینب بزرگ همین بس که امام سجاد (ع) به حضرت زینب (س) فرمود: «ای عمه! تو عالمه بدون معلمه و فهیمه بدون مفهمه هستی» دانش و کمال و صفات حسنه حضرت زینب (س) به ویژه بلاغت و فصاحت او در سخنوری سبب شد تا مردم روزگارش در هر محفل و مجلسی از او به نام «عقیله بنی هاشم» یاد کنند: زهد و تقوا، حتی تدبیر در امور زندگی و مدیریت و کیاست، حیا و عفت و صبر و توکل و تسلیم و رضای آن بانوی گرانقدر سبب شدند برای وی القابی متعدد ثبت صفحات تاریخ گردد و هر گروهی او را به صفتی خاص متصف نماید.[۲۵]

۵- مدیریت حضرت زینب (س)

زینب رحلت و دفن مادر را دید، چون به خانه بازگشت جای مادر را خالی دیده اشک ریخت مخصوصاً شبها نبودن مادر وی را بی نهایت ناراحت می کرد و جز وحشت و اضطراب

چیزی در خانه نمی دید احساس می کرد که عزیزترین و زیباترین چیز را از دست داده و انتظار داشت پدرش او را در آغوش محبت خود بگیرد او را نوازش کند.

ولی باید گریه را کنار بگذارد زیرا با این سن کم مسئولیتی بزرگ دارد او باید طبق وصیت مادر، برای برادران مادر باشد، او دختری است که از هر جهت شایسته عزت و احترام و توجه است، زینب دختر فاطمه و علی است حوادث او را مهیاتر پخته تر ساخته و مثل یک زن کدبانو خانه پدر را تحت نظارت و مراقبت دائم قرار داده و جای مادر گرامی خود را گرفته، برای برادرانش حسن و حسین و خواهرش ام کلثوم مادری مهربان به شمار می رفت، از حیث محبت به آنها بین محبت مادری و خواهری جمع کرده بود.

زینب مدیر داخلی دومین کانون اسلامی است، او باید چون مادر تمام وسائل خانه را مهیا کند، اگر در زمان مادرش فاطمه و علی (ع) در همین خانه خستگی های بیرون را فراموش می کند حال هم باید زینب این خانه را چون زمان مادر طوری مهیای پذیرایی از پدر کند که علاوه بر ناراحتی و خستگی های بیرون غم تنهائی روی پدرش چندان اثر نگذارد.

زینب باید برای پدر نقش یک مدیر داخلی را داشته باشد درست مثل مادرش فاطمه هر کاری او می کرد دختر او نیز باید آموخته باشد که همین طور هم بود زینب از آن روز خوب ایفاء مسئولیت نمود ولی باز به هنگام اوقات بیکاری که به گذشته می اندیشید و جای مادر را خالی می دید آنقدر این دختر کوچک علی اشک می ریخت تا خوابش می برد.[۲۶]

۶- شوهر داری

زینب در دامن مادری تربیت شده بود که درس زندگی را احتیاج به آموختن نداشت زیرا زندگی مادرش فاطمه خود به تنهایی آموزگاری صامت بود او می دانست پیروزی های چشم گیر پدرش در میدان رزم و در کانون باصفا و صمیمیت شان بدست مادرش شالوده ریزی می شد و می دید که اگر پدرش علی در جبهه ها با شمشیر جنگ می کرد مادرش فاطمه (س) در خانه جهاد می نمود تا جهاد پدرش علی ثمر بخش باشد.

او می دید هر گاه پدرش علی از جنگ به منزل باز می گشت مادر عزیزش فاطمه مهربان تر از همیشه دلگرمی هایش بیشتر از روز قبل بود و نوازش های او از دقایق پیش لطیف تر و بیشتر بود.

زینب هنوز صدای پدرش علی در کوشش طنین انداز است که می فرمود:

هر گاه به خانه می آمد و به زهرا نگاه می کردم تمام غصه هایم برطرف می شد و حال زینب باید نقش مادر را داشته باشد زیرا فرزند آن مادر است.[۲۷]

۷- فرزند داری

زینب می داند این زندگی که او مسئولیتش را عهده دار شده است یک روز باید مادر شود. او می داند در دامن او باید چنان فرزندی تربیت شود که در آینده نماینده سلوک و رفتار او و عبدالله باشد.

زینب باید فرزندی به اسلام بسپارد که با قطرات خون خود که بدست ظالمی می ریزد و مادرشان پاسدار آن خونهای پاک می شود فریاد بر آورند یک مغز الکلی یک شرابخوار و قمار باز نباید ادعای جانشینی پیامبر خدا کند.

آری زینب باید در خانه عبدالله کودکانی تربیت کند که در کربلای حسین جانبازی کنند.

زینب مادر چهار پسر به نامهای «علی»، «محمد»، «عباس»، «عون» و یک دختر به نام ام کلثوم شد، کودکانی که هر کدام به نوبه خود توانسته اند در تاریخ جایی مخصوص داشته باشند و گوشه ای از آن را به خود اختصاص دهند کودکانی که توانستند برای پدر خود آبرویی ابدی باشند و نشان دهند چگونه در راه تحقق بخشیدن به آرمانهای آزادی دائی بزرگوار شان حسین بن علی (ع) جانبازی کردند، کودکان مادری که کاخ یزید را به لرزه در آورد و آنان نیز با صدای دلنشین خود ستمگران را به خود آورده عبدالله چنین سخن آغاز کرد: «اگر من را نمی شناسید، بدانید من پسر جعفر بن ابیطالب هستم که شهید درستکار بود، و حال در بهشت بوسیله بالهای سبز پرواز می کند و برای عظمت و شرف من در محشر همین بس است»

عون دلبند زینب چنان شجاعانه جنگید سه نفر سواره نظام و هیجده پیاده نظام را به قتل رسانید و خود به بدست کثیف «عبدقطنه طائی» به درجه شهادت رسید.

پس از عون، برادرش محمد دلبند دیگر زینب به میدان رهسپار شد او نیز صحنه های زشت و ناپسندی از زندگی بندگان دنیا را باز گو و با صدای دلنشین و روح پرورش در میدان طنین افکند و «نهثل تمیمی» او را به شهادت رسانید.[۲۸]

۸- زینب پرستار والا

تاریخ نشان می دهد، زینب (س) پس از شهادت مادر بزرگوارش، پرستاری علی بن ابیطالب را تا به هنگام شهادت آن حضرت بر عهده داشته است.

همه مورخان بر این نکته تأکید کرده اند که حضرت علی بن ابیطالب با وجود داشتن همسران چند زینب همچون مادر بی همانندش از پدر مهربانش پرستاری می کرده است. واژه پرستار در فرهنگ غنی فارسی از ریشه پرستیدن است و به معنای واقعی کلمه فرمانبردار و تیمار خوار فردی از فرد دیگر است!

تاریخ پرستاری زینب را ارج می نهد، زینب (س) پس از ازدواج با عبدالله بن جعفر، برنامه منظمی ترتیب داده بود که هر از چند گاهی به دیدار پدر و برادران و خواهرش ام کلثوم می رفت و با مهربانی با آنان برخورد می کرد وگاه و بیگاه با پدرش خلوت می کرد تابلکه از این طریق دردها و آلامها درونی پدر را تسکین بخشد.

روش زینب (س) در طول زندگی نشانه ای از تعالیم اصلی اسلام راستین است.

تاریخ حرکت این بانوی بزرگ جهان اسلام رابه دور از تحریف وابهام به تصویر کشیده و مقام پرستاری او را در طول زندگی پر برکتش ستوده است.

زینب (س) از نبوغ ذاتی خویش در پرستاری همراهان برادر بزرگوارش حسین (ع) در طول سفر از مدینه به مکه و از مکه به کربلا و از هنگام پیکار سخت عاشورا و مراقبت از امام سجاد در شب عاشورا که بیمار بود تا به ه

نگام اسارت و از اسارت تا به زمان بازگشت به مدینه با متانت و مهربانی از کودکان و بیماران کاروان حسینی و مصدومان و مجروحان پیکار عاشورا پرستاری کرد.

بنابر اقوال سیره نویسان به هنگام اسارت تعداد کاروانیان متشکل از ۸۴ نفر کودک وزن و شخص امام سجاد و چند تن از غلامان حسین (ع) و همراهان او بود و زینب (س) درطول راه کربلا به کوفه و کوفه تا دمشق در کنار کودکان بر سفره می نشست و آنان را از غذایی که امویان در اختیارشان می نهادند سیرمی کرد و گاه در این تقسیم به خودش غذا نمی رسید و گرسنه از سر سفره کنار می رفت. ..

افتخار جمهوری اسلامی ایران از آغاز شکل گیری جمهوری شکوهمند اسلامی در ایران روز تولد حضرت زینب (س) به نام روز پرستار نام گذاری شد و همگان در این روز مقام شامخ پرستار را می ستایند.[۲۹]

بخش سوم: سیره سیاسی حضرت زینب (س)

رسالت زینب، دشوارتر از رسالت حسین است!

هر انقلابی دو چهره دارد: خون و پیام! رسالت نخستین را حسین و یارانش امروز گزارند، رسالت خون را.

رسالت دوم، رسالت پیام است، پیام شهادت را به گوش دنیا رساندن است، زبان گویای خونهای جوشان و تن های خاموش، در میان مردگان متحرک بودن است،

رسالت پیام از امروز عصر آغاز می شود، این رسالت بر دوشهای ظریف یک زن، زینب! زنی که مردانگی در رکاب او جوانمردی آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگین تر از رسالت برادرش حسین است.

زینب رسالت رساندن پیام شهیدان زنده، اما خاموش را به دوش گرفته است، زیرا پس از شهیدان، او به جا مانده است و او است که باید زبان کسانی باشد که، به تیغ جلا دان، زبانشان بریده است.

اگر یک خون پیام نداشته باشد، در تاریخ گنگ می ماند و اگر یک خون پیام خویش را به همه نسلها نسپارد، جلاد، شهید را در

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *