تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گذار از علوم انسانی غربی چرا و چگونه؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل گذار از علوم انسانی غربی چرا و چگونه با 71 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل گذار از علوم انسانی غربی چرا و چگونه:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل گذار از علوم انسانی غربی چرا و چگونه به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل گذار از علوم انسانی غربی چرا و چگونه با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل گذار از علوم انسانی غربی چرا و چگونه تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل گذار از علوم انسانی غربی چرا و چگونه را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گذار از علوم انسانی غربی چرا و چگونه :

جریان فعال در تحول علوم انسانی با رویکرد اسلامی جریانی است نوپا که عناصر اصلی آن دائماً در حال رشد و بالندگی است. این نوپایی در بخش های مختلف من جمله در تعریفی روشن، مستدل و قابل دفاع از علوم انسانی اسلامی ظهور می یابد. گروه های مختلف با سطوح فکری و عقیدتی متنوع در این مسیر حرکت می کنند و علی رغم تفاوت در تعریفی واحد برای «علوم انسانی اسلامی» در یک امر اتفاق نظر دارند و آن ضرورت تغییر در ریل علوم انسانی مرسوم است.

«فایل پاورپوینت کامل گذار از علوم انسانی غربی چرا و چگونه؟» به بررسی جنبه های مغفول در حوزه تحول در علوم انسانی غربی پرداخته است. نخستین بخش از این پرونده با عنوان «مدیران ما علوم انسانی اسلامی را باور ندارند/ در دوره رضاخان مدرن نشدیم» گفتگویی با «مرتضی جوانعلی آذر» عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق بود که معتقد است مشکل ما تنها تولیدِ علوم انسانی ـ اسلامی نیست، مشکل ما این است آیا کسانی هستند که این علوم را باور داشته و اجرا کنند؟ و در حال حاضر عملِ مسئولان از میزانِ دانشِ اسلامی که در حوز حکمرانی داریم عقب تر است.

«سید محمدتقی چاووشی» دکتری فلسفه ی غرب از انجمن حکمت و فلسفه ی ایران را دارد و عضو هیات علمی پژوهشکده علوم وحیانی معارج است.

مقالاتی چون «بنیاد تاریخ در تفکر هگل»، «نسبت نقد و تفکر؛ وضع نقد در دیار ما»، «علم تراژیک و وضعیت کمیک»، «تحدید دین به نقل»، «اندیشه ی مفهومی، اندیشه ی انضمامی»، «اسفار اربعه، تاریخ ادب انسانی-شیعی» تاکنون از وی به چاپ رسیده است.

بومی سازی و یا اسلامی سازی علوم انسانی

بسیاری از علوم انسانی ما از جامعه شناسی، مردم شناسی، علوم سیاسی، روانشناسی و.. …. در صد سال اخیر ترجمه علوم غربی است و در کانسپت جامعه آنها نوشته شده است. اساساً اعتقاد دارید که می توان این چرخه را تغییر داد و ما پتانسیل بومی سازی و یا اسلامی سازی علوم انسانی را داریم؟

تا این اواخر باورم این بود که به دشواری بتوانیم علوم انسانی اسلامی داشته باشیم یا حتی تردید داشتم بتوان چنین علمی داشت. «علوم انسانی»، بنا بر قول مشهور با ایده پیشرفت « The idea of progress» یا به تعبیر دیگر با «تاریخی شدن سوژه» و «نگاه انسان به خود» شکل گرفت و پیدا شد – اکثراً این باور را دارند که پیدایش «علوم انسانی» به نگاه تاریخی انسان به حیات «آگاهی» و «خودآگاهی» خود باز می گردد- اما در مقابل این سخن بحث دیگری را می توانیم مطرح کنیم و آن اینکه علوم انسانی با «کانت» و نه با این نگاه تاریخی که از آن صحبت شد، شکل گرفت. یعنی با «کانت» امکان تحقق علوم انسانی رخ داد.

برخلاف نظر برخی که معتقدند در «هیوم» سوژه شکل گرفت؟ در کانت «سوژه» متولد شد. برای نخستین بار کانت بود که در نقد اول و در ضمن بحث از «حکم تالیفی ماتقدم» و به خصوص ضمن بحث از «متافیزیک» توانست نشان دهد که «سوژه» چگونه ساخته می شود. در نقد اول برخلاف نقد دوم، بحث از تعیّن اوبژه است و نهایتاً به «objectivism» یعنی به فرآیند تعیّن اوبژه(عینی شدن اوبژه) می رسیم و نه ساخت اوبژه، اما در همین روند «سوژه» ساخته می شود.سوژه پی می برد که تاکنون به عنوان «جوهر» خود را در تاریخ می شناخت اما از این زمان به بعد پی می برد که هویت واقعی اش چیست و به این نحو سوژه متولد می شود.

تولد سوژه امکان تحقق «علوم انسانی» را فراهم می کند. این موضوع هنوز نیاز به بسط تاریخی دارد اما امکانش اینجا رخ می دهد.

بحث فلسفه اسلامی

همین جا بحث فلسفه اسلامی را مطرح کنیم؛ آیا می توان در صدرا، میرداماد، ابن سینا یا شیخ اشراق و نظایر اینها ما تولد «سوژه» را نشان دهیم تا بتوانیم از علوم انسانی با قید اسلامی صحبت کنیم؟ این دو(فلسفه انسانی-اسلامی) تفکیک جدی از هم ندارند. مثلا فوکو می گوید: با پیدایش نگاه تاریخیِ انسان در واقع امکان تحقق علوم انسانی رخ داد و این نگاه تاریخی از آن سوژهِ تاریخ مند است.

فوکو در کتاب «تبارشناسی دانش» این مطلب را تصریح می کند که با «هگل» علوم انسانی شکل گرفت یا زمینه تحقق آن فراهم آمد و حتی امکان تحقق جهان بینی ها فراهم شد اما من می گویم در کانت این اتفاق می افتد.

فارس: شما می گویید اگر «سوژه» وجود داشته باشد علوم انسانی مرتبط با آن هم پدیدار می شود؟

چاوشی: علوم انسانی و این انسانی که به کار می بریم با نگاه «انسان» به خود چونان سوژه شکل گرفته است، می خواهم بگویم علوم انسانی در واقع اینطور نبود که با تشکیک مساعی چند فیلسوف و دانشمند پدیدار شده باشد و بگویند از حالا به بعد می خواهیم علوم انسانی تولید کنیم – سخنانی که در ما شیوع دارد- بحث اینجا نیست. نگاه انسان به خود از اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ شکل گرفت. نگاه انسان به خود، عالم و خدا همین شد. فیلسوف کاری جز توصیف این نگاه نمی کند. آن هم به نحو بنیادین. چون پرسش فیلسوف پرسش از بنیادِ فرهنگ در شکل بنیادین خود است. از اینجا به بعد سوژه شکل گرفت. نه اینکه در تاریخ سوژه نبود، بود. اما «سوژه» خود را چونان «جوهر» می فهمید.

انسان به لحاظ آگاهی و معرفت نسبت به این امور وارد دوره ای از حیات خود می شود که متوجه می شود آنچه به خود به عنوان «جوهر» نسبت می داده در واقع شکل واقعی خود نیست بلکه «سوژه» است که در طول تاریخ چونان «جوهر» ظهور پیدا کرده است و حال از پشت نقابی که داشته بیرون می آید و خود سوژه می شود -این را تولد سوژه می گوییم. حال برمی گردیم به پرسش پاسخ شما در این خصوص که آیا می توان در صدرا، میرداماد، ابن سینا، شیخ اشراق و نظایر اینها ما تولد «سوژه» را نشان دهیم تا بتوانیم از علوم انسانی با قید اسلامی صحبت کنیم؟ بنده قبلاً بر این باور بودم که در فضای فرهنگی ما جایی بحثی از «سوژه» مطرح نشده و این رهزن بود و باورم این بود که ما علوم انسانی نداریم و پیامد آن نمی توانیم علوم انسانی،اسلامی داشته باشیم – من قید اسلامی را همانطور که فلسفه اسلامی داریم، فهم می کنم نه اینکه متون دینی و آیات و روایات – اما وقتی با دقت بیشتری به موضوع نگاه می کنم می بینم در اندیشه صدرالمتالهین «سوبژکتیویته»، «اومانیسم» و«نهیلیسم» قابل نشان دادن است. گرچه بحثی از «سوژه» با این عنوان به میان نمی آید اما روح تفکر صدرا نشان دهنده این است که چرخشی در ساحت فکر ما وجود دارد و می توانیم در بسط تاریخی تفکر صدرا به عنوان تحقق «سوبژکتیویته» و تولد «سوژه» از آن صحبت کنیم.

بنابراین به عنوان پاسخ اجمالی به پرسشی که مطرح کردید باید بگویم باورم این است شما نمی توانید از صدرای ۹۷۵ تا ۱۰۵۰ قمری علوم انسانی دربیاورید و به آن نسبت دهید اما در بسط تاریخی تفکر صدرا تا تحقق کامل انقلاب مشروطه در این ۲۰۰-۳۰۰ سال و به خصوص بسط تفکر صدرا از طریق مکتب تهران (نه قم، شیراز،اصفهان) و در نهایت رسیدن به انقلاب مشروطه، می توانیم تولد «سوژه» و بسط آن را ببینیم و مدعی شویم که اینک در آستانه تحقق علوم انسانی، اسلامی ایستاده ایم. بنابراین پاسخ شما به اینکه آیا سخن گفتن از علوم انسانی اسلامی یا بومی سازی علوم انسانی صحیح است، پاسخی مثبت است. علوم انسانی از درون فلسفه صدرا امکان تحقق پیدا می کند. حال چطور متحقق می شوند من نمی دانم. این کار من نیست. کار دانشمندی است که در این زمینه فعالیت می کند. کار جامعه شناس است. من می گویم امکان تحقق در فرهنگ ما وجود دارد و اینکه اساساً نمی شود تفکری وارد شود که حالا بخواهیم آن را بومی کنیم یا نکنیم…اگر ما چیز به اسم علوم انسانی داریم -که بنده باورم این است نداریم- نشان دهنده این است که از درون خود این فرهنگ شکل گرفته است. تفکر نمی تواند امری وارداتی باشد. شما در نهایت می توانید ثمرات تکنولوژی را از غرب وارد می کنید.

فارس: چرا تفکر نمی تواند امر وارداتی باشد؟ در حال حاضر چقدر کتب ترجمه شده غربی داریم که سالهاست تدریس می شود. همین امور تفکر را شکل نمی دهد؟

روانشناس، مردم شناس و جامعه شناس

ما روانشناسان وجامعه شناسان و مردم شناسانی داریم که آموزه های غربی در آنها نهادینه شده و تمام آن اصول را تدریس و تجویز می کنند. ما کسانی را داریم که می توانیم بگوییم دلباخته علوم غرب هستند و یا اینکه مسلط هستند و این علوم را تدریس می کنند اما این بدان معنا نیست که به حدی رسیده ایم که می توانیم علوم انسانی پایه داشته باشیم. فقط می توانیم بگوییم اساتید و شارحان خوبی در علوم انسانی داریم اما نمی توانیم مدعی شویم کسانی را داریم که در علوم انسانی صاحب نظر و دیدگاه هستند.

شرایطی باعث شد که برخی به این نتیجه برسند که علوم انسانی وارداتی از غرب به کار جهانِ فکری جامعه ما نمی آید و بنابراین باید تکانی به آن داد؟ اساساً چه نیازی به تحول؟ و چرا نمی شود تفکری از بیرون وارد شود؟ چرا علوم انسانی و تفکر نمی تواند از بیرون وارد شود باید بگویم هر فکری یک بستر تحقق می خواهد و تا امکان تحقق چیزی وجود نداشته باشد شما نمی توانید خود آن را داشته باشید. مثالی از عالم سیاست می زنم. روسیه ی بعد از ۱۹۱۷ و مرگ لنین در ۱۹۲۴ و به دست گرفتن کار توسط استالین را نگاه کنید. از آنجایی که زمینه تحقق کمونیست در روسیه وجود ندارد و نداشت، ورود تفکر کمونیستی به فضای فرهنگی روسیه سر از استبداد درمی آورد.(مارکس در نامه ای به آننکوف تقریبا چنین چیزی را مطرح می کند). دموکراسی نیز همین گونه است.

یک مثال دیگر بگویم. اساساً فرهنگ ما در مقابل فرهنگ اسلامی که از شبه جزیره به آن ارائه و عرضه می شود مقاومت نمی کند و پس از چند سال فرهنگ اسلامی را در آغوش می گیرد. اما در مقابل بسیاری از فرهنگ های دیگر مقاومت می کند. چون زمینه قبول آن را ندارد. فکر همواره از درون خود قوم جوشش و بالندگی پیدا می کند. یعنی هر گیاهی یا هر درختی در هر زمینی رشد نمی کند. اگر می بینید علوم انسانی در ما اهمیت پیدا کرده و رشد می کند مطمئن باشید ریشه های آن درخود این فرهنگ است و آنچه اینجا شکل می گیرد متفاوت خواهد بود با آنچه در غرب شکل گرفته است.

البته به جهت آنکه فضای فکری ما فضای غربی است و نه شرقی (ما به جهت اینکه از دریچه مقولات و مفاهیم با امور عالم ارتباط برقرار می کنیم به واقع فرهنگی غربی داریم) فرهنگ شرق، فرهنگی است که در بخشی از هندوستان، چین و تبت و.. می بینید. اما نمی شود فرهنگ ایران را شرقی دانست. فرهنگ ایرانی به لحاظ فرهنگی، غربی است. غربی بودن به معنای این نیست که ذیل غرب است. من به لحاظ جغرافیایی می گویم. اساسا نوع نگاه ما به غرب نزدیک است و در یک افقی به آن علوم انسانی که در غرب مطرح است، (غرب جغرافیایی) نزدیک می شود اما اینکه دقیقا همان شود بعید می دانم. بسیاری از متفکران ما در حوزه های مختلف علوم انسانی، آموزه های غربی را وحی منزل می دانند. به نظرم نگاه شما نگاهِ ایده آل گرایانه ای است که نمی توانیم هر فکری را در هر خاک و زمینی بکاریم. یکی دلدادگی برخی از روشنفکران ما (اگر بشود واژه روشنفکر را به کار برد) به فرهنگ غرب است و مطلب دیگر ای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *