تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی :

چکیده

فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی در دو ساحت امکان و تحقق، پرسش اصلی نوشتار است. درباره فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی، دو دیدگاه کلان ایجابی و سلبی را مطرح ساخته اند. پیشینه تاریخی این مسأله به فرهنگ مسیحیت بر می گردد؛ امّا نگارنده، ضمن بیان امکان فلسفه اسلامی، به تبیین و تحلیل شش رویکرد در باب تحقّق اسلامیت فلسفه پرداخته است.

فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی در پرتو فرهنگ و تمدن اسلامی، جهتگیری، طرح مسأله، ابداع استدلال و رفع اشتباه در مقام اثبات و رویکرد مفهوم بلامصداق و بی هویتی فلسفه اسلامی در مقام نفی بیان شده است. فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی در پرتو اسلام جامع نگر نظریه برگزیده مؤلف است.

واژگان کلیدی: فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی، امکان فلسفه اسلامی، تحقق فلسفه اسلامی، آموزه های اسلام، عقل.

درآمد سخن

فلسفه اسلامی، بستر تاریخی قدیم و استواری را سپری کرده است و جا دارد با نگاهی معرفت شناسانه به وصف و تبیین و ارزیابی درجه دوم آن پرداخت و به عبارت دیگر ، برای دستیابی به پاسخ های معرفت شناسانه ، فلسفه فلسفه اسلامی یا فلسفه پژوهی در حوزه مکاتب فلسفه اسلامی ضرورت می یابد. پرسش هایی مانند چیستی فلسفه اسلامی ، روش شناسی، ترابط آن با سایر علوم و معارف ، تبیین گزاره های فلسفی ، آسیب شناسی، کشف ساختار فلسفه ، مقایسه گرایش ها و رویکردهای گوناگون و جایگاه فلسفه اسلامی ، مقایسه روش و ساختاری با فلسفه های غرب و کارکردهای فلسفه اسلامی، نمونه ای از این نگرش معرفت شناسانه است . پاره ای از پرسش های اسا سی در حوزه پیش گفته این است که فلسفه اسلامی در مقابل فلسفه های غربی چه جایگاهی دارد و آیا مطلب مهمّی برای دنیای امروز و انسان معاصر دارد؟ گرهی ازنیازهای بشری باز می کند یا این که فلسفه اسلامی گرفتار کهنگی و مرور زمان و عتیقه ای و موزه ای شده است ؟ آیا فلسفه به صورت فکر ارزشمند می تواند موزه ای شود و زندگی و بالندگی اش را از دست بدهد و آیا قدمتش ، ارزش آن را نمی کاهد؟ پرسش مهمّ دیگری که در این نوشتار دنبال می شود ، پرسش از هویت و ماهیت فلسفه اسلامی است. متفکران اسلامی و غربی پرسیده اند: آیا اسلام هم فلسفه دارد و آیا اصولاً فلسفه اسلامی ، مفهومی معنا دار است یا مفهومی بدون مصداق است ؟ به عبارت دیگر ، آیا فلسفه اسلامی ، امکان پذیر است ؟ آیا فلسفه اسلامی ، وجود دارد ؟

درباره هویت و فلسفه اسلامی ، دو دیدگاه کلان ایجابی و سلبی را مطرح ساخته اند . عده ای ، چنین فلسفه ای را اثبات، و گروهی انکار کرده اند.

امکان فلسفه اسلامی

یکی از پرسش های مربوط به هویت فلسفه اسلامی به امکان آمیختگی فلسفه با اسلام و نقش و کارکرد آموزه های اسلامی در مقام گرد آوری و داوری دستاوردهای فلسفی برمی گردد. برخی از پژوهشگران حکمت اسلامی با تقسیم بندی فلسفه اسلامی به مدل اخص و اعم، فلسفه اسلامی را ممکن دانسته اند . فلسفه اسلامی اخص برگرفته از متون دینی و فلسفه اسلامی اعم عبارت از آرا و دیدگاه های حکیمان و فیلسوفان مسلمان است. فلسفه اسلامی اخص، به خودی خود، وصف اسلامیت را دارد؛ زیرا خاستگاه آن متون اسلامی (نه گفتار فیلسوفان) است؛ البته به دلیل دخالت استنباط در تحقیق و تفسیر و برداشت آن، خلوص و ناب بودن آن نسبی است و فقط خالص بودنش در اندیشه صاحبان معصوم تحقق دارد. نهادهای فلسفه اسلامی اخص، همان متون دینی و آیات قرآن و احادیثند. آیات قرآن به محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقیّد، نص و ظاهر، مجمل و مبیّن و احادیث از لحاظ سند ، به متواتر و واحد ( صحیح، حسن، موثق، ضعیف، قوی) و از لحاظ دلالت به نص و ظاهر و مجمل، و از لحاظ قرینه به خبر محفوف به قرائن و خالی از قرینه تقسیم پذیرند.بی اعتبار خواندن ظنّ و اختصاص حجیت به قطع و یقین باعث می شود که از میان متون دینی فقط متون یقین زا در فلسفه اسلامی اخص اعتبار داشته باشد؛ یعنی متون قطعی السند مانند قرآن و خبر متواتر و خبر محفوف به قراین و متون قطعی الدلاله.

فلسفه اخص به چند گونه در متون دینی وجود دارد .

أ. به گونه نقدی یعنی نقد و ارزیابی آرا و نظریات گوناگون و نفی فلسفه باطل؛ این گونه، راهی برای گشودن طرح فلسفه حق به شمار می آید؛

ب. به گونه اثباتی و دریافت فلسفه حق از آیات و احادیث با ویژگی قطعیّت و خلوص؛

ج. به گونه استظهاری یعنی برداشت و دریافت از راه نشانه ها و مطلق مدارک با فقدان ویژگی قطعیت و خلوص؛

د. به گونه متدیک به معنای کشف راه های درست اندیشیدن و شیوه های کاوش در حقیقت و اصول تفکر؛ بنابراین، فلسفه، رویه و حالت نازل و بشری دین، و دین ، نهان برین و مینویی فلسفه است. به دیگر سخن، فلسفه، تفسیری بشری از محتوای دین است.

فلسفه در گوهر دین به گونه ای صحیح تر و کامل تر نهفته است و ذهن اندیشه ور با ابزار منطق و دستورها و همگان های دانش به اندازه توان خود، دین را تفسیر، و فلسفه دینی و الاهی را از درونش استخراج می کند.

منظور از فلسفه اسلامی اخص، تفسیر عقلانی و مدلّلی است که از پیامبر صلی الله علیه وآله و امامان معصوم علیهم السلام به ما رسیده است .

استخراج فلسفه از متون بر سه پایه استوار است:

۱. داده های آشکار و مستقیم متون ، چه در صورت نص یا صورت ظواهر؛

۲. تعلیل های موجود در متون که نشان دهنده اصول و مبادی فلسفه اسلامی است؛

۳. نتیجه گیری های موجود در متون ( عابدی شاهرودی، ۱۳۶۴: ص ۳۶ ۵۰).

تحقق فلسفه اسلامی

درباره تحقق و فعلیت فلسفه اسلامی، دیدگاه های گوناگون ارائه شده است. پاره ای با بهره گیری از فلسفه دینی، فرهنگ و تمدن اسلامی، جهت گیری، تعالیم وحی ، قرآن و سنت، و جهت دهی و طرح مسأله و ابداع استدلال و رفع اشتباه ، اسلامیت فلسفه را پذیرفتند و دسته دیگری، آن را مفهوم بی مصداق یا بی هویت معرفی کردند . اکنون به پاره ای از تبیین و تحلیل این رویکردها می پردازیم.

رویکرد اول: فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی در پرتو فرهنگ و تمدن اسلامی

بسیاری از نویسندگان و دانش پژوهان مسلمان در برابر منکران فلسفه اسلامی ضمن پذیرش رشد و بالندگی دستگاه های جهان بینی و جهان شناسی در پرتو فرهنگ و تمدن اسلامی، انطباق صددرصد جریان های فلسفی با معارف قرآنی را نپذیرفتند.

ابراهیم مدکور، محقق عرب زبان درباره فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی، آن را مولود اندیشه عرب ندانسته و سهم ملت های دیگر مانند ایرانیان و هندیان و ترک ها و مصریان و اندلسی ها را در تکوین آن مهّم معرفی کرده است. وی بر این باور است که تمدن اسلامی، هنگام مجد و عظمتش، هرگز سد راه علم نشد؛ بلکه آن را تأیید کرد و با فلسفه به مبارزه برنخاست و آغوش خود را برای پذیرفتن آرا و مذاهب گوناگون و متباین گشود. اسلام که مردم را به تأمل و تدّبر و نگریستن در آسمان ها و زمین دعوت می کند، چگونه ممکن است خود مانع بحث و تحقیق و آزادی فکرشود. این که فلسفه را فلسفه عربی یا فلسفه اسلامی بخوانیم، چیزی جز جدال لفظی بی فایده نیست. این فلسفه در جو اسلامی و در کنف حمایت آن پرورش یافته و به زبان عربی نوشته شده است؛ اما نباید عنوان «عربی» این توهم را پدید آورد که فلسفه اسلامی مولود اندیشه عنصر عرب است؛ زیرا اسلام در زیرلوای خود، ملت های دیگر را گرد آورد و همه این ملت ها در این حرکت فکری سهیم هستند درباره اسلامی بودن آن نیز نمی توان ادعا کرد که همه،حاصل افکار مسلمانان است و بس.این ادعا هم با شواهد تاریخی مغایرت دارد؛ زیرا مسلمانان، نخستین بار از محضر درس فسطوریان و یعقوبیان و یهود و صابئین استفاده کرده اند؛ با وجود این، نامیدن این گونه مباحث به فلسفه اسلامی موجّه است؛ زیرا اسلام فقط دین نیست؛ بلکه دین و تمدن است.

فلسفه اسلامی از حیث موضوع و مسائل و مشکلات و راه ها و شیوه ها ی حل آن ها ممتاز و مشخص است. این فلسفه به مسأله واحد و کثیر، رابطه بین خدا و عالم پرداخته، میان وحی و عقل، عقیده و حکمت، دین و فلسفه وفاقی می دهد؛ پس فلسفه اسلامی مولود محیطی است که در آن به نشو و نما پرداخته و فلسفه ای دینی و روحی شده است (بیوّمی مدکور، ۱۳۶۰: ص۸ ۱۱).

طرفداران مکتب تفکیک نیز فلسفه اسلامی را در دستگاه های جهان بینی و جهان شناسی دانسته که در دامن فرهنگ اسلامی پدید آمده و قوام یافته است و دستگاه هایی که هم از عناصر فکر یونانی و دیگر نحله های فکری پیش از اسلام مایه هایی فراوان گرفته و هم در حوزه تعالیم اسلامی و قرآنی پرورده شده است. پیروان مکتب تفکیک، منکر فلسفه و عرفان اسلامی نیستند؛ بلکه منکر انطباق کامل جریان های فکری فلسفی با معارف صرف قرآنی اند ( حکیمی ، ۱۳۷۹: ص ۲۵۸ و۲۵۹).

این رویکرد، تبیین حداقلی از فلسفه اسلامی است که در پرتو فرهنگ و تمدن اسلامی ارائه شده است. بی شک، دستگاه ها و جریان های فکری از ملت های گوناگون ایرانی، هندی، ترک، مصری، اندلسی و عربی زاییده می شود؛ یعنی نیازهای متغیر و ثابت اندیشه ای جوامع گوناگون در سامانه فلسفه اسلامی نقش داشته، و آموزه های اسلامی با دعوت مردم به تأمل و تدّبر منشأ بالندگی و رشد نظام های فلسفه اسلامی شده است؛ اما عدم انطباق کامل جریان های فلسفی با معارف صرف قرآنی، با آرمان بزرگ حکیمان مسلمان مبنی بر تطابق فلسفه با شریعت ناسازگاری ندارد. مگر فقیهان مسلمان، آرمانشان این نیست که استنباط و اجتهادشان به طور کامل بر قرآن و حدیث منطبق باشد؛ ولی آیا همه ایده های آن ها تحقق یافته است ؟ در این صورت، چرا با یک دیگر اختلاف دارند. مذهب تصویب و تخطئه در میان فقیهان اهل سنت و شیعه چه معنایی دارد؟

مکتب تفکیک باید بداند همان گونه که قاعده للمصیب اجران و للمخطی اجرٌ واحد بر اجتهاد فقیهان منطبق است ، این قاعده درباره فلاسفه اسلامی نیز جاری و ساری می شود.

پرسش اساسی که این رویکرد بدان نپرداخته، این است که جریان های فلسفی در فرهنگ و تمدن و جوامع اسلامی از قرآن و سنت در مقام گردآوری یا داوری بهره گرفته اند تا وصف اسلامیت برای فلسفه معنای محصّلی یابد یا خیر. چنین اتفاقی نیفتاده است و مفهوم فلسفه اسلامی به این معنا، بدون مصداق می شود.

رویکرد دوم : فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی در پرتو جهتگیری

فلسفه اسلامی، دانشی است که از موجود بما هو موجود با روش عقلی بحث می کند؛ پس علوم عقلی و برهانی مانند ریاضیات از فلسفه خارجند؛ زیرا موضوعشان، موجود بما هو موجود نیست؛ بلکه موجود مقّید به کمیت یا … است؛ پس درون موضوع یا روش فلسفه اسلامی، التزام یا عدم التزام به دین یافت نمی شود؛ اما در جهت گیری فلسفه می توان از امور خارج از ذات فلسفه بهره گرفت. دین می تواند انگیزه برای تأملات فلسفی و جهت گیری در آموزه های فلسفی را ایجاد کند. به عبارت دیگر، فلسفه، ماده و صورتی دارد. صورت آن، برهان عقلی و مادّه آن، محتوای فلسفی است. عوامل خارجی مانند آموزه های دینی در محتوای فلسفی مؤثر است.

اسلامی، یهودی، مسیحی، شرقی و غربی بودن، با فیلسوف بودن و بحث عقلی فلسفه منافاتی ندارد. ویژگی ماهیت فلسفه این است که فارغ از هر گونه پیش فرض در مسائل فلسفی، به صورت عقلی و استدلالی بحث شود؛ اما گرایش های فلیسوفان با هم متفاوتند؛ به گونه ای که فلسفه اسلامی از فلسفه یهودی و فلسفه مسیحی، و حتی فلسفه شیعی از فلسفه اهل سنت جدا می شود و این ادعا که برخی گفته اند ، فلسفه اسلامی همان فلسفه یونانی است، سخنی ناتمام و غیر مطابق با واقع است؛ زیرا گر چه فلسفه اسلامی، مأخذ یونانی دارد، فلسفه یونانی یگانه مأخذ آن نیست؛ افزون بر آن که در نهضت ترجمه، از موضوعات محدود و آثار معینی مانند ارسطو و افلاطون و افلوطین بهره جسته است ( غفاری، ۱۳۸۳: ص ۱ ۲۵).

ابهام رویکرد پیش گفته در این است که ۱. دین، چقدر باید به لحاظ محتوا بر فلسفه تأثیر بگذارد تا بتوان آن فلسفه را دینی یا اسلامی دانست؟ مسلماً بر همه مسائل تأثیر گذار نیست؛ زیرا بسیاری از مسائل فلسفی مانند امور عامّه، بر دین و آموزه های اسلام مقدّم هستند.

۲. اساسی ترین مباحث فلسفی از راه براهین عقلی محض و مبتنی بر بدیهیات اولیه اثبات می شوند؛ یعنی مسائل اصلی فلسفه، سرانجام بر اولیات و علم حضوری مبتنی اند. حال که محتوای فلسفه بر این دو روش استوار است ، چگونه جهتگیری فلسفه به وسیله دین تصویر می شود. آری، پاره ای از مدعیات دینی اساسآً فلسفی اند و حد وسط آ ن ها در عبارت پیشوایان دین و متون دینی ذکر شده است؛ مانند خطبه های توحیدی نهج البلاغه؛ اما آیا فیلسوفان اسلامی، استدلال های عقلی موجود در متون دینی را مبنای برهان سازی گرفته اند یا پس از کشف عقلی، حد وسط برهان با آموزه های دینی هماهنگ شد؟ در این صورت، باید ادعا شود که فلسفه اسلامی به معنای سازگاری آموزه های فلسفه اسلامی موجود با معارف دینی است، نه به معنای جهت گیری فلسفه از اسلام.

۳. فلسفه اسلامی قابلیت دفاع از آموزه های وحیانی و نبوی و ولوی را در برابر شبهات قدیم و جدید دارد. فلسفه اسلامی می تواند مبادی دینی را اثبات، و معارف عقیدتی اسلام را تثبیت و مستدل کند. یا معارف قرآنی و روایی برای فلسفه، مسأله سازی کند، مانند صفات الاهی. این ها نمونه ای از موّجه سازی اسلامیت فلسفه شمرده می شود که این رویکرد بدان توجه نکرده است.

رویکرد سوم: فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی در پرتو جهت دهی، طرح مسأله، ابداع استدلال و رفع اشتباه

این رویکرد، فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی را جامع تر و دقیق تر از رویکردهای دیگر به شرح ذیل بیان می کند:

۱. فلسفه در مقام داوری یعنی مرحله اثبات صدق و کذب گزاره ها از وحی و آموزه های وحیانی کمک نمی گیرد؛ زیرا قوام فلسفه بر این است که مستخرج از عقل باشد و لاغیر؛ پس آموزه های وحیانی اسلام، جانشین استدلال ها و مبادی فلسفی قرار نمی گیرند.

۲. آموزه های وحیانی اسلام در جهت دهی، طرح مسأله، ابداع استدلال و رفع اشتباه بر فلسفه تأثیر می گذارد و فلسفه اسلامی را امکانپذیر می سازد.

۳. هر دینی می تواند به فلسفه ای که در دامن آن پرورش یافته به لحاظ تعیین مسائل مهّم و تقدیم آموزه های اهم بر مهّم جهت دهی کند؛ برای مثال، مسأله خداشناسی و توحید در اسلام اهمیت ویژه ای دارد و همین باعث شده که این گونه مسایل در فلسفه حجیم تر و عمیق تر شوند.

۴ . دین در مقام گردآوری و طرح مسأله نیز بر فلسفه تأثیر می گذارد و با طرح آموزه های هستی شناسانه جدید، مسائل فلسفی نوی را فرا روی فیلسوفان متدین قرار می دهد و آن ها نیز با استدلال های عقلی به اثبات گزاره های هستی شناختی می پردازند.

۵ . آموزه های دینی در قلمرو هستی شناسی به طور صریح یا ضمنی، ارائه استدلال کرده اند و به همین دلیل در ابداع استدلال بر فلسفه تأثیر می گذارند.

۶ . دین با نشان دادن خطای فلسفه، مغالطی بودن استدلال را به فیلسوف نشان می دهد و در رفع اشتباه آن تأثیر می گذارد.

۷ . نه تنها فلسفه اسلامی به معنای تأثیر گذاری آموزه های اسلام بر فلسفه با یکی از انحای چهارگانه ممکن است، بلکه مجموعه معارفی که تحت عنوان فلسفه اسلامی ارائه می شود، محقّق است؛ زیرا با نگاهی گذرا به قرآن و روایات می توان دریافت که خداشناسی و معاد شناسی، اهمیت ویژه ای دارند و همین مطلب باعث شده که اسلام در جهت دهی به فلسفه اسلامی تأثیر بگذارد و حکیمانی چون ابن سینا و ملاصدرا به صورت تفصیلی و دقیق به این مباحث بپردازد. تأثیر اسلام بر فلسفه از زاویه کلام در طرح مسائل نو مانند مسأله مساوقت وجود با شیئیت و نفی واسطه بین وجود و عدم، مسأله امتناع اعاده معدوم، مسأله مناط احتیاج معلول به علت، مسأله ابطال اولویت، مسأله امتناع ترجیح بلا مرّجح نمایان است، همچنان که تأثیر اسلام بر فلسفه متعالیه از زاویه عرفان اسلامی در مسأله اصالت وجود، وحدت وجود، وجود منبسط، بسیط الحقیقه کل الاشیاء، تطابق عوالم،آشکار است و همچنین مسائلی مانند صفات ثبوتیه و سلبیه و بحث معاد روحانی و جسمانی، خلود، تجدد احوال در بهشت و جهنم، قضا و قدر، شرور و غیره از قرآن و روایات وارد فلسفه اسلامی شده است؛ یعنی هیچ پیشینه یونانی و سریانی ندارد.

برهان های متعددی در نصوص دینی وجود دارد که فیلسوفان اسلامی در برهان صدیقین و توحید الاهی بهره گرفته اند. تأثیر دین بر فلسفه در ساحت رفع اشتباه در مسأله حدوث عالم معلوم می شود. حکیمان پیش از صدر المتألهین، جهان و حرکت دوری افلاک و زمان را قدیم می دانستند؛ در حالی که ظهور آیات و روایات در حدوث زمانی است و صدرا با تکیه بر حرکت جوهری، مسأله را حل کرد (عبودیت ، ۱۳۸۲: ص ۲۶ ۴۰).

رویکرد چهارم: فایل پاورپوینت کامل هویت فلسفه اسلامی، مفهوم بدون مصداق

برخی از مخالفان عنوان فلسفه اسلامی و اسلامیت فلسفه، با تأکید و نقد بر دیدگاه ششم به شرح ذیل گزارش داده اند:

۱. فلسفه اسلامی بل فلسفه دینی اعم از اسلامی و غیر اسلامی مانند فلسفه یهودی، فلسفه مسیحی و… مفهوم بی مصداق است.

۲. برای فلسفه، قید اسلامی و مسیحی و… قابل فهم نیست؛ چرا که در فلسفه هر گونه تقویم و ارزش گذاری معرفتی باید بر اساس دلیل و برهان عقلی باشد. در این صورت، فلسفه، فرقی با منطق و ریاضیات ندارد و همان طور که این علوم، قید اسلامی را نمی پذیرند، فلسفه نیز چنین است.

۳. اگر فلسفه اسلامی و اسلامیت فلسفه را بپذیریم، چند تالی فاسد و دغدغه مهّم لازم می آید: اول این که نوعی قداست نابجا برای فلسفه اسلامی پدید می آید؛ زیرا به تبع تقّدس اسلام، و با گذر روان شناختی، مضاف آن یعنی فلسفه هم قداست می یابد؛ در حالی که بسیاری از مسلمانان و متدینان در فرهنگ دینی اسلام با فلسفه اسلامی مخالفت ورزیده اند و از طرفی، بسیار به دین التزام عقیدتی و عملی داشته اند؛ پس نباید مخالفت با فلسفه و فیلسوفان مسلمان، بر مخالفت با دین و مذهب تلقّی شود.

دومین دغدغه و مشکل پذیرش اسلامیت فلسفه، تناقض گویی است؛ زیرا از یک طرف باید میراث یونان و روم را پاس داشت و از طرف دیگر باید احادیث و آیات قرآن را پذیرفت. اعتقاد به تمام آموزه های اسلام با تمام دستاوردهای ارسطو و افلاطون و میراث یونان، جمع بین متناقضان است؛ به همین جهت، پولس مسیحی در رساله اش در عهد جدید می گوید: ارشلیم (مظهر دین مسحیت) را با آتن (مظهر فلسفه یونانی) چه کار؟ مثلاً ارسطو در اخلاق نیکو ماخس، انسان سعادتمند را با سه ویژگی داشتن ثروت، رفیق شفیق و بدن زیبا معرفی می کند؛ در حالی که معنای سعادت در اسلام غیر از این است و همچنین ذات انفعال ناپذیر واجب الوجود در فلسفه یونان کجا و آیه «و لًمّا عاصِفونا انتًقًمْنا مِنٌهمْ» که بر انفعال پذیری دلالت دارد، کجا؟ هر دو دیدگاه ناسازگارند. موارد ناسازگار میان اسلام و میراث یونان در حوزه جهان شناسی، هستی شناسی، خداشناسی، انسان شناسی فراوان است؛ به همین جهت، فیلسوفان، اصول تفسیر متون را زیر پا گذاشته، گرفتار تأویل و تفسیر به رأی و تحریف معنایی متون مقدس شدند؛ در حالی که رعایت قواعد زبان و اصول تفسیر و هر منو تیک ضرورت دارد.

دغدغه سوم این که اسلامیت فلسفه و آمیختگی فلسفه با اسلام مانع رشد فلسفه و رشد الاهیات اسلامی می شود. رشد فلسفه، زمانی است که دغدغه پاس داشتن متون مقدس اسلامی را نداشته باشد و رشد الاهیات نیز به پاس نداشتن میراث یونان و روم باستان مبتنی است. فلسفه، سیر آزاد عقلانی و الاهیات نیز تفکر بر گرفته از قران و سنت است. ادغام فلسفه و کلام به وسیله غزالی یا امام رازی یا خواجه طوسی در تاریخ تفکر اسلامی از مهم ترین موانع رشد فلسفه و کلام است. به عبارت دیگر، رشد هر علمی، مرهون به کارگیری روش شناسی آن علم است و ادغام علوم نمی گذارد روش شناسی علم در فرایند پژوهش مؤثر افتد.

۴ . اسلامی بودن فلسفه نزد مدافعان فلسفه اسلامی این نیست که در مقام داوری مدعیات فلسفی از آیات و روایات بهره گرفته شود؛ بلکه دین در چهار مقام دیگر بر فلسفه تأثیر می گذارد. یکی تأثیر دین در جهت دهی فیلسوفان در گزینش مسائل از میان بی نهایت مسائل فلسفی مانند اهتمام فیلسوفان اسلامی به مساله توحید و معاد.

مشکل این نوع تأثیر گذاری این است که اولاً این وجه، فلسفه دینی درست می کند، نه فلسفه اسلامی؛ ثانیاً حال که فیلسوفان اسلامی سراغ توحید و معاد رفتند و به هر نتیجه ای که برسند، آیا هویت دینی و اسلامی می یابد؟ و اگر به نتایجی خلاف اسلام نایل شوند، آن وقت، فلسفه اسلامی به دستاوردهای آن ها اطلاق می شود؟ صرف ترغیب اسلام به پاره ای از مسائل، فلسفه را اسلامی یا دینی نمی سازد؛ ثالثاً به چه دلیل، گزینش مسائل فلسفی را از دین دریافت می کنید؟ آیا حقانیت دین با اثبات عقلانی به دست آمده است تا تبعیت فیلسوفان از دین موجّه باشد؟ مسلماً چنین مطلبی اتفاق نیفتاده است؛ پس پیروی از دین در گزینش مسائل، معقول نیست.

مقام دوم، تأثیر گذاری دین در الهام بخشی است؛ برای مثال، ملاصدرا حرکت جوهری را از آیه «و تَرَی الجِِبال تَحْسَبُها جامِدَهً وَهیَ تَمُرّمَرّ السَحابِ» الهام می گیرد. ژیلسون هم معتقد است که فلسفه مسیحی، مقداری از متون مقدس الهام بخشی دارد.

پاسخ این نوع تأثیر گذاری این است که اولاً به صرف اعتبار الهام بخشی باید فلسفه اسلامی را فلسفه اسلامی، زرتشتی، اساطیری، یونانی، رومی و… نامید؛ زیرا فیلسوفان مسلمان از همه امور پیش گفته الهام گرفته اند و اختصاص فلسفه به اسلامیت چه ویژگی دارد؟ ثانیاً الهام بخشی،مستلزم مطابقت دستاوردهای فلسفه با آموزه های دینی نیست؛ ثالثاً الهام بخشی از دین، زاییده فهم خاص فیلسوف از آیه و روایت بوده که به طور عمده فهم های نادرست و دور از اصول هر منو تیک و تفسیر بوده است.

مقام سوم، تأثیر دین در استدلال های فلسفی است؛ مانند لَو کانَ فیهِما آلِههٌ الّا الله لَفَسَدتا.

مشکل مقام سوم این است که هیچ استدلال فلسفی در قرآن ؛ برای مثال، در آیه پیش گفته، بیان ملازمه ذکر نشده؛ پس استدلال، ناقص است.

مقام چهارم، تأثیر در رفع اشتباه است؛ یعنی آموزه های قرآنی و روایی، اشتباه فیلسوفان را گوشزد می کنند و روند تفکر آن ها را تصحیح می سازند.

پاسخ مقام چهارم این است که تصحیح مسائل فلسفه فقط به آیات و روایات اختصاص ندارد. راه های دیگر هم مدعیات فلسفی را تصحیح می کنند؛ پس اسلامیت فلسفه، علت موجّهی ندارد. در ضمن، فلسفه ورزی اقتضا می کند که فیلسوف در تعقّل استقلال داشته باشد؛ پس چرا به وسیله دستاورد فلسفی به تصحیح مفاد آیه نمی پردازند. به عبارت دیگر، گزاره ها نمی توانند همدیگر را تصحیح کنند؛ بلکه روش ها باید تصحیح گزاره ها را به عهده بگیرند.

۵ . اگر فلسفه اسلامی به موضوعات و مسائل مورد تأکید متون دینی و مذهبی می پرداخت، بیشتر شبیه به فلسفه فیلسوفان اگزیستانسیالیستی مانند کی یر کگارد، مارسل، یاسپرس و… می شد، نه مانند فلسفه کندی، فارابی، ابن سینا و ملاصدرا… (ملکیان، ۱۳۸۰: ص ۲ ۱۸ ).

۶ . کسانی که به فیلسوفان اسلامی شهره اند، همه عالمان الاهیات اسلامی بوده اند نه فیلسوف؛ زیرا فیلسوف به معنای حقیقی کسی است که سیر فکری و عقلانی آزاد داشته باشد و فقط پاسدار عقل ( نه چیز دیگری) باشد. به این معنا، یگانه فیلسوف بزرگ جهان اسلام، محمد بن زکریای رازی است؛ چون ملتزم به نتایج تلاش فکری و صادقانه خود بود و به همین دلیل، منکر نبوت شد؛ البته بحث بر سر صحت و سقم آرای فلسفی نیست؛ بلکه بحث بر سر سیر فکری آزاد است که اگر به متون دینی مذهبی مقیّد شود به الاهیات و کلام تبدیل می شود؛ بنابراین، در عالم اسلام، فلسفه وجود نداشته؛ بلکه الاهیات و کلام را فلسفه خوانده اند و علت این که بازار نقد در فلسفه اسلامی گرم نشد، همین تبدیل فلسفه به الاهیات بود. الاهیات، منطقه ممنوعه و خط قرمز دارد.

رویکرد پیش گرفتار آسیب های متنوعی است که به شرح ذیل بیان می شود:

۱ . مطلب شگفت آور این است که به چه دلیل، زکریای رازی به عقل خود پایبند بوده و ابن سینا از اصل و روش فلسفی دست شسته است. آیا زکریای رازی فقط به جهت انکار نبوت، یگانه فیلسوف جهان اسلام می شود و ابن سینا به سبب پذیرش توحید و نبوت و معاد از جرگه فیلسوفان خارج می شود؟ بی شک، این ادعا صحیح است که فلسفه، دانش فکری و عقلانی است که فقط از عقل و لاغیر پاسداری می کند؛ اما نمی توان از این پیش فرض درست، نتیجه گرفت که حتماً استدلال عقلی باید آدمی را به دستاوردهای معارض آموزه دینی منتهی سازد؛ افزون بر این که ترجیح زکریای رازی با چند رساله کوتاه فلسفی بر فیلسوفانی چون ابن سینا، سهروردی، ملاصدرا با آثار عظیم فلسفی نزد هیچ منصف و آگاه به فلسفه پذیرفتنی نیست. نکته دیگر این که متّهم ساختن محمد بن زکریای رازی به انکار بعثت پیامبران محل تأمل است و بیان احتمالی ایشان، به معنای پذیرش دیدگاه فرقه براهمه نیست.

۲ . فلسفه اسلامی، روش و غایتی دارد. روش آن، استدلال برهانی و عقلانی و غایتش، رسیدن به حقیقت است؛ پس اگر با استدلال برهانی وعقلانی به حقانیت دین اسلام دست یافت می تواند با آن، فلسفه های دیگر را محک زند و بطلان آن ها را کشف کند؛ به همین دلیل، فلسفه و حکمت نزد فیلسوفان اسلامی مترادفند. به عبارت دیگر، قرآن و سنت، نشان می دهند که براهین مسائلِ دین ستیز در فلسفه های غیر دینی، مغالطی اند و استدلال آن ها مخدوش است. فیلسوف، پس از این کشف می توا ند با استدلال های دیگر، روش قیاس مغالطی رقیب را باطل سازد.

۳ . آیا حساسیت مؤلف فقط درباره دخالت دادن آموزه های اسلامی در فلسفه و تبدیل فلسفه به الاهیات و کلام است یا دخالت دادن اندیشه های الحادی در فلسفه های پوزیتیویستی، تحلیلی، اگزیستانسیالیستی نیز برای او حساسیت بخش است که در این صورت باید بسیاری از متفکران مغرب زمین مانند کارناپ، راسل، کامو، کافکا، سارتر و غیره مستحق دریافت عنوان فیلسوف نشوند و تألیفات آن ها از زمره آثار فلسفی و نامشان از تاریخ فلسفه خارج شود.

۴ . اگر علوم دیگر (غیراز فلسفه) از نصوص اسلامی بهره گیرند و در فرهنگ و تمدن اسلامی بالندگی و تکامل یابند و قرآن و سنت در مرحله گردآوری، بیان پیش فرض ها، ایجاد انگیزه و غیره بر آن ها تأثیر بگذارند، اطلاق وصف اسلامی به علوم، موجّه و منطقی است.

۵ . تلاش برای تحقق سازگاری و هماهنگی بین فلسفه و دین در چارچوب برهانی، تلاش فلسفی است. فلسفه در داوری هایش به برهان متکی است؛ اما در انتخاب موضوع و مسأله می تواند ازدین بهره گیرد؛ زیرا فلسفه در خلأ انجام نمی پذیرد.

فلسفه علوم طبیعی وقتی تحقق می یابد که طبیعتی و علومی برای مطالعه طبیعت وجود داشته باشد. فلسفه علوم اجتماعی وقتی پدید می آید که اولاً اجتماعی وجود داشته باشد؛ ثانیاً علوم اجتماعی با روش ها، موضوعات، مسائل و مشکلاتش پدید آمده باشد. فلسفه محض یا ما بعد الطبیعه نیز می تواند دیدگاه های دینی، عرفانی و علمی به هستی را بررسی کند و از آن ها تأثیر پذیرد و با ملاک برهانی به اثبات یا نفی آن ها بپردازد. حال اگر در کنار مباحث عام، آموزه های دین خاص مانند اسلام مورد توجه فیلسوف واقع شود و فیلسوف با روش برهانی، بین نتایج فلسفی محض و آموزه های دینی سازگاری بیابد، از سلوک فلسفی خارج نشده است و به این جهات می توان فلسفه او را اسلامی نامید (فنائی اشکوری ، مخطوط، ص ۱۲ ).

۶ . منظور از تفکر آزاد عقلانی چیست؟ اگر تفکر عقلانی که به هیچ گزاره بدیهی مستند نشود که سفسطه و نفی فلسفه اعم از اسلامی و غیر اسلامی لازم می آید و اگر مقصود، تفکری است که با روش مبناگرایی و بهره گیری از بدیهیات به دستاورد هایی می رسد که هماهنگ و سازگار با آموزه های اسلامی است، وصف فلسفه به اسلامیت به طورکامل موّجه و منطقی است.

۷ . مقصود از فلسفه اسلامی، قداست بخشیدن به تمام آرای حکیمان یا مطابقت صد در صد نتایج فلسفی فیلسوفان مسلمان با آموزه های وحیانی یا تأثیر نپذیرفتن فلسفه اسلامی از مباحث یونانی و رومی و غیره نیست؛ بلکه مقصود، تأثیر گذاری اسلام بر فلسفه در جهات گرد آوری و طرح مسائل نو پدید و غیره است. هر چند، نمونه های مستشکل از تعارض اسلام با فلسفه یونان، تأملات فراوان داشت.

۸ . صاحب نظریه «فلسفه اسلامی، مفهوم بی مصداق» در مقاله «سخنی در چند و چون اسلام و لیبرالیسم»، اسلام را به سه مرتبه تقسیم کرده است:

 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *