تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام شامل 70 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام :

تولد و سن شریف فایل پاورپوینت کامل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام

حضرت ابو الفضل (ع) در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجری به دنیا آمد. مرحوم بیرجندی در وقایع الشهور و الایّام از معاصرین خود نقل می کند که آن سرور در شب چهارم شعبان به دنیا آمد. سنّ آن حضرت را از ۳۲سال تا ۳۹ سال نوشته اند، و در جنگ صفّین سن آن حضرت بین ۱۵تا ۱۷ سال بوده، و حضرت زینب(ع) حدود بیست سال از او بزرگ تر بوده است، و با توجه به این حساب- با اندک اختلافی- حضرت ابو الفضل از۳۵سال کمتر و از۳۸سال بیشتر نداشته، و ازدواج مادرش هم زودتر ازسال ۲۲هجری نبوده است. بنابراین، هنگام شهادت پدربزرگوارش ۱۸ساله و در کربلا ۳۸ساله می باشد و اخبار هم تحقیق ما را تایید می کند. سید محسن عاملی در مجالس السنیّه می نویسد: آن جناب درسال ۲۶هجری به دنیا آمد و در بعضی از جنگ ها شرف حضور داشته، لکن پدرش به او اجاز رزم نمی دادو هنگام شهادت ۳۴سال از سنّ مبارکش گذشته بود. مرحوم بیرجندی گوید: اکثر روایات دلالت داردکه سنّ ابو الفضل(ع) در زمان شهادت ۳۵سال بوده است، دراین صورت تولّدش درسال ۲۵هجری خواهد بود.

نام و القاب و کنیه:

عبّاس نام مشهور آن حضرت است. به جهت شدّت شجاعت و صولت او را عبّاس به صیغه مبالغه می گفتند. عبّاس به معنای شیر بیشه و شیر درنده است، چون آنجناب بسیار شجاع بود، و درمیدانهای نبرد مانند شیر غضبناک حمله می کرد او را عبّاس می گفتند.

۲- ابو الفضل به این جهت گویند که او پسری به نام فضل دارای کمالات صوری و معنوی داشته است.

۳- ابوالقربه یعنی ملازم مشک، به این جهت وی را ابوالقربه نامیدند که آن سرور در کربلا درحفظ مشک آب سعی بسیار نمد که آب به تشنگان برساند، تا حدّی که دستهای خود را حافظ، و جان را فدای آن گردانید.

۴- قمر بنی هاشم چون صورتش مانند ماهِ درخشان زیبا بود، و درشب تاریک صورتش چون ماه می درخشید، و برای اینکه فضائل جسمانی و نفسانی او مانند ماه انگشت نشان بود.

۵- باب الحوائج براثر کثرت بروز کرامات و برآوردن حاجات ازآن بزرگوار، بین شیعه وسنی به باب الحوائج شهرت یافته است. عالم بزرگوار شیخ مرتضی آشتیانی از استادش مرحوم میرزا حسین خلیلی تهرانی از شیخ جلیلی- که با هم به درس صاحب جواهر می رفتند- نقل می کند: یکی از تجّار که رئیس خانواده آل کبَّه بود، جوانی خوش منظر داشت و اولاد او منحصر به همین جوان بود،و مادرش علویه بود.

این جوان به مرض حصبه مبتلا گردید و حال او سخت شد و مشرف به مرگ گردید، چشم و پای او را می بندند، پدرش بیرون دویده به سروسینه می زند و مادر او به حرم ابو الفضل (ع) می رود و از کلید دار تقاضا می- کند شب درحرم بماند، ابتدا نمی پذیرد بعد که آن زن خود را معرّفی کرده و می گوید: پسرم درحال مردن است کلید دار قبول می کند. آن عالم می گوید: درآن شب من وارد کربلا شدم و از جریان خبر نداشتم، و آن تاجر را هم نمی شناختم. درخواب دیدم ازطرف قبر حبیب بن مظاهر به حرم سیّد الشّهدء (ع) مشرّف می شوم. بالای سر مبارک فضا وزمین از ملائکه پر بود، و درمسجد بالا سر حضرت رسول(ص) و حضرت علی (ع) برتختی نشسته بودند. درآن اثنا ملکی آمد سلام کرده، عرض کرد: حضرت ابو الفضل می گویند: یا رسول الله، علویه همسر حاجی آل کُبَّه شفای فرزندش می خواهد، از خداوند بخواهید او راشفا دهد. حضرت رسول (ص) دست به دعا برداشته و بعد ازلحظه ای فرمود: مقدّر شده این جوان بمیرد. بعد ازلحظه ای ملک دیگری آمد وسلام رساند و همان پیام آورد، دوباره حضرت رسول دست به دعا برداشته وپس از آن فرمودند: مردن این جوان مقدّر است. ملک برگشت. شیخ گوید: ناگاه دیدم ملائکه حاضر درحرم بحرکت آمدند، و درآنها شور و غوغا افتاد گفتم: چه خبر است؟ دیدم حضرت ابو الفضل(ع) خودشان با همان حالت وقت شهادت تشریف آوردند، و خدمت رسول خدا (ص) سلام کردند و گفتند: علویّه به من توسّل کرده و شفای فرزندش را از من می خواهد، شما به خدا عرض کنید: این جوان را شفا دهند یا دیگر مرا باب الحوائج نخوانند، و این لقب را ازمن بردارند. چون رسول خدا(ص) این سخن را شنید، چشم مبارک آن حضرت پر از اشک شد، و رو به حضرت علی (ع) نموده و فرمودند: یا علی، تو هم دردعا با من همراهی کن. هردو بزرگوار دعا کردند که ملکی از آسمان نازل شدو به آن حضرت سلام کرد و سلام خداوند را به آن بزرگوار رساند و گفت: لقب باب الحوائج را از عبّاس نمی گیریم و جوان را شفا دادیم. شیخ گوید: از خواب بیدار شدم، چون از قضیه خبر نداشتم، بسیار تعجب کردم. هنوز یک ساعت به صبح مانده بود، روانه شدم و بعد از پرسیدن خانه را پیدا کردم. داخل خانه شدم پدر جوان را دیدم راه می رود و برسروصورت می زند و جوان را در اتاق تنها گذاشته بودند. به حاجی گفتم: آرام باش جوانت شفا یافته، تعجب کرد مرا به اتاق جوان برد. دیدیم جوان نشسته و مشغول باز کردن صورت خود است. پدراو را در بغل گرفت، جوان گفت: گرسنه ام. سپس علویه داخل شد و گفت: شفای جوانم را گرفتم.

۶- عبد صالح در زیارت آن بزرگوار آمده: سلام بر این بند صالح و مطیع خدا و رسولش. بنابراین معلوم می شود یکی از بزرگترین مراتب انسانی این است که آدمی بنده صالح خدا باشد.

۷- سقّا چون آن بزرگوار سقایت اهل بیت برادر را به عهده داشت، او را سقّا نامیدند. امام حسین (ع) درروز هفتم حضرت عبّاس را با پنجاه نفر از اصحاب فرستاد تا از فرات آب بیاورند. در روز عاشورا امام حسین (ع) به او نفرمود: با دشمنان نبرد کن، بلکه فرمود: برای کودکانم آب بیاور. لذا او را سقا نامیدند.

۸- پرچمدار چون حضرت سید الشهداء(ع) درروز عاشورا پرچم را به برادر خود عبّاس سپرد، و همیشه درمیان یاران شجاع ترین افراد را برای حمل پرچم انتخاب می کنند. عدد عبّاس به حساب ابجد ۱۳۳ می باشد که مطابق است با کلم باب الحسین و از ختمهای مجرب آن است که اگر کسی حاجتی دارد دریک مجلس ۱۳۳مرتبه بگویید: یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ (ع) اِکْشَفْ کَرْبی بِحَقِّ اَخِیکَ الْحُسَیْنِ خداوند حاجتش را بر آورد.

شمائل آن بزرگوار:

حضرت عبّاس چنان خوش قیافه و زیبا رو یبود که او را ماه بنی هاشم می گفتند.و قامت رشیدش چنان بودکه چون براسبان بزرگ سوارمی شد هر دو پای مبارکش به زمین می رسید.

مرحوم میرزا رضا قلی خان در مظاهرالانوار می نویسد: حضرت ابوالفضل (ع) قامتی بلند و بازوهایی دراز داشته، و گویند: چون بر اسبهای قوی می نشست، و پا در رکاب می نمود زانوهای او به حوالی گردن اسب می رسید، و او مظهر جلال و جبروت حضرت کردگار بود. و در شجاعت و مناعت بعد از حضرت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) سرآمد اولاد حضرت امیرالمؤمنین (ع)، و سپهسالار و علمدار مظلوم کربلا بوده است. (وقایع الایّام خیابانی)

ادب قمر بنی هاشم علیه السلام

در ادب آن جناب همین کافی است که هیچگاه بدون اذن امام حسین (ع) نزد او نمی نشست، و مانند بنده ای کنار مولای خود بود. و اوامر و نواهی آن جناب را اطاعت می نمود، و هر گاه او را صدا می زد می فرمود: یا ابا عبدالله، یا بن رسول الله، یا سیّدی، و در تمام عمر هیچگاه امام حسین را برادر صدا نزد، مگر روز عاشورا آنوقت که بر اثر ضربت عمود آهنین از اسب به زمین می افتاد. (معالی السبطین: ۱/۲۷۱) و نقل می کنند: جهتش این بود که در آن ساعت فاطمه زهرا (ع) را دید که به او خطاب فرمودند: وَلَدِی عَبّاس.

فضائل قمر بنی هاشم علیه السلام:

حضرت عبّاس دارای مقام بسیار رفیعی از فضل و دانش و تقوی و یقین و اطاعت و عبادت و شرایف آداب و اخلاق بود، و به حضرت امام حسین (ع) و زینب کبری(ع) علاقه وافر داشت. و او بعد از حسنین(ع) اشرف و اعظم پسران حضرت علی (ع) بود. مقام حضرت ابوالفضل (ع) بالاتر ازآنست که امثال ما بتوانند بیان کنند. درسفر حضرت سید الشهداء (ع) به کربلا (از مدینه تا مکّه، واز مکّه تا کربلا) آنجناب توجه خاصی به حضرت ابو الفضل (ع) داشت. عصرتاسوعا، چون آن بزرگوار ابو الفضل را نزد دشمن فرستاد، فرمود: ای عبّاس، جانم به قربانت، برادرم- سوار شو و با آنها ملاقات کن. (تاریخ طبری: ۵/۴۱۶) مرحوم صدوق به اسناد خود روایت کرده که: حضرت علی بن الحسین (ع) به عبیدالله فرزند ابوالفضل (ع) نگاهی کرد، اشک چشمانش را گرفت و فرمود: روزی بر رسول خدا (ص) سخت تر از احد نبود که عمویش حمزه درآن شهید شد، وبعد از آن موته بود که عموزاده اش جعفربن ابیطالب شهید شد. سپس فرمود: لکن روزی چون روز حسین(ع) نبود، سی هزار مرد که گمان می کردند ازاین امتند دور او را گرفتند و هرکدام با کشتن او به خدا تقرّب می جستند، و او خداوند را به آنها یادآوری می نمود، ولی پند نمی گرفتند تا او را به ستم وظلم و عدوان کشتند. آنگاه فرمود: خداوند عبّاس را رحمت کند، که جانبازی کرد و خوب امتحان داد و خود را فدای برادر نمود تا دو دستش قطع شدو خداوند در عوض به او دو بال داد که با فرشتگان در بهشت پرواز می کند، چنانکه به جعفربن ابیطالب عطا نمود. حضرت عبّاس نزد خداوند متعال منزلت و مقامی داردکه تمام شهداء در روز قیامت تمنّای مقامش را می نمایند. (امالی صدوق/۴۶۲م۷۰ح۱۰،خصال:۱/۶۸،بحار: ۴۴/۲۹۸ب۳۵ح۴) مفضّل بن عمر روایت کرده که حضرت صادق (ع۹ فرمودند: عموی ما عبّاس بصیرتی عمیق و ایمانی محکم داشت، در محضر ابی عبدالله (ع) جهاد کرد، و نیکو کفایت نمود تا به شهادت رسید و خون عبّاس در قبیله بنی حنیفه است، وی هنگام شهادت ۳۴سال داشت. (نفس المهموم / ۳۳۲، عمده الطالب / ۳۲۳) از مجموعه شهید ثانی(ره) نقل شده که روزی حضرت امیرالمؤمنین (ع) به فرزندش عبّاس فرمودند: بگو یک(واحد)، او گفت: یک. دوباره فرمودند: بگو: دو(اثنین). حضرت عبّاس خودداری کرد و گفت: شرم می کنم با زبانی که یک گفته ام، دو بگویم. (یعنی با زبانی که خدا را به یگانگی خوانده ام دو بگویم، دوئیت خلاف توحید است). امیرالمؤمنین (ع) دو چشم او را بوسید.

و در بیان دفن شهداء خواهد آمد که امام سجاد (ع) جسد عمویش حضرت عبّاس (ع) را همانندپدر اطهرش خود به دل خاک نهاد. و این بیانگر این مطلب است که آن جسد مطهر چون ذوات مقدّسه معصومین (ع) سزاوار نیست کسی دیگر به آنها دست بزند. حاج محمّد رضا ازری (ره ) درقصید خود به این مصرع رسید: روز عاشورا روزی بود که هدایت- حضرت حسین (ع) به ابوالفضل پناه برد. بیت را تمام نکرده به همین حال ماند. امام حسین (ع) را در خواب دید که تشریف آوردند و فرمودند: آنچه گفته ای صحیح است، من به برادرم ابوالفضل پناه بردم، و مصرع دوم را حضرت خود انشاء فرمود: انوقت من پناه بردم که آفتاب از تیرگی غبار معرکه کربلا نقابی پیدا کرده بود. (مستدرک: ۱۵/ ۲۱۵ب ۷۹ از احکام اولاد ح ۱۶، مقتل خوارزمی: ۱/۱۲۲ف۶)

علم و دانش سردار کربلا:

مرحوم آیه الله بیرجندی در کبریت احمر اظهار می دارد که حضرت عبّاس (ع) از بزرگان اهل فضل و بصیرت خاندان عصمت (ع) بود، او درس نا خوانده دانا بود که علمش از منبع فیض الهی ن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *