تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی شامل 88 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چرایی برتری نظریه جمهوری اسلامی :

در تاریخ ایران، “جمهوری خواهی” قدمتی طولانی دارد. نخستین اشاره به جمهوری در ایران به اوایل قرن نوزدهم برمی گردد؛ جایی که میرزا صالح شیرازی در سفرنامه خود به این مفهوم اشاره می کند. نیم قرن بعد نیز یوسف خان مستشارالدوله در رساله موسوم به “یک کلمه”، منشا اقتدار دولت را اراده ملت عنوان کرد. پس از آن در برهه های مختلف تاریخی، مسئله جمهوری در ایران مطرح شد که از جمله آن می توان به جمهوری خواهی در جنبش مشروطه، جمهوری خواهی در جنبش خیابانی و قیام خراسان و تلاش برای برقراری جمهوری خودمختار در آذربایجان و کردستان در دوران پهلوی اشاره کرد که همگی ناکام بودند.

امام مهم ترین نمونه های جمهوری خواهی در تاریخ ایران، در سه برهه تاریخی دوران رضاخان، نهضت ملی و نهضت اسلامی، صورت گرفت.

در نوشتار پیش رو ضمن بررسی روند جمهوری خواهی در این سه برهه، دلایل شکست دو طرح نخست و پیروزی جمهوری اسلامی مورد مداقه قرار خواهد گرفت.

جمهوری خواهی در عهد رضاخان

رضاخان که توانسته بود بعد از کودتای سوم اسفند نام خود را در کشور مطرح کند، کوشید تا با طرح مسئله جمهوریت، دودمان قاجار را منقرض کرده و شرایط را برای حضور خود در راس قدرت مهیا کند. از این رو، «در سال جنبشی ظاهرا خودانگیخته شکل گرفت که خواستار تبدیل نظام حکومتی ایران به جمهوری بود. درحالی که در همسایگی این کشور، ترکیه به تازگی پذیرش جمهوری را اعلام کرده بود. اقلیتی از افراد، صراحتا خواستار آن بودند که ایران نیز همین راه را دنبال کند.»[۱] اما طولی نکشید که بساط جمهوری خواهی مدنظر رضاخان برچیده شد و این طرح به طور کامل عقیم شد.

دلایل شکست طرح جمهوریت رضاخانی

دلایلی چند را می توان در شکست طرح جمهوریت رضاخان مطرح کرد.

ریشه خارجی طرح جمهوریت

اغلب مورخان (از جمله یحیی دولت آبادی، حائری و مکی) تلویحا یا تصریحا به دست پنهان انگلیس در پشت پرده طرح جمهوری رضاخان اشاره کرده اند. نیز برخی از رهبران مذهبی و مخالفین جمهوریت رضاخانی مانند شهید مدرس هم علت مخالفتشان را “انگلیسی بودن” این جریان معرفی کرده اند.

مرحوم آیت الله مدرس درباره علت مخالفت خود با طرح جمهوری رضاخان، به نقش انگلیس در آن اشاره کرده و می گفت: «من با جمهوری واقعی مخالف نیستم و حکومت صدر اسلام هم تقریبا بلکه تحقیقا حکومت جمهوری بوده است ولی این جمهوری که می خواهند به ما تحمیل کنند بنابر اراده ملت ایران نیست بلکه انگلیسی ها می خواهند به ملت ایران تحمیل کنند…»

براساس اسناد تاریخی، بعد از قدرتگیری رضاخان با کمک انگلیس و طرح مسئله ساقط کردن قاجار، سرپرسی لورن با وزارت امور خارجه بریتانیا تماس گرفت و گزارش داد: «باور من آن است که احمدشاه یا خلع یا مجبور به استعفا خواهد گردید. بنابراین به جای رژیم فعلی باید یکی از این سه راه را برگزید: – نیابت سلطنت؛ – تغییر سلسله قاجاریه؛ – رژیم جمهوری.» وی ادامه داد: «من قصد دارم که بامداد اول مارس با رئیس الوزراء دیدن کنم و از او در مورد کارش پرس و جو کنم. خیلی اهمیت دارد که من نظر شما را پیش از آن ملاقات بدانم.»

علاوه بر انگلیس، ترکیه هم یکی از طرفداران جمهوری شدن ایران توسط رضاخان بود. رضاخان که شیفته فرهنگ غرب بود، همزمان با جمهوری شدن ترکیه، شروع به اقداماتی در این زمینه کرد. در این میان، مصطفی کمال پاشا، رئیس جمهور ترکیه یکی از حامیان اصلی وی بود.

در اوایل بهمن در روزنامه ای در استانبول مقاله ای به طرفداری از “جمهوری در ایران” منتشر شد. متعاقب آن، روزنامه های هوادار رضاخان در تهران به تمجید از آن مقاله پرداختند.[۲]

بلافاصله یک حزب سیاسی جدید که ساخته و پرداخته رضاخان بود تشکیل شد. این حزب با عنوان “حزب جمهوری ایران” در دومین بیانیه خود رسما به منشا خارجی طرح رضاخان اشاره کرده و اعلام کرد که ایرانیان باید از “سرمشق آلمانی ها و ترک ها پیروی کنند.[۳]

علاوه بر انگلیس و ترکیه، شوروی نیز یکی از حامیان طرح جمهوری رضاخان بود. چنانچه راداک، نماینده سیاسی شوروی در برلین دو ماه قبل از اوج گیری جریان جمهوری خواهی در ایران طی تلگرافی محرمانه به چچرین، وزیر امور خارجه شوروی ابراز امیدواری کرده بود که مجلس ایران فرمان حکومت جمهوری را صادر کند. علاوه بر این، جراید مسکو نیز از این طرح به عنوان “جنبش ملی” یاد می کردند.[۴]

اما حمایت های کشورهای خارجی از طرح رضاخان و نیز منشا خارجی این طرح که به طور عریان در روزنامه ها به آن اشاره می شد در جامعه سنتی ایران با استقبال مواجه نشد و به زمینه ای برای شکست آن طرح تبدیل شد. به علاوه این که، این طرح با فقه اسلامی نیز مغایرت داشت.

عدم مطابقت با فقه اسلام و تلاش برای جدایی دین از سیاست

سیاست جمهوری خواهی رضاخان نه تنها هیچ تطابق و سنخیتی با اسلام نداشت بلکه کاملا با آن مغایر بود. به نوشته تاریخ کمبریج، «پذیرش نظام جمهوری در ترکیه بلافاصله با اقداماتی در جهت جدا کردن دین از سیاست همراه شده بود» و همین مسئله نیز «بسیاری از ناظرین ایرانی به ویژه علما را دچار اضطراب می کرد؛ زیرا آنها جمهوریت را با برنامه های ضداسلامی آتاتورک یکی می دانستند.[۵]

اگرچه جهان شیعه هیچگاه مشروعیت خلافت عثمانی را به رسمیت نشناخته بود اما از نظر روحانیت شیعه عدم مطابقت سیاست های روزمره با فقه اسلامی قابل اغماض نبود. روحانیون معتقد بودند جمهوری خواهی «مرضی عموم نبوده و با مقتضیات این مملکت مناسبت ندارد.»

در اعلامیه هایی که علیه جمهوری رضاخانی در تهران منتشر و توزیع می شد هم به این موضوع اشاره می شد که: «جمهوری خواهان قصد دارند اسلام شیعی را از این مملکت ریشه کن سازند. آنها قصد دارند همان کاری را بکنند که همپالکی هایشان در مملکت عثمانی کردند. آنها به نام جمهوری خلافت را ملغی کردند و عمامه را از سر روحانیون برداشتند.»[۶]

آیت الله خالصی زاده نیز در منابر خود به اهداف ضد دینی طرح رضاخان اشاره می کرد و می گفت: «در اسلامبول که جمهوری شده است، اذان را موقوف کرده اند و مردها را نمی گذارند چند زن بگیرند اما زن ها می توانند چند شوهر که می خواهند بنمایند.»

اهداف سکولاریستی رضاخان از طرح مسئله جمهوری کاملا برای روحانیون آگاه روشن بود. به نوشته روزنامه “مورنینگ پست”؛ «این که علما و پیشوایان مذهبی، نهضت ضد جمهوری را رهبری می کردند به هیچ وجه ناشی از احساسات شاه پرستی مردم [حمایت از سلطنت قاجاریه] نبود بلکه عقیده علما این است که جمهوری نفوذ دین را [در کشور] از میان خواهد برد.»

عدم مقبولیت طرح جمهوری در میان مردم

روشنگری های علما باعث شد مردم نیز از پشت پرده طرح جمهوریت رضاخانی آگاه شده و همگام با روحانیون به مقابله با آن برخیزند. مردم با اجتماعات مختلف مخالفت خود را با این طرح اعلام می کردند. شعار رایج آن روزهای مردم این بود: “ما تابع قرآنیم، جمهور نمی خواهیم. ” و “ما دین نبی خواهیم جمهوری نمیخواهیم. “

به گفته مرحوم فلسفی، واعظ شهیر نهضت اسلامی، از سوی مردم علیه جمهوری رضاخانی «تظاهرات و تجمع های فوق العاده با عظمت و مؤثر برگزار شد. مردم کثیری گرد آمدند و تمام صحن بهارستان را پر کردند.»

در اسفند بازاریان با تعطیلی مغازه ها، علیه جمهوریت دست به تظاهرات خیابانی زدند. در دوم فروردین سال بعد و درست در روزی که قرار بود مجلس به بحث درمورد طرح تغییر قانون اساسی و برپایی جمهوری بپردازد جمعیتی در حدود هزار نفر مرکب از روحانیون، تجار، کسبه و مردم عادی در اطراف ساختمان مجلس گرد آمدند و شعارهایی بر ضد جمهوری رضاخانی سردادند. گروه های مختلف مردم که از تحمیل اجباری جمهوری ناخرسند بودند به بیوت علما رفتند و شکواییه هایی در رد جمهوریت رضاخانی تقدیم آنها کردند.[۷] علاوه بر این، گروه بزرگی از مردم نیز با اجتماع در مسجد شاه مخالفت خود را با طرح رضاخان اعلام کردند.

این موضوع نیز یکی از دلایل شکست طرح رضاخان بود.

مخالفت روحانیون با طرح جمهوری رضاخان

یکی دیگر از دلایل عدم موفقیت طرح جمهوری رضاخان مخالفت روحانیون با آن بود. در این میان آیت الله خالصی زاده و آیت الله شهید سیدحسن مدرس نقش بسیاری در آگاهاندن مردم داشتند. براساس خاطرات حجت الاسلام محمدتقی فلسفی؛ «مرحوم مدرس برای تمام علمای تهران و ائمه جماعات پیام فرستاد و به آنها گفت که خطر بزرگی اسلام و مسلمین را تهدید می کند و افزوده بود که در نمازهای جماعت خود به مردم بگویند در فلان روز معین علمای اعلام در مجلس متحصن می شوند و مردم هم می بایست در میدان بهارستان اجتماع کنند و به پیروی از علما مخالفت خود را با برقراری جمهوری قلابی و ایجاد دیکتاتوری رضاخانی اعلام نمایند.»

چنانچه مرحوم فلسفی روایت می کند با این فراخوان، «بسیاری از علما حتی آن گروه از علمایی که هرگز در امور سیاسی مربوط به دولت و مجلس قانون گذاری و یا مبارزه سیاسی تحصن در مجلس وارد نبودند، آمدند.»

مخالفت روحانیون با طرح جمهوری خواهی رضاخان نقش پررنگی در شکست این طرح داشت. چنانکه مرحوم فلسفی می گوید: «رضاخان سردارسپه وقتی این صحنه طوفانی را دید، دریافت که چگونه و چقدر از روحانیون و مردم ارادتمند آنها به میدان آمده اند و این واقعه می تواند منشاء مشکلات بسیار بزرگی برای او بشود که غیر قابل حل باشد… رضاخان بعد داخل مجلس رفت و به علما گفت: شما از تحصن صرف نظر کنید و بدانید که ما از فکر جمهوریت منصرف شده ایم. شاید این تحصن و تظاهرات مهم ترین عاملی بود که توانست توطئه جمهوری شدن قلابی ایران را که قرار بود مشابه جمهوری ضداسلامی ترکیه و دیکته شده انگلستان باشد خنثی کند.»

جمهوری خواهی ملی گراها

با شکست کودتای مرداد و فرار محمدرضا پهلوی از کشور، ایده حکومت جمهوری از سوی حسین فاطمی، وزیر امور خارجه مصدق ارائه شد. فاطمی که پیش از این نیز همواره در سرمقاله های روزنامه باختر امروز شعار دموکراسی سرمی داد اما هرگز به طور مبسوط درمورد اندیشه جمهوری قلم نزده بود و تنها در روزهای میان دو کودتا بود که جمهوری را به عنوان بدیلی بر سلطنت مطرح کرد.

دلایل شکست طرح جمهوری خواهی ملی گرایان

از ساعت یازده صبح مرداد، فعالین احزاب و دستجات عضو فراکسیون نهضت ملی اعلام کردند که از ساعت پنج و نیم بعد از ظهر در بهارستان میتینگی برگزارخواهد شد. در این مراسم نمایندگان مختلف نهضت ملی نظرات متفاوت خود را درباره حکومت آینده کشور اعلام کردند.

اما نظریه جمهوری ملی گراها راه به جایی نبرد و تنها سه روز بعد از میتینگ ملی گراها، دولت مصدق با یک کودتای امریکایی-انگلیسی سقوط کرد و نظریه جمهوری نیز همراه با سقوط دولت مصدق مضمحل شد. بدین ترتیب، اشتباه ملی گراها نه تنها باعث وقوع کودتا شد بلکه امید مردم ایران را از برپایی یک نظام دموکراتیک کاملا به یاس تبدیل کرد.

از جمله دلایل شکست جمهوری خواهی مد نظر ملی گرایان می توان به موارد زیر اشاره کرد.

عدم بسترسازی برای طرح مسئله جمهوری

نیروهای ملی هرگز یک طرح بلندمدت برای تاسیس یک نظام دموکراتیک به عنوان بدیلی بر سلطنت نداشتند و تنها در فاصله بین دو کودتا، درحالی که زمان کافی برای توضیح و تبیین ابعاد طرح خود نداشتند به این فکر افتادند.

آنها قبل از کودتای ناقص مرداد هرگز به سقوط سلطنت پهلوی نمی اندیشیدند و گمان نمی کردند که ممکن است روزی فضا برای ساقط کردن رژیم فراهم شود؛ از این رو هرگز به فکر نظام جایگزین سلطنت نبودند و برای طرح نظریه جمهوریت بسترسازی مناسبی نیز نکردند.

وجود گرایش های متفاوت در درون جبهه ملی

در میان رهبران جبهه ملی و یاران نزدیک مصدق درباره آینده سلطنت اختلاف نظر بسیار بود. عده ای که در راس آنها شخص مصدق دیده می شد، مخالف برقراری نظام جمهوری بودند و سلطنت مشروطه را یکی از محورهای مورد تاکید خود می دانستند.

محمد مصدق، رهبر جبهه ملی یکی از حامیان و طرفداران برقراری سلطنت بود و از جمله مهم ترین مخالفین الغای آن به شمار می آمد. او معتقد بود سلطنت باید بماند و تنها شعارش این بود: “شاه باید سلطنت کند نه حکومت. “

از اکثر منابع تاریخی -از جمله خاطرات و تألمات دکتر مصدق- چنین برمی آید که مصدق با عنایت به سوگندی که برای اطمینان خاطر محمدرضا پهلوی یاد کرده و بر پشت قرآن نوشته بود، به وی اطمینان داده بود که: «دشمن قرآن باشم اگر بخواهم برخلاف قانون اساسی عمل کنم و همچنین اگر قانون اساسی را نقض کنند و رژیم مملکت را تغییر دهند، من ریاست جمهوری را قبول کنم.»

علی رغم اصرار فاطمی درمورد شدت عمل با کودتاچیان و حتی درگیری لفظی او با مصدق درمورد کنار گذاشتن محافظه کاری در شرایط انقلابی، مصدق به دنبال آن بود که با محمدرضا پهلوی که پس از شکست کودتا متواری شده بود ارتباط برقرار کرده و به او تامین بدهد تا به کشور بازگردد.[۸]

به گفته نصرت الله خازنی (منشی مخصوص مصدق)، او در روزهای بین دو کودتا دائما به دنبال پیدا کردن شاه و بازگرداندن او به کشور بود و این جمله را تکرار می کرد که چگونه این مرد کشور را رها کرده و مرا به این وضعیت دچار کرده است!

مصدق همچنین اذعان می کرد: «من نه فقط با جمهوری دموکراتیک بلکه با هر رقم دیگر آن هم موافق نبودم؛ چون که تغییر رژیم موجب ترقی ملت نمی شود.»[۹]

محمدعلی سفری از فعالان سیاسی آن دوران در خاطرات خود درباره مخالفت مصدق با الغای سلطنت می نویسد: «به یاد دارم در آخرین مصاحبه مطبوعاتی در بعدازظهر روز مرداد وقتی مصاحبه تمام شد و من حسب المعمول با آن مرحوم (فاطمی) به اتاقش رفتم تا اخبار و مطالبی را که برای روزنامه داشت بگیرم، سخت ناراحت بود. وقتی من پافشاری کردم تا در مورد مساله تغییر رژیم مطلبی بنویسم، شاید برای نخستین بار د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *