تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل آثار گناه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل آثار گناه شامل 75 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل آثار گناه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل آثار گناه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آثار گناه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آثار گناه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل آثار گناه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آثار گناه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آثار گناه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آثار گناه :

ترک گناه

وجود مبارک رسول خدا(صلی اللّه علیه و آله و سلم)، از فرصت با عظمت ماه مبارک رمضان، به «فرصت و زمان توبه» تعبیر فرمود: «وَ هُوَ الشَّهْرُالتَّوْبَه»[۱] علت آن هم این است که مردم مؤمن در ماه رمضان در تمرین ترک قرار می گیرند. و به صورت ظاهر، باید از پایان سحر تا ابتدای افطار، از ده برنامه اجتناب کنند. این اجتناب، به طور یقین، در تقویت روح، نفس و قلب آنان برای ترک گناهان کبیره و گناهان صغیره بسیار مؤثّر است.

البته، کاری که در مسأله ترک در ماه مبارک رمضان انجام می گیرد، در ماه های دیگر انجام نمی گیرد، مگر در یک روز ماه ذی الحجه که برای انجام عمره تمتّع، بر مردم واجب می شود که بیست و چهار برنامه را ترک کنند، و هم چنین در چند روز حجّ تمتّع. ولی به آن اندازه ای که در ماه مبارک رمضان، روح مردم برای مسأله ترک و اجتناب تقویت می شود، در آن روز و این چند روز، روحشان تقویت نمی گردد. بنابراین، برای مردم ترک گناه در ماه رمضان، از یازده ماه دیگر آسان تر است؛ ترک گناه در این مدت سی شبانه روز، آن ها را به فضای با عظمت تقوا و ترک دایم گناه می رساند.

وجود مبارک حضرت زین العابدین(علیه السلام)می فرماید: «اَلْبَسَتْنِی الْخَطَایا ثَوْبَ مَذَلّتِی»[۲] «گناه»، سه خسارت سنگین به بار می آورد: در درجه اول، گناه انسان را در پیشگاه خداوند بسیار خوار، پست، بی مقدار و بی ارزش می کند. اگر این پستی و بی مقداری در وجود آدم بماند و با توبه، فرد به عزت و شخصیت انسانی اش بر نگردد، در قیامت، راه نجات بر روی او بسته خواهد بود.

ممکن است پرسیده شود این سخن چه سندی دارد؟ پاسخ این است که بالاترین سند این سخن، آیه نهم سوره مبارکه اعراف است که حق تعالی می فرماید: «وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولئِک الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم بِمَا کانُوا بِآیاتِنَا یظْلِمُونَ» «خف»؛ یعنی سُبک، بی ارزش و بی مقدار. گناهکاران در قیامت می بینند و مشاهده می کنند که با گناه، تمام سرمایه وجودشان را تباه کرده و در زندگی شان چیزی که در میزان قیامت قابل وزن باشد تا بر آن پاداش داده شود، نمانده است. یعنی خسران اصل وجود، تباهی اصل وجود؛ یعنی این قدر بی مقدار و بی ارزش شدند که انگار از آن ها چیزی نمانده که آن را به حساب بیاورند. اگر این گناهان ظاهر و آشکار هم باشد، در میان خانواده، جامعه و آشنایان، آبروی شان رفته و پیش چشم دیگران هم پست و بی مقدار و بی اعتبار می شوند. این خسارت، تنها یک خسارت گناه است.

گناه، باعث دوری از قرب حق

امّا درباره خسارت دوم امام می فرماید: «اَلْبَسَتْنِی الْخَطَایا ثَوْبَ مَذَلّتِی وَ جَلَّلَنْی الّتَبَاعُدُ مِنْک لَبَاسَ مَسَکنَتِی»[۳] به تدریج گناه باعث دور شدنم از حضرتت شده است. این دوری تا جایی ممکن است ادامه پیدا کند که من را از هر عبادتی و خدمتی خلع سلاح نماید و زمین گیر سازد: «ثُمَّ کانَ عَاقِبَه الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوءی أَن کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَکانُوا بِهَا یسْتَهْزِئُونَ»[۴]

«گناه»، وقتی زمانش طولانی شود و دایمی گردد و پی در پی شود باعث می شود که تمام نیروهای معنوی انسان از دست برود و او تبدیل به تعبیر خود قرآن «اُولئِک کالْأَنْعَامِ»[۵] گردد؛ که دیگر نمی تواند نه قدم عبادت بر دارد، و نه قدم خدمت. این گونه، «گناه» انسان را خلع سلاح می کند. امّا ضرر و خسارت سوم گناه که سنگین ترین خسارت است، و در بیان آن امام زین العابدین(علیه السلام) خود متأثّر شده و در پیشگاه پروردگار به التماس و گریه می افتد: «وَ اَمَاتَ قَلَبِی عَظَیمَ جَنَایتِی»[۶] گناه باعث مرگ قلب می شود.

وقتی قلب بمیرد خدا در افق یک مّیت، چه طلوعی دارد؟ خدا اگر بخواهد با صفاتش طلوع کند، طلوع حضرت حی در افق حی خواهد بود. هیچ وقت حضرت حی در افق میت، طلوع نمی کند، حالا میّت هر کس می خواهد باشد. تمام دنیا، یا می گویند دفنش کنید، یا او را بسوزانید. همه هندوها می گویند، مرده را بسوزانید. حالا این جنازه، روزگاری نهرو بوده است یا گاندی، یا راجیو؛ چون این جنازه، دیگر هیچ فایده ای ندارد، جز اینکه محو شود. غیرهندوها هم می گویند: این جنازه متعلّق به هرکس می خواهد باشد. حالا زمانی این جنازه متعلّق به رئیس جمهور آمریکا بوده است، یا وکیل، یا سناتور، یا وزیر، یا بهترین تاجر، فرقی نمی کند. الان باید هر چه زودتر چاله ای بکَنید و او را در آن بیندازید و سرپوشی بر آن بگذارید و بروید که نکند این جنازه متلاشی شود و بوی تعفّنش شما را اذیت کند.

خدا چه طلوعی دارد که از حی خودش افق میت طلوع کند: «اللَّهُ لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَی»[۷]دستور داده، مرده را دفن کنید؛ یعنی او هیچ فایده ای ندارد، و خودش باز دستور داده که او را در قبر گود دفنش کنید که نکند بعد از متلاشی شدنش، آسیب های آن مردم شهر را بگیرد. خلاصه اینکه حضرت حی گفته است که مرده را دور بیاندازید، آن وقت خودش هم می آید از افق این میت طلوع اوصافی بکند؟ قلب مرده، نه محلّ طلوع رحمانیت است، نه محل طلوع رحیمیت؛ نه محلّ طلوع حکمت است، نه محلّ طلوع لطف؛ نه محلّ طلوع مهر است، نه محلّ طلوع رزاقیت؛ نه محلّ طلوع ربوبیت.

امیرمؤمنان(علیه السلام) این قلب مرده را در سینه هر کس دید، چنین توصیف نمود:«فَالصُّورَه صُورَه إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَان»[۸] قیافه، قیافه آدمیزاد است و قلب، قلب حیوان؛ یعنی دل، دلِ شتر، گاو، الاغ، سگ و گرگ است. این دل مردگی، خسارت «گناه» است.

«توبه»؛ یعنی به سوی عزت رفتن. «توبه»؛ یعنی رفتن به سوی اینکه صلاح از دست رفته را برگرداند. «توبه»؛ یعنی مرده را زنده کردن. این، عظمت توبه بوده و در ماه رمضان، این توبه از یازده ماه دیگر راحت تر رخ نشان می دهد؛ آسان تر رخ نشان می دهد. بعد همه مردم، از مرد و زن، پیر و جوان، عالم و عامی، باید بدانند که «گناه» آلودگی فراگیری است و دارای مسکّن ویژه نیست؛ فقط در چشم سکونت نمی گیرد؛ فقط در گوش، و یا در زبان، یا در دست، یا در شکم، یا در شهوت نمی گیرد. خطر «گناه»، خطر سنگین و فراگیری است؛ یعنی همان طور که باطن را می گیرد، فکر را هم می گیرد؛ قلب را هم می گیرد؛ نفس را هم آلوده می کند.

در اینجا لازم است به سه نمونه از آلوده کنندگی «گناه» و منازلی که در مسیر آلوده سازی انتخاب می کند، اشاره کنم. البته، بیان این نمونه ها برای این است که انسان بداند گناه می تواند همه جا نفوذ بکند. و سند این سخن هم قرآن مجید است:«بَلَی مَنْ کسَبَ سَیئَه أَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُولئِک أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَاأَحَاطَتْ خَالِدُونَ»[۹] از این آیه می شود فهمید که «گناه» این توان را دارد که تمام وجود انسان را فتح نماید و بر آن احاطه کند و در همه جا جا بگیرد.

کمک به ظالم

در اینجا، برای شما یک نمونه از گناه باطن را بیان می کنم:ماجرای صفوان بن مهران کوفی. البته، این نمونه هایی که بیان می شود، از معتبرترین کتب شیعه، نقل گردیده است. پاکی کتاب های ما شیعیان زیاد می باشد. البته، هیچ عالمی شیعی این ادعا را ندارد که بعد از قرآن، صحیفه سجادیه و نهج البلاغه، پاکی کتاب هایش صددرصد هست، ولی این ادعا را دارد و ثابت هم می کند کتاب هایی که از زمان ائمه(علیهم السلام) به وسیله عالمان واجد شرایط، و نه هر قلم به دستی نوشته شده، ۹۵ درصد پاکی دارند؛ یعنی مطالبش استوار و درست است. ۵ درصد دیگر آن هم قابل نقد و انتقاد می باشد. هیچ عالم ربانی ای هم در زمان زنده بودنش تا حالا از انتقاد به کتاب هایی که به نگارش درآورده، به هیچ عنوان عصبانی نشده است، به طور مثال، وجود مبارک کلینی(علیه الرحمه) ده جلد کافی نوشت و وجود مبارک علامه مجلسی(علیه الرحمه) در بعضی از موارد، به آن انتقاد کرده است.

آخوند خراسانی(علیه الرحمه) کتابی علمی نوشت و فرزند محترمش، آقا محمد آقازاده، شاید صد انتقاد به کتاب پدر کرد. انتقادهایش هم حق است. این نشان می دهد، شیعه انتقاد پذیر است، در حالی که علمای اهل سنت در شش کتاب اصلی روایی شان، صحاح شش گانه، راه انتقاد را بسته و گفته اند: درباره این شش کتاب، تا قیام قیامت به کسی اجازه نقد داده نمی شود. به عقیده آنان، این شش کتاب، از نظر سلامت، معادل قرآن است، ولی متخصصان شیعه، این شش کتاب را هم بسیار عالمانه و هم با مهربانی و با رعایت دوستی به نقد کشیده اند؛ چرا که نقد کاری علمی بوده و اینکه آنان راه نقد این شش کتاب را بسته اند، عملی منصفانه و عالمانه نکرده اند و این درحالی است که ما کتاب های خودمان را نقد کرده و طرف مقابلمان که کتاب هایش نقد شده هم از نقد ما خوشحال می شود؛ چون نقد هر اثر، برای صاحب آن، پختگی علمی می آورد. به هر حال، مطالبی که نقل خواهد شد، از معتبرترین کتاب ها گرفته شده است با توجّه به این نکته که آن ها به جز ۴ و ۵ درصدشان، ۹۵ درصد دیگر آن از سلامت و پاکی برخوردارند.

صفوان بن مهران می گوید: روزی من به خدمت حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) آمدم و حضرت فرمودند: صفوان! آنچه را از عمل و کار و اخلاق از تو سراغ دارم، امضا می کنم و می پذیرم، فقط یک کارت ناپسند است. صفوان عرض کرد: کدام کارم؟ حضرت فرمودند: کرایه دادن شترانت به هارون و خانواده اش. صفوان گفت: جانم فدایت! این شتران را برای لهو و لعب، برای حمل مشروب، برای گردش و شکار کرایه ندادم؛ بلکه مأمور هارون آمد و گفت: تو شتران زیادی داری، پس آن ها را به من و به کسانم کرایه بده؛ چون ما می خواهیم به حج برویم. من پیشنهادش را قبول کردم و خودم هم با آن ها نرفتم که نکند هارون به من حُکم مسئولیت امری را بدهد تا حکم این ظالم را درباره آن اجرا کنم؛ چون مجریان حکم ستمگران، با خود ستمگران، در دوزخ یک جا هستند.

قرآن نمی گوید: این فرد چون اعلی حضرت بوده، باید به طبقه هفتم برود، و چون این فرد کارمند جزء بوده، باید به طبقه اول برود، بلکه می گوید:«أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ»[۱۰] تمام کارمندان دولت فرعون را هم با خود فرعون در شدیدترین عذاب قرار دهید. این بهانه را که من پاسبان بودم، من پستچی بودم، من در دادگاه نویسنده بودم و در دستم کار مهمی نبود، خدا قبول نمی کند. مجری حکم ستمگر، عین خود ستمگر عذاب دارد.

صفوان گفت: که من خودم هم نمی روم و نرفتم و کارگرهایم را فرستادم. امام فرمودند: در نیتت هست که هارون و اقوامش از مکه برگردند و کرایه شترهایت را بدهند؟ عرض کرد: بله. حضرت فرمود: از زمان حرکت آن ها تا برگشتشان به مکه، همین که می خواهی آنان بمانند، از آن ها خواهی بود، و هر کس از آن ها باشد، در قیامت، با آن ها در جهنم خواهد بود. [۱۱]

این گناه است که کسی سرپا بودن ظالم را بخواهد. همین که بخواهد آمریکا سرپا باشد؛ بخواهد اسرائیل سرپا باشد؛ بخواهد یک وکیل ظالم، یک استاندار ظالم، یک فرماندار ظالم، یک اداری ظالم، یک حاکم ظالم، یک رئیس ظالم، سرپا باشد، این گناه است.

ممکن است برای شنونده این ماجرا این پرسش پیش آید که آیا موسی بن جعفر(علیه السلام) خیلی تند نفرموده؟ این طور نیست؟ اگر ما از حضرت سؤال می کردیم: ملاک این حرف شما چیست؟ آدمی به این خوبی که پدرتان، امام صادق(علیه السلام)، عاشقش بود و خودتان هم به او علاقه دارید، آن وقت او با هارون به جهنم برود؟ حضرت در پاسخ به چنین سؤالی گفته است: ملاکم این آیه است:«وَ لاَتَرْکنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکمْ النَّارُ وَ مَا لَکمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لاَتُنْصَرُونَ»[۱۲] قلبی به هیچ ستمکاری میل نداشته باشید؛ چون که فقط به خاطر میلتان، آتش به شما خواهد رسید و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *