توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش امام سجاد (ع) در تحریف زدایی از سیره نبوی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نقش امام سجاد (ع) در تحریف زدایی از سیره نبوی با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نقش امام سجاد (ع) در تحریف زدایی از سیره نبوی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش امام سجاد (ع) در تحریف زدایی از سیره نبوی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش امام سجاد (ع) در تحریف زدایی از سیره نبوی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقش امام سجاد (ع) در تحریف زدایی از سیره نبوی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش امام سجاد (ع) در تحریف زدایی از سیره نبوی :
مقدمه
علاقه مردم به تعالیم دینی و سیره نبوی باعث شد که از همان ابـتدای عـصر خـلافت، سیره رسول خدا(ص) بیشتر به طور شفاهی روایـت شـود. احساسات و نیازهای متفاوت، آرا و گرایش های متنوعی را در نقل سیره به وجود آورد که هر یک بر اساس احساس و نیاز خود، سیره رسـول خـدا(ص) را روایـت می کرد. این گونه روایت ها احتمال فزونی و کاستی و تغییر را افزایش مـی داد. سخن منسوب به حضرت فاطمه(س) در خطبه خود، احتمال بروز چنین خطری را به طور جدی نشان می دهد. ایشان عـملکرد صـحابیان را نـاهماهنگ با انگیزه بعثت و اهداف رسول خدا(ص) وصف کردند. امام علی(ع) نـیز از هـمان روزهای نخست و سپس دیگر امامان (ع) با توجه وضع پیش آمده، اخباری از آن حضرت نقل کردند و در برابر رویـکرد تـحریفی مـوضع گرفتند و خطرات آن را نشان دادند.
اما مهم اینکه در گذر زمان، نگاشته هایی از اخبار سـیره نـبوی شـکل می یافت؛ ولی زمانی که مغازی نگاری شکل رسمی و تخصصی به خود گرفت، هم خطر تحریف و هـم واکـنش بـه آن برجسته تر شد. واقدی نگارش سیره را به عُرْوَه بن زُبَیر (م۹۴ قمری) و سُهیلی به ابن شـِهاب زُهـْری (م۱۲۴ قمری) نسبت داده است (ابن کثیر، ۱۴۰۸: ۹/۱۱۹؛ طبری، ۱۳۷۸: ۱۱/۶۵۴). واقدی همچنین، از هر دو سیره نگار به عنوان سـرآمدان دانـش مـغازی یاد کرده و گیپ (جعفریان، ۱۳۷۶: ۵۰ ) مغازی زُهْری را پایه مغازی نگاشته های بعدی دانسته است. از این رو، عصر امـام سـجاد(ع) مصادف با نگارش نخستین سیره های تخصصی از سوی کسانی بود که احساساتی مغایر بـا احـساسات خـاندان رسول خدا (ص) داشتند و به نوعی، در شمار وابستگان به دربار اموی یاد می شدند.
در فضای نگارش سـیره های تـخصصی و رسمی، امام(ع) توجه به سیره نبوی را از ضرورت های فرهنگی عصر خویش شمردند. ایـشان بـا اهـتمام به نقد دیدگاه های مخالفانِ تفکر امامت، به دفاع از خاندان خویش پرداختند و واقعیت های تاریخی عصر رسـول خـدا(ص) را آشـکار کردند. انتساب خبری به آن حضرت، این اهتمام را برجسته کرده است؛ بـه گـفته واقدی، امام (ع) فرمودند: «کُنّا نُعَلِّم مَغَازِی النَّبِی (ص) وَ سَرایاه کمَا نُعَلِّمُ سُورَهً مِن قُرآن» (خطیب بغدادی، ۱۴۰۳: ۲/۱۹۵؛ ابـن کـثیر، ۱۴۰۸: ۳/۲۹۷؛ سیوطی، ۱۴۲۴: ۳۰۶؛ صالحی، ۱۴۱۴: ۴/۱۰ ). خطیب بغدادی نخستین کسی است که این خبر را از واقدی نـقل کـرده است و صالحی شامی و به احتمال، ابن کـثیر و سـیوطی نـیز آن را از خطیب گرفته اند. سکوت منابع روایی و تاریخی شـیعی تـا عصر حاضر، نقل چنین خبری را با تردید جدی روبه رو می کند؛ به ویژه کـه راویـان آن فرزندان امام علی (ع) هستند. ایـن خـبر پس از انقلاب اسـلامی ایـران و هـم زمان با رونق گرفتن پژوهش های تاریخی، بـه تـحققیقات شیعی جدید راه یافت و نخستین بار رسول جعفریان (جعفریان، : ) آن را از منابع پیش گفته نـقل کـرد؛ پس از آن، در آثار کسانی مانند احمدی میانجی و سـپس، مرتضی عاملی راه یافت (احـمدی مـیانجی، : /؛ عاملی، : /). در هر صورت، بر پایـه ایـن خبر، از تعلیم سیره نبوی به منزله تعلیم قرآن یاد شده که بیانگر جایگاه آن نـزد امـام سجاد(ع) و اهتمام آن حضرت به بـیان و انـتقال سـیره صحیح به نـسل های پسـینی است. از این رو، امام(ع) بـا وجـود این اهتمام و داشتن کتابی (نجاشی، ۱۴۱۶: ۱۵۷) که به گفته بَرید عِجلی، امام باقر(ع) به آن اسـتناد کـرده است (عیاشی، بی تا: ۲/۱۲۴)، هرگز در ردیف سـیره گویان یـا سیره نویسیان اصـطلاحی قـرار نـگرفتند و برای خود، فقط رسـالت اصلاح گری و تحریف زدایی در سیره قایل بودند.
تفسیر دارَمی از فرمان خلیفه دوم، ضرورت اهتمام به تحریف زدایی را نزد امـام(ع) تـوجیه پذیرتر و با محتوای روایات نقل شده از امـام(ع) هـم نـواتر کـرده اسـت؛ زیرا خلیفه فـرمان داد: «نـقل روایت از رسول خدا(ص) را جز در مواردی که به آن عمل می شود، کاستی دهید» و دارَمی با معنا کردن واژهـ حـدیث، مـنع روایت را شامل احکام شرعی ندانسته است (دارمـی، ۱۳۴۹: ۱/۸۵). بـا پذیـرش ایـن سـخن، خـلیفه می بایست اخباری مانند اخبار تاریخی عصر رسول خدا(ص) را منع کرده باشد. اخباری که می توانست سبب تفکیک دشمنان حضرت از دوستان، ترسیم عملکرد قریش و تمایز حامیان و رزم آوران پا به رکـاب از نبردگریزان و نفاق ورزان شود. کمرنگ شدن چنین تحریمی از سوی خلیفه اموی، گشودن فضای نگارش رسمی سیره، درخواست نگارشی همسو با جریان حاکم و از سویی جذب سیره نویسان به دربار اموی، نقطه عطفی در روزگـار امـام سجاد(ع) به وجود آورد و بر اهمیت رسالت تاریخی امام سجاد(ع) در ابهام و تحریف زدایی افزود. این ادعا نکته ای بی پیشینه است که در تحقیقات جدید، کمتر به آن توجه شده یا دور از ذهن قرار گرفته و بـا وجـود نگاشته های تخصصی درباره امام سجاد(ع)، همچنان تحریف زدایی آن حضرت را از سیره نبوی درخور پژوهش کرده است.
دورنما و حجم اخبار حضرت در تبیین سیره نبوی نیز ایـن واقـعیت را نشان می دهد؛ زیرا مجموع اخـبار نـقل شده از حضرت، از جریانی فعال برای تحریف گزاره های تاریخی به سود برخی احساسات مخالف خاندان رسول خدا(ص) نشان دارد. از آنجایی که اساسی ترین هدف جریان اموی، مـقابله بـا جریان علوی و طالبی بـه رهـبری امام علی(ع) بود، بیشترین تحریف ها و جعل اخبار متوجه آن حضرت و خاندان ایشان می شد. بر همین اساس نیز، بیشترین حجم اخبار پابرجا از امام سجاد(ع) در باره آن امام علی(ع) و نقش ایشان در سیره نبوی اسـت. تـطبیق این اخبار با فضای جعل و تحریف عصر اموی و زبیری، ادعای پیش گفته را پذیرفتنی تر نشان می دهد. این اخبار بر اساس سیر زمانی چینش و در دو محور اصلی مطالعه شده است: یکی تبیین شـخصیت رسـول خدا(ص) و دیـگری دفاع از حقوق خاندانی. در مطالعه این اخبار، به مسائلی مانند خاستگاه تحریف ها و ابهام ها، تحریف گران، حجم اخبار امام سـجاد(ع) از سیره نبوی، نوع رویکرد امام (ع) به سیره، اهداف امام(ع) از نقل سـیره و شـیوه آن حـضرت در تردید زدایی توجه شده است.
شکنجه در سیره رسول خدا(ص)
بنابر خبری از امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) که در ادامـه مـی آید، گاهی حوادث سیاسی فرهنگی باعث افزوده های بر اخبار تاریخی شده است تا حـاکمان تـوان مـقابله با مخالفان و اعمال سیاست های بازدارنده را داشته باشند؛ نمونه ای از این افزوده ها، واکنش رسول خدا(ص) به عـملکرد عُرَینیان است. هشت تن از آنان در مدینه اسلام آوردند و به علت ناسازگاری آب و هوای مـدینه و بیماری شان، به فرمان رسـول خـدا(ص) به منطقه ذی جَدْر، در نزدیکی قُبا، رفتند و عهده دار گله شتران رسول خدا(ص) شدند. آنان در سال ششم هجری، پس از استفاده از شیر شتران و بهبودی بیماری، شتران را غارت کردند و دست و پای یسار، خدمتکار رسول خدا (ص) را بریدند و خـار در چشم و زبان وی فرو کردند، تا جان داد. غارتگران تعقیب شدند و سرانجام با فرماندهی کُرز بن جابر فِهری، به اسارت مسلمانان درآمدند. انس بن مالک که در آن زمان پسر بچه ای بوده و شاهد ماجرا بـود گـوید: به دستور رسول خدا (ص) دست و پای اسیران را بریدند، چشمان آنان را میل کشیدند و سپس، به دارشان آویختند. به گفته ابو هُریره، آیه محاربه (مائده، ۳۳) پس از این ماجرا نازل شد و جزای محاربان و تبهکاران را کشته شـدن، بـه دار آویختن و بریدن دست ها و پاها برخلاف یکدیگر اعلام کرد (واقدی، ۱۴۰۹: ۱/ تا ؛ ابن هشام: ۱۳۸۳: ۴/۱۰۵۵). بخاری روایت انس بن مالک را این گونه تکمیل کرده است که عُرینیان پس از میل کشیدن، در بیابان رها شـدند. آنـان از شدت تشنگی، زبان به زمین می ساییدند (بخاری، ۱۴۰۱: ۷/۱۳) و پیوسته درخواست آب می کردند؛ ولی آب از آنان دریغ شد تا در حال تشنگی مُردند (بخاری، : ۱/۶۴). بنابر روایتی دیگر، اسیران از شدت تشنگی آب درخواست می کردند و رسول خـدا(ص) در پاسـخ مـی فرموندد: آتش. همچنین انس اصرار داشـته کـه حـضرت جنازه های آنان را سوزانده است (طبری، ۱۴۱۵: ۶/۲۸۱ و ۲۸۲). اما با توجه به آیه ترجیح عفو بر عقوبت (نحل، ۱۲۶ ) که در سال سوم هجری و پس از رخداد اُحـُد و از دسـت دادن حـمزه (ابن هشام، ۱۳۸۳، ج۳، ص۶۱۱) نازل شد و تاکید آن بر بـخشودگی مـجرمان و نهی از مُثله کردن آنان بود، پذیرش اجرای چنین عقوبت خشنی در سال ششم هجری، با دشواری روبه رو می شود. این دشـواری بـاعث شـده برخی اهل سنت، از آب محروم کردن کسی را که به قـتل محکوم شده است، عمل خودسرانه اصحاب رسول خدا(ص) بدانند، نه شخص آن حضرت (سندی، بی تا: ۷/۹۸؛ طبری، ۱۴۱۵: ۲۸۵).
طبری همچنین، از اخـتلاف نـظر شـدید درباره تفسیر میل کشیدن رسول خدا (ص) و ارتباط آن با نزول آیه مـحاربه بـه عنوان سرزنش عملکرد یا حکمی برای محاربان بعدی خبر داده و گفته است، برخی با نفی این عـملکرد مـعتقدند رسـول خدا(ص) تصمیم بر آن داشت که نهی نازل شد و برخی نیز، نـزول آیـه را در شـأن عُرینیان و برخی دیگر درباره اهل کتاب یا مشرکان می دانند (طبری، : ۲۷۹ تا ۲۸۴). بررسی گزارش های مـوجود نـشان مـی دهد، اهل سنت با وجود اختلاف درونی، در موضوع میل کشیدن اتفاق نظر دارند و بر روایـت انـس پای می فشارند و در مقابل، شیعه به شدت از نقل آن در منابع روایی و تفسیری و تاریخی خودداری کـرده اسـت.
شـاید علت خودداری شیعه از نقل چنین خبری، موضع گیری امام سجاد(ع) در برابر معاصرانِ هم داستان خـود بـاشد که در آن خبر، نوعی خشونت و خروج از قلمرو تعریف شده برای مجازاتِ مجرمان، در سیره رسـول خـدا(ص) تـرسیم می شد. حضرت در آن وضع ابهام و تردید، سوگند یاد کردند که رسول خدا(ص) چشمی را میل نکشیدند و جـز قـطع دست و پا عملی انجام ندادند (شافعی، ۱۴۰۳: ۴/۲۵۹) و این همان مجازات تعیین شده در قرآن اسـت. خـبر دیـگری از امام صادق(ع)، استمرار رویارویی دو جریان تحریف زا و تحریف زدا را تأیید می کند. خبری که امام صادق(ع) آن را از پدر بـزرگوار خـود، امـام باقر(ع) و از قول امام سجاد(ع) چنین نقل کرده است که رسول خدا(ص) هـرگز زبـانی را نبریدند و چشمی را کور نکردند و چیزی بر قطع دست و پا نیفزودند (واقدی، ۱۴۰۹: ۱/۵۷۰). کلینی نیز روایت کرده است کـه امـام صادق(ع) تأکید کرده آیه محاربه پس از اسارت محاربان، نه بعد از شکنجه آنان و بـرای بـیان حکم مجرمان نازل شده است و رسول خـدا(ص) بـر اسـاس آن آیه، گزینه قطع دست و پای محاربان را انتخاب کـردند (کـلینی، ۱۳۶۳: ۷/۲۴۵) و فراتر از حکم قرآن عملی انجام ندادند. کلینی در این خبر تصریح کرده است کـه بـسیاری از شیعیان این خبر را از ابان بـن عـثمان احمر نـقل کـرده اند. مـحتوا و اسناد دو خبر پیش گفته از امام صـادق(ع)، بـیانگر نقش امام سجاد(ع) در بنیان نهادن حرکت عظیم فرهنگی است که باعث شـد، بـسیاری از شیعیان آن اخبار را نقل کنند.
گویا انـگیزه چنین تحریف ها و تردیدهایی در سـیره نـبوی، فضاسازی حاکمان برای شکنجه مـخالفان بـوده و انتشار اخبار محدثانی مانند انس بن مالک آنان را یاری کرده است؛ چه ایـن اخـبار را انس نقل کرده باشد، یـا بـه وی نـسبت داده باشند. اما بـر اسـاس روایتی از امام باقر (ع) شـکنجه، نـخستین عملی بود که حاکمان آن را حلال شمردند و آن به علت انتساب دروغ انس بن مالک به رسول خـدا(ص) بـود (صدوق، ۱۳۸۵: ۲/۵۴۱).
احتمال دیگری که نباید از نـظر دور داشـت، اینکه تـعامل عـبدالملک بـن مروان با انس پس از شـکست ابن اشعث را باید عامل پدیداری نشر خبر انس دانست؛ زیرا حَجّاج پس از پیروزی بر ابن اشـعث، مـخالفان از جمله انس را به شدت تحقیر و تـوبیخ کـرد و بـه گـردن آنـان مُهر بندگی نـهاد. انـس نامه ای به عبدالملک نوشت. عبدالملک نیز در توبیخ نامه ای، از حَجّاج خواست روابط خود را با انس اصلاح کـند (دیـنوری، ۱۹۶۰: ۳۳۳). ایـن گفته امین که سفارش نامه عبدالملک دربـاره انـس، فـقط بـرای ضـدیت وی بـا امام علی(ع) بوده است (امین، بی تا: ۳/۵۰۲)، این احتمال را تأیید می کند که عبدالملک در فضای سخت گیرانه والیان بر مخالفان و پس از چنین تعاملی، با تکیه بر ضدیت انس با امام عـلی(ع)، مستند حکم شکنجه را از انس خواسته و وی نیز، شأن نزول آیه را دست کاری کرده است. شاهد آنکه یزید بن ابی حبیب (یزید بن سوید مصری م ۱۲۸) تصریح کرده است که عبدالملک بن مروان دربـاره آیـه محاربه، نامه ای به انس نوشت و او در جواب، نزول آیه را درباره تعدادی از عُرینیان دانست (طبری، ۱۴۱۵: ۶/۲۷۹ تا ۲۸۴).
تحریف زدایی از ابوطالب
امام علی(ع) با حکومت امویان و مبنای مشروعیت آنان به شدت مخالفت کرد. مـبنایی کـه بعدها، خاستگاه فقه سیاسی اهل سنت در مشروعیت بخشی به حاکمیتِ زور شد (نک: ابویعلی، ۱۴۰۸: ۲۴). بدین علت، امویان مبارزه با وی را در دستور کار خود قرار دادند و در نـتیجه، ابـوطالب به کفر متهم شد. در ایـن مـیان، سابقه چنین اتهامی در عصر امام علی(ع) نیز درخور مطالعه است؛ اما اخباری از سوی ابن شهاب زُهْری و استادش، سعید بن مُسَیِّب، درباره کفر ابوطالب انـتشار یـافت. زُهْری آخرین سخن ابـوطالب را بـه هنگام مرگ، اقرار به شرک دانسته (ابن سعد،۱۴۱۰: ۱/۹۸) و مدعی نقل روایتی از امام سجاد (ع) شده است که جعفر و علی از پدر خود، ابوطالب، ارث نبرده اند؛ ولی طالب و عقیل از وی ارث برده اند و این بدان علت بود که مـسلمان و کـافر از یکدیگر ارث نمی برند (ابن سعد، ۱۴۱۰: ۱/۹۹).
صدوق در کتاب النبوه خود، روایتی نقل کرده است که نشان می دهد امام سجاد(ع) در چنین فضای ابهام آلود و تحریف گرایانه ای، با استناد به آیه «وَ لَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُه» (حـج، ۴۰) نـقش تاریخی ابـوطالب و سیر جلوه های حمایتی او از رسول خدا(ص) را از ابتدای دعوت تا ورود حضرت به شِعب ابی طالب ترسیم کرده و پس از ترسیم نقش مـبارزاتی ابوطالب با دودمان حاکمان اموی، افزوده است: خداوند از رسولش در برابر قـریش بـه واسـطه عمویش ابوطالب حمایت کرد (مَنَعَ اللَّهُ رَسُولَهُ بِعَمِّهِ أَبِی طَالِبٍ مِنْهُم) (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۶: ۱/۵۲؛ فتال نیشابوری، بی تا: ۵۴ بـا انـدک اختلافی در متن).
وزین بودن کتاب النبوه نزد خود صدوق به گونه ای بوده کـه بـه آن ارجـاع می داده (به عنوان مثال نک: صدوق، بی تا: ۱/۲۷۶؛ و نیز صدوق، ۱۴۰۴: ۱/۱۹۱) و دست کم تا قرن هفتم، توان مـاندگاری داشته و در اختیار ابن طاووس (م ۶۶۴ ) نیز بوده است (کلبرگ، ۱۳۷۱: ۴۷۶). با این حال، مطالعات نـشان می دهد که استناد شـیعه بـه خبر پیش گفته و دیگر اخبار آن کتاب، از قرن ششم هجری بوده است (به عنوان مثال نک طبرسی، ۱۴۱۵: ۱/۱۶۳؛ راوندی، ۱۴۰۹: ۲/۵۵۲). اما توجه به فضای اجتماعی جامعه و بسترشناسی صدور روایت، فرض پذیرش روایت را دور از ذهـن نمی نماید. از این رو، گویا امام سجاد (ع) در رد کسانی مانند زُهری، به تبیین سیر تاریخی دفاع ابوطالب از رسول خدا(ص) پرداخته و با محاسبه ای ساده، نشان داده که وی نمی توانسته است ده سال از حرکتی دفاع کند که با آن در تـضاد بـوده و نمی توانسته کسی را که بر ضد افکار و اندیشه های او بوده است یاری دهد؛ چون پیروزی او برابر با نابودی خودش بوده است (ابن معد، ۱۳۸۴: ۲۴۴).
صاحبان خرد این شیوه امام(ع) را بهترین راهکار برای تـرسیم ایـمان ابوطالب دانسته اند و طباطبایی نیز (طباطبایی، ۱۳۹۳: ۱۶/۵۷ ) پس از اشاره به روایات اهل بیت(ع)، از این شیوه برای اثبات ایمان ابوطالب بهره برده و تأثیر دفاع ده ساله ابوطالب را پیش از هجرت، با مجموع مجاهدت های مهاجران و انـصار در دهـ سال پس از هجرت، برابر دانسته است.
خبر دیگری از امام سجاد(ع) بیانگر بهره گیری از شیوه ای مشابه، برای اثبات ایمان ابوطالب است؛ زیرا بنابر آن خبر، وقتی از امام(ع) پرسیدند که برخی ابـوطالب را کـافر مـی پندارند، با تعجب فرمودند: قرآن در آیـات مـتعددی زن مـسلمان را از ادامه همسری با کافر بازداشته است؛ اما فاطمه دختر اسد از مسلمان پیشگامی بود که تا پایان عمر در همسری ابوطالب باقی مـاند. ایـن خـبر در شمار اخبار قرن ششمی است که کسانی از شـیعه و سـنی آن را نقل کرده اند (ابن معد، ۱۳۸۴: ۱۲۳؛ ابن ابی الحدید، بی تا: ۱۴ /ص۶۹؛ ابن حاتم عاملی، بی تا: ۲۱۹). با این حال، صدور حکم جدایی زن مـسلمان از مـرد کـافر از احکام صادره قرآنی (ممتحنه،۱۰) در مدینه است و ارتباطی با حوادث عـصر مکی ندارد و این توجیه که رسول خدا(ص) در مکه حکم به جدایی دادند و چون مردم اهمیت ندادند، آیه در مـدینه نـازل شـد، نقدپذیر است (مرتضی عاملی، ۱۴۲۶: ۳/۲۳۸).
دفاع از امام علی(ع)
اگر تردید آفرینی در ایـمان ابـوطالب راهکاری برای مبارزه با امام علی(ع) و شاخه علوی بوده باشد، طبیعی است که ابهام آفرینی و جـعل دربـاره شـخص آن حضرت بیشتر بوده و در محورهای متعددی رخ داده باشد. این تلاش را بیشتر امویان و زبیریان پی گـرفتند. اخـبار پابـرجا از امام سجاد(ع) برای تحریف زدایی از شخصیت و سیره امیرالمؤمنین(ع) به شرح زیر است:
تولد امام عـلی(ع) در کـعبه
اخـبار تردید آفرین درباره تولد امیرالمؤمنین(ع) داخل کعبه، نشان می دهد چگونه گرایش های سیاسی جایگاه شـخصیت های تـاریخی را با یکدیگر جا به جا کرده است. برخی منابع اهل سنت تولد در کـعبه را در شـمار افـتخارات امام(ع) و آن را از اسناد معتبر و متواتر تاریخی دانسته اند (حاکم نیشابوری، بی تا: ۶/۳۰۲)؛ اما برخی دیگر، همسو بـا زبـیریان، آن را افتخاری منحصر به فرد برای حَکیم بن حِزام اَسَدی قلمداد کرده اند. زبیر بـن بـَکّار (م ۲۵۶) از مـُصعَب، فرزند عُثْمان بن عُرْوه بن زُبَیْر، حَکیم را مولود انحصاری کعبه دانسته (زبیر بن بَکّار، ۱۴۱۸: ۱/۳۵۳؛ ابـن عـساکر، ۱۴۱۵: ۱۵/۹۹) و محدثانی مانند مسلم نیشابوری (مسلم نیشابوری، بی تا: ۵/۱۱) و ابن حبان (ابن حبان، ۱۳۹۳: ۱/۱۴) و نـیز مـورخانی مـانند بلاذری (بلاذری، ۱۴۱۷: ۹/۴۵۳)، اَزْرَقی (اَزْرَقی، ۱۴۱۱: ۱/۱۷۵) و ابن حبیب بغدادی (ابن حبیب بغدادی، بی تا: ۱۷۶) آن را روایت کرده اند و در قدمی فـراتر، نـفی ولادت امـام علی(ع) را در کعبه، به عموم محدثان و مورخان نسبت داده اند (ابن ابی الحدید، ۱۳۷۸: ۱/۱۴؛ حـلبی، ۱۴۰۰: ۱/۲۰۲؛ دیـاربکری، بی تا: ۱/۲۷۹). آنچه تحریف و جایگزینی در این مسئله را تأیید و توجیه می کند آن است که حَکیم برادرزاده خدیجه، شوهر خـواهر زُبـَیْر بن عَوّام (بلاذری، ۱۴۱۷: ۹/۴۵۵)، هم تیره زُبَیْریان در نسب بوده و در شمار شش نفری بـوده اسـت که مقدمات دفن عُثمان را فرآهم آوردند و بـه گـفته بـرخی، عهده دار نماز بر جنازه او شد (دیاربکری، بـی تا: ۲/۲۶۵). عـبدالله، فرزند او نیز، پرچمدار عهدشکنان جَمَل در پیکار با امیرالمؤمنین(ع) بود (خلیفه بن خیاط، بـی تا: ۱۳۸).
امـام سجاد(ع) در رویارویی با چنین جـعل و تـحریفی، نقل خـبر تـولد امـیرالمؤمنین(ع) در کعبه را بهترین شنیده خود وصف کـرده اسـت. بنابر روایت ابن مغازلی، امام سجاد(ع) در زیارت خانه خدا با زَیدَه، زنی از انـصاریان مـدینه از تیره بنو ساعده، ملاقات و از وی درخواستِ روایـت کرد. زَیدَه از مادرش اُمـّ عـُماره، دختر عُباده بن نَضله، غـمین بـودن ابوطالب را به هنگام درد زایمان همسرش روایت کرد؛ سپس قول مادرش را این گونه ادامـه داد کـه رسول خدا (ص) فاطمه دختر اَسـَد را بـه درون کـعبه برد و او در کعبه پسـری نـاف بریده و پاک و پاکیزه به دنـیا آورد کـه زیباتر از وی ندیده بودم. ابوطالب وی را علی نام نهاد و رسول خدا(ص) او را به منزل برد. امام سـجاد(ع) سـوگند یاد کردند که (در این باره خـبری) بـهتر از این نـشنیده ام (ابـن مـغازلی، ۱۴۲۶: ۲۵).
این خبر در منابع قـرون میانی پذیرفته شده است و شهرت دارد؛ اما روایتگران آن زَیده دختر قُرَیبَه و مادرش اُمّ عُماره انصاری اسـت کـه از هیچ کدام اخباری دردست نیست. جـز ایـنکه بـه احـتمال، اُمـّ عُماره کنیه قـرهالعین از صـحابه خزرجی تبار رسول خدا(ص) و مادر عُباده بن صامِت خزرجی بوده است (ابن سعد، ۱۴۱۰: ۸/۲۷۹). در این صورت، مـدنی بـودن ام عـماره، پذیرش داستانی را که سیزده سال پیش از بـعث در مـکه رخ داده اسـت، بـا کـُندی روبـه رو می کند و شاید به همین علت، در منابع سنی، پیشینه ای فراتر از نیمه دوم قرن پنجم ندارد و نخستین بار در مناقب ابن مغازلی، از فقیهان شافعی مذهب و درگذشته به سال ۴۸۳ق، نمود پیدا کـرد؛ سپس در قرن هفتم، از طریق ابن بطریق و ابن طاووس (ابن بطریق، ۱۴۰۷: ۲۸؛ ابن طاووس، ۱۳۹۹: ۱/۱۶) به منابع شیعه راه یافت.
آنچه بر کُندی این پذیرش را تأکید می کند، درخواست روایت امام سجاد(ع) از زنی از ساکنان مـدینه و نـاشناخته به فقه و حدیث و خبر است. نباید از این نکته غافل بود که برخی اخبار با وجود داشتن ظاهری آراسته، نوعی مبارزه با تفکر شیعی را در خصوص خاستگاه و مبانی معرفتی امامان مـعصوم(ع) دنـبال می کنند، تا آنان نیز همچون دیگر راویان اخبار معرفی شوند. با این حال، حضور ام عماره مدنی در مکه و مشاهده رخداد تولد امام(ع) در کعبه و نـیز فـاصله زمانی راویان، محال نمی نماید و ایـن احـتمال هم نادیده گرفتنی نیست که در میان انصار این نگاه بوده و هدف امام(ع) از این پرسش و روایت گری آن، برجسته کردن خبر تولد امام علی(ع) از زبان مردم مـدینه و شـاهدان عینی آن رخداد بوده اسـت.
سـن و ایمان امام علی (ع)
در خبر پیش گفته، امام سجاد(ع) نقش پرسش گری داشت؛ اما بنابر برخی روایات، حضرت نقش پاسخگویی و مرجعیت علمی نیز ایفا کرده است. به عنوان مثال سعید بن مـسیب، از عـالمان سنی مذهب (م ۹۴)، از امام(ع) درباره سنّ امام علی(ع) به هنگام مسلمان شدن پرسید. این پرسش نمادی از تردید و ابهام درباره ایمان امام علی(ع) است که تلاش می کردند ایمان نابالغ را بی ارزش نشان داده و در بـرابر، ایـمان ابوبکر را ارزشـمند جلوه دهند و او را نخستین مسلمان معرفی کنند. امام سجاد(ع) در این باره به تفصیل پاسخ دادند و با اشاره بـه نبود پیشینه کفر در کارنامه امام علی(ع) و برتری ایمان وی بر کسانی کـه بـه انـواع آلودگی های جاهلی مبتلا بودند، فرمودند: او در اسلام آوردن و خواندن نماز بر همگان پیشی داشت. امام سجاد (ع) با اسـتفاده از فـرصت پیش آمده سخن را از دایره پرسش ابن مسیب بیرون بردند و برای تبیین جایگاه امـام عـلی(ع) در بـرابر ابهام آفرینی ها از همراهی ایشان با پیامبر و خواندن نماز با رسول خدا (ص) در مکه، پیوستن به رسـول خدا(ص) در قبا و همراهی با پیامبر در ورود به مدینه و نیز ساخت مسجد و خانه های اطراف آن یـاد کردند.
پاسخ تفصیلی امـام(ع) بـاعث شد ابن مسیب اساسی ترین پرسش خود را در مسئله جانشینی مطرح کند و آن اینکه در هجرت به مدینه، ابوبکر از کجا همراهی با رسول خدا(ص) را رها کرد؟ امام سجاد(ع) بی اعتنایی رسول خدا (ص) به پیشنهاد ابوبکر برای ورود بـه مدینه بدون حضور علی و اصرار رسول خدا(ص) به انتظار برای رسیدن امام به قبا را علت حسادت ابوبکر و جدایی او از رسول خدا(ص) دانستند؛ بدین ترتیب، نخستین مخالفت با پیامبر(ص) رقم خورد (کلینی، ۱۳۶۳: ۸/۳۳۹ تـا ۳۴۱). سـعید بن مسیب در حوزه های تفسیری و فقهی و دیگر مسایل تاریخی نیز، پرسش هایی از امام کرده و از او در شمار اصحاب آن امام یاد شده است (نک: کلینی، : ۲/۲۶۵ و ۷/۳۴۷)؛ اما با اندیشه های امام(ع) مخالف و دارای آرای فقهی متفاوتی بوده است. عـمق ایـن مخالفت وقتی مشخص می شود که دانسته شود، او از شرکت در مراسم نماز خواندن بر پیکر امام سجاد(ع) خودداری کرد (بلاذری، ۱۴۱۷: ۱۰/۲۳۸)؛ در حالی که به قَتاده گفت، ما پشت سر حَجّاج و بدتر از وی نـیز نـماز می خوانیم (ابن حزم، بی تا: ۴/۲۱۴). شاید پاسخ تفصیلی امام(ع) به ابن مسیب نیز از آن رو بود که وی در شمار ابهام آفرینان عصر خود بود و در این زمینه نقش داشت؛ به گونه ای که فرزند امام عـلی(ع) او را مـنافق خـوانده است (ثقفی، ۱۳۵۳: ۲/۵۸۰؛ ابن ابی الحـدید، ۱۳۷۸: ۴/۱۰۱).
جـانفشانی امـام علی(ع)
خبر زیر شاهد دیگری بر این ادعاست که امام سجاد(ع) به انگیزه تحریف زدایی، به عرصه نقل سیره نبوی ورود پیدا کـرده اسـت؛ زیـرا فرافکنی درباره نزول آیه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشـْرِی نـَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاهِ اللَّهِ» (بقره، ۱۰۷) تا جایی گسترش یافته که ابن تیمیه تکذیب نزول آیه را درباره امام علی(ع)، به هـمه مـحدثان و مـورخان نسبت داده است. ابن شَبَّه نزول آن را درباره صُهَیْب رومی (ابن شـَبَّه: ۱۴۱۰، ج۲، ص۴۸۰) و ابن روزبهان درباره زبیر و مقداد، مطابق نظر اکثر مفسران دانسته اند (مرتضی عاملی، ۱۴۲۶: ۴/۲۱۶). برخی نیز به نزول آیه دربـاره عـموم مـهاجران و انصار معتقدند (طوسی، ۱۴۰۹: ۲/۱۸۳). به نظر می رسد، این اختلاف نظر شدید بـه عـلت توسعه مفهومی آیه و تطبیق آن بر مصادیق خارجی باشد. طوسی نیز گفته است که آیه شامل هـمه کـسانی مـی شود که برای انجام فرامین الهی جانفشانی می کنند (طوسی، ۱۴۰۹: ۲/۱۸۳ ). گویا این توسعه مـفهومی، ابـزاری بـرای تحریف شخصیت و اخبار امام علی(ع) بوده است. شاهد آنکه معاویه با استفاده از چنین فـضایی، چـهارصد هـزار درهم به سَمُرَه بن جُنْدَب بخشید تا نزول آیه را درباره ابن مُلْجم تبلیغ کـند (ابـن ابی الحدید، ۱۳۷۸: ۴/۷۳).
بنابر خبر حَکیم بنِ جُبَیر، از قبیله بنو اَسَد کوفه و متهم بـه غـُلُوّ در تـشیع و تضعیف کردن آرای رجالی اهل سنت (ابن ابی حاتم، ۱۳۷۱: ۳/۲۰۲؛ حاکم، بی تا: ۱/۵۶۱)، امام سجاد(ع) در چـنین اوضـاعی که توسعه مفهومی فضایِ مصداق آفرینی را ترویج می کرد و در هیاهوی آن، واقعیت تاریخی نادیده گـرفته مـی شد، خـطر تحریف و ابهام را یادآوری کردند و فرمودند: علی نخستین کسی بود که جانش را با خرسندی خداوند مـعامله کـرد و آیه در حق او نازل شد (حاکم، بی تا: ۳/۴؛ نک: طوسی، ۱۴۱۴: ۴۳۶). این نکته درخور دقـت اسـت کـه در این روایت، تعبیر «نخستین کس» نشان می دهد، امام سجاد(ع) نه با گستره مفهومی آیه کـه بـا تـحریف شخصیت و نادیده گرفتن واقعیت تاریخی مخالفت کرده است.
نمونه دیگری از جانفشانی امـام عـلی (ع) در پیکار بدر و تلاش امام سجاد(ع) برای تحریف زدایی از آن درخور جستجوست. عَمْرِو بْنِ ابی مِقْدام (ثابت بن هـرمز حـدّاد ) از موالی کوفه و دارای کتاب «لطیف» (نجاشی، ۱۴۱۶: ۲۹۰) از قول پدرش از امام سجاد(ع) روایت کرده اسـت کـه در نبرد بدر، امام علی(ع) به هنگام چـیره شـدن تـشنگی بر اصحاب در پی یافتن آب رفت و با استقبال و سـلام مـلائک روبه رو شد (عیاشی، بی تا: ۲/۶۵). این کار از چنان اهمیتی برخوردار بود که امام در احـتجاج خـود، از آن یاد کرد (صدوق، ۱۴۰۳: ۵۵۶) و نـشان دادنـد که ایـن جـانفشانی زمـانی رخ داده است که سپاه اسلام از کمبود آب در زحـمت بـوده و مشرکان از نعمت آب بهره مند بودند و کسی از مسلمانان جرأت آب آوردن برای سپاه اسلام را نداشته و درخـواست رسـول خدا(ص) را پاسخ نمی داده است (طبرسی، ۱۴۱۷: ۱/۳۵۷). امـا گویا تردید آفرینان تـلاش مـی کردند، با کمرنگ نشان دادن جـانفشانی حـضرت، همتایی برای او بیابند. از این رو، شایع کردند که امام علی(ع) ضمن خطبه ای فرمودند: مـن از چـاه قلیب آب کشیدم و با تندبادهای سـه گانه و بـی مانندی روبـه رو شدم که عـبارت بـودند از جبرئیل و میکائیل و اسرافیل کـه هـر یک با هزار فرشته نازل شدند، جبرئیل در خدمت رسول خدا(ص) و میکائیل در سمت راست آن حـضرت قـرار گرفت که ابوبکر نیز در آن سمت بـود (حـاکم، بی تا: ۳/۶۹؛ بـیهقی، ۱۴۰۵: ۳/۵۵). هـمچنین روایـتی دیگر از زبان امام عـلی (ع) نقل شده است که رسول خدا(ص) به وی فرمودند:
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.