تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گزیده هایی از زندگی و فضایل و سیره سیاسی حضرت زهرا (س) (۲)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل گزیده هایی از زندگی و فضایل و سیره سیاسی حضرت زهرا (س) (۲) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل گزیده هایی از زندگی و فضایل و سیره سیاسی حضرت زهرا (س) (۲):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل گزیده هایی از زندگی و فضایل و سیره سیاسی حضرت زهرا (س) (۲) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل گزیده هایی از زندگی و فضایل و سیره سیاسی حضرت زهرا (س) (۲) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل گزیده هایی از زندگی و فضایل و سیره سیاسی حضرت زهرا (س) (۲) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل گزیده هایی از زندگی و فضایل و سیره سیاسی حضرت زهرا (س) (۲)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گزیده هایی از زندگی و فضایل و سیره سیاسی حضرت زهرا (س) (۲) :

اصول و مبانی برگرفته از سیره سیاسی حضرت زهرا (س)

۱- رابطه دین و سیاست

اوّلین اصلی را که در سیره سیاسی حضرت شاهد هستیم رابطه عمیق و تنگاتنگ دین و سیاست می باشد، حضرت این مسأله را به همه مسلمانان اعلام داشت که دین تنها به سرنوشت آخرتی مردم دخالت ندارد، بلکه دین آن گونه که برای آخرت مردم قوانین و آموزه هایی داشته، نسبت به دنیای مردم نیز برنامه هایی دارد. و علاوه بر نقش تربیتی و هدایتی زمینه را برای حکومت دینی فراهم می سازد. در راستای این هدف، حضرت زهرا (س) بلافاصله پس از درگذشت رسول خدا (ص) نسبت به سرنوشت سیاسی مسلمانان احساس مسئولیت نمود برای به حاکمیت رساندن امام علی (ع) که بیش از همه شایستگی رهبری امت اسلامی را داشت، فعالیت های سیاسی خویش را آغاز نمود، او حکومت و سیاست را عین دین دانسته برای به وجود آوردن آن ارتباط تلاش نمود. و معتقد بود آنچه انسانهای پراکنده را می تواند به هم پیوند زند و باهم همراه سازد ولایت است. در اسلام و آموزه های دینی دین و دنیا، سیاست و دیانت، کاملاً به هم آمیخته و از همدیگر تفکیک ناپذیرند، به گونه ای که دنیا را مزرعه و کشت گاه آخرت دانسته است.[۱] و در واقع هیچ کاری از نظام کلی و طرح دین بیرون نیست. در اسلام رابطه دین و سیاست یک رابطه منطقی و ماهوی است، دین و سیاست ملازم همدیگرند، در عرصه سیاست و قلمرو دین مشترکانی وجود دارد که این دو را در هدف و دیگر سلسله مسایل مهم اجتماعی، مثل ضرورت تشکیل حکومت، اجرای حدود، تأمین امنیت اجتماعی، به هم مرتبط می سازد. تشکیل حکومت اسلامی در مدینْه النبی پس از هجرت رسول خدا (ص) و تشکیل سپاهی از مهاجر و انصار و فرستادن مبلغان در قلمرو حکومت اسلامی به وسیله آن حضرت، واضح ترین دلیل بر همبستگی دین و سیاست است. حضرت زهرا (س) بلافاصله پس از درگذشت رسول خدا (ص) به جای اینکه به عنوان یک زن مصیبت دیده، گوشه عزلت را برگزیده در فراق پدرش اشک ماتم بریزد، در متن اجتماع وارد گردیده و با رفتن به خانه های مهاجر و انصار[۲] برای برگرداندن خلافت به جایگاه اصلی آن تلاش ورزید.

اگر حضرت دیانت را منحصر به مسایل فردی و عبادی می دانست و هیچ کاری به حکومت و اداره امور سیاسی مردم نمی داشت، هیچ یک از رنج ها و گرفتاری ها و مصیبت های که بر او وارد آمده است وارد نمی آمد. این مسأله از نظر تاریخی مسلم است که هجوم دستیاران خلیفه به بیت حضرت زهرا (س) در واکنش به تجمع مخالفین سقیفه در خانه حضرت زهرا (س) بوده است.[۳] حضرت زهرا (س) تا واپسین لحظات زندگی خود نسبت به سیاست و حکومت و رهبری مردم تلاش ورزید و پیوند بین سیاست و دیانت را وظیفه خود دانست؛ او حتی در بستر مرگ نیز از تلاش های سیاسی دست برنداشت و با وصیت سیاسی خود مبنی بر مخفی بودن مراسم تکفین و تدفین و همچنین پنهان بودن محل دفن او[۴] فعالیت های سیاسی خود را رنگ ابدیت بخشید. او مانند رسول خدا (ص) سعی در ایجاد زمینه برای هدایت خلق و سپردن سرنوشت آنان به شایستگان واقعی برآمد. از دیدگاه زهرا (س) دین زمانی می تواند در زندگی مردم نمود یافته و مردم به آن پایبند باشند که در سایه حاکم و زمامدار الهی زندگی نمایند، اگر حاکم و زمامدار جامعه انسان عادل و شایسته نباشد، نه تنها به دین و شریعت و برنامه های آن عمل نمی گردد که دین بازیچه دست آنها قرار می گیرد، به این جهت است که زهرا (س) مرضیه آنگاه که می بینید امام علی (ع) را از خلافت و رهبری امت کنار زده اند و فردی را که هیچ گونه شایستگی آن را ندارد به جای او نهاده اند، مردم را به شدت سرزنش نموده و آن را زیان آشکار و جبران ناپذیر دانست،[۵] زیانی که برای همیشه وزر و وبال آن دامنگیر جامعه اسلامی شد و حاکمان بعدی نیز پیوسته دین را بازیچه هواهای نفسانی خویش قرار دادند. بر اثر بی توجهی به تفکر و اندیشه های سیاسی حضرت زهرا (س) کار به جای رسید که معاویه بن ابی سفیان علناً تفکر جدایی دین از سیاست را مطرح نمود، او پس از صلح با امام حسن (ع) و تکیه بر حکومت تفکر ضد دینی خویش را چنین ابراز نمود: من با شما نجنگیدم که نماز بخوانید و روزه بگیرید، حج نموده و زکات دهید، شما خود این کارها را می کنید، بلکه با شما جنگیدم تا بر شما حکم روایی نمایم.[۶] یزید فرزند معاویه پس از به شهادت رساندن امام حسین (ع) و یاران او در شعر معروف خود هدف از حکومت خویش را انتقام از کشته های عصر جاهلیت که به وسیله مسلمانان کشته شده بودند، اعلام نمود.[۷] و این دقیقاً چیزی بود که حضرت زهرا (س) آن را نتیجه بی توجهی به امامت و رهبری دینی می دانست که از اصول پیش رفته سیاسی اسلام است. عمده دلیل بر رابطه سیاست و دیانت در سیره سیاسی حضرت سخنان او در مسجد رسول خدا (ص) می باشد، او همان گونه که به مسایل دینی پرداخت و از نماز و روزه و حج و زکات سخن به میان آورد و از فلسفه آنها سخن گفت، به خلافت و امامت پرداخت سپس به سفارشات رسول خدا در این مورد اشاره و به مقام و جایگاه رهبری در اسلام اشاره کرد و ویژگی های ان را برای مردم بیان کرد.

به تعبیر کوتاه اینکه توازن مسایل سیاسی و دینی در سخنان آن حضرت گویای رابطه سیاست و دیانت در سیره سیاسی آن حضرت می باشد.

۲-قاطعیت در مسیر حاکمیت حق

دومین اصل از اصول سیاسی حضرت که در سیره سیاسی او کاملاً مشهود است اصل قاطعیت و انعطاف ناپذیری آن حضرت در مسیر حاکمیت حق می باشد، او با تمام توان از اهداف و آرمان های ناب و اصیل دینی که برخاسته از قرآن و سنت رسول خدا (ص) بود، دفاع نمود و مانند پدرش رسول خدا (ص) و همسرش علی بن ابی طالب در ادای تکلیف هیچ گونه سستی نورزید و مصلحت اندیشی بر سر اصول سیاسی اسلام نکرد. تاریخ مبارزات سیاسی حضرت نشان می دهد که حتی یک مورد را نمی توان یافت که حضرت از آرمان های خویش دست برداشته از راه سازش با دشمنانش برآمده باشد، بلکه حضرت قاطع و مصمم و با قبول انواع فشارها و تهدیدها و شکنجه ها در راه نیل به اهداف خویش حرکت نمود، بر اثر همین قاطعیت و انعطاف ناپذیری حضرت بود که توانست مخالفین اش را به زانو درآورد و آنان را وادار ساخت روش برخوردشان را با زهرا (س) تغییر دهند. ابوبکر و دستیارانش تصمیم گرفتند از زهرا (س) که بر اثر رنج ها و بیماری در بستر افتاده بود عیادت نمایند و بدین طریق، ضمن دل جویی از زهرا (س) و پرده پوشی بر رفتارهای گذشته خویش در برابر حضرت، قدرت و حکومت خویش را مشروعیت بخشیده تلاش های سیاسی حضرت زهرا (س) را خنثی سازند. اما بینش عمیق و چشمان تیزبین زهرا (س) مانع از آن گردید که آنان به اهداف خویش دست یافته بر او پیروز گردند، حضرت ابتدا با عدم پذیرش آنان مشروعیت آنان را زیر سؤال برد و با اظهار تنفر و انزجار از آنان که خود را خلیفه رسول خدا (ص) در میان مردم جا زده بودند و این عنوان را با خود یدک می کشیدند، ضربه سختی بر اعتبار و وجهه سیاسی آنان وارد نمود و این سؤال را در اذهان توده مردم ایجاد نمود که ابی بکر چگونه خود را خلیفه و جانشین رسول خدا (ص) می داند، در حالی که فاطمه زهرا (س) تنها یادگار بجا مانده از رسول خدا (ص) بر او خشمگین و از او ناراضی می باشد، به گونه ای که تا آخرین لحظات زندگی از سخن گفتن و رویارویی با او ابا دارد آنان ناچار به امام علی (ع) متوسل شدند، حضرت زهرا (س) آنگاه که با وساطت علی (ع) رو به رو گردید، ضمن اطاعت پذیری خویش از ولایت، آنان را به حضور پذیرفته، سپس خطاب به آنان فرمود: آیا اگر حدیثی از رسول خدا (ص) برایتان بخوانم که آن را بدانید، به آن عمل می کنید؟ گفتند: آری. فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم آیا از رسول خدا (ص) نشنیده اید که فرمود: رضایت فاطمه، رضایت و خوشنودی من است و خشم فاطمه خشم من است، هر کس فاطمه دخترم را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته است و هر کس فاطمه را خشنود سازد، مرا خشنود کرده و هر کس فاطمه را به خشم درآورد، مرا به خشم آورده است آنان گفتند: آری این فرمایش را از رسول خدا (ص)شنیده ایم. سپس حضرت فرمود: همانا خداوند و فرشتگان را شاهد و گواه می گیرم که شما مرا به خشم آورد و از خود خشنود نساخته اید، هرگاه رسول خدا (ص) را ملاقات کنم، از شما به آن حضرت شکایت خواهم کرد.[۸] حضرت صدیقه طاهره با بیان این حدیث از رسول خدا (ص) و اقرار گرفتن از خلیفه که آن را از پیامبر (ص) شنیده است، او را محکوم نمود و خلیفه را که می خواست از عواطف زنانگی زهرا (س)سود جسته و با رفتار به ظاهر عاطفی خویش حضرت را در برابر خود تسلیم نماید، مغلوب ساخت. رمز موفقیت و پیروزی زهرا (س) را در این نکته می توان یافت که حضرت زهرا (س) قاطع و مصمم در پی رسیدن به اهداف خویش حرکت نموده در برابر انواع توطئه ها و دسیسه ها ایستاده دست به افشاگری زد، او از قدرت و هیمنه خلیفه هراس بدل راه نداده با شجاعت تمام در جمع مردم خلیفه و دستیارانش را مخاطب قرار داده فرمود: بر غیر شتر خویش داغ زدید، به آبشخوری که حق دیگری بود وارد شدید.[۹] مقام خلافت و ولایتی را که حق دیگری بود تصاحب نمودید.

۳- زمان شناسی در حرکت های سیاسی:

از اصول که در سیره سیاسی حضرت به عنوان الگو و قابل استفاده است زمان شناسی آن حضرت است. مقصود از زمان مفهوم لغوی و فلسفی آن نیست تا این مسأله پیش آید که زمان امری است وجودی یا عدمی و سایر مباحثی که در تعریف زمان مطرح شده بلکه مقصود موقعیت تاریخی جامعه و شرایط و مقتضیات زمانی حاکم بر آن است. اهمیت زمان و زمان شناسی به گونه ای است که هرگونه بی توجهی و غفلت از آن بسیاری از حرکت ها از جمله حرکت های سیاسی را با شکست و ناکامی مواجه ساخته راه های پیروزی را مسدود می نماید. امام علی (ع) در اهمیت زمان و زمان شناسی فرمود: آنکه از زمانه ایمن نشنید خیانت آن بیند.[۱۰]

برهه های گوناگون تاریخ ویژگی ها و قوانین خاص خود را دارد که تنها با در نظر گرفتن آن خصوصیات و رعایت آن قوانین می توان به موفقیت امیدوار بود و نتیجه عدم توجه به آن جز شکست و ناکامی نیست. در زندگی سیاسی و سیره سیاسی حضرت زهرا (س) نمونه های فراوان از زمان شناسی و آگاهی آن حضرت به زمان و توجه به نقش و موقعیت زمان را مشاهده می نماییم. او آنگاه که خواست بر علیه خلیفه اعتراض نماید، به منزل او نرفت، بلکه مسجد را که مرکز تجمع و محل تصمیم گیری مسلمانان بود برگزید و آنگاه که مردم در آن جمع بودند اعتراض خویش را به گوش خلیفه رساند.[۱۱] نمونه دیگر از زمان شناسی حضرت، سخنان شورانگیز او در جمع زنان مدینه است، معمولاً موقعیت حضرت ایجاب می کرد که او از دردها و رنج های جسمی خود سخن می گفت و از وضعیت رنجور خویش سخن به میان می آورد، ولی بینش و درایت سیاسی و زمان شناسی حضرت او را واداشت که از این موقعیت و فرصت به دست آمده کمال استفاده را ببرد، وقتی زنان مهاجر و انصار از وضعیت جسمی او پرسیدند او شرح حال خود را بهانه قرار داده دست به افشاگری زد و از این طریق اهداف و آرمان های سیاسی خویش را دنبال نموده و سخنان خود را به مردم مدینه رساند.[۱۲] در برخورد با خلیفه و دستیارانش آنگاه که از او عیادت نمودند نمونه مهم زمان شناسی حضرت است، آنان که خواستند با اندک دلجویی از حضرت بر تمامی ناروایی ها و ظلم و ستم های خویش بر او چشم پوشی نمایند و از این طریق آنها را پنهان سازند، ولی در مقابل، بینش و درایت و زمان شناسی حضرت مانع گردید که آنان به هدف خویش نایل آیند، تنفر و انزجار حضرت آنان را برای همیشه ناکام نهاد.[۱۳] از نمونه های مهم در زمان شناسی حضرت که قیام او را جاودانه ساخت، وصیت حضرت مبنی بر مخفی بودن مراسم تشییع و تدفین و پوشیده ماندن مزار اوست[۱۴] او با این موضع برای همیشه مشروعیت ابی بکر را زیر سؤال برد و این سؤال همیشه در حافظه تاریخ نقش بسته است که چرا یگانه دختر و تنها یادگار رسول خدا (ص) مخفیانه به خاک سپاریده شد و کسی که خود را جانشین پدر او می خواند در مراسم تشییع او شرکت نکرد و چرا مزار او برای همیشه پنهان است؟!

۴- تلاش بر جداناپذیری قرآن و اهل بیت

اهل بیت در فرهنگ و بینش شیعه مقام و جایگاه خاصی دارد به گونه ای که آنها را معصوم دانسته گفتار و کردار و سیره آنان را همانند رسول خدا حجت می دانند و آنان را پس از رسول خدا مجریان و حافظان و مفسران قرآن می دانند، بر این اساس هرگونه جدایی میان این دو را موجب ضلالت و گمراهی می دانسته اند. رسول خدا (ص) بر اساس فرمایش معروف رابطه قرآن و عترت را این گونه بیان داشته است: من دو امانت گرانبها و ارزشمند را در میان شما باقی می گذارم که یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیت و خاندان من است؛ این دو یادگار من هیچگاه از هم جدا نخواهد شد اگر به این دو تمسک جوئید گمراه نمی شوید.[۱۵] قرآن مجموعه قوانین آسمانی اسلام است که عمل به آن ضامن بهروزی و نجات انسانها می باشد و از طرفی تفسیر و تأویل قرآن را باید کسانی به عهده بگیرند که با زبان و فرهنگ وحی آشنا باشند، به همین سبب به باور شیعه بایست افراد واجد صلاحیت برای تفسیر و تأویل کتاب آسمانی از سوی رسول خدا (ص)معرفی شوند؛ قرار گرفتن عترت در کنار قرآن به لحاظ نیاز کتاب آسمانی و تشریح اهداف و مقررات آن است[۱۶] آنان هستند که می توانند تفسیر درست از قرآن و دین ارائه نموده مردم را در راه راست و مسیر هدایت رهنمون سازند. دقت و توجه به عنوان حدیث (نبوی) نشان می دهد که تفکیک و جدایی بین قرآن و عترت و عمل به قول و برداشت کسانی که به رموز قرآن آشنایی ندارند، جز ضلالت و گمراهی نتیجه به بار نخواهد آورد. اینکه رسول خدا قرآن و عترت را به عنوان دو امانت گرانبها در کنار هم قرار داده است، بیانگر آن است که حرکت هر دو در یک مسیر و به خاطر یک هدف است، یکی قانون آسمانی و دیگری مفسران و مجریان و حامیان آن هستند، بدین جهت است که جدا شدن و فاصله گرفتن و انحراف از عترت مایه گمراهی و هلاکت خواهد بود.[۱۷] همزمان با رحلت رسول خدا، تِز و تفکر: {قرآن ما را بسنده است و با وجود آن به چیزی دیگری نیاز نداریم}بر تفکرات و بینش دینی مردم استیلا یافت و از آن پس همه تلاش ها و کوشش ها در این مسیر ادامه یافت و تفسیرها و تأویل های شخصی و سلیقه ای از دین رونق گرفت و سرآغازی شد برای انحطاط و انحراف مسلمین![۱۸] صدیقه طاهره (س) در آغازین لحظه های این تفکر به پا خواست و از تفکر دینی قرآن در کنار عترت که طرح اصلی آن از رسول خدا (ص) بود، دفاع نمود. او در موارد مختلف به نیاز جامعه اسلامی به عترت در کنار قرآن به عنوان مفسر و مبین آن اشاره نموده این مسأله را به مردم گوشزد نمود. او در سخن فرمود: آیا شما به عموم و خصوص قرآن از پدرم و پسر عمویم علی آگاه تر و داناترید.[۱۹] از این طریق نیاز مردم را به اهل بیت در شناخت قرآن و دین بیان نمود، او دوری اهل بیت از صحنه سیاسی اجتماعی مردم را بزرگ ترین خسارت دانسته[۲۰] بدین وسیله مقام و جایگاه دینی آنان را در جامعه اسلامی روشن ساخت.

او در موارد جنبه هدایت گرانه امام را یادآوری نموده فرمود: وای بر شما! آیا کسی که مردم را به سوی حق هدایت و رهنمون می سازد سزاوار پیروی و فرمانبری است؟ یا کسی که نمی تواند مردم را هدایت کند بلکه خود نیاز به رهبر و راهنما دارد؟[۲۱]

در واقع او علاوه بر تأکید بر شایستگی های علی بن ابی طالب به نحوه و چگونگی حکومت بر مسلمانان تأکید داشت و معتقد بود که امامت و رهبری همانند نبوت منصبی الهی است. این باور حضرت زهرا (س) از مهم ترین اصول سیاسی شیعه گردید، شیعیان معتقدند که امامت ادامه نبوت است، پس آنچنان که خداوند سبحان کس یا کسانی را از میان بندگان خود بر می گزیند و او را با معجزاتی که چون نص از جانب خداوند است تأیید می کند. همچنین برای امامت نیز هر که را بخواهد برمی گزیند و به پیامبرش دستور می دهد امامت او را با نص خاص تصریح نماید و او را برای انجام وظایف رهبری مردم پس از رسول خدا منصوب نماید.[۲۲] امام رضا (ع) در سخنان طولانی پیرامون نقش و جایگاه امامت فرموده است: امامت جایگاه انبیا و اِرث اوصیا است، امامت خلافت از طرف رسول خدا (ص) و مقام امیرالمومنین و میراث حسن و حسین (ع) است. به راستی امامت زمام دین و نظام مسلمین و عزت مؤمنین است، امامت بنیاد پاک اسلام و شاخه با برکت آن است، به وسیله امامت نماز و روزه و زکاتْ و حج و جهاد درست می شود… امام ماه تابنده و چراغ فروزنده و نور برافروخته و ستاره راهنما در تاریکی شب ها و بیابان های تنها و گرداب دریاها است، امام آب گوارای است برای تشنگی و رهبر به حق و نجات بخش از نابودی است. . . امام امین خدا در میان خلقش و حجت او بر بندگانش و خلیفه او در بلادش و دعوت کننده به سوی خدای عزوجل و دفاع کننده از حقوق خداست.[۲۳] شیعه با این رویکرد به امامت و لزوم بودن عترت در کنار قرآن نگاه می کند و از نظر آنان امامت و ولایت صرفاً خلافت و امارت ظاهری نیست، بلکه خلافت و جانشینی کلی خداوند است که ولایت تشریعی از آثار این ولایت است… امام انسان کامل الهی است که به جمیع نیازمندی های مردم و صلاح فساد آنان آگاهی دارد. او امانت دار احکام و اسرار الهی است و از همه گناهان و خطاها پیراسته است او در ارتباط با عالم اعلا و صراط مستقیم الهی است او حجت خدا بر بندگان و واجب الاطاعْه است، او عهده دار هدایت انسانها به سوی کمالات معنوی می باشد.[۲۴] صدیقه طاهره (س) با این نگاه به اهل بیت و رهبری آنان در جامعه توجه داشت و دوری آنان را موجب به خطر افتادن همه دستاوردهای رسالت دانست و تمام تلاش های او بر این بود که مردم را به این مسأله آگاه سازد، آیات قرآنی که حضرت در موضع گیری خود در برابر خلیفه و دستیارانش به آن استدلال نموده اهمیت و جایگاه اهل بیت: را در جامعه و لزوم آنان را در کنار قرآن به خوبی تحلیل و دیدگاه خود را ابراز نموده است. استدلال حضرت به این آیات[۲۵] جای تأمل و دقت دارد و اینکه حضرت خلیفه و دستیارانش را از مصادیق این آیات دانسته است!

۱-أَلاَ فِی الْفِتْنَه سَقَطُوا وَ إنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکافِرِینَ؛[۲۶] آگاه باش که آنها خود به فتنه در افتادند و دوزخ همانا به آن کافران احاطه خواهد دانست.

۲- بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلاً؛[۲۷] ظالمان که به جای خدا شیطان را برگزیدند بسیار بد مبادله کردند.

۳-وَ مَن یبْتَغِ غَیرَ الْإسْلاَمِ دِیناً فَلَن یقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الاَّخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛[۲۸] هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست.

۴-و ما مُحمَّدٌ إلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکمْ وَ مَن ینْقَلِبْ عَلَی عَقِبَیهِ فَلَن یضُرَّ اللّهَ شَیئاً وَ سَیجْزِی اللّهُ الشَّاکرِینَ؛[۲۹] محمد (ص) نیست مگر پیامبری از طرف خدا که پیش از او نیز پیامبرانی بودند و از این جهان درگذشتند اگر او نیز به مرگ یا شهادت درگذشت، باز شما به دین جاهلیت خود رجوع خواهید کرد، پس هر که مرتد شود به خدا ضرری نخواهد رسانید و خود را به زیان انداخته و هر کس شکر نعمت دین گذارد و در اسلام پایدار ماند البته خداوند جزای نیک اعمال به شکر گذاران عطا خواهد کرد.

۵- أَ لاَ تُقَاتِلُونَ قَوْماً نَکثُوا أَیمَانَهُمْ؛[۳۰] آیا با قومی که عهد و پیمان خود را شکستند… کارزار نمی کنید.

۶- إن تَکفُرُوا أَنتُمْ وَ مَن فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً فَإنَّ اللَّهَ لَغَنِی حَمِیدٌ؛[۳۱] اگر شما و همه اهل زمین یک مرتبه کافر شوید خدا از همه بی نیاز است.

۷- وَ سَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ ینقَلِبُونَ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *