تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

بهترین فرصت برای دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت چالش نسبیت فرهنگی همراه با یک هدیه ویژه!

یک پیشنهاد جذاب که نباید از دست بدهید!

اگر به دنبال یک فایل حرفه‌ای و استاندارد هستید، ما فایل فایل ورد کامل پاورپوینت چالش نسبیت فرهنگی را با محتوایی کامل و ساختاری منظم در اختیار شما قرار می‌دهیم. به‌علاوه، یک پاورپوینت رایگان نیز به‌عنوان هدیه ویژه دریافت خواهید کرد!

فایل ورد کامل پاورپوینت چالش نسبیت فرهنگی شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت چالش نسبیت فرهنگی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت چالش نسبیت فرهنگی :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

:

امروزه در همه جای عالم صحبت از تضاد فرهنگ ها، تعامل فرهنگ ها، و
گفت وگوی فرهنگ ها، امکان جهانی شدن فرهنگ، و نسبیت فرهنگ است. در برخی از کشورها،
مانند کشور خودمان ایران، بحث از تهاجم فرهنگی و تاثیر سوء فرهنگ های بیگانه
مناقشات فراوانی برانگیخته، به گونه ای که گردهمایی ها و مجامع گوناگون برای بررسی
این موضوعات برگزار شده و حتی سال ۲۰۰۱ م نیز به عنوان «سال گفت وگوی تمدن ها»
پیشنهاد گردیده است

.

اکنون یکی از مباحث ریشه ای در این حوزه، آن است که قضاوت های ارزشی
درباره فرهنگ ها بر چه اساسی انجام می گیرد و آیا اصول ثابت و غیر متغیری وجود
دارد که براساس آن فرهنگ ها مورد قضاوت قرار گیرند؟ به عبارت دیگر، آیا نسبیت
فرهنگی مورد پذیرش و مقبول است یااصول فرهنگی لا یتغیری وجود دارد که تمام
فرهنگ ها بر مبنای آن هاشکل می گیرد؟ در مورد فرهنگ اسلامی نیز آیا اصول ثابت و
پایداری وجود دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، چگونه می توان آن را با مساله «نسبیت
فرهنگی » قابل جمع دانست؟

این مسائل و موضوعاتی از این دست مناقشات فراوانی در عرصه تفکر و
اندیشه پدید آورده است که باید به دنبال راه حل آن هابود. به نظر می رسد مهم ترین
نکته ای که می تواند کلید حل بسیاری از این مناقشات به شمار آید پرداختن به ماهیت و
مفهوم خود «فرهنگ » است; به این بیان که فرهنگ مفهومی انتزاعی است که از مجموعه
امور اجتماعی فراوانی از جمله جهان بینی ها، نظام های ارزشی، آداب و رسوم، هنر و
عناصر متعدد دیگری انتزاع می شود

.

بدون شک، بسیاری از این عناصر، نسبی، اعتباری و قراردادی است و نه تنها
مانعی برای تغییر آن ها وجود ندارد، بلکه ممکن است گاهی تغییر آن ها ضرورت نیز
پیدا کند. اما در منشا انتزاع فرهنگ عناصری وجود دارد که حقیقی، ثابت و غیر متغیر
است; مانند جهان بینی توحیدی و نظام ارزشی برخاسته از آن که قضاوت درباره آن ها
تابع سلیقه ها، آداب و رسوم و سایر شرایط متغیر اجتماعی نیست، بلکه این معارف با
برهان عقلی ثابت و برخوردار از ضرورت، دوام و اطلاق می باشد: خلط این گونه عناصر
با عناصر متغیر و نهادن نام «فرهنگ » بر مجموع آن ها، موجب بروز مباحث و مناقشاتی گردیده
است

.

ارکان اصلی فرهنگ باورهای اصیل (جهان بینی توحیدی) و ارزش هاست;
ارزش هایی که از پشتوانه عقلی برخوردار می باشد و به این لحاظ، باید فرهنگ را ثابت
و مطلق تلقی کرد. تلاش اسلام برای جهانی کردن فرهنگ اسلامی

همان گونه که از آیاتی
مانند «لیظهره علی الدین کله »(توبه: ۳۳) آشکار است – به معنای اثبات و ترویج همین
عناصر ثابت است و این ثبات منافاتی با تغییر و دگرگونی عناصری از قبیل آداب و رسوم
محلی، زبان و خط و مانند آن ندارد

.

در مقاله ای که تقدیم می گردد، نویسنده در تلاش است با اشاره به ارزش های
مشترک، به ابطال دلیل نسبی گرایان بپردازد و استنتاج مورد نظر طرف داران نسبیت
فرهنگی را از مقدمات برهان، مغالطه آمیز می داند، هم چنین پیامدها و لوازمی را
برای نسبیت فرهنگی بر می شمارد که خود طرف داران نسبیت فرهنگی دچار تردیدهایی است،
اما به هر روی، ارائه آن برای خوانندگان خالی از لطف نخواهد بود

.

اخلاق

Morality

هر جامعه مخصوص همان جامعه است و «اخلاق » واژه ای مناسب برای عادات و
رسومی است که از لحاظ اجتماعی پذیرفته شده اند

.

۱-

چگونه فرهنگ های
متفاوت، نظام های اخلاقی گوناگون دارند؟

داریوش، یکی از پادشاهان ایران باستان، از گوناگونی و تنوع فرهنگ هایی
که در طول سفرهایش با آن ها برخورد داشت، متحیر شده بود. برای مثال، او دریافته
بود که کالی تی ها

Callatians

(

طایفه ای از هندیان) به طور معمول، اجساد پدران
خود را می خورند. البته یونانیان به این عمل مبادرت نمی ورزیدند، بلکه مرده سوزی

Funeral Pure

می کردند
و این کار را روشی طبیعی و مناسب برای تجهیز مردگان می دانستند. داریوش می اندیشید
که درکی خردمندانه و عمیق از عالم باید متضمن ادراک این گونه تفاوت ها میان
فرهنگ ها باشد. او روزی برای آزمودن این نکته، تعدادی از یونانیان را، که بر حسب
اتفاق، در کاخش حاضر بودند، فرا خواند و از آنان پرسید: در برابر دریافت چه چیزی
حاضر می شوند اجساد پدرانشان را بخورند. همان گونه که داریوش انتظارش را داشت،
یونانیان متحیر گشتند و پاسخ دادند: هیچ مبلغی نمی تواند آنان را به انجام چنین
عملی ترغیب سازد. سپس داریوش تعدادی از کالی تی ها را احضار نمود و در حالی که یونانیان
هم می شنیدند، از آنان پرسید: در برابر چه مبلغی، اجساد پدرانشان را می سوزانند.
کالی تی ها وحشت زده، به داریوش گفتند که حتی از چنین کار فجیعی سخن به میان نیاور

.

این داستان، که هرودوت

Herodotus

آن را در کتاب تاریخ خود نقل کرده، موضوعی تکراری را در
ادبیات علوم اجتماعی توضیح می دهد; یعنی این که فرهنگ های متفاوت،نظام های اخلاقی
گوناگونی دارند و آنچه در میان گروهی از مردم درست می باشد ممکن است به طور کامل،
در نظر افراد گروه دیگر شنیع و زشت باشد و به عکس. آیا باید اجساد مردگان را
بخوریم یا بسوزانیم؟ روشن است که از نظر یک یونانی، یکی ازپاسخ هابه وضوح صحیح
است، اماازنظریک کالی تی،به همان میزان،پاسخ دیگردرست است

.

آوردن مثال های دیگری از این نوع کار آسانی است: اسکیموها را در نظر
بگیرید; مردمی منزوی و اندک که تعدادشان فقط در حدود ۲۵ هزار نفر است و در
خانه های مجزا و کوچک زندگی می کنند که عمدتا در طول نواحی شمالی امریکای شمالی و
گرینلند پراکنده است. پیش از آغاز قرن بیستم، دنیای بیرون، از عالم اسکیموها اطلاع
چندانی نداشت. از آن پس بود که سیاحان شروع به بازگو کردن مطالب عجیب و غریب
درباره آنان نمودند. عادات و رسوم اسکیموها بسیار متفاوت از عادات و رسوم ما بود;
مردان غالبا بیش از یک همسر داشتند و آنان را به رسم میهمان نوازی، در اختیار میهمان
قرار می دادند. گذشته از این، در میان یک طایفه، ممکن بود که مرد مسلط و حکمران
خواهان دست رسی جنسی مرتب به همسران دیگر مردان باشد – و آن را به دست هم بیاورد.
اما زنان اگر همسرانشان اجازه می دادند، می توانستند این قیود اجتماعی

arrangements

را زیر پا بگذارند; به این صورت که شوهرانشان را ترک کنند و با همسران
جدید به زندگی ادامه دهند. در مجموع، این کار اسکیموها رسمی ساده بود که شباهت
اندکی با آنچه ما آن را «ازدواج

»

marriage

می خوانیم، دارد

.

اما این تنها ازدواج و روابط جنسی آنان نبود که تفاوت داشت، همچنین به
نظر می رسید که اسکیموها توجه و احترام کم تری به حیات و زندگی انسان دارند، به
عنوان مثال، نوزاد کشی

infanticide

متداول بود. نود راسموسن،

Knud Rasmussen

یکی از معروف ترین
سیاحان اولیه، گزارش داد که زنی را ملاقات کرده که بیست کودک به دنیا آورده، اما
ده تن از آن ها را در بدو تولد کشته است. او دریافته بود که نوزادان دختر بیش تر
در معرض نابودی بودند و این کار با توافق و صلاحدید والدین به سادگی مجاز بود،
بدون این که بدنامی و ننگی اجتماعی بر این کار مترتب گردد. کهن سالان نیز وقتی
آن قدر ضعیف می شدند که نمی توانستند به خانواده یاری رسانند در میان برف رها
می شدند تا بمیرند. پس به نظر می رسد که در این جامعه، احترام بسیار اندکی برای
حیات آدمی وجود دارد

.

برای افکار عمومی، این مطالب گزارش های نگران کننده ای بود. روش زندگی
ما آن قدر طبیعی و درست به نظر می رسد که برای بسیاری از ما تصور زندگی این چنین
متفاوتی دشوار است و هنگامی که چنین چیزهایی را می شنویم، بی درنگ، و بدوی

Primitive

می دانیم.
اما به نظر انسان شناسان و جامعه شناسان چیز عجیب و خاصی درباره اسکیموها وجود
ندارد. از زمان هرودوت، ناظران روشن فکر این مطلب را معمول می دانند که مفاهیم
درست و نادرست از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می کند. اگر گمان کنیم که همه مردم
در همه زمان ها با آراء ما درباب «درست » و «نادرست » هم داستان و هم دل اند، ساده
لوحی بیش نخواهیم بود

.

۲-

نسبیت فرهنگی

به نظر بسیاری از اندیشمندان، این نگرش که “فرهنگ های متفاوت
نظام های اخلاقی متفاوتی دارند”، کلید درک و فهم اخلاق است. آنان می گویند که
اندیشه [وجود] یک حقیقت کلی و عام

Universal
truth

در اخلاق افسانه ای بیش نیست. تنها چیزی که وجود
دارد آداب و رسوم جوامع گوناگون است. این آداب و رسوم را نمی توان درست یا نادرست دانست;
زیرا این [حکم و داوری] مستلزم آن است که ما معیار

Standard

مستقلی
درباب درست و نادرست داشته باشیم که با آن، آداب و رسوم مورد قضاوت و داوری قرار
گیرند. اما چنین معیار و ضابطه مستقلی وجود ندارد; هر ضابطه ای وابسته به فرهنگ و
زاییده آن است

.

جامعه شناس بزرگ وپیشگام، ویلیام گراهام سامنر،

William Graham Sumner

در سال ۱۹۰۶ در نوشته اش این مطلب را چنین بیان می کند: «راه
“درست” همان راهی است که نیاکان پیموده اند و [از آنان] به جای مانده
است. سنت

tradition

به خودی خود، معتبر است و به وسیله تجربه قابل تایید و اثبات نیست.
مفهوم “درست” در شیوه های عرفی نهفته است، نه خارج از آن ها و دارای
منشا مستقل نیست و در معرض بررسی و آزمون نمی باشد. در شیوه های عرفی، هر چه هست
درست است; زیرا آن ها باستانی و نیاکانی اند. از این رو، اعتبارشان، که ناشی از
روح اجدادی

ancestral ghost

است،دردرون خودآن هاست. هنگامی که به شیوه های عرفی می رسیم، در پایان
تحلیل خود هستیم

این طرز تفکر احتمالا بیش از هر دلیل دیگری، مردم را به شکاکیت در
اخلاق ترغیب کرده است. نسبیت فرهنگی – به معنای مصطلح – باور رسمی ما درباره وجود
واقعیت خارجی و کلیت حقیقت اخلاق را به چالش می خواند و در نتیجه، مدعی است که در
اخلاق، چیزی به نام «حقیقت عام » وجود ندارد; تنها نظام های مختلف فرهنگی است که
وجود دارد، نه چیزی بیش از این. علاوه بر این، نظام فرهنگی ما جایگاه ویژه ای
ندارد و تنها نظامی است در میان سایر نظام ها

.

همان گونه که خواهیم دید،
این اندیشه اساسی در واقع، ترکیبی از چندین تفکر است. تفکیک اجزا و عناصر گوناگون
این نظریه دارای اهمیت است; زیرا در تجزیه و تحلیل، صحت و سقم بخش های یک نظریه
آشکار خواهد شد. برای شروع، می توانیم ادعاهای ابراز شده از سوی قایلان نسبیت
فرهنگی را ملاحظه نماییم

:

۱-

جوامع گوناگون دارای نظام های اخلاقی
متفاوت اند

.

۲-

معیاری عینی وجود ندارد که از آن بتوان در حکم
به این که یک نظام اجتماعی بهتر از نظام دیگری است، استفاده کرد

.

۳-

نظام اخلاقی جامعه ما هیچ منزلت ویژه ای
ندارد، تنها نظامی است در میان نظام ها [ی دیگر

].

۴-

در اخلاق، چیزی به عنوان «حقیقت کلی » وجود
ندارد; به این معنا که حقایق اخلاقی، که برای تمام مردم در همه زمان ه صفحه محتوای کاملاً استاندارد است که بر اساس اصول علمی و دانشگاهی تدوین شده است. تمامی اطلاعات با دقت تنظیم شده و آماده استفاده برای پروژه‌های تحقیقاتی و علمی می‌باشد.

با دریافت این مجموعه، دیگر نیازی به صرف وقت برای تنظیم و ویرایش نخواهید داشت. ساختار منظم و حرفه‌ای فایل فایل ورد کامل پاورپوینت چالش نسبیت فرهنگی کار شما را ساده‌تر کرده و ارائه مطالب را آسان‌تر می‌سازد. همچنین، پاورپوینت هدیه‌ای که همراه فایل ورد کامل پاورپوینت چالش نسبیت فرهنگی دریافت می‌کنید، یک ابزار ایده‌آل برای ارائه‌های دانشگاهی و حرفه‌ای خواهد بود.

تمامی محتوا به‌روزرسانی شده و مطابق با استانداردهای آموزشی تهیه شده است. علاوه بر این، فایل ورد کامل پاورپوینت چالش نسبیت فرهنگی کاملاً ویرایش‌پذیر بوده و می‌توانید آن‌ها را بر اساس نیاز خود شخصی‌سازی کنید.

کیفیت این مجموعه تضمین‌شده است و در صورت بروز هرگونه مشکل، تیم پشتیبانی آماده پاسخگویی خواهد بود. پس این فرصت استثنایی را از دست ندهید و همین حالا فایل فایل ورد کامل پاورپوینت چالش نسبیت فرهنگی را دریافت کنید!


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت چالش نسبیت فرهنگی :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

:

امروزه در همه جای عالم صحبت از تضاد فرهنگ ها، تعامل فرهنگ ها، و
گفت وگوی فرهنگ ها، امکان جهانی شدن فرهنگ، و نسبیت فرهنگ است. در برخی از کشورها،
مانند کشور خودمان ایران، بحث از تهاجم فرهنگی و تاثیر سوء فرهنگ های بیگانه
مناقشات فراوانی برانگیخته، به گونه ای که گردهمایی ها و مجامع گوناگون برای بررسی
این موضوعات برگزار شده و حتی سال ۲۰۰۱ م نیز به عنوان «سال گفت وگوی تمدن ها»
پیشنهاد گردیده است

.

اکنون یکی از مباحث ریشه ای در این حوزه، آن است که قضاوت های ارزشی
درباره فرهنگ ها بر چه اساسی انجام می گیرد و آیا اصول ثابت و غیر متغیری وجود
دارد که براساس آن فرهنگ ها مورد قضاوت قرار گیرند؟ به عبارت دیگر، آیا نسبیت
فرهنگی مورد پذیرش و مقبول است یااصول فرهنگی لا یتغیری وجود دارد که تمام
فرهنگ ها بر مبنای آن هاشکل می گیرد؟ در مورد فرهنگ اسلامی نیز آیا اصول ثابت و
پایداری وجود دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، چگونه می توان آن را با مساله «نسبیت
فرهنگی » قابل جمع دانست؟

این مسائل و موضوعاتی از این دست مناقشات فراوانی در عرصه تفکر و
اندیشه پدید آورده است که باید به دنبال راه حل آن هابود. به نظر می رسد مهم ترین
نکته ای که می تواند کلید حل بسیاری از این مناقشات به شمار آید پرداختن به ماهیت و
مفهوم خود «فرهنگ » است; به این بیان که فرهنگ مفهومی انتزاعی است که از مجموعه
امور اجتماعی فراوانی از جمله جهان بینی ها، نظام های ارزشی، آداب و رسوم، هنر و
عناصر متعدد دیگری انتزاع می شود

.

بدون شک، بسیاری از این عناصر، نسبی، اعتباری و قراردادی است و نه تنها
مانعی برای تغییر آن ها وجود ندارد، بلکه ممکن است گاهی تغییر آن ها ضرورت نیز
پیدا کند. اما در منشا انتزاع فرهنگ عناصری وجود دارد که حقیقی، ثابت و غیر متغیر
است; مانند جهان بینی توحیدی و نظام ارزشی برخاسته از آن که قضاوت درباره آن ها
تابع سلیقه ها، آداب و رسوم و سایر شرایط متغیر اجتماعی نیست، بلکه این معارف با
برهان عقلی ثابت و برخوردار از ضرورت، دوام و اطلاق می باشد: خلط این گونه عناصر
با عناصر متغیر و نهادن نام «فرهنگ » بر مجموع آن ها، موجب بروز مباحث و مناقشاتی گردیده
است

.

ارکان اصلی فرهنگ باورهای اصیل (جهان بینی توحیدی) و ارزش هاست;
ارزش هایی که از پشتوانه عقلی برخوردار می باشد و به این لحاظ، باید فرهنگ را ثابت
و مطلق تلقی کرد. تلاش اسلام برای جهانی کردن فرهنگ اسلامی

همان گونه که از آیاتی
مانند «لیظهره علی الدین کله »(توبه: ۳۳) آشکار است – به معنای اثبات و ترویج همین
عناصر ثابت است و این ثبات منافاتی با تغییر و دگرگونی عناصری از قبیل آداب و رسوم
محلی، زبان و خط و مانند آن ندارد

.

در مقاله ای که تقدیم می گردد، نویسنده در تلاش است با اشاره به ارزش های
مشترک، به ابطال دلیل نسبی گرایان بپردازد و استنتاج مورد نظر طرف داران نسبیت
فرهنگی را از مقدمات برهان، مغالطه آمیز می داند، هم چنین پیامدها و لوازمی را
برای نسبیت فرهنگی بر می شمارد که خود طرف داران نسبیت فرهنگی دچار تردیدهایی است،
اما به هر روی، ارائه آن برای خوانندگان خالی از لطف نخواهد بود

.

اخلاق

Morality

هر جامعه مخصوص همان جامعه است و «اخلاق » واژه ای مناسب برای عادات و
رسومی است که از لحاظ اجتماعی پذیرفته شده اند

.

۱-

چگونه فرهنگ های
متفاوت، نظام های اخلاقی گوناگون دارند؟

داریوش، یکی از پادشاهان ایران باستان، از گوناگونی و تنوع فرهنگ هایی
که در طول سفرهایش با آن ها برخورد داشت، متحیر شده بود. برای مثال، او دریافته
بود که کالی تی ها

Callatians

(

طایفه ای از هندیان) به طور معمول، اجساد پدران
خود را می خورند. البته یونانیان به این عمل مبادرت نمی ورزیدند، بلکه مرده سوزی

Funeral Pure

می کردند
و این کار را روشی طبیعی و مناسب برای تجهیز مردگان می دانستند. داریوش می اندیشید
که درکی خردمندانه و عمیق از عالم باید متضمن ادراک این گونه تفاوت ها میان
فرهنگ ها باشد. او روزی برای آزمودن این نکته، تعدادی از یونانیان را، که بر حسب
اتفاق، در کاخش حاضر بودند، فرا خواند و از آنان پرسید: در برابر دریافت چه چیزی
حاضر می شوند اجساد پدرانشان را بخورند. همان گونه که داریوش انتظارش را داشت،
یونانیان متحیر گشتند و پاسخ دادند: هیچ مبلغی نمی تواند آنان را به انجام چنین
عملی ترغیب سازد. سپس داریوش تعدادی از کالی تی ها را احضار نمود و در حالی که یونانیان
هم می شنیدند، از آنان پرسید: در برابر چه مبلغی، اجساد پدرانشان را می سوزانند.
کالی تی ها وحشت زده، به داریوش گفتند که حتی از چنین کار فجیعی سخن به میان نیاور

.

این داستان، که هرودوت

Herodotus

آن را در کتاب تاریخ خود نقل کرده، موضوعی تکراری را در
ادبیات علوم اجتماعی توضیح می دهد; یعنی این که فرهنگ های متفاوت،نظام های اخلاقی
گوناگونی دارند و آنچه در میان گروهی از مردم درست می باشد ممکن است به طور کامل،
در نظر افراد گروه دیگر شنیع و زشت باشد و به عکس. آیا باید اجساد مردگان را
بخوریم یا بسوزانیم؟ روشن است که از نظر یک یونانی، یکی ازپاسخ هابه وضوح صحیح
است، اماازنظریک کالی تی،به همان میزان،پاسخ دیگردرست است

.

آوردن مثال های دیگری از این نوع کار آسانی است: اسکیموها را در نظر
بگیرید; مردمی منزوی و اندک که تعدادشان فقط در حدود ۲۵ هزار نفر است و در
خانه های مجزا و کوچک زندگی می کنند که عمدتا در طول نواحی شمالی امریکای شمالی و
گرینلند پراکنده است. پیش از آغاز قرن بیستم، دنیای بیرون، از عالم اسکیموها اطلاع
چندانی نداشت. از آن پس بود که سیاحان شروع به بازگو کردن مطالب عجیب و غریب
درباره آنان نمودند. عادات و رسوم اسکیموها بسیار متفاوت از عادات و رسوم ما بود;
مردان غالبا بیش از یک همسر داشتند و آنان را به رسم میهمان نوازی، در اختیار میهمان
قرار می دادند. گذشته از این، در میان یک طایفه، ممکن بود که مرد مسلط و حکمران
خواهان دست رسی جنسی مرتب به همسران دیگر مردان باشد – و آن را به دست هم بیاورد.
اما زنان اگر همسرانشان اجازه می دادند، می توانستند این قیود اجتماعی

arrangements

را زیر پا بگذارند; به این صورت که شوهرانشان را ترک کنند و با همسران
جدید به زندگی ادامه دهند. در مجموع، این کار اسکیموها رسمی ساده بود که شباهت
اندکی با آنچه ما آن را «ازدواج

»

marriage

می خوانیم، دارد

.

اما این تنها ازدواج و روابط جنسی آنان نبود که تفاوت داشت، همچنین به
نظر می رسید که اسکیموها توجه و احترام کم تری به حیات و زندگی انسان دارند، به
عنوان مثال، نوزاد کشی

infanticide

متداول بود. نود راسموسن،

Knud Rasmussen

یکی از معروف ترین
سیاحان اولیه، گزارش داد که زنی را ملاقات کرده که بیست کودک به دنیا آورده، اما
ده تن از آن ها را در بدو تولد کشته است. او دریافته بود که نوزادان دختر بیش تر
در معرض نابودی بودند و این کار با توافق و صلاحدید والدین به سادگی مجاز بود،
بدون این که بدنامی و ننگی اجتماعی بر این کار مترتب گردد. کهن سالان نیز وقتی
آن قدر ضعیف می شدند که نمی توانستند به خانواده یاری رسانند در میان برف رها
می شدند تا بمیرند. پس به نظر می رسد که در این جامعه، احترام بسیار اندکی برای
حیات آدمی وجود دارد

.

برای افکار عمومی، این مطالب گزارش های نگران کننده ای بود. روش زندگی
ما آن قدر طبیعی و درست به نظر می رسد که برای بسیاری از ما تصور زندگی این چنین
متفاوتی دشوار است و هنگامی که چنین چیزهایی را می شنویم، بی درنگ، و بدوی

Primitive

می دانیم.
اما به نظر انسان شناسان و جامعه شناسان چیز عجیب و خاصی درباره اسکیموها وجود
ندارد. از زمان هرودوت، ناظران روشن فکر این مطلب را معمول می دانند که مفاهیم
درست و نادرست از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می کند. اگر گمان کنیم که همه مردم
در همه زمان ها با آراء ما درباب «درست » و «نادرست » هم داستان و هم دل اند، ساده
لوحی بیش نخواهیم بود

.

۲-

نسبیت فرهنگی

به نظر بسیاری از اندیشمندان، این نگرش که “فرهنگ های متفاوت
نظام های اخلاقی متفاوتی دارند”، کلید درک و فهم اخلاق است. آنان می گویند که
اندیشه [وجود] یک حقیقت کلی و عام

Universal
truth

در اخلاق افسانه ای بیش نیست. تنها چیزی که وجود
دارد آداب و رسوم جوامع گوناگون است. این آداب و رسوم را نمی توان درست یا نادرست دانست;
زیرا این [حکم و داوری] مستلزم آن است که ما معیار

Standard

مستقلی
درباب درست و نادرست داشته باشیم که با آن، آداب و رسوم مورد قضاوت و داوری قرار
گیرند. اما چنین معیار و ضابطه مستقلی وجود ندارد; هر ضابطه ای وابسته به فرهنگ و
زاییده آن است

.

جامعه شناس بزرگ وپیشگام، ویلیام گراهام سامنر،

William Graham Sumner

در سال ۱۹۰۶ در نوشته اش این مطلب را چنین بیان می کند: «راه
“درست” همان راهی است که نیاکان پیموده اند و [از آنان] به جای مانده
است. سنت

tradition

به خودی خود، معتبر است و به وسیله تجربه قابل تایید و اثبات نیست.
مفهوم “درست” در شیوه های عرفی نهفته است، نه خارج از آن ها و دارای
منشا مستقل نیست و در معرض بررسی و آزمون نمی باشد. در شیوه های عرفی، هر چه هست
درست است; زیرا آن ها باستانی و نیاکانی اند. از این رو، اعتبارشان، که ناشی از
روح اجدادی

ancestral ghost

است،دردرون خودآن هاست. هنگامی که به شیوه های عرفی می رسیم، در پایان
تحلیل خود هستیم

این طرز تفکر احتمالا بیش از هر دلیل دیگری، مردم را به شکاکیت در
اخلاق ترغیب کرده است. نسبیت فرهنگی – به معنای مصطلح – باور رسمی ما درباره وجود
واقعیت خارجی و کلیت حقیقت اخلاق را به چالش می خواند و در نتیجه، مدعی است که در
اخلاق، چیزی به نام «حقیقت عام » وجود ندارد; تنها نظام های مختلف فرهنگی است که
وجود دارد، نه چیزی بیش از این. علاوه بر این، نظام فرهنگی ما جایگاه ویژه ای
ندارد و تنها نظامی است در میان سایر نظام ها

.

همان گونه که خواهیم دید،
این اندیشه اساسی در واقع، ترکیبی از چندین تفکر است. تفکیک اجزا و عناصر گوناگون
این نظریه دارای اهمیت است; زیرا در تجزیه و تحلیل، صحت و سقم بخش های یک نظریه
آشکار خواهد شد. برای شروع، می توانیم ادعاهای ابراز شده از سوی قایلان نسبیت
فرهنگی را ملاحظه نماییم

:

۱-

جوامع گوناگون دارای نظام های اخلاقی
متفاوت اند

.

۲-

معیاری عینی وجود ندارد که از آن بتوان در حکم
به این که یک نظام اجتماعی بهتر از نظام دیگری است، استفاده کرد

.

۳-

نظام اخلاقی جامعه ما هیچ منزلت ویژه ای
ندارد، تنها نظامی است در میان نظام ها [ی دیگر

].

۴-

در اخلاق، چیزی به عنوان «حقیقت کلی » وجود
ندارد; به این معنا که حقایق اخلاقی، که برای تمام مردم در همه زمان ها معتبر
باشد، وجود ندارد

.

 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *