تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی آسیب‎های فرهنگی علیه زنان(قسمت دوم)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی آسیب‎های فرهنگی علیه زنان(قسمت دوم) شامل 81 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی آسیب‎های فرهنگی علیه زنان(قسمت دوم) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل واکاوی آسیب‎های فرهنگی علیه زنان(قسمت دوم) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی آسیب‎های فرهنگی علیه زنان(قسمت دوم) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی آسیب‎های فرهنگی علیه زنان(قسمت دوم) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل واکاوی آسیب‎های فرهنگی علیه زنان(قسمت دوم) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل واکاوی آسیب‎های فرهنگی علیه زنان(قسمت دوم) :

چکیده:

هرچند آسیب رسانی علیه زنان به واسطه ابزارهای فرهنگی پدیده نوظهوری نمی باشد، اما در قرن حاضر از پیچیدگی و اهمیت خاصی برخوردار است. از یک سو مصادیق آسیب ها برحسب انواع مبانی فکری و مکاتب نظری متفاوت است و از سوی دیگر این عوامل آسیب زا، پنهان و مبهم می باشد. در این مجال در ادامه مبحث مصادیق آسیب های فرهنگی علیه زنان، انگیزه های عاملان آسیب رسانی فرهنگی علیه زنان در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بررسی شده است. در شماره آتی، پیامدهای خشونت زای آسیب های فرهنگی علیه زنان، بحث و بررسی خواهد شد.

واژگان کلیدی:

آسیب های فرهنگی، زنان، مردان، انحرافات اجتماعی، کجرفتاری، ابزارهای فرهنگی، انحرافات جنسی.

هرچند که برخی افراد جهت درک اهداف و انگیزه کنشگران از جمله کنش های آسیب زا و مجرمانه به بررسی شواهد و قرائن بسنده می کنند؛ اما به نظر می رسد که توجه به ارتباط مستقیم باورها و ارزش ها با کنش ها ضروری است. با التفات بر این نکته، مبانی نظری آسیب رسانی فرهنگی علیه زنان، در طیفی از نگرش سودجویانه نسبت به کل هستی از جمله نگرش سودجویانه نسبت به زن و شئ انگاری او از یکسو و زن محوری ظاهرگرایانه از سوی دیگر قرار دارد.

نگرش سودجویانه در عرصه تولیدات فرهنگی جهت جلب مخاطب و جذب سرمایه مادی وی، از روحیه رمانتیک دختران تا نقش های سکسوال آنان بهره می گیرد و نگرش زن سالارانه، حقوق و مسئولیت زن را مشابه مرد!! تعریف می کند؛ تا بدانجا که تولیدات سینمایی را نیز حول چنین باز تعریفی قرار می دهد.[۱] در حالی که چنین تعریف هایی نه تنها هیچ خدمتی را به زن ننموده است، بلکه خیانتی جدید در قالبی نوین، علیه جنس زن محسوب می شود. این بهره مندی سوء از رسانه های شنیداری، نوشتاری و دیداری، به واسطه مشابه سازی زن و مرد، حریم و حرمت و شأن زن را درهم می شکند و در فرمتی جدید و جذاب به جامعه می باوراند. بدین جهت شناسایی علل و عوامل این آسیب ها به عنوان شایع ترین آسیب های معاصر علیه زنان حائز اهمیت است.

۱) علل زیستی

تحلیل رفتار برمبنای زیست

شناسی از جمله رویکردهای شایع در تبیین انحرافات و آسیب

های فرهنگی است. از جمله مباحث زیست

شناسی در تحلیل رفتار مجرمانه، موضوع میزان تأثیر هورمون

های جنسی بر رفتار است. نتایج تحقیق «آلن بون»[۲] و «وان آس گود»[۳] (۱۹۹۳) در مورد رابطه تستوسترون با یکپارچگی اجتماعی و بزهکاری نشان می دهد که بین تستوسترون و کجرفتاری بزرگسالان همبستگی اولیه قویی وجود دارد، به نحوی که در هنگام کنترل یکپارچگی اجتماعی، تأثیر آن کاهش می

یابد و افزون بر آن دریافته

اند که بین تستوسترون و بزهکاری نوجوانان نیز همبستگی وجود دارد.»[۴]

۲) علل روانی

روانشناسان در تحلیل رابطه بین شخصیت و جرم، «رفتارهای مجرمانه را بر حسب رفتار پایدار و «شخصیت» فرد تبیین می

کنند، لذا مطابق تبیین های روانشناختی، «شحصیت مجرم» در رفتار مجرمانه مؤثر است.»[۵] گاهی کجرفتاری می تواند حاصل اختلال شخصیت و عدم جامعه پذیری فرد باشد، به حدی که نقض حقوق دیگران، شخصیت ثانوی فرد می

شود. این حالت معمولاً در دوران کودکی درونی شده و در دوران بزرگسالی، فعال و عملیاتی گردیده است.[۶] به بیان گلن والترز «این افراد، با یک حس فراگیر بی

مسئولیتی، منافع خودخواهانه و نقض همیشگی قواعد، قوانین و آداب و رسوم جامعه مشخص می

شوند.»[۷] هریک از عوامل فوق می

تواند زمینه

ساز و یا حتی عامل رفتارهای انحرافی و آسیب

زا باشد.

۱۲) سادیسم[۸]

سادیسم یا دگرآزاری، نوعی انحراف است که شخص کجرو، شریک جنسی خود را آزار می

دهد و از آن لذّت می

برد. به اعتقاد برخی صاحبنظران، این انحراف به علت سرخوردگی و عدم ارضای خواسته

های جنسی فرد کجرو ایجاد می

شود.[۹] فرد دگرآزار، عقده خود را به صورت بیان کتبی و شفاهی، صوتی یا تصویری، نظم و نثر، فیلم، نمایش علائم جنسی جنس مخالف تخلیه می

نماید و به تشفّی روانی دست می

یابد، حتی به آن عادت نموده و احساس رضایت جنسی می کند و از این طریق، به جنس مخالف آزار رسانده و از آن کامجوئی

می کند.

۲۲) فتیشیسم

در فتیشیسم[۱۰] یا بت

پرستی جنسی، شخص کجرو از مشاهده شی یا عنصری از جنس مخالف، تحریک شده و از آن لذّت می برد، فرد منحرف به جای آنکه به جنس مخالف خود عشق بورزد و با او رابطه طبیعی داشته باشد، به یکی از اعضای بدن او [مثل مو، ناخن و…] یا شی

متعلق به او یا تصویر مجسمه

ای شبیه به او عشق می

ورزد و هرگاه به آن دست یابد، از آن لذّت می

جوید.[۱۱] این گروه از منحرفین با ورود در عرصه فرهنگی، با بهره

گیری از ابزارهای فرهنگی، کالاهایی را در راستای ارضای نیاز خودشان تولید می کنند.

۳۲) تماشاگری جنسی

تماشاگری جنسی،[۱۲] بیماریی است که فرد فقط از راه نگاه به اعضای بدن دیگران لذّت می

برد و در صورت محرومیت واقعی از دیدن جنس مخالف، به تصویر اندام او پناه می

برد. لذا در عرصه تولید کالاهای فرهنگی به اقتضای طبع خود یا طبع مخاطبین ناسالم، از ابزارهای فرهنگی بهره های غیراخلاقی می برد. این نوع کجروی جنسی عمدتاً توسط مردان صورت می

گیرد و زنان به جهت روحیه خویشتن داری بیشتر، کمتر مرتکب این جرائم می

شوند.

۳) علل فرهنگی اجتماعی

۱۳) تفکر برتری و سلطه مردان

تفکر سلطه

جوئی مردان، کهن

ترین عامل و به لحاظ گستره، غیر مکان

مندترین عامل است؛ البته شیوه

های اعمال این تفکر، متفاوت و حائز اهمیت است. زیرا هرگاه زنان نسبت به حقوق خویش آگاهی یافته و برای رفع سلطه اقدام می کنند، سلطه جویان با تغییر تاکتیک یا ابزار، راه جدیدی را برای استمرار یا تقویت سلطه اتخاذ می

کنند؛ به طور نمونه در دوره

های گذشته که فرهنگ علم آموزی و کسب معرفت، در میان ملل، حتی در جوامع غربی شایع نبود، نگرش مثبتی نسبت به شأن و منزلت زن وجود نداشت و از طریق قدرت مردانه، زنان را به بند می

کشیدند، اما در دوره مابعدصنعتی و تخصصی شدن کارها، علم

آموزی در بین زنان نیز توسعه یافت و زمینه ورود آنان به مسئولیت

های اجتماعی فراهم شد. در نتیجه زنان فرصت

های جدیدی برای کسب قدرت و احقاق حقوق خود یافتند. اما صنعتی شدن، تنها یک فرصت برای استثمار شدگان نبود، بلکه برای استثمار کنندگان نیز فرصتی فراهم آورد تا با فرهنگ

سازی و تولید ارزش

ها و هنجارهای جدید و تکثیر و انتشار آن در کوتاه

ترین زمان، مخاطبین را در راستای اهداف خود که مهمترین این اهداف، خود فراموشی و اشتغال ذهنی نسبت به مسائل غیر مهم می

باشد متحول نماید تا آنان به

سوی مسائل حاشیه

ای زندگی نظیر مادیات و تجملات در لباس، دکورخانه، آرایش و مسائل نظیر آن سوق داده شوند. بدین منظور از تمام ابزارها اعم از نمایشنامه و فیلم استفاده نمودند تا زن را موجودی بدون دغدغه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و مرد را «موجودی قاطع، مجری قانون، دانشمند برجسته، پزشک حاذق و وکیل ماهر» معرفی کنند. ولی به زعم آنان، زنان، موجوداتی هستند که فقط به دنبال امور سطحی نظیر «دکوراسیون، زیباسازی اندام، لباس و نظافت منزل» می

باشند و موجوداتی «عقب مانده» هستند. بدین

ترتیب به زن آموخته شد که تنها وظیفه

اش، عشوه

گری و جلوه

نمایی است.[۱۳] استحاله هویت زن، به او تلقین نمود که باید «چنان خود را بیاراید که مردان او را قبول کنند». نتیجه این تفکر، چیزی جز استمرار سلطه قدیمی مردان بر زنان نبود، امروزه زمینه اجرای این هدف، از سوی رسانه

ها، ابزارها و کالاهای فرهنگی فراهم شده است، به حدی که این نوع ابزارها، وسیله

ای برای توجیه و زیبا جلوه دادن اندیشه

های مسخ کننده گردیده اند. رسانه

های نوشتاری، شفاهی و تصویری، ابزار انتشار افکار مسخ کننده هویت زن شده اند. شاهد بر این مدعا، اعترافات برخی نخبگان غربی از جمله، «مونا شارن» است. به بیان او، برخی افراد به واسطه به کارگیری انواع رسانه

ها، در پی آزادی زنان هستند؛ هرچند «آزادی زنان، افزایش درآمد، سیگار ویژه زنان، حق انتخاب برای تنها زیستن… را به ارمغان آورده، لکن در ازای آن چیزی را به غارت برده است که خوشبختی بسیاری از زنان در گرو اوست و آن وجود «همسر و خانواده است». امروزه ممکن است که برخی زنان مطابق این مفهوم، به آزادی و برابری رسیده باشند، لکن هیچگاه به این فلاکت و بدبختی نبوده

اند.»[۱۴] یعنی موجودی بی

پناه که مردان سلطه جو، او را به یوغ کشیده

اند.

۲۳) سلطه فرهنگی

یکی دیگر از اهداف و انگیزه

های آسیب

سازان، سلطه فرهنگی، ترویج عریان

گری و استفاده ابزاری از زن به عنوان کالایی جنسی است. این سیطره فرهنگی در فضای جامعه، اغلب از طریق مروّجان ابتذال که در دوره طاغوت فعال بودند، اجرا می

شود تا با سلطه فرهنگی و ترویج ابتذال، دوباره به قدرت بازگردند. حتی زنان و مردانی که از کشور فرار کرده

اند، در پشت صحنه این حرکات قرار دارند. انگیزه اصلی این گروه، تغییر حکومت اسلامی است و از سلطه فرهنگی به عنوان ابزاری جهت رسیدن به این مقصود استفاده می

کنند، لذا با صراحت می

گویند: «مبارزه با حجاب به عنوان یکی از محوری ترین موضوعات جنبش زنان ایرانی است.»[۱۵] در حالی که حجاب قبل از هرچیز، فرد محجبه را از منافع امنیتی آن بهره مند می

کند، اما معارضین تلاش دارند تا با تغییر ذائقه فرهنگی، سلطه فرهنگی خویش را تحمیل کنند و به تبع آن سلطه سیاسی را محقق سازند. حتی از این ابزار برای ترویج همجنس گرائی بهره می جویند[۱۶] و در این راستا با طرح «تاریخ شفاهی زنان»، عریانی زنان گذشته را احیاء می کنند، تا با ترویج نمادهای بی بندوباری، دیگران را به این راه بکشانند. اوج ترویج این سلطه فرهنگی، القای برتری قواعد، هنجارها و ارزش های غربی در قالب کنوانسیون مدعی محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان است. کنوانسیونی که زن را از طبیعی ترین حق خود محروم می کند و مادر را از کودکی که با شیره جان خود و در مدت ۹ ماه پرورش داده است، جدا می

کند و او را از نعمت مادری و فرزندی، به بهانه اینکه «مادری» امری اجتماعی است و در اثر جامعه پذیری، جزء وظایف زن محسوب گردیده است، محروم می

کند، در حالی که دین اسلام، ضمن حفظ حق مادری و تأمین عاطفه زن، برای زحمت او ارزش قائل است و حق طلب اجرت را برای او محفوظ داشته است، اما مدعیان عرصه های فرهنگی، در پی حذف این حق می باشند و می خواهند با بسترسازی فرهنگی و ایجاد سلطه فرهنگی، اندیشه او را تغییر دهند و برای این تغییر از هیچ گونه پرده پوشی ابائی ندارند.[۱۷]

۳۳) ضعف مقابله با آسیب ها

در شرایطی که کشورهای غیرمسلمان، هر روز بر کنترل رسانه های جمعی می

افزایند و در ایالات متحده امریکا، برخی انسان های متعهد موضوع فیلترگذاری بر رسانه

ها و سایت های غیراخلاقی را (حتی در کتابخانه های عمومی آمریکا)[۱۸] با استفاده از اهرم قوه قضائیه پی

جوئی می

کنند و برخی اندیشمندان غربی بر ضرورت کنترل مراکز فرهنگی اصرار دارند،[۱۹] در کشور اسلامی ایران، از تیتر روزنامه ها، ترویج و آزادی بی حد و حصر اینترنت و ماهواره را مشاهده می

کنیم.[۲۰] در حالی که هر روز شاهد ده ها خبر تأسف انگیز اغفال دختران و پسران از طریق اینترنت و ماهواره می باشیم[۲۱] و تأسف

انگیزتر، تلاش بی

وقفه برخی مدعیان فضیلت و معرفت که برای ترویج مفاسد فرهنگی، مبانی نظری نظیر نظریه پلورالیسم الکترونیکی را طرح می کنند و به بهانه آن اظهار می

دارند که: «به نظر می رسد دستگاه ها و نهادهای مختلف، از دستگاه های آموزشی و پژوهشی گرفته تا نهادهای حافظ امنیت و نظم، باید با نگاهی متفاوت و پژوهشگرانه به مقوله پلورالیسم الکترونیکی، نتایج فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن را مد نظر قرار دهند. منع و حذف، دیگر تنها راه موجود و ممکن نیست، توجه به اصل آزادی انتخاب یا انتخاب آزاد، می تواند در استواری الگوها و قواعد رفتارهای اجتماعی مؤثر باشد.»[۲۲]

«اگر اراده خداوند حکیم براین استوار بود که همه راههای تمسک به شر بسته باشد، مسلماً او بر انجامش از همه تواناتر بود و نیازی نمی ماند که هزار و چند صد سال پس از خاتم، عده ای برای بهشت و جهنم مردم سینه چاک کنند.»[۲۳]

این افراد، با چنین مغالطاتی[۲۴] عزم خود را بر ممانعت از برخورد قانونی، جزم کرده اند، تا اراده مسئولان فرهنگی و قضایی را در برخورد با آسیب های فرهنگی تضعیف کنند.

۴۳) عدم شفافیت قانون

گاه سوداگران با تفسیر به رأی و بهره گیری از گریزگاههای قانونی، محملی برای رهاسازی فرهنگی می

یابند. آسیب سازاان فرهنگی، به هنگام شفاف سازی قانون مطبوعات، با انواع ترفندها تلاش کردند تا مانع شفاف سازی شده و راههای فرار قانونی را حفظ کنند. این عدم شفافیت قانون، می

تواند به کمبود قانون منجر گردد. چنان که کارشناسان حقوقی در خصوص جرائم اینترنتی تصریح کرده اند که هنوز در زمینه جرائم اینترنتی در ایران، قوانینی تدوین نشده است.

۴) علل اقتصادی

برخی افراد به دلیل مشکلات اقتصادی، عده

ای را وادار می

کنند تا با بهره

گیری از امکانات فرهنگی، آسیب های فرهنگی علیه زنان را ایجاد کنند.

۱۴) سودآوری

نگرش اصلی انسان

های فاقد بینش توحیدی نسبت به زن، معطوف به کارکرد اقتصادی و جنسی زنان می

باشد، به این مفهوم که زنان یا شریک جنسی مردان یا مولّد نیروی کار یا خود نیروی کار هستند. در دوران کشاورزی و دامداری، از وجود زن در انجام کار یا تولید نیروی کار بهره می

جستند و او را فقط شریک جنسی می

دانستند؛ بدون آنکه وی را در مقوله قدرت، اقتدار و منزلت، شریک بدانند. در دوره صنعتی، زنان جهت کار در کارخانه

ها، تولید فرزند و لذت بخشی جنسی برای مردان مورد توجه بودند. در اواخر دوره صنعتی با حضور رسانه

های مدرن، وظیفه عرضه زیبائی

های زنانه از طریق رسانه

های نوشتاری، صوتی و تصویری به او محول شد. بدین

ترتیب علاوه بر کامجوئی از جسم زن، از تصویر او نیز کامجوئی شد و زن، به محور التذاذ بخشی رسانه

ای تبدیل گردید. به تدریج حریم کام

رسانی و زندگی شخصی زنان شکسته شد. کتب، مجلات و تبلیغات بازرگانی، برای جذب هرچه

بیشتر مشتری و سودآوری، وظیفه

ای مضاعف را نصیب زن در دوره مدرنیته نمودند؛ به حدی که تصاویر ارسالی از شرکت

های تجاری انتفاعی، دارای وضوح سکسی بیشتری بود. بعدها پورنوگرافی تبدیل به یک حرفه تجاری گردید و فروشندگان پورنوگرافی به این نتیجه رسیدند که می توانند مطالب و تصاویر پورنوگرافی را از طریق اینترنت عرضه کنند و از این راه سود سرشاری ببرند و حتی در یک گزارش تحقیقی مشخص گردید که تجارت صریح جنسی، یکی از بزرگترین و شاید کاربردی

ترین شبکه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *