تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شرح نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شرح نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف با 73 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل شرح نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل شرح نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل شرح نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شرح نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل شرح نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف :

برخی ها خواب اند برخی ها بیدار و در دعاها مخصوصاً دعاهای ماه مبارک رمضان به ما دستور دادند که از خدا بخواهیم ما را بیدار کند «و نَبّهنی فیه عن نومه الغافلین»[۱] و در مناجات شعبانیه هم اشاره شد که بنده به خدای سبحان عرض می کند من به فضایل [ترک گناه] موفق نبودم «الاّ فی وقتٍ أیقظتَنی لِمحبّتک»[۲] مگر آن وقتی که تو مرا بیدار کرده باشی و عصاره فرق بین خواب و بیداری این بود که اگر از وجود مبارک معصوم (سلام الله علیه) رسید که «الناس نیامٌ فإذا ماتوا انتبهوا»[۳] بسیاری از مردم خواب اند و هنگام مرگ بیدار می شوند ما برای اینکه روشن بشود خوابیم یا بیدار، معیاری برای آن ذکر کردند برای همه دستورها معیاری هست مثلاً ما اگر خواستیم بفهمیم نمازی که خواندیم مقبول است یا نه، این نیازی به مسئله قیامت ندارد چون علامت و اثر نماز را مشخص کردند که إِنَّ الصَّلاَهَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکرِ[۴] اگر کسی نماز ظهر و عصر را خواند و تا غروب در معرض امتحان الهی قرار گرفت و سرفراز از این امتحان به در آمد و با هوس مبارزه کرد و آلوده نشد این مطمئن باشد که نمازش قبول شد زیرا آنچه او را از زشتی باز می دارد نماز است و اگر ـ خدای ناکرده ـ در این امتحان مردود شد دست به گناه زد مطمئن باشد که نماز او قبول نشد ـ که این مسئله کلامی است گرچه [از نظر فقهی] صحیح است که اعاده و قضا ندارد ـ زیرا نماز آن است که جلوی زشتی را بگیرد این راه ها را به ما آموختند و ما می توانیم بفهمیم.

در جریان امتحان خواب و بیداری هم بشرح ایضاً ما اگر بیداریم خدا را باید شاکر باشیم بر بیداریمان بیفزاییم و اگر ـ خدای ناکرده ـ خوابیم باید بیدار بشویم. خواب چند علامت دارد یکی اینکه انسان خوابیده حرف هایش موزون نیست وزن علمی ندارد (یک) حرکات او هم منطقی نیست (دو) نه به حرف های انسان خوابیده می شود اعتماد کرد نه حرکات او نظم علمی دارد اگر کسی حرف منطقی نداشت و کار منطقی هم نکرد معلوم می شود انسان خوابیده است زیرا خوابیده، کسی است که نه گفتار او منطقی است نه رفتار او; این شخص هم نه گفتار او منطقی است نه رفتار او، هر کس که نه گفتار او منطقی است نه رفتار او، نائم است پس «هذا نائم» «الناس نیامٌ فإذا ماتوا انتبهوا» این راه نزدیک. راه دقیق ترش این است که اگر کسی چهل سال زندگی کرد مثلاً بیست سالش خواب بود بیست سالش بیدار آن بیست سال بیدارش منظّم و مرتبط است که در دوران کودکی دبستان و راهنمایی و دبیرستان را گذراند اگر حوزوی بود به حوزه آمد و عالِم شد اگر دانشگاهی بود به دانشگاه رفت و دانشمند شد آن بیست سالی که بیدار بود روشن است اما این بیست سالی که خوابیده است خواب ها از هم گسیخته اند شب قبل چه خواب دید، اسبقش چه خواب دید، لاحقش چه خواب دید، چطور خوابید، بین خواب ها رابطه نیست یعنی بین آن بیست سالی که انسان خوابیده بود هیچ پیوند علمی نیست که مثلاً بگوییم آن ده سال اول که خوابید به این مقام رسید ده سال دوم به این مقام این طور نیست خواب ها از هم گسسته و گسیخته اند و ثمره علمی ندارند اما بیداری ها به هم متّصل و پیوسته اند ثمر علمی دارند اگر از یک طلبه حوزوی بپرسی این بیست سالی که زحمت کشیدی چه چیزی داری می گوید این تصدیق من، این استادی من، اینکه قدرت تدریس دارم، قدرت خطابه دارم، قدرت تعلیم دارم، قدرت تألیف دارم این نشانه ارتباط آن بیست سال بیداری من است از یک دانشگاهی سؤال بکنید این بیست سالی که بیدار بودی چه داری می گوید این پایان نامه من، این قدرت علمی من، اینها نتیجه بیداری من است اما آن بیست سالی که انسان، خواب بود هیچ اثر علمی ندارد پایان نامه ای ندارد ارتباطی ندارد پس خواب ها از هم گسسته اند بیداری ها به هم پیوسته اند.

برخی ها تمام مدت عمرشان گسسته است یعنی کسی چهل سال زحمت کشیده زندگی کرده از این چهل سال بپرسی چه داری دستش خالی است نه سوادی دارد نه کاری کرده نه تولیدی کرده نه در بخش اقتصاد به جامعه خدمت کرده نه در بخش فرهنگ حرفی برای گفتن دارد چهل سال گذرانده قدری بازی ها را تماشا کرده قدری فیلم ها را تماشا کرده قدری خوشگذرانی کرده دستش خالی است این معلوم می شود این چهل سال خواب بود برای اینکه بین تمام این مدت ها هیچ پیوندی نیست نتیجه ای ندارد «الناس نیامٌ فإذا ماتوا انتبهوا» وقتی وجود مبارک حضرت به ما فرمود بعضی خواب اند بعضی بیدارند در دعاها مخصوصاً ماه مبارک رمضان از ما خواستند از خدا بخواهیم خدایا ما را بیدار کن در مناجات که قوی تر از منادات است با خدا گفتگو می کنیم می گوییم خدایا ما خواب بودیم مگر آن وقتی که تو ما را بیدار کردی نوم و یقَظه نه یقْظِه، نوم و یقَظه حسابی دارند این عصاره بحث های گذشته بود اما چون در ایام ولایت هستیم مستحضرید که ولایت به معنای دوستی، خب هر مؤمنی دوست خداست و خدا هم دوست هر مؤمن است اما ولایت به معنای والی بودن که خدا والی آدم باشد نه دوست آدم والی باشد یعنی امور انسان را تدبیر کند به عهده بگیرد انسان را رها نکند به خود او واگذار نکند به غیر او واگذار نکند این والی بودن لازم است این معنا مخصوص عدّه ای است که از آنها به عنوان اولیای الهی یاد می کنند آنها که در آن حوزه ولایت اند همان طوری که انبیا با هم متفاوت اند لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیینَ عَلَی بَعْضٍ[۵]مرسلین با هم متفاوت اند تِلْک الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ[۶]اولیا هم بشرح ایضاً اولیا هم متفاوت اند به چه کسی می گویند ولی خدا به آن کسی که خدا والی امور است و امور او را به عهده گرفته و این شخص در تحت تدبیر اوست قرآن کریم از وجود مبارک پیامبر (علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) نقل می کند که او عرض کرد إِنَّ وَلِیی اللّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکتَابَ وَهُوَ یتَوَلَّی الصَّالِحِینَ[۷] اهل بیت این چنین اند اوحدی از انسان ها هم این چنین اند چه کسی ولی الله است و چه کسی خدا والی اوست امور او را تدبیر می کند و راهش چیست مستحضرید که این دعای پربرکت ندبه در آغاز این دعای پربرکت چنین آمده است که خدایا تو اگر به این ذوات قدسی سِمت دادی مقامات فراوان دارد «بعد أن شَرَطْتَ علیهم الزهد فی درجات هذه الدّنیا الدنیه»[۸] از آنها تعهّد گرفتی که زاهد و بی رغبت باشند از دنیا منزوی باشند نه از جامعه نه از سیاست نه از حکومت نه از مردم، مردم تحت تدبیر رهبران الهی اند جامعه تحت هدایت رهبران الهی است اینها در متن مردم اند مردمی زندگی می کنند هدایت می کنند انزوای از دنیا محبوب است نه از خلق خدا، «بعد أن شَرَطْتَ علیهم الزهد فی درجات هذه الدّنیا الدنیه» این تعلیق حکم بر وصف است که مشعر به علیت است یعنی از اینها تعهّد گرفتی. خدا یک تعهّد عمومی گرفته در أَلَسْتُ بِرَبِّکمْ همه ما ـ ان شاءالله ـ گفتیم بَلَی، أَلَسْتُ بِرَبِّکمْ قَالُوا بَلَی[۹] یک تعهّد خصوصی گرفته در آن میثاق خاص و تعهّد مخصوص از اینها تعهّد گرفته که از دنیا منزجر باشند «بعد أن شَرَطْتَ علیهم الزّهد فی درجات هذه الدّنیا» چرا شرط کردی که اینها از دنیا منزوی باشند چون دنیا پَست است گفت:

چو سرو و سنبله بالا روش باش بنفشه وار سوی پَست منگر[۱۰]

دیدید برخی از گیاهان همه اش سرشان به طرف خاک است بعضی ها نور طلب اند سعی می کنند بالا بروند اگر این دنیا باید مورد انزوای اهل بیت باشد سرّش آن است که پَست است اگر پَست است و موجودی قصد اعتلا دارد باید بالا برود تَعَالَوْا إِلَی کلِمَهٍ[۱۱] یا تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکمْ عَلَیکمْ[۱۲] باید اِعتلا کند علوّ پیدا کند عالی بشود متعالی بشود، باید از پست بالا بیاید «بعد أن شَرَطْتَ علیهم الزهد فی درجات هذه الدّنیا الدنیه» اهل بیت (علیهم السلام) آمدند معنا کردند گفتند که این پَستی به این است که انسان به دنبال رفاه باشد اگر خوف از ناملایم دارد یا شوق به ملایم دارد بالأخره رفاه طلب است باید این رفاه طلبی را ترک کند آن کسی که اهل نماز است اهل سعادت است مؤمن است منتها «خوفاً من النار» خدا را عبادت می کند این ولی به معنای عام است یعنی دوست خداست اهل سعادت است اما ولی به معنای مخصوص که خدا والی او و مدیر و مدبّر او باشد نیست برای اینکه این گرفتار خواسته های خودش است برای اینکه نسوزد عبادت می کند برخی ها «شوقاً الی الجنّه» عبادت می کنند آنها هم گرفتار هوایند خدا را برای این عبادت می کند که بهشت برود این شخص، ولی به معنای عام است از اولیای الهی است به معنای عام اما ولی به معنای خاص که خدا والی او باشد مدیر و مدبّر او باشد نیست. اول کسی که در اسلام به تعبیر مرحوم علامه طباطبایی این راه را باز کرد و این در را گشود وجود مبارک حضرت امیر است[۱۳] که در آستانه غدیر آن حضرت هستیم آن گروه سوم کسانی اند که خدا را چون خداست عبادت می کنند چون کمال محض است عبادت می کنند این نه «خوفاً من النار» است نه «شوقاً الی الجنّه» سخن از خود او نیست که بخواهد نهراسد یا بخواهد به فیضی برسد خودش را نمی بیند معبودش را می بیند برخی ها گرفتار تثلیث اند بعضی مبتلا به تثنیه اند بعضی موحّدند آنها که گرفتار تثلیث اند معبود را می بینند عبادت را می بینند عابد را هم می بینند می گویند ما خدا را عبادت می کنیم برای اینکه نسوزیم یا به بهشت برویم اینها مثلثی فکر می کنند برخی ممکن است خودشان را نبینند اما عبادت را می بینند و معبود را اما آن که موحّد ناب است نه عبادت را می بیند نه عابد را می بیند فقط معبود را می بیند می گوید «وَجَدْتُک أهلاً للعباده»[۱۴]اگر در محراب باشد مثل حضرت امیر (سلام الله علیه) می گوید «وَجَدْتُک أهلاً للعباده» و اگر در قتلگاه باشد مثل سالار شهیدان می گوید: «تَرَکتُ الْخَلق طرّاً فی هواکا» گرچه این شعر از آن حضرت نیست و از زبان آن حضرت سروده شد ولی معنایش درست است این خط، خطّ ولایت است خطّ ولایت این است که کسی خدا را عبادت کند نه برای ترس از دوزخ یا برای شوق به بهشت اینها مطرح نیست خدا را چون خداست و کمال محض است عبادت می کند چنین انسانی جزء مقرّبین خواهد بود بهشت و امثال بهشت برای او مطرح نیست در بهشت هم که هست با سبّوح و قدّوس زندگی می کند آنجا هم که هست به فکر خوردن و امثال خوردن نیست او از ما سوای خدا زهد ورزید نه تنها از دنیا نه تنها از دنی بلکه از عالی هم زهد ورزید برای اینکه به اعلا برسد البته وقتی به اعلا رسید هم رهیدن از دانی مطرح است هم رسیدن به عالی زیرا اعلا جایی است که انسان هم از دنی رهیده است هم به عالی رسیده است و به والاتر از عالی که اعلاست دسترسی پیدا کرده این خط در امّت اسلامی نه در اسلام، در اسلام اول کسی که این حرف را آورد وجود مبارک پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) است اما در امّت اسلامی اول کسی که این راه را تعقیب کرد و رفت و شاگردپروری کرد وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه) است.

در نهج البلاغه به این نامه ای که وجود مبارک حضرت برای عثمان بن حنیف انصاری مرقوم فرمودند رسیدیم بخش هایی از این نامه در نوبت های قبل خوانده شد بعد به این قسمت رسیدیم که بخش پایانی این نامه است حضرت به دنیا خطاب می کند. گاهی حضرت می فرماید: «یا دنیا غُرّی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *