تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مهدویت، درون مایه اصلی شعر دفاع مقدس!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مهدویت، درون مایه اصلی شعر دفاع مقدس بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مهدویت، درون مایه اصلی شعر دفاع مقدس از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مهدویت، درون مایه اصلی شعر دفاع مقدس شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مهدویت، درون مایه اصلی شعر دفاع مقدس استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مهدویت، درون مایه اصلی شعر دفاع مقدس با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مهدویت، درون مایه اصلی شعر دفاع مقدس قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مهدویت، درون مایه اصلی شعر دفاع مقدس حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مهدویت، درون مایه اصلی شعر دفاع مقدس به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مهدویت، درون مایه اصلی شعر دفاع مقدس :

مقدمه

اعتقاد به ظهور منجی آخرالزمان که جهان را پر از عدل و داد می کند وعد قریب الوقوع الهی است و همه پیروان ادیان توحیدی در انـتظار مـحقق شـدن آن هستند. این منجی که از آن به عنوان آخرین ذخیره الهی نـیز یاد می شود، فقط در مکتب حق تشیع مصداق مشخص دارد. یعنی نام، کنیه، پدر، مادر، تولد و… او کاملاً معرفی شده و از پس پردهـ غـیبت بـا خواص مؤمنان ارتباط برقرار می نماید. تمامی پیشوایان مذهبی از شخص رسول الله (ص) گـرفته تا پیشوای یازدهم، تولد و ظهور او را وعده داده اند و در این میان روایات متواتری دربار او به ما رسیده اسـت. امـروزه در ایـران کمتر مؤمنی یافت می شود که کوچک ترین شک و شبهه ای درباره ظهور عدالت گستر، مـهدی صـاحب الزمان(عج)، داشـته باشد و اعتقاد به مهدویت به مثاب یک فرهنگ در بستر جامعه، همه گیر شده است. حـتی اهـل سـنت و جماعت و یهودیان کلیمی و مسیحیان آشوری و ارمنی ایران این واقعیت را پذیرفته و مهمترین امتیاز دینی بـرای پیـروان تشیع قلمداد می نمایند.

یکی از جلوه های بارز موعودگرایی که برخاسته از طلب حق و عدل و قـسط اسـت شـهادت طلبی است؛ به گونه ای که “یکی از کوتاه راه ها در عرصه پاکی و تهذیب نفس، تحصیل آمادگی بـرای شـهادت است. بدین سان که انسان خود را سرباز عاشق و فدایی امام زمان(عج) بداند و به مـقتضای آن آمـاده هـرگونه تلاش و مجاهدتی باشد”. (مصباح یزدی، ۱۳۸۸: ۵۹) زیرا ظهور او قطعی و بسیار نزدیک است و حکم فطرت بر لزوم مـقام ولایـت در هر جامعه ای براساس حفظ مصالح عالیه جامعه مبتنی است. اسلام نیز پا بـه پای فـطرت پیـش می رود؛ یعنی فردی که در تقوای دینی و حسن تدبیر و اطلاع بر اوضاع از همه مقدم است بـرای ایـن مـقام تعیین می شود. (طباطبایی،۱۳۸۹: ۸۷) پس این مقام، موهبتی الهی است و قابل غصب و واگذاری نـیز نـیست. در حدیثی از امیرالمومنین(ع) در توصیف موعود آخرالزمان آمده است:

او مانند مردم سلوک می کند، از لباسی که آنها می پوشند مـی پوشد، بـر مرکبی مثل مرکب آنان سوار می شود… زمین را به امر خدا از داد پر می کند چـنان که از سـتم پر شده است. (شالچی،۳۱۷:۱۳۸۸)

عدالت علاوه بر فـراگیر و عـمومی بـودن آن پایدار نیز خواهد بود زیرا پشتوان الهـی دارد. اگـر محور برپایی عدالت، پیشوای معصوم باشد خالی از حب و بغض و اغراض شخصی است. لذا عـدالت مـهدوی مصداق کامل تحقق وعد الهـی اسـت. در این عـدالت قـطعاً عـدالت فردی مقدمه و زمینه ساز عدالت اجتماعی اسـت. بـه عبارت دیگر هر کس منتظر ظهور منجی آخرالزمان(عج) و برپایی حکومت عدالت محور جـهانی اوسـت، بایستی صفات منتظر را داشته باشد یـعنی سعی کند خود را اصـلاح نـماید. ویکتور هوگو در این باره می گوید:

آیـنده از آنِ هیچ کس نیست که آینده از آن خداست. آنچه از ما ساخته است این است کـه بـرای آینده آماده شویم و خود را بـرای اجـرای آنـچه آینده از ما چـشم دارد مـهیا سازیم. (حکیمی،۱۳۸۲: ۲۸۴)

همچنین مـفسران مـعتقدند از آی: (لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ) (حدید: ۲۵) اسـتفاده مـی شود که پیامبران در این فکر بودند مـردم را طـوری تربیت کـنند تـا خـود قیام به قسط نـمایند و عدل را برپا دارند.

خورشید تابناک مهدوی در هر آینه ای که منعکس شود هم چنان درخشنده و نورانی جـلوه مـی کند. ادبیات شیعه تنها جنبه ذوقی و تـوصیفی و حـماسی نـدارد کـه در مـقام تحریک، تهییج، تـفریح و تـفنن به کار گرفته شود بلکه ادبی است دارای پیامی بزرگ و روشن گر و بیدارکننده. ادبی است که عـلاوه بـر هـمه مزایا، مسئله عظیم امامت را که خلاصه و عـصاره اسـلام نـاب اسـت بـا ظـرافت ویژه تبیین می کند. (شیخ الرئیس کرمانی،۱۳۸۸: ۲۱) این مسئله در فرهنگ انتظار، تبلور خاصی یافته است. به خصوص حکومت جمهوری اسلامی بر پایه حکومت ولی فقیه برای نخستین بار بود کـه در عصر غیبت برپا می شد و باعث شد فرهنگ انتظار در جامعه و به تبع آن در شعر مقاومت با جدیت دنبال شود. امام خمینی(ره) در پیام سال ۱۳۶۲ خود به کنگره عظیم و جهانی حج گفته است:

بـه جـهانیان بگویید در راه حق و اقامه عدل الهی و کوتاه کردن دست مشرکان زمان باید سر از پا نشناخت… چه بتی بدتر و خطرناک تر از طاغوت های در طول تاریخ از زمان آدم صفی الله تا ابراهیم خلیل الله تا محمد حبیب الله تـا آخـرالزمان که بت شکن آخر از کعبه ندای توحید سردهد. (گروه مؤلفان، ۱۳۶۶: ۲۳)

آیت الله خامنه ای در زمان ریاست جمهوری شان و ایام حیات امام خمینی(ره) در باره پیامدهای اندیشه امام(ره) گـفته اند:

نـگاهی به روزهای تاریخ ساز دوران اخیر نـشان مـی دهد که کلام امام چه آتشی در سینه آرزومندان و طالبان حق و قسط و آزادی برمی افروخت و دژخیمان طاغوت در برابر آن چه می کردند. (همو: ۲۰)

مهدویت در شعر مقاومت

مضمون سازی با موضوع مـهدویت در شـعر فارسی سابقه چند قـرنی دارد ولی بـا پیروزی انقلاب اسلامی شکل تازه ای به خود گرفت. نایب امام دانستن رهبر فقید انقلاب از سوی مردم، غلبه نظام نوپا بر مشکلاتی که جهان استکبار برایش پیش می آورد و امدادهای غیبی در صـفحات نـبرد با دشمنان داخلی و خارجی از یک سو دست یاری امام عصر(عج) را بر همه ملت ملموس می ساخت و از دیگر سو ظهورش را محقق الوقوع جلوه می داد؛ لذا شاعران مقاومت، صفات، شخصیت و نشانه های موعود را دستمایه ساخت صـور خـیال شعری و مـضامین شاعرانه نمودند. وجه ممیزه ادبیات پایداری از سایر مقوله های ادبی است، در پیام و مضمون آن نهفته است. بدین معنا کـه آثاری از این دست اغلب آیینه دردها و مظلومیت های مردمی هستند که قـربانی نـظام های اسـتبدادی شده اند. این آثار ضمن القای امید به آینده و نوید دادن پیروزی موعود، دعوت به مبارزه و ایستادگی در برابر ظـلم و سـتم، ستایش آزادی و آزادگی، ارج نهادن به سرزمین مألوف و شهیدان و جان باختگان وطن را در بطن خود دارند. شـاخصه اصـلی مـحتوایی ادبیات مقاومت القای امید به آینده و پیروزی موعود الهی است. همین است که پایداری در بـرابر ستم را میسر می سازد. در این نوشتار به برخی از ابعاد فرهنگ مهدویت در شعر مقاومت ایـران پرداخته می شود:

۱. اعتقاد بـه ظـهور مهدی(عج)

انتظار ظهور و منتظر دمیدن صبح عدالت بودن در حقیقت منتظر تحقق وعده الهی بودن است که:

(وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ). (انبیاء: ۱۰۵)

پیشوایان دیـنی ما برای فرج و طلوع سپیده عدالت مهدوی دعا می کردند. از جمله حضرت امام رضا(ع) در انتظار ظهور منجی و برپایی عدالت جهانی او می فرمود:

خداوندا زره گسست ناپذیرت را بر اندامش بپوشان و فرشتگانت را پیرامون او گردآور. خداوندا او را بـه بـهترین آرزوهایی برسان که پیروان پیامبرانت را که برپا دارندگان عدالت جهانی بودند بدان ها رساندی. پروردگارا شکستگی ها را به دست او پیوسته دار و شکاف ها را به وسیله او به هم آر. (صدوق،۱۴۰۴: ۷۴)

شاعران مقاومت، جهان در عصر غیبت را بـه شـبی دیرپای همانند کرده گفته اند اعتقاد به ظهور برای مردم به یک فرهنگ مبدل شده آنان منتظر ظهور تحقق وعده الهی هستند:

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند

سـال ها هـجری و شمسی همه بی خورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند

چشم های نگران آینه تردیدند

(امین پور،۱۳۸۸: ۷۰)

اَحَد دِه بزرگی در توصیف انتظار ظهور رزمندگان اسلام چنین سروده است:

به یاد مهدی زهرا سراپا

سـر سـجاده، شـوق و شور بودی

(ده بزرگی،۱۳۸۷: ۵۲)

سلمان هـراتی در هـمین مـوضوع، ظهور را به منزله طلوع خورشیدی می داند که شب ستم را ستاره باران می نماید.

تو آفتاب بلندی ز عشق سرشاری

تو در حوالی این شب سـتاره مـی ریزی

(هـراتی،۱۵۹:۱۳۸۰)

رضا علی اکبری با ترنم دلنشین «ای لشکر صـاحب زمـان آماده باش آماده باش» که در سرتاسر جبهه و پشت جبهه طنین انداز بود تصویرسازی کرده است:

تریبون ها پر از احساس، رفتن را هجی کردند

بیا «ای لشکر صاحب زمان آماده باش..» اکنون

تمام شهرها را آوازهای آتشین برداشت

وطن یا دین؟ برای هر دو باید تیغ کین برداشت

(میعاد دوازدهم، ۱۳۸۲: ۱۴۴)

علی موسوی گرمارودی در شعری بـا عنوان «تو باز آ» عصر غیبت را شب سیاهی تصویر می کند که خورشید آن در پشت ابر غم بار پوشیده شده است:

الا ای آفـتاب آشـنایی

چنین در پشت ابر غم چه پایی

(گرمارودی، ۲۷۳:۱۳۸۶)

هراتی پا را فراتر نهاده، ظـهور را بـرتر از طلوع هزار خورشید آسمانی تعبیر می کند:

ای شوکت طلوع هزار آفتاب / تو شیونی/ بلندتر از/ فراز هزار کـهکشان بـه زمـین /(هراتی، ۳۱۰:۱۳۸۰)

جمشید عباسی، پیشانی بندهایی را که نام مقدس حضرت مهدی(عج) بر خود داشـت رمـز انـتظار ظهور برای رزمندگان دانسته است:

بی چشم و چراغ/ مگر می شود/ تا حلبچه رفت/ حتی/ بـی پیشانی بند «یـا مـهدی»/ من بارها با خویش جنگیده ام. (محمدی پور،۱۳۸۶: ۶۳)

شاعر دیگری با بهره گیری از آرایه ایهام، روز ظهور را روز آفـتابی و تـاریخ آن را مثل روز، روشن می پندارد:

ای روز آمدن! / ای مثل روز، آمدنت روشن! / این روزها که می گذرد، هر روز/ در انـتظار آمـدنت هـستم / اما/ با من بگو که آیا، من نیز/ در روزگار آمدنت هستم؟ (امین پور، ۲۴۰:۱۳۸۸)

روز ظهور را سلمان هـراتی بـا اشاره به چهره خورشید مانند وی روز نور خالص می داند:

تمام خانه پر از نور ناب خـواهد شـد

اگـر به صبحدم ای آفتاب برخیزی

(هراتی، ۱۳۸۰: ۱۶۰)

ظهور خورشیدگونه موعود، وعده خداست و ناچار محقق خواهد شـد. قـیصر امین پور از آن روز به روز ناگزیر تعبیر می کند. همان روزی که عدالت فراگیرش موجب خـواهد شـد تـمام کسانی که قامت شان زیر جور ایام، خمیده؛ قامت راست کنند و خورشید وجودش را ببینند:

آن روز ناگزیر کـه مـی آید/ روزی کـه عابران خمیده/ یک لحظه وقت داشته باشند/ تا سر بلند باشند / و آفـتاب را/ در آسـمان ببینند (امین پور،۱۳۸۸: ۲۳۵)

ظهور بسیار نزدیک است و هراتی به گونه ای از آن سخن می گوید گویی این آفتاب را بر پهـنه آسـمان می بیند. به نظر او چنان این خورشید فاش است که توان انکارش بـر کـسی نیست و هیچ کس را یارای آن نه که به مـقابله آن بـایستد. وی در شـعری با عنوان «بر قله های انتظار» چنین سـروده اسـت:

و ما که آفتاب را بر بلندای خاک می بینیم

چگونه می توان به انکار عشق بـرخاست

و یـاس ها را از عطرافشانی باز داشت

مگر مـی شود بـه چشمه، فـرمان تـوقف داد؟!

(هـراتی، ۱۳۸۰: ۳۳)

او در شعر دیگری این گونه گفته است:

مـثل درخـت و سنگ/ در رهگذار باد/ در انتظار آمدنت/ ایستاده ایم/ فردا به شهر نور می آیی/ از راهـ روسـتا / از راه آفتاب (همو: ۳۳۸)

وی در شعر «محض رضای عـشق» موعود آسمانی را تنها آفـتابی مـی داند که می تواند با ظهورش جـهان را مـنور نماید. به نظر او دراین غربت سرا، گریه با یاد او آرامش بخش درون است.

تاریک کـوچه های مـرا آفتاب کن

با داغ های تـازه دلم را مـجاب کـن

ابری غریب در دل مـن رخـنه کرده است

بر مـن بـتاب و چشم مرا غرق آب کن

(همو: ۳۱۰)

۲. اعتقاد به انتظار برای مهدی(عج)

حضرت مهدی(عج) آخرین ذخـیره الهـی است که به امر پروردگار در پرده غـیبت بـر سر مـی برد لذا هـمه شـیعیان و عاشقان آن حضرت در انتظار فـرج ایشان به سر می برند. رزمندگان اسلام هم از جمله عاشقانی بودند که تنها آرزوی شان این بـود کـه در آخرین لحظات از زندگی خود برای یـکبار هـم کـه شـده جـمال حضرت مهدی(عج) را بـبینند. در اشـعار دفاع مقدس به وفور می بینیم که رزمندگان، حضرت مهدی(عج) را به جان مادرشان و به خون شهدا سـوگند مـی دهند کـه از پرده غیبت در آیند و جهان را از این همه ظلم و تـباهی نـجات دهـند و حـکومت عـدل الهـی را در جهان بنیان گذاری کنند و چه بسیار رزمندگانی که به آرزوی خود دست یافتند و مورد عنایت آقا امام زمان(عج) قرار گرفتند و به خیل شهیدان پیوستند. امیر عاملی با تکیه بـر این واقعیت که تحمل همه سختی ها در انتظار فرج آسان است چنین سروده:

دریای درد را خس و خاریم و مانده ایم

با این دل شکسته اگر خوب یا بدیم

از کاروان رفته غباریم و مانده ایم

در انتظار قائم آل مـحمدیم

(هـفتمین فصل غزل،۱۳۷۷: ۹۷)

آیت باقری نیز در همین مضمون سروده است:

تا رفع فتنه و ستم از صفحه زمین

تا اهتزاز پرچم توحید در جهان

(باقری،۱۳۸۴: ۲۸)

محمد زمان گلدسته با لحنی ملتمسانه از امام درخـواست تـعجیل در فرج کرده؛ گویی شهادت ها و انتظارها همانند بغضی گلوگیر او شده:

آقا! بیا به جان خودت دیر می شود!

دل گشت بی قرار تو یا صاحب الزمان

این بـغض های کـهنه گلوگیر می شود

هستم در انتظار تـو یـا صاحب الزمان

(روایت مجنون،۱۳۸۳: ۱۵۴)

نعمت الله شمسی پور با تلمیح به گمشده کنعان و هجرانی که یعقوب کشید بازگشت یوسف زهرا را از حق درخواست می کند:

افسوس شقایق دهنی نـیست در ایـن باغ

ماییم و پریشانی و پیـراهن انـدوه

تا شرح دهد داغ شکیبایی ما را

یا رب برسان یوسف زهرایی ما را

(سفرنامه آسمان،۱۳۷۷: ۱۰۸)

مسلم فدایی ارواح طیبه شهیدان را که به آسمان و درگاه حق تعالی پریدند به کبوتران نامه رسانی تشبیه کرده کـه مـلتَمس مردم که چیزی جز انتظار امام عصر(عج) نیست را از خداوند درخواست کردند:

بر حالپرسی از هر کجا که می آیی

بـیار دامـنی از لاله های صـحرایی

که سال هاست تو را از کبوتران سپید

در آستانه یک فرصت تماشایی

به گریه می پرسم پی که پاسخی بدهند

و باز می پرسم تا با تمام شیدایی

به بال زخمی شان هر چه نامه مـی بندم

نگفته ای است مکرر: «چرا نمی آیی!»

(شقایق های اروند،۱۳۷۵: ۲۰۶)

علی اکبر خالقی(موحد) شب بـیداری های رزمـندگان و رزمـ جانانه شان در دل شب را با شب صفتان تیره دل در نظر آورده به انتظار فرج نشسته است:

ورد لب خود ساخته ام نام تو را

چشمم کشد انتظار یک گام تو را

با درد فـراق، هـمره شب شده ام

باید ز سحر شنید پیغام تـو را

(صـفی زاده،۱۳۷۲: ۹۲)

وی در جای دیگری قریب به همین مضمون را گفته است:

به آتش می کشم از شوق امشب پیکر خود را

که تا ریزم به پایت صبحدم خاکستر خود را

بـرای روز موعودی که تو از راه می آیی

غزل پر کـرده ام من صفحه های دفتر خـود را

(خـط سبز، یادگار سرخ، ۹۳)

تقی پورمتقی از خود امام عصر(عج) خواسته است کاری بکند گویا از دعا و انتظار در حال ناامید شدن است:

زلف مجموع نگار ار به کف آید، گیرم

مشک تر از شـکن زلف پریشانی باز

صبح امیدی و در پرده غیبت ماندی

سر برآر از پس این غیبت طولانی باز

(هشت فصل عشق، ۵۰)

محسن حسن زاده لیله کوهی، انتظار ظهور آقا را انتظار بهار دین و زنده شدن مجدد اسلام و انقلاب می داند:

بیا وگرنه در ایـن انـتظار خواهم مرد

اگر که بی تو بیاید بهار، خواهم مرد

خبر رسید که تو با بهار می آیی

در انتظار تو من تا بهار خواهم مرد

(صفی زاده،۱۳۷۲: ۷۹)

عبدالرضا شهبازی وقتی که می بیند سـرداران و فـرماندهان بزرگی مثل شهید کریمی و ابراهیم همت هم شهید شدند و در گره کور جنگ، گشایش و فرجی حاصل نگردید می گوید:

مولای من!/ دیر است/ بیا/ تا «محمد» و/ «حاج همت » از یادها نرفته اند (قـزوه،۱۳۸۹: ۱۷۱)

نـادر بختیاری سختی های عرصه نبرد با دشمنان بعثی و تحریم های اقتصادی مستکبران را با دشواری های صدر اسلام مقایسه کرده در راه انتظار مهدی(عج) تحمل همه را آسان می داند:

شعب ابی طالب است لیک خدا هست

جـوش نـبی ثاقب اسـت لیک خدا هست

غصه بـر مـا غـالب است لیک خدا هست

منجی ما غایب است لیک خدا هست

(خط سبز، یادگار سرخ،۱۳۷۵: ۴۱)

مریم سقلاطونی با استفاده از تشابه اسـمی مـیدان انـقلاب و خیابان ولی عصر(عج) و بیمارستان بقیه الله که خاص مجروحان جـنگی بـود با لحنی اعتراض آمیز به اوضاع نابسامان جامعه گفته است:

مردی ظهور نکرده است/ که انقلاب را جهانی کند / و در ولی عصر/ انـتظارهای کـشنده را زیـر بگیرد/ در «بقیه الله» هر روز/ چشم های بزرگی/ زیر تیغ ها، استحاله می شوند (مـیعاد دوازدهم،۱۳۸۲: ۱۰۱)

اسماعیل سکاک مطمئن است این مجاهدت ها بی ثمر نیست و حاصل خون های پاکی که سرتاسر جبهه ها را لاله گون کرده طـلوع صـبح نـور و طلیعه ظهور امام غایب خواهد بود:

کاشکی! طغیان غم ها می شکست

صخره ها در پیش دریا می شکست

قـلب شـیعه شاد می شد تا ابد

آن زمین آباد می شد تا ابد

یک نفر مـی آمد از آفـاق نـور

شهرها پر می شد از نور ظهور

(همان: ۷۰)

آی خون شهید! شاهد باش

روزگار ظهور مـی آید

ای شـده رو سپید، شاهد باش

مردی از نسل نور می آید

(هفت فصل عشق،۱۳۷۴: ۷۶)

انتظار موعود وعده خـداست و آنـچه وعـده حق تعالی باشد منطبق بر حکمت بالغه اوست. انتظار در اعتقاد شیعیان اثنی عشری مصداق روشـن عـبادت است. به همین جهت شاعران معاصر نیز با او نجوا، درد دل و حتی عشق بازی می کنند. چـون مـی دانند او کـیست. فقط نمی دانند کجاست. حضور حاضر غایب دارد؛ همه جا هست ولی کسی او را نمی بیند؛ لذا درانتظار دیدار و ظـهورش لحـظه شماری می کنند.

آن امام حی غایب مهدی آل علی

کافرینش را نظر بر چهر آن مه منظرست

لختی اکنون رو بگردانم سخن را سوی او

آن که داغ هجر او در دل چو زخم خنجرست

روح این مجلس تویی و هر که در این محفل است

عاشق آن درگه است و چاکر آن محضرست

مقصد و مقصود اصلی از مفید و مستفید

چون نکو بینی تویی گیرم مخاطب دیگرست

شاهد ایاک اعنی واسمعی یا جاره هم

شور گرمارودی و این شعر او در دفترست

(موسوی گرمارودی،۱۳۸۶: ۲۱۱)

سلمان هراتی جهان را بدون مـوعود هـمچون شـب، تیره و تار می بیند و از به درازا کشیده شدن شب انتظار به فریاد آمده است:

آه ای پیشوای اقیانوس های شـورش/ شـب نشینی دنیا به طول انجامید/ طوفان را رها کن / و اسب آشوب را/ افسار بگسل (هـراتی،۱۳۸۰: ۳۴)

وی در شـعر «غـنچه نرگس» که امام عصر(عج) را پیشوای کاروان عشق لقب داده است گفته است هرچند ما و آن امام هـمام از ایـن انـتظار خسته ایم و به آن معترض ولی ظهور، وعده خداست و اذنش با او. پس در انتظار صدور فرمان حـق مـی مانیم.

پیشوای کاروان عشق!/ کاروان حماسه می سراید این چنین:

انتظار سهم ماست / اعتراض نیز/ منجیا! یقین تـو نـیز منتظر/ چشم بر اشاره خدا نشسته ای (همو: ۱۲۱)

زندگی در انتظار از نظر امین پور، شـاعر مـقاومت، دشوار است. او در شعر «روز مبادا» معتقد است هـمان روز، روز ظـهور مـوعود است و تا او نیاید بایدهای ما نباید اسـت و نـبایدهای ما باید:

وقتی تو نیستی/ نه هست های ما/ چونان که بایدند/ نه نـبایدها… هـر روز بی تو/ روز مباداست! (امین پور،۱۳۸۸: ۲۵۲)

هم او در شـعر «پیـشواز» که بـه مـناسبت نـیمه شعبان سروده و آن روز بزرگ در ماه اردیبهشت واقـع شـده بوده با ایهامی زیبا به معانی کلمه اسفند گفته است:

چه اسـفندها….آهـ / چه اسفندها دود کردیم!/ برای تو ای روز اردیـبهشتی/ که گفتند این روزهـا مـی رسی/ از همین راه! (همو: ۲۸۷)

سلمان هراتی در شـعری بـا عنوان «آرزو» بزرگ ترین آرزوی خویش را برآمدن انتظار و درک ظهور می داند:

کاش می شد که پریشان تو باشم

یا نباشم یا که از آن تو باشم

تو چنان ابر طربناک بباری

من همه تشنه باران تو باشم

در افق های تماشای نگاهت

سبزی باغ و بهاران تو باشم

یا درآیی و گلی را بگزینی

من همان غنچه خندان تو باشم

چون که فردا شد وخورشید کدر شد

من هم از جمله شهیدان تو باشم

تا نفس هست و قفس هست الهی

منِ شوریده غزلخوان تو باشم

(هـراتی،۱۳۸۰: ۱۵۶)

در شـعر بالا شاعر با برشمردن نـشانه های قـیامت از جـمله سیاه شدن خـورشید مـعتقد است هرکس متعلق بـه مـوعود آخرالزمان شد و در راه او شهید گشت در قیامت هم رستگار خواهد بود. وی در شعر دیگری که با عـنوان «بـر قله های انتظار» سروده است ضمن ایـن که انـتظار را مقامی رفـیع و هـمچون قـله کوه بلند می داند پایـانش را بسیار نزدیک قلمداد کرده به گونه ای که پس همین شب تیره پرستم ظهور موعود خواهد بـود:

هـمیشه فکر می کنم/ این آخرین شبی اسـت کـه از کـوچه مـی گذرد/ بـاغ ها از پاییز برمی گردند / و درخـتان در انـتظار بارش آخرین/ سرخوش می ایستند/ برآخرین قله های انتظار ایستاده ایم/ و زمین را/ که در باتلاق تقلب بازیگوشی می کند/ تشر مـی زنیم (هـمو: ۳۲)

قـیصر امین پور نیز خود را منتظر موعودی می داند کـه بـا ظـهورش تـمام تـیرگی ها، سـیاهی ها و پلشتی های جامعه برطرف می شود و جهان آیینه زاری روشن و پرنور خواهد شد:

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید

آن که در دستش کلید شهر پرآیینه دارد

(امین پور،۱۳۸۸: ۴۰۹)

سلمان هراتی یاران و منتظران موعود را سـاقه های سبز و خود وی را غنچه ای ناشکفته تعبیر کرده است که راز سر به مهر ماندنش را فقط خدا می داند. لذا تصریح می کند دنیا به سان کویری تشنه عدالت است:

ای غنچه، شکوفا شو و عطر عدل را درآن بـپراکن/ بـاور گلی به ذهن ساقه های سبز/ لیک خود چو غنچه ای صبور/ بسته مانده ای/ رسم غنچه نیست بسته ماندن / غنچه های نرگس این زمان به ناز باز می شوند/ ما ظهور عطر را ز غـنچه تـا به گل شدن / انتظار می کشیم/ خاک تشنه است و ما از این کویر/ خنجری به سمت جویبار می کشیم (هراتی، ۱۳۸۰: ۱۲۰)

وی در جای دیگری پس از توصیف اوضاع جبهه های نـبرد حـق علیه باطل، برانتظار رزمندگان بـرای ظـهور صحه می گذارد و می گوید گویی این جا همه عاشق اند، عاشق او و فرهادوار تیشه بر بیستون مشکلات می کوبند؛ محدودیت ها را برمی دارند و موانع را برطرف می سازند تا او بیاید:

اینان که در پای بـیستون بـه صف ایستاده اند/ راهیان عـشقند/ و مـنتظرند کسی بیاید و تیشه ها را تقسیم کند /تیشه ابزار سعی عاشقانی است/ که سینه به سینه کوه می روند/ و کار تخریب حصار را/ تجربه می کنند/ اینان مهیای ظهور بت شکنند (همو:۸۲)

اشعار دفاع مقدس تـنها مـربوط به جبهه های جنگ ایران نمی شود بلکه شامل همه جبهه های حق علیه باطل است به عنوان مثال شاعر با توجه به کشتار وحشیانه مردم مسلمان بوسنی و هرزه گوین توسط صرب ها خطاب بـه هـمه محرومان و سـتمدیدگان می گوید: منتظر باشند و آه سرد و خاموش شان را به آتشی عالم افروز تبدیل کنند تا شعله عشق عدل آفرین و خودکامه سوز در درونشان شـعله ور گردد و با قیام حضرت مهدی(عج) ستمکاران و خونریزان عصر را پاسخی دندان شکن بـدهند. حـمید سـبزواری چنین سروده:

ای سیه روزان و محرومان خاک

ای ستمکاران و خونریزان عصر

آنک آنک مهدی آنک رستخیز

پاسخ هر تیغتان صـد تـیغ تیز

(این شرح بی نهایت،۱۳۷۱: ۸۹)

۳. عشق به مهدی(عج)

موعودی که محقق کننده وعده الهی اسـت و اراده حـق تـعالی را اجرا می کند. کما قال عز من قائل:

(وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنـَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ) (قصص: ۵).

انسان کامل و خلیفه پرورگار روی زمین است. او جامع جمال و کـمال است و هر انسان آزادهـ ای شـیفته اوست. هرکس از عشق سخن بگوید معشوقش اوست:

ز عشق هر که سراید تویی، تمام تویی

تو روح مهدی و معنای عشق تام تویی

مقام هستی عشقم حضور دائم توست

چنان توأم که ندانم زما کدام تویی

سخن ز جذبه مهر تو نگسلد از هم

مدار باطن ومعیار انسجام تویی

کدام جمله تورا شرح می تواند کرد

تو خود کتاب خودی بهترین کلام تویی

(موسوی گرمارودی،۱۳۸۶: ۲۴۱)

شاعر مقاومت، سلمان هراتی بلا، سختی و زخم عشق امام مهدی(عج) را به جـان می خرد و آن را لطف معشوق می شمارد:

ای عشق ای تبلور آن آرزوی سبز

برخیز و چون سکوت دلم را خطاب کن

ای تیغ سرخ زخم کجا می روی چنین

محض رضای عشق مرا انتخاب کن

ای عشق زیر تیغ تو مـا سـر نهاده ایم

لطفی اگر نمی کنی اینک عتاب کن

(هراتی،۱۳۸۰: ۳۱۱)

گرچه وعده ظهور طبق آموزه های اسلامی بامداد جمعه است و مشتاقان او هر جمعه در انتظارش هستند ولی قیصر امین پور معتقد است عاشق مهدویت بـرای دیـدار آرام و قرار ندارد و برای او هر روز، روز جمعه است چون به جز معشوق به کسی نمی اندیشد:

بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یـادم آمـد

عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

در هوای عاشقان پر می کشد با بی قراری

آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

(امین پور،۱۳۸۸: ۴۰۹)

وی در غزل زیبایی با عنوان «مهمانی» عاشق کسی است که قرار است به مهمانی ایـن جـهان بـیاید. وی ایشان را آغاز هر اوج و هر پرواز و خـاتمه هـر عـشق معرفی می نماید و معتقد است با ظهورش شادمانی و آرامش همیشگی به نهاد ناآرام جهان باز می گردد و کشتی پرتلاطم عشق لنگر می نهد:

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *