توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل علی اصغر علیه السلام سرباز کوچک و فدایی امام حسین علیه السلام؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل علی اصغر علیه السلام سرباز کوچک و فدایی امام حسین علیه السلام انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل علی اصغر علیه السلام سرباز کوچک و فدایی امام حسین علیه السلام:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل علی اصغر علیه السلام سرباز کوچک و فدایی امام حسین علیه السلام آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل علی اصغر علیه السلام سرباز کوچک و فدایی امام حسین علیه السلام با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل علی اصغر علیه السلام سرباز کوچک و فدایی امام حسین علیه السلام از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل علی اصغر علیه السلام سرباز کوچک و فدایی امام حسین علیه السلام، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علی اصغر علیه السلام سرباز کوچک و فدایی امام حسین علیه السلام :
مقدمه
با نگاهی به شخصیت و نام و نشان شهدای کربلا در منابع مختلف، اعم از منابع تاریخی، مقاتل و کتاب های انساب و رجال، درمی یابیم کـه ثـبت نـام و نشانِ افراد از نظم و قاعده ای ثـابت و مـشخص پیـروی نکرده است؛ به این معنا که گاه افراد با نام پدر، گاه با نام مادر و گاه تنها با مشخصات تیره و تبار مـعرفی شـده اند؛ چـه بسا بتوان گفت که نام یک شهید در یـک اثـر تاریخی و روایی یا رجالی، به چند شکل ثبت شده و همین امر موجب تکرار نام و نشان یک نفر گردیده اسـت.
نـکته بـا اهمیت دیگر، اختلاف گزارش هایی است که درباره تعداد و مشخصات شـهدای بنی هاشم، به ویژه آن تعداد از فرزندان امیرالمؤمنین علی(ع)، امام مجتبی(ع) و سیدالشهداء(ع) و حتی جعفر و مسلم بن عقیل که گفته شده اسـت در کـربلا بـه شهادت رسیده اند، وجود دارد. اگرچه در منابع اصلی در این باب، اختلاف گزارش های انـدکی وجـود دارد، اما این اختلاف در آثار روایی، رجالی و مقاتل بعدی افزایش پیدا کرده و نام و نشان برخی از بنی هاشم در شـمار شـهدای کـربلا آمده است که نه تنها در کربلا حضور نداشته اند، بلکه در اصلِ وجود آنان نـیز تـردید، جـدّی است؛ برای مثال، از ابراهیم بن حسین در منابع متأخر به عنوان پسر امام حسین(ع) و شـهید کـربلا یـاد شده است؛ اما این نام نه در شمار شهدای کربلا در مقتل ابی مخنف و منابع تـاریخی مـتقدّم دیده می شود و نه در کتاب های انساب، نام و نشان چنین پسری برای امام حسین(ع) ثـبت شـده اسـت. همچنین در زیارت نامه های شهدای کربلا، از جمله در زیارت ناحیه مقدسه و زیارت رجبیه نیز اتفاق نظری دربـار تـعداد و نام و نشان شهدای کربلا دیده نمی شود. در زیارت رجبیه با اسامی خاص و در زیارت نـاحیه نـیز بـا اسامی و نام و نشان متفاوتی روبه رو هستیم.
در این نوشتار کوشش شده است با استفاده از گزارش های مـوجود در مـنابع اصلی، دست اول و قابل اعتماد، تصویری روشن از زندگانی کودک خردسال امام حسین(ع) هـمچون نـام، تـولد، نحوه شهادت، قاتل و مدفن او ضبط و ارائه شود؛ از این رو پس از کوششی فراوان در میان منابع ۲۳ گان شیعه و اهل تـسنن در هـشت سـد نخست اسلام، با استخراج گزارش ها از لابه لای تاریخ، آنها با روشی علمی تـطبیق داده شـده و در معرض نگاه خوانندگان قرار گرفته است.
تحقیق و پژوهش دربار زندگانی کودک خردسال امام(ع)، با این کـیفیت و بـا استفاده از منابع معتبر فریقین در هشت سدّه نخست اسلام به صورت روشمند تـا کـنون سابقه نداشته است؛ اگرچه به صورت پراکـنده و غـیرعلمی و بـا تکیه بر منابع مختلط از متقدّمان و متأخّران و غـیرمعتبر، در ایـن باره مقالات و کتاب هایی نگاشته شده است. این پژوهش برآن است که تنها از منابع قـابل اسـتناد، دربار این موضوع کاوش نـموده و از مـنابعی که قـابلیت ارجـاع و اسـتناد ندارند، به شدت پرهیز شود.
مـنابع پژوهـش
درباره واقعه کربلا، اخبار فراوانی در دسترس است و می توان از آنها بهره برد. از سـوی دیـگر، آمیخته شدن اخبار سره و ناسره و بـه عبارتی قابل استناد و غـیر قـابل استناد، در روایت تاریخی کربلا، در طـول تـاریخ و درگذر زمان چندان بالا گرفته که نوشتن و سخن گفتن را سخت دشوار می کند. بـه هـمین سبب از میان کتب تاریخی، روایـی، رجـالی، انـساب و مقاتل موجود – کـه مـی توان با اعتماد کلی بـه آنـها به بررسی رویدادکربلاپرداخت – ۲۳ مورد از منابع فریقین وجود دارد که قابل توجه است؛ هشت مورد از آنـها مـربوط به قرن سوم و چهارم است کـه آثـار نگاشته شـده در قـرون بـعد، برگرفته از این مآخذند. آنـها عبارت اند از:
الف) آثار مورّخان اهل سنّت
۱. محمد بن سعد بن منیع زُهری (م ۲۳۰ ق)، کتاب الطبقات الکبری.
۲. احـمد بـن یحیی جابر بلاذُری (م ۲۷۹ق)، کتاب انساب الاشـراف.
۳. ابـوحنیفه احـمد بـن داوود دیـنوری (م ۲۸۲ یا ۲۹۰ ق)، کتاب الاخـبار الطـوال.
۴. ابوجعفر محمد بن جریر طبری (م ۳۱۰ ق)، کتاب تاریخ الرسل والامم و الملوک.
۵. ابومحمد احمد بن اعثم کوفی (م ۳۱۴ ق)، کـتاب الفـتوح.
۶. ابـوالفرج علی بن حسین اُمَوی اصفهانی (م ۳۵۶ ق)، کتاب مـقاتل الطـالبیین.
۷. ابـن فـُندق بـیهقی (م ۵۶۵ ق)، کـتاب لب الانساب.
۸. ابوالمؤید موفق بن احمد بن ابی سعید خوارزمی مکی (م ۵۶۸ ق)، کتاب مقتل الحسین.
۹. عزالدین ابوالحسن علی بن ابی الکرام معروف به ابن اثیر (م ۶۳۰ ق)، کتاب الکامل فی التـاریخ.
۱۰. یوسف بن قِزُ غلی بن عبدالله بغدادی معروف به سبط ابن جوزی (م ۶۵۴ ق)، کتاب تذکره الخواص.
۱۱. شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی (م ۷۴۸ ق)، کتاب سیرُ اعلام النبلاء.
۱۲. ابوالفداء اسماعیل بـن کـثیر دمشقی (م ۷۷۴ ق)، کتاب البدایه والنهایه.
ب) آثار مورخان شیعی مذهب
۱. ابن واضح احمد بن ابی یعقوب بن جعفر معروف به یعقوبی (م ۲۹۲ ق)، کتاب تاریخ یعقوبی.
۲. ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی (م ۳۶۴ ق)، کـتاب مـروج الذهب و معادن الجواهر.
۳. محمدبن محمدبن نعمان معروف به شیخ مفید (م ۴۱۳ ق)، کتاب الارشادفی معرفه حجج الله علی العباد.
۴. ابوالحسین یحیی بن حسین بن اسماعیل شـجری (۴۱۲-۴۷۹ یـا ۴۹۹ ق)، کتاب الامالی الخمیسیه.
۵. ابومنصور احـمد بـن علی بن ابی طالب طبرسی (م ۴۶۱ ق)، کتاب الاحتجاج.
۶. امین الاسلام فضل بن حسن طَبرِسی (م ۵۴۸ ق)، کتاب اِعلام الوری بِأَعلام الهُدی.
۷. ابوعبدالله محمد بن علی بن شهرآشوب (م ۵۸۸ ق)، کـتاب مـناقب آل ابی طالب.
۸. جعفر بـن مـحمد بن جعفربن ابی البقاء هبه الله بن نما مشهور به ابن نما حلّی (م۶۴۵ ق)، مثیر الاحزان.
۹. حمید بن احمد بن محمد محلّی (م۶۵۲ق)، کتاب الحدائق الوردیه فی مناقب الائمه الزیدیه.
۱۰. علی بن مـوسی بـن جعفربن طاووس معروف به سیّد بن طاووس (م۶۶۴ق)، الملهوف علی قتلی الطفوف.
۱۱. علی بن عسیی اِربِلی (م ۶۹۲ ق)، کتاب کشف الغمه فی معرفه الائمه.
همسران و فرزندان امام حسین(ع)
ضروری است پیش از بررسی و تـبیین زوایـای مختلف زنـدگانی کودک خردسال امام حسین(ع) به همسران و فرزندان آن حضرت اشاره ای اجمالی داشته باشیم.
در منابع کهن و معتبر، همسران امـام حسین(ع) پنج نفرند و اولاد آن حضرت را به اختلاف نقل کرده اند:
۱. شهربانو دخـتر یـزگرد سـوم، آخرین پادشاه ساسانی (مفید، ۱۴۱۴: ۲/۱۳۵) و امام سجاد(ع) فرزند اوست.
۲. لیلی دختر ابومُرّه بن عروه، نوه مسعود ثقفی صـحابی رسول خدا(ص) و مادرش میمونه دختر ابوسفیان بود (یعقوبی، ۱۳۷۹: ۲/۲۴۶؛ طبری، ۱۳۸۲: ۵/۴۴۶؛ ابن سعد، ۱۴۰۵: ۶/۳۹۲). از تاریخ ازدواج امام حسین(ع) بـا او اطـلاعی در دست نیست و علی اکبر فرزند اوست.
۳. اُمِّ اسحاق دختر طلحه، پدرش طلحه بن عبیدالله از اصحاب مـشهور پیامبر اکرم(ص) و مادرش جریاء، دختر قسامه بن حنظله بود (ابن سعد، ۱۴۰۵: ۳/۲۱۴؛ زبیری، ۱۹۵۳: ۲۸۲). اُمـِّ اسحاق نخست با امـام حسن(ع) ازدواج کرد (همو:۶/ ۳۹۲؛ همو: ۵۷ ). امام حسن(ع) پیش از شهادت، به برادرش سفارش کرده بود که با این بانو ازدواج کند. حاصل این ازدواج، دختری به نام فاطمه بود (همو؛ ابن حبیب، ۱۳۶۱: ۶۶؛ ابن قتیبه، ۱۹۶۰: ۲۱۳؛ اصفهانی، بی تا: ۵۱).
۴. رباب دخـتر امرؤالقیس نصرانی بود که در زمان خلافت عمر اسلام آورد و حضرت علی(ع) از دختر او برای پسرش امام حسین(ع) خواستگاری کرد (همو: ۸/۴۷۵؛ اصفهانی، بی تا: ۵۹؛ بلاذری، ۱۹۹۶: ۲/۱۳۹؛ ابن حزم اندلسی، ۱۳۸۲: ۲۵۷). حاصل این ازدواج، پسری به نام عبدالله (عـلی اصـغر) و دختری به نام سکینه بود (همو: ۶/۳۹۲؛ همو؛ مفید، ۱۴۱۴: ۲/۱۳۵؛ زبیری، ۱۹۵۳: ۵۹).
۵. برخی منابع، زنی از قبیله قُضاعه را نیز در شمار همسران امام نام برده اند که برای وی پسری به نام جعفر به دنیا آورد. جـعفر در خـردسالی از دنیا رفت (زبیری، ۱۹۵۳: ۵۹؛ مفید، ۱۴۱۴: ۲/۱۳۵؛ ابن فندق، ۱۴۱۰: ۱/۳۴۹؛ سبط بن جوزی، بی تا: ۲۴۹).
فرزندان آن حضرت
۱. شیخ مفید تعداد اولاد آن حضرت را شش نفر، چهار پسر و دو دختر دانسته است؛ علی بن الحسین الاکبر، علی بـن الحـسین الاصغر، جعفر، عبدالله، سکینه و فاطمه (مفید، ۱۴۱۴: ۲/۱۳۵).
۲. ابن شهر آشوب مازندرانی (م۵۸۸ق) و کمال الدین محمد بن طلحه شافعی (م۶۵۲ ق) فرزندان آن حضرت را نُه نفر نام برده اند؛ علی اکبر، علی اوسط، علی اصغر، محمد، عـبدالله، جـعفر، زیـنب، سکینه و فاطمه (مازندرانی، بی تا: ۴/۷۷؛ ابـن طلحه شـافعی، بـی تا: ۷۳؛ سبط بن جوزی، بی تا: ۲۷۷).
۳. علامه نسّابه ابوالحسن علی بن زید بیهقی معروف به ابن فندق (م۵۶۵ ق) تعداد فرزندان را ده نفر می نویسد؛ علی اکبر، عـلی اصـغر، عـبدالله، جعفر، ابراهیم، محمد، فاطمه، سکینه، زینب و ام کـلثوم. وی در ادامـه می افزاید: «از فرزندانش، جز زین العابدین، فاطمه، سکینه و رقیه باقی نماندند» (ابن فندق، ۱۴۱۰: ۱/۳۴۹ و ۳۵۵ ).
چنان که ملاحظه شد، درباره تعداد فرزندان امام(ع) نـیز در مـنابع، اختلاف نظر وجود دارد و مورّخان افزون بر اختلاف در تعداد، اسامی را نـیز متفاوت ذکر کرده اند.
نام کودک خردسال
منابع تاریخی، نام این کودک خردسال را متفاوت نقل نموده اند؛ در برخی از آنها (بـدون ذکـر نـام) از عناوینی همچون «صبی، صغیر، طفل، رضیع، غلام، ابن و ولدی الرضیع» استفاده شـده اسـت؛ در برخی منابع «عبدالله » ذکر کرده اند و برخی دیگر «علی اصغر» نام برده شده است. برخی دیگر از مـورخان، عـلاوه بـر علی اکبر(، برای حضرت دو فرزند به نام های عبدالله و علی اصغر ذکر نـموده اند کـه در عـاشورا شهید شدند؛ یعنی اینها را دو فرزند جداگانه دانسته اند.
خلاصه این که در این زمینه، مورخان چهارگروه شـده اند:
۱. عـده ای بـدون ذکر نام، از این فرزند یادکرده اند.
۲. گروهی او را عبدالله گفته اند.
۳. گروهی او را علی یا علی اصغر نـامیده اند.
۴. عـده ای نیز قائل اند که این دو، دو فرزند جدا از هم، به نام های عبدالله و علی اصغر هستند.
گـروه اول
مـورخان و مـقتل نویسان شیعه و سنی که از این فرزند، تصریح به نام خاصی نکرده اند، بلکه با تعابیری هـمچون صـبی، صغیر، طفل، رضیع، ابن و غلام از او یاد کرده اند، عبارت اند از:
الف) مورخان اهل سنّت
۱. محمد بـن سـعد بـن منیع زُهری (م۲۳۰ق) در کتاب طبقات می گوید:
صَبِیٌّ مِن صِبیانِ الحسین(ع)؛ (ابن سعد، ۱۴۰۵: ۱/۴۷۰)
کودکی از فرزندان حسین(ع).
۲. ابـوحنیفه احـمد بن داوود دینوری (م۲۸۲/ ۲۹۰ق) در کتاب اخبار الطوال می گوید:
فَدَعا بِصَبِیٍّ لَهُ صَغیرٍ؛ (دینوری، بـی تا: ۲۵۸)
کـودک خـردسالش را طلبید.
۳. ابو جعفر محمد بن جریر طبری (م۳۱۰ق) در کتاب تاریخ الامم و الملوک که اکثر روایات مـقتل ابـی مخنف را هـمراه با ذکر دقیق اسناد آن نقل نموده است:
الف) آن جا که از زبان عمّار دُهـنی نـقل نموده می گوید: «ابناً لَهُ؛ پسر حسین(ع)».
ب) در جایی که از زبان ابی مخنف نقل می کند می گوید: «صَبّیٍّ؛ کـودک ».
و در ادامـه می افزاید: «این کودک را عبدالله بن حسین پنداشته اند».
ج) زمانی که از زبان هشام بـن مـحمد کلبی نقل روایت می کند، عبارت «عبدالله بـن حـسین بـن علی» را آورده است.
در واقع طبری در دو نقل از ابی مخنف و عـمار دُهـنی تصریح به نامی خاص نمی کند، ولی در نقل هشام بن محمد کلبی از این فرزند بـه نـام «عبدالله بن حسین» یاد شـده اسـت (طبری، ۱۴۰۹: ۴/ ۳۴۲و ۳/۳۳۲ ).
گـفتنی اسـت طـبری گزارش های واقعه عاشورا را از زبان هشام بـن مـحمد بن سائب کلبی که شاگرد ابی مخنف بوده است، با تعابیری همانند «قـال هـشام بن محمد عن ابی مخنف» یا «قـال هشام قال ابی مخنف » و یـا «حـدثتُ عن هشام عن ابی مخنف» نـقل مـی کند. افزون بر این، طبری از خودِ مقتل هشام نیز بسیار بهره برده و برخی گـزارش ها را کـه هشام از غیر ابی مخنف نقل کـرده، آورده اسـت. در حـقیقت، هشام همه کـتاب یـا بیشتر روایات ابی مـخنف را بـا اضافاتی که از طرق دیگر داشته، به صورت کتابی تدوین و تنظیم کرده، آن گاه یک قـرن بـعد، طبری از آن بهر کامل برده اسـت.
هـمچنین طبری نـقل های مـهمی از امـام باقر(ع) به روایت عـمّار دُهنی دارد که وی گاه خبری را از این طریق نقل کرده و سپس به گفت خود، مفصل تر از آن را از طـریق ابـی مخنف نقل می کند.
۱. ابوالفرج علی بن حـسین اُمـَوی اصـفهانی (۲۸۴ – ۳۵۶ ق) در کـتاب مـقاتل الطالبیین زمانی کـه از مـحمد بن حسین اَشنانی از عباد بن یعقوب از مُورَّع بن سویید بن قیس نقل می کند، می گوید: «اِبنُهُ الصـَّغیرُ؛ پسـر خـردسالش». اما وقتی از احمد بن شُبیب از احمد بـن حـَرث از مـدائنی از ابـی مـخنف از سـلیمان بن ابی راشد از حمید بن مسلم نقل می کند، می گوید: «دَعَا الحُسَینُ بِغُلامٍ؛ حسین کودکی از پسرانش را خواست…» (اصفهانی، بی تا: ۹۰).
۲. ابوالمظفر یوسف بن قِزُغلی بن عبدالله مشهور به سـبط بن جوزی (۵۸۱ -۶۵۴ ق) در کتاب تذکره الخواص می گوید: «طفل؛ کودک» (ابن جوزی، بی تا: ۲۶۳).
۳. شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی (م۷۴۸ق) در کتاب سِیَرُ اعلام النبلاء می گوید: «ابنًا لَهُ اَی لِلامامِ الحسین(ع)؛ پسر حسین(ع)» (ذهـبی، ۱۴۰۱: ۳/ ۳۰۲ و ۳۰۹).
ب) مـورخان شیعی
۱. ابن واضح احمد بن ابی یعقوب بن جعفر (م۲۹۲ق) در کتاب تاریخ یعقوبی می گوید:
مولود قد وُلِدَلَهُ فی تِلکِ الساعَه… اذ اَتاهُ سَهمٌ فَوَقَعَ فِی حَلقِ الصَّبِیِّ…؛ (یعقوبی، ۱۳۷۹: ۲/ ۲۴۵)
کودکی که در هـمان سـاعت متولد شده بود… تیری آمد و در گلوی کودک نشست….
۲. ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی (م۳۴۶ق) در کتاب مروج الذهب و معادن الجوهر» می گوید: «اِبنَاً لَهُ؛ پسـر حسین(ع)» (مسعودی، ۱۸۶۱: ۳/ ۷۰).
۳. سیّدرضی الدین عـلی بـن موسی بن جعفرحلّی معروف به سیّدبن طاووس (م۶۶۴ق) در کتاب لهوف می گوید: «وَلَدِیَ الصَّغِیرَ؛ کودک خردسالم» (ابن طاووس، ۱۳۸۲: ۱۵۷).
گفتنی است سیّد بن طاووس در کتاب الاقبال الاعـمال در اعـمال روز عاشورا، زیارت نامه ای را برای سـیدالشهدا (ع) نـقل می کند. در آن زیارت نامه، در دو مورد نام دو تن از شهدای کربلا ذکر شده که یکی از آنها حضرت علی اصغر(ع) است. در فرازی از این زیارت نامه آمده است:
صَلّی الله عَلَیکَ وَعَلَیهِم وَعَلی وَلَدِکَ عَلیٍّ الاَصغَرِ الّذِی فُجِعَت بـِهِ؛ (ابـن طاووس، بی تا: ۲۷۵)
درود خدا بر شما و بر آنها و بر علی اصغر(ع)؛ همان کسی که دل ها [در سوگ او] به درد آمد.
همچنین سیّد در زیارت ناحیه مقدسه ای که نام بیش از هشتاد و دو نفر از شهدای کربلا در آن ذکـر شـده و آن را در کتاب اقـبال خویش آورده می گوید:
السلام عَلی عَبدِاللهِ بنِ الحُسَینِ، الطِّفل الرَّضِیع، المَرمِیِّ الصَّریع المُتَشَحِّطِ دَمَاً، المُصَعَّدِ دَمُهُ فِی السـَّماءِ؛ اَلمَذبُوحِ بِالسَّهمِ فِی حِجرِ اَبِیهِ لَعَنَ اللهُ رامِیهِ حَرمَلَهَ بنَ کـاهِلِ الاَسـَدِیّ وَ ذَویـهِ؛ (ابن طاوس، بی تا: ۵۷۷)
سلام بر عبدالله پسر حسین(ع)، کودک شیرخوار، تیرخورده، به زمین افتاده، به خون غـلطیده کـه خونش به سوی آسمان بالا رفت و در آغوش پدرش به وسیله تیر ذبح شـد. تـیرانداز بـه او و پژمرده کننده اش حرمله بن کاهل اسدی از رحمت الهی دور باد!
همان گونه که ملاحظه شد در زیارت عـاشورا از این فرزند، با نام «علی اصغر(ع)» و در زیارت ناحیه مقدسه، با نام «عبدالله رضـیع» یاد شده است. بـا تـوجه به آن که هر دو زیارت در الاقبال الاعمال موجود است، احتمال دارد این دو نفر، دو فرزند جداگانه باشند و علی اصغر غیر از عبدالله رضیع باشد.
۴. ابوریحان بیرونی (متولد ۳۶۲ق) در کتاب آثار الباقیه می گوید:
در روز عاشورا خداوند متعال به امـام حسین(ع) نوزاد پسری عطا فرمود. (بیرونی، بی تا: ۲۱۸/۲)
گروه دوم
مورخان و مقتل نویسان شیعه و سنی که نام این فرزند را «عبدالله» گفته اند عبارت اند از:
الف) مورخان اهل سنّت
۱. احمد بن یحیی بَلاذُری (م۲۷۹ ق) در کتاب انساب الاشـراف مـی گوید: «عبدالله بن حسین(ع)» (بلاذری، ۱۴۰۵: ۳/ ۴۰۷).
۲. حمید بن احمد بن محمد محلّی (م۶۵۲ق) در کتاب الحدائق الوردیه فی مناقب الائمه الزیدیه می گوید:
کودکی که به هنگام ظهر روز دهم محرم به دنیا آمد… و او را عبدالله نـام نـهاد. (محلّی، بی تا: ۱۰۳)
۳. ابوالحسن عزّالدین علی بن محمد شیبانی معروف به ابن اثیر (م۶۳۰ق) در کتاب الکامل فی التاریخ، عبارتش مانند محمد بن جریر طبری از هشام بن محمد کلبی است که از ایـن فـرزند با نام «عبدالله بن حسین » یاد کرده است (ابن اثیر، ۱۴۰۸: ۲/۵۷۰ و ۵۸۱ ).
۴. ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر (۷۱۰-۷۷۴ق) در کتاب البدایه والنهایه می گوید:
صَبِیٍّ صَغِیرٍ مِن اَولادِهِ اِسمُهُ عَبدُالله؛ (ابن کثیر، ۱۴۰۸: ۸/۱۸۶ )
کـودک خـرسالی از فـرزندانش به نام عبدالله.
ب) مورخان شـیعی
۱. ابـوعبدالله مـحمد بن محمدبن نعمان معروف به شیخ مفید (۳۳۶-۴۱۳ ق) در کتاب ارشاد می گوید:
فَاُتِیَ بِابنه عبدالله بن الحسین وَ هُوَ طِفلٌ؛ (مفید، ۱۴۱۴: ۲/۱۰۸)
فرزندش عبدالله بـن الحسین(ع) را کـه خردسال بود، برایش آوردند.
۲. فضیل بن زبیر اسـدی رسـّان کوفی – از اصحاب امام باقر و امام صادق(ع) – در کتاب تسمیه من قتل مع الحسین من ولده واخوته و اهل بیته و شیعته می گوید:
بـرای حـسین در هـنگام جنگ، آن فرزند به دنیا آمد… و او را عبدالله نامید. (ابن زبیر، ۱۴۰۶: ۱۵۰)
۳. ابوالحسین یـحیی بن حسین بن اسماعیل شجری (۴۱۲-۴۷۹ / ۴۹۹ ق) در کتاب امالی الخمیسیه می گوید: «عبدالله بن حسین(ع)» (الامالی للشجری: ۱/۱۷۱).
۴. نجم الدین جعفر بـن مـحمد حـلّی معروف به ابن نُما حلّی (م ۶۴۵ق) در کتاب مثیر الاحزان می نویسد:
دَعا بـِابنهِ عـَبدِاللهِ وَ هُوَ طِفلٌ؛ (ابن نما، ۱۳۶۹: ۷۰)
فرزندش عبدالله را که خردسال بود خواست.
۵. ابومنصور احمد بن علی بن ابـی طالب طـَبرسی (م۴۶۱ق) در کـتاب احتجاج آورده است:
وابن آخَرُ فِی الرِضاع اِسمُهُ عَبدُاللهِ… ناوِلونی ذلک الطِّفل؛ (طـبرسی، ۱۳۸۰: ۲/۱۰۱)
و پسـر دیـگری به نام عبدالله که شیرخوار بود… آن کودک را به من بدهید، تا با او خداحافظی کـنم.
۶. تـعبیر امـین الاسلام فضل بن حسن طَبرسی (م۵۴۸ق) در کتاب اعلام الوری باعَلام الهدی، همچون ارشاد شیخ مفید اسـت (طـبرسی، بی تا: ۱/ ۴۶۶ و ۴۷۸).
گروه سوم
مورخان و مقتل نویسان شیعه و سنّی که نام این فرزند را «عـلی» یـا «عـلی اصغر» گزارش کرده اند، عبارت اند از:
۱. ابومحمد احمد بن اعثم کوفی (م حدود ۳۱۴ ق) در کتاب الفتوح» می نویسد:
وله ابـن آخر یقال له علیّ فی الرضاع؛ (ابن اعثم کوفی، بی تا: ۵/ ۱۳۱)
و برای او فرزندی دیگر بـود کـه بـه او علیّ می گفتند و شیرخوار بود.
۲. ابوالمؤیّد موفق بن احمد بن ابی سعید خوارزمی مکی مشهور بـه اَخـطَب خوارزم (م۵۶۸ق) در کتاب مقتل الحسین نوشته است:
ناوِلُونی عَلِیَّاً الطِّفلَ حتّی اَوُ دِّعَهُ؛ (خـوارزمی، بـی تا: ۲/ ۳۷)
عـلی کودک خردسال را به من بدهید تا با او خداحافظی کنم.
۳. صفی الدین محمد بن تاج الدیـن در الاصـیلی فـی انساب الطالبین (ابن طقطقی حسنی، ۱۴۱۸ق: ۱۴۳)، علامه اربلی (م۶۹۲ق) در کشف الغمه فی معرفه الائمـه (اربـلی، بی تا: ۲/ ۲۵۰) و ابن شهرآشوب (م۵۸۸ق) در مناقب آل ابی طالب (مازندرانی، بی تا: ۴/ ۱۰۹) در فهرست شهدای کربلا این گونه گزارش کرده اند:
وعلیُّ الاَصغَرِ اَصـابَهُ سـَهمُ بِکَربلاء فمات.
واین صراحت در نام علی اصغر(ع) دارد.
گروه چهارم
برخی مورخان مـعتقدند در کـربلا و در روز عاشورا علاوه بر علی اکبر(، دو طفل دیگر از فـرزندان امـام حسین(ع) به نام های علی اصغر و عبدالله نیز به شـهادت رسـیده اند. البته برخی همچون ابن زبیر، یعقوبی و ابوریحان بیرونی باور دارند که یکی از ایـن دو طـفل در همان روز عاشورا به دنیا آمـد و در هـمان روز نیز بـه شـهادت رسـید (یعقوبی، ۱۳۷۹: ۲/ ۲۴۵؛ محلّی، بی تا: ۱۰۳؛ ابن زبیر، ۱۴۰۶: ۱۵۰؛ بـیرونی، بـی تا: ۲/۲۱۸).
محمد بن طلحه شافعی دمشقی (م۶۵۴ق) در کتاب مطالب السّؤول فی مناقب آل الرسول، عـلی اصـغر و عبدالله را دو فرزند جداگانه می داند که هـر دو در روز عاشورا و در کربلا به شـهادت رسـیده اند. وی می گوید:
اَمّا علیُّ الاَصغَرِ جـاءَهُ سـَهمٌ وَ هُوَ طِفلٌ؛ (ابن طلحه شافعی، بی تا: ۷۳)
به علی اصغر که خردسال بود، تـیری رسـید.
سپس می افزاید:
وَقِیلَ اِنَّ عـَبدَاللهِ – اَیـضاً – قـُتِلَ مَعَ اَبِیهِ شـَهِیداً؛ (هـمو)
همچنین گفته شده کـه عـبدالله نیز با پدرش به شهادت رسید.
همچنین پیش تر اشاره شد که سیّد ابن طاووس در کـتاب الاقـبال الاعمال، در زیارت نامه روز عاشورا برای امام حسین(ع) از ایـن فرزند بـه «عـلی اصـغر» تعبیر نموده است و هـمو در همان کتاب در زیارت ناحیه مقدسه، او را «عبدالله رضیع» می نامد (ابن طاووس، بی تا: ۵۷۷، ۲۷۵ ). از این رو استنباط می شود کـه ایـن دو طفل، دو نفر جداگانه اند و علی اصغر، غـیر از عـبدالله رضـیع اسـت.
نـسب کودک
پدر بزرگوار ایـشان حـضرت سیّدالشهدا اباعبدالله الحسین(ع) و مادرش رُباب، دختر اِمرءُ القَیسِ بنِ عُدی بن اَوسِ بنِ جابِر بنِ کـَعبِ بـنِ عـلی ام بنِ جِنابِ بنِ کَلب بود. اِمرءُ القـیس در زمـان خـلیفه دوم بـه مـدینه آمـد و مسلمان شد. وی از همان ابتدا امیر مسلمانان قبیله قضاعه شد و پس از مسلمانی، سه دختر خود را به امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) تزویج کرد (بلاذری، ۱۹۹۶م: ۲/ ۴۱۵؛ اصفهانی، بی تا: ۸۹؛ ابن کثیر، ۱۴۰۸: ۸/ ۲۲۹).
ربـاب که به همسری امام حسین(ع) درآمد، نزد آن حضرت منزلتی عظیم یافت و مورد علاقه شدید ایشان واقع شد. این دو بیت از امام حسین(ع) در بار او نقل شده است:
لَعَمرُکَ اِنَّنِی لَاُحِبُّ داراً تـَکُون بـِهَا سَکِینَهُ وَالرُّبابُ
اُحِبُّهُما وَ ابذُلُ جُلَّ مالی وَلَیسَ لِعاتِبٍ عِندی عِتابٌ[۱]
رباب همراه با زینب کبری(ع) و سایر بانوان اهل بیت (ع) به اسارت بـرده شـد و در مجلس ابن زیاد، سر مـطهر امـام حسین(ع) را از میان طشت برداشت و بغل نمود و بوسید و آهی کشید؛ آن گاه این شعر را خواند:
واحُسَینا وَلَستُ اَنسی حُسَینا اَقَصَدَتهُ اَسِنَّهُ الاَعداءِ
غادَروهُ بِکَربَلاءِ صَرِیعاً لاسـَقَی الغـیث بعده کربلاء[۲]
او با سـرودن هـمین دو بیت، راه بسیاری از تحریف ها را بست و گفت که امام(ع) در راه خدا به شهادت رسید و با شمشیر، او را پاره پاره کردند. نه بدنش را به خاک سپردند، نه بر او نماز خواندند و نه احترام کردند.
هنگامی که اسـرا بـه مدینه بـازگشتند، عده ای از اشراف قریش و حتی یزید از وی خواستگاری کردند، ولی نپذیرفت و گفت:
لا اتخذ حمواً بعد رسول الله (ص)؛ (ابن جوزی، بـی تا: ۲۶۵؛ ابن اثیر، ۱۴۰۸: ۲/۵۷۹)
پس از رسول خدا(ص) خویشاوندی قبول نمی کنم.
وی یک سال در کمال سختی و نـاراحتی زنـدگی کـرد و سرانجام از شدت حزن و اندوه درگذشت (ابن اثیر، همان: ۱۱/ ۲۰۹).
سن کودک
هیچ یک از منابع کهن و قابل استناد همچون تاریخ طـبری، اخـبار الطوال دینوری، مقاتل الطالبیین اصفهانی، ارشاد شیخ مفید، تذکره الخواص ابن جوزی و… دربـاره سـن ایـن کودک خردسال، اظهار نظری نکرده اند و تنها به عناوینی همانند «صبی»، «صغیر»، «طفل» و «رضیع» اکتفا نـموده اند؛ امابرخی مورخان بیاناتی دارند که ذکر آنها خالی از فایده نیست:
۱. فضیل بن زبـیر اسدی رسّان کوفی (زنـده تـا عصر امام صادق(ع))، ابن واضح یعقوبی – مورّخ و جغرافی دان شهیر شیعی (م ۲۹۲ ق) – و ابوریحان بیرونی – صاحب آثار الباقیه (متولد ۳۶۲ ق) – بر این باورند که این طفل در روز عاشورا به دنیا آمده است (کوفی اسدی، ۱۴۰۶ق: ۱۵۰؛ یعقوبی، بـی تا: ۲/ ۲۴۵؛ بیرونی، بی تا: ۲/ ۲۱۸).
۲. محمد بن سعد (م۲۳۰ق) از پسری سه ساله برای امام حسین(ع) سخن به میان آورده که عُقبه بن بشر اسدی او را با تیری شهید کرد (ابن سعد، ۱۴۰۸ق: ۱۸۲).
۳. خواجه نصیر الدین طوسی (۵۹۸ – ۶۷۲ق) در کتاب نقد المـحصل مـی نویسد:
فرزند دیگر امام حسین(ع) که هفت سال داشت و نام او علی بود در روز عاشورا شهید شد. (طوسی، بی تا: ۱۷۹)
۴. ابوعلی بلعمی – از مورّخان قرن چهارم – در ذیل گزارش چگونگی شهادت طفل شیرخوار، او را یک ساله دانسته اسـت (بـلعمی، ۱۳۷۷: ۴/ ۷۱۰).
۵. شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی (م ۷۴۸ ق) – از عالمان بسیار مشهور و پرکار اهل سنّت در قرن هشتم – نیز از شهادت طفلی سه ساله یاد کرده است (ذهبی، ۱۴۱۳: ۳/ ۳۰۲).
۶. کسائی مروزی – از شعرای عـهد سـامانی و غزنوی و نخستین شاعر پارسی گوی اشعار مذهبی (م۳۹۴ق) – در بیتی، از طفلی پنج ماهه یاد کرده است:
آن پنج ماهه کودک، باری چه کرد و یحک کز پای تا به تارک، مجروح شد مفاجاه. (صاحبکاری، ۱۳۷۹: ۱۶۹)
چنان که مـلاحظه شـد، در مـنابع کهن درباره سن این طـفل گـزارشی ارائهـ نشده است و آن چه امروزه در منابر و محافل روضه خوانی شهرت پیدا کرده که وی در شب دهم رجب سال شصت هجری قمری در مدینه منوره، ۱۸ روز پیـش از حـرکت کـاروان امام حسین(ع) به سوی مکه و سپس به کـربلا، دیـده به جهان گشود و او را شش ماهه می دانند، هیچ مدرک معتبری ندارد. البته این نکته نیز قابل تأمل است که در بـرخی از مـنابع، هـمچون الفتوح ابن اعثم و مطالب السؤول ابن طلحه شافعی ذکر شـده است که امام حسین(ع) بر پیکر طفل خود نماز خواند (ابن اعثم، بی تا: ۵/ ۱۳۱؛ ابن طلحه، بی تا: ۷۳). قاعدتاً بـر طـفلی کـه سن او واجد شرایط خواندن نماز میت است، نماز خوانده می شود. پس سـن طـفلی که امام(ع) بر پیکر او نماز خوانده است، باید کمتر از شش سال نباشد.
همان گونه که صاحب کـتاب ارزشـمند تـحقیقی درباره اولین اربعین حضرت سیدالشّهدا – از علمای معاصر – در این باره می گوید:
از نماز خواندن امام(ع) بـر آن طـفلی که تیر خورده، ظاهر می شود که علی اصغر(ع) چنان که گفته شد، شش سال داشـته و ظـاهر نـماز خواندن امام(ع) در وجوب است و به کمتر از طفل شش ساله نماز واجب نیست و استحباب نـماز بـر طفلی که شش سال نداشته باشد هم معلوم نیست. اگرچه بعضی ها فتوا بـه اسـتحباب دادهـ اند، ولی تحقیق علمی آن است که مورد اشکال بوده، مگر به رجاء و مطلوبیّت خوانده شود. (قـاضی طـباطبایی، ۱۳۸۳: ۳۶۸)
چگونگی شهادت کودک
نحوه شهادت این کودک، در منابع کهن به دو صورت نقل شـده اسـت:
۱. شـهادت در کنار خیمه ها، به هنگام وداع؛
۲. شهادت در مقابل لشکر دشمن، پس از طلب آب برای وی.
الف ) منابع اهل تسنن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.