توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کودتای ?? مرداد نتیجه بدعهدی با آمریکا، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کودتای ?? مرداد نتیجه بدعهدی با آمریکا شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل کودتای ?? مرداد نتیجه بدعهدی با آمریکا:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل کودتای ?? مرداد نتیجه بدعهدی با آمریکا را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کودتای ?? مرداد نتیجه بدعهدی با آمریکا توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کودتای ?? مرداد نتیجه بدعهدی با آمریکا :
به مناسبت فرارسیدن کودتای مرداد پرسش های که در زمینه کودتای مطرح بوده است با مظفر شاهدی به کارشناس موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران به گفتگو پرداختیم؛ که در ذیل می آید.
*اخیرا اسنادی در رابطه با نقش انگلیس در کودتای مرداد از سوی موسسه غیرانتفاعی آرشیو امنیت ملی امریکا منتشر شده است. این اسناد به موضوع «پیشنهاد بریتانیا برای سازمان دهی کودتا در ایران» می پردازد. نقش انگلیس در کودتای مرداد اظهر من الشمس است. اما به نظر شما اهداف و انگیزه های امریکا از انتشار این اسناد چیست؟ آیا می شود گفت: امریکا با انتشار این قبیل اسناد به دنبال آن است تا انگلیس را طراح کودتا معرفی کرده و به نوعی خود را تبرئه کند؟
واقعیت این است که این فرمایش شما فقط نوعی حدس و استنباط است و به درستی آشکار نیست که آمریکایی ها از انتشار این اسناد جدید دقیقاً چه انگیزه یا اهدافی را دنبال می کنند. در هر حال در این که اولین بار انگلیسی ها موضوع و ضرورت انجام کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق را مطرح و پیشنهاد کردند تردید کمی وجود دارد و این معنا چیز تازه ای نیست و در منابع و اسنادی هم که پیش از این منتشر شده بود به وضوح قابل ردیابی و دسترسی است.
ضمن این که این اسناد هم به هر دلیل یا انگیزه ای که منتشر شده باشد باز هم به هیچ وجه حتی نمی تواند نقش و جایگاه مؤثر آمریکایی ها در وقوع کودتای مرداد را کم رنگ جلوه بدهد. تاکنون هم در باره نقش و حضور پررنگ و چه بسا تعیین کننده آمریکایی ها در عملیات کودتا تردیدی نشده است و در این راستا منابع و مدارک بسنده ای وجود داشته است.
علاوه بر این قرینه ای وجود ندارد که نشان دهد در این مقطع خاصی که شاهدش هستیم چنان تغییر یا تحولی در روابط فیمابین انگلیس و آمریکا (بالاخص در مورد ایران) به وجود آمده باشد که آمریکایی ها تصمیم گرفته باشند برای تضعیف یا تخریب موقعیت کنونی انگلیس در ایران به حربه ای مانند آشکار ساختن نقش انگلیسی ها در واقعه کودتای مرداد مبادرت نمایند.
به ویژه این که می دانیم با آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ روابط سیاسی آمریکا و انگلیس گسترش حتی بیشتری پیدا کرده است؛ و در همان حال ترامپ هیچ نشان نداده است که علاقمند است لااقل در کوتاه مدت از دامنه تنش فیمابین ایران و آمریکا بکاهد. حتی اگر هم انگیزه انتشار این اسناد تبرئه کردن نقش آمریکایی ها در کودتا باشد، منابع و مستندات موجود پیرامون نقش و جایگاه آمریکایی ها در کودتای مذکور به مراتب بیش از آنی است که انتشار اسنادی از این دست بتواند تغییری در معادله ایجاد نماید.
* امریکا در اسنادی که اخیر منتشر کرده است می کوشد تا نشان دهد که روحانیون و از جمله آیت الله کاشانی در کودتای مرداد نقش داشته اند. این درحالی است که کرمیت روزولت در کتاب خاطرات خود اشاره می کند که امریکایی ها تلاش کردند که آیت الله کاشانی را نیز درگیر کودتا کنند، اما فرستادگان امریکا از دیدار آیت الله “ناراضی” برگشتند. علاوه بر این، در جریان ملی شدن نفت آیت الله کاشانی بسیار فعال بود به طوری که هندرسون آیت الله کاشانی را عامل مزاحم در حل قضیه نفت به سود استعمارگران می دانست. او قبل از نهضت ملی نفت نیز سابقه مبارزه با استعمار انگلیس را داشت و علاوه بر آن امریکا را نیز استعمارگر می دانست. به نظر شما با توجه به پیشینه مبارزات ضداستعماری آیت الله کاشانی با امریکا و انگلیس، امکان همکاری او با آن ها برای ساقط کردن مصدق وجود دارد؟
در تمام اسناد و منابع معتبر و موثقی که تاکنون پیرامون کودتای مرداد منتشر شده است هیچ قرینه ای مبنی بر همراهی و همکاری آیت الله کاشانی با کودتا وجود نداشته است. آیت الله کاشانی در فرایندی که از اواسط نیمه دوم دهه آغاز شده و به واقعه ملی شدن صنعت نفت ایران در اواخر سال انجامید نقش تعیین کننده ای ایفا کرد؛ و به ویژه نقش ایشان در بسیج گسترده اجتماعی و سیاسی مردم ایران در سراسر کشور علیه حضور استعماری بریتانیا و شرکت غاصب نفت در ایران و مواجهه با مخالفان و منتقدان داخلی و خارجی ملی شدن نفت ایران قابل توجه است.
بالاخص همین پشتیبانی های سرسختانه ایشان از مهمترین عواملی بود که موقعیت اقلیت مجلس شانزدهم شورای ملی (تحت رهبری دکتر محمد مصدق) را که خواستار ملی کردن صنعت نفت بودند، در برابر اکثریتِ مجلس و نیز دولت های وقت به گونه ای روزافزون تقویت کرد و تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در مجالس شورای ملی و سنا را تسریع نمود.
واقعیت این است که هرگاه این ایستادگی و مقاومت سراسری ملت ایران نبود نه اکثریت نمایندگانِ مجالس وقت و نه دولت ها و دربار ایران هیچ علاقه نداشتند موضوع ملی شدن صنعت نفت ایران در سراسر کشور در دستور کار قرار بگیرد و اگر سیر تحولات و رخداد های سیاسی و اجتماعی آن مقطع حساس و سرنوشت ساز در کشور را به دقت بررسی کنیم درخواهیم یافت که در این بسیج عمومی ملت و فرایندی که مخالفان را نهایتاً به اصل ملی شدن نفت تسلیم کرد شخص آیت الله کاشانی نقش تعیین کننده ای ایفا نمود.
این را هم اضافه نمایم که همه این ها به معنای نادیده گرفتن یا کم رنگ جلوه دادن نقش و جایگاه اقلیت مجلس به ویژه شخص دکتر محمد مصدق و شمار زیاد دیگری از شخصیت های سیاسی و اجتماعی کشور در فرایند ملی شدن صنعت نفت ایران نیست.
بلاخره تا آستانه ملی شدن صنعت نفت ایران شخص آیت الله کاشانی در مبارزه با حضور استعماری انگلیس در ایران و نیز عراق کارنامه درخشان و کاملاً شفاف و روشنی داشت و منابع مستند موجود و قابل دسترس به وضوح نشان می دهد که ایشان در سراسر دوران نخست وزیری دکتر مصدق در سال های – هم در مبارزه و مقابله با تدوام حضور استعماری انگلیس و به ویژه شرکت خلع ید شده نفت هم چنان استوار باقی ماند.
می دانیم که در آن برهه آیت الله کاشانی در مقام نماینده و ریاست مجلس شورای ملی دوره هفدهم نقش مهمی در هدایت مبارزات ملی ایفا می کرد و به ویژه حمایت های ایشان از دولت دکتر مصدق بر کسی از آگاهان به امور پوشیده نبود. با این حال زمانی هم که به دلایل عدیده روابط فیمابین ایشان با شخص دکتر مصدق نخست وزیر وقت به گونه ای روزافزون به سردی گرایید، تا آخرین لحظات عمر دولت دکتر مصدق، هیچگاه حاضر نشد علیه دولت وقت اقدامی انجام دهد و همچنان که می دانیم در شامگاه روز مرداد به شخص دکتر مصدق نامه ای نوشت و نسبت به وقوع کودتایی قریب الوقوع علیه اولت او هشدار داده و برای مقابله با کودتا خواستار چاره اندیشی شد، اما دکتر مصدق این هشدار کاشانی را مورد توجه قرار نداد و امکان انجام هرگونه کودتایی علیه دولتش را منتفی دانست (با این توضیح که مخالفان در اصالت این نامه تردید وارد کرده اند؛ اما من هنوز متقاعد نشده ام اصالت این نامه مخدوش باشد).
این را هم اضافه کنم که حضور آیت الله کاشانی در مجلس و به دلیل ریاست مجلس شورای ملی و احاطه ای که به مسائل و تحولات جاری و ساری در کشور داشت طبیعی هم می نمود که از تمهیدات و تلاش های مخالفان دولت مصدق برای انجام کودتا علیه او اطلاع پیدا کند، اما همه این ها به معنای آن نیست که ایشان لزوماً با آن اقدام همگامی و همراهی نشان بدهد. بسیار سطحی نگری خواهد بود که تصور شود آیت الله کاشانی با آن همه پیشینه مبارزاتی علیه حضور استعماری انگلیس در ایران و نقش تعیین کننده ای که در فرایند ملی شدن صنعت نفت ایفا کرده و در همان حال دوام و قوام دولت دکتر مصدق تا آستانه سال مدیون همراهی ها و حمایت های تمام وکمال ایشان بود، به یکباره از آن همه پیشینه مبارزاتی تبرّی جسته و با کودتاچیان انگلیسی و آمریکایی علیه دولت مصدق (به رغم تمام ندانم کاری ها و اقدامات قانون ستیزانه نخست وزیر) متحد شده باشد! تردید نکنیم که هرگاه سندی مبنی بر همراهی و همگامی آیت الله کاشانی با کودتاگران علیه دولت مصدق وجود داشت تاکنون افشا و منتشر شده بود.
بنده پیرامون زندگی سیاسی آیت الله کاشانی تحقیقات زیادی انجام داده ام که برخی از آن هم منتشر شده است و هیچ متقاعد نشده ام که ایشان تا پایان عمر در حمایت از حقوق و منافع ملت ایران در چارچوب قانون اساسی قصوری جدی کرده باشد؛ بنابراین موضوع همراهی کاشانی با کودتاگران داخلی و خارجی شایعه و اتهام بی اساسی بیش نیست.
به نظر من اگر بخواهیم خوشبینانه نگاه کنیم بخشی از مهمترین دلایل این اتهام بی اساس از فقر تاریخنگاری، بی اطلاعی و تحلیل غلط از تحولات و رخداد های تاریخی مقارن دوران نخست وزیری دکتر مصدق و حوادث منجر به کودتا و بعد از آن مربوط می شود و چه بسا اگر رخداد های منجر به کودتا مورد بازاندیشی و بازکاوی عالمانه و دقیق تری قرار بگیرد در دامنه تحلیل و ارزیابی ها تجدیدنظر هایی اساسی صورت بگیرد.
واقعیت این است که آیت الله کاشانی یک شخصیت سیاسی و مذهبی مشروطه خواه، واقع گرا و قانون مدار بود و در تمام دوران نخست وزیری دکتر مصدق و مهمتر از آن در سال های بعد از وقوع کودتا و تا پایان عمر همچنان در دفاع از حقوق و منافع ملت ایران در چارچوب قانون اساسی استوار باقی ماند. کافی است انبوهی از اسناد و مدارک باقیمانده از حیات سیاسی ایشان در سال های متعاقب کودتا را که منتشر هم شده است مطالعه بفرمایید تا به وضوح دریابید که در تمام آن سال های دشوار آیت الله کاشانی همواره مغضوب حکومت و دولت های وقت بود و آنی از مقابله با اقدامات و رفتار های قانون ستیزانه و استبدادگرایانه حکومت فروگذار نکرد.
*این اولین بار نیست که امریکایی ها می کوشند تا روحانیت را تخریب کنند. آن ها در سال های گذشته به دروغ عنوان کردند که حضرت امام خمینی در دوران مبارزه با امریکایی ها ارتباط و مذاکره داشته است و امروز به دنبال ترسیم یک نقش ضد ملی برای آیت الله کاشانی هستند. به نظر شما هدف امریکا از طرح این مسائل چیست؟ چرا روحانیت هدف آنهاست؟
البته طبیعی هم می تواند باشد که آمریکایی ها یا هر کشور یا جریان دیگری در مقاطع مختلف و به انحاء و دلایل گوناگون بخواهند مخالفان یا منتقدان خودشان را در اقصی نقاط جهان و از جمله ایران تخریب کنند، اما این گونه اقدامات صرفاً نمی توانسته است به قشر خاصی محدود بوده باشد.
واقعیت این است که در طول دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت فقط شخص آیت الله کاشانی نبود که هدف برنامه ها و اقدامات تخریب گرانه انگلیسی ها و آمریکایی ها قرار داشت بلکه سایر شخصیت های مخالف به ویژه شخص دکتر محمد مصدق نخست وزیر هم در معرض این گونه انتقادات مخرب قرار داشتند؛ بنابراین در طول بیش از یک سده گذشته طرح های تخریب گرانه دولت ها و کشور های سلطه جو به ویژه در ایران صرفاً به قشر خاصی منحصر و محدود نشده است. با تمام این احوال به آن سادگی ها هم که تصور می شود نیست که به صرف انتشار یک یا چند سند مخدوش و غیرصحیح بشود جایگاه شخصیت های تأثیرگذار تاریخی را تخریب کرد. در این میان البته نقش و جایگاه شخصیت هایی مانند امام خمینی و آیت الله کاشانی در حیات سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی شناخته شده تر و تعیین کننده تر از آنی بوده است که بتوان با انتشار یک یا چند گزارش و یادداشت مبهم و غیرموثق، آن را تخریب کرد.
*درباره تاریخنگاری کودتای مرداد صحبت کنید و بفرمایید چه ضعف هایی در این تاریخنگاری وجود دارد که باعث می شود سازمان سیا با انتشار چند سند به خود اجازه تحریف واقعیت های تاریخی را بدهد؟
واقعیت این است که تاکنون تحولات و رخداد های دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت، برهه نخست وزیری دکتر محمد مصدق و فرایندی که به کودتای مرداد انجامید، چنان که باید مورد بررسی و ارزیابی تاریخی عالمانه و روشمند قرار نگرفته است و به تبع آن تاریخ نگاری مربوط به آن دوره حساس از حیات کشور بس مغشوش و دچار نوعی سیاست زدگی و دوگانه خائن/ خادم سازی شده و به ندرت ضرورت نگرشی آسیب شناسانه به رخداد های آن برهه مورد توجه محققان و مورخان قرار گرفته است.
متأسفانه تاریخنگاری دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت، دوره نخست وزیری دکتر مصدق و واقعه کودتای مرداد هنوز نتوانسته است استقلال خود را از کشمکش های سیاسی بازیگران و حامیان آن روزگار که کمابیش تا همین امروز هم ادامه یافته است، به دست بیاورد.
ضمن این که هنوز شاخص ها و معیار هایی مشخص و مورد اجماع برای تعیین مرز ها و قلمرو های منافع ملی در نگاه مورخان و تاریخنگاران به تاریخ تحولات کشور در دوران معاصر (و به طور مشخص برهه منجر به کودتای مرداد) شکل نگرفته است. به گمانم اگر مورخان در همین موضوع مورد بررسی ما معیار قضاوت و ارزیابی خود از تحولات آن روزگار را نه اشخاص و بازیگران درگیر، بلکه قانون اساسی مشروطه قرار بدهند، بسیاری از مشکلات مبتلابه تاریخنگاری ما در موضوع دوران نهضت ملی تا کودتای مرداد حل خواهد شد و بخش اعظمی از این همه کشمکش های دیرپا در سیاه و سفید دیدن های شخصیت ها و حوادث آن روزگار بلاموضوع خواهد شد و به تبع آن تحلیل و ارزیابی ها پیرامون آن برهه حساس از تاریخ کشورمان منطقی تر، عالمانه تر و شفاف تر خواهد شد.
اما همچنان که می دانیم و می بینیم نگاه به تاریخ آن برهه عمدتاً شخص محور و نه قانون محور بوده است؛ بنابراین هرگاه پیش فرض های عمدتاً نادرست کنونی نسبت به تاریخ آن روزگار تصحیح شود نگرش ها و تحلیل ها نسبت به روند تحولات و رخداد های دوران نخست وزیری جناب دکتر محمد مصدق و فرایندی که به وقوع کودتای مرداد انجامید تا حد زیادی تغییر خواهد کرد.
آنگاه ما با شناخت و تعریفی که از کودتا های نظامیِ متعارف آن روزگار و بعد از آن داریم، درخواهیم یافت که اگرچه واقعه مرداد کودتا بود، اما در روندی که طی کرد تفاوت هایی آشکار با «کودتا» در معنای شناخته شده تر آن داشت. هیچ به این نتیجه نرسیده ام که هرگاه میان ارکان حاکمیت ایران اختلافات سراسرگسترش یابنده ای شکل نمی گرفت و رابطه دولت مصدق با مجلس شورای ملی خصمانه نمی شد و عملاً نظام مشروطه به تعطیلی نمی گرایید و جامعه ایران از آن همه کشاکش دردناک سیاسی داخلی دچار یأس و سرخوردگی نمی شد، کودتاگران خارجی قادر می شدند با به راه انداختن کودتا دستاورد های نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران را تقریباً به طور کلی از میان بردارند. اگرچه نقش سایر نیرو های ملی و از جمله شخص آیت الله کاشانی در مدیریت فضای سیاسی و اجتماعی کشور در راستای منافع ملی می توانست هوشمندانه تر و همگرایانه تر باشد، اما متأسفانه اقدامات قانون گریزانه جناب دکتر مصدق نخست وزیر وقت در فرایندی که آن اتحاد ملی کم نظیر را از هم فروپاشید به مراتب عیان تر و تعیین کننده تر بود.
دکتر مصدق با رویکردی عوامگرایانه نقش و جایگاه مجلس شورای ملی را (که طبق قانون اساسی مشروعیت سیاسی خود در رأس نخست وزیری را از آن می گرفت) نادیده گرفت و با انحلال مجلس بر دامنه بحران افزوده و فرایند وقوع کودتا را تسهیل کرد. با این توضیح که در مراتب وطن پرستی و بیگانه ستیزی هم آیت الله کاشانی و هم دکتر مصدق و البته اکثریت دیگر نیرو های فعال در نهضت ملی نفت هیچ تردیدی وجود نداشته است. فقط پس از آنی که در صف رهبران نهضت ملی نقار و جدایی روزافزون شکل گرفته و این روند تأسفبار تداومی سراسر مخرب یافت، کودتاگران خارجی توانستند با همراهی همدستان داخلی خود به عمر دولت مصدق پایان دهند، که به نظر من از مدت ها قبل عملاً فروریخته بود.
* در جریان ملی کردن نفت ایران، مصدق کوشید تا با سیاست موازنه منفی، امریکا را وارد گود سیاست ایران کند تا به زعم خود با روی کار آمدن قدرت ثالث، انگلیس و شوروی در ایران تضعیف شوند؛ لذا وی به امریکا اعتماد کرد و تا اخرین لحظه هم بر این اعتماد اصرار می کرد. اما در نهایت امریکا به مصدق بدعهدی کرد و باعث سقوط او شد. به جز کودتای مرداد چه نمونه های دیگری از بدعهدی امریکا به مصدق می توانید اشاره کنید؟ به نظر شما چرا امریکا مصدق را کنار گذاشت و او را به طور کامل طرد کرد؟
تا جایی که به تحقیقات خود من مربوط می شود آمریکایی ها به هدف در هم شکستن انحصار انگلیس بر سرپل های نفتی ایران (که می توانست راه حضور شرکت های نفتی آن ها در منابع نفتی ایران را تسهیل کند) چه بسا تا هنگام تصویب قانون ملی شدن نفت و خلع ید ازشرکت نفت انگلیس و ایران نگاه تأییدآمیزی نسبت به نهضت ملی نفت داشتند.
در هر حال تا آن برهه برخلاف کارنامه دیرپای سیاه انگلیسی هاو روس ها، آمریکایی ها سابقه منفی چندان آشکاری در ایران نداشتند و به همین دلیل بخش هایی از حاکمیت ما و از جمله شخص دکتر مصدق تصور می کردند خواهند توانست حضور آمریکایی ها در ایران را مغتنم بشمارند و اهداف ملی کردن نفت را در مسیر دلخواه ادامه بدهند.
اما هم مصدق و هم دیگر کسانی که دچار این خوشبینی شده بودند، از آنچه در عرصه سیاست جهانی و منطقه ایِ متعاقب پایان جنگ جهانی دوم و شکل گیری جنگ سرد میان دو اردوگاه شرق و غرب در حال وقوع بود، به شناخت و برآورد صحیح و دقیقی نرسیده بودند. در آن برهه آمریکا در جایگاه رهبری اردوگاه جهان سرمایه داری که انگلستان مهمترین اعضای آن محسوب می شد در بخش های مختلف جهان وارد رقابت و کشمکش هم جانبه ای با اردوگاه شرق تحت رهبری شوروی می شد. اما دکتر مصدق گویا هیچ درک نکرده بود که این رقابت ها و یارگیری های دوباره میان قدرت های بزرگ جهانی به مراتب برای آمریکایی ها مهمتر و حیاتی تر می نمود که علاقمند باشد بر سر دولت او با مهمترین متحدش انگلستان وارد چالشی جدی بشود. در آن برهه دو اردوگاه شرق و غرب به سرعت در حال تقویت و تحکیم موقعیت خود در کشور های اقماری بودند و ایران خواسته یا ناخواسته در آستانه ورود به بلوک تحت سلطه جهان غرب قرار داشت؛ بنابراین برخلاف آنچه دکتر مصدق تصور می کرد آمریکایی ها هیچ علاقه نداشتند بحران ایران تا جایی ادامه یابد که خطر حضور و نفوذ شوروی و جریان های سیاسی تحت حمایت آن کشور در ایران جدی و چاره ناپذیر شود. به همین دلیل هم بود که وقتی مذاکرات و واسطه گری ها نتوانست بر اختلافات پایان دهد، آمریکایی ها با همان راه حلِ پیشنهادی متحدشان انگلستان، که به راه انداختن کودتا بود، کنار آمدند. هرگاه اختلافات داخلی گسترش روزافزونی نمی یافت و به جای امید واهی به حمایت آمریکایی ها ظرفیت های ملی مورد اتکا قرار می گرفت و همان فضای سیاسی و اجتماعی دوران نهضت ملی نفت که تا تیر هم در اوج بود، ادامه می یافت البته که نهضت ملی آن سرنوشت غم انگیز را پیدا نمی کرد.
* یکی از نتایجی که کودتای مرداد داشت، انعقاد قرارداد کنسرسیوم بود که نفت ایران را بار دیگر مصادره کرد و نهضت ملی نفت هم ابتر ماند. به نظر شما کودتای مرداد چه نتایجی داشت؟ امریکا با بدعهدی به مصدق چگونه زمینه ساز تثبیت دیکتاتوری پهلوی شد؟
تا جایی که به استنباط خود من برمی گردد، برخلاف تصور و بهتر است بگوییم خوشبینی دکتر مصدق، آمریکایی ها هیچ عهد یا پیمان حمایت گرانه خاصی با دکتر مصدق نداشتند که به تبع آن مشارکت تعیین کننده آن ها در کودتای مرداد و برکناری دکتر مصدق از مقام نخست وزیری را به اصطلاح بدعهدی آمریکایی ها تلقی کنیم. روابط سیاسی ایران و آمریکا از همان دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به این سو به وضوح نشان می دهد که آمریکایی ها تا همین الان هیچ وقت از منافع و حقوق ملت ایران حمایت نکرده اند و همواره در صف مخالفان مردم ایران بوده اند.
هم چنان که در جریان انقلاب مشروطه دولت آمریکا هیچ حمایتی از نهضت آزادیخواهی مردم ایران نکرد و حتی دستگاه سیاست خارجی دولت آم
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.