تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شروط احراز ولایت عهدی در قرون اولیه اسلامی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شروط احراز ولایت عهدی در قرون اولیه اسلامی شامل 91 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل شروط احراز ولایت عهدی در قرون اولیه اسلامی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل شروط احراز ولایت عهدی در قرون اولیه اسلامی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شروط احراز ولایت عهدی در قرون اولیه اسلامی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شروط احراز ولایت عهدی در قرون اولیه اسلامی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شروط احراز ولایت عهدی در قرون اولیه اسلامی :

مقدمه

بسیاری از نظریه پردازان مسلمان، خلافت را با امامت مترادف دانسته اند و همان شروطی را که امام در کسب امامت نیاز دارد، برای خلیفه نیز در خلافت ضروری شمرده اند (ماوردی، ۱۳۹۳، ۵ به بعد؛ فرّاء، ۱۳۸۶، ۱۹ به بعد؛ غزالی، ۲۰۰۲، ۲۵۳ به بعد؛ ابن خلدون، ۱۳۶۹، ۱، ۳۷۰-۳۷۲ و ۴۰۲ به بعد؛ رشید رضا، ۱۹۲۲، ۵۹) طبیعی است که ولیعهد هم که جانشین خلیفه می شود، باید دارای شروطی خاص در احراز منصب ولیعهدی باشد؛ اما وقایع سیاسی رخ داده در دور مورد بحث، نشان میدهد که این نوع شروط برای احراز خلافت عملاً نادیده گرفته شده است. از زمانی که معاویه ولایتعهدی یزید را وجه همت خویش قرار داد، تاریخ پیوسته شاهد مواردی است که ولیعهد یا خلیفه فاقد ویژگیهای بایسته بود است، بسیار پیش می آمد که ولیعهدان فاقد همه یا برخی از این شروط بودند. در نگاه نظریه پردازان مسلمان، در دوره های پس از عصر اموی و عباسی نخست، امام یا خلیفه باید بالغ، مرد، مسلمان، آزاد، مجتهد، عادل، باکفایت، عالم، امین، فاضل، شجاع، پرهیزگار، قرشی، مورد اجماع امت و فضلای آن (دبوس، ۱۴۲-۱۴۳) و مورد اعتماد و وثوق (ابن خلدون، ۱۳۶۹، ۱، ۴۰۲) و از حواس صحیح برخوردار باشد )اخبارالدوله العباسیه، ۱۹۷۱، ۹۹؛ قاضی عبدالجبار، ۱، ۱۹۸-۲۰۳؛ ابن حزم، ۱۳۲۱، ۴، ۸۷ و ۱۶۷)؛ هر چند در برخی از این شروط، چون قرشی بودن و فضل، میان نظریه پردازان مسلمان اختلاف نظر وجود دارد (فرّاء، ۱۳۸۶، ۲۰؛ نیز اشعری قمی، ۱۳۶۰، ۸ و۹) و یا آن که در تعیین مصادیق برخی دیگر از این شروط، چون صحت حواس، آراء گوناگونی ابراز شده است (ماوردی۱۳۹۳، ۱۸-۲۰؛ فرّاء، ۱۳۸۶، ۲۱؛ قاضی عبدالجبار، ۱، ۲۲۸- ( شاید به دلیل همین نوع اختلافات و نیز عدم تحقق این شروط بوده است که برخی نظریه پردازان مانند ماوردی، فرّاء، غزالی و ابن خلدون و برخی دیگر از قدما و معاصران، این شروط را به چند شرط تقلیل داده و به علم، عدالت، کفایت و سلامت حواس، آن هم حواس بایسته در امر خلافت مانند سلامت عقل و چشم بسنده کرده اند (فرّاء، ۱۳۸۶، ۲۰؛ اشعری قمی، ۱۳۶۰، ۸ و۹-( با مطالع تاریخ دور مورد بحث، مشاهده می شود که شروط بایسته در خلافت، عملاً کمتر فرصت تحقق در نامزدهای خلافت را یافته و برعکس، شروطی که بیشتر برای ملوک ضرورت داشت، به منصه ظهور رسیده است. ولیعهدی که میخواست به خلافت برسد، می بایست بالغ باشد (برای نمونه های آن، در مورد خالد بن یزید: بلاذری، ۵، ۱۲۷-۱۲۹؛ در مورد فرزندان سلیمان: ابن سعد، ۱۴۰۵، ۵، ۳۳۵-۳۳۸؛ در مورد ولید بن یزید: طبری، ۱۴۰۷، ۷، ۲۰۹،) یعنی اگر سن کمی داشت، امکان ادار امور و تسلط قاطع بر اوضاع را نمی یافت و اگر هم به حکومت می رسید، مانند معاویه دوم از عهد کار بر نمی آمد (یعقوبی، [بیتا]، ۲، ۲۵۴ به بعد؛ طبری، ۱۴۰۷، ۵، ۵۰۱-۵۰۳-) با این حال، یزید (۱۲۵-۱۲۶ ق) با ولیعهد ساختن دو پسر خردسالش، حکَم و عثمان، نشان داد که به این شرط نیز پایبند نیست و در عمل این میل خلیفه (و صاحبان قدرت) است که تعیین می کند چه کسی ولیعهد گردد (ابو الفرج اصفهانی، ۱۴۱۵، ۷، ۸۲-۸۳ و ۸۵، ذیل اخبار الولید بن یزید). شرط دوم برای یک ولیعهد اموی این بود که وی فرزند ام ولد (کنیز زاده) نباشد. امویان دست کم تا مدتها از اینکه فرزند ام ولدی به ولایتعهدی و سپس خلافت برسد هراس داشتند و حتی گمان می بردند که سقوط خلافت آنان به دست کنیززادگان خواهدبود (ابن عبدربه، ۱۴۱۱، ۶، ۱۳۶-۱۳۷؛ صفدی، ۱۳۹۴-۱۴۲۰، ۱۳، ۱۲۲، ذیل الحکم بن الولید بنیزید). حتی سلیمان بن عبد الملک (۹۶-۹۹ ق) که با تعیین عمو زاد شایسته اش عمر بن عبد العزیز، دست به کاری انقلابی در جریان گزینش ولیعهد زد، هرگز نمی توانست تصورکند که فرزند امّ ولدش ولیعهد گردد (میدانی، ۱۳۹۳، ۱، ۱۴-۱۵). مسلمه بن عبد الملک نیز با وجود تمام شایستگی هایش (ابن قتیبه، ۱۳۶۹، ۳۵۸)؛ نیز و محمد بن هشام، تنها به این علت امکان ولایت عهدی نیافتند (ابو الفرج اصفهانی، ۱۴۱۵، ۱، ۳۹۶ -۳۹۷، ذیل اخبار عبد اللّه بن عمر العرجی و نسبه).

شرط اصالت نژاد که سابقه اش به پیش از اسلام و حکومت هایی چون ساسانی باز می گشت (ابن حمدون، ۱۹۸۳-۱۹۸۴، ۲، ۲۸، ضمن بحث از ولایت عهدی هرمز بن انوشیروان ترک زاد)، در حقیقت از این واقعیت ناشی می شد که خاندان حاکم اموی، عرب و عربگرا بودند (صبحی صالح، ۱۹۸۲، ۲۶۹-۲۷۰) و در این نوع حکومت، نباید فردی غیر عرب حکومت می یافت. با این حال، همین شرط نیز در اواخر دوران اموی، بسته به شرایط سیاسی-اجتماعی و یا به خاطر ضعفی که در آن ایام گریبان گیر این حکومت شده بود، رعایت نشد و ولید بن یزید که آغازگر نقض شرط صغیر نبودن ولیعهد بود، با انتصاب فرزندان ام ولدش به ولیعهدی، نشان داد که حاضر به پذیرش این شرط نیست (ابو الفرج اصفهانی، ۱۴۱۵، ۷، ۸۳ و ۸۴، ذیل اخبار الولید بن یزید و نسبه). پس از او می توان خلافت کنیززادگانی چون یزید ناقص (مسعودی، ۱۳۸۵، ۳، ۲۲۶؛ ابن جوزی، ۱۴۱۲، ۷، ۲۵۰) و مروان بن محمد (ابن کثیر، ۱۴۰۸، ۱۰، ۴۶ ) را نیز شاهد بود.

شرط دیگری که ولیعهد اموی باید می داشت، دانستن عربیّت و فصاحت در حد عالی بود و قابل تصور نبود که شخص بی بهره از عربیت در جامع آن روز به خلافت رسد. جالب اینکه، کسی که بیشترین تأکید را در لزوم این شرط داشت، یعنی عبد الملک بن مروان(۶۵-۸۶ ق) از فرستادن ولید به بادیه امتناع ورزید (ابن عبدربه، ۱۴۱۱، ۲، ۴۸۱-۴۸۲ و ۴، ۳۸۵-۳۸۶). او حتی معتقد بود چون فرزندش، ولید، فاقد این شرط است، واجد شرایط لازم در ولیعهدی و خلافت نیست و حتی مدتی کار ولیعهد ساختن او را متوقف ساخت و اذعان داشت که اصولا لاحن (فردی که زبان عربی را به خوبی نمیداند) حرمت ندارد (انباری، ۱۹۶۰، ۲۴۵؛ زبیدی، ۱۴۱۴، ۱۸، ۵۰۳). با این حال، بعدها خود را با این بهانه که به عوض او سلیمان فصیح است، قانع کرد (قلقشندی ۱۴۰۷، ۱، ۲۰۴-۲۰۵، ذیل گفتگوی عبد الملک بن مروان با خالد بن یزید؛ ابن-عبری، ۱۹۹۲، ۱۱۴) و بدین ترتیب، باعث شد که فردی لحّان به ولایتعهدی برسد (ابن-عبری، ۱۹۹۲، ۱۱۳-۱۱۴).

برخی مورخان معاصر چون حسین عطوان، دو شرط دیگر نیز برای ولیعهد قائل بوده اند که عبارت است از نجابت و اخلاق کریمانه، و ضرورت اطلاع از قرآن، سنت، فقه و علوم دینی (عطوان، ۱۴۱۰، ۹۴-۱۰۹؛ همو، ۱۴۱۱، ۵۸ به بعد)، حال آنکه بر خلاف نظر این نویسنده، روی کار آمدن برخی ولیعهدان و خلفای فاسق چون یزید بن معاویه (۶۰ -۶۴ ق)، یزید بن عبد الملک (۱۰۱-۱۰۵ ق) و ولید بن یزید (۱۲۵ -۱۲۶ ق) که بنا به نقل تاریخ، قرآن را تیرباران کرد (کتبی، ۱۹۷۴، ۴، ۲۵۷، ذیل الولید بن یزید؛ حمیری، ۱۹۶۵، ۱۹۴ )، نشان دهند آن است که این دو شرط الزامی نبوده و همین که شخصی چون مسلمه بن هشام، ظاهر الصلاح و متدین می نمود (ابن کثیر، ۱۴۰۸، ۱۰، ۲-۳)، خلیف وقت می توانست جامعه را به انحاء مختلف به قبول ولایتعهدی او وادارد. البته در میان ولیعهدان اموی و عباسی، افرادی مانند عبدالملک (مبرد، ۱۴۱۳، ۳، ۱۱۵۸؛ ابن عساکر، ۱۴۱۵-۱۴۲۱، ۳۷، ۱۱۴ -۱۲۶ ) و عمر بن العزیز (ابن طقطقی، ۱۳۶۰، ۱۷۴؛ سیوطی، ۱۳۸۷، ۱، ۲۹۶ -۲۹۷ )، منصور (ماوردی، ۱۹۸۶، ۱۳۶ ) و هارون (ابن جوزی، ۱۴۱۲، ۸، ۳۱۸) به اطلاع از علوم دینی و نسک و زهد مشهور بوده اند و شخصیتهای چون خالد بن یزید، در نجوم، کیمیا و طب دست داشتند (جاحظ، ۱۹۶۵، ۱، ۱۷۳؛ ابو الفرج اصفهانی، ۱۴۱۵، ۱۷، ۳۴۲)و یا مانند مأمون، جامع بسیاری از علوم بودند (ابن طقطقی، ۱۳۶۰، ۲۹۷-۱۹۸؛ ابن حزم، ۱۹۸۰ -۱۹۸۳، ۲، ۷۴)و حتی مانند واثق علم موسیقی نیز می دانسته اند (کتبی، ۱۹۷۴، ۴، ۲۲۸، ذیل الواثق باللّه)؛ اما معمولا این حد علم آموزی برای ولیعهدان پیش نمی آمد و حتی افرادی امّی چون معتصم (حصری، ۳، ۸۴۱)و یا لحّان چون ولید بن عبد الملک نیز به ولایتعهدی و خلافت دست یافتند (جاحظ، ۱۹۶۵، ۱، ۳۱۷).

در عهد عباسی نیز این شروط کمتر رعایت می شد؛ زیرا بیشتر خلفا و ولیعهدان عباسی کنیززاده بودند (مثلا تنوخی، ۱۳۹۸، ۱، ۲۴۵ در باب مهدی؛ خطیب بغدادی، ۱۴۰۷۵، ۱۳۹ در باب معتصم؛ صفدی، ۱۳۹۴، ۱۴۲۰، ۵، ۱۳۹ ذیل امیر المؤمنین هارون الرشید؛ ثعالبی، ۱۳۷۹، ۱۲۴-۱۲۵). هادی برای ولایتعهدی جعفر، فرزند خردسالش، تلاش کرد (ابن کثیر، ۱۴۰۸، ۱۰، ۱۵۸) و حتی امین در سن پنج سالگی به ولیعهدی (و بعدها به خلافت) رسید و هم او برای ولایتعهدی فرزند خردسالش، موسی کوشید (یعقوبی، ۲، ۴۰۸ و ۴۳۶ ).

همچنین با آنکه در عصر اول عباسی، برای علم اندوزی ولیعهدان تلاش فراوان میشد تا جایی که از میان آنان شخصی چون مأمون بیرون آمد، با این حال، ولیعهدی و خلافت شخصی چون معتصم که حتی هارون الرشید به دلیل امی بودن، وی را ولیعهدی نداده بود(نک. : نویری، ۱۳۹۵-۱۴۰۴، ۲۲، ۲۶۰)، آن هم از سوی خلیفه ای دانشمند چون مامون، نشان داد که می توان این شرط را نیز لحاظ نکرد (قلقشندی، ۱۴۰۷، ۱، ۱۸۷)؛ چنانکه ولایتعهدی و خلافت امین، اصل داشتن لیاقت و تدبیر بایسته را برای یک ولیعهد به سخره گرفت.

در مجموع، به نظر می رسد که ضرورتی وجود نداشت که خلیفه شخص دارای شروط بایسته را به ولیعهدی برگزیند و برای اطمینان از حصول آن شرایط، وی را امتحان کند (ماوردی، ۱۹۸۶، ۱۱۳-۱۱۴؛ غزالی، [بی تا]، ۲، ۱۴۱؛ خنجی، ۱۳۶۲، ۸۰؛ قادری، ۱۳۷۵، ۱۱۸ و ۱۲۹ و ۱۴۸)؛ بلکه همینکه میل او به ولایتعهدی شخصی قرار می گرفت (عطوان، ۱۴۱۰، ۱۱۹ به بعد) و یا وقتی که چون مهدی و هارون تحت فشار اطرافیان بود، بی توجه به شروط لازم، شخص را ولایتعهدی می داد.[۱] جالب اینکه بعدها، فقها و نظریه پردازان مسلمان نیز این رویه را تأیید و توجیه کردند(ماوردی، ۱۳۹۳، ۹؛ فرّاء، ۲۳؛ غزالی، ۲۰۰۲، ۲۵۷-۲۵۸؛ ابن خلدون، ۱۳۶۹، ۱، ۴۰۳؛ خنجی، ۱۳۶۲، ۸۰؛ رشید رضا، ۱۹۲۲، ۷۱).[۲]

[شروط ولیعهدی]

از بررسی و مطالع پدیده ولایتعهدی و روند تاریخی آن در دور مورد بحث، می توان برخی شروط حداقلی را برای ولیعهد، این گونه خلاصه کرد:

۱- اسلام و اعتقادات مذهبی موافق با عقاید خلیفه

ضرورت مسلمان بودن ولیعهد را جز در یک مورد استثنایی از ولیعهدان یعنی ایوب بن سلیمان می توان مشاهده کرد؛ به گفت برخی مورخان، زمانی که ایّوب به نصرانیت گرایید، پدرش، سلیمان، برغم هم ضرورتهای سیاسی و مهر پدری، او را مخفیانه به قتل رسانید (ابن حزم، ۱۹۸۰ -۱۹۸۳، ۲، ۵۱ و ۵۲؛ صفدی، ۱۳۹۴-۱۴۲۰، ۱۰، ۴۵-۴۷، ذیل ایّوب بن سلیمان) و نشان داد که شخص غیر مسلمان را امکان ولایتعهدی و خلافت مسلمانان نیست علاوه بر این، اگر تمایلات مذهبی ولیعهد مشابه خلیفه نبود، امکان ولایتعهدی برایش فراهم نمی شود، چنان که اگر معتصم و واثق معتزلی نبودند و به خلق قرآن باور نداشتند، این امکان برایشان فراهم نمی شد (سبکی، ۱۹۷۶، ۲، ۵۹؛ ذهبی، ۱۴۱۳، ۱۰، ۳۰۷، ذیل الواثق باللّه). با این حال ولایتعهدی امام رضا (ع) که در آن ولیعهد و خلیفه بر یک مذهب و عقیده نبودند، یک مورد کاملا استثنایی در تاریخ است.

۲- گزینش از میان اعضای خاندان حاکم

با آنکه در مطاوی منابع و مآخذ به این شرط تصریح نشده است، اما ملاحظ خاستگاه خاندانی ولیعهدان اموی و عباسی نشان می دهد که همگی آنان، جز امام رضا (ع)، از اعضای خاندان حاکم بوده اند و در عمل، امکان ولیعهدشدن و خلافت برای افراد غیر اعضای خاندان حاکم فراهم نبوده برای مثال، شایستگانی که عمر بن عبد العزیز خلافت را زیبند آنان می دانست، هرگز به خلافت نرسیدند (یعقوبی، ۲، ۳۰۸؛ ابن جوزی، ۱۹۸۸، ۳۴۸؛ همو، ۱۳۹۰، ۲، ۸۸-۹۰؛ ذهبی، [بی تا]، ۱، ۹۶-۹۷، ذیل قاسم بن محمد بن ابی بکر؛ همو، ۱۹۶۰، ۱، ۱۳۲).

۳- بلوغ

این شرط با وجود برخی موارد استثناء، از جمله شروطی به شمار می آمد که به هر حال مورد عنایت بود؛[۳] تا جایی که وقتی امین پنج ساله به ولیعهدی رسید، برخی افراد آن را برنتافتند و تنها با تطمیع بر آن گردن نهادند (بلعمی، ۱۳۷۳، ۲، ۱۱۸۵؛ العیون، ۳، ۲۹۳). با وجود این، برخی مورخان آن را نخستین وهن به اسلام در مسئل امامت دانسته اند (سیوطی، ۲۲۹-۲۳۰) و همین موضوع که کار ولیعهدهای کم سال، کمتر سامان گرفته (مسعودی، ۱۳۸۵، ۳، ۳۳۳ و ۳۹۷ ). عدم موفقیت ولیعهدهای کم سنی همچون معاوی دوم که به خلافت رسیده اند، نشان می دهد که واقعیتهای ادار امور، این شرط را اهمیتی دوچندان می بخشیده است.

۴- سلامت جسمانی

بر اساس این شرط که ریشه در رسوم دولتهای کهن چون دولت ساسانی داشت (ابن -حمدون، ۱۹۸۳-۱۹۸۴، ۲، ۲۸؛ زرین کوب، ۱۳۷۹، ۱۳)، لازم بود که ولیعهد از سلامت کامل جسمانی برخوردار باشد. البته صرفا عیوبی که مانع ادار امور می شد، مانع ولیتعهدی و خلافت می گردید؛ چنانکه عبداللّه بن معاویه، به دلیل حُمق، امکان ولیعهدی نیافت (کلبی، ۱۴۰۳، ۱، ۱۸۲ به بعد؛ طبری، ۱۴۰۷، ۵، ۳۲۹) و اما بسیاری از ولیعهدان دارای نواقص جسمی جزئی بوده اند که مانع ولایتعهدی و خلافت آنان نشده است.[۴]

۵- شایستگی اخلاقی، علمی، ادبی، سیاسی و نظامی

شایستگی به این معنا بود که ولیعهد باید از عهد ادار امور برآید (کتبی، ۱۹۷۴، ۲، ۴۰۳ -۴۰۴ خطب عبد الملک پس از قتل عمرو بن سعید)؛ یا می شد به مدیریتش امید بست و یا این گونه تبلیغ کرد (ابن عبدربه، ۱۴۱۱، ۴، ۱۲۵، خطب عمرو بن سعید در باب یزید اول، ابن حمدون، ۱۹۸۳-۱۹۸۴، ۲، ۲۸ در سخن انوشیروان). بنابراین، در کنار تواناییهای بایست علمی، سیاسی، نظامی و نیز لیاقت، حزم، شجاعت، دلاوری و توانایی جسمی (ابو الفرج اصفهانی، ۱۴۰۸، ۴۶۱، حکایت در باب معتصم ) و مدیریتی (برای نمونه، ابن اثیر، ۱۴۰۷، ۴، ۲۳۹؛ در مورد عبد الملک، تحفه، ۱۳۴۱، ۱۶۴؛ در باب سلیمان، ذهبی، ۱۹۶۰، ۱، ۱۱۸؛ در باب ایّوب، ابن منظور، ۱۴۱۱، ۵، ۱۱۹-۱۲۰؛ در باب منصور، مسعودی، [بی تا]، ۲۹۵-۲۹۶؛ در باب امین و مأمون، ابو حنیفه دینوری، ۱۹۶۰، ۳۸۸-۳۹۰؛ در باب مأمون، ابن جوزی، ۱۴۱۲، ۱۰، ۴۹)، وی می بایست از اخلاقی پسندیده برخوردار باشد و ظاهری به صلاح داشته باشد (ابو الفداء، ۱۳۲۵، ۱، ۱۹۳). البته بسیاری از ولیعهدان، حتی مأمون، مشکلات اخلاقی داشتند؛ اما مهم حفظ ظاهر بود (ابن طقطقی، ۱۳۶۰، ۲۹۱). به زعم برخی، ولیهد برای جلب رعیت هم که شده، می بایست بخشنده و دوستدار رعیت، عفیف، ادیب، فصیح و بلیغ، کریم و باهمت جلوه کند (جاحظ، ۱۹۶۵، ۱، ۱۸۶؛ ابن حزم، ۱۹۸۰-۱۹۸۳، ۲، ۷۵؛ ابن طقطقی، ۱۳۶۰، ۲۶۳-۲۶۴) و از تکبّر، جبن، عجب، اسراف و إفک ظاهرا مبرا باشد (بلاذری، ۴، ۴۴۵، سخن عبد الملک در باب ویژگیهای منفی عمرو بن سعید؛ ابن اثیر، ۱۴۰۷، ۴، ۲۳۹؛ سخن او د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *