تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین همراه با هدیه ویژه پاورپوینت!

یک پیشنهاد بی‌نظیر برای شما!

با دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین، یک پاورپوینت حرفه‌ای و جذاب را کاملاً رایگان از ما هدیه بگیرید.

چرا فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین بهترین انتخاب شماست؟

  • 112 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    اشاره

    تا کنون تلخیص دوازده فصل از کتاب پایان فضیلت، نوشته السدیر
    مک اینتایر به محضر اهل معرفت تقدیم گردیده است

    .

    اینک تلخیص گونه ای از
    فصل سیزدهم کتاب مزبور تقدیم می گردد

    .

    خلاصه فصل ۱۳ اوضاع
    و احوال قرون وسطی

    پیش از هر چیز لازم است دو نکته اساسی گوشزد گردد

    :

    اول اینکه در باب فضایل، نباید سنتی را که در صدد تبیین آن هستیم، با
    سنت ارسطوگرایانه خاص تری، که صرفا در شروح و تفاسیر متون ارسطو آمده است، خلط
    کرد. مفهوم «سنتی » بیش از حد، عام است، درست همان گونه که مفهوم

    «

    ارسطوگرایانه »
    بیش از حد، خاص است. سنتی که در اینجا در صدد تبیین آن هستیم همواره دو متن اخلاق نیکوماخوس

    (۱)

    و سیاست مدن

    (۲)

    را به عنوان متون اصلی به
    کارمی برد، ولی هرگز خود را کاملا به ارسطو تسلیم نمی کند

    ;

    زیرا این سنتی است که
    همواره به جای تایید ارسطو با او به بحث و گفتگو می پردازد

    .

    دوم آنکه قطعا جهان قرون وسطی نسبتا دیر با ارسطو آشنا شد و حتی
    آکویناس نیز فقط از راه ترجمه با او آشنا گردید

    .

    وقتی هم این آشنایی صورت
    پذیرفت، ارسطو حداکثر یک راه حل نسبی برای مشکل قرون وسطی ارائه داد که قبلا به طور
    مکرر، بیان شده بود. مشکل این بود که چگونه باید در فرهنگی که حیات انسان به وسیله
    تعارض آرمان های بسیار زیاد و شیوه های مختلف زندگی در خطر از هم گسیختگی است، نوع
    انسانی را تعلیم و تربیت داد

    .

    باید توجه داشت که در بین تمامی شیوه های تفکر اسطوره ای، که قرون وسطی
    را برای ما در پس پرده ابهام قرار داده است، هیچ یک گمراه کننده تر از آنچه فرهنگ
    یکنواخت و یکپارچه مسیحی را به تصویر کشیده، نیست. و این نه فقط به این دلیل است
    که دستاوردهای قرون وسطی علاوه بر این، یهودی و اسلامی نیز بود، بلکه فرهنگ قرون
    وسطی به عنوان یک واحد مجموعی، موازنه ناپایدار و پیچیده ای از عناصر متعدد، مجزا
    و متعارض بود

    .

    خاطره جامعه قهرمانی در سنتی که من در نظر دارم، دوبار حضور دارد:
    یکبار به عنوان پیشینه ای برای جامعه آتن قرن چهارم و پنجم و دیگر بار در
    پیشینه ای برای اوج قرون وسطی. این دوبار حضور، دیدگاه اخلاقی در جامعه قهرمانی را
    تبدیل به یک سرآغاز ضروری برای تاملات اخلاقی در سنتی که مورد علاقه ماست، می کند.
    در نتیجه، نظام قرون وسطی نمی تواند فهرست فضایل قهرمانی را رد کند. وفاداری به
    خویشان و دوستان، شجاعت لازم برای نگهداری از خانواده یا برای یک بسیج نظامی و
    تقوایی که محدودیت ها و تحمیل های اخلاقی را در نظم جهانی پذیرا شود فضایلی اساسی هستند
    و تا حدی بر حسب نهادهایی چون اصل انتقام در ساگاها تعریف شده اند

    .

    به عنوان مثال، در قوانین آلمان اوایل قرون وسطی، جنایت تنها در صورتی
    یک جرم است که قتل مخفیانه یک فرد ناشناس باشد. وقتی یک فرد، آشنایی را می کشد،
    پاسخ مناسب به این قتل، انتقام خویشاوندان است، نه قانون جزائی

    .

    ظاهرا
    این تمایز بین دو نوع قتل تا زمان فرمانروایی ادوارد اول در انگلستان به جای ماند.
    این تنها بیان نکته ای درباره قانون نیست، بلکه با اخلاقیات در تقابل است. نگرش
    اخلاقی جامعه قرون وسطی دقیقا در خلق مقولات عام صواب و خطا و شیوه های عام فهم
    صواب و خطا (که از درون آن یک اصل قانونی استخراج می شود) نهفته است که می توان
    آنها را جایگزین محدودیت ها و نواقص خاص یک بی دینی اسبق نمود. بازجویی با وسایل
    شکنجه ابتدایی برای بسیاری ازنویسندگان متجدد خرافی به نظر می رسد، اما وقتی که
    این کار برای اولین بار شروع شد، حاصلش این نیز بود که خطاهای زندگی خصوصی و محلی
    به شیوه ای کاملا جدید در یک موقعیت علنی و جمعی قرار گرفت

    .

    بنابر این، وقتی در قرن دوازدهم مساله ارتباط ملحدان با فضایل مسیحی
    صریحا توسط متکلمان و فلاسفه عنوان شد، بسیار فراتر از یک مساله نظری بود. در
    واقع، کشف دوباره متون سنتی و مجموعه غریبی از متون باستانی (ماکروبیوس

    (۳)

    ، سیسرو

    (۴)

    ، ویرجیل

    (۵)

    )

    برای اولین بار موجب این مشکل نظری می شد.اما
    الحادی که محققانی چون جان سالیسبوری

    (۶)

    ، پیتر آبلارد

    (۷)

    یا ویلیام کونچز

    (۸)

    با آن در افتادند تا حدی ، در بین خود آنها و از جامعه خودشان بود، هر
    چند شکل جامعه آنها کاملا غیر از جامعه دنیای باستان بود. علاوه بر این، راه حلی
    که آنان پیشنهاد کردند باید نه فقط برای مدارس کشیشان، بلکه علاوه بر آن، به طور
    متناوب برای دانشگاه ها نیز به یک برنامه آموزشی تبدیل می شد. حتی بعضی از آنان معلمان
    توانایی نیز شدند

    .

    پذیرش سنت باستانی، حتی در این حد جزئی و پراکنده، شکلی یافت که مسیرش
    کاملا با نوعی تعلیمات مسیحی، که به درجات متفاوت در طول قرون وسطی بانفوذ بود و
    تمامی تعلیمات الحادی را به عنوان آثار شیطان به کناری نهاد و در صدد یافتن
    راهنمایی تمام عیار در کتاب مقدس بود، مخالفت داشت. لوتر در واقع وارث این سنت
    قرون وسطایی بود. اما مشکلی که به وجود آمد عبارت بود از تبدیل پیام کتاب مقدس به
    مجموعه ای خاص و مفصل از تمایزات بین راه های جدید دیگر. و برای این کار احتیاج به
    انواعی از مفاهیم و تحقیقات است که خود کتاب مقدس آنها را در اختیار نمی گذارد

    .

    مسلما مواردی وجود دارد که وقتی دنیای بی دین معاصر خود را در آن ارائه
    می کند تنها شایسته رد صریح است، همان نوع ردی که جوامع یهودی و مسیحی زیر سلطه
    امپراتوری روم باید در مواجهه با این خواسته، که امپراتور را بپرستید، از خود نشان
    دادند. اینها همان لحظات شهادت اند. ولی برای دوران طولانی تاریخ مسیحیت حاصل این
    یا آن، گزینه ای نیست که جهان، کلیسا را با آن روبرو کرده باشد. مساله این نیست که
    چطور باید شهید شد، بلکه باید دید چطور با شکل های زندگی روزمره ای که مسیحیان
    باید بیاموزند رابطه برقرار کرد

    .

    این سؤال برای نویسندگان قرن دوازدهم نسبت به فضایل مطرح بود. چگونه
    عمل به چهار فضیلت عمده عدالت، دوراندیشی، اعتدال و شجاعت را باید با فضایل کلامی
    (ایمان، توکل

    (۹)

    و محبت

    (۱۰)

    )

    ارتباط داد؟ از۱۳۰۰ سال پیش تاکنون این
    طبقه بندی فضایل هم در محاورات مردم و هم در آثار نویسندگان لاتین یافت می شده است

    .

    در کتاب اخلاق آبلارد که در حدود ۱۱۳۸ میلادی نگارش یافته است، نکته
    اصلی که پاسخ این سؤال را در اختیار قرار می دهد عبارت است از تمایز بین یک رذیلت
    و یک گناه. آنچه در نظر آبلارد، تعریف ارسطو از فضایل است و توسط بوئتیوس

    (۱۱)

    به او انتقال یافته، برای به دست دادن یک تعریف متناظر از رذیلت به کار
    رفته است. جای دیگر در اثر آبلارد به نام گفتگویی بین یک فیلسوف، یک یهودی و
    یک مسیحی، فیلسوف، که صدای دنیای باستان است، فضایل عمده را طبق نظر سیسرو و نه
    ارسطو فهرست کرده است و آنها را تعریف می کند. اتهام آبلارد بر آن فیلسوف عمدتا
    قصور نظر اخلاقی ملحدان و ناتمامی شرح فضایل توسط ملحدان، حتی در بهترین
    نمونه هایش، بود. این ناتمامی هم به نارسایی مفاهیم فلسفی در مورد خیر اعلی و هم
    به نارسایی باورهای فلسفی در باره ارتباط اراده انسان با خیر و شر مربوط می شود

    .

    آنچه مسیحیت لازم می داند مفهومی است نه فقط درباره نقصان منش ها یا
    رذایل، بلکه درباره نقض قانون الهی – یعنی گناهان. منش های افراد در هر زمان
    مفروضی می تواند ترکیبی از فضایل و رذایل باشد و این ملکات راه اراده را در رکت به
    این سو یا آن سو سد می کند. ولی اراده همواره آزاد است تا با این تحریکات
    مخالفت یا موافقت کند. حتی واجد بودن یک رذیلت موجب ضرورت انجام عمل نادرست خاصی
    نمی شود. هرکاری موکول به خصیصه عمل درونی اراده است

    .

    بنابر این، منش، که عرصه
    فضایل و رذایل است، صرفا شرط دیگری می شود که نسبت به اراده، بیرونی است. عرصه
    حقیقی اخلاق فقط عبارت است از عرصه اراده و بس

    .

    این درونی شدن در حیات اخلاقی با تاکیدی که بر اراده و قانون دارد،
    ظاهرا نه تنها به متون خاصی از عهد جدید، بلکه همچنین به رواقی گروی باز می گردد.
    خوب است برای روشن شدن تنش بین هر اخلاق مبنی بر فضایل و نوع خاصی از اخلاق مبنی
    بر قانون، نظر نیاکان رواقی اش را مورد بررسی قرار دهیم

    .

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    اشاره

    تا کنون تلخیص دوازده فصل از کتاب پایان فضیلت، نوشته السدیر
    مک اینتایر به محضر اهل معرفت تقدیم گردیده است

    .

    اینک تلخیص گونه ای از
    فصل سیزدهم کتاب مزبور تقدیم می گردد

    .

    خلاصه فصل ۱۳ اوضاع
    و احوال قرون وسطی

    پیش از هر چیز لازم است دو نکته اساسی گوشزد گردد

    :

    اول اینکه در باب فضایل، نباید سنتی را که در صدد تبیین آن هستیم، با
    سنت ارسطوگرایانه خاص تری، که صرفا در شروح و تفاسیر متون ارسطو آمده است، خلط
    کرد. مفهوم «سنتی » بیش از حد، عام است، درست همان گونه که مفهوم

    «

    ارسطوگرایانه »
    بیش از حد، خاص است. سنتی که در اینجا در صدد تبیین آن هستیم همواره دو متن اخلاق نیکوماخوس

    (۱)

    و سیاست مدن

    (۲)

    را به عنوان متون اصلی به
    کارمی برد، ولی هرگز خود را کاملا به ارسطو تسلیم نمی کند

    ;

    زیرا این سنتی است که
    همواره به جای تایید ارسطو با او به بحث و گفتگو می پردازد

    .

    دوم آنکه قطعا جهان قرون وسطی نسبتا دیر با ارسطو آشنا شد و حتی
    آکویناس نیز فقط از راه ترجمه با او آشنا گردید

    .

    وقتی هم این آشنایی صورت
    پذیرفت، ارسطو حداکثر یک راه حل نسبی برای مشکل قرون وسطی ارائه داد که قبلا به طور
    مکرر، بیان شده بود. مشکل این بود که چگونه باید در فرهنگی که حیات انسان به وسیله
    تعارض آرمان های بسیار زیاد و شیوه های مختلف زندگی در خطر از هم گسیختگی است، نوع
    انسانی را تعلیم و تربیت داد

    .

    باید توجه داشت که در بین تمامی شیوه های تفکر اسطوره ای، که قرون وسطی
    را برای ما در پس پرده ابهام قرار داده است، هیچ یک گمراه کننده تر از آنچه فرهنگ
    یکنواخت و یکپارچه مسیحی را به تصویر کشیده، نیست. و این نه فقط به این دلیل است
    که دستاوردهای قرون وسطی علاوه بر این، یهودی و اسلامی نیز بود، بلکه فرهنگ قرون
    وسطی به عنوان یک واحد مجموعی، موازنه ناپایدار و پیچیده ای از عناصر متعدد، مجزا
    و متعارض بود

    .

    خاطره جامعه قهرمانی در سنتی که من در نظر دارم، دوبار حضور دارد:
    یکبار به عنوان پیشینه ای برای جامعه آتن قرن چهارم و پنجم و دیگر بار در
    پیشینه ای برای اوج قرون وسطی. این دوبار حضور، دیدگاه اخلاقی در جامعه قهرمانی را
    تبدیل به یک سرآغاز ضروری برای تاملات اخلاقی در سنتی که مورد علاقه ماست، می کند.
    در نتیجه، نظام قرون وسطی نمی تواند فهرست فضایل قهرمانی را رد کند. وفاداری به
    خویشان و دوستان، شجاعت لازم برای نگهداری از خانواده یا برای یک بسیج نظامی و
    تقوایی که محدودیت ها و تحمیل های اخلاقی را در نظم جهانی پذیرا شود فضایلی اساسی هستند
    و تا حدی بر حسب نهادهایی چون اصل انتقام در ساگاها تعریف شده اند

    .

    به عنوان مثال، در قوانین آلمان اوایل قرون وسطی، جنایت تنها در صورتی
    یک جرم است که قتل مخفیانه یک فرد ناشناس باشد. وقتی یک فرد، آشنایی را می کشد،
    پاسخ مناسب به این قتل، انتقام خویشاوندان است، نه قانون جزائی

    .

    ظاهرا
    این تمایز بین دو نوع قتل تا زمان فرمانروایی ادوارد اول در انگلستان به جای ماند.
    این تنها بیان نکته ای درباره قانون نیست، بلکه با اخلاقیات در تقابل است. نگرش
    اخلاقی جامعه قرون وسطی دقیقا در خلق مقولات عام صواب و خطا و شیوه های عام فهم
    صواب و خطا (که از درون آن یک اصل قانونی استخراج می شود) نهفته است که می توان
    آنها را جایگزین محدودیت ها و نواقص خاص یک بی دینی اسبق نمود. بازجویی با وسایل
    شکنجه ابتدایی برای بسیاری ازنویسندگان متجدد خرافی به نظر می رسد، اما وقتی که
    این کار برای اولین بار شروع شد، حاصلش این نیز بود که خطاهای زندگی خصوصی و محلی
    به شیوه ای کاملا جدید در یک موقعیت علنی و جمعی قرار گرفت

    .

    بنابر این، وقتی در قرن دوازدهم مساله ارتباط ملحدان با فضایل مسیحی
    صریحا توسط متکلمان و فلاسفه عنوان شد، بسیار فراتر از یک مساله نظری بود. در
    واقع، کشف دوباره متون سنتی و مجموعه غریبی از متون باستانی (ماکروبیوس

    (۳)

    ، سیسرو

    (۴)

    ، ویرجیل

    (۵)

    )

    برای اولین بار موجب این مشکل نظری می شد.اما
    الحادی که محققانی چون جان سالیسبوری

    (۶)

    ، پیتر آبلارد

    (۷)

    یا ویلیام کونچز

    (۸)

    با آن در افتادند تا حدی ، در بین خود آنها و از جامعه خودشان بود، هر
    چند شکل جامعه آنها کاملا غیر از جامعه دنیای باستان بود. علاوه بر این، راه حلی
    که آنان پیشنهاد کردند باید نه فقط برای مدارس کشیشان، بلکه علاوه بر آن، به طور
    متناوب برای دانشگاه ها نیز به یک برنامه آموزشی تبدیل می شد. حتی بعضی از آنان معلمان
    توانایی نیز شدند

    .

    پذیرش سنت باستانی، حتی در این حد جزئی و پراکنده، شکلی یافت که مسیرش
    کاملا با نوعی تعلیمات مسیحی، که به درجات متفاوت در طول قرون وسطی بانفوذ بود و
    تمامی تعلیمات الحادی را به عنوان آثار شیطان به کناری نهاد و در صدد یافتن
    راهنمایی تمام عیار در کتاب مقدس بود، مخالفت داشت. لوتر در واقع وارث این سنت
    قرون وسطایی بود. اما مشکلی که به وجود آمد عبارت بود از تبدیل پیام کتاب مقدس به
    مجموعه ای خاص و مفصل از تمایزات بین راه های جدید دیگر. و برای این کار احتیاج به
    انواعی از مفاهیم و تحقیقات است که خود کتاب مقدس آنها را در اختیار نمی گذارد

    .

    مسلما مواردی وجود دارد که وقتی دنیای بی دین معاصر خود را در آن ارائه
    می کند تنها شایسته رد صریح است، همان نوع ردی که جوامع یهودی و مسیحی زیر سلطه
    امپراتوری روم باید در مواجهه با این خواسته، که امپراتور را بپرستید، از خود نشان
    دادند. اینها همان لحظات شهادت اند. ولی برای دوران طولانی تاریخ مسیحیت حاصل این
    یا آن، گزینه ای نیست که جهان، کلیسا را با آن روبرو کرده باشد. مساله این نیست که
    چطور باید شهید شد، بلکه باید دید چطور با شکل های زندگی روزمره ای که مسیحیان
    باید بیاموزند رابطه برقرار کرد

    .

    این سؤال برای نویسندگان قرن دوازدهم نسبت به فضایل مطرح بود. چگونه
    عمل به چهار فضیلت عمده عدالت، دوراندیشی، اعتدال و شجاعت را باید با فضایل کلامی
    (ایمان، توکل

    (۹)

    و محبت

    (۱۰)

    )

    ارتباط داد؟ از۱۳۰۰ سال پیش تاکنون این
    طبقه بندی فضایل هم در محاورات مردم و هم در آثار نویسندگان لاتین یافت می شده است

    .

    در کتاب اخلاق آبلارد که در حدود ۱۱۳۸ میلادی نگارش یافته است، نکته
    اصلی که پاسخ این سؤال را در اختیار قرار می دهد عبارت است از تمایز بین یک رذیلت
    و یک گناه. آنچه در نظر آبلارد، تعریف ارسطو از فضایل است و توسط بوئتیوس

    (۱۱)

    به او انتقال یافته، برای به دست دادن یک تعریف متناظر از رذیلت به کار
    رفته است. جای دیگر در اثر آبلارد به نام گفتگویی بین یک فیلسوف، یک یهودی و
    یک مسیحی، فیلسوف، که صدای دنیای باستان است، فضایل عمده را طبق نظر سیسرو و نه
    ارسطو فهرست کرده است و آنها را تعریف می کند. اتهام آبلارد بر آن فیلسوف عمدتا
    قصور نظر اخلاقی ملحدان و ناتمامی شرح فضایل توسط ملحدان، حتی در بهترین
    نمونه هایش، بود. این ناتمامی هم به نارسایی مفاهیم فلسفی در مورد خیر اعلی و هم
    به نارسایی باورهای فلسفی در باره ارتباط اراده انسان با خیر و شر مربوط می شود

    .

    آنچه مسیحیت لازم می داند مفهومی است نه فقط درباره نقصان منش ها یا
    رذایل، بلکه درباره نقض قانون الهی – یعنی گناهان. منش های افراد در هر زمان
    مفروضی می تواند ترکیبی از فضایل و رذایل باشد و این ملکات راه اراده را در رکت به
    این سو یا آن سو سد می کند. ولی اراده همواره آزاد است تا با این تحریکات
    مخالفت یا موافقت کند. حتی واجد بودن یک رذیلت موجب ضرورت انجام عمل نادرست خاصی
    نمی شود. هرکاری موکول به خصیصه عمل درونی اراده است

    .

    بنابر این، منش، که عرصه
    فضایل و رذایل است، صرفا شرط دیگری می شود که نسبت به اراده، بیرونی است. عرصه
    حقیقی اخلاق فقط عبارت است از عرصه اراده و بس

    .

    این درونی شدن در حیات اخلاقی با تاکیدی که بر اراده و قانون دارد،
    ظاهرا نه تنها به متون خاصی از عهد جدید، بلکه همچنین به رواقی گروی باز می گردد.
    خوب است برای روشن شدن تنش بین هر اخلاق مبنی بر فضایل و نوع خاصی از اخلاق مبنی
    بر قانون، نظر نیاکان رواقی اش را مورد بررسی قرار دهیم

    .

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    اشاره

    تا کنون تلخیص دوازده فصل از کتاب پایان فضیلت، نوشته السدیر
    مک اینتایر به محضر اهل معرفت تقدیم گردیده است

    .

    اینک تلخیص گونه ای از
    فصل سیزدهم کتاب مزبور تقدیم می گردد

    .

    خلاصه فصل ۱۳ اوضاع
    و احوال قرون وسطی

    پیش از هر چیز لازم است دو نکته اساسی گوشزد گردد

    :

    اول اینکه در باب فضایل، نباید سنتی را که در صدد تبیین آن هستیم، با
    سنت ارسطوگرایانه خاص تری، که صرفا در شروح و تفاسیر متون ارسطو آمده است، خلط
    کرد. مفهوم «سنتی » بیش از حد، عام است، درست همان گونه که مفهوم

    «

    ارسطوگرایانه »
    بیش از حد، خاص است. سنتی که در اینجا در صدد تبیین آن هستیم همواره دو متن اخلاق نیکوماخوس

    (۱)

    و سیاست مدن

    (۲)

    را به عنوان متون اصلی به
    کارمی برد، ولی هرگز خود را کاملا به ارسطو تسلیم نمی کند

    ;

    زیرا این سنتی است که
    همواره به جای تایید ارسطو با او به بحث و گفتگو می پردازد

    .

    دوم آنکه قطعا جهان قرون وسطی نسبتا دیر با ارسطو آشنا شد و حتی
    آکویناس نیز فقط از راه ترجمه با او آشنا گردید

    .

    وقتی هم این آشنایی صورت
    پذیرفت، ارسطو حداکثر یک راه حل نسبی برای مشکل قرون وسطی ارائه داد که قبلا به طور
    مکرر، بیان شده بود. مشکل این بود که چگونه باید در فرهنگی که حیات انسان به وسیله
    تعارض آرمان های بسیار زیاد و شیوه های مختلف زندگی در خطر از هم گسیختگی است، نوع
    انسانی را تعلیم و تربیت داد

    .

    باید توجه داشت که در بین تمامی شیوه های تفکر اسطوره ای، که قرون وسطی
    را برای ما در پس پرده ابهام قرار داده است، هیچ یک گمراه کننده تر از آنچه فرهنگ
    یکنواخت و یکپارچه مسیحی را به تصویر کشیده، نیست. و این نه فقط به این دلیل است
    که دستاوردهای قرون وسطی علاوه بر این، یهودی و اسلامی نیز بود، بلکه فرهنگ قرون
    وسطی به عنوان یک واحد مجموعی، موازنه ناپایدار و پیچیده ای از عناصر متعدد، مجزا
    و متعارض بود

    .

    خاطره جامعه قهرمانی در سنتی که من در نظر دارم، دوبار حضور دارد:
    یکبار به عنوان پیشینه ای برای جامعه آتن قرن چهارم و پنجم و دیگر بار در
    پیشینه ای برای اوج قرون وسطی. این دوبار حضور، دیدگاه اخلاقی در جامعه قهرمانی را
    تبدیل به یک سرآغاز ضروری برای تاملات اخلاقی در سنتی که مورد علاقه ماست، می کند.
    در نتیجه، نظام قرون وسطی نمی تواند فهرست فضایل قهرمانی را رد کند. وفاداری به
    خویشان و دوستان، شجاعت لازم برای نگهداری از خانواده یا برای یک بسیج نظامی و
    تقوایی که محدودیت ها و تحمیل های اخلاقی را در نظم جهانی پذیرا شود فضایلی اساسی هستند
    و تا حدی بر حسب نهادهایی چون اصل انتقام در ساگاها تعریف شده اند

    .

    به عنوان مثال، در قوانین آلمان اوایل قرون وسطی، جنایت تنها در صورتی
    یک جرم است که قتل مخفیانه یک فرد ناشناس باشد. وقتی یک فرد، آشنایی را می کشد،
    پاسخ مناسب به این قتل، انتقام خویشاوندان است، نه قانون جزائی

    .

    ظاهرا
    این تمایز بین دو نوع قتل تا زمان فرمانروایی ادوارد اول در انگلستان به جای ماند.
    این تنها بیان نکته ای درباره قانون نیست، بلکه با اخلاقیات در تقابل است. نگرش
    اخلاقی جامعه قرون وسطی دقیقا در خلق مقولات عام صواب و خطا و شیوه های عام فهم
    صواب و خطا (که از درون آن یک اصل قانونی استخراج می شود) نهفته است که می توان
    آنها را جایگزین محدودیت ها و نواقص خاص یک بی دینی اسبق نمود. بازجویی با وسایل
    شکنجه ابتدایی برای بسیاری ازنویسندگان متجدد خرافی به نظر می رسد، اما وقتی که
    این کار برای اولین بار شروع شد، حاصلش این نیز بود که خطاهای زندگی خصوصی و محلی
    به شیوه ای کاملا جدید در یک موقعیت علنی و جمعی قرار گرفت

    .

    بنابر این، وقتی در قرن دوازدهم مساله ارتباط ملحدان با فضایل مسیحی
    صریحا توسط متکلمان و فلاسفه عنوان شد، بسیار فراتر از یک مساله نظری بود. در
    واقع، کشف دوباره متون سنتی و مجموعه غریبی از متون باستانی (ماکروبیوس

    (۳)

    ، سیسرو

    (۴)

    ، ویرجیل

    (۵)

    )

    برای اولین بار موجب این مشکل نظری می شد.اما
    الحادی که محققانی چون جان سالیسبوری

    (۶)

    ، پیتر آبلارد

    (۷)

    یا ویلیام کونچز

    (۸)

    با آن در افتادند تا حدی ، در بین خود آنها و از جامعه خودشان بود، هر
    چند شکل جامعه آنها کاملا غیر از جامعه دنیای باستان بود. علاوه بر این، راه حلی
    که آنان پیشنهاد کردند باید نه فقط برای مدارس کشیشان، بلکه علاوه بر آن، به طور
    متناوب برای دانشگاه ها نیز به یک برنامه آموزشی تبدیل می شد. حتی بعضی از آنان معلمان
    توانایی نیز شدند

    .

    پذیرش سنت باستانی، حتی در این حد جزئی و پراکنده، شکلی یافت که مسیرش
    کاملا با نوعی تعلیمات مسیحی، که به درجات متفاوت در طول قرون وسطی بانفوذ بود و
    تمامی تعلیمات الحادی را به عنوان آثار شیطان به کناری نهاد و در صدد یافتن
    راهنمایی تمام عیار در کتاب مقدس بود، مخالفت داشت. لوتر در واقع وارث این سنت
    قرون وسطایی بود. اما مشکلی که به وجود آمد عبارت بود از تبدیل پیام کتاب مقدس به
    مجموعه ای خاص و مفصل از تمایزات بین راه های جدید دیگر. و برای این کار احتیاج به
    انواعی از مفاهیم و تحقیقات است که خود کتاب مقدس آنها را در اختیار نمی گذارد

    .

    مسلما مواردی وجود دارد که وقتی دنیای بی دین معاصر خود را در آن ارائه
    می کند تنها شایسته رد صریح است، همان نوع ردی که جوامع یهودی و مسیحی زیر سلطه
    امپراتوری روم باید در مواجهه با این خواسته، که امپراتور را بپرستید، از خود نشان
    دادند. اینها همان لحظات شهادت اند. ولی برای دوران طولانی تاریخ مسیحیت حاصل این
    یا آن، گزینه ای نیست که جهان، کلیسا را با آن روبرو کرده باشد. مساله این نیست که
    چطور باید شهید شد، بلکه باید دید چطور با شکل های زندگی روزمره ای که مسیحیان
    باید بیاموزند رابطه برقرار کرد

    .

    این سؤال برای نویسندگان قرن دوازدهم نسبت به فضایل مطرح بود. چگونه
    عمل به چهار فضیلت عمده عدالت، دوراندیشی، اعتدال و شجاعت را باید با فضایل کلامی
    (ایمان، توکل

    (۹)

    و محبت

    (۱۰)

    )

    ارتباط داد؟ از۱۳۰۰ سال پیش تاکنون این
    طبقه بندی فضایل هم در محاورات مردم و هم در آثار نویسندگان لاتین یافت می شده است

    .

    در کتاب اخلاق آبلارد که در حدود ۱۱۳۸ میلادی نگارش یافته است، نکته
    اصلی که پاسخ این سؤال را در اختیار قرار می دهد عبارت است از تمایز بین یک رذیلت
    و یک گناه. آنچه در نظر آبلارد، تعریف ارسطو از فضایل است و توسط بوئتیوس

    (۱۱)

    به او انتقال یافته، برای به دست دادن یک تعریف متناظر از رذیلت به کار
    رفته است. جای دیگر در اثر آبلارد به نام گفتگویی بین یک فیلسوف، یک یهودی و
    یک مسیحی، فیلسوف، که صدای دنیای باستان است، فضایل عمده را طبق نظر سیسرو و نه
    ارسطو فهرست کرده است و آنها را تعریف می کند. اتهام آبلارد بر آن فیلسوف عمدتا
    قصور نظر اخلاقی ملحدان و ناتمامی شرح فضایل توسط ملحدان، حتی در بهترین
    نمونه هایش، بود. این ناتمامی هم به نارسایی مفاهیم فلسفی در مورد خیر اعلی و هم
    به نارسایی باورهای فلسفی در باره ارتباط اراده انسان با خیر و شر مربوط می شود

    .

    آنچه مسیحیت لازم می داند مفهومی است نه فقط درباره نقصان منش ها یا
    رذایل، بلکه درباره نقض قانون الهی – یعنی گناهان. منش های افراد در هر زمان
    مفروضی می تواند ترکیبی از فضایل و رذایل باشد و این ملکات راه اراده را در رکت به
    این سو یا آن سو سد می کند. ولی اراده همواره آزاد است تا با این تحریکات
    مخالفت یا موافقت کند. حتی واجد بودن یک رذیلت موجب ضرورت انجام عمل نادرست خاصی
    نمی شود. هرکاری موکول به خصیصه عمل درونی اراده است

    .

    بنابر این، منش، که عرصه
    فضایل و رذایل است، صرفا شرط دیگری می شود که نسبت به اراده، بیرونی است. عرصه
    حقیقی اخلاق فقط عبارت است از عرصه اراده و بس

    .

    این درونی شدن در حیات اخلاقی با تاکیدی که بر اراده و قانون دارد،
    ظاهرا نه تنها به متون خاصی از عهد جدید، بلکه همچنین به رواقی گروی باز می گردد.
    خوب است برای روشن شدن تنش بین هر اخلاق مبنی بر فضایل و نوع خاصی از اخلاق مبنی
    بر قانون، نظر نیاکان رواقی اش را مورد بررسی قرار دهیم

    .

    اساسا یک اصطلاح بسیط

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *