تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شکر نعمت نبوت و بعثت پیامبر(ص)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شکر نعمت نبوت و بعثت پیامبر(ص) با 81 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل شکر نعمت نبوت و بعثت پیامبر(ص):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل شکر نعمت نبوت و بعثت پیامبر(ص) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل شکر نعمت نبوت و بعثت پیامبر(ص) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شکر نعمت نبوت و بعثت پیامبر(ص) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل شکر نعمت نبوت و بعثت پیامبر(ص) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شکر نعمت نبوت و بعثت پیامبر(ص) :

فایل پاورپوینت کامل شکر نعمت نبوت و بعثت پیامبر(ص)

نعمت های بزرگی که خداوند به ما مرحمت فرموده و این نعمت های خیلی مهم است. روز قیامت به خصوص از آن نعمت ها سؤال ویژه می شود.این آیه که آخرین آیه سوره تکاثر است، «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ» (تکاثر/۸) البته و حتماً از نعیم بازجویی می شود. عرض کردیم که توحید و ولایت نعمت است، نعمت عافیت و امنیت و سلامتی است. منتهی این ترتیب بحث را یک نحوی عقب انداختیم و نعمت نبوت را که در روز بعثت مناسب است، بیشتر است. و الا بعد از نعمت توحید و لا اله الا الله و اقرار به یگانگی خدا و ارتباط با خدا قطعاً بعد از توحید بزرگ ترین نعمتی که سؤال می شود و قابل اهمیت است، نعمت نبوت پیغمبر عظیم الشأن (ص) است که واقعاً بعد از خدای بزرگ در عالم نعمتی از این بالاتر نیست. وجود پیغمبری که خدا برای هدایت و نجات بشریت تربیت کرده است. در آیات قرآن هم به این نعمت اشاره شده است. «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (آل عمران/۱۶۴) خدا بر مؤمنین منت گذاشته است که چنین پیغمبر عظیم الشأنی را برای اینکه بشر را نجات بدهد، مبعوث کرده است. آیات الهی را تلاوت کند، مردم را تزکیه و پاک کند.

نکته ای است و آن این است که هم هفده ربیع که ولادت با سعادت پیامبر عظیم الشأن (ص) است، و هم در شب مبعث و هم عید مبعث، اگر به مفاتیح و همچنین آداب زیارت مراجعه کنند، زیارت مولی الموحدین علی بن ابی طالب (ع) مستحب است و این واقعاً جای سؤال دارد. قاعده اش این است که ۱۷ ربیع باید مدینه به زیارت پیغمبر خدا برویم. عید مبعث باید مدینه به زیارت پیغمبر خدا برویم. اما در هر دو مورد در روایات ما را به نجف ارجاع دادند. امشب عزیزان در مفاتیح مراجعه کنند، سه زیارت برای امیرالمؤمنین(ع) در عید مبعث نقل شده است. مرحوم محدث قمی از علمای اهل سنت نقل شده که هرسال در عید مبعث از راه های دور مردم به نجف می آیند و کرامات و معجزاتی اتفاق می افتد، حتی بعضی ها اگر درک نکنند، مرسوم بوده که تا سال بعد می مانند تا شفا بگیرند. ایشان در مفاتیح از قول ابن بتوته آورده که عظمتی که در عید مبعث در نجف اتفاق می افتد. خوب این جای سؤال است که مبعث متعلق به پیغمبر ما است. ۱۷ ربیع ولادت پیغمبر ما است، اما چرا در روایات می فرماید: نجف به زیارت امیرالمؤمنین(ع) بروید و از دور حضرت امیر (ع) را زیارت کنید. شاید یک نکته اش این باشد که راه ورود به پیغمبر مولا امیرالمؤمنین(ع) است و مؤثر هم هست. این فرمایش نورانی پیغمبر خدا که شیعه و سنی متواتراً نقل کردند، که پیغمبر خدا بارها فرمودند: «أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِی بَابُهَا» (وسایل الشیعه/ج۲۷/ص۳۴) من شهر علم هستم، تعبیر به شهر شده است. در شهر همه چیز هست. یعنی آنچه نیاز یک جامعه و انسان و بشریت است در شهر موجود است. من شهر علم هستم، همه چیز در آن شهرعلم وجود دارد. ولی راه ورود به آن شهر مولا امیرالمؤمنین علی(ع) است. سابق شهرها کوچک بود، دورش دروازده داشت.پیغمبر عظیم الشأن فرمود: من شهر علم هستم ولی کسی از دیوار نمی تواند به شهر پیغمبر وارد شود. ولی راه ورود به این شهر مولا علی(ع) است. «فَمَنْ أَرَادَ الْحِکمَهَ وَ الْعِلْمَ فَلْیأْتِ الْبَاب» (بحارالانوار/ج۱۷/ص۴۱۸) اگر کسی علم و حکمت و هدایت و معارف می خواهد، باید در خانه امیرالمؤمنین برود و زانو بزند، حضرت امیر او را آماده می کند. ماه رجب، ماه امیرالمؤمنین است. آخر ماه رجب هم مبعث است، به محضر پیغمبر شرفیاب می شویم. در آستانه ماه شعبان هستیم، ماه شعبان، ماه پیغمبر خداست. ماه رمضان هم ماه خداست. یعنی دست به دست ما را می گردانند تا به ملاقات خدای متعال برسیم.

در امالی شیخ صدوق(ره) این روایت هم آمده است که «أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِی بَابُهَا» من شهر علم هستم، شهر حکمت هستم و علی باب ورودی به آن شهر است. حضرت می فرماید: اگر کسی می خواهد به مهمان خانه ی خدا راه پیدا کند، راه ورود به این حکمت و مهمان خانه خدا مولا علی(ع) است.

روایت دیگر هست که وقتی انسان می خواهد به بهشت وارد شود، حلقه در بهشت را که برای اذن دخول می کوبند، ندایی بلند می شود و ندای زنگ در ورودی بهشت یا علی است. یعنی با یا علی و اتصال به علی(ع) در بهشت باز می شود. در حکمت باز می شود، در حقیقت و ملاقات باز می شود. شاعر می فرماید:

احمدا ذات تو و حیدر یکی است *** شهر با دروازه و با در یکی است

تو مدین علمی و حیدر در است *** پس کلید دانش تو حیدر است

مصطفی چون گل کند، عطرش علی است *** مصحف احمد به هر سطرش علی است

پیغمبر وقتی می خواهد اذن و اجازه دهد، می گوید: از این طریق و از این راه وارد شوید. این یک جواب است. جوابی هم هست که اصلاً طبق آیه قرآن و روایت فراوان امیرالمؤمنین جدای از پیغمبر است. امیرالمؤمنین طبق آیه قرآن «أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکم» (آل عمران/۶۱) آیه مباهله نفس پیغمبر و جان پیغمبر است. «أَنَا وَ عَلِی مِنْ شَجَرَهٍ وَاحِدَهٍ وَ النَّاسُ مِنْ أَشْجَارٍ شَتَّی» (بحارالانوار/ج۳۸/ص۳۰۹) فرمود: من و علی از یک شجره هستیم، از یک حقیقت هستیم. از یک نور واحد هستیم. و بقیه خلقت از نورهای دیگر و شجره های دیگر است. اینکه به منزله جان پیغمبر و نفس پیغمبر است، یعنی اگر کسی حضرت امیر را ملاقات کرد، قطعاً پیغمبر را ملاقات کرده است. این دو جدا نیستند، یک حقیقت هستند.

باز روایت داریم که خود امیرالمؤمنین(ع) فرمود: حضرت زهرا و امام های بعد هم به منزله پیغمبر خدا هستند. یعنی جانشین به حق پیغمبر هستند، آن روایت زیبایی که ما شاید بارها خواندیم که امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «أَوَّلُنَا مُحَمَّد» (بحارالانوار/ج۲۶/ص۱۶) انشاءالله نام پیامبر برده می شود زیاد صلوات بفرستید. در روز مبعث زیاد صلوات فرستادن سفارش شده است. «أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ» اگر این حدیث ادامه نداشت، شاید بعضی استنباطشان این بود که یعنی اول از چهارده معصوم پیغمبر نامش محمد است. وسط امام باقر و امام جواد محمد است، بعد هم نام امام زمان محمد است. بعد از چند کلمه ای فرمودند: «وَ کلُّنَا مُحَمَّد» (بحارالانوار/ج۲۶/ص۱۶) بزرگواری می فرمودند: این «کل» را بکشید، همه شیعه ها، همه انبیاء، همه دوست ها، همه عالم شعاع نور محمد (ص) هستند. خدا مرحوم آیت الله بهاءالدینی(ره) را رحمت کند. شاید این جمله را بارها می فرمودند که تمام عالم از انبیاء، ملائکه، عباد، زهاد، علما، اولیای خدا، همه سر سفره پیغمبر خدا هستند. یعنی حلقه اتصال آخر به خدای متعال پیغمبر عظیم الشأن(ص) است. یعنی پیغمبر آن نور اول است که حقیقت را از خدای متعال می گیرد، «عَیناً یشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ یفَجِّرُونَها تَفْجیراً» (انسان/۶) روایت زیبایی دیدم که فرمود: این چشمه که منفجر می شود و از آن نهرها برای بندگان خدا جاری می شود، در خانه ی پیغمبر خداست. از خانه پیغمبر خدا این نهر به خانه همه انبیاء و اولیاء و اوصیاء جاری می شود. یعنی سرچشمه ی نور و هدایت و رحمت پیغمبر(ص) هستند. اینکه می گوییم: زیاد صلوات بفرستید، برای این است که به سرچشمه وصل می شویم. از آنجا فیض به تمام امامان و انبیاء و اولیاء می رسد و سر سفره این پیغمبر خدا هستند.

پیغمبر خدا فرمودند: «أَدَّبَنِی رَبِّی فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی» (بحار الانوار/ج۶۸/ص۳۸۲) خدای متعال مرا تربیت کرده و خوب هم تربیت کرده است. اول تربیت کننده خداست، و اول شاگرد کامل به معنی واقعی پیغمبر خدا هستند، و بعد از پیغمبر مولا امیرالمؤمنین، علی(ع) است. امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه می فرماید: خدای مهربان، روح را که اعظم ملائکه است، فرستاد. از ابتدای خلقت پیغمبر و طفولیت پیغمبر همراه پیغمبر بود. به پیغمبر از طرف خدای متعال مکارم و آداب را یاد می داد. در شبانه روز همراه پیغمبر بود. من هم از ابتدای دوران جوانی و نوجوانی ام پشت سر پیغمبر بودم و مکارم را از پیغمبر خدا یاد می گرفتم. اول تربیت شده عالم به دست خدای متعال پیغمبر خداست و بعد هم مولا امیرالمؤمنین به دست خدا تربیت شده است. بعد امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «وَ أَنَا أُؤَدِّبُ الْمُؤْمِنِین» (بحارالانوار/ج۷۴/ص۲۶۸) من هم مؤمنین را تربیت می کنم.

در عظمت پیغمبر همین قدر بس شاگردی مانند مولا امیرالمؤمنین(ع) را تربیت کرده است که می فرماید: من حلال همه مشکلات هستم. ید الله هستم، قدرت الله هستم. هرچه از آسمان ها و آخرت و از عالم بالا و پایین بپرسید جواب می دهم. به راه های آسمان داناتر هستم. «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» (وسایل الشیعه/ج۱۵/ص۱۲۸) در شجاعت بی بدیل است. در عبادت بی بدیل است. در سخاوت بی بدیل است. این شاگرد پیغمبر است. قطعاً استاد از شاگرد برتر و بالاتر است. حدیث زیبایی در کافی شریف است که عده ای از یهود و نصاری، بعد از رفتن پیغمبر(ص)، خدمت مولا امیرالمؤمنین(ع) آمدند. به حضرت عرض کردند: سؤال هایی داریم. حضرت سؤال های آنان را بلا درنگ جواب داد. حتی حضرت امیر(ع) بارها می فرمودند: اگر اهل کتاب بیایند و از انجیل و تورات بپرسند، من از خود آنها به کتابشان داناتر و عالم تر هستم. حضرت از تورات و انجیل خودشان بیاناتی فرمودند، شرح حالی از انبیای سابق بیان کردند که خودشان نمی دانستند و شگفت زده شدند. وقتی شگفت زده شدند، گفتند: در کتاب های آسمانی ما حضرت موسی، حضرت عیسی خبر داده که پیغمبری به این نام و نشان می آید. شما همان پیغمبر هستی؟ نکند همان پیغمبر هستی؟ وقتی به حضرت گفتند: شما همان پیغمبر هستی؟ حضرت فرمودند: نه، من آن پیغمبر نیستم. «إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ ص» (کافی/ج۱/ص۸۹) با اینکه عرض کردیم جان و روح پیغمبر است ولی اینگونه ادب می کند. این سؤال را زیاد می پرسند که کدام افضل است و کدام برتر است؟ قطعاً پیغمبر ما افضل و برتر است. بعد امیرالمؤمنین است و بعد حضرت زهرا است. بعد امام حسن و امام حسین هستند، بعد امام زمان(ع) و بعد بقیه ی معصومین(ع) هستند. اما به معنای دیگر همه نور هستند و اینها را نمی شود از هم جدا کرد. یک حقیقت هستند که در هر زمان تجلی خاصی پیدا کرده است. اگر بخواهیم اینها را در ظاهر و در خلقت ظاهری جدا کنیم، قطعاً پیغمبر افضل است. بعد امیرالمؤمنین رتبه دوم است و بعد حضرت زهرا(س) است. در هر صورت این تعبیر بلند «إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ ص» نهایت ادب است. اگر کسی یک سر سوزن هم از ما برتری داشت، ما باید عبد او بشویم. اظهار ادب کنیم. در هر صورت پیغمبر عظیم الشأن در عظمتش بس است که شاگردی تربیت کرده که شاگرد او مولا امیرالمؤمنین(س) است و یک ضربت او بالاتر از عبادت جنس و انس است. اما استادی که یک چنین کسی تربیت کرده چقدر عظمت دارد! شاگرد پیغمبر و تربیت شده پیغمبر، یک ضربتش افضل است.

در طول اعصار و زمان ها چقدر مردم نماز می خوانند و دعا می خوانند و ذکر و دعا می گویند. نمی گوید: یک مقطع و یک زمان و عصر خاص، نمی گوید: گروه خاص. هم جن و هم انس باید بندگی خدا را کنند. یک ضربت مولا امیرالمؤمنین(ع) بالاتر از عبادت جن و انس است. یعنی اگر آن ضربت نبود، «لا اله الا الله» نبود. عبادت و عابد نبود. تمام اینها به برکت ضربتی است که کفر و ایمان در مقابل هم قرار گرفت. ولی آنچه این ضربت را در امیرالمؤمنین ایجاد کرد و این شاگرد را پرورش داد، عمرو بن عبدود را بکشد و احزاب را از بین ببرد، وجود نازنین پیغمبر خدا بوده است. از شجاعت امیرالمؤمنین خیلی آمده است که یکی از آن کندن در خیبر است. ولی اینکه پیغمبر یک یلی را کشته باشند، در تاریخ نخوانده ایم. در نهج البلاغه هست که مولا امیرالمؤمنین (ع) پاسخ این سؤال را دادند و فرمودند: ما در جنگ بودیم، «کنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَینَا بِرَسُولِ اللَّهِ ص» (بحارالانوار/ج۱۶/ص۱۱۶) وقتی که تنور جنگ داغ می شد و از همه طرف به ما حمله می کردند، ما به خود رسول الله پناه می بردیم و از روح و جان ایشان استمداد می گرفتیم. در حالی که پیغمبر ما از همه به دشمن نزدیک تر بود. این ذهنیت در ذهن بعضی نباشد که پیغمبر عقب جبهه و یا آخر جبهه در مدینه می ماندند و فرماندهی می کردند. ولی پیغمبر در خط مقدم می آمدند و می جنگیدند. امیرالمؤمنین می فرماید: من از نور پیغمبر و جان پیغمبر مدد می گرفتم. گفت:

این همه آوازه ها از شه بود *** گرچه از حلقوم عبدالله بود

امیرالمؤمنین می فرماید: من هرچه دارم از پیغ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *