تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیر? ارتباطی امام رضا (ع) از مدینه تا مرو؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? ارتباطی امام رضا (ع) از مدینه تا مرو با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? ارتباطی امام رضا (ع) از مدینه تا مرو:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? ارتباطی امام رضا (ع) از مدینه تا مرو به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? ارتباطی امام رضا (ع) از مدینه تا مرو با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? ارتباطی امام رضا (ع) از مدینه تا مرو تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? ارتباطی امام رضا (ع) از مدینه تا مرو را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیر? ارتباطی امام رضا (ع) از مدینه تا مرو :

مقدمه

در منابع تاریخی، گستره تاریخی زندگانی ائمه (ع) ۲۶۰ سال ذکر شده است؛ اما ابعاد وسیع فرهنگی اجتماعی آن تا قرن ها ادامه دارد. نقش تاریخی و جغرافیایی ائمه در زندگانی ما، زمانی درک خواهد شد که امامت آنها را الگویی تبیینی از هدایت تکوینی و تشریعی دین در چارچوب مکان و زمان بدانیم؛ بدان معنا که فهم مکان و زمان در زندگانی ائمه (ع)، ارکان فرهنگی اجتماعی سیره ایشان را ترسیم خواهد کرد. ازآنجاکه برای شناخت فرهنگ به شناخت زمان یعنی تاریخ و شناخت مکان یعنی جغرافیا نیاز است، مطالع تاریخ و جغرافیای زندگانی ائمه (ع) به شناخت فرهنگی ایشان منجر خواهد شد. پس شناخت سیره ارتباطی زندگانی ائمه (ع) از طریق شناخت ساختار زندگانی ایشان در گذر زمان و مکان حاصل می شود (فیاض، ۱۳۹۰: ۲۶۳).

باید گفت که هر یک از ائمه (ع) در زندگی دارای نوعی ساختار ارتباطی وابسته به شرایط مکانی و زمانی عصر خویش بودند تا بتوانند رسالت دینی خود را انجام دهند. امام رضا نیز برهه ای ازتاریخ و جغرافیای شیعه را ترسیم کرده که برای ما ایرانیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اگر ما این ساختار جغرافیایی و تاریخی را به دست آوریم، می توانیم به سیره ارتباطی ایشان دست یابیم . هجرت تاریخی سیاسی امام هشتم (ع) از شهر مدینه به مرو و شهادت آن بزرگوار در این خطه ، تأثیر شگرفی در فرهنگ این سرزمین، به ویژه در پدیدار شدن فرهنگ والای رضوی داشته است. مسیر هجرت امام رضا (ع) پرسشی است که در منابع تاریخی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته ؛ اما مشکل و مسئل مهم، پرداختن به حوادث و وقایع در طول سفر ایشان است که تقریبا می‏توان گفت منابع در این موضوع، مگر در چند مورد از وقایع مهتر مانند حدیث سلسله الذهب ، مسکوت مانده اند.

هجرت تاریخی سیاسی امام رضا (ع) از مدینه به مرو، واقع بزرگ تاریخی است که موجب تحول و دگرگونی های فراوانی در ایران از جمله در فرهنگ و تمدن ایرانیان آن عصر شده است، اما به طورکلی تعیین مسیر دقیق سفر امام (ع) به واسط گزارش های متعدد و متناقض تاریخی، دشوار است .

درباره مسیر حرکت ایشان دو نقل متفاوت درتاریخ ذکرشده است که این نوشته مجالی برای بررسی آنها ندارد، اما آنچه مسلم و قطعی است اینکه چون امام رضا (ع) شخصیت مهم و برجسته ای در جهان اسلام بودند، مأمون تلاش می کرد تا ایشان را از شهرهای شیعه نشین و مکان های معروف عبور ندهد تا مهرورزی مردم به ایشان ، پایه های حکومت او را به خطر نیندازد. لذا بصره ، نیشابور و سرخس به لحاظ موقعیت جغرافیایی که داشتند، از جمله شهرهایی هستند که بی گمان امام (ع) از آنجا عبور کرده اند.

با تکیه بر حوادث در طول سفر ایشان و رفتار امام (ع) در برخورد با این حوادث، به تحلیل سیره ارتباطی ایشان پرداخته می شود. برای این امر از مدل ارتباطات انسانی «برلو» بهره برده خواهد شد. منطق محقق برای انتخاب مدل برلو در تحلیل سیره ارتباطی امام رضا (ع) این بوده که این مدل مبتنی بر رفتارگرایی است، به وجوه روان شناختی ارتباطات توجه ویژه ای دارد و فرایند یادگیری و تفسیر را در ارتباط، امری دائمی بیان کرده است . او در مدل خود برای ارتباطات انسانی علاوه بر چهار عنصر اصلی ارتباط (منبع، پیام، گیرنده و کانال ) دو عنصر رمزگذار و رمزخوان را نیز معرفی می کند. از آنجا که هدف نوشتار حاضر، بررسی سیره ارتباطی امام رضا (ع) به عنوان یک ارتباط گر یا رمزگذار بوده، نگاه روان شناسان او به ویژگی های منبع در فرایند ارتباط انسانی برای ما قابل استفاده است . لذا از این پس به تحلیل جزئیات مدل برلو در مورد منبع پرداخته می شود. دیوید برلو[۱] منبع ارتباط را فردی می داند که بعد از تعیین روش تأثیر روی گیرنده ، پیامی را به قصد تولید هدف مورد دلخواهش رمزگذاری می کند. برلو چهار ویژگی یا عامل را در منبع، موجب افزایش صحت منبع می داند که عبارت اند از: ۱- مهارت های ارتباطی ؛ ۲- نگرش ها؛ ۳- سطح دانش؛ ۴- موقعیت فرهنگی اجتماعی فرد.

این نوشته تلاش می کند با بررسی و تحلیل متون و اسناد تاریخی هجرت امام رضا ، به آنچه در متون تاریخی ، مقاله ها و کتاب های نگارش شده مغفول مانده است، یعنی ابعاد مختلف این چهار ویژگی در سیره ارتباطی امام رضا (ع) در سفر مدینه تا مرو بپردازد.

مفهوم شناسی

۱. سیره

واژه «سیره » در زبان عربی از «سیر» است. سیر یعنی حرکت و راه رفتن؛ اما «سیره » یعنی نوع راه رفتن. پس سیر یعنی رفتار و سیره یعنی نوع و سبک رفتار. امام رضا (ع) تنها امام شیعیان است که مدتی از عمر با برکت خود را در ایران سپری کرده اند. سبک و نوع ارتباط ایشان با مردم در مسیر هجرت تاریخی شان از مدینه به مرو، تأثیرهای فرهنگی و اعتقادی عمیقی در قلوب مردم ایران گذاشته و خود می‏تواند الگوی مطلوب و مناسبی برای عالمان و مبلغان دین باشد.

۲. ارتباطات انسانی

فرایند دوطرف ارتباط انسان با انسان را ارتباطات انسانی می نامند که به چهار دست اساسی تقسیم می شود: ارتباط درون فردی، میان فردی، گروهی و جمعی.

ارتباط درون فردی همان ارتباط با خود است و هر یک از ما با خود یک ارتباط درونی برقرار می کنیم . این ارتباط می‏تواند مبنای تمام انواع ارتباطات انسانی قرار گیرد. ارتباط با خود عملی مداوم، پیوسته و فراگیر در زندگی روزمره هم انسان هاست.

ارتباط میان فردی بر ارتباط رودرروی دو نفر دلالت دارد (گیل و ادمز، ۱۳۸۴: ۲۶). این ارتباط شامل گفتگو، مصاحبه و مذاکره شده و هدف از برقراری این ارتباط می تواند حل مسائل خود با دیگران، رفع تعارض ها و نیازهای اجتماعی و رد و بدل کردن اطلاعات باشد.

ارتباط گروهی به ارتباط میان افراد یک گروه یا ارتباط میان گروه های مختلف اطلاق می شود (همان: ۴۰) مانند سخنرانی در مجامع عمومی یا جلسه های اداری.

ارتباط جمعی اساسا یک طرفه است و شیوه مؤثری برای دریافت بازخوردها وجود ندارد» (همان: ۲۸). این نوع ارتباط عمدتا نهادمند و سازمان دهی شده و به صورت غیرمستقیم است.

چارچوب نظری

در نوشتار پیش رو با بررسی انواع نظریه ها و مدل های ارتباطات انسانی، مدل ارتباطات انسانی برلو به عنوان چارچوب نظری انتخاب شد تا ما را در بررسی و تحلیل یافته ها یاری دهد. در بررسی اجمالی باید گفت که ارتباطات انسانی با سه مدل کلی تحلیل می شود که پایه و اساس تحلیل مدل های ارتباطی بوده و عبارت اند از: خطی، تعاملی و تبادلی. مدل برلو، سیر تعاملی را طی می کند و ازاین رو در اینجا مورد نظر قرار گرفته است.

دیوید. ک. برلو (۱۹۲۹) در مدل ارتباطات انسانی خود در کنار چهار عنصر اصلی ارتباط یعنی منبع، پیام، گیرنده و کانال ، رمزگذار و رمزخوان را نیز معرفی کرده است و بر تعاملی و دوسویه بودن ارتباط تأکید دارد. او در معرفی اجزای عناصر اصلی ارتباط، برای منبع چهار جزء مهارت های ارتباطی، نگرش ها، سطح دانش و موقعیت فرد را معرفی کرده است. وی به طور کلی، پنج نوع مهارت ارتباط کلامی را برمی‏شمارد که شامل نوشتن و گفتن (رمزگذاری )، خواندن و شنیدن (رمزخوانی ) و تعقل است. او می گوید هر چه مهارت های ارتباطی فرد در سطح بالاتری باشد، فرد ارتباط گر در انتقال هدف خود توانایی بیشتری دارد، رمزگذاری او از صحت بالاتری برخوردار بوده و بیان معنا از سوی وی کامل تر است. مهارت دیگر، نگرش فرد است که ذیل مهارت تعقل بیان می شود و آن را نگرش منبع نسبت به خود، مطلب خود و گیرنده معرفی می کند. مهارت بعدی ، سطح دانش فرد است که میزان اطلاعات او را در نظر می گیرد. آخرین جزء موقعیت فرد شامل پایگاه و موقعیت او در محیط زندگی است. اینکه فرد برای برقراری ارتباط ، پیام خود را چگونه رمزگذاری می کند و تمایل او نسبت به موضوع و مخاطب چگونه بوده ، همه متأثر از موقعیت اجتماعی و فرهنگی وی در آن دوران است (سپنجی و مؤمن دوست ، ۱۳۹۰: ۱۲۵).

منطق محقق در انتخاب نظری مذکور، به برخی ویژگی های این نظریه مرتبط است که شامل:

۱- نگاه تعاملی و دوسویه بودن او به ارتباط (هرچند او مدل ساده ای از ارتباطات انسانی را بیان کرده ) است که قابلیت و کارایی این نظریه را بالا می برد؛

۲- توجه اصلی او به انسان به عنوان منبع یا گیرنده پیام بوده، لذا در ارتباطات انسانی قابل تحلیل و استفاده است؛

۳- ارتباطات را امری پویا و پیوسته معرفی می کند؛

۴- «تأکید اصلی او بر پاسخ و بازتاب پیام در محیط است » (محسنیان راد، ۱۳۸۹: ۴۰۱).

سیره ارتباطی امام رضا (ع) در سفر مدینه تا مرو

طبق مدل برلو، چهار ویژگی ارتباط‏گر که (در بخش های قبلی هم بیان شد) می تواند موجب صحت ارتباط باشد که شامل مهارت های ارتباطی، نگرش ها، سطح دانش و موقعیت ارتباط گر است . در ادامه با تأسی به سیره امام (ع) در این سفر، با دقت در موارد جزئی‏تر به تحلیل این ویژگی ها پرداخته می شود.

۱. مهارت های ارتباطی

مهارت های ارتباطات اجتماعی و انسانی، شامل دو دست درون فردی و برون فردی می شود. ارتباطات درون فردی به معنی ارتباط فرد با خود است و ارتباطات برون فردی خود شامل سه دسته ارتباط میان فردی ، گروهی و جمعی است. در ادامه به بیان انواعی از مهارت های ارتباطی امام رضا (ع) در حوزه ارتباطات برون فردی پرداخته می شود.

دانستن زبان مخاطب

مسیری که امام (ع) از مدینه تا مرو پیمودند، قابل تأمل است ، چرا که ایشان را از مسیر و شهرهایی به مرو آوردند تا کمترین برخورد را با مردم و شیعیان داشته باشند، اما ایشان از همان آغاز حرکت، راه ارتباطی خود را پیدا کردند. اولین راه ارتباطی، «زبان» است . حضرت در هر منطق ایران و به هر شهر و دیاری که رسیدند، با زبان مردم آن دیار سخن گفتند. ایشان به زبان های سندی، هندی، مغولی و فارسی با مردم دیار مختلف صحبت کردند.

در کتاب های روایی به نقل از یکی از اصحاب حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به نام علی بن ابی حمزه بطائنی آمده است: روزی در محضر مبارک آن حضرت بودم که تعداد ۳۰ نفر غلام حبشی در آن مجلس وارد شدند. پس از ورود، یکی از ایشان به زبان و لهج حبشی با امام رضا (ع) سخن گفت . حضرت نیز به زبان حبشی و لهج محلی خودشان پاسخ او را بیان کردند و لحظاتی با یکدیگر به همین زبان سخن گفتند. آنگاه حضرت، مقداری پول درهم به آن غلام عطا کردند، مطلبی نیز به او فرمودند، سپس همگی آنها حرکت کردند و از مجلس خارج شدند. من با حالت تعجب به آن حضرت عرضه داشتم : یا ابن رسول الله! فدایت گردم ، مثل اینکه با این غلام به زبان حبشی و لهج محلی صحبت می‏فرمودی؟! او را به چه چیزی امر نمودی؟ امام (ع) فرمودند: آن غلام را در بین تمام همراهانش، عاقل و باشخصیت دیدم لذا او را برگزیدم و ضمن تذکراتی، به او توصیه کردم تا کارها و برنامه های سایر غلامان و دوستان خود را بر عهده گیرد و در حق آنها رسیدگی کند. نیز هر ماه مقدار ۳۰ درهم به هر کدام از ایشان بپردازد و او نیز نصایح مرا پذیرفت و مقدار دراهمی به او دادم تا بین دوستانش طبق توصیه تقسیم نماید.

بعد از آن، امام رضا (ع) افزودند: امام ، علومش بی‏منتها است و هر کسی نمی‏تواند به تمام مراحل علمی و اطلاعات او دست یابد (حمیری، ب تا: ۱۴۴؛ مجلسی، ۱۳۵۶، ج ۲۶: ۱۹۰).

در روایت دیگری آمده است: شخصی به نام «ابو اسماعیل سندی» از هند به دنبال حجت خدا آمده بود. او را به حضرت رضا (ع) راهنمایی کردند. وی میگوید: من نزد حضرت رفتم اما عربی نمی‏دانستم، به زبان سندی سلام کردم، حضرت به زبان خودم پاسخ دادند. با حضرت سخن گفتم و او به زبان خودم با من سخن میگفت؛ گفتم: به دنبال حجت خدا در عرب آمده ام. فرمودند: منم آن (حجت خدا)، هر چه میخواهی بپرس. من مسائل خود را پرسیدم و حضرت به زبان خودم پاسخ دادند.

در شهر بصره نیز وقتی یکی از مخالفان به نام «عمرو بن هداب» از ایشان خواست تا ادعای خود را در مورد دانستن هر زبان ثابت کند و با رومیان، هندوها، فارسیان و ترک‏زبان ها که در شهر هستند سخن گوید، حضرت فرمودند: آنها را بیاورید. عده ای از اهل زبان های گوناگون را آوردند و حضرت با هم آنها به گونه ای روان سخن گفتند که همگی به دانش و فصاحت حضرت اعتراف کردند و مردم از دیدن این منظره شگفت زده شدند، زیرا واضح بود که حضرت رضا (ع) هرگز در این مورد استادی ندیده و نزد کسی زبان های گوناگون را یاد نگرفته و با این افراد در مدینه معاشرتی که سبب یادگیری این همه زبان با این فصاحت باشد، نداشته اند (نجفی یزدی، ۱۳۹۱: ۴۵۴۲).

مرحوم شیخ صدوق، علامه مجلسی و دیگر بزرگان به نقل از اباصلت هروی حکایت می‏کنند:
یکی از روزها به آن حضرت عرض کردم: یا ابن رسول الله! شما چگونه به هم زبان ها و لغت ها آشنا شده ای و این چنین ساده، مکالمه می‏نمایی؟ امام (ع) فرمودند: ای اباصلت! من حجت و خلیف خداوند متعال هستم و پروردگار حکیم کسی را که می‏خواهد بر بندگان خود حجت و راهنما قرار دهد، به تمام زبان ها و اصطلاحات آشنا و آگاه می‏سازد که زبان عموم افراد را بفهمد و با آنها سخن گوید و بندگان خدا بتوانند به راحتی با امام خویش سخن گویند. سپس امام رضا (ع) افزودند: آیا فرمایش امیرالمؤمنین، امام علی (ع) را نشنیده ای که فرمودند: به ما اهل بیت (ع) «فصل الخطاب» عنایت شده است و بعد از آن، اظهار نمودند: فصل الخطاب یعنی معرفت و آشنایی به تمام زبان ها و اصطلاحات مردم و بلکه عموم خلایق در هر کجا و از هر نژادی که باشند (ابن بابویه ، ۱۳۸۷، ج ۲: ۲۲۸ ).

امام رضا (ع) افزودند: توجه داشته باش که همانا امام و علوم او، همچون دریای بی‏منتهایی است که پایان ناپذیر باشد و درون آن مملوّ از انواع موجودات و جواهرات گوناگون خواهد بود و چون پرنده ای، قطره ای از آب آن را بردارد، چیزی از آب آن کم نخواهد شد. امام، دانش‏هایش بی‏انتهاست و هر کسی نمی‏تواند به تمام مراحل علمی و اطلاعات او دست یابد[۲] (پیوسته، ۱۳۹۱: ۳۷).

تحریک عواطف و احساسات

یکی دیگر از مهارت های ارتباطی، تحریک احساسات و عواطف حقیقت جویان مردم است. امام رضا (ع) در نیشابور زمانی که همگان برای شنیدن صحبت های ایشان جمع شده بودند و از ایشان تقاضا داشتند تا حدیثی بخوانند، با نحوه قرائت حدیث، احساسات مردم را برای شنیدن سخن حق برانگیخته و امامت و ولایت خود را در سای این حدیث گهربار بیان فرمودند. نیشابور با افغانستان، هندوستان و… در ارتباط بود و راه حیاتی معرفتی در آن زمان به شمار می رفت و متفکران بزرگی در آنجا بودند. بنابراین آنچه در نیشابور رخ داده یک فرایند ارتباطی ویژه داشته است. مردم آن شهر به مکاتب و مذاهب آشنا بودند، لذا امام در یک فرایند ارتباطی دقیق، توحید را با امامت همگام کرده و اصل وحدت و ولایت را ملازم هم بیان کردند. لا إله إلا اللهُ، حِصنِی فمن دخل حصنی أَمِنَ مِن عَذَابِی بِشرطِها و شُرُوطِهَا و أَنَا مِن شُرُوطِهَا: کلم «لا اله الا الله: هیچ معبودی به جز الله نیست » دژ و حصار من (خدا ) است پس امام (ع) با ایهامی دقیق با توسل به سلسل ائمه (ع)، امامت و ولایت خود را شرط ورود به دژ محکم الهی دانستند و مبدأ و معاد انسان ها را در پذیرش مطلق ولایت خلاصه کردند. با توجه به بستر تاریخی جغرافیایی این شهر، امام (ع) از شیوه ایضاح بعد از ایهام در ارتباط با مردم برای تبیین جایگاه امامت ولایت خویش، استفاده کردند (فیاض، ۱۳۹۰: ۲۶۶ ).

درتاریخ آمده است: وقتی امام رضا (ع) در مسیر مدینه به مرو به شهر نیشابور رسیدند، مردم زیادی به استقبال ایشان شتافتند و از وی درخواست کردندتا آنها را با حدیثی از پدران خود خشنود سازند. فرمودند: حدیث کرد مرا پدرم حضرت موسی بن جعفر کاظم ، فرمود: حدیث کرد مرا پدرم جعفر بن محمد صادق ، فرمود: حدیث کرد مرا پدرم محمد بن علی باقر ، فرمود: حدیث کرد مرا پدرم علی بن حسین، زین العابدین، فرمود: حدیث گفت مرا حسین بن علی (ع) شهید سرزمین کربلا، فرمود: حدیث کرد مرا پدرم امیرمؤمنان علی بن ابیطالب (ع) شهید سرزمین کوفه، فرمود: حدیث فرمود مرا برادرم و پسر عمویم محمد رسول خدا (ص)، فرمود: حدیث کرد مرا جبرئیل ، فرمود: شنیدم حضرت ربُّ العزه سبحانه و تعالی فرمود: «کلم لا اله الا الله حصار من است و هرکس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل حصار من شود از عذاب من در امان است (ابن بابویه، ۱۳۸۷، ج ۲: ۳۷۴).

وقتی امام (ع) این حدیث قدسی را فرمودند همین که کاروان حرکت کرد ایشان دستور توقف دادند، قافله ایستاد، مجددا پرده کجاوه کنار رفت و حضرت در اینجا سخنی دارند که مربوط به خود ایشان است و فرمودند: «و انا من شروطها». امام رضا (ع) در ادام این حدیث می فرمایند تنها اعتقاد به خدا کافی نیست و مسائل دیگری نیز وجود دارد که رعایت مجموع اینها از سوی فرد، او را دین‏دار می کند. در این حدیث نشان داده می شود که ارتباط بشر در گرفتن پیام از ذات احدیت اصل است یعنی توحید و خداباوری یک اصل اعتقادی است که باید به باور برسد و پذیرش رهبری بشری از میان انسان ها به نام پیامبر در این حدیث مستتر است .

امام (ع) با بیان این حدیث در جمع مردم نیشابور که اکثرا سنی مذهب بودند و ازجمله مهترین شهرهای ایران و پایگاه فرهنگی اهل سنت بود، مسئل ولایت امیرمؤمنان (ع) بعد از خاتمیت رسالت پیامبر (ص) و نیز امامت و رهبری امامان معصوم (ع) را دوباره مطرح و با صدای بلندتأکید می فرمایند: ای کسانی که اهل نماز، قرآن و… هستید، بدانید اگر از ولایت خاندان پیامبر (ص) و امامت ما دور باشید اعمال عبادی شما بی ارزش خواهد بود و نجات بخش نیست.

درواقع حدیث سلسله الذهب نشان رد شیعیان سه، پنج یا هفت امامی از سوی امام رضا است. ایشان با بیان جمل «بشروطها وأنامن شروطها »، انحراف تمام احزاب و فرقی را که پرچم مخالفت با امام کاظم، امام صادق و امام رضا (ع) و حتی قبل از آنها را برافراشته بودند، گوشزد می کنند.

توجه به شرایط روز و رصد اتفاق های زمانه از شیوه های ارتباط جمعی است. امام (ع) با توجه به شرایط فرهنگی اجتماعی نیشابور در آن زمان از فن برجسته سازی که یکی از شیوه های ارتباط جمعی مؤثر است، بهره بردند.

نمونه ای دیگر ازتحریک احساسات حقیقت جویان مردم، زمانی است که امام (ع) خود را از سفر به خراسان ناگزیر یافتند. ایشان در چند نوبت کنار مرقد پیامبر (ص) به شکل خداحافظی

باقبر ایشان، ناخرسندی خویش را از این سفر آشکار ساختندتا دیگران نیز بدانند امام برای انجام این سفر مجبور بودند. ایشان، حضرت جواد (ع) را نزدقبر رسول خدا (ص) بردند و به جد خود عرضه داشتند: ای رسول خدا (ص) او را به شما سپردم و به اصحاب فرمودند: سخن او را گوش کنید، با وی مخالفت ننمایید و نزد ثقات اصحاب خویش بر امامت و جانشینی وی تأکید کردند (مسعودی ، ۱۳۴۳ق : ۳۴۹؛ ابن شهرآشوب مازندرانی، ۱۳۷۵ق: ۱۹۶ ).

یکی از راویان حدیث که از نزدیک شاهد ماجرا بوده است، چنین می نگارد: هنگامی‏که فرستاده مأمون وارد مدینه شد، من نیز در مدینه بودم . امام (ع) برای وداع با پیامبر (ص) وارد حرم شریف نبوی شدند. حضرت درحالیکه می‏گریستند، چندین نوبت با پیامبر (ص) و مرقد پاک او خداحافظی کردند. جلو رفتم و به امام (ع) سلام کردم . حضرت پاسخ سلام مرا دادند. آنگاه امام (ع) را به خاطر سفری که در پیش داشتند تهنیت گفتم ولی آن حضرت فرمودند: مرا به حال خود واگذار که من از جوار جدم خارج شده و در غربت از دنیا خواهم رفت (ابن بابویه، ۱۳۸۷، ج ۲: ۲۱۷). امام (ع) هنگام بیرون رفتن از مدینه تمام خویشان خود را فراخواندند و در جمع آنان فرمودند: بر من گریه کنید، زیرا دیگر به مدینه باز نخواهم گشت (طبری، بتا: ۱۷۶).

گواه دیگر بر کراهت و ناخرسندی امام (ع) از این سفر، مسیر تعیین شده از سوی دستگاه خلافت بود، به گونه ای که از برخی مناطق، امام (ع) مخفیانه عبور داده می شدند (بیهقی، ۱۳۶۸: ۱۷۱) و نیز از ورود ایشان به کوفه و قم جلوگیری به عمل آمد[۳] (ابن بابویه، ۱۳۸۷، ج ۲: ۱۴۹) در صورتی که اگر امام (ع) به این سفر راضی بودند و مسیر را با اشتیاق می پیمودند دلیلی نداشت تا مأمون مسیر آن حضرت را از این دو شهر دور بدارد.

۲. نگرش ها

دیوید برلو در مدل ارتباطی خود ذیل بحث نگرش، سه دسته نگرش را برای ارتباط‏گر ضروری می شمارد: نگرش نسبت به خود، نسبت به مطلب خود و نگرش نسبت به مخاطب و می گوید اگر ارتباط گر در این سه نوع نگرش از مهارت بالایی برخوردار باشد، بیشترین تأثیر را بر مخاطب می گذارد. در ادامه، دو نمونه از سیره امام (ع) درتکمیل مدل برلو بیان می شود.

نماز باران

یکی از حوادث مهمی که باعث محبوبیت بیشتر امام رضا (ع) در میان مردم خراسان و شیعیان شد، نزول باران رحمت بر اثر دعای ایشان بود. هنگامی که حضرت به ولایت‏عهدی مأمون منصوب شدند، منطق خراسان دچار کم آبی شد و مزارع و باغات در معرض خطر قرار گرفت . عده ای این اتفاق را به علت حضور امام (ع) در مرو بیان می کردند، لذا مأمون از امام (ع) خواست دعا کنند و از خداوند بخواهند تا باران رحمت خود را نازل کند. امام به خواست مأمون پاسخ مثبت دادند و پذیرفتند که در پیشگاه الهی دعا کنند. سرانجام حضرت در موعد مقرر در جمع مردم زیادی در بیابان بر فراز منبرقرار گرفتند و پس از حمد و ثنای پروردگار عرض کردند: بارالها! تو قدر و منزلت اهل بیت (ع) را بالا بردی و به آنان بزرگی و عظمت بخشیدی، مردم به امید فضل و رحمت تو به ما متوسل شده اند، از تو درخواست دارم حاجت آن‏ها را برآوری و باران رحمتت را نازل نمایی، بارانی که ویرانی و زیان به بار نیاورد، بارانی که شروع آن موقعی باشد که مردم از صحرا برگشته و به منازل و قرارگاه های خود رسیده باشند (همان: ۱۸۳۱۷۹).

سرانجام دعای حضرت همان طور که از پیشگاه الهی درخواست کرده بودند مستجاب شد. نزول باران رحمت بر اثر دعای ایشان موجب قدرشناسی مردم شد و همه یک زبان می گفتند: بزرگواری ها و کرامت های حضرت باری تعالی بر فرزند پیامبر اسلام (ص) گوارا باد.

هدف مأمون این بود که دعای امام (ع) در پیشگاه الهی پس از حضور در بیابان به اتفاق انبوهی از مردم مستجاب نشود و ایشان را در میان عام مردم تحقیر کند. اما با استجابت دعای حضرت، موقعیت مأمون نیزتضعیف و این حادثه برای وی گران تمام شد. استجابت دعای حضرت و نزول باران رحمت، از یک سو موجب فزونی محبوبیت و علاقه مندی به امام رضا (ع) در افکار عمومی شد و از دیگر سو، زمین نفوذ تشیع و گرایش به آن را به خصوص در افرادی که معرفت و علاقه مندی آنها به امام (ع) ریشه دار و عمیق بود، فراهم کرد.

در اینجا باید دقت کنیم که نگرش امام (ع) نسبت به خود که می داند ولی خدا بر روی زمین است و درخواست او از سوی خدا اجابت خواهد شد. همچنین با آگاهی از درخواست مردم و رعایت شرایط و لوازم استجابت دعا و با آگاهی از مردمی که انتظار می کشند با اجابت یا عدم اجابت دعای ایشان، تأیید یا تکفیر کنند، درخواست مأمون را برای خواندن نماز باران می پذیرند. اما مأمون با ناآگاهی و ناباوری تمام خیال می کند دعای ایشان مستجاب نشده و جایگاهشان نزد مردم کم رنگ خواهد شد و از حضرت تقاضا می کندتا نماز باران بخواند و این امام رضا (ع) است که با آگاهی کامل از نگرش های خود و مخاطبان و با امید به عنایت حق تعالی پیروز میدان می شوند.

مژده بهشت

شخصی به نام موسیبن سیار می‏گوید: با حضرت رضا (ع) بودم (در سفر به خراسان ) نزدیک شهر طوس، چون دیوارهای شهر نمایان شد، صدای نوحه و عزا شنیدم ، به دنبال صدا رفتم، دیدم جنازه ایست. در این هنگام حضرت رضا (ع) از اسب فرود آمدند، به طرف جنازه رفتند، به آن خو گرفتند و مأنوس شدند. آنگاه رو به من کردند و فرمودند: ای موسیبن سیار، هر که جنازه یکی از اولیای ما را تشییع کند، از گناهان بیرون می‏رود آن گونه که از مادر، بدون گناه متولد شده است و چون جنازه آن مرد را کنار قبر نهادند، حضرت رضا (ع) نزدیک آمدند، مردم را کنار زدند، دست مبارک را بر سین آن مرد نهادند و فرمودند: ای فلانی، مژده باد تو را به بهشت، بعد از این دیگر ترسی بر تو نیست. عرض کردم: فدایت شوم ، آیا این مرد را می‏شناسید؟ شما که تا امروز به این سرزمین نیامده اید؟

فرمودند: ای موسیبن سیار، آیا نمیدانی که اعمال شیعیان ما، در صبح و شام بر ما عرضه می‏شود، هر کوتاهی که در اعمال آنها باشد، از خداوند متعال می‏خواهیم که از صاحبش درگذرد و هر چه از کارهای عالی باشد، از خداوند برای صاحبش شکرانه درخواست می‏کنیم (ابن شهرآشوب مازندرانی، ۱۳۷۵ ق، ج ۴: ۳۴۱؛ رک : مجلسی، ۱۳۵۶، ج ۴۹: ۹۸).

در اینجا نیز امام (ع) احاط خود را بر کلام خود و نگرش مخاطب نشان می دهند. ایشان از شیوه ارتباط میان فردی برای اعلام اطلاع اهل بیت (ع) از اعمال شیعیان، استفاده کرده و تلاش دارند از این طریق به اثبات ولایت اهل بیت (ع) بر مردم بپردازند.

۳. سطح دانش

در مدل برلو، سطح دانش به میزان آگاهی و اطلاعات ارتباطگر برمی گردد. امام رضا با داشتن این ویژگی باعث جذب قلوب مؤمنان می شدند. در ادامه، دو مورد بیان می شود.

اطلاع قبلی ازمخاطب

در مُسند الامام الرضا (ع) آمده است : امام (ع) از قادسیه بیرون شدند، از طریق بادیه به طرف بصره حرکت کردند و پس از چندی به ناحی نباج رسیدند. شیخ صدوق در روایتی از[۴]ابوحبیب نباجی ورود حضرت را به نباج چنین شرح می دهد: ابوحبیب نباجی میگوید: در عالم رؤیا دیدم که رسول اکرم (ص) به نباج تشریف آوردند و در مسجدی که حجاج فرود می‏آیند، وارد شدند. بر آن حضرت سلام کردم و پیش روی او ایستادم. طبقی از خرمای صیحانی نزد ایشان بود و حضرت مشتی خرما برداشتند و به من دادند. آنها را شمردم، ۱۸ دانه بود. ۲۰ روزی از این جریان گذشت و شخصی نزد من آمد و گفت: ابوالحسن علی بن موسی الرضا (ع) از مدینه آمده و در مسجد نزول اجلال فرموده است. به خدمت حضرت رفتم و دیدم آن جناب در همان موضعی نشستند که رسول اکرم (ص) نشسته بودند و طبقی از خرمای صیحانی مانند آنچه نزد پیامبر (ص) بود، پیش روی ایشان قرار داشت. سلام کردم و امام رضا (ع) پاسخ دادند. سپس مشتی از خرما به من دادند. آنها را شمردم، ۱۸ دانه بود. عرض کردم یا بن رسول الله زیادتر از این به من عطا فرما، فرمودند: اگر رسول خدا (ص) زیادتر از این به تو عطا فرموده است، ما هم زیادتر از این به تو عطا کنیم (۱۳۸۷، ج ۲: ۴۵۸۴۵۷).

گزارشی دیگر از ابن شهرآشوب در المناقب است که آن حضرت هنگام عزیمت از مدینه به مرو، در بصره توقف داشتند. راوی این قول، ابن علوان است. اما آنچه او نقل می کند همان شرح این ماجرا با کمی اختلاف در کتاب های دیگر آمده است : بنگرید به: مسعودی، اثبات الوصیه: ۴۱۵-۴۱۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۲: ۷۱۰؛ شیخ عباس قمی، منتهی الآمال: ۳۰۲؛ نجفی یزدی، مناقب اهل بیت، ج ۲: ۱۷۷. ماجرایی است که ابوحبیب نباجی در ورود حضرت به نباج نقل کرده و به نظر می رسد روایت در اصل یکی است؛ اما در آخر روایت ابن علوان، ماجرایی افزون بر آنچه ابوحبیب نباجی گفته دارد. ابن شهرآشوب در ادام روایت، به نقل از ابن علوان اضافه می کند: حضرت پس از چند روز نزد من فرستاده، از من ردایی با اندازه های معین خواستند. گفتم چنین ردایی نزد من نیست. حضرت رضا (ع) فرمودند: آن در بقچ فلانی است، کسی را نزد عیالت بفرست و آن را بخواه . کسی را فرستادم و نشانی دادم. او رفت و آنچه حضرت فرموده بودند، آورد[۵] (۱۳۷۵ ق، ج ۲

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *