تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ، محتوای خود را در قالب 60 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ :

فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ

سردار محسن رشید می گوید: یکی از افتخارات راویان جنگ این است که در تمام طول سال دفاع مقدس، یک سر سوزن اطلاعات لو نرفت و از آن بالاتر، کار به جایی می رسید که اگر راویان نمی آمدند فرماندهان می گفتند بازی است.

در ماه های ابتدایی سال ۶۰ در حالی که چند ماه بیشتر از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نمی گذشت، برخی از مسئولان دفتر سیاسی سپاه تصمیم گرفتند به شکل مدون و جامعی، روایت های جنگ بخصوص در سطح فرماندهان عالی را جمع آوری کنند.

این اقدام با محوریت مرحوم ابراهیم حاج محمدزاده رئیس وقت دفتر سیاسی سپاه صورت گرفت و این او بود که برخی از افراد را از داخل و خارج دفتر سیاسی برای انجام این کار گردهم آورد. بواسطه این تلاش هاست که امروز در سال های پس از جنگ، انبوهی از اسناد و روایت دست اول و مستند از کارنامه سپاه پاسداران در عملیات های مختلف در دسترس پژوهشگران و علاقمندان به این حوزه قرار دارد که همه آنها در مرکز اسناد و تحقیات دفاع مقدس جمع آوری شده است.

سردار «محسن رشید» یکی از همان افرادی است که در کنار مرحوم محمدزاده در راه اندازی و غنای این مجموعه نقش محوری و موثری را برعهده داشت. در ادامه فایل پاورپوینت کامل پرونده روایت جنگ، به گفتگو با ایشان پرداختیم که بخش عمده ای از این مصاحبه به تاریخ شفاهی از نحوه تشکیل مرکز روایتگری سپاه در جنگ و ادامه آن مسیر تا امروز اختصاص یافت و برخی از آنها برای اولین بار گفته شده است…

کتاب های منتشر شده توسط سپاه تا دهه ۷۰

تا قبل از اینکه جنگ تمام شود، هیچ کدام از کتاب های مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ -که امروز نامش مرکز اسناد است- اسم نویسنده ندارد و اگر بعدا چیزی در آنجا به عنوان اسم نوشته شده، زائیده دهه بعد از جنگ است. همین کتاب اطلس خرمشهر در جنگ اگرچه به نام من خورده ولی افراد زیادی روی آن کار کردند

هسته اولیه دفتر سیاسی سپاه

ما قبل از اینکه چیزی به نام مرکز تاریخ جنگ یا مرکز اسناد داشته باشیم، دفتر سیاسی داشتیم که هسته اولیه آن از بند هفت زندان قصر کلید خورد. شخص بزرگواری به نام آقای ابراهیم حاج محمدزاده داشتیم که در دوران مبارزات قبل از انقلاب شناخته شده و جزو کادرهای اصلی سازمان مجاهدین خلق بود که از یک جایی متوجه انحراف در سازمان شد و از آن فاصله گرفت. آقای محمدزاده همکلاسی مسعود رجوی بوده و کاملا آنها را می شناخت. بعد از مدتی احساس کرد این سازمان از مسائل اسلام ناب کم بهره است. برای همین از آنها فاصله می گیرد بطوری که هم سازمان با او قطع رابطه می کند و هم ساواک او را گم می کند.

ما در زندان با ایشان آشنا شدیم و از کلاس های نهج البلاغه ایشان که مخفیانه برگزار می شد، استفاده می کردیم. یادم هست که از محمد حنیف نژاد (از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق) هم خیلی تعریف می کرد.

طریقه دستگیری آقای محمدزاده هم اینطور بود که بعد از دستگیری یکی از افراد زیرمجموعه وحید افراخته، او آقای محمدزاده را هم لو می دهد و برای همین بازداشت می شود ولی چون ۴ سال از سازمان فاصله گرفته بود، محکومیتش ۵ سال حبس می شود.

تقسیم افراد در بندهای زندان قصر بر اساس میزان محکومیت آنها بود. آقای محمدزاده به ۵ سال حبس محکوم شده بود و من هم ۴ سال حکم داشتم. برخی افراد دیگر مثل جلال قربانی هم با ما بودند که همگی محکومیت های زیر ۵ سال داشتیم.

وقتی انقلاب پیروز شد، سپاه های مختلف شکل گرفت. یک سپاه در نگارستان هشتم با محوریت آقای غرضی بود، یک سپاه در منطقه جمشیدیه بودکه آقای محمدزاده هم آنجا بودند و یک سپاه هم با محوریت شهید محمد منتظری بود. اینها بعدا با حکمی که امام به شورای عالی انقلاب داد و حکمی که شورای انقلاب برای سپاه در اردیبهشت ۱۳۵۸ صادر کرد، مشترک شدند و این انسجام به وجود آمد ولی تقریبا تا پاییز ۱۳۵۸ سپاه، دفتر سیاسی نداشت.

در پاییز ۵۸، آقای محمدزاده که تا آن موقع در واحد دیگری از سپاه فعالیت می کرد دفتر سیاسی را تشکیل داد و بچه هایی که در بند هفت زندان قصر با همدیگر ارتباط داشتیم را دور هم جمع کرد و هسته اولیه دفتر سیاسی سپاه را تشکیل دادند.

البته من در ابتدا چون در مجموعه شهید چمران بودم، حضور نداشتم و آذرماه به این مجموعه پیوستم.

از تیرماه سال ۱۳۶۰ چیزی به نام روایتگری جنگ -که البته روایتگری واژه ای است که بعدا خلق شد- کلید زده شد.

وحدت فکری و دفتر سیاسی

اولین سمتی که داشتم چه بود ولی اگر اشتباه نکنم مسئول امور مناطق شدم. آن موقع سپاه، کشوری بود و لشکر و تیپ و گردان نداشت. ما سعی می کردیم با همه استان ها ارتباط داشته باشیم که این کار، وظیفه امور مناطق بود. امور مناطق در دست من بود و به طور خاص بحران کردستان را دنبال می کردم و فکر می کنم از فروردین ۵۹ نفر دوم دفتر سیاسی بودم. دفتر سیاسی یک شورای مرکزی داشت که مرکب بود از آقایان محمدزاده…از ما چهار نفر، سه نفر مال بند هفت زندان قصر بودیم و فقط حاج حسین شریعتمداری از بند ابدی ها (بند ۶) بود. راس این شورا آقای محمدزاده بودند و مدیریت اجرایی آن هم با من بود و برای همین نفر دوم محسوب می شدم والا از لحاظ فکری، آقای شیخ الاسلامی گل سرسبد دفتر سیاسی بود. افرادی مثل آقای محمدزاده و دیگران که در سپاه مشغول بودند مثل آقایان بشارتی، محسن رضایی، رفیق دوست، جواد منصوری و مرحوم حاج عباس دوزدوزانی، بواسطه تجربیات مبارزه قبل از انقلاب، می دانستند امکان انسجام یک سازمان بدون وحدت فکری وجود ندارد. وحدت فکری سپاه را دفتر سیاسی ایجاد می کرد. همان طور که گفتم قسمت های مختلف داشتیم که شامل امور مناطق، اقتصاد، سیاست خارجی و بخش خاص گروهکی می شد چون در آن زمان گروهک ها خیلی قوی بودند.

این بخش ها عمدتا بر اساس منابع مختلف آشکار یا غیر آشکار هرچه گزارش می رسید دسته بندی و سازمان دهی و بایگانی می کردند و این بایگانی الآن باید در دفتر سیاسی سپاه موجود باشد.

ما بر این اساس، هر هفته بولتنی به نام «رویدادها و تحلیل» داشتیم که این بولتن سپاه کل کشور را پوشش می داد. هر جای کشور می رفتیم چه انجمن اسلامی، چه جهادی، چه نیروهای کمیته و چه نیروهای سپاه همه حرف واحدی می زدند و این حرف واحد از این بولتن صادر می شد. با شروع جنگ، آقای محمدزاده گفتند -این عین برداشت هایی است که از حرف های ایشان داشتم- حادثه ای به نام جنگ اتفاق افتاده و آیندگان به این موضوع نیازمندند؛ پس بجنبیم.

در مقطعی که ایشان این نظریه را دادند، من با اینکه تقریبا همه کاره دفتر سیاسی از نظر اجرا بودم و موتور محرکه دفتر بودم و این واگن ها را می کشیدم؛ ولی وقتی این را گفت، مقاومت کردم و گفتم حاجی این همه کار داریم این دیگر چیست؟ برای همین حاجی (محمدزاده) مستقلانه عمل کرد و به سراغ آقای درودیان رفت و در واقع یک شعبه خارج از مأموریت من زد و ایشان را مستقیما درگیر این قصه کرد. ما (من و آقای درودیان) گاهی باهم بعضی دعواهای لجستیکی هم می کردیم و برای همین آقای محمدزاده تا چند ماه شخصا این قصه را مدیریت کرد.

با شروع جنگ، آقای محمدزاده گفتند -این عین برداشت هایی است که از حرف های ایشان داشتم- حادثه ای به نام جنگ اتفاق افتاده و آیندگان به این موضوع نیازمندند؛ پس بجنبیم. در واقع باید گفت نطفه این موضوع (روایتگری جنگ) با ایده آقای محمدزاده بسته شد و بعد صورت اجرایی اش با دوندگی های آقای درودیان شکل گرفت و امثال من بعدا روی موج سوار شدیم. موج اصلی را آقای محمدزاده و آقای درودیان شروع کردند.

البته وقتی آقای درودیان شروع به کار کرد، برخی از دوستان را به مجموعه تزریق کردیم که آن هم با فشار آقای محمدزاده و خود آقای درودیان بود. مثلا آقای زمان زاده را دادیم برای خرمشهر، آقای رنجبر را دادیم برای محور سوسنگرد و آقای مینو را دادیم برای محور شوش-دزفول؛ به عبارت دیگر همچنان که ما جبهه های عملیاتی میانی و جنوبی داشتیم، یک مسئول محور برای جنوب گذاشتیم و یکی هم برای جبهه میانی.

ثبت خاطرات و وقایع جنگ

بله، اولین قصه ای که شکل گرفت، ایده شخص آقای محمدزاده بود. یکی از ویژگی های آقای درودیان هم این است که همیشه دوست دارد یک کار نو انجام دهد، خیلی هم پشتکار داشت و اهل ابتکار بود، برای همین آقای محمدزاده ایشان را به معرکه فرستاد. وقتی این کار شروع شد، آقای درودیان به سراغ آقای شمخانی رفت که در آن موقع فرمانده سپاه منطقه هشتم خوزستان بود.

همانطور که گفتم، در محور آبادان-خرمشهر آقای زمان زاده، برای محور سوسنگرد-اهواز آقای داود رنجبر و برای محور شوش-دزفول آقای علی مینو را گذاشتیم. پاوه را آقای اللهیاری به عهده گرفت، محور گیلانغرب و سرپل ذهاب آقای اسدالله احمدی و محور مهران و میمک آقای ابوالقاسم مینو شد. این قصه ادامه داشت تا عملیات طریق القدس. ما در این مدت می دانستیم که یک گمشده ای را باید پیدا کنیم ولی نمی دانستیم این گمشده دقیقا چیست. خدا رحمت کند هادی نخعی را. ایشان مبدع کلمه راویگری بود. چون ما در زمان جنگ هرکجا که می رفتیم، می گفتند سیاسی ها آمدند. حتی در مرکز تحقیقات جنگ هم به ما می گفتند سیاسی و کسی ما را به عنوان راوی نمی شناخت. کلمه راوی ابداع آقای نخعی است که خودش از افراد بسیار موثر در این حوزه بود.

مسئول مدیریت گروه های دفتر سیاسی بود. یک بار آمد گفت من خودم باید بروم و راوی شوم. زمان عمل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *