تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل فرازهایی از سیره ی اخلاقی و رزمی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام؛ اسوه فداکاری و وفاداری یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل فرازهایی از سیره ی اخلاقی و رزمی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام؛ اسوه فداکاری و وفاداری شامل 69 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل فرازهایی از سیره ی اخلاقی و رزمی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام؛ اسوه فداکاری و وفاداری را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل فرازهایی از سیره ی اخلاقی و رزمی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام؛ اسوه فداکاری و وفاداری با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل فرازهایی از سیره ی اخلاقی و رزمی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام؛ اسوه فداکاری و وفاداری بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل فرازهایی از سیره ی اخلاقی و رزمی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام؛ اسوه فداکاری و وفاداری با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرازهایی از سیره ی اخلاقی و رزمی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام؛ اسوه فداکاری و وفاداری وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل فرازهایی از سیره ی اخلاقی و رزمی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام؛ اسوه فداکاری و وفاداری با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل فرازهایی از سیره ی اخلاقی و رزمی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام؛ اسوه فداکاری و وفاداری مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرازهایی از سیره ی اخلاقی و رزمی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام؛ اسوه فداکاری و وفاداری :

۱- نسبی شریف و درخشان

در قلمرو نسب شناسی حسب و نسبی والاتر و درخشان تر از نسب حضرت عباس(ع) در میان یاران امـام حـسین (ع) نمی توان یافت. او از بطن بنی هاشم برخاسته و از سرچشمه علوی نشأت گرفته است که خاندانی تناور، ریشه دار و در جلالت قدر، شرافتی والا دارند. والد ماجدش، امیر مؤمنان علی(ع)، وصیّ رسول اکرم(ص) نخستین ایمان آورنده بـه وحـی الهـی و مصداق خاتم پیامبران و همسر دخـت پیـامبر خـدا(ص) است. مسلمانان به اجماع آن حضرت را پس از حضرت محمد(ع) داناترین، فرزانه ترین و با فضیلت ترین شخصیت می دانند. برای عباس بن علی(ع) این افتخار و سـرافرازی بـس کـه محصول شجره طیّبه امامت و برادر دو سبط محمد مـصطفی(ص) اسـت.[۱]

مادر گرامی حضرت عباس(ع)، «فاطمه بنت حـزام بـن خـالد»، معروف به «امّ البنین(ع)» است. حزام از استوانه های شرافت در میان طوایف عـرب محسوب می گردید و در سخاوت، رادمردی، دلیری و صفات فاضله نامور بود.

۲- نامور و با مسمّا

عباس که اولین فرزند امام عـلی(ع) از امّ البـنین به شمار می رفت، از اوان کودکی خوش اندام، رشید و زیبا بود. کودکی که امّ البنین بـه دنیا آورده است، همان است که پدر می خواهد؛ زیرا تمامی آرمانهای عالی را در سیمای این طفل می بیند. برایش روشـن اسـت کـه این نوباوه همان دلیرمرد رزمنده ای است که هرگز روی خوش به ستمگران و جـفاکاران نـمی دهد و بـدیهی است، کسی که در برابر خصم دون صفت چهره ای عبوس به خود می گیرد، در برابر حـق و مـصادیق آن سـیمایی خوش و پرنشاط خواهد داشت.

در سرزمین کربلا این ویژگی قمر بنی هاشم آشکار گردید؛ زیرا بـه سـپاه سیاه روی اموی فرصت نمی داد تا لحظه ای آرام بگیرند و خود را برای یُورشی گسترده یـا دفـاعی سـخت مُهیّا سازند.

دوران کودکی عباس(ع) مملوّ از عنایتهای پدر و دو برادرش امام حسن و حسین(ع) بود و اهل خـانه عـصمت، شأن او را بسیار عزیز می داشتند.[۲]

حضرت علی(ع) فرمود: «إِنِّی سَمَّیتُهُ بِاِسمِ عَمِّی العَبَّاسِ، عَبَّاساً؛ او را به نام عمویم عـباس [بـن عبدالمطلب]، عباس نامیدم.» سپس دستان کودک خویش را غرق بوسه ساخت؛ ولی گوهر اشـک از دیـدگان بـر گونه هایش جاری گردید. سابقه نداشت که فرزندی چنین نیکو منظر و صاحب شمایل علوی موجب پریـشانی والدش گـردد، بـنابراین، امّ البنین سبب را از حضرت جویا شد، ایشان(ع) وی را از حکمت الهی آگاه ساخت و فـرمود: «کـَأَنِّی بِیَدَیه هَاتَینِ تُقَطِّعَانِ یَومَ الطَّفَّ عِندَ مَشرَعَهِ الفُرَاتِ فِی نُصرَهِ أَخِیهِ الإِمَامِ الحُسَینِ؛ گویی اینکه دو دسـتش در روز عـاشورا نزدیک رود فرات قطع می شود در حالی که به یاری برادرش امام حسین(ع) شـتافته اسـت.» دستهای این کودکم در راه یاری حسین(ع) قطع مـی گردد. بـا شـنیدن این خبر، مادر ناله ای سخت سر داد. امـام بـه همسر خود بشارت داد که این نور دیده نزد پروردگار منزلتی والا دارد و به جای دسـتهای بـریده اش، خداوند دو بال به وی تقدیم مـی کند کـه با آنـها در بـهشت هـمراه ملائکه پرواز می کند. امّ البنین با شنیدن ایـن خـبر مسرور گردید.[۳]

۳- چشمه فضل و فـداکاری

حضرت عباس(ع) را ابوالفضل نـامیده اند؛ زیـرا فرزندی به نام فضل داشـته اسـت. این کنیه با شخصیت اخلاقی و معنوی آن امامزاده هماهنگی دارد و اگر هم پسری به نـام فـضل نداشت، باز هم به راسـتی سـرچشمه فـضل و فضیلت به شـمار مـی رود؛ زیرا با تمام وجـود بـه دفاع از فضایل و ارزشهای الهی پرداخت و جان خود را در این راه آسمانی ایثار کرد. شارح میمیه ابـوفراس حـمدانی، خطاب به او می گوید: «ای عباس! تو جـانت را بـرای امام حـسین(ع) بـذل کـردی و قبل از او آب ننوشیدی و با ایـن وصف تو ابوالفضلی».

برخی مورخان آن حضرت را «ابوالقربه» (پدر مشک آب) نامیده اند؛ زیرا در حماسه کربلا، در حالی کـه خـصم بداندیش آب را بر روی امام حسین(ع) و یارانش بـسته بـود و مـراقبت مـی کردند قـطره ای از آب فرات بـه آل مـصطفی(ص) نرسد، حضرت ابوالفضل بدون هراس از انبوه و سلاح آن لشکر، با صلابت حیدری به آنان یورش برد و چـندین بـار مـتوالی مشکها را از آب شریعه فرات پر کرد و اصحاب عاشورا را سـیراب سـاخت و چـون او سـقایت عـاشوراییان را عـهده دار بود، لقب سقایی به وی اختصاص پیدا کرد.[۴]

۴- فرمانده با کفایت

عبّاس مبارزی نامور و دلاوری شجاع بود که جرأت و شهامت را از پدرش حـیدر کرار به میراث داشت. پیوسته در میدان رزم پرچم پیروزی برمی افراشت و با مرکبی تیزپا، رعدآسا به صف خصم می تاخت. در یورش وی به موکلان شریعه فرات، چهار هزار نیروی سواره و پیاده را فراری داد و در سه هـجوم مـتوالی موفق شد هشتاد نفر از آن جفاکارن را به هلاکت برساند.[۵]

عباس قبلاً در نبرد صفین و در رکاب پدرش امیر مؤمنان(ع) در حالی که نوجوانی بیش نبود، چنین شجاعتی را از خود بروز داده بود. در آن جـنگ، سـپاه معاویه فرات را به تصرّف درآوردند و لشکر امام علی(ع) را از برداشتن آب منع کردند. عده ای از تاریخ نویسان می گویند: فرات به نیروی رزمی امام حسین(ع) از تصرّف سـپاه مـعاویه بیرون آمد و عباس در این فـتح مـهمّ سهمی بزرگ داشت. عباس، در حالی که نقاب بر چهره افکنده بود، در برابر قوای اموی قرار گرفت و مبارز طلبید. معاویه به مردی که ابن شـعثاء نـام داشت، فرمان داد که شـتاب گـیرد و با او وارد جنگ شود. ابن شعثاء به فرزند ابی سفیان گفت: مرا با ده هزار سوار برابر می شمارند، پس چرا برای مبارزه با این نوجوان مأمور می سازی؟ پس یکی از فرزندانم را به سویش می فرستم تا کـارش را تـمام کند. طولی نکشید که پسر ابن شعثاء از پای درآمد. دیگر فرزندانش یکی پس از دیگری کشته شدند، تا ابن شعثاء ناگزیر خودش وارد مصاف با این سلحشور ناشناس گردید. بعد از لحظاتی زد و خورد و نبرد تـن بـه تن او نـیز با شمشیر حضرت اباالفضل(ع) به هلاکت رسید. همه از شهامت این جوان علوی در شگفت بودند و چون به سـوی پدر بازگشت، حضرت علی(ع) پیشانیش را بوسید.[۶]

عباس را «حامی الظعینه» نیز لقب داده اند؛ زیرا در صیانت از بانوان حرم و اهل بیت عترت در روز عـاشورا اسـتوار و با صلابت انجام وظیفه می کرد و تمام تلاش خود را مصروف حمایت از بانوان و مخدرات حـرم نـمود و فـرود آوردن از هودجها یا سوار کردن آنها را بر عهده داشت.[۷]

۵- تندیس مقاومت و استقامت

وَ اللهِ إِن قَطَعتُمُوا یـَمِینِی

إِنِّی اُحَامِی اَبَداً عَن دِینِی

وَ عَن اِمَامٍ صَادِقِ الیَقِینِ

نَجلِ النَّبِیِّ المُصطَفَی الاَمِینِ[۸]

«سوگند به خداوند! اگر دست راستم را قطع کردید، همواره از دین و امامی که یقین به صدق او دارم و یادگار رسول خدا(ص) است، حمایت می کنم.»

این گونه رجزخوانی، آن هم در واپسین لحظات زندگی و انتخاب مـرگ سرخ، شاهدی محکم بر صلابت ایمان، ژرفای معرفت و صفای وجدان اوست. عباس خود را صادقانه و خالصانه تسلیم ولیّ امر زمان ساخت و از او اطاعت محض کرد و تمامی توان، ظرفیتها و امکاناتی را که در اختیار داشت، در ایـن راه بـه کار برد و سرانجام با سرافرازی میهمان قدسیان و عرشیان گردید. او در سخت ترین و آشفته ترین شرایط، در تصدیق حق و تأیید حقیقت کوشید و هیچ گاه در این مسیر گرفتار تردید و دودلی نگردید و در حمایت از امام حسین(ع) و بر حق بـودن قـیام او به حق الیقین رسیده بود و با بصیرت ایمانی و نور تقوا می دید که هرگونه مخالفت با امام معصوم مساوی با ضلالت، شقاوت و غرق شدن در گرداب انحراف و باتلاق ارتداد است. او بـه تـصدیق قلبی و لسانی در حمایت از رهبر راستین جامعه اسلامی اکتفا ننمود و با رزم آفرینیهای شکوهمندانه و فدکارانه و استقبالی شوق آمیز از جهاد و شهادت، تصدیق عملی خود را نیز به اثبات رساند.

حضرت ابوالفضل(ع) مظهر و تندیس وفـاداری اسـت و ایـن فضیلت را در روزگاری بحرانی و توأم بـا مـصایب فـراوان به منصه ظهور رساند و تا آخرین قطرات خون خود، وفاداری را معنا کرد. مسلمانان طالب فضایل و مشتاق مکارم باید در پیمودن صراط رسـتگاری چـنین امـامزاده ای را اسوه خود قرار دهند و از خصال پسندیده اش الهام گـیرند. در فـرازی از زیارت نامه ابوالفضل العباس(ع) که از زبان مبارک امام صادق(ع) جاری گردیده است، می خوانیم:

«…أَشْهَدُ أَنَّک لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْکلْ وَ أَنـَّک مـَضَیتَ عـَلَی بَصِیرَهٍ مِنْ أَمْرِک مُقْتَدِیاً بِالصَّالِحِینَ وَ مُتَّبِعاً لِلنَّبِیینَ فَجَمَعَ اللَّهُ بـَینَنَا وَ بَینَک وَ بَینَ رَسُولِهِ وَ أَوْلِیائِهِ فِی مَنَازِلِ الْمُخْبِتِینَ فَإِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِین؛[۹]…گـواهی مـی دهم که تو (در دفاع از حق) سُست و ناتوان نشدی، در کار خود بصیرت داشتی و به صالحان اقتدا کردی و پیـرو پیـامبران بـودی. خداوند میان ما و تو و نبی اکرم(ص) و اولیائش در منازل برگزیدگان جمع کند.»

۶- انـواری از درخـشندگی و فـروزندگی

حضرت عباس(ع) سیمای ظاهری پرجاذبه خاصی داشت و چون ماه می درخشید و از آنجا که جمال ظـاهری و مـعنوی در وجـود شریفش تجسّم یافته بود، وی را قمر بنی هاشم می نامیدند و همگان در برابر شمایل او زبان به تحسین مـی گشودند.

در زیـارتی که ابو حمزه ثمالی آن را از امام صادق(ع) نقل کرده است، خطاب به ایـن امـامزاده واجـب التعظیم می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیک أَیهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحـُسَینِ(ع)[۱۰] عالی ترین مرتبه انسان کـامل هـمین اسـت که امام معصوم او را بنده صالح بداند؛ یعنی کسی که تمام صلاحیتها را در خود شکوفا ساخته اسـت؛ ابـوالفضل(ع) به چنان امتیازاتی دست یافته که سالار شهیدان کربلا حاضر است جـان خـود را فـدایش کند و خطاب به او بفرماید: «یا عَبَّاسُ ارْکبْ بِنَفْسِی أَنْتَ یا أَخِی..»[۱۱]

بر اساس آیات قرآن، مقام عبودیت والاترین مقام انبیای الهـی بـه شما می رود و این ویژگی بسی شریف تر از بُعد رسالت آن فرستادگان خداوند می باشد. حضرت ابوالفضل(ع) به این صـفت مـتصف شده است که خداوند متعال به حبیب و امین خود(ص) اعطا کرد و حـضرت صـادق آل محمد(ع) حضرت عباس را بدان ملقب ساخت.

۷- مـقرّب بـارگاه عـصمت و طهارت

حضرت عباس(ع) با امام صرفاً پیـوندی جـسمانی ندارد؛ بلکه آنچنان به رشد معنوی رسیده که از نظر روحانی نیز مقرّب درگـاه امـامت است. در آن لحظه ای که وی بر اثـر ضـربت عمود از بـالای اسـب بـر زمین افتاد، اولین کلامش این بـود: «یـَا اَبَا عَبدِالله! عَلَیکَ مِنِّی السَّلَام.» این وداع او با امام است. وقتی سالار شـهیدان ایـن ندای جانسوز را می شنود، می فرماید: «وَا اَخَاهُ وَا عـَبَّاسَاهُ وَا مُهَجَّهَ قَلبَاهُ!» امام نـاله ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *