تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فضیلت نماز شب و سیره عبادی اهل بیت، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فضیلت نماز شب و سیره عبادی اهل بیت شامل 80 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل فضیلت نماز شب و سیره عبادی اهل بیت:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل فضیلت نماز شب و سیره عبادی اهل بیت را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فضیلت نماز شب و سیره عبادی اهل بیت توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فضیلت نماز شب و سیره عبادی اهل بیت را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فضیلت نماز شب و سیره عبادی اهل بیت :

ذات اقدس الهی دستور داد به وجود مبارک ابراهیم خلیل که فرزندان انبیای ابراهیمی را او بپروراند تا نوبت رسید به موسای کلیم. فرمود باید چهل شب مهمان من باشید تا رهآوردی داشته باشید. گرچه چهل شبانه‌روز موسای کلیم در طور بود؛ اما تعبیر قرآن این است که او چهل شب مهمان ما بود: وَ وَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاَثِینَ لَیْلَهً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً.[۱]

آن فیضی که در نماز شب هست، در اشتغالات روز نیست. برهان قرآن کریم هم این است که: إِنَّ ناشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحاً طَوِیلاً؛[۲] اشتغال روزانه آن حضور قلب را منع می‌کند؛ ولی نشئه شب یک ناشئه مستقلی است. این اربعین، اربعین لیله است؛ برای اینکه قسمت مهم فیض در همان نماز شب هست، خلوص شب است و مانند آن. آنهایی که از اوّل ذی قعده راه کلیم الهی را طی کرده‌اند، توفیقی دارند که این نماز دهه ذی حجه را به عنوان تتمه آن سی روز بخوانند: وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ و اگر کسی سی روز ذی قعده را در حدّ ریاضت کلیمی به سر نبرد، باز هم این فیض برای او هست. مرحوم ابن طاوس در اقبال نقل می‌کند که ائمه قبلی(علیهم السلام) قبل از اینکه به مقام شامخ امامت برسند، مطیع امام قبلی بودند. امام صادق(سلام الله علیه) در زمان حیات پدر بزرگوارشان امام باقر(سلام الله علیهما) می‌گفت: پدرم این گونه دستور داد، پدرم این گونه می‌فرمود. بعد وقتی به مقام امامت رسید، پدر او به عنوان یکی از راویان مطرح بود، نه به عنوان یکی از اساتید. می‌گفت: «حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ کذا و کذا».[۳] ابن طاوس این را در زمان غیر امامت امام صادق نقل می‌کند. هنوز به مقام امامت نرسیده بود؛ لذا می‌گفت پدرم این چنین دستور داد. وقتی خودش به مقام امامت رسید می‌گفت پدرم این چنین نقل کرد به عنوان راوی و محدّث. پدرم به من فرمود که صادق! اگر بخواهی ثواب حج حاجیان در نامه عمل تو نوشته بشود، این نماز دو رکعت بین مغرب و عشا را ترک نکن که بعد از «حمد» و سوره «توحید»، این وَ وَاعَدْنَا مطرح است.[۴]

اینها برای چیست؟ برای آن است که انبیای الهی، ذوات قدسی آنها سمت‌هایی ویژه دارند، نوبت دارند، عصمت دارند، معجزه دارند، اینها برای آنهاست؛ اما بنده خدا هم هستند. این بندگی آنها مراتبی دارد. کمالاتی که در سایه بندگی نصیب آنها می‌شود، آن را به ما گفتند شما می‌توانید تأسّی کنید. اینکه گفتند: لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ[۵] اختصاصی به ذات مقدس حضرت ندارد، به همه انبیا ما می‌توانیم تأسّی کنیم؛ منتها قلمرو تأسّی مشخص است؛ یعنی نبوت، رسالت، ولایت، عصمت، اینها محدوده منطقه ممنوعه است که برای اینهاست. کسی با درس خواندن و بحث کردن و زحمت کشیدن پیغمبر نخواهد شد؛ این چون راه فکری ندارد، راه علمی ندارد. یعنی در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها مسئله نبوت و رسالت و ولایت و معجزه و اینها مطرح نیست؛ یعنی راه علمی ندارد، نمی‌شود به یک پیغمبر گفت چه کار کردی پیغمبر شدی؟ این به قداست روح وابسته است. اینکه می‌گویند علما ورثه انبیا هستند[۶] و انبیا از ذات اقدس الهی می‌برند: أَنَّ الأرْضَ یَرِثُهَا[۷]کذا، ارث پیوند می‌خواهد، پیوند راه فکری ندارد، راه درسی ندارد. یعنی اگر کسی رحلت کرد، سرمایه‌ای گذاشت، بچه او ارث برد، نمی‌شود گفت تو چه کار کردی که این مال به تو رسید، این تجارت نیست، راه فکری و اقتصادی ندارد، یک پیوند لازم دارد. «علم الدراسه» راه فکری دارد. «علم الوراثه» یک نماز شب می‌خواهد، یک جان کَندن می‌خواهد، یک پیوند می‌خواهد، آن راه فکری ندارد. مگر می‌شود به یک بچه گفت تو چه کار کردی این مال گیر تو آمد؟ این راه فکری ندارد، تجارت نیست، کسب نیست. من پیوند دارم، چون با او پیوند دارم به من می‌رسد. اینکه می‌گویند: «الْعُلَمَاءَ وَرَثَهُ الْأَنْبِیَاء»،[۸]مستحضرید این جمله خبریه به داعی انشا القا شده؛ یعنی «أیّها العلماء!»، آن راه درس و بحث یک کار قضیه است، بکوشید پیوند برقرار کنید. اینکه جمله خبریه به داعی انشا القا شد یعنی معلوم می‌شود مقدور ما هست.

ببینید طرز حرف زدن قرآن کریم که کتاب حکیم است، مرزها را مشخص کرده است. آنجا که به داود که رهبر انقلاب بود: وَ قَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ[۹] و همه این مواهب را ذات اقدس الهی به او داد، یک مطلب علمی به او داد، تعبیر عالمانه کرد. یک مطلب اعجازی به او داد، تعبیر معجزانه کرد. آنجا که سخن از بافتن زره است می‌فرماید: وَ عَلَّمْنَاهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ لَکُمْ،[۱۰] تعبیر به تعلیم کرد. زره‌بافی یک صنعت است، یک علم است، می‌شود درس خواند و یاد گرفت. اما آنجا که آهن سخت و سرد در مشت او مثل موم نرم بشود، راه فکری که ندارد. لذا نفرمود: «و علّمناه إلانه الحدید»؛ فرمود: وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ،[۱۱] ما این آهن را در دست او نرم کردیم. این درس نیست، چگونه شد؟ چه کار کردی؟ ای داود چه کار کردی ما هم بکنیم این راه فکری ندارد، معجزه این طور است؛ این به قداست روح وابسته است که روح به جایی مرتبط است؛ مثل ارث است، ارث نمی‌شود آقا تو چه کار کردی این مال گیر شما آمد که ما هم همان کار را بکنیم؟

این راه دوم راه همین نماز ذی حجه و راهش نماز شب و اینهاست. این راه فکری نیست، یک راه عملی است، این راه را می‌شود رفت. نشانه‌ اینکه می‌شود رفت، این است که ذات اقدس الهی در بخش پایانی سوره مبارکه «حج» فرمود: مِّلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ؛[۱۲]راه پدرتان را بروید. این راه پدرتان را بروید یعنی چه؟ یعنی شما ارتباطی با خلیل حق دارید. این پدر شماست، پدر با پسر پیوند معلم و متعلّم که ندارد، پیوند ارثی است. فرمود این راه باز است: مِّلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ،[۱۳]اینها جمله‌های خبریه‌ای است که به داعی انشا القا شده؛ یعنی بروید شناسنامه بگیرید.

اینکه وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) فرمود: هر کسی شناسنامه‌ای دارد که پدر و مادر برای او گرفتند؛ اما وقتی بالغ شد برای خودش باید شناسنامه بگیرد، «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ»[۱۴]بیایید بچه‌های ما بشوید. این یعنی چه؟ این راه ارثی است، راه کسبی که نیست. اگر کسی این راه را انتخاب کرد و پذیرفت گفت من می‌خواهم بچه علی بن ابیطالب باشم، الآن ما در کمال آرامش خاطر وقتی کنار قبر شیخ انصاری ایستادیم می‌گوییم: «السلام علیک یابن رسول الله»، این که حتماً سید نباید باشد! این قبول کرده که «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ» را، این فرزند او شد، آن وقت آن هم عاقلانه میپذیرد. این بنُوّت، اختیاری نیست، کسبی است، می‌شود این راه را طی کرد.

ذات اقدس الهی ببینید وقتی کارهایی که روی بزرگان انجام داد، قصّه‌های آنهاست، آن منطقه ممنوعه را که نبوت است و رسالت است و عصمت است و اعجاز است و اینها مستثناست. اما آنجایی که به کار خوب، به عبادت خوب، به حسنات برمی‌گردد، می‌گوید ما این کار را نسبت به نوح کردیم، برای دیگران هم می‌کنیم: سَلامٌ عَلی‏ نُوحٍ فِی الْعالَمینَ إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ،[۱۵] سَلاَمٌ عَلَی إِبْرَاهِیمَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ،[۱۶] سَلاَمٌ عَلَی مُوسَی وَ هَارُونَ إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ،[۱۷]سَلاَمٌ عَلَی إِلْ یَاسِینَ إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ،[۱۸] یعنی راه باز است. از این شفاف‌تر با دلالت مطابقی ما چه می‌خواهیم؟ معلوم می‌شود این مربوط به نبوت نیست. آنها راه‌های بزرگی را طی کردند، جلو خیلی رفتند، سریع‌تر رفتند، ما در همین راه باشیم، این راه می‌شود.

بنابراین می‌شود کسی مکه نرود و ثواب مکی را ببرد! گفتند اینها را بخوان. امام صادق می‌گوید پدر من این را به من دستور داد. این معلوم می‌شود زمانی بود که خودش مأموم بود، امام نبود. شما ببینید در وسائل آن جاهایی که خود امام صادق دارد نقل می‌کند، می‌گوید: «حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ کذا و کذا»[۱۹]من هم امام هستم، او هم امام من است، مقلِّد او که نیستم؛ اما وقتی که به امامت نرسید، بله مقلِّد اوست، مطیع اوست، تابع اوست. این راه باز است. وقتی این راه باز شد، ما چرا این راه را نرویم؟ این راهی است رفتنی و خدا فرمود: ما به همه می‌دهیم. وقتی فرمود ما به همه می‌دهیم، کسی که نماز شب بخواند، در نماز شب چهل نفر را دعا می‌کند، بلند نمی‌شود که روز مشکلی برای چهل نفر ایجاد کند.

این نکته را هم از وجود مبارک حضرت امیر به عرض شما برسانیم که فرمود: تاریخ و زمان را متزمنین می‌سازند. روزگار بد است، روزگار خوب است، روزگار نه بد است نه خوب روزگار را دولت و ملّت می‌سازند، مملکت‌دار می‌سازد. این بیان نورانی حضرت است وقتی در آستانه شهادتش، بعد از جریان صفین که دوباره می‌خواستند برگردند، این خطبه را خواندند؛ ولی دوباره موفق نشدند به اعزام، فرمود: زمان را متزمن می‌سازد، روزگار بد است چیست؟ روزگار یعنی شب و روز، اینکه آیت الهی است. شب آیت تاریک خداست، روز آیت روشن خداست، وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ آیَتَیْنِ فَمَحَوْنَا آیَهَ اللَّیْلِ وَ جَعَلْنَا آیَهَ النَّهَارِ مُبْصِرَهً،[۲۰] شب «آیت الله» تاریک است، روز «آیت الله» روشن است، هر دو آیت الهی هستند، روزگار بد است یعنی چه؟! چرا روزگار این شد چیست؟ هیچ زمانی حق حرف زدن ندارد، این متزمن است که زمان را می‌سازد.

وقتی حضرت آماده شد برای جریان دوباره برای صفین، فرمود: مردم! اگر دولت خوب باشد، ملّت خوب باشد، حقوق متقابل را ادا کنند: «هناک صَلحُ الزمان»؛ زمان پاک می‌شود. اما اگر کسی ـ معاذالله ـ موش‌صفت زندگی کند، اهل احتکار باشد، جامعه را ملتهب بکند، روزیِ خدا را بگیرد در انبارها حبس بکند، این چه صلاحی است؟ «هناک فسد الزمان»؛ ما از علی بهتر چه کسی را داریم؟ قرآن را شفاف کرد، روشن کرد، فرمود: هیچ توقع نداشته باشید بگویید روزگار بد است، روزگار زمان است زمان کمّ متصل است این متزمن است که زمان را می‌سازد. این متمکّن است که به مکان شرف می‌دهد. اگر «شَرَفُ المَکانِ بِالمَکین»،[۲۱] «شرف الزمان» هم به متزمن است. اینها همه را بیان کردند.

امام (سلام الله علیه) سخنرانی کردند، مطالب عمیقی فرمودند. یکی از شاگردان گفت عجب جواهری ما از شما استفاده کردیم؟! فرمود: همین! حیفت نیامد که این حرف‌ها را به طلا تشبیه کردی؟ طلا یک سنگ زردی است، حیفت نیامد که اینها به جواهر تشبیه کردی؟[۲۲] ما حرفی زدیم که انسان را فرشته می‌کند، تو آمدی گفتی اینها چه جواهری است که ما شنیدیم! طلا غیر از اینکه سنگ زردی است، یک وجود برتری دارد؟ یک سنگ است. فرمود: حیفت نیامد که این بیانات نورانی را به سنگ تشبیه کردی؟ این جمله امام باقر است، حالا آن بیانات نورانی و بحث‌های عمیقی که کردند، سرجایشان محفوظ است.

مطلب اساسی این است که راه باز است که ما به نوبه خود بشویم یک قرآن ناطق. آن منطقه ممنوعه را حساب بکنید، مسئله عصمت و اعجاز و نبوت و رسالت. ما اهل قرآن هستیم، قرآن می‌خوانیم، در جانمان قرآن را جا می‌دهیم، تنها قرآن به سر که نمی‌کنیم، قرآن به سِرّ می‌کنیم، قرآن به دل می‌کنیم. این قرآن استخاره می‌شود، کجایش بد است، کجایش خوب است! ببینید سخنان نورانی قرآن ناطق چیست؟ حضرت امیر درباره بعضی از شاگردان خود حرفی دارد، آن شاگرد نه امام بود، نه امامزاده بود، نه پیغمبر بود، نه پیغمبرزاده بود، تربیت شده محضر علی بود، چرا ما نشویم؟ فرمود: «کَانَ لِی فِیمَا مَضَ أَخٌ فِی اللَّهِ» من دوستی داشتم قبلاً که «وَ کَانَ [یُعَظِّمُهُ‏] یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ»؛[۲۳] چون دنیا در چشم او بزرگ بود این در چشم من بزرگ بود. وقتی او را می‌دیدم یک مرد بزرگی را می‌دیدم. این را علی، صاحب «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»[۲۴]می‌گوید که من وقتی او را می‌دیدم، یک شخصیت بزرگی را می‌دیدم. چون دنیا در چشم او کوچک بود این در چشمان من بزرگ بود. حالا فرقی بین حیات و ممات آن حضرت که نیست، چرا ما این گونه نشویم؟ فرمود: می‌دانید او چه کاره بود؟ این «کَانَ خَارِجاً مِنْ‏ سُلْطَانِ‏ بَطْنِهِ‏» و کذا و کذا و «مِنْ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *