تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک، دین، چالش؛ گفت وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک، دین، چالش؛ گفت وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی، محتوای خود را در قالب 94 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک، دین، چالش؛ گفت وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک، دین، چالش؛ گفت وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک، دین، چالش؛ گفت وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک، دین، چالش؛ گفت وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک، دین، چالش؛ گفت وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک، دین، چالش؛ گفت وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک، دین، چالش؛ گفت وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی :

اشاره:

واژه هرمنوتیک (۱) برگرفته از فعل یونانی هرمینویین (۲) به معنای تفسیر کردن است که از نظر ریشه شناختی و لغوی، با هرمس (۳) – خدای یونانی – که پیامبر خدایان و الهه مرزها بوده، هم ریشه است. هرمنوتیک، سرگذشت پرفراز و نشیبی دارد، اما بیش از یکی دو قرن نیست که به عنوان شاخه ای از علوم مطرح شده است. گرچه ساختار اصلی هرمنوتیک، پیام (متن)، تفسیر مفسّر و مخاطب است، اما میدان آن، به ترتیب زمانی، به مسائل مختلف کشیده شده و به شاخه های متنوعی تقسیم شده؛ از آن جمله:

۱. نظریه تفسیر و تأویل کتاب مقدس.

۲. روش شناسی عام لغوی و فهم متون مقدس.

۳. علم هرگونه فهم زبانی و قواعد عام تفسیر و نقد متون.

۴. روش شناسی علوم انسانی و تمییز روش تفهیم از روش تبیین علوم طبیعی.

۵ . پدیدارشناسی وجود و فهم وجودی.

۶ . نظامهای تأویل و تحلیل واقعیت فهم به عنوان یک پدیده فلسفی.

هرمنوتیک در اصطلاح امروز، به رشته ای عقلی اطلاق می شود که به ماهیت و پیش فرضهای تفسیر ارتباط پیدا می کند، اما در آن، چهار دیدگاه مهم و سه گرایش کلان به چشم می خورد:

۱. دیدگاه فردریش شلایر ماخر(۴) (۱۷۶۸۱۸۳۴ م.) که از او به عنوان بنیان گذار هرمنوتیک جدید یاد می شود. وی هرمنوتیک را از وضعیت خاص آن، به قواعد عام، حول محور اصول تفسیر دستوری و فنی تبدیل کرد.

۲. دیدگاه ویلهلم دیلتای(۵) (۱۸۳۳۱۹۱۱ م.) که با ارائه روش شناسی عام در علوم انسانی و روشمند کردن این دسته از علوم با علوم طبیعی، هرمنوتیک را وارد مرحله جدیدی کرد.

۳. دیدگاه مارتین هایدگر(۶) (۱۸۸۹ ۱۹۷۶ م.) که هرمنوتیک را از ارائه اصول، مبانی و روش تحصیل فهم و تفسیر و از سطح روش شناسی و معرفت شناسی، به فلسفه و هستی شناسی فهم ارتقا داد. از نظر وی، هرگونه فهم و تفسیری؛ چه پیش گزاره ای و چه تفسیر زبانی و گزاره ای؛ مبتنی بر پیش ساختار است که خود از سه جزء پیش داشت، پیش دید و پیش دریافت تشکیل شده است. وی با نگارش کتاب هستی و زمان(۷) تحولی به وجود آورد و کتاب حقیقت و روش(۸) گادامر، شرح و بسط کتاب اوست.

۴. دیدگاه هانس گئورگ گادامر(۹) که با تدوین اثر مهم خود، (حقیقت و روش) در سال ۱۹۶۰ م. تأویل گرایی را در راستای تفکر هایدگری قرار داد و گرایشهای «مؤلف مداری»، «متن مداری» و «مفسّرمداری» را به ارمغان آورد.

امروز، گستره هرمنوتیک به همه علوم انسانی گسترش یافته و حتی به مباحثی بیرون از قلمرو خود (تفسیر متون)؛ از قبیل جامعه شناسی، روان شناسی، معرفت شناسی، فلسفه، سیاست و غیره پرداخته است و از هایدگر به بعد، چالشهای جدّی در حوزه تفکر دینی پدید آورده که از آن جمله است: امکان قرائتهای مختلف از دین، اعتبار بخشیدن به تفسیر به رأی، اعتبار بخشیدن به تمام فرقه های انحرافی دین، نسبی گرایی در تفسیرهای دینی، عدم دسترسی به فهم صحیح و عین متون دینی، بی توجهی به مراد مؤلف متن و نبود معیار روشن و دقیق برای فهم متون دینی.

با توجه به مباحث مهم و اساسی که در حوزه هرمنوتیک مطرح است، گفت وگویی را با دکتر محمدجواد لاریجانی ترتیب داده ایم که از نظرتان می گذرد.

مجله تخصصی:  با تشکّر از حضرت عالی که وقت خود را در اختیار مجلّه گذاشتید. قبل ازهرچیز درباره معنای واژه «هرمنوتیک»توضیحاتی بفرمایید.

دکتر لاریجانی: اجمالاً در هر حوزه ای که با یکی از معارف آشنا می شویم، باید به دنبال فهم یک پدیده ملموس باشیم. بنابراین، هرمنوتیک هم اگر بخواهد به عنوان فنّ معقولی مطرح باشد، باید موضوع مشخصی داشته باشد. معروف است که موضوعش «نفس فهم انسان» است. وقتی به خودمان نگاه کنیم، می بینیم که خودمان می فهمیم و می توانیم فهم خود را بیان و حتی مشاهده کنیم. در واقع، اینها سه بُعد پدیده نطق یا «لوگوس» را تشکیل می دهد. در متونی که با عنوان کاوشهای هرمنوتیک متداول شده، اصولاً ادعا می شود که خود فهمیدن را به عنوان یک پدیده می فهمیم، ولی ادعاهای بزرگتری بر آن بار می شود و من هرمنوتیک را فنّ موفّقی نمی دانم. بخشی از علوم بشری که در صدد فهمیدن فهم است؛ مثل علم منطق، بخشهایی از فلسفه تحلیلی یا معرفت شناسی (اپیستمولوژی)(۱۰)، در این حیطه، موفقتر بوده است. به نحوی هرمنوتیک، زیرفصلی از «اپیستمولوژی» است، امّا دلیل این که از آن جدا شده، دو چیز است:

۱. نحله ای از فلاسفه هستند که به این بحث پرداخته اند؛ فلاسفه اروپاییِ شاخه «اگزیستانسیالیسم» که فلاسفه ای پرگو و مغلق نویس هستند؛ بر عکسِ فلاسفه تحلیلی که دقیق و روشن، کار می کنند.

۲. انگیزه خاصّی که هرمنوتیک را به معارف دینی ربط داد؛ تلقی من این است که هرمنوتیک، برای این مطرح شد که ما کتاب آسمانی را ابتدا زمینی کنیم و بعد آن را بفهمیم. وقتی که ما مسلمانها می خواهیم قرآن را بفهمیم، آن را زمینی نمی کنیم؛ با توجّه به این که خداوند متعال این کلمات را نازل فرموده و غرض خاصّی از آن اراده کرده است و در صدد هستیم که نظر شارع را کشف کنیم. ولی هرمنوتیک می خواهد این فرض را کنار بگذارد. وقتی این فرض را کنار گذاشت، باید فرض کند که آدمی مثل خودمان پیدا شده و این مطالب را نوشته است. آن وقت، این سؤال پیش می آید که چرا این مطالب را نوشته و مقصودش چه بوده است؟ با این سمبلهای بهشت و دوزخ و کلّ تعبیراتی که هست، حتما هدفی داشته است! هرمنوتیک، شأنش این است که ما کتاب مقدّس یا متون مقدس را تقدّس زدایی کنیم و بعد، جواب این سؤالها را بیابیم.

علّت این که هرمنوتیک، جدا از «اپیستمولوژی»، در ایران و غرب مطرح شد، این بود که بخشی از فلسفه است و هرمنوتیشنها اصلاً دغدغه فهمیدن کتاب مقدس را نداشتند. پس وارد چنین بحثی شدند تا بیانی سکولار برای چیزهای غیر سکولار ارائه دهند.

مجله تخصصی:  همان گونه که اشاره فرمودید، فلسفه طرح بحث هرمنوتیک در غرب، به خاطر تفسیر متون دینی؛ مثل منطق دین و منطق جدید بود. علاوه بر آن، مباحث دیگری چون معرفت شناسی، فلسفه ذهن، فلسفه منطق و روان شناسی ادراک نیز مطرح شد، اما موضوع اصلی هرمنوتیک، این بود که آیا متون دینی معنی دارد یا ندارد. بفرمایید که این علم، در کشف معنی داشتن یا نداشتن متون دینی، چقدر موفق بوده است؟

دکتر لاریجانی: هرمنوتیک، پرده تقدس را از روی متون مقدس برداشت و این متون را کاملاً سکولار کرد و حالا سعی می کند به آن، معنی دهد. عین عبارت پست مدرن که می گوید: «ما باید اوّل، مؤلف را بکشیم تا تألیف را بفهمیم»، یعنی همین. وقتی می گوییم خدا این کتاب را نازل کرد، به تعبیر نیچه، اول باید نعوذ باللّه خدا را بکشیم و بعد کتابش را بفهمیم. این، تجربه جالبی است؛ مثلاً فرض کنید که انجیل را خدا نازل نکرده است و یک نفر زمینی (بشرٌ مثلنا) آمده و این انجیل را آورده؛ آن وقت از خودمان سؤال می کنیم که مقصودش چه بوده است؟ سپس می توان چیزهای جالبی برای آن پیدا کرد. مهمترین توفیق هرمنوتیک، این نیست که کتاب مقدس را فهمید یا نفهمید، مهمترین توفیقش این است که توانست یک «رداکشن» یا یک تنازل به این کتاب بدهد و بعد، آن را به شکل سکولار بفهمد و بعد می نویسند که ما موفّق بودیم.

مجله تخصصی: یک حوزه هرمنوتیک، «مؤلِّف مداری» است که می خواهد مرادِ مؤلف را بفهمد و ظاهرا با آن، مشکلی نداریم و یک حوزه اش «متن مداری» است که می گوید ما جدای از مؤلِّف، از متن چه می فهمیم و یک حوزه دیگرش «مفسّرمداری» است؛ یعنی: ما نه کاری به مؤلّف داریم و نه به متن، بلکه مهم این است که ما چه چیزی برداشت می کنیم. به تعبیر بعضی، این متنها گرسنه معانی اند، نه آبستن معانی. با توجّه به این حوزه سوم که طبق آن، هر چیزی که انسان از آن متن می فهمد و به آن، تحمیل و تزریق می کند، مورد نظر است، آیا سرانجام این گونه برداشتها به شکّاکیّت و نسبیّت انگاری نمی انجامد و اگر می انجامد، چه نتایجی بر دانش بشری به طور مطلق خواهد داشت؟

دکتر لاریجانی: البته این وجوهی که شما اشاره کردید، هیچ کدام جوهره وجودی هرمنوتیک را کنار نمی گذارد. آن جا که صحبت از کشتن مؤلف است، معنایش این است که ما متن را قطع نظر از خدا در نظر می گیریم، نه قطع نظر از پیغمبر. آن جا که صحبت از مؤلّف مداری است، مؤلّف کتاب مقدّس در نظر گرفته می شود. لذا برای فهمیدنش باید ببینیم شرایط زمان پیغمبر چه بوده و از آن نقطه شروع کنیم. در آن جا که متن مداری است، مقصود این نیست که متن، مقدس شده؛ مقصود این است که خود متن، نوعی تعامل و نوعی بازی است و شما نباید خودتان را درگیر این کنید که این لغت، چه معنایی دارد و آن دیگری، چه معنایی؟ بلکه باید ببینید این بازی، چند جور قاعده دارد و قواعد آن بازی را کشف کنید. در خواننده مداری یا قرائت مداری نیز چنین نیست که تقدس متن حفظ شود، بلکه یعنی به این متن، به عنوان یک جسد نگاه کنید و شما به یک جسد، می توانید با دیدها و عینکهای مختلفی نگاه کنید؛ اصولاً، جسد، صامت است و شما هستید که به آن، معنی می دهید. پس تمام این وجوه و مسلکهایی که در هرمنوتیک شناسایی کردید، در یک چیز، با هم مشترکند و آن، این است که فهم ما از متون، همواره با یک پیش فرض است و آن پیش فرض، سکولار بودن متون است.

حال، این سؤال مطرح می شود که چرا این پیش فرض ایجاد شد؟ این پیش فرض، در واقع، نوعی تقلید از علوم طبیعی است. ما به علوم طبیعی، کاملاً سکولار نگاه می کنیم؛ مثلاً در فهم یک پدیده طبیعی مانند برخورد یک سنگ آسمانی به زمین و… نمی گوییم که خدای متعال، غرضی داشت و با این عمل، آن غرض را مشخص کرد؛ حتی اگر این غرض را کشف کنید، اسمش علم نیست. در واقع، علم یعنی قطع نظر از علّت اولی، با توجّه به علل هم سطح پدیده روابطش را پیدا کردن. ممکن است انسانِ واصلی، فراتر از علل هم سطح، بفهمد که خدای متعال چگونه این را ایجاد کرد، اما دیگر به این، علم نمی گویند. «سایِنْس» و علم رسمی، یعنی فهم پدیده ها و ارتباط آنها با علل هم سطح خودشان، نه عللی که فراتر از سطح خودشان باشد. پس علم طبیعی، سکولار است.

در آغاز، علوم بشر، در ارتباط با عالم بالا و متوجه علّت بالا بود و نظریه خدایان که در اسطوره های یونان هست، در اصطلاح، یک نظریه علمی بود، ولی بعدا فکر بشر رشد پیدا کرد و دریافت که به دو گونه معرفت نیاز دارد: معرفت اولی و معرفت علمی. این در ادبیّات فیثاغورث، سقراط و ارسطو، کاملاً رشد یافت. «آناگزاگوراس»، اولین کسی بود که علم طبیعی را سکولار کرد. بعدا علمای حوزه های دیگر گفتند که چرا پدیده های ما سکولار نشود و به شکل سکولار مطالعه نگردد؟ گفتند: تفاوتی بین متن نیست؛ یک پدیده طبیعی هم، خودش یک متن یا یک کتاب است. همان طور که کتاب مقدس، یک متن است، کتاب طبیعت هم یک متن است. به همین دلیل، در ادبیات هرمنوتیک، متن، معادل پدیده است و متن، الزاما یک چیزِ نوشته شده نیست و قرائت هم، خواندن یک متن با زبان نیست، بلکه قرائت یعنی فهم ما از یک متن. پس هرمنوتیک، به نحوی دنبال فهم است. گفتند که اگر چنین است، پس ما این نوع از فهمیدن را که فهمیدن خواندن از متن است، به شکل سکولار دنبال کنیم.

نکته دوم این که هرمنوتیک، خودش به دنبال فهمیدن متون نیست، بلکه می خواهد بگوید که من می خواهم قواعدی را به دست شما بدهم که به کمک آن قواعد، بتوانید متون را بفهمید. در واقع، هرمنوتیک، یک نوع متاتئوری است، نه تئوری که فهم را عرضه کند. پس هرمنوتیک، نه در صدد فهم قرآن است، نه در صدد فهم متون مقدس، بلکه می خواهد از ذهن و فوق ذهن، دستورالعملهایی صادر کند که اگر من و شما در سطح تئوری بفهمیم، موفق می شویم.

البته این جا اشکال بزرگی هست و آن، این که تأثیر فراتئوری یا متاتئوری بر تئوری، هیچ وقت این چنین نیست؛ یعنی در هیچ یک از معارف بشری، متاتئوری بر تئوری تأثیر مستقیم ندارد؛ همان طور که در ریاضیات، هیچ وقت ریاضی دانها ننشسته اند ببینند که فیلسوف علم چه می گوید. دلیلش هم خیلی روشن است؛ فرض کنید که ما یک فیزیک دانی هستیم که می خواهیم پدیده ای را تجربه کنیم. ما به خودمان اعتماد داریم و می گوییم: انسانها قادرند با فعّالیت ذهن، تمرکز ذهن، کار منظم و استفاده از تجربیّات، پدیده ای را بفهمند و فهم خود را بیان و آن را مشاهده کنند. حالا یک نفر از راه برسد و بگوید: صبر کنید! من می خواهم فهم شما را مطالعه کنم! فهم ما می شود موضوعی برای فهم او. آیا خود این فرد، معتقد نیست که انسان می تواند پدیده ای را بفهمد، بیان کند، مشاهده کند و…؟

من هیچ دلیلی نمی بینم که کسی با موضع متاتئوری، به افرادی که می خواهند پدیده دین، نور و… را بفهمند، بگوید: شما عقلتان نمی رسد؛ چون او هم فرضش این است که عقلش می رسد؛ یعنی می تواند بفهمد و فهمش را بیان و مشاهده کند.

به زبان ساده تر، همان طور که هیچ فیزیک دان، شیمی دان و ریاضی دانی معطل نمی ماند که دیگری به او چیزی بگوید، بلکه همگی معتقدند که از قوه ای برخوردارند، ما هم در فهم دین، توحید، صراط و… هیچ دلیل موجّهی ندارد گفته کسی را قبول کنیم که می گوید: «من هرمنوتیشن هستم و می خواهم به شما بگویم که چطور بفهمید و شما بدون من، نمی فهمید». لذا من این حرفی را که اخیرا فردی در مصاحبه ای گفته اند: «مشکلی که ما در فقه و اصول و فهم دین داریم، این است که هرمنوتیک فلسفی نداریم»، باطل می دانم. اگر هرمنوتیک فلسفی داریم، داشته باشیم، ولی ما که می خواهیم هرمنوتیک فلسفی را بفهمیم، حتما یک قدرتی داریم. اگر این قدرت در ما هست و ذهن ما مسلّح به آن است، همان قدرت می تواند توحید، معاد و صراط را به ما معرفی کند و این طور نیست که ازاله قدرت بشود.

مجله تخصصی: همان طور که اشاره فرمودید، معمولاً هرمنوتیشنها معتقدند که فهم، غیر از درک الفاظ است و چیزی که معانی ظاهر را می رساند، همان ادراک است و ما به دنبال فهم متون هستیم و آن فهم هم، چند شرط دارد: یکی این که متن، تفسیر بشود و آن تفسیر، بر پایه اساس و اصول پذیرفته شده ای باشد. بحث بر سر این است که خود این قواعد، متکّی بر پیش فرضها و پیش زمینه هایی است. حال، سؤال این است که دلیل درستی این پیش فرضها چیست و درستی خود را از کجا گرفته است؟ آیا به دور یا تسلسل نمی انجامد؟ آیا این دور یا تسلسل، نتیجه ناکارآمدی هرمنوتیک و آنچه دنبال آن است، نیست و آن را به تناقض نمی کشاند؟

دکتر لاریجانی: در این جا چند بحث جالب مطرح می شود: بحث اول، این است که چه بسا ما در به کارگیری قوه درکمان، به طور طبیعی راحت تر عمل کنیم تا در فهمیدن قوه درک؛ چون خود درک، پدیده پیچیده ای است و ما خودمان نمی فهمیم که چگونه می فهمیم، ولی به طور طبیعی، خوب می فهمیم؛ مثل این که انسان غذا می خورد و غذایش هضم می شود و قرنها بود که بشر نمی دانست غذایش چگونه هضم می شود. ما قدرت هضم غذا را داشتیم، بدون این که کیفیت آن را بدانیم. ما چه می دانیم که ذهنمان چگونه می فهمد! یعنی چه بسا به کارگیری این قوّه، بسیار آسانتر از فهمیدن خود قوّه باشد. پس این خودش بحثی است و معقول نیست که بگوییم چون می توانیم بفهمیم و نمی دانیم که چگونه می فهمیم، پس فهم خودمان را تعطیل کنیم!

بحث دوم، این است که هرمنوتیک، دامنه فهم را از متن، توسعه می دهد و از بحث لفظ، فراتر می رود؛ مثلاً «کنفو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *