تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقش شکرگزاری در برکت زندگی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش شکرگزاری در برکت زندگی، محتوای خود را در قالب 81 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نقش شکرگزاری در برکت زندگی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش شکرگزاری در برکت زندگی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نقش شکرگزاری در برکت زندگی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نقش شکرگزاری در برکت زندگی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقش شکرگزاری در برکت زندگی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقش شکرگزاری در برکت زندگی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش شکرگزاری در برکت زندگی :

فایل پاورپوینت کامل نقش شکرگزاری در برکت زندگی

موضوع اصلی بجث ما برکت در زندگی بود. عواملی که برکت در زندگی و عمر و مال و جان انسان می آورد. یکی از عوامل مهمی که خیر و برکت را به مال و عمر و جان می دهد، شکرگزاری نعمت ها است. در یک روایت زیبایی پیامبر(ص) فرمودند: «هر گاه خدا اراده خیر به عده ای داشته باشد، اولاً عمر طولانی به آنها مرحمت می کند و بعد هم الهام شکر می کند که خود این شکرگزاری واقعاً نعمت ها را پایدار می کند و هم خیر و برکت و فایده هایش زیاد می شود.» این نکته ظریفی است که در دعاهای قرآنی هم آمده است. «رَبِّ أَوْزِعْنی أَنْ أَشْکرَ نِعْمَتَک الَّتی أَنْعَمْتَ عَلَی» (نمل/۱۹) این خود این شکر هم واقعاً نعمت بزرگی است که خدا باید به ما لطف و عنایت کند.

باز روایت زیبایی از امام هفتم(ع) است که فرمود: «اذا من حمد الله فقد شکر الله و شکر افضل من النعمه» فرمودند: هر کس حمد و ستایش خدای متعال را کند در واقع شکر خدا را به جای آورده است. یعنی یکی از راه های شکرگزاری حمد الهی است. «الحمدلله» یعنی همه خوبی ها و ستایش ها از آن خدای متعال است. کسی که با حقیقت و صدق و اخلاص الحمدلله می گوید، حضرت می فرماید: این شکر خدا را بر جای آورده و بعد حضرت موسی بن جعفر(ع) اشاره می کنند: «و شکر افضل من النعمه» یعنی اینکه شما الحمدلله و الهی شکر می گویید، به خدا توجه می کنید و از آن نعمت قدردانی می کنید، از خود آن نعمت بالاتر است. چون نعمت موقتی است و ممکن است دوره ای باشد و تمام شود. ولی یاد خدا و توجه به خدا و اتصال به منعم که دهنده نعمت است پایدار و همیشگی است. شکر نعمت بالاتر از خود نعمت است. نعمت خیلی مهم است، داده و عطیه خداست. ولی شکرگزاری اش به مراتب بالاتر است.

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «لَا نَفَادَ لِفَائِدَهٍ إِذَا شُکرَتْ وَ لَا بَقَاءَ لِنِعْمَهٍ إِذَا کفِرَتْ» (بحارالانوار/ج۷۴/ص۴۲۲) یعنی اگر یک نعمتی شکرگزاری شد و قدردانی شد، این همینطور پایدار می ماند. هم آن نعمت برکت پیدا می کند و هم این شکر که بالاتر از نعمت است هی برکت و رشد پیدا می کند و ما را به خدا نزدیک می کند. یعنی به یک معنا آثار معنوی اش پایدار می ماند. «لَا نَفَادَ لِفَائِدَهٍ إِذَا شُکرَتْ» یعنی درواقع آن نعمت وقتی شکرگزاری شد، فواید و برکات معنوی دارد که تمام شدنی نیست. یاد خدا اصلاً از بین رفتنی نیست. یک نعمت بزرگ و شکرگزاری این است که ما توجه به نعمت خدا می کنیم. یاد خدا می کنیم. «وَ لَا بَقَاءَ لِنِعْمَهٍ إِذَا کفِرَتْ» اگر کفران نعمت شد، دوام آن نعمت برداشته می شود. داستان های قرآنی داریم که افرادی رزق فراوان داشتند ولی بر اثر کفران نعمت بارندگی نشد و نهرهایشان خشک شد. تبدیل به قحطی و خشکسالی شد. یعنی کفران نعمت، نعمت را از دست ما می برد و شکرگزاری نعمت به آن نعمت دوام می دهد.

در بیان نورانی دیگری از امیرالمؤمنین(ع) هست که فرمود: «من قل شکره زال خیره» (غررالحکم/ص۲۸۰) کسی که کم شکر می کند و به شکرگزاری اهمیت نمی دهد، چه از خدای متعال و چه از واسطه های نعمت قدردانی نمی کند و شکرگزاری نمی کند. این نعمت و خیر او در معرض زوال است. یعنی خیر او موقتی است و تمام می شود. شکرگزاری عامل بسیار بسیار مهم برای دوام و برکت و افزون شدن نعمت است. عکس آن هم برای از بین رفتن و زوال نعمت است.

آیینه صدق و صفا

آیت الله استادی یک کتابی در شرح حال مرحوم عظمای اراکی نوشتند که «آیینه صدق و صفا» نام دارد. البته دوستان کارشناس دیگر هم بارها شاید از این کتاب خاطره نقل کردند. در این کتاب ایشان از آیت الله اراکی (ره) نقل کرده است که ایشان از قول مرحوم آیت الله میلانی که از مراجع بزرگ مشهد بودند، نقل کردند. ایشان فرمودند: یک عالم فرهیخته و برجسته ای در نجف به نام مرحوم آیت الله شیخ عبدالله گلپایگانی بودند. شخصیت خیلی برجسته ای بوده اند. در حالات ایشان نوشتند که تقریباً یکی از برگزیده ترین شاگردهای مرحوم آیت الله آخوند خراسانی بوده است که خود ایشان یک فقیه برجسته ای بوده است. ایشان به قدری شاگرد زبردست و قوی بوده که یک موقع دیدند عبای نو به دوشش است، چون وضع مالی اش خیلی بد بوده و در فقر اقتصادی به سر می برده است. مشکل فراوانی داشته است. ولی یک موقع دیدند که عبای خوبی بر دوش انداخته است. گفتند: خوب شما وضع مالی ات خوب نبود، عبای نویی به دوش انداختی. گفت: چند روز قبل سر درس مرحوم آخوند، یک اشکالی به مطلب ایشان وارد کردم و اشکال را برای آقا جا انداختم و توضیح دادم. آقا قبول کرد. اینقدر از این انتقاد به جا خوشش آمد و ایراد به جا خوشش آمد که این عبا را به من هدیه داد. می گویند: ایشان کسی بوده که گاهی در برداشت های مرحوم آخوند خراسانی اعمال نظر می کرده و مبنای ایشان را عوض می کرده است. این است که یک توجه ویژه ای به ایشان بود. یعنی تقریباً بزرگان فرمودند: آ شیخ عبدالله گلپایگانی

از نخبه های مرحوم آخوند خراسانی بوده است. مرحوم آقای میلانی نقل می کنند که آشیخ عبدالله گلپایگانی از دنیا می رود. بعد از مدتی یکی از بزرگان ایشان را خواب می بیند. می پرسد: از آن عالم چه خبر؟ ایشان می فرماید: من وقتی از دنیا رفتم روح من را به عالم بالا بردند. ملائکه سراغ من آمدند، گفتند: برای عالم آخرت، چه آورده ای؟ گفتم: این همه درس خواندم و درس دادم و نوشتم، تدریس و تعلم کردم. اشکال کردند. گاهی می بینی انسان نیتش برای خدا نیست. آقای میرباقری که خدا حفظشان کند فرمودند: ما حدیث داریم که به عدد راه های هدایتی که خدا دارد، شیطان هم به همان عدد راه گمراهی درست می کند. این خیلی هشدار دهنده است. کنار هر راه حقی یک راه باطل هست. کنار هر چیز حقی یک بدل و مشابه سازی است.این خیلی حدیث عجیبی است. کنار هر موضوع حقی شیطان می تواند یک بدل بزند و یک راه باطل درست کند. ما باید آن به آن در هر لحظه به خدا پناه ببریم.

مرحوم ملا علی معصومی که از علمای بزرگ همدان بوده و قبرش زیارتگاه مردم همدان است، ایشان فرموده بودند: من هر کجا رفتم سجاده ام را پهن کنم، دیدم شیطان زودتر از من پهن کرده است. یعنی این هشدار عجیبی است که حواس ما جمع باشد. گول حرف های شیطان را نخوریم. «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَک الْمُسْتَقیمَ» (اعراف/۱۶) شیطان آنهایی که گمراه هستند را کار ندارد، تمام نیروهایش را جمع می کند تا به آنهایی که در صراط مستقیم هستند، خدشه وارد کند. اینهایی که در راه صحیح هستند را زمین بزند. باید خیلی مواظب باشیم و از خدا بخواهیم که به ما کمک کند.

آشیخ عبدالله گلپایگانی گفته بود: من علم و عالم بودن ارائه دادم. من هفتاد سال درس خواندم. گفتند: اینها مقبول نشده است. گفتند: دیگر چه آوردی؟ گفتند: نماز خواندم. روزه گرفتم، واجبات انجام دادم. گفتند: اینها هم خدشه دارد. ما در روایت داریم که خدایا به عدلت با ما رفتار نکن. به فضلت با ما رفتار کن. مرحوم ملا صالح مازندرانی در اصول کافی دعایی را آورده است: «اللهم عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک» خدایا همیشه به فضل و لطف و گذشت و کرمت با ما رفتار کن. اگر به عدل با ما رفتار کنی، همه ما کارمان زار است. خدای متعال به حضضرت داود(ع) وحی فرمود: «أُنْذِرُ الصِّدِّیقِینَ قَالَ یا دَاوُدُ بَشِّرِ الْمُذْنِبِین» (کافی/ج۲/ص۳۱۴) یعنی صدیقین را بترسان و هشدار بده. آنهایی که گناهکار هستند را بشارت بده. این روایت عکس همه روایت ها است. ما معمولاً باید خوب ها را بشارت بدهیم و تشکر کنیم. گناهکاران را هشدار بدهیم. این دقیقاً برعکس است. خدا به حضرت داود فرمود: «أُنْذِرُ الصِّدِّیقِینَ قَالَ یا دَاوُدُ بَشِّرِ الْمُذْنِبِین» خدای متعال فرمود: چرا؟ برای اینکه صدیقین یک وقت به عمل و صدق خودشان نبالند و گرفتار عجب نشوند. چون همین ممکن است آدم را زمین بزند. به صدیقین هشدار بدهد. صدیق صیغه مبالغه است و غرق صداقت است. ولی ممکن است با همه آن صداقتش شیطان نفوذ کند. خدای متعال فرمود: «فَإِنَّهُ لَیسَ عَبْدٌ أَنْصِبُهُ لِلْحِسَابِ إِلَّا هَلَک» به اعمالشان مغرور نشوند و عجب آنها را نگیرد. خدای متعال فرمود: ای داوود هیچ کسی نیست که من بخواهم با عدل رفتار کنم و به حسابش برسم، هلاک می شود.

یکی از بزرگان و اساتید ما یک جمله ی زیبایی داشت، فرمودند: اگر روز قیامت خدا به من بگوید: فلانی من می خواهم به حساب تو برسم، من با قدم خودم به جهنم می روم. در جوشن کبیر داریم: «یا من عذابه عدل» یعنی خدا بخواهد عین اعمال ما رفتار کند، عدل الهی است. نه خدایا به فضلت با ما رفتار کن. در دعای عرفه هم داریم «و عدلُک مهلکی» خدایا عدالت تو ما را هلاک می کند. خدای مهربان فرمود: اگر من بخواهم حساب و کتاب بگذارم، چه گفتی، چه خوردی، چه نوشتی و چه کردی، همه هلاک می شوند. ولی به فضل و کرم خودم با اینها رفتار می کنم. «فَإِنَّهُ لَیسَ عَبْدٌ أَنْصِبُهُ لِلْحِسَابِ إِلَّا هَلَک» اگر پای حساب در کار بیاید همه هلاک می شویم. واقعاً به خدا پناه ببریم. ممکن است یک لغزش همه چیز آدم را برهم بزند. یک سم در غذا همه غذا را مسموم می کند. باید خیلی مواظب باشیم. حافظ شعر بسیار زیبایی دارد.

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش *** در جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال *** مرغ زیرک چون به دام افتد، تحمل بایدش

تکیه برتقوا و دانش در طریقت کافری است *** راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش

یعنی هزار هنر داری، بگو: خدایا از تو ممنون هستم. این برای توست و از آن من نیست. هنر خداست و ما بی خود دم می زنیم. هرچه هست برای خداست.

ما عدم هاییم و هستی ها نما *** تو وجود مطلقی، هستی ما

ما هیچ و پوچ هستیم. لذا اگر کسی اینگونه باشد خدا حفظش می کند.

تکیه برتقوا و دانش در طریقت کافری است *** راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش

صد هنر هم داری توکل به خدا کن و بگو: خدایا همه چیز از آن توست. هر وقت هم بخواهی می گیری. در دیوان سفینه البحار، کلمه «دَوَنَ» یک روایت زیبایی است که مناسب همین بحث است. امام صادق(ع) می فرماید: روز قیامت خدا سه دیوان، یعنی سه پرونده اعمال برای انسان ها مرتب می کند. یک پرونده، پرونده نعمت هاست. چیزهایی که خدا به ما مرحمت کرده است. یک پرونده، پرونده اعمال خوب ما است. مستحبات، واجبات و کارهای خیر و خوبی هایی که انجام دادیم. یک پرونده هم پرونده گناهان ما است. روز قیامت برای ما سه نامه اعمال را می گسترانند. یکی نعمت هایی است که خدا به ما داده است. دوم کارهای خوب ما و سوم کارهای بد ما است. خدای مهربان می فرماید: من میلیارد میلیارد نعمت به تو دادم. در مقابل این نعمت ها ۱۷ دقیقه نماز خواندی، یک ماه روزه گرفتی، یک الله اکبر گفتی. نعمت های خدا در برابر خوبی های تو کاری نیست. می گوید: در برابر نعمت ها، کارهای تو قبول است! می گوید: من به شما نعمت دادم، فرضاً هم که شما بندگی مرا کرده ای، ولی باز پرونده اعمال و گناهان ما می ماند. هفته های قبل گفتیم که هیچوقت از خدا طلبکار نباشیم. از دیگران هم طلبکار نباشیم. وقتی طلبکار نباشیم خیلی از مسایل حل می شود. وقتی این حالت طلبکاری و درگیری و شکایت نباشد، خیلی چیزها درست می شود.

روایت زیبایی است که عابدی چندین سال عبادت می کرد. یک انار بهشتی موقع افطار برای او می آوردند، روزه می گرفت و از آن انار تغذیه می کرد. و مشغول عبادت بود تا از دنیا رفت. وقتی از دنیا رفت خدای متعال فرمود: به فضل و کرم و لطف من او را وارد بهشت کنید. به این عابد برخورد. گفت: عجب! من یک عمری روزه گرفتم و نماز خواندم، تازه می گویی: به فضل و کرمت! پس این عمل من چه می شود؟ خدای متعال فرمود: بروید میزان حساب را بیاورید. یک موقف مهم در قیامت، موقف میزان و موازین است. فرمودند: اعمال و نماز و روزه هایش را در ترازو بگذارید، آن انار بهشتی را که گیر کسی نیامده است، یک طرف بگذارید بسنجیم. سنجیدن دیدند این انار سنگین تر شد. غذای بهشتی در دنیا به کسی داده نمی شود. گفتند: شما حق ان انار را هم نمی توانی ادا کنی، پس بقیه چه؟ گفت: خدایا، من اشتباه کردم و نفهمیدم! «اللهم عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک» یعنی خدایا یعنی همیشه به فضل و کرمت و لطفت با ما رفتار کن. به عدلت با ما رفتار نکن. اگر بخواهی مو را از ماست بکشی، بگویی: اینجا چنین و چنان کردی، ما هیچی نداریم. ما در فضل خدا غرق هستیم. «وَ لَوْ یؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما کسَبُوا ما تَرَک عَلی ظَهْ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *