تعداد بازدید
6 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل هوسرل و تأسیس پدیدار شناسی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل هوسرل و تأسیس پدیدار شناسی شامل 107 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل هوسرل و تأسیس پدیدار شناسی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل هوسرل و تأسیس پدیدار شناسی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل هوسرل و تأسیس پدیدار شناسی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل هوسرل و تأسیس پدیدار شناسی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هوسرل و تأسیس پدیدار شناسی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل هوسرل و تأسیس پدیدار شناسی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل هوسرل و تأسیس پدیدار شناسی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هوسرل و تأسیس پدیدار شناسی :

مقدمه

ادموند هرسول(

Edmund Husserl)(1938- 1859

م)فیلسوف آلمانی مؤسس فلسفه پدیدار شناسی است.او در رشته ریاضیات به تحصیل پرداخت و رساله دکتری خویش را به سال ۱۸۸۳ در باره«حساب تغیّرات»در دانشگاه وین تألیف ۲

l

نمود. (۱) با علاقه ای که به بررسی مفاهیم اساسی ریاضیات داشت، با شرکت در کلاسهای فرانز برنتانو(

Franz Berentano)(1917-1838

)بین سالهای ۸۶-۱۸۸۴ به روانشناسی و فلسفه گرایش یافت و بالاخره بعد از مدت کوتاهی تمام وقت و مساعی خویش را مصروف تفکرات فلسفی نمود و با تلاشی خستگی ناپذیر مکتب پدیدارشناسی را پایه گذاری نمود.هر چند مکتبی که او ارائه داد، مکتبی جدید در میان مکاتب مختلف فلسفی است، مع هذا جدای از سنت گذشته فلسفه نیست.او از فلاسفه بزرگی چون دکارت و کانت متأثّر است، ولی مطمئنا استاد وی برنتانو بیشترین تأثیر را بر اندیشه وی داشته است.هر چند با نظریات او در مورد مکتب اصالت روانشناسی، مخالفت داشت یکی از مهمترین جنبه های تفکر وی که همان حیث التفاتی باشد، نشانه تأثیر برنتانو در افکار اوست. آثار مهم هرسول عبارتند از: (۲) «فلسفه حساب» (۱۸۹۱)، «بررسیهای منطقی»(۱۹۰۱-۱۹۰۰) «مفاهیم پدیدارشناسی محض»(۱۹۱۳)و دو جلد دیگر که پس از مرگ وی در سال ۱۹۵۲ چاپ شده، «پدیدارشناسی زمان درونی و آگاهی»(۱۰-۱۹۰۵) «منطق صوری و متعالی»(۱۹۲۹)«تأملات دکارتی» (۱۹۱۳)، «تجربه و حکم»(۱۹۳۱)«بحران علوم اروپائی»(۱۹۵۴).

قبل از پرداختن به موضوع اثلی، بررسی مختصری در خصوص کلمه پدیدارشناسی بی وجه به نظر نمی رسد.کلمه پدیدارشتاسی را نخستین بار لامبر فیلسوف آلمانی معاصر کانت درکتاب«ارغنون جدید»خویش به کار برد.او هر آنچه را واهی و موهوم بود پدیدار نامید.سپس این کلمه در نزد خود کانت نیز مطرح گردید.از نظر کانت ما تنها به پدیدار علم پیدا می کنیم.او کلمه پدیدار را در مقابل شی ء فی نفسه به کار برد.یعنی در حالی که شی ء فی نفسه، خارج از حیطه شناخت آگاهی ما می ماند و علم و معرفت ما هیچگاه راهی به آن ندارد، آنچه که توسط حساسیت و فاهمه، بر ما معلوم می شود، پدیدار و متمایز از شی ء فی نفسه است.هگل نیز در فلسفه خویش از این کلمه استفاده کرد و با انتشار کتاب معروف خود به نام «پدیدارشناسی روح»، کاربرد آن را در سنت فلسفی رواج داد.نزد وی پدیدار عبارت از ظهورهای مختلف روح، عقل کلی یا مطلق در بستر تاریخ است.مطلق، طی مراحل مختلف تاریخی، خود را به عنوان پدیدار می شناساند و سرانجام به شناسائی کامل خویش به عنوان ذات معقول نائل می شود و خود آگاهی کامل به دست می آورد. (۳) پس پدیدار در مقابل حقیقت کامل که همان مطلق باشد قرار دارد و وجود تبعی داشته و ظهورهای آن است.امّا در نزد هوسرل، پدیدار معنایی تازه می یابد.پدیدارها در واقع ذواتی هستند که به دور از هرگونه پیش فرض و سبق ذهنی، توسط عقل ادراک می شوند و شهود تجربی عقل همان است که در شهود ذوات مشاهده می شود.خصوصیت ذاتی آن متعلق فکر بودن و ملتفت الیه ذهن است. توضیحات بیشتر در طی بحث ارائه خواهد گردید.

انتقادات فرگه(

Gottlob Frege

)از مکتب اصالت روانشناسی (۴)

همچنانکه ذکر گردید، هوسرل بعد از اخذ درجه دکتری ریاضیات، در پی تبیین مبانی ریاضیات برآمد و با شرکت در کلاسهای ۲

l

برنتانو، تحت تأثیر نظریات اصالت روانشناسی، سعی کرد تا با استفاده از مبانی و مفاهیم این مکتب، به تبیین مبانی ریاضیات بپردازد.یعنی با روشن نمودن ساختمان آگاهی، چگونگی عمل آگاهی را در دریافت متعلقات علم ریاضی توضیح دهد.نتیجه تلاش وی در مورد مفاهیم و مبانی ریاضیات، جلد اول کتاب«مبانی حساب» بود که جلد دوم آن هرگز منتشر نشد.با انتشار این کتاب، فرگه ریاضی دان بزرگ آلمانی انتقادات مؤثری به آن مطرح ساخت، به نحوی که حتی منجر به تغییر نظر هوسرل در مورد اصالت روانشناسی شد و سرانجام هوسرل خود به یکی از منتقدان بزرگ این مکتب تبدیل گردید.جهت آشنائی بیشتر با انتقادات فرگه به نمونه ای از آن، مخصوصا در مورد تبینی که هوسرل با استفاده از مبانی اصالت روانشناسی، در مورد نحوه تشکیل مفهوم عدد مطرح کرده اشاره می شود.در این کتاب، هوسرل سعی می کند مبانی ریاضیات، از جمله، چگونگی تشکیل مفهوم عدد را روشن سازد.این نمونه ای از انتفاد فرگه از نظریات هوسرل است.هوسرل می گوید:عدد ناظر بر تعدد و تکثر است.وی در پاسخ به این سؤال که چگونه ما اعداد را به مجموعه های کاملا متفاوت و متمایز اطلاق می کنیم؟می گوید:

این ناشی از قدرت انتزاع ذهن است.ما در یک مجموعه همگون رفته رفته، از همه خصوصیات فرد صرف نظر می کنیم، آنگاه به مفهوم عدد نایل می شویم.مثلا در سبدی که سه گربه قرار دارد، با صرف نظر از مشخصات و خصوصیات هر یک از گربه ها، به تدریج موارد اختلاف آنها را نادیده می گیریم.به طور مثال از رنگهای مختلف، اندازه های متفاوت و نهایتا حتی از گربه بودن آنها صرف نظر می کنیم؛نهایتا می گوییم در کنار هم چیزی و چیزی و چیزی داریم و به همین طریق مفهوم عدد را می سازیم.فرگه انتقاداتی را به شرح زیر به این تبیین روانشناسی هوسرل وارد می آورد:

«۱-آیا پ از سلب همه خصوصیات از اشخاص مختلف یک نوع، چیز باقی می ماند یا نه؟یا باید گفت چیزی باقی نمی ماند، که در این صورت پس هیچ مفهومی در ذهن نداریم و هزار هیچ را هم که در کنار یکدیگر قرار دهیم، عددی حاصل نمی شود.زیرا نتیجه باز هیچ است.و اگر بعد از انتزاع چیزی باقی می ماند، آیا آنچه باقی مانده یکی است یا نه؟ اگر یکی نیست که باز به جای نخست که سه مفهوم متمایز گربه داشتیم، باز گشته ایم و از این نظر تعدد موجود هیچ تفاوتی با مرحله قبلی ندارد و درواقع پیشرفتی حاصل نشده است.اگر آنچه باقی مانده یک چیز است، یک شی ء است یا یک مفهوم؟اگر یک شی ء باشد، قابل تعدد و ۲

l

تکرر نیست و اگر یک مفهوم باشد.هزاران مفهوم را هم که در کنار هم قرار دهیم تنها یک مفهوم است و تعدد در آن نیست.هزار مفهوم انسان هم همان انسان است و هیچ معنای تعدد و تکراری در آن وجود ندارد.

۲-اگر تکثر و تعدد را مفهوم اساسی عدد و ناظر به آن بدانیم، دیگر ۱ و صفر جزء اعدا نخواهند بود.در حالی که در پاسخ سؤال از چیزی می توان هم او هم صفر را مطرح نمود.

۳-اگر آنچنانکه هوسرل معتقد است، مفهوم عدد ناشی از ساختمان ذهنی انسان است، باید تصور اعداد بسیار بزرگ به آسانی اعداد کوچک باشد؛در حالی که چنین نیست.

۴-بنابر مبانی اصالت روانشناسی، تعریف یا بی فایده خواهد بود یا غیر ممکن.زیرا بر اساس این نظام فکری هر کلمه یا ترکیبی از کلمات در ذهن، تصورات ما به ازایی دارد.بنابراین هنگام تعریف، دو کلمه ای که جهت تعریف و روشن نمودن یک مفهوم به کار می رود، یا هر دو یک متعلق دارند، یعنی تصور متعلق به آن دو کلمه یکی است و هر دو لفظ دلالت بر یک تصور دارند که در این صورت تعریف بی فایده است و اگر به دو تصور متفاوت باز گردد، در این صورت نمی توان از یکی برای تبیین دیگری استفاده نمود.

در نظر فرگه، منشأ خطای هوسرل در این تحلیل از مفهوم عدد، عدم تمایز میان مفهوم و تصور است.در حالی که مفهوم دارای عینیت است، تصور یک عمل ذهن است و نمی توان حکم تصور را که امری ذهنی است بر مفهوم که عینی است حمل نمود.بنابر نظر فرگه، عدد ویژگی مفهوم است نه عملی ذهنی و نه خاصیت اشیاء.مثلا خاصیت مفهوم«قمر زمین»یک است.و چهار خاصیت مفهوم«حیوان چهارپاست».به دیگر سخن، عدد ویژگی مفهوم است و خصوصیتی است که خود مفهوم واجد آن است.انتقادات عمده فرگه بر اصالت روانشناسی چنین است.

۱-مفاهیم ریاضیات امور انتزاعی نبوده و قانونهای آن صرفا پاره ای تعمیمهای ذهنی نیستند.با توجه به آنچه در خصوص مفهوم عدد در بالا توضیح داده شد، روشن می شود در نظر وی مفاهیم ریاضی از عینیت برخوردارند و بنابراین قوانین مربوط به آنها هم تعمیمهای صرفا ذهنی نیستند در نتیجه، ۲-قوانین ریاضیات برخلاف قوانین روانشناسی آن چیزهایی را مطرح می کند که ضرورتا صحیح اند، خواه کسی به آن بیندیشد یا نه.۳-قوانین روانشناسی، همواره قابل تجدید نظراند.دانشمندانی هستند که نظرات دانشمندان دیگر را قبول نداشته و نظر دیگری ابراز می دارند.امّا قوانین ریاضیات با صادق اند.استدلالی که در مورد یک نظریه مطرح می شود، برای همه افراد صادق است و آنچه با استفاده از قوانین اثبات می شود برای همه انسانها پذیرفته است، نه اینکه از دیدگاهی خاص پذیرفته باشد.

بحران علوم انسانی

انتقادات فرگه از مکتب اصالت روانشناسی تأثیر عمیقی بر هوسرل داشت و نظر او را در مورد این مکتب کاملا تغییر داد و خود هوسرل را به یکی از منتقدان اصلی آن تبدیل نمود.این دیدگاه نقادانه نسبت به نظریات برنتانو، هوسرل را متوجه بحرانی اساسی تر که علوم انسانی را تهدید می کرد نمود.این علوم سعی داشتند با استفاده از روشهای تجربی در حوزه های مربوط به علوم انسانی نیز تحقیقات و بررسی نمایند.این حرکت در نظر هوسرل، بحران آرین بود.هر چند ممکن بود ظاهری آراسته داشته و بیانگر تلاشی برای پیشرفت و توسعه و اتقان این علوم باشد، همانگونه که در مورد علوم تجربی چنین شده است.ولی این را فریبی بیش نمی دانست و عقیده داشت، هرگاه در علوم انسانی هم روشهای علوم تجربی به کار رود، با توجه به دلائل زیر موجی تزلزل این علوم خواهد بود.دلائل هوسرل در این مورد چنین قابل دسته بندی است:

۱-آنچه از علوم تجربی حاصل می شود، معرفتی حصولی است که در اثر فرض وحدت فراگیر جهان طبیعت، ثمربخش است.ولی یک حدت عینی ضروری که بدیهی بوده و به عنوان عالمی که قوانین مختلف علمی در آن حاکم باشد فرضی بیش نیست.در حالی که حیات روانی انسان، با علم حضوری برای هر فردی معلوم است و خود برخوردار از وحدت حقیقی است.برای درک بهتر مجربات نیازمندیم تا ترکیب مجددی از آنها تحت عنوان جهان منظم داشته باشیم، اما در خصوص علوم انسانی چنین نیازی وجود ندارد.آنچه در این گونه علوم بیش از هر چیز مورد نیاز است، توصیف دقیق مشاهدات و معلومات است.

۲-روشهای تحقیق هر علم را نمی توان مستقل از موضوع آن علم تعیین نمود و همواره باید سنخیت و هماهنگی میان موضوع یک علم و روش تحقیق آن برقرار باشد.عالمان روانشناسی (مخصوصا)و علوم انسانی(عموما)وقتی روشهای تحقیق علوم تجربی را در علوم انسانی به کار می برند، به این اختلاف اساسی میان این دو دسته علوم توجه ندارند و همین امر موجب بحران در علوم انسانی می شود.

۳-در حالی که موضوعات علوم تجربی، مشخص و معین هستند، موضوعات علوم انسانی از چنین تشخصی برخوردار نیستند.بنابراین به درستی مشخص نمی شود که یک محقق علوم انسانی با روشهای علوم تجربی به دنبال چیست؟مثلا اینکه در فلان شرایط خاص، برخی از انسانها عصبانی می شوند با بیان اینکه اصولا حالت عصبانیت چگونه حالتی است و از چه ویژگیهای روحی و روانی برخوردار است، آمیخته می شود و موجب ابهام بیشتر مسائل و موضوع این علوم می گردد.

یا اینکه وقتی ویژگیهای خاص این علوم، مانند ویژگیهای موضوعات علوم تجربی، یعنی مانند یک پدیدار مادی مورد بررسی قرار می گیرد، این علوم دچار سستی می گردند. چرا که علوم تجربی و قوانین تجربی و محتمل روانشناسی و جامعه شناسی، در واقع مثل مبنایی برای به دست آوردن ماهیت و قوانین علوم انسانی به کار می روند.در نتیجه چون این مبانی خود متزلزل هستند و از روایی بالایی برخوردار نیستند و موارد استثناء فراوانی دارند، این تزلزل بر نتایج حاصل از این مبانی نیز مؤثر است.پس چاره چیست؟آیا باید به مابعدالطبیعه های اصالت عقلی بازگشت و از روشهای علوم تجربی قطع امید کرد؟یعنی با استفاده از مفاهیم فلسفی گذشتگان، سعی در تبیین مفاهیم مختلف علوم انسانی نمود؟هوسرل معتقد است که نباید به واسطه این ضعفها و کاستیهای روش علوم تجربی، یکسره در امان مابعدالطبیعه های جزمی فرو غلتید.بلکه با تعیین موضوع این علوم، باید کوشید و روشی برگزید که ضمن داشتن کارآیی لازم، در این معرفتها یقین آور باشد. (۵)

قبل از پایان این بخش، شاید اشاره به آخرین نظریات هوسرل در مورد علوم تجربی بی وجه نباشد.کتاب بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی، متضمن آخرین نظریات هوسرل در خصوص علوم تجربی است:

علوم تجربی جدید که در قرن هفدهم توسط گالیله و دکارت پایه گذاری شد، با این ادعا آغاز گردید که آنچه ما از عالم مشاهده می کنیم، حقیقت یا واقعیت عالم نیست.این واقعیت، تنها چهره ای ریاضی دارد و با توجه به آن می توانیم به حقیقت عالم پی ببریم.این مرحله تولد علم جدید بود.در مرحله سوم در سایه پیشرفتهای علمی، این نظر چنان تثبیت گردید که نیاز به هیچگونه توجیهی نداشت.اگر در مرحله اول دکارت خود را موظف می دید تا از مفاهیم ریاضی با عنوان مفاهیم واضح و متمایز با اثبات وجود خدایی که فریبکار نیست، دفاع کند، در مرحله دوم کانت از علم جدید به عنوان واقعیتی یاد می کرد که خواه ناخواه خود را بر ما تحمیل می کند.ولی در مرحله سوم، با پیشرفت علوم تجربی مشکل مطرح گردید. این مشکل جدایی روزافزون جهانی بود که نظریات فیزیک-ریاضی برای انسان ترسیم می نمود با عالمی که انسان آن را به حواس خویش می یابد این دومی همان چیزی است که هوسرل از آن به زیست در جهان تعبیر می کرد. این دیگر وظیفه فیلسوف بود که در خصوص مبانی علم جدید غور و بررسی بیشتری نماید. این فرض که طبیعت کاملا ریاضی است، نه فرضیه ای علمی بود و نه یک فرضیه معمولی.چرا که در هیچ تجربه قابل اثبات نیست و تنها به عنوان یک دستور کار و قاعده تنظیمی که همواره نیاز به تحکیم بیشتر توسط نمونه های مأخوذ از تجربه دارد، باقی می ماند.لذا بهتر است بگوییم جهان پذیرای تفسیر ریاضی است و این با فرض قبلی تفاوتی اساسی دارد و تنها تغییر الفاظ نیست.چرا که در این صورت دیگر مدعا این نیست که طبیعت حقیقتی ریاضی دارد، بلکه به این معنی است که ما با مجموعه ای که ساخته ایم درصدد تفسیر طبیعت هستیم.پس طبیعت مورد نظر یک فیزیکدان، طبیعتی است که از تألیف مفاهیم متعدد پدید آمده است و نباید آن را عین واقعیت بدانیم.در اینجاست که این طبیعت به عنوان یک پدیده ذهنی که محصول ذهن آدمی است، متعلق روش پدیدارشناسی قرار می گیرد و با پدیدار شناسی هوسرل مرتبط می گردد. (۶)

حیث التفاتی آگاهی

هوسرل در جستجوی این حوزه یقینی است که به میراث فکری فلاسفه بزرگی همچون دکارت و کانت نظر می کند.در نظر وی فعالیت دکارت در این مورد حرکتی صحیح بود ولی عمق و پی گیری کافی نداشت.در واقع، هوسرل در جهت جستجوی یقین در معرفت انسانی تلاشی همچون دکارت و کانت به کار بست، ولی نتایجی که از فعالیتهای خویش گرفت استقلال نظریاتش را روشن نمود.دکارت برای یافتن زمینه ای یقینی، جهت بنای علم یقینی به من متفکر توجه نمود.او در این راه از شک دستوری سود جست و همه آن معارفی را که در یک دیدگاه طبیعی و روزمره روشن و بدیهی می نمود، قابل شک یافت و آنها را به همین جرم طرد نمود تا به پایگاه یقین و اطمینان برسد، اما درست در لحظه حصول به سر منزل مقصود و یافتن اطمینان بود که با غفلت و عدم توجه به نتایج اساسی چنین استنتاجی، از دست یابی به اساس استوار و مطمئن برای معرفت باز ماند و در نتیجه دچار دوگانگی جوهر اندیشنده و جسم گردید و این دوگانگی و ماندگاری در زندان جوهر اندیشنده را از خویش به یادگار گذاشت.به نظر هوسرل، دکارت از عبارت:

«من می اندیشم، نباید نتیجه می گرفت:پس هستم» چرا که هستی نتیجه منطقی و بدیهی اندیشه نیست و در ماهیت اندیشه، نه هستی بلکه اندیشیدن به چیزی نهفته است.آنچه که به روشنی و بداهت می توان از عبارت«من می اندیشم»به دست آورد این است که«به چیزی می اندیشم»و اندیشه ام متعلقی دارد، نه اینکه هستم و این همان قصددار بودن اندیشه است که هوسرل از استاد خویش برنتانو آموخته بود. بر طبق این آموزه، حالات وجدان و اگاهی همواره متعلقی دارد و قصد و آهنگ چیزی در آن مندرج است.فکر بدون متعلق امکان ندارد.همانگونه که عشق، نفرت و ترس…بدون متعلق بی معناست. پس حیث قصددار بودن آگاهی بیان می دارد که وجدان و آگاهی ما همواره به سوی متعلقی نشانه رفته و مدلولی دارد و نمی توان سخن از این حالات وجدان بدون مدلول گفت که هیچ متعلقی ندارند. (۷) ما همواره به چیزی فکر می کنیم، علاقه به چیزی داریم، از چیزی نفرت داریم و از امری می ترسیم و…به عقیده هوسرل، چون دکارت این نتیجه بدیهی و روشن را از عبارت معروف خود نگرفت و به جای آن هستی شی ء اندیشنده را قرار داد، به ناچار در درون همان هستی که برای خود در نظر گرفت، زندانی گشت و نتوانست از آن خارج گردد.

امّا هوسرل وارث فلسفه کانت نیز بود.او همچون کانت در پی یافتن ویژگیها و تأثیرات فاعل شناسائی بر متعلق شناسائی بود.چنان نبود که فاعل شناسائی را کاملا بی تأثیر بر متعلق شناسائی بداند، بلکه به عکس عقیده داشت اگر عالم در روش تحقیق خویش دقت نداشته باشد، تأثیرات نابجا و مخربی بر متعلقات معرفت خواهد داشت.پس در پیراستن و به حداقل رساندن این تأثیرات کوشید.امّا از این جهت که در معرفت به شی ء فی نفسه که قابل شناسائی نباشد قائل نبود، نظرش از دیدگاه کانت متمایز می گشت.همچنانکه در بالا ذکر گردید، حالات ذهن یا وجدان همواره متعلقی دارد و به سوی مدلولی دلالت می کند و پدیداری را نانه رفته است، این یک ویژگی آگاهی است که ذاتی آن است و بدون این ویژگی وجدان یا آگاهی معنی ندارد.ولی از سوی دیگر پدیدار نیز از خصوصیتی برخوردار است که بدون آن نمی توان آن را پدیدار دانست و آن همانا اندیشیده شدن و متعلق آگاهی واقع شدن است.

در نظر هوسرل همچنانکه آگاهی هموره به سوی چیزی نشانه رفته، پدیدار نیز به وجدانی تعلق دارد و متعلق ادراکی است.هیچ پدیداری که متعلق ادراکی نباشد وجود ندارد، (۸) چرا که ذاتی هر پدیداری تعلق به آگاهی داشتن است و آنچه پدیداری را پدیدار می کند، همین تعلق داشتن به آگاهی و وجدان است. بهترین مثال در این مورد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *