توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل مادری کردن دوباره در ?? سالگی، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل مادری کردن دوباره در ?? سالگی شامل 53 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل مادری کردن دوباره در ?? سالگی در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل مادری کردن دوباره در ?? سالگی با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل مادری کردن دوباره در ?? سالگی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مادری کردن دوباره در ?? سالگی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مادری کردن دوباره در ?? سالگی اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مادری کردن دوباره در ?? سالگی :
چه کسی گفته انسانها فقط یکبار متولد میشوند و فرصت زندگی پیدا میکنند و بعد، در پایان یک عمر محدود، نقششان پاک و خودشان فراموش میشوند؟ خوب که نگاه کنی، زیر این گنبد کبود، قصه هیچ انسانی بهسر نمیرسد. انسانها سالها و بلکه قرنها بعد از کوچشان، با خوبوبدشان در این دنیا و در میان مردم میمانند و حتی بر زندگی آنها اثر میگذارند. انسانها در طول عمرشان هم بارها شیرینی تولد دوباره را حس میکنند. باور نمیکنی، سراغی از بانو «رضوان مهرآیین» بگیر که در ۸۸ سالگی، در حال تجربه زندگی جدیدی است. از او بپرسی، میگوید از ۹ ماه قبل، شمارشگر زندگیاش صفر شده و زیباییهایی دنیا دوباره از نو برایش جلوهگری کرده است؛ درست از لحظهای که کلنگ ساخت درمانگاه خیریهاش به زمین خورد. خانم معلم سابق و هموطن نیکاندیش امروز، با شوق قد کشیدن این ساختمان و رسیدن به روزی که به چشم خود مرهم گذاشتن روی زخمها و دردهای بیماران نیازمند را در آن ببیند، هر صبح انگار دوباره متولد میشود و روزها را برای رسیدن آن روز بزرگ میشمارد. و آیا کسی هست که نداند بازشدن درهای این درمانگاه به روی دردمندان پژمرده، تازه شروع زندگی بانی آن است؟
روز مادر، بهانه مبارکی است برای دیدار و گفتوگو با بانویی که گرچه بهظاهر فرزندی ندارد اما دیروز در قامت معلم برای بسیاری از دختران این سرزمین مادری کرده و حالا روزشماری میکند تا مهر مادریاش را نثار بیماران نیازمند کند.
معلم شدم، پدرم به آرزویش رسید
«پدرم که خودش تحصیلات قدیم داشت، خیلی دوست داشت دختران تحصیلات عالیه داشتهباشند. با حمایت و تشویقهای ایشان، من در سال ۱۳۲۸ بهعنوان اولین دختر فامیل در دانشگاه پذیرفته شدم. با ورود من به دانشگاه تهران، راه برای سایر دختران باز شد و در خانواده خودمان هم، همه خواهر و برادران کوچکترم همین مسیر را دنبال کردند و ۲ برادرم تحصیلاتشان را تا مقطع دکتری ادامه دادند. از وقتی همزمان با تحصیل در رشته فیزیک دانشکده علوم دانشگاه تهران، در دانشسرای عالی هم شروع به تحصیل کردم، مسیر زندگیام تغییر کرد.» بانو «رضوان مهرآیین» برمیگردد به حدود ۷۰ سال قبل و در ادامه میگوید: «فارغالتحصیلان دانشسرای عالی، بهعنوان معلم در آموزشوپرورش استخدام میشدند و زندگی من هم به همین ترتیب به دنیای معلمی گره خورد. بعد از دانشگاه، تدریس در رشته فیزیک را شروع کردم و تا ۱۰ سال، روزهایم با دغدغه آموزش به دختران دبیرستانی همراه بود. ارتباط خوبی با بچهها داشتم و جالب است که هنوز هم شاگردان آن دوران را میبینم. بسیاری اوقات آنها مرا بهجامیآورند، جلو میآیند و آشنایی میدهند که: «خانم! ما فلان سال در فلان کلاس، شاگرد شما بودیم.» حس خیلی خوبی به من دست میدهد وقتی بعد از اینهمه سال میبینمشان و از موفقیتهایشان مطلع میشوم؛ یکی پزشک شده، دیگری مدیر و…»
کارنامه موفق خانم معلم داستان ما، او را وارد مرحله جدیدی کرد که مسئولیت سنگینتری برایش به همراه داشت: «در پایان سال دهم تدریس، برای مدیریت یکی از مدارس دولتی انتخاب شدم و از آن موقع تا پایان دوران خدمتم در سمت مدیر مدرسه فعالیت کردم. چند سالی که گذشت، به اتفاق چند نفر از همکاران و دوستان که همگی معلم یا مدیر بودند، یک مدرسه غیردولتی تأسیس کردیم و مدیریت آن مدرسه را هم بر عهده من گذاشتند.» «جعفر طاهری»، همسر خواهرِ بانو مهرآیین و یکی از همکاران مؤسس مدرسه تربیت، در تکمیل این صحبتها میگوید: «تربیت، یک مدرسه در سطح کیفی بالا بود و مدیریت آموزشوپرورش هم از روند آموزش در این مدرسه و شیوه مدیریت خانم مهرآیین بسیار رضایت داشتند. همه این موارد باعث شد وزیر وقت آموزشوپرورش از ایشان تقدیر بهعمل آورد.»
دکتر «اسلامی ندوشن» کتابهایمان را ماندگار کرد
ازدواج با مرحوم «عبدالولی نور»، یکی دیگر از اتفاقات مهم زندگی رضوان مهرآیین بود، اتفاقی که هنوز کام او از به یاد آوردنش شیرین میشود: «مرحوم نور، خیلی مهربان بود و به من بسیار لطف داشت. واقعاً جایش برایم خالی است…» بغض میدود میان کلمات بانو مهرآیین اما صبوری میکند و در ادامه میگوید: «خانواده ما و ایشان، آشنایی و دوستی قدیمی داشتند و همین ارتباط نزدیک، مقدمه ازدواجمان شد. ایشان هم تحصیلکرده و اهل مطالعه و فرهنگ بود. هزاران جلد کتاب داشت، بهطوریکه یکی از اتاقهای بزرگمان تبدیل به کتابخانه شدهبود. بسیاری از آن کتابها، نفیس بود و توجه همه را جلب میکرد. یکی از افرادی که مجذوب آن کتابخانه شد، دکتر اسلامی ندوشن بود.» میزبان باصفای ما در کنار تابلوی زیبایی که یادآور حکیم سخن است، میایستد و خاطره شیرینی برایش زنده میشود: «دکتر اسلامی ندوشن به خانهمان آمدند و از کتابخانهمان بازدید کردند و گفتند: «من کتابخانهام را به کتابخانه طوس در ایرانسرای فردوسی در شهر مشهد اهدا کردهام. پیشنهاد میکنم شما هم برای حفظ این گنجینه، همین کار را انجام دهید.» مرحوم نور هم این پیشنهاد را پذیرفت و حدود ۱۰ سال قبل تمام کتابهایش – حدود ۵ هزار جلد – را به این کتابخانه اهدا کرد و یک یادگاری ارزشمند از خود بهجاگذاشت. افسوس که در ایام بیماریاش بود و فرصت نکرد به مشهد برود از این کتابخانه بازدید کند.»
به جای مدرسه، درمانگاه بساز تا راه «نورالحکما» ادامه پیدا کند
اهدای گنجینه کتابهای شخصی، آغاز راه روشنی بود که بانو مهرآیین رسالت ادامه آن را برعهده گرفت: «مرحوم همسرم خانهای داشت که به نام من کردهبود. یک روز که با هم صحبت میکردیم، گفتم: من قصد دارم این خانه را برای ساخت دبیرستان وقف کنم. مرحوم نور در جوابم گفت: اگر قصد داری این خانه را برای کار عامالمنفعه وقف کنی، با پولش درمانگاه بساز.» ماجرا به سالها قبل برمیگشت. پدر همسرم، دکتر «علی نور»، ملقب به «نورالحکما»، پزشک حاذقی بود که آوازه مردمداریاش همهجا پیچیدهبود. ایشان مطبی در خیابان ری داشت و بیماران نیازمند را رایگان ویزیت و معالجه میکرد. البته به همین حد از کمک و حمایت هم بسنده نمیکرد و بیماران تنگدست را با یک نامه ویژه به داروخانه میفرستاد. در آن نامه به صاحب داروخانه سفارش میکرد نسخه بیماران مدنظرش را رایگان بپیچد و بعد، خودش هزینه آن داروها را تقبل میکرد. مرحوم همسرم هم که دلش میخواست راه پدرش ادامه پیدا کند، به من پیشنهاد کرد بهجای مدرسه، درمانگاه خیریه بسازم و از این طریق مثل نورالحکما، حامی بیماران نیازمند شوم.»
دور شمال شهر را خط بکشید!
«از سال ۱۳۹۲ که همسرم از دنیا رفت، تصمیم گرفتم وصیتش را عملی کنم اما مراحل فروش آن خانه که در محله دروس قرار داشت، طولانی شد. علاوه بر آن خانه، سهمم از مدرسه تربیت را هم گرفتم و درمجموع، ده و نیم میلیارد تومان برای ساخت درمانگاه خیریهای به نام همسرم اختصاص دادم. حالا نوبت به انتخاب زمین برای شروع پروژه بود.» جعفر طاهری که عضو هیئت امنای درمانگاه خیریه در حال ساختِ «نور» و از همراهان دلسوز خانم مهرآیین در پیشبرد این طرح ارزشمند است، در تکمیل صحبتهای او میگوید: «با توجه به تمکن مالی ساکنان مناطق شمالی شهر، از همان ابتدا تاکید داشتیم در ساخت این درمانگاه خیریه، تا میتوانیم از این مناطق فاصله بگیریم. تاکید خانم مهرآیین هم این بود که این درمانگاه باید در منطقهای ساختهشود که فاقد امکانات درمانی باشد و بتواند به بیماران نیازمند در تأمین نیازهای درمانیشان کمک کند. جستوجوهایمان شروع شد. ابتدا در محدوده شاه عبدالعظیم (ع) زمینی را درنظرگرفتیم. تا پای خرید هم رفتیم اما وقتی مطلع شدیم در نزدیکی آن زمین یک درمانگاه وجود دارد، منصرف شدیم. منطقه ۱۵ اما همان جایی بود که دنبالش بودیم.»
وقتی برای بانو مهرآیین و همراهانش گفتند منطقه ۱۵ به لحاظ امکانات درمانی، فقیرترین منطقه پایتخت محسوب میشود، دسترسی اهالی به مراکز درمانی مرکز شهر، سخت و دشوار است و بهدلیل قرار گرفتن این منطقه در محاصره چندین بزرگراه، تصادفات زیادی در آن اتفاق میافتد و فاصله زیاد منطقه تا بیمارستانها باعث میشود حتی جراحتهای ساده
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.