تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل فرهنگ ناب و اصالت دین!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل فرهنگ ناب و اصالت دین بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل فرهنگ ناب و اصالت دین از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل فرهنگ ناب و اصالت دین شامل 84 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل فرهنگ ناب و اصالت دین استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل فرهنگ ناب و اصالت دین با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل فرهنگ ناب و اصالت دین قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل فرهنگ ناب و اصالت دین حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل فرهنگ ناب و اصالت دین به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرهنگ ناب و اصالت دین :

اگر اصل بحث درباره دین و نظریه فرهنگی مطرح شود، گذشته از اینکه با این همایش بی تناسب نیست، برای جمع ما هم کارآمد است که دین چه فرهنگی را عرضه کرده است و ما در برابر این عرضه چه کالایی را خریده ایم؟ دین که آمده است، انسانها را در سه عرصه آگاهی بخشید؛ برخی در همان عرصه اول مانده اند، برخی از عرصه اوّل به عرصه دوم هم رسیده اند و در عرصه و ساحت دوم مانده اند، گروه کمی عرصه اوّل و دوم را پشت سر گذاشتند و به ساحت سوم رسیدند؛ آنها به فرهنگ ناب دین و اصالت دین بار یافتند. انسانها یک سلسله زندگی قراردادی دارند، این در همه ادوار بوده و در هر عصر و مصری هست که با قرارداد و اعتبارات زندگی می کنند؛ یعنی با خرید و فروش، با اجاره، با عقود مضاربه ای، با مِلکیت اعتباری، با ریاست و مرئوسیت، خادمی و مخدومیت و تابع و متبوع بودن اعتباری زندگی می کند که جامعه بر همین اساس است؛ یعنی شما وقتی از فضای اعتبار بیرون رفتید، چیزی به نام حقیقت نمی یابید، مثلاً می گویند این زمین مِلک فلان شخص است، این ملکیت، مالکیت و مملوکیت یک سلسله عناوین اعتباری است، آنچه در خارج وجود دارد زمین است و خود شخص؛ اما این زمین امروز برای زید است و فردا برای عمرو است، زید خرید و عمرو فروخت، اینها یک سلسله قرارداد اعتباری است؛ ریاست و مرئوسیت هم این چنین است، تابع و متبوع بودن هم این چنین است، آنچه در خارج وجود دارد خود انسان است و خود زمین است، یک سلسله حرکت هاست. عبادت ها هم یک سلسله عناوین اعتباری است؛ یعنی چند امر خارجی را کنار هم گذاشتند و اسم آن را گذاشتند نماز، وگرنه حقیقتی در خارج مثل در و دیوار، مثل حجر و مدر، مثل گیاه و نبات باشد که ما به نام نماز داشته باشیم نیست، بلکه یک قیام است، یک قعود است، یک ذکر است، یک حرکت است، یک سجود است که اسم این مجموعه را گذاشتند نماز؛ حج این چنین است، عمره هم این چنین است. عبادات یک سلسله عناوین اعتباری است که تک تک اینها یک سلسله وجودات واقعی است، که مجموع اینها وجودی ندارد؛ ولی انسان با اینها زندگی می کند! یعنی انسان با معاملات، با عقود، با ایقاعات، با عبادات و مانند آن زندگی می کند؛ برخی در همین ساحت می مانند و دیگر کاری به آسمان و زمین ندارند که در جهان چه خبر است، با همین ها زندگی می کنند و به تعبیر جناب صدرالدین قونوی این بخش اوایل سوره مبارکه «آل عمران» را فرمود که دامن گیر همین گروه است، اینها در چهار مقطع زینت یابی و زیور بندی به سر می برند که زُینَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهِ وَ الْخَیلِ الْمُسَوَّمَهِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ،[۱]تحلیل جناب صدرالدین قونوی این است که تمام زر و زیور جهان به همین چهار بخش وابسته است: یا جماد است یا نبات است یا حیوان است یا انسان، یا انسان به جماد دل بسته است که می شود: الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهِ یا به گیاه و کشاورزی وابسته است که می شود: الْحَرْثِ یا به دامداری وابسته است که می شود: الْأَنْعامِ یا به زن و فرزند وابسته است که می شود: النِّساءِ وَ الْبَنینَ، انسان عادی بیش از این چهار قسم در ساحت اوّلی ندارد؛ یعنی در محدوده چهار زینت در فضای اعتبار دارد زندگی می کند و اکثری مردم هم در همین فضا به سر می برند، زُینَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ؛ این شهوت ها که مَقسم اقسام چهارگانه است، اول یاد شده است: زُینَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ که اقسام چهارگانه آن عبارتند از: مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهِ وَ الْخَیلِ الْمُسَوَّمَهِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ، اینها در این چهار فضا زندگی می کنند و اگر سیاست و ریاست و خادمی و مخدومی می طلبند، در همین ساحت اُولاست، اینها اکثری مردم هستند. عدّه ای از این پا فراتر رفتند، خواستند جهان را بشناسند، از هیئت باخبر شوند، از نجوم باخبر شوند، از ریاضیات باخبر شوند تا بفهمند راه شیری چیست؟ شمس و قمر چیست؟ زمین چیست؟ چه کسی حرکت می کند؟ چه چیزی حرکت می کند؟ چطور حرکت می کنند؟ چند طور حرکت می کنند؟ در این فضاها ماندند که طبیعیات و ریاضیات متولّی این بخش از علوم است و خیال کردند این زمین برای همیشه هست یا این سپهر برای همیشه هست، اینها گروه دوم هستند؛ اما اینها پایانشان چیست، چگونه اینها می مانند یا عوض می شوند، در این مطالب هیچ سهمی از اینها ندارند، فقط خیال می کنند: «این همان چشمه خورشید جهان افروزست که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود»[۲] و خواهد ماند.

اما گروه اندکی که پیام رهبران الهی را گوش دادند، گفتند آن ساحت اول لازم است، ولی مقدمه است؛ این ساحت دوم هم لازم است، ولی خیمه موقّت است، نه دائم! هم آن بساط اعتبارات رخت می بندد، هم این سقف مُقَرنَس و نیلگون خیمه موقت است و نمی ماند و تو که انسانی در سه ساحت به سر می بری که ساحت اصیل و اصلی آن ساحت سوم است، هستی که هستی! این زمین و این نظام سپهری روزی بساط آنها برچیده می شود! در سوره مبارکه «ابراهیم» دارد: یوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ،[۳] که این السَّماواتُ نایب فاعل همان تُبَدَّلُ است؛ یعنی سماوات عوض می شود و زمین عوض می شود، کلّ مجموعه سپهری و نظام شیری عوض می شود. در بخشی از آیات قرآن کریم فرمود امروز شمس و قمر برای شما جلوه گر است، ولی حواستان جمع باشد، من این را از یک مُشت دود درست کردم، این طور نیست که ما از برلیان شمس و قمر ساخته باشیم ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِی دُخانٌ؛[۴]فرمود یک مُشت گاز و دود بود، ما این گاز را به صورت شمس و قمر درآوردیم! بعد هم وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ[۵] هست، إِذا دُکتِ الْأَرْضُ دَکا دَکا[۶]هست، إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ[۷] هست، یک ویرانی این خیمه را تعقیب می کند و بساط آن برچیده می شود، اینها موقت هستند! شما را ما مدتی در این خیمه گاه به عنوان اردو آوردیم و آزمودیم تا به صحنه ابد برسید. انسان این دو ساحت را دارد؛ یعنی در آن بخشی که متمدّن است و به اصطلاح مدنی است و زندگی اجتماعی دارد، الاّ و لابد باید با قرارداد زندگی کند. همه این قراردادها در محدوده اعتبار هستند «و لا غیر»؛ یعنی ما چیزی در خارج به عنوان «بیع» و «شراء» و «اجاره» و «مضارعه» و «مساوات» و «مساقات» و اینها نداریم، این قراردادها و پیمان ها امر اعتباری است که به «ید» معتبر است. معتبران گاهی این چنین اعتبار می کنند و گاهی آن چنان، گاهی در این زمان و زمین این چنین اعتبار می کنند و گاهی در آن زمان و زمین طور دیگر اعتبار می کنند؛ اما تا مادامی که زنده ایم این «بیع» و «شراء» هست، یا با روابط زندگی می کنیم یا با ضوابط؛ یعنی نیازهای ما یا با ضابطه های خرید و فروش و عقود مضاربه ای حلّ می شود یا با روابط خانوادگی؛ یکی پدر است، یکی پسر است، یکی مادر است، یکی دختر است که نیازهای یکدیگر را حلّ می کنند، کلّ این مجموعه تبدیل می شود به جهانی که نه ضابطه در آن هست و نه رابطه، نه خرید و فروش و عقود و ایقاعات در آن جا جای دارد و نه روابط فرزندی و خانوادگی لا بَیعٌ فیهِ وَ لا خُلَّهٌ،[۸]این «لا»، لای نفی جنس است؛ یعنی هیچ خبری از قرادادها نیست؛ از ضوابط اجتماعی به عنوان «بیع» و «شراء» و عقود «مضاربه» ای نیست؛ روابط خانوادگی پدری و فرزندی و مادری و دختری و امثال آن نیست لا بَیعٌ فیهِ وَ لا خُلَّهٌ، هر کسی مهمان عقاید خودش است. گفتند آن شخصی هنرپیشه است که هنرتوشه باشد! با دست خالی سفر کردن، به جهان ابد رفتن، رنج ابدی را به همراه دارد! انسان به چه کسی تکیه کند؟ همه خاک می شوند و همه از خاک سر برمی دارند، بنابراین «خُلّه» و «خلیل» بودن و «ولد» و «والد» بودن رخت برمی بندد و هر که از دیگری فرار می کند: یوْمَ یفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخیهِ،[۹]ما چنین عالَمی در پیش داریم!

بنابراین انسان در ساحتی با فرهنگ اعتباری به سر می برد، در بخش دیگر در علوم هست که خیال می کند این خیمه برای همیشه به پاست، بعد معلوم می شود که انسان را در این اردوگاه و خیمه گاه آوردند و چند صباحی برای او شمس و قمر آفریدند، سپهر و زمین ساختند، بعد کلّ این متزمّن و زمین، متمکن و مکان همه را عوض می کنند: یوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ[۱۰]که وارد نشئه سوم می شویم. غیر از انسان و فرشته کسی از آن ساحت سوم خبری ندارد که با ابدیت همراه است؛ آسمان و زمین آن روح را ندارد که بفهمد ابدی است، کلّ این مجموعه ای که از گاز و دود ساخته شده روزی تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیرَ الْأَرْضِ بر آن حکومت می کند، إِذَا النُّجُومُ انْکدَرَتْ[۱۱] بر او حکومت می کند و فَدُکتا دَکهً واحِدَهً[۱۲] بر آنها حکومت می کند. فرمود امروز شما راه شیری می بینید و زمینی می بینید پهن، اما ما این را پهن کردیم و گستراندیم! روزی فرا می رسد که یوْمَ نَطْوِی السَّماءَ کطَی السِّجِلِّ لِلْکتُبِ،[۱۳] «سِجِلّ» یعنی طومار، پارچه نوشته ها، کاغذنوشته ها و متنی که چند نفر امضا می کنند، این مادامی که کاغذ و پارچه است، پارچه و کاغذی است، طومار نیست، اما آن وقتی که این را لوله کردند و به صورت لوله ای درآمده، می شود طومار، طومار یعنی آن لوله؛ این «سِجِلّ» که تعبیر قرآن است همین است. شما وقتی این کاغذ را لوله کردی، این می شود طومار. فرمود امروز راه شیری باز است، آسمان باز است، «سماوات سبع» باز است، زمین باز است؛ ما این را لوله می کنیم، آن طوری که «سِجِلّ»، یعنی این پارچه ها را که شما وقتی لوله کردید می شود «سِجِلّ» یا این کاغذ را وقتی لوله کردید می شود «سِجِلّ»، تمام این امضاها و مکتوب ها را این «سِجِلّ» و لوله در درون خود دارد: یوْمَ نَطْوِی السَّماءَ کطَی السِّجِلِّ لِلْکتُبِ. اگر یک پارچه نوشته ای ده متر پارچه باشد و دارای امضاهای فراوان باشد، وقتی لوله کردید همه اینها «مَطوی» در محتوای این پارچه است. فرمود ما کلّ بساط زمین را جمع می کنیم، بعد وقتی تبدیل کردیم «إلی أرضٍ لَم یعصِ عَلیهَا»،[۱۴]آن وقت دوباره پهن می کنیم؛ آن زمین، دیگرزمینی نیست که مثل زمین دنیا در اختیار افراد باشد، آن زمینی است که کاملاً سخن می گوید، آن زمینی است که شهادت می دهد و آن زمینی است که شکایت می کند یوْمَ نَطْوِی السَّماءَ کطَی السِّجِلِّ لِلْکتُبِ، آن گاه افراد مؤمنی که با فرهنگ دین آشنا هستند، در این ساحت سوم زندگی می کنند. گروه فراوانی در ساحت اول هستند که «تُلْهیهِمْ تِجارَهٌ وَ بَیعٌ»، گروه دومی می باشند که «تُلْهیهِمْ تِجارَهٌ وَ بَیعٌ وَ مَعرِفَهُ الأرضِ وَ السَّماء»، گروه سوم کسانی هستند که «لا تُلْهیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیعٌ[۱۵] وَ لا مَعرِفَهُ الأرضِ وَ السَّماء». اگر شما می بینید جناب سعدی می گوید:

ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست بر عارفان جز خدا هیچ نیست

توان گفتن این با حقایق شناس ولی خرده گیرند اهل قیاس

که پس آسمان و زمین چیستند؟ بنی آدم و دام و دد کیستند؟

پاسخی که جناب سعدی از بعضی از روایات ما استفاده کرده است، این است که می گوید:

همه هرچه هستند از آن کمترند که با هستیش نام هستی برند

عظیم است پیش تو دریا به موج بلندست خورشید تابان به اوج[۱۶]

در تعبیرات قرآنی این است که شما امروز آسمان و زمین می بینید، ولی ما بساط این خیمه را یک وقت جمع می کنیم؛ نمی خواهیم نابود کنیم، بلکه می خواهیم عوض کنیم. وَ سُیرَتِ الْجِبالُ فَکانَتْ سَراباً،[۱۷] به چه چیزی می گوییم سراب؟ به آنکه نمایش می دهد و نیست، فرمود شما می رسید و می رسید، اما بعد جایی را می بینید که نه آسمانی هست و نه زمینی. این فَکانَتْ یعنی «کانت»، نه «صارت»! امروز «برِ عارفان کانت است»، چون آنها دسترسی به این نکته نداشتند می گویند: «فصارت»؛ یعنی در قیامت سراب می شود، خیر! هم اکنون سراب است!

همه هرچه هستند از آن کمترند که با هستیش نام هستی برند

این انسان چه حقیقتی است؟ از همه سماوات بالاتر! از همه «ارضین» بالاتر! در فرهنگ دین، این طومار آسمان و زمین را می فرماید ما برمی چینیم؛ اما انسان، انسان است! این «خلیفه الله» برچیده نمی شود! بدن را با حفظ هویتِ عینیت همین بدن عوض می کنند به بدن دیگر، تبدیل می شود به بدنی که میلیون ها سال و میلیاردها سال به ابد می ماند و از بین نمی رود. بنابراین اگر کسی خواست با فرهنگ دین آشنا شود، در اعتبارات و بخش ساحت اول زندگی کند لنگ است! در نظام سپهری و نجوم و هیئت و امثال آنها به سر ببرد که آسمان را بشناسد، زمین را بشناسد، اتم را بشناسد و بشکافد، عمق زمین و اقیانوس ها را بشناسد، اینها خیمه شناسی است! بین خیمه شناسی و خداشناسی خیلی فرق است. دین آمده ما را به خداشناسی دعوت کند! بنگرید ببینید که حالا دین درباره خداشناسی چه سخنانی دارد.

حرفی که مرحوم بوعلی و امثال بوعلی د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *