تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مراحل سیر و سلوک؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مراحل سیر و سلوک با 74 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مراحل سیر و سلوک:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مراحل سیر و سلوک به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مراحل سیر و سلوک با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مراحل سیر و سلوک تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل مراحل سیر و سلوک را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مراحل سیر و سلوک :

باید دانست که طی مراحل و سلوک مقامات شرایطی چند دارد:

۱- معرفت و وقوف به مراحل و مقامات سلوکی شرط لازم استکمال وجودی است که حافظ نیز سروده است:

گر چه راهیست پر از بیم زما تا بر دوست

رفتن آسان بُوَد ار واقف منزل باشی

یا:

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها

۲- دستورالعمل های ناب الهی چون «قرآن کریم» را آگاهانه نصب العین خویش قرار داده، وظیفه شناس و وظیفه مدار باشد و این «راه بی نهایت» را در سایه سار شجره طیبه «شریعت» و بر مدار ماندگار «ولایت» و «هدایت های باطنی» صاحبان «هدایت به امر»[۱] طی نماید که «مرغ سلیمان»، «طائر قدس»، «خضر طریق»، «پیر مغان»، «پیر میکده» آن انسان های کامل و خلفای الهی هستند:

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها[۲]

۳- آهسته و پیوسته با صبر و بصیرت و شکیبایی و شرح صدر منزل به منزل، مقام به مقام و مرحله به مرحله گام های سلوکی را بر دارد و مراقبت های لازم را در هر مقام و مرحله ای شناخته و عمل نماید تا به تدریج از قوه به فعل درآید و در عقل نظر و عمل کامل گردد و از سلوک تا شهود را به فرجام نیکو و سرانجام حسن یعنی فناء فی اللَّه و بقاء بالله برساند:

رباید دلبر از تو دل ولی آهسته آهسته

مراد تو شود حاصل ولی آهسته آهسته [۳]

۴- سرمایه راهرو و سالک غیر از معرفت، صبر و ثبات، عبودیت و انقیاد هر آینه عشق و محبت نیز هست که «وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ»[۴] چه این که عشق در عرفان اسلامی کمال روحی و وجودی است که همه نیروها و استعدادهای هستی انسان را در مسیر جاذبه کمال مطلق قرار می دهد و سوزنده، سازنده و گدازنده است:

جسم خاک از عشق بر افلاک شد

کوه در رقص آمد و چالاک شد

عشق جان طور آمد عاشقا

طور مست و خَرَّ موسی صَعِقاً[۵]

۵- گذر از «سلوک اخلاقی» به «سلوک عرفانی» یک ضرورت برای عارف است لذا حداقل چهار مرتبه ذیل را با سیر معنوی و سلوکی باطنی باید طی نماید تا از فرش به عرش و از نقص به کمال الهی متمایل و نائل گردد یعنی «بستر سازی» برای قرار گرفتن در صراط سلوک عرفانی لازم است:

۱- تَخْلِیه: یعنی نفس پس از آگاهی از مصالح و مفاسد و فضائل و رذائل اخلاقی و معنوی طبق دستورات اسلامی و معلمان اخلاق عمل نماید تا رذائل را از وجودش پاک نماید و طهارت یابد و به درمان بیماری های وجودش پرداخته و یا پیشگیری های لازم را انجام دهد.

و به تعبیر بوعلی سینا: «العرفان مُبتَدِءٌ مِن تفرِیقٍ و نفْضٍ و ترک و رَفْضٍ…»[۶] یعنی صفات رذیله را باید از خویش دفع نماید و تطهیر شود و بعد به خانه تکانی بپردازد تا دامن سالک از هر نشانه رهزن و علائم ناپاکی پاک و منزّه گردد و مرحله به مرحله از غیر خدا کاملًا جدا شده فاصله بگیرد و کاملًا چرک و گرد و غبار غیریت را بزداید و از هر کثرتی پاک گردد و تنها متوجه خدا و جمال و جلال الهی باشد.[۷]

۲- تَحلیه: یعنی پس از رهایی از رذائل و پاکی از موانع کسب معنویت خویشتن را به فضائل اخلاقی و صفات پسندیده و «عدالت» اخلاقی در صفات حکمت، عفت و شجاعت آراسته گرداند تا خویشتن را مصونیت از انحراف ها و بیماری های اخلاقی بخشد یعنی در جهت تحکیم پایه اخلاقی و ملکات فاضله وجودیش تلاش نماید.

۳- تَجلیه: یعنی با معرفت و مراقبت نفس و تسلیم در برابر شریعت و احکام نورانی اسلامی آثار بندگی را در خویشتن متجلی سازد و سلوک فقهی و اخلاقی نورانیت هایی را در او به منصه بروز و ظهور برساند و به بیان دیگر نورانیت و لطافت و طهارت در وجودش متجلی شود.

۴- فنا: یعنی پس از حصول فضائل و نورانیت درون و طهارت باطن یا همان تزکیه نفس به برکت صفا و صیقلی روح از زنگارها و دلبستگی ها تحت تأثیر جاذبه های کمال مطلق قرار گیرد و جذبه عشق به حق را در باطن وجودش عمق ببخشد تا به مرحله ای برسد که رفته رفته و تدریجاً در پرتو انوار معشوق و محبوب سرمدی خود را فانی ساخته و از من و ما به در آید که این مرحله را فنا گویند وخود سه درجه دارد:

الف. فنای فعلی، ب. فنای صفاتی، ج. فنای ذاتی.

تا پس از طی مراحل یاد شده «شربت شهود» را بنوشد که به تعبیر علی علیه السلام: «خداوند شربتی را نصیب اولیای خویش می کند که هرگاه از آن بنوشند مدهوش گردند، وقتی مدهوش شدند به وجد و حال آیند، وقتی به وجد در آمدند پاکیزه گردند، وقتی پاکیزه شدند خالص می گردند و هرگاه خالص شدند حق را می طلبند، وقتی حق را طلبیدند، می یابند، وقتی یافتند به وصال او نایل شده و به حق می رسند، آن گاه است که محبّ در محبوب خویش کاملًا فانی می گردد».[۸] و چه زیبا و درخشنده امیرمؤمنان علیه السلام و رهبر عارفان در توصیف سالکان و اولیای حق، گذر از خود تا خدا و عبور از ماده تا معنا و ملک تا ملکوت و فوق آن را ترسیم و تصویر کرده اند آن جا که فرمود:

«قَد أَحیا عَقلَه وَ أمَات نَفسَه، حَتَّی دقَّ جَلِیلُه وَ لَطُف غَلِیظُه وَ بَرقَ له لَامِعُ کثِیرُ البَرقِ فَأَبَانَ له الطَّرِیقَ وَ سَلک بِه السَّبِیل، وَ تَدَافَعَتهُ الابوَابُ الَی بَابِ السَّلَامَه وَ دَارِ الاقَامَهِ وَ ثبَتَت رِجلاهُ بِطمَأنِینَهِ بَدَنَه فِی قَرارَ الامنَ وَ الرَّاحَه بِمَا استَعمَل قَلبَه وَ أَرضی رَبَّه»؛

«عارف راستین کسی است که عقل خویش را زنده کرده وتمام هواهای نفسانی را با ریاضت و بندگی حق میرانده است، تا جایی که اندام درشت او باریک شده و ستبری قلب او نرم شده و برقی بسیار پرفروغ برای او درخشیده و راه برای او روشن شده و او را به مسیر حق حرکت داده و از دری به دری برده است تا او را به سلامت و خانه اقامت کشانده و دو پای او در قرارگاه امن و آسایش استوار گردیده، زیرا انسان عارف قلب خود را در معرفت حق به کار بسته و پروردگار خویش را راضی کرده است».[۹] شگرف و شگفت زاست که با وجود چنین منابع عمیق، انیق و دقیقی دنبال منابع غیر اسلامی وشبه عرفان ها و جریان های ریاضت مدارانه یوگائی، تائویی، بودیسم و ذِنْ بودیسم، عرفان سرخپوستی و… می رویم؟!!

اگر مرد میدان سیر و سلوک هستیم راه همین است که قرآن و نهج البلاغه در پیش روی ما نهاده است و شریعت اسلام که عمل به آن (با آگاهی و اخلاص) ریاضت دائمی از بدو و آغاز ورود به اسلام تا لحظه مرگ خواهد بود و ما را به منزل مقصود و کعبه آمال می رساند چه این که شریعت نیز ظاهر و باطن و مراتب و درجات دارد. «از تو حرکت و از خدا برکت».

دیده ایم که علی علیه السلام «حال» و «مقام» یا بارقه های الهی و جذبه ربوبی را در طی منازل و مراحل سلوکی چگونه ترسیم نموده اند و هرگاه این خطبه را با خطبه دیگرش که به تفسیر آیه «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ»[۱۰] پیوند زده و با هم به شناخت و ارزیابی آن بپردازیم، می بینیم که مقامات معنوی و منازل سلوکی و اوصاف مردان خدا، چگونه با شیوایی و شیرینی تفسیر شده است.[۱۱] به تعبیر استاد علامه طباطبایی (ره) مراد از ذکر الهی، ذکر قلبی در مقابل نسیان و غفلت از خداوند است و آن را «ذکر علمی» گویند و نماز و سایر عبادات را «ذکر عملی» می گویند.[۱۲] چنان که در موضعی دیگر می فرمایند: هدف نهایی از «نماز» نیز ذکر قلبی است تا انسان در حضور الهی قرار گیرد و او را در نهانخانه جان خویش حاضر ببیند و بزرگترین و مؤثرترین عمل انسان نیز همین «ذکر قلبی» است که سعادت ابدی را برای انسان تأمین کرده و کلید همه نیکی هاست.[۱۳] البته «ذکر» به زبانی، قلبی و عملی تقسیم پذیر است و در نهایت موجب تجلی مذکور (حق سبحانه) بر دل ذاکر و سیطره ولایت الهی می شود. حال اگر برخی از اصحاب قلوب «یقظه» را اول منزل سیر و سلوک و برخی دیگر آن را حالت و صفت مشترک در همه منازل و مقامات انتها دانسته اند؛ به جهت آن است که سالک باید بیدار دل و بینا دل باشد چه این که عقل بیدار و دل بینا انسان را در صراط مستقیم شریعت و چراغ پر فروغ و دائمی «ولایت» قرار داده و از سرمنزل عبودیت تا مقام رفیع «عینیت و رؤیت» سوق می دهد و پرده های بین عبد و معبود و سالک و مسلوک الیه و محب و محبوب را برمی دارد که «وَ اعْبُدْ رَبَّک حَتَّی یأْتِیک الْیقِینُ»[۱۴] و چه نیکو امام حسین علیه السلام سالار و سرور مجاهدان سالک و سالکان مجاهد و شهیدان اهل شهود فرمود:

«أَنتَ الَّذِی أَشرَقَتَ الانوَارَ فِی قُلُوبِ أَولِیائِک حَتَّی عَرَفُوک وَ وَحّدُوک وَ أَنتَ الَّذِی أَزَلتَ الاغیارَ عَن قُلُوب أَحبَائِک حَتّی لَم یحِبُّوا سِوَاک».[۱۵]

یا امام العارفین علی علیه السلام می فرمایند:

«… إِلهی! وَالحِقنِی بِنُورِ عِزِّک الابهَجِ، فَاکونَ لَک عَارِفاً وَ عَن سِواک مُنحَرِفاً»[۱۶]

و بسیاری از ادعیه حیات بخش و حرارت آفرینی که شور و شعور، عشق و حرکت و پویایی و معرفت را فرا روی اصحاب سلوک قرار می دهند.

ناگفته نماند که سیر و سلوک الی اللَّه ممکن است به یکی از دو طریقه ذیل صورت پذیرد:

۱- سلوک قبل از وصول و جذبه، به این معنا که سالک پس از انجام مجاهدت های درونی و هجرت های وجودی و انفسی و تحمل ریاضت و طی مقامات، بارقه های الهی و لمعات رحمانی شامل حال او می گردد.

۲- سلوک پس از وصول و جذبه، به این صورت که خدای سبحان ابتدا جذباتی و نفحاتی را شامل حال بنده خویش می نماید و بر او جلوه می نماید و یک گوشه چشمی به او نشان می دهد و لذت روحانی دیدار محبوب او را به سیر و سلوک و مجاهده وا می دارد.

ارباب معرفت قسم اول را «سلوک محبّیه» و قسم دوم را «سلوک محبوبیه» و سالکان راه را سالک مجذوب یا مجذوب سالک نیز نامیده اند.[۱۷] استاد جوادی آملی در خصوص سیر و سلوک اخلاقی می فرمایند: «انسان سالک اخلاقی باید به تدریج وارد عرصه بیکرانه سلوک عرفانی گشته و طی مقامات و اطوار وجودی نماید و تا ریاضت نکشد و عبودیت الهی نداشته باشد و مرحله به مرحله نرود به سرمنزل مقصود نمی رسد».[۱۸] بر اساس روش حکمی خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب «اوصاف الاشراف» که برای فایل پاورپوینت کامل مراحل سیر و سلوک «شش باب» و برای هر باب حدود «شش اصل» ذکر کرده است به استثنای آخرین باب که فنای در حق است و درجات و فصول آن ناپیدا کرانه است.

ما بر اساس قول مشهور هر کدام از مقامات یاد شده را به اجمال توضیح دهیم:

مقام اول: «توبه»

توبه به معنای پشیمانی و بازگشت از گناه به طریق حق و بندگی می باشد. و در اصطلاح عرفانی پس از «یقظه» و بیداری سفری به درون و هجرت انفسی از نقص به کمال، از جهل به سوی علم، از عصیان به سوی اطاعت است که در ابتدای سلوک بسیار مهم و راهگشا می باشد چه این که توبه مایه طهارت درون و نزاهت باطن شده و از عوامل مانع زدایی و آسیب ستیزی سیر و سلوک خواهد بود لذا یک ضرورت در بدایت سلوک الی اللَّه است.

به بیان دیگر توبه بازگشت از احکام طبیعت به احکام روحانیت و انقلابی علیه خویشتن در حجاب زدایی است تا به فطرت اولیه که توحیدی و الهی است برگردد.

خواجه عبدالله انصاری اصول سه گانه حقایق توبه را چنین مطرح کرده اند:

۱- بزرگ شماری گناه.

۲- ناچیز شماری توبه.

۳- ادای حقوق ضایع شده.[۱۹]

و درجات توبه عبارتند از:

۱) توبه عمّال؛ در این مرتبه انسان خاطی از اعمال فاسد به اعمال صالح روی می آورد.

۲) توبه زهّاد؛ یعنی از توجه به دنیایی که پیدا کرد به سوی بی توجهی ورغبتی به دنیا باز می گردد تا گذشته را جبران کند.

۳) توبه اهل حضور؛ یعنی از غفلتی که نسبت به خدا و یاد حق داشته است توبه می نماید تا دائماً حضور داشته باشد.

۴) توبه متخلقان؛ رجوع از اخلاق سیئه و بد و تخلق به اخلاق حَسَنه و خوب است.

۵) توبه عارفان؛ بازگشت از رؤیت حسنات مخلوقات که با انتساب همه خوبی ها به خداوند آنها را جبران می کند.

۶) توبه موحدان؛ رجوع به حق و رهایی از هر چه غیر خداست.

۷) توبه نصوح

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *