تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه استاد مطهری و تاثیر آن بر نسبت دین و سیاست؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه استاد مطهری و تاثیر آن بر نسبت دین و سیاست با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه استاد مطهری و تاثیر آن بر نسبت دین و سیاست:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه استاد مطهری و تاثیر آن بر نسبت دین و سیاست به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه استاد مطهری و تاثیر آن بر نسبت دین و سیاست با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه استاد مطهری و تاثیر آن بر نسبت دین و سیاست تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه استاد مطهری و تاثیر آن بر نسبت دین و سیاست را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی باور دینی از دیدگاه استاد مطهری و تاثیر آن بر نسبت دین و سیاست :

مقدمه

در دو سد اخیر، دین تأثیر شگرفی در تحولات سیاسی – اجتماعی ایران داشته و عمق و گستر تأثیرگذاری آن فراتر از اندازه های تجربه شده در دیگر جوامع بوده و هم چنین بارزتر از موقعیتی است که اصولاً ادیان در جوامع ماقبل مدرن داشته اند. این واقعیت انکارناپذیر تاریخ ایران را تنها، سابق توامانی دین و دولت در این سرزمین، پژوهشی تعلیمات اجتماعی اسلام، جوهر سیاسی شیعه و قدرت تشکل بخش فقهای اصولی می تواند تبیین کند. متفکرین اسلامی پیرامون این موضوع به ارائ دیدگاه های خود پرداخته اند. یکی از شاخص ترین متفکران معاصر که در طرح مجدد دین، ادبیات گسترده و در عین حال متنوعی را که متضمن دفاع از دین بود، به وجود آورد، استاد مطهری بود. او از دین به عنوان یک ایدئولوژی دفاع کرد و زمانی به مطالعات اسلامی روی آورد که اندیشه های سنتی دینی با ورود گسترد افکار نو به ایران و نیز ضعف تفکر سنتی در جواب معضل عقب ماندگی مسلمانان، به شدت مورد هجوم واقع شده بود. از این رو برداشت های بازسازی شده از مفاهیم اساسی دین را ارائه کرد و در مقوله های گوناگون، فصلی نوین در معرفت دینی پایه گذاری نمود. تلاش وی در تعمیم آموزش های دینی و با انگیز دفاع از دین او را به عرصه های متعدد پژوهش کشاند. این واقعیت که در میان علمای دینی مسلمان در طول تاریخ پس از اسلام، تعبیرهای مختلفی از پیوند میان دین و سیاست عرضه شده، حاکی از آن است که در جامع اسلامی، رابطدین و سیاست – لااقل از حیث نظری – می تواند به صورت های گوناگونی تحقق یابد. در یک صورت بندی می توان دو نوع رابطه را میان این دو متصور شد: «لزوم پیوند آن ها با یک دیگر » و «لزوم جدایی آن ها از یک دیگر». قبول و پذیرش هر یک از دو فرض فوق، به مبانی فکری مقبول فرد بستگی دارد. بی تردید هر اندیشمند دینی تحت تأثیر عوامل مختلف، یکی از آن صورت ها را در تفسیر نظری پیوند دین وسیاست بر می گزیند. پرسش اصلی این مقاله آن است که: دیدگاه استاد مطهری در خصوص نسبت میان دین و سیاست چیست و تلقی و تبیین دین چه تأثیری در دیدگاه وی داشته است؟ آن چه در این نوشتار دنبال می شود، جست وجو از چگونگی فهم دین با توجه به مبانی و مبادی خاص آن و تأثیر آن در مسأل رابطه دین و سیاست از نگاه استاد مطهری است. فرضی تحقیق بر این است که با توجه به تفسیر و فهم از اسلام و جامعیت آن و نگاه حداکثری به دین، دیدگاه وی به نظری پیوند دین وسیاست گرایش پیدا می کند. مبانی نظری اندیش سیاسی استاد مطهری را می توان به مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی تقسیم کرد که در واقع ماهیت اندیش سیاسی استاد مطهری را رقم می زنند؛ بررسی این مطلب می تواند در اثبات فرضی تحقیق کمک کند. در این نوشته از روش تفسیری یا هرمنوتیکی استفاده شده و فن یا تکنیک پژوهش نیز بر مطالعات کتابخانه ای استوار است. دربار دین، چه از سوی اندیشمندان مسلمان و چه از جانب روشنفکران و متفکرین معرفت شناسی باور

دینی از دیدگاه استاد غربی، تعریف های زیادی صورت گرفته است. وجه تمایز این تعاریف آن است که مطهری و تاثیر آن بر برخلاف رویکرد اندیشمندان غربی، اندیشمندان و علمای دینی مسلمان در تعریف دین نسبت دین و سیاست (۲۳ تا ۴۲) عمدتاً به جنبحقّانیت آن نظر داشته اند و از این روی درصدد نبوده اند تعریفی عام ارائه دهند که شامل هر آن چه نام دین به خود گرفته است، باشد. در یک تعریف این گونه بیان شده است: «دین، عقاید و دستورهای علمی و اخلاقی است که پیمبران از طرف خدا برای راهنمایی و هدایت بشر آورده اند» (طباطبایی، بی تا: ۹). علامه محمدتقی جعفری در یک تعریف مفصّل از دین که با دین اسلام انطباق دارد، می گوید: دین داری دارای دو رکن اساسی است: ۱- اعتقادات؛ ۲- احکام و تکالیف. رکن دوم به دو بخش تقسیم می شود که عبارتند از: اخلاقیات و احکام فقهی؛ احکام فقهی نیز به دو بخش یعنی احکام اولیه و احکام ثانویه تقسیم می شوند (جعفری، ۱۳۷۸: ۱۱۸-۱۱۹). به عقید علمای اسلام، دین خدا از آدم تا خاتم یکی است و هم پیامبران به یک مکتب دعوت می کرده اند و اصول مکتب پیامبران که دین نامیده می شود مشترک است.

۱،۲.سیاست

در تعریف مفهوم “سیاست ” شاهد تعاریف زیادی هستیم؛ تاجایی که هر اندیشمندی تعریف خاصی از آن ارائه نموده است. برخی به غایتی که به نظر آن ها سیاست باید در پیش بگیرد، توجه کرده اند و بر آن اساس، سیاست را تعریف نموده اند. به عنوان مثال، یکی از علمای دینی مسلمان، سیاست را این گونه تعریف کرده است: «سیاست از دیدگاه اسلام عبارت است از مدیریت حیات انسان ها، چه در حالت فردی و چه در حالت اجتماعی، برای وصول به عالی ترین هدف های مادی و معنوی» (میر، ۱۳۸۰: ۳۶ ). برخی مفاهیم “دولت ” یا “حکومت ” را در سیاست مهم دانسته اند و همین امر در تعریف آن ها از علم سیاست بازتاب یافته است. برخی نیز در تعریف سیاست، “قدرت ” را مفهوم اساسی به شمار آورده اند. به هر تقدیر می توان گفت که به درستی برای سیاست ابعاد مختلف قائل شده اند.

۱،۳.هرمنوتیک

با توجه به این که در این مقاله یک اصل کلی از دانش هرمنوتیک، یعنی اصل ابتنای پیش فهم ها و علائق مفسّر، مورد توجه قرار گرفته است، توضیح مختصری دربار مفهوم هرمنوتیک ضروری به نظر می رسد. هرمنوتیک «هنر دست یابی به فهم کامل و تام عبارت های گفتاری و نوشتاری است»(هادی، ۱۳۸۸: ۳۳). پس هرمنوتیک علم به قواعدی است که با دانستن و به کار بردن آن، مراد واقعی مؤلف یا گوینده معلوم می شود. این لفظ در لغت به معنای علم تفسیر، تعبیر و آیین تفسیری کتاب مقدس، به کار رفته است. هم چنین هرمنوتیک متضمن مفاهیمی چون: بیان، گفتن، توضیح و ترجمه می باشد و در ریشه های اولیه خود به معنای رمزگشایی و تفسیر قدسی است. در اصطلاح می توان گفت که هرمنوتیک با در نظر گرفتن سیر تاریخی آن به معانی متعددی به کار رفته است که به نوعی همآن ها ریشه در تفسیر و تأویل متون دینی، دین، مسائل اخلاقی، اجتماعی و روش تأویل و تفسیر متون مقدس دارند. در بحث پیش فهم های استاد مطهری دربار موضوعات بنیادین یعنی: «هستی شناختی »، «جامعیت دین »، و «انسان » مورد توجه قرار می گیرد. به منظور ارائتعریف عملیاتی تأثیر پیش فهم ها، آرای مطهری دربارافعال خداوند، تعریف و اهداف سیاست، رابطدین و دنیا و ذات انسان، بر اساس مکتوبات او مطمح نظر قرار می گیرد و نقش آن ها در تفسیر وی ارزیابی می شود.

۲.مفهوم دین از منظر استاد مطهری

استاد مطهری در مواضع مختلف با استناد به آیات قرآن کریم، در خصوص فهم و تصویری که از دین دارد، تأکید می کند: «دین و نه ادیان » (مطهری، ۱۳۶۸، ج۲: ۱۸۱ ). این سخن به این معناست که همادیان هویت واحدی دارند و این هویت قابل تعریف است. می توان گفت بر مبنای دیدگاه ایشان، نسبت ادیان به تعریف دین، نسبت مصادیق به “کّلی ” طبیعی است. اگرچه برخی مصادیق به یک اندازه از هویت کامل برخوردار نیستند، اما همه به یک معنا، دین اند. تمایز ادیان به امور عارضی و عرضی برمی گردد. دین خدا از آدم تا خاتم یکی است و همپیامبران به یک دین دعوت کرده اند و با وجود برخی تفاوت ها، مکتب انبیا که “دین ” نامیده می شود، یکی است و تفاوت شرایع آسمانی در یک سلسله مسائل فرعی است (مطهری، ۱۳۸۳: ۴۶-۴۴). استاد این گونه بیان می کند: “اسلام، نام دین خداست که یگانه است ” و همپیامبران برای آن مبعوث شده اند و به آن دعوت کرده اند. صورت جامع و کامل دین به وسیلخاتم پیامبران – حضرت محمدبن عبدالله (ص ) – به مردم ابلاغ شده است (مطهری، ۱۳۶۸، ج۲: ۲۲۵). در نتیجه، استاد بر هویت آسمانی دین به عنوان پیام خداوند تأکید دارد. دین امری است که خدا به وسیل وحی به مردم عرضه می کند؛ به همین دلیل هر آن چه دین خوانده شود، اما حاصل پیام خداوند به بشر نباشد، از نظر استاد به معنای حقیقی دین نیست. تلقی دین به عنوان پیام آسمانی مستلزم اخذ وحی در تعریف دین است و لذا در تعریف دین باید به تحلیل وحی پرداخت؛ یکی از رهاوردهای این مقام، تحلیل ساختار وحی است. مطهری در مواضع گوناگون می توان استنباط کرد که ایشان دین را به مطهری و تاثیر آن بر منزل مکتب الهی می دانند. بنابراین، دین به لحاظ هویت وساختار، مکتب است و دارای ن(س۳ب۲ت تادی۲ن ۴)و سیاست

دو مؤلفه می باشد: جهان بینی و ایدئولوژی. هر یک از این دو مؤلفه ویژگی های معینی دارند. جهان بینی دین، قابل اثبات و استدلال است؛ به حیات و زندگی معنا می بخشد؛ آرمان ساز و شوق انگیز است؛ قدرت تقدس بخشیدن به هدف های انسانی را دارد و تعهدآور و مسوولیت ساز می باشد. ایدئولوژی دین، ایدئولوژی انسانی است، نه گروهی؛ یگانه است، نه مبتنی بر تقسیم و تجزیانسان؛ فطری است، نه سودگرایانه؛ و به طور کلی بر ارزش های انسانی متکی است (همان: ۸۲).

۳.هستی شناختی استاد مطهری

موضوع هستی شناسی، هستی و [شناخت] هدف آن است و مبین آموزه هایی است که شناخت از هستی را نمایان می سازد. از این رو مقصود از مبانی هستی شناختی، آن دسته از دیدگاه های کلانی هستند که شناختِ هستی از طریق آن ها صورت می گیرد. از آن جا که رویکرد منتخب مطهری درون دینی است، از قرآن و سنت بهره برده و با استخراج آموزه های مکنون در آن ها، تفسیری اجتهادی از هستی ارائه می کند. از آن جاکه هستی شناسی و جهان بینی استاد مطهری، الهی است؛ روح حاکم بر آن، پذیرش «اصل توحید» است. تمام مفاهیم و آموزه ها و مؤلفه های اندیشه – از جمله اندیش سیاسی – ایشان مبتنی بر این اصل است. اصل توحید، مهم ترین بنیان هستی شناختی در اندیشایشان را تشکیل می دهد. براساس اصل توحید، خداوند تنها خالق و پروردگار این جهان است؛ لذا هم شأن خالقیت دارد و هم شأن ربوبیت. یعنی هم آفرینندجهان و موجودات است و هم پس از آفرینش برای آن ها برنامه دارد. چنین نگاهی به هستی، تأثیر زیادی بر اندیشاستاد مطهری داشته است. دقت در سخنان و آرای ایشان، به خوبی این تأثیرگذاری را نمایان می سازد. برای نمونه: می توان تأثیر این نگرش توحیدی بر دیدگاه استاد دربارنوع حکومت و حقوق مردم را در این عبارت مشاهده کرد:

«از نظر فلسفاجتماعی اسلامی، نه تنها اعتقاد به خدا، پذیرش حکومت مطلق افراد نیست و حاکم در مقابل مردم مسئولیت دارد، بلکه از نظر این فلسفه، تنها اعتقاد به خداست که حاکم را در مقابل اجتماع مسئول میسازد و افراد را ذیحق میکند و استیفای حقوق را یک وظیفه لازم شرعی معرفی میکند» (۱۳۶۸، ج۱: ۵۴۴). در این عبارت ارتباط تنگاتنگی میان نگرش توحیدی استاد مطهری و تفکر سیاسی وی وجود دارد. به عقید وی، اصل مسئولیت پذیری حاکم اسلامی تنها در پرتو اعتقاد به خداوند قابل فهم است. ایشان از این زاویه به تبیین حقوق جامعه پرداخته و حاکم اسلامی را مسئول استیفای این حقوق دانسته است. یکی دیگر از بنیان های هستی شناختی اندیش استاد مطهری، پذیرش اصل «عدل » است. از نظر استاد مطهری، عدل، هم قابل استناد به ذات خداوند است و هم خلقت و آفرینش نظام هستی براساس عدل صورت گرفته است. ایشان معتقدند: «معنایی از عدل که در نظر حکمای الهی قابل استناد به ذات پروردگار است، این است که خداوند در افاض وجود و کمالات وجودی، رعایت قابلیت ها و امکان استفاضه و فیض گیری موجودات را میکند و از آنجا که فیاض علی الاطلاق است، به هر موجودی بر حسب قابلیت و استحقاق وجودی – که در مرتبه او هست – کمالات وجودی میبخشد و منع فیض یا امساک جود نمیکند » (مطهری، ۱۳۷۷: ۵۰). این برداشت از عدل، بیش تر در حوز کلام مورد توجه قرار می گیرد که براساس آن عدل به عنوان یک صفت به خداوند نسبت داده می شود. خداوند به این مفهوم، «عادل » است؛ یعنی در نظام آفرینش به هر موجودی آن چه را که قابلیت و شایستگی دارد، اعطا می کند. پذیرش اصل عدل، پیامدهای بسیار مهمی در اندیش استاد مطهری برجای گذاشته است. مهم ترین پیامد معرفت شناختی آن، پذیرش عقل به عنوان یک منبع مستقل معرفت شناختی براساس قاعد”کل ما حکم به العقل، حکم به الشرع ” است. استاد مطهری مهم ترین نتیج پذیرش عدل را مسأل دخالت عقل و علم در استنباط احکام اسلامی می داند. تأثیرگذاری نظری عدل بر اندیش استاد مطهری و برخورداری اندیش ایشان از وصف عقل گرایی به خوبی نمایان است. به طور کلی، استاد مطهری براساس پذیرش اصل عدل بر این باور است که ما می توانیم یک فلسف اجتماعی اسلامی و یک رشته مبانی حقوقی اسلامی داشته باشیم. بدین ترتیب، ارتباط میان مبانی هستی شناختی و آرا و اندیشه های سیاسی اجتماعی وی آشکار می گردد. در نتیجه از دیدگاه مطهری، اولاً هستی مخلوق خداست و از این رو نمی توان آن را هم چون برخی مکاتب فکری، صرفاً مصنوع دانست. ثانیاً هستی متعلق تدبیر خداوند است و خداوند پس از خلق، تدبیر آن را واگذار نکرده؛ بلکه خود به تدبیر نظام هستی می پردازد. بدین ترتیب هستی شناسی بر اساس دیدگاه مطهری که از قرآن و روایات استخراج نموده، هستی بر محور توحید، و توحید با دو شأن خالقیت و ربوبیت، و ربوبیت از طریق رسالت و تشریع تبیین گردیده است.

۴.معرفت شناختی مطهری نسبت دین و سیاست

مبانی معرفت شناختی از مهم ترین مبانی تأثیرگذار بر اندیشه های سیاسی شمرده می شود. (۲۳ تا ۴۲ ) به دیگر سخن، این دسته از مبانی، در زمر مبانی نزدیک به اندیشه های سیاسی قرار می گیرند. مقصود از این مبانی، آن دسته از بنیان ها و دیدگاه های شناختی است که دربارمعرفت و شکل گیری آن و نیز توان معرفتی انسان ارائه می شود. بی تردید، “وحی محوری “مهم ترین مبنای معرفت شناختی اندیشه های سیاسی اسلامی است. این اندیشه ها از آن جاکه مبتنی بر قرآن و سنت اند و قرآن به منزلنص درجیک و سنت پیامبر و امام معصوم (از دیدگاه شیعه ) به منزلنص درجه دوم، مهم ترین منابع شناخت تلقی می گردند وحی محور و نص گرا هستند. از این رو، اعتبار و روایی اندیشه های سیاسی در اسلام، به میزان قرابت آن ها با قرآن و سنت بستگی دارد. اندیش استاد مطهری از نظر معرفت شناختی، در تداوم “مکتب اصولی ” قرار دارد. مکتب اصولی که به مکتب “عقل گرایی ” نیز شهرت دارد، بر اساس مبانی نظری و معرفت شناختی اجتهاد اصولی، اید”اجتهاد پویا ” را مطرح می کند. این ایده با تأکید بر ضرورت اجتهاد با توجه به مقتضیات زمان و مکان، نقش و جایگاه بیش تری برای عقل در استنباط احکام و قوانین شرعی در نظر می گیرد؛ و از این رو، نوعی تحول در اجتهاد اصولی تلقی می گردد. طرح اجتهاد پویا براساس این مفهوم، از قابلیت بسیار خوبی در به کارگیری اجتهاد در زندگی سیاسی و اجتماعی برخوردار است و زمینه های حضور جدی تر و مؤثرتر اجتهاد در فهم قوانین شرعی و تنظیم زندگی سیاسی براساس آن ها را فراهم می سازد. از نظر استاد مطهری، فهم معتبر دین، فهمی اجتهادی است؛ اما با توجه به خاتمیت شریعت اسلام، بهره گیری از روشی خاص که بتواند در دوران های مختلف، قوانین شریعت را متناسب با شرایط خاص آن دوران ها استنباط کند، لازم و ضروری است. بی شک در این روش که روش اجتهادی نامیده می شود، عقل – به اعتقاد وی – از جایگاه بالایی برخوردار است. ایشان با توجه به تقسیم بندی احکام به ثابت و متغیر و هم چنین مسأل مقتضیات زمان، معتقدند: «مبتنی بودن احکام اسلامی بر یک سلسله مصالح و مفاسد به اصطلاح زمینی از یک طرف، و سیستم قانونگذاری اسلام که به نحو قضایای حقیقیه است از طرف دیگر؛ این دو، امکان زیادی به مجتهد میدهد که به حکم خود اسلام در شرایط مختلف زمانی و مکانی، فتواهای مختلف بدهد » (مطهری، ۱۳۷۰، ج۲: ۳۱). از نظر ایشان، فقه شیعه «عقل» را در کنار قرآن، یکی از مبادی استنباط می داند و با این اقدام به سازگاری عقل و دین می اندیشد. بی تردید، این سازگاری مبتنی بر فهم و برداشت خاصی است که فقه شیعه از دین و احکام دینی دارد. علاوه بر این، عقل قطعی از چنان جایگاهی برخوردار می گردد که به اعتقاد استاد مطهری می توان با آن، ظاهر قرآن را تأویل کرد و از ظاهر قرآن و سنت دست برداشت. عبور از ظاهر قرآن و سنت با عقل قطعی، از مهم ترین نکاتی است که مکتب اصولی به آن اعتقاد دارد و در طول تاریخ این مکتب، براساس این ایده با ظاهرگرایان و اهل حدیث مخالفت کرده است.

این نتیجه گیری هم چنین، زمین طرح یک پرسش اساسی را در اندیش استاد مطهری فراهم کرده است که: «آیا بر این اساس، اجتهاد نسبی است؟» از دیدگاه استاد مطهری، اجتهاد با به کارگیری عقل، به نسبیت در فهم دین نمی انجامد. هم چنین پرسش دیگری که در این رابطه مطرح می شود، این است که آیا مطلق و ثابت بودن حکم واقعی، با نیازهای متغیر، قابل تطبیق است؟ به عبارت دیگر، اگر بپذیریم حکم شریعت ثابت و مطلق است، چگونه می توان آن را با نیازهای متغیر روزمره تطبیق داد؟ استاد مطهری در پاسخ به این پرسش، به توضیح اقسام قانون و احکام شرعی می پردازد. ایشان می گوید: «نیازهای بشر به دو گونه است: ثابت و متغیر. در سیستم قانونگذاری اسلام برای نیازهای ثابت، قانون ثابت وضع شده و برای نیازهای متغیر، قانون متغیر. ولی قانون متغیر قانونی است که (اسلام ) آن را به یک قانون ثابت وابسته کرده و آن قانون ثابت را به منزلروح این قانون متغیر قرار داده که خود آن قانون ثابت، این قانون متغیر را تغییر میدهد.» (همان: ۷۸)استاد مطهری در این جملات از سویی به دنبال یافتن سازوکاری است که براساس آن با مراجعه به دین بتواند نیازهای متغیر زمانه را برطرف سازد و از سوی دیگر چنین سازوکاری به نسبیت احکام الهی نینجامد. این سازوکار همان “اجتهاد” است که با انطباق اصول بر فروعات، امکان انطباق قوانین متغیر با قوانین ثابت را فراهم می آورد. به دیگر سخن، در اجتهاد، قوانین و اصول ثابت در قرآن و سنت بر امور متغیر در زندگی انسان تطبیق داده می شوند. از نظر ایشان، دین، هم دربرگیرند تمامی نیازهای زندگی است، و هم خود سازوکار انطباق تعالیم و احکام ثابت آن با نیازهای متغیر را ارائه کرده است. بی تردید چنین برداشتی از دین، قلمرو نسبتاً گسترده ای را برای عقل در نظر می گیرد. بر این اساس، عقل، هم توانایی فهم و شناخت قوانین ثابت و اصول کلی دین را دارد، و هم می تواند براساس شرایط متغیر زمانی و مکانی، به استنباط احکام زندگی براساس قوانین ثابت مذکور بپردازد. دمیعنریت ازشدینادسگایه ابساوتارد

مهم ترین ویژگی های معرفت شناختی استاد مطهری را می توان در موارد زیر برشمرد: مطهری و تاثیر آن بر نسبت دین و سیاست

۴،۱.نص گرایی (۲۳ تا ۴۲)

اندیش استاد مطهری مبتنی بر نصوص و متون دینی است. متون دینی مهم ترین منبع معرفت شناختی اندیشه های ایشان است که در مرحل اول، مبتنی بر متن قرآن و در مرحلدوم، مبتنی بر سنت پیامبر و امامان معصوم است. استاد مطهری تلاش می کند از این دو منبع به عنوان مهم ترین منابع استنباط بهره گیرد؛ از این رو، برداشت وی از دین برداشتی “نص محور ” تلقی می گردد.

۴،۲.عقل گرایی

اندیشاستاد مطهری در کنار نص گرایی از ویژگی “عقل گرایی” نیز برخوردار است. در اندیش ایشان، عقل به عنوان یکی از منابع استنباط به رسمیت شناخته می شود و تلاش می شود با به کارگیری عقل، برداشتی مناسب و متناسب با شرایط زمانی و مکانی از متون دینی ارائه گردد. استاد مطهری معتقد است عقل چنان قابلیتی دارد که می توان با مراجعه به آن، هم به استنباط حکم شرعی دست یافت و هم به فهم دین و آموزه های دینی نایل آمد. کنار هم قرار گرفتن دو ویژگی نص گرایی و عقل گرایی در اندیشاستاد مطهری، ترکیب متناسب و منسجمی را خلق کرده است؛ این دو ویژگی از یک سو، دینی بودن اندیشوی را رقم زده و از سوی دیگر، قابلیت به کارگیری دین در زندگی امروزی را به دنبال داشته است. نص گرایی، قرابت اندیشاستاد را با دین و متون دینی به همراه داشته و عقل گرایی، امکان به کارگیری این دین در هر زمانی و برای هر مکانی را نمایان ساخته است. به سخن دیگر، این دو ویژگی موجب اعتبار و معقولیت اندیشه استاد گردیده اند. (باباپور، ۱۳۹۰: ۴۴). بنابراین، اندیشه های سیاسی – اجتماعی استاد مبتنی بر نصوص دینی و آموزه های عقلی است. یعنی از یک جهت حاصل تلاش های فکری و عقلانی ایشان بوده و از سوی دیگر، حاصل برداشت های استاد از متون دینی می باشد. به دیگر سخن، این مبانی معرفت شناختی موجب سریان ایده های اجتهادی در زندگی سیاسی – اجتماعی است و اندیشاستاد حاصل به کارگیری عقل اجتهادی در عرصسیاست و اجتماع می باشد. در اندیش شهیدمطهری می توان نمونه های متعددی از به کارگیری اجتهاد در سیاست را مشاهده کرد که در آثار ایشان به وضوح دیده می شود.

۴،۳.جایگاه وحی

به نظر استاد مطهری عقیده به وحی از اعتقاد مسلمانان در خصوص هدایت عامه ناشی می شود. بنابر قول به “هدایت عامه در سراسر هستی ” خداوند که واجب الوجود من جمیع جهات است، به خاطر فیاضیت علی الاطلاق خویش به همان موجودات عالم عنایت دارد و آن ها را در مسیر کمال شان هدایت می نماید. این هدایت از پست ترین موجودات تا عالی ترین آن ها را دربر می گیرد. از همین رو خداوند از واژوحی، چه در مورد انسان ها و چه در خصوص حیوانات و گیاهان استفاده می نماید (پورحسن و منصوری، ۱۳۸۸: ۳۳). استاد مطهری وحی را هدایتی مافوق حس و عقل، آگاهانه و تا حدود زیادی اکتسابی می داند.

۵.انسان شناسی مطهری

از آن جاکه مؤلفه های سیاسی ناظر به انسان هستند، بررسی بنیان های انسان شناختی که زیر بنای این مؤلفه ها به شمار می آیند نیز ضروری می نماید. موضوع انسان شناسی، شناخت انسان و هدف اوست. انسان شناسی اگرچه به عنوان یک دانش خاص و دربر گیرندآرای گوناگون دربارانسان، حاصل توجه انسان به خویش در عصر جدید است، اما به یقین می توان در دوران مختلف و در مکاتب فکری گوناگون چنین آرایی را دربارانسان یافت. از این رو می توان به سراغ مکاتب مختلف از جمله اسلام رفت و به پرسش محوری «انسان چیست؟ » پاسخ داد. استاد مطهری در پاسخ به این پرسش از دیدگاه اسلام با رویکرد درون دینی و با استخدام روش تفسیر اجتهادی پرداخته است. بی تردید انسان شناسی تحت تأثیر هستی شناسی آن قرار دارد و هم چون هستی شناسی، خصلتی توحیدی پیدا می کند. انسان شناسی از مباحث مهم کلام جدید است و استاد مطهری نظام کلامی خود را برمبنای فطرت استوار کرده و بر اساس آن به انسان شناسی پرداخته است(لک زایی و عیسی نیا، ۱۳۹۱: ۴۵). در جهان بینی الهی، در نظام هستی خدایی هست غنی و بی نهایت؛ و بقیه به او وابسته هستند. پس مسیر شناخت انسان از جهان بینی الهی به هستی شناسی و از هستی شناسی به انسان شناسی منتهی می شود. می توان گفت تا انسان شناخته نشود، سیاست هم چنان ناشناخته باقی خواهد ماند. انسان دارای زندگی مادی و فرهنگی است. سیر تکاملی انسان از جسم مادی شروع می شود و به سوی انسانیت کمال می یابد. کمال و سعادت برای انسان فطری نیست، بلکه وصول به کمال و سعادت فقط به واسطافعال ارادی امکان پذیر است؛ مسئولیت هم از پیامدهای آزادی اراده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که انسان، آزاد، انتخابگر و صاحب اختیار است و به همین علت است که انسان دارای عقل و اراده است. از آن جاکه اسلام دین خاتم است و هر دین که بخواهد جاویدان بماند، باید به انسان و ساختار شخصیت او توجه داشته باشد؛ انسان به عنوان مخاطب اصلی دین، هم ثابت است هم متغیر؛ زیرا دو گونه نیازمندی دارد: اول؛ نیازمندی های اولی که از عمق ساختمان مطهری و تاثیر آن بر جسمی و روحی بشر و طبیعت او سرچشمه می گیرد. مانند خوراک، پوشاک، تعاون، ن(س۳ب۲ت ت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *