تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل نوع شناسی کرامات رضوی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل نوع شناسی کرامات رضوی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نوع شناسی کرامات رضوی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل نوع شناسی کرامات رضوی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نوع شناسی کرامات رضوی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نوع شناسی کرامات رضوی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نوع شناسی کرامات رضوی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نوع شناسی کرامات رضوی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نوع شناسی کرامات رضوی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نوع شناسی کرامات رضوی :

مقدمه

کرامت در فرهنگ معین به معنای بزرگی ورزیدن، جوانمرد گردیدن، عطاکردن، بخشیدن، دادن آنکه قدر و مرتبت برتر دارد.

در فرهنگ دهخدا کرامات چیزی عجیب و خارق عادت است که از بعضی مردمان بزرگ گاه گاه صدور می یابد، اشیاء نفیس، نوازش ها، جوانمردی ها، بزرگی ها

ارباب کرامت: کسانی هستند که از آنها کرامت صدور می یابد.

درفرهنگ دهخدا: معجزه: امر خارق العاده است که به دست مدعی نبوت ظاهر شود موافق دعوی او، و چون خرق عادتی از نبی صادر شود که خلق از آوردن مثل آن عاجز آید آن را معجزه گویند و چون از ولی خرق عادتی پیدا گردد آن را کرامت خوانند و چون خرق عادتی از کافر به ظهور آید آن را استدراج می گویند.

کرامات گاهی برای اثبات مقام معصومین از آنها صادر می شده است و گاهی باعث محکم شدن ایمان موحدان و اطمینان یافتن قلب آنها بوده است و گاهی سبب دعوت به اسلام و اثبات حقانیت این دین بوده است وگاهی بارقه ای در زندگی شیعیان بوده است که آنها را از گرفتاری های فردی و اجتماعی و سیاسی نجات داده است.

درکتاب عوالم العلوم از کرامات حضرت بیشتر به معجزه تعبیر شده است.

– معجزاتی که از آن حضرت بیان گردیده است بعضی مربوط به کارها و حالات شگفت انگیز آن حضرت می باشد مثل

۱- معجزات آن حضرت در آگاهی از امور غیبی

۲- معجزه آن حضرت در بیرون آوردن شمش طلا از زمین

۳- معجزه آن حضرت در بیرون آوردن آب از صخره

۴- معجزه آن حضرت در سخن گفتن منبر با ایشان

۵- معجزه آن حضرت در اقرار جمادات به امامت ایشان و سلام بر او

۶- معجزه آن حضرت در زنده کردن مردگان به اذن خدای تعالی

۷- معجزه آن حضرت در ورود به بصره و کوفه با طی الارض و مناظراتی که با جاثلیق و رأس الجالوت داشته است

۸- آگاهی آن حضرت از همه زبان ها و آگاهی آن حضرت از زبان پرندگان

۹- آگاهی آن حضرت از زبان حیوانات وحشی و چهارپایان

۱۰ – معجزات ویژه حضرت

قسمت دیگر ابواب فضائل و مناقب و شئون والای حضرت می باشد که در ۸ باب بیان شده است:

۱- اطاعت باد از او

۲- اطاعت درندگان از او

۳- اطاعت ملائکه از آن حضرت

۴- اطاعت جن از آن حضرت

۵- در این که سلاح رسول ا… نزد آن حضرت است

۶- در این که خواب و بیداری آن حضرت یکی است

۷- دیدن آن حضرت، پیامبر خدا را

۸- استجابت دعاهای آن حضرت

درکتاب عوالم العلوم درجلد۲۲ که مربوط به مناقب و فضایل امام هشتم علیه السلام می باشد، در فصل معجزات و کرامات، این معجزات از کتب مختلفی چون «عیون اخبارالرضا»، «رجال کشی»، «کافی»، «بصائرالدرجات»، «الخرائج و الجرائج»، «مناقب ابن شهر آشوب» «کشف الغمه»، «مشارق الانوار»، «ثاقب المناقب» و. .. توسط راویان مختلف گردآوری شده و بیان گردیده است که گاهی یک معجزه توسط چند راوی با اختلافات اندکی بیان شده است که همین امر بر وثاقت آن می افزاید.

در برخی از این معجزات و کرامات گاهی فرد حاجت وخواسته ای از امام داشته است و بدون اینکه حاجت خود را بر زبان آورد از طرف حضرت حاجت خود را می گرفته است مثل ریان بن صلت که از امام پیراهنی می خواسته تا در آن کفن شود و خدمت حضرت عرض نمی کند امام هنگام خداحافظی به ایشان می فرمایند ای ریّان برگرد آیا دوست نمی داری که پیراهنی از لباس های تنم را به تو دهم، همچنین در معیون اخبارالرضا آمده است که بزنظی گفته است من در امامت امام رضا علیه السلام شک داشتم نامه ای به امام نوشتم تا در آن اذن ملاقات بخواهم و پیش خود گفتم هنگامی که به خدمت اش برسم در مورد سه آیه که به ذهن ام سپرده بودم سؤال خواهم کرد.

پاسخ نامه به این صورت آمد که فعلاً ملاقات با من بسی دشوار است… فعلاً این کار برایت ممکن نیست. سپس پاسخ آن سه آیه از قرآن را که می خواستم سوال کنم نوشته بود و به خدا سوگند هیچ کدام از آن آیات را برای او ذکر نکرده بودم.(احمدی،ترجمه عوالم العلوم ،۹۱ ،ص۳۷)

گاهی عده ای در تنگنای اقتصادی قرار می گرفتند و از حضرت طلب گشایش می کردند و حضرت با قدرت امامت خود گرفتاری آنها را برطرف می نمودند مثل معجزه آن حضرت در بیرون آوردن شمش طلا از خاک و تبدیل خاک به طلا، با بعضی معجزات ایشان امامت حضرت بر بعضی ثابت می شد و دل بعضی مطمئن می گشت مانند «معجزه آن حضرت در سخن گفتن منبر با ایشان» و همچنین معجزه آن حضرت در اقرار جمادات به امامت ایشان و سلام بر او از کتاب دلائل الامامه: سعد بن سلام می گوید خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم درحالی که مردم درباره امامت اش اختلاف و هیاهو داشتند و می گفتند:

او شایسته امامت نیست. زیرا پدرش به او وصیت نکرده است ده نفر از ما نشستند و با او صحبت کردند من از چیز جامدی که زیر ایشان بود شنیدم می گوید: او امام من و امام هرچیز است و نیز سعد گوید: امام رضا علیه السلام وارد مسجد شهر- بغداد- شد. خودم دیدم که دیوارها و چوب ها با او سخن می گویند و به او سلام می دهند.(همان،ص۷۳). افرادی هم بوده اند که با مناظره با ایشان و مشاهده علم وکرامات حضرت چون در دل خود عناد داشتند باز از پذیرش حق ابا می نمودند مثل جاثلیق مسیحی وراس الجالوت.(بحرانی،عوالم العلوم ،۱۴۳۰ ه ق،ج۲۲،صص۱۳۴-۱۴۳)

در عیون اخبارالرضا: ابوصلت هروی می گوید: امام رضا علیه السلام با مردم به زبان های خودشان صحبت می کرد و فصیح ترین و داناترین مردم به هر زبان و لغتی بود. روزی به او گفتم ای پسر رسول خدا! من از آگاهی شما از این زبان ها با این اختلافی که دارند در تعجب هستم فرمود: اباصلت! من حجت خدا برخلقش هستم و امکان ندارد که خدا کسی را حجت خود بر مردمی قرار دهد که زبان آنها را نمی داند آیا این کلام امیرالمؤمنین را نشنیده ای که فرمود: «به ما فصل الخطاب داده شده»؟

آیا فصل الخطاب چیزی جزو شناخت زبان هاست؟ (همان،ص۱۴۵) یعنی یکی از کرامات امام این است که به زبان همه مردم آگاهی دارد چون او امام همه خلائق است و هر کس بتواند با زبان خود با ایشان سخن بگوید. علاوه بر آن که حضرت به زبان همه مردم آگاه است به زبان پرندگان و حیوانات وحشی و چهارپایان نیز آگاه است. در بصائر الدرجات آمده است که سلیمان می گوید با امام رضا علیه السلام در باغ ایشان بودم که گنجشکی آمد و مقابل او نشست و شروع کرد با صدای بلند جیک جیک کردن، یک سره با صوت بلند جیک جیک می کرد و این طرف و آن طرف می پرید. امام به من فرمود فلانی! می دانی این گنجشک چه می گوید؟ گفتم خدا و رسول و فرزند رسولش داناترند فرمود: «او می گوید ماری در اتاق می خواهد جوجه هایم را بخورد» برخیز این عصا را بردار و مار را بکش، سلیمان می گوید عصا را برداشتم و وارد اتاق شدم، دیدم ماری در اتاق می چرخد آن را کشتم.(همان،ص۱۴۷)

در بخش معجزات ویژه آن حضرت در دلائل الائمه ابراهیم بن سعید می گوید: به امام جواد علیه السلام گفتم پدرت را دیدم که دست به خاک می زند و آن را درهم و دینار می سازد فرمود: در شهر تو کسانی هستند که خیال می کنند امام به پول نیازمند است پدرم برای آنان دست به خاک زد تا به ایشان بفهماند که گنج های زمین به دست امام است،(همان،ص۱۵۲) تمام گنجینه های هستی در دستان امام است و ما مسلمانان اگر حقوق واجب خود مثل خمس و زکات را بپردازیم وظیفه خود را انجام داده ایم و نبایستی منتّی بر سر کسی داشته باشیم.

در قسمت دیگری از این کتاب که ابواب فضائل و شئون والای حضرت بیان شده است:اطاعت تمام هستی از جمله باد و درندگان و ملائکه و جن و. .. از ایشان بیان گردیده است. در دعوت راوندی آمده است امام جواد علیه السلام فرمود: یکی از اصحاب امام رضا علیه السلام مریض شد امام به عیادت او رفت و از او پرسید چطوری؟ گفت سخت و دردناک، حضرت فرمود: مرگ را ندیدی آن چه دیدی فقط کاری بود که مرگ در ابتدا با تو می کند و بدین وسیله گوشه ای از احوال خود را به تو نشان می دهد مردم دو دسته اند: کسانی که با مرگ راحت می شوند و کسانی که با مرگشان، دیگران از دست آنها راحت می شوند. ایمانت به خدا و ولایت را تجدید کن تا از کسانی باشی که با مرگ راحت می شوند.

آن مرد همین کار را کرد. آن گاه گفت ای پسر رسول خدا! اینان فرشتگان پروردگار من هستند که بر شما سلام می کنند. آنها روبه روی شما ایستاده اند اجازه بدهید بنشینند. امام فرمود: بنشینید ای فرشتگان پروردگار من! سپس به مریض فرمود: از ایشان بپرس آیا دستور داشتند که در حضور من بایستند؟ مریض گفت از آنها پرسیدم گفتند اگر همه فرشتگانی که خدا آفریده است در محضر شما باشند، برای شما خواهند ایستاد و تا اجازه ندهید نخواهند نشست خدای بزرگ به آنان چنین دستور فرموده است. آن گاه مرد چشمانش را بست و گفت سلام بر تو ای پسر رسول خدا این شمایید که در کنار محمد (صلی ا… علیه و آله) و امامان پس از او در برابرم ایستاده اید این را گفت و جان داد.(همان،ص۱۵۷)

در کتاب عوالم العلوم معجزات زمان های دورتر مطرح گردیده است و با توجه به اینکه کرامات و معجزات امامان معصوم علیهم السلام در طول همه زمان ها جریان داشته است به بیان چند نمونه از این کرامات در عصر حاضر از کتاب کرامات امام رضا علیه السلام می پردازیم، بعضی از این کرامات گاهی مربوط به یک شخص خاص می شده است مانند کرامتی که آیت الله مرعشی نجفی بیان نموده اند که در شب اول قبر آیت الله مرتضی حائری برایش نماز لیله الدفن خواندم و بعد از آن سوره یاسین را تلاوت نمودم و ثوابش را به روح آن عالم هدیه نمودم چند شب بعد او را در عالم خواب دیدم. کنجکاو بودم بدانم در آن طرف مرز زندگی دنیا چه خبر است؟ پرسیدم آقای حائری اوضاع آن چطور است؟

آقای حائری راضی و خوشحال به نظر می آمد در فکر رفت و پس از چند لحظه انگار که از گذشته ای دور صحبت کند شروع به تعریف کرد. وقتی از خیلی مراحل گذشتیم، همین که بدن مرا درون قبر گذاشتند . .. بدجوری احساس بی کسی و غربت کردم… ناگهان متوجه صدایی از پشت سر شدم. .. آقا که لبخند بر لب داشته و با نگاهی سرشار از عطوفت و قدرشناسی به من می نگریستند فرمودند: «من علی بن موسی الرضا هستم آقای حائری! شما ۳۸ مرتبه به زیارت من آمدید من هم ۳۸ مرتبه به بازدیدت خواهم آمد این اولین مرتبه اش بود.(صبوری،کرامات امام رضا علیه السلام ،جلد ۱،صص۱۳۹-۱۴۱ ) یعنی امام طبق آیه ۸۵ سوره نساء «و اذا حُییتّم بتحیّهٍ فَحیّوا باَحسن منها اَوُ ردوّها» زیارت آقای حائری را جبران فرمودند.

گاهی اوقات کرامات حضرت شامل حال یک ملت و یک کشور شده است هم چنان که به نقل از آیت الله میرزا مهدی آشتیانی آمده است:

بدجوری دلم گرفته بود. مریضی از یک طرف، قرض داری و بدهکاری هم از طرفی دیگر. و از همه بدتر جوشی که برای از بین رفتن دین در کشور ایران می زدم. حوالی عصر بود و نسیم خنکی توی حیاط می وزید و آب های زلال داخل حوض را موج دار می کرد. قرآن را برداشتم و رو به قبله ایستادم. چند تا صلوات فرستادم و آی « وَ عِندَهُ مَفاتِحُ الغَیب» را خواندم و لای قرآن را باز کردم. «بسمِ اللهی الرَّحمنِ الرَّحیم» سور «محمّد صلی الله علیه و آله» آمد. جواب استخاره، بسیار عالی بود.

با این که وضو داشتم به سمت حوض رفتم و دوباره وضو گرفتم. هم ماهی طلایی های داخل حوض جمع شده بودند آنجایی که آب وضو می ریخت روی آب ها! خانه خلوت بود و کسی در منزل نبود. جانماز حصیری ام را آوردم و انداختم رویِ گلیمی که گوش حیاط، توی سایه پهن بود. و قامت بستم. دو رکعت نماز حاجت خواندم و ثوابش را اهداء کردم به روح پاک رسول الله صلی الله علیه و آله، می خواستم بگویم؛ «یا رسول الله صلی الله علیه و آله»، ولی نمی توانستم. غلتیدن دو قطره اسک گرم بر روی گونه هایم را که به سوی انبوه ریش هایم در حرکت بود حس کردم. بعدش هم بغضم ترکید و های های زدم زیر گریه. پرده ای از اشک جلوی چشمانم را پوشانده بود و به خوبی، پیش رویم را نمی دیدم.

ناگاه از لابلای همان پرده، چشمم افتاد به آقای بلند بالایی که مقابلم ایستاده بود؛ «خدایا! چه می بینم؟ نکند خیالاتی شده ام؟! بله، حتماً خیالاتی شده ام.» با پشت دست هایم، چشمانم را مالیدم، اشک هایم را پس زدم و با دقّت نگاه کردم. نه! خیالاتی نشده بودم. آقایی بلند بالا در برابرم ایستاده بود که مثل خورشید می درخشید و بوی خوشی که از وجودش بر می خواست، فضا را پر کرده و هوش از سرم برده بود. بی اختیاز از جا جستم و مؤدبانه دربرابرش ایستادم و عرض کردم: «اَلسلامُ عَلَیکَ یا رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله» نمی دانم ازکجا فهمیدم که رسول الله صلی الله علیه و آله است! آقا با مهربانی جواب سلامم را داد و پرسید:

– تو را چه شده است میرزا مهدی؟ من هم که دل پری داشتم، از خدا خواسته، سفره دلم را باز کردم که:

– آقاجان! این روزها بدجوری دلم گرفته و گیج و منگ شده ام. بی پولی و بدهکاری از یک طرف و بیماری و ناخوشی هم از طرف دیگر، چنگ به گلویم انداخته اند و دارند خفه ام می کنند. حالا اینها به کنار، هر طوری شده تحمّل می کنم. اما چیزی که برایم قابل تحمل نیست این است که شاهد از بین رفتن دین و ایمان در این مملکت باشم. این روزها، دینداری و خداپرستی دارد جایش را به بی دینی و مادّه پرستی می دهد. جوان های ما دارند کمونیست می شوند و این «تقی ارانی» هم که شده بلندگوی شیطان. می ترسم آخر این مرد، ایران را هم مثل روسیه، بی دین کند. .. حرف هایم که به اینجا رسید، آقا لبخندی زد و فرمود:

– ما امورِ ایران را به فرزندمان رضا واگذار کرده ایم.

تا خواستم چیزی بگویم دیدم از آقا خبری نیست. امّا آن بوی خوش، مدّت ها در فضای منزل باقی ماند. بویی که هرگز همانندش را حسّ نکرده بودم و تا کنون نیز حسّ نکرده ام. مدّتی به این طرف و آن طرف دویدم. به مطبخ و اتاق ها و حتی کوچه هم سر زدم ولی از آقا خبری نبود که نبود! این بود که بار سفر را بستم و راه مشهد الرّضا علیه السلام را در پیش گرفتم. .. پیش روی مبارک حضرت ایستاده بودم و درحالی که اشک می ریختم، با توجّهِ کامل، زیارتنامه امام رضا علیه السلام را می خواندم:

«اَشهَدُ اَنَّکَ تَشهَدُ مقامی، وَ تَسمَعُ کَلامی، وَ تَرُدُّ سَلامی، وَ اَنتَ حَیٌّ عِندَ رَبِّکَ مَرزُوقٌ . ..»

«شهادت می دهم که تو مرا می بینی، و سُخنم را می شنوی، و جواب سلامم را می دهی، و زنده ای و نزد پروردگارت روزی می خوری. ..»

به اینجای زیارتنامه که رسیدم دیدم آقایی نورانی و ماهرخسار، بر روی تختی از نور، بر فراز ضریح نشسته است و از جمعیّت زائرین خبری نیست! آقا در جواب سلام من، فرمود:

– و علیک السّلام ای میرزا مهدی. از ما چه می خواهی؟ و من از سیر تا پیاز حرف هایی را که به رسول الله صلی الله علیه و آله عرض کرده بودم، خدمت آقا امام رضا علیه السلام هم عرض کردم. آقا در جوابم فرمود:

– امّا قرض هایت، ادا خواهد شد. و امّا بیماری ات جزوِ قضا و قَدَرِ حتمی الهی است که در نهایت به نفع شما می باشد ولی در عین حال عمری طولانی خواهی داشت. و امّا از بابت تقی ارانی نگران نباش. زیرا من ضامنِ کشور ایران هستم و این کشور زیر نظر من می باشد! با شنیدن این سخنان، آرامش و اطمینان، سرزمین وجودم را تسخیر کرد و گذشتِ زمان صحّتِ این دو مکاشفه را به اثبات رسانید. (همان،صص۹۶-۱۰۰ )و این نشان می دهد که امام رضا علیه السلام در همه زمان ها به دوستان و محبّان خود عنایت وتوجه ویژه دارند.

در داستان دیگری که از آیت الله بهجت نقل شده است:

فرقی نکرده، دوران همان دوران است و آدم ها همان آدم ها! هنوز هم روی این کره ی خاکی، شمر و یزیدهای فراوانی پیدا می شوند، حتی کسانی که از آن شمر و یزید و حرمله ی معروف، بدجنس تر و قسیُّ القلب ترند و به قول امام معصوم علیه السلام؛ کُلُّ یَومٍ عاشُورا وَ کُلُّ اَرضٍ کَربَلا عاشورای سال ۱۳۷۳ شمسی مهشد مقدس را که به خاطر دارید، همان عاشورایی که به عاشورای رضوی معروف شد.

همان عاشورایی که در آن، بدون اعلام قبلی و بدون صف آرایی و لشگرکشی، جنگی یک سویه و جنایتی یک طرفه، فجیع و بزرگ، در مکانی بس رفیع و مقدس که به تعبیر پیامبر بزرگ و عظیم الشأن اسلام صلی اللّه علیه و آله و سلم؛ قطعه ای از بهشت می باشد رخ داد! یادتان که نرفته است خدود ساعت یک و نیم- دوی بعدازظهر روز عاشورا بوذ که ناگهان صدای انفجاری مهیب، در بین صدای حسین- حسین هزاران عزادار از سراسر جهان، در فضای ملکوتی و آسمانی شهر مقدس مشهد پیچید و جهانیان را به شگفتی واداشت که؛ این ها دیگر چه جنایتکارانی هستند؟!

بمب در نزدیکی ضریح امام رضاعلیه السلام، آن هم در قسمت بالاسرِ حضرت که ارزش معنوی بیش تری دارد و در میان جمعیت انبوه و فشرده ی صدها، بلکه هزارها زائر بی گناه، اعم از پیر و جوان و حتی کودکان و نوزادان شیرخوار منفجر شد و فاجعه ای جبران ناپذیر به بار آورد و علاوه بر تن های ده ها نفر شهید و مجروح، جان های میلیون ها نفر عاشق و آزاده را سخت آزرد!

همگان را باور بر این بود که باعث و بانی این جنایت عظیم را امام رضا علیه السلام پیش از مجازات اصلی که در عالم آخرت خواهد بود- در همین جهان و پیش از فرا رسیدن روز اربعین حسینی، مجازات خواهد نمود و همین گونه هم شد، به زودی شخص بمب گذار توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) شناسایی شد و درست ۳۹ روز بعد، یعنی یک روز قبل از فرارسیدن اربعین، در یک درگیری مسلحانه، در یکی از خیابان های شهر تهران، همانند آبکش، سوراخ- سوراخ شده و به درک واصل گشت!

پس از ماجرای بمب گذاری در حرم رضوی در روز عاشورا، کسی امام رضا علیه السلام را در عالم رؤیا دید، و از آن حضرت علیه السلام پرسید:

– آقاجان! جانم فدات! آن زمانی که آن ملعون قسیّ القلب از خدا بی خبر، توی حرم شما، آن هم در کنار ضریح شما بمب گذاشت و آن همه زائر و عاشق شما را و به خاک و خون شما کجا تشریف داشتید؟

و آن حضرت که چهره اش را هاله ای از غم و اندوه، احاطه کرده و اشکی زلال و پاک چشمان زیبا و جذاب و مشکینش را در خود غرق نموده بود، آهی کشید و فرمود: در آن زمان من کنار ضریح شش گوشه ی جدّم امام حسین علیه السلام در کربلا بودم.(همان،صص۸۳-۸۷) و این نشان داد که امام در حیات ظاهری وغیر ظاهری خود همراه با همه هستی بر جد مظلومش می گرید.

گاهی افرادی حاجات معنوی از امام داشته اند و امام این درخواست ها را با بزرگواری اجابت می کردند: از آیت اللّه حسن زاده آملی نقل شده است:

زمانی که در ابتدای راه طلبگی مشغول صرف ایام در اسم و فعل حرف و محو در فراگیری صرف و نحو در مسجد جامع آمل بوده و عزمی راسخ و ارادتی ثابت در سحرخیزی و ولعی سیری ناپذیری در کسب علم و دانش داشتم در شبی فرخنده و سحری مبارک به خوابی فرو رفتم که از هزاران سال بیداری برای من برتر و سازنده تر بود، دیدم که به ارض اقدس رضوی مشرف شده ام مرا به مسجدی بردند که مزار حبیبی از احبّاء خدا بود نفهمیدم آن ولی خدا چه کسی بود اما به من گفتند در کنار تربت این ولی خدا دو رکعت نماز حاجت بگذار و حاجت خود را از خدا بخواه که برآورده است من هم با تمام وجود و حضور قلب و خشوع تمام دو رکعت نماز حاجت خواندم و بزرگترین حاجت خود را که عشق و آرزوی من محسوب می شد از خدا خواستم و آن «علم» بود آن گاه مرا به محضر باهر النور ولی ا… الاعظم ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام مشرف نمودند از شدت شوق سر از پا نمی شناختم و چنان لذت معنوی حس کردم که قابل توصیف احساس سبکی و رضایت می کردم چنان که گویا اصلا روی زمین نبودم.

خواستم کلمه ای بر زبان جاری کنم اما جز عرض ادب و ابلاغ سلامی مختصر بر زبانم جاری نشد حتی نتوانستم از آن سرور درخواست علم و دانش کنم، حضرت فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و بر چشم روی مابرک امام رضا علیه السلام گشودم دنیایی از نور و زیبایی و جذابیت بود و قامتی رشید و بلند بالا داشت! آب دهانش را در فضای مبارک دهانش جمع کرد و بر لبان آورد و به من اشاره فرمود بنوش!

و برای این که من بتوانم بنوشم با بزرگواری به سوی من خم شد، من هم زبانم را آوردم و با تمام حرص و ولع آن آب علم و حیات را از کوثر دهان مبارکش نوشیدم گویا که شیرین ترین آب حیات بود و تاکنون هرگز هیچ خوردنی و نوشیدنی ای تا بدان حد در ذائقه ام مزه نکرده است!

در همان حال و در همان لحظه به قلبم خطور کرد که امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام فرمود:

«رسول خدا صلی الله علیه و آله آب دهان مابرکش را بر لبان آورد و من آن را نوشیدم و هزار باب علم از آن به روی من گشوده شد که از هر بابش هزار

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *