توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی از دیدگاه قرآن؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی از دیدگاه قرآن انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی از دیدگاه قرآن:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی از دیدگاه قرآن آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی از دیدگاه قرآن با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی از دیدگاه قرآن از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی از دیدگاه قرآن، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی از دیدگاه قرآن :
مقدّمه
سبک زندگی لایه رویین و آشکار هویت یک جامعه است که نمایانگر تمایزات جوامع مختلف در زمینه باورها و ارزش های اجتماعی می باشد. سبک زندگی مشتمل بر مجموعه ای از مؤلفه هاست که آداب گفتاری ـ که به بایسته های رفتاری در زمینه سخن گفتن انسان اشاره دارد ـ از جمله آنهاست. در زمینه آداب گفتاری حاکم بر فرهنگ اسلامی پژوهش های خوبی صورت پذیرفته که عمدتا به ابعاد فردی و اخلاقی این مسئله ناظر است.
آنچه در زمینه آداب گفتاری اسلام وجود دارد، نگاهی صرفا اخلاقی است که اغلب به ضرورت اخلاقی آداب اجتماعی و نقش آن در زندگی فردی انسان اشاره دارد، از جمله اخلاق در قرآن از آیت آللّه مصباح، کتاب های اخلاقی آیت اللّه مظاهری، جامع السعادات ملّااحمد نراقی و…. برخی از این آثار در حاشیه توجه به آثار فردی و اخلاقی آداب اسلامی، جسته و گریخته به برخی از آثار اجتماعی این پدیده نیز توجه نموده اند، اما مجموعه منابع موجود، فارغ از یک نگرش جامعه شناختی است. همچنین تفاسیر مختلف به ویژه تفسیر المیزان علّامه طباطبائی و تفسیر نور محسن قرائتی، از مهم ترین پیشینه های موجود در این زمینه هستند.
نوشتار حاضر سعی دارد ضمن بهره گیری از نظریات جامعه شناختی، آداب سخن گفتن در روابط اجتماعی را با نگاهی نو تحلیل نماید و ازاین رو، نسبت به سایر منابع موجود در این زمینه دارای نوآوری است. رویکردی که تاکنون کمتر در آیات قرآن مورد توجه قرار گرفته است. زبان دنیای امروز با مفاهیم جدید و نوین علمی بیشتر مأنوس است و دید جدیدی که مقاله حاضر سعی دارد با آن به مسائل موجود در فرهنگ عامیانه بنگرد، به انظار نسل جدید آشناتر است. آدابی از قبیل تهمت، غیبت، سوءظن و… اغلب با توجه به گناه و عقوبت حاصل از آن مورد تذکر قرار گرفته است، درحالی که به آثار آن در روابط اجتماعی کمتر پرداخته شده است.
بحث از سبک زندگی و آداب اسلامی در عرصه زندگی فردی و اجتماعی، از مباحث بسیار ضروری در جامعه کنونی است که متأسفانه جامعه امروز نتوانسته است میان باورهای بنیادین و ارزش های اصیل اسلامی از یک سو و سبک زندگی خود در حوزه های مختلف اجتماعی، از سوی دیگر، ارتباطی معنادار و وثیق ایجاد کند. یکی از مهم ترین عوامل این گسست و شکاف، عامل شناختی است. بسیاری از افراد جامعه به دلیل آنکه آگاهی لازم از آداب و سبک زندگی اسلامی ندارند، در شیوه رفتاری و سبک سلوکی خود آنها را به کار نمی گیرند. غفلت از مسئله سبک زندگی می تواند خسارت های جبران ناپذیری بر پیکره جامعه وارد کند. وقتی مردم نتوانند میان شیوه زندگی خود و باورها و ارزش هایشان ارتباط برقرار نمایند، بعد از مدتی ممکن است دست از باورها و ارزش های خود نیز بشویند و آنها را ناکارآمد تلقّی کنند. تدوین و بررسی ابعاد سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی و ارائه الگویی جامع و کامل از آن، یکی از مهم ترین عوامل حفظ فرهنگ و استمرار سنن ایرانی و اسلامی در جامعه امروز می باشد. این پژوهش سعی دارد صرف نظر از رویکردهای اخلاقی، با رویکردی کاملاً جامعه شناختی به آداب گفتاری در قرآن تحلیلی نو ارائه دهد. نوشتار حاضر با این سؤال اساسی روبه روست که آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی از منظر قرآن کدام اند؟ و در ذیل این سؤال، به برخی سؤالات فرعی نیز پاسخ می دهد؛ از جمله اینکه: مفهوم آداب و سبک زندگی چه ارتباطی دارند؟ آداب گفتاری ایجابی در آیات قرآن چیست؟ آداب گفتاری سلبی در آیات قرآن کدام اند؟ تحلیل جامعه شناختی آداب گفتاری حاکم بر فرهنگ قرآن چیست؟
بدین منظور، ساختار مقاله در سه محور اصلی مفهوم شناسی، آداب گفتاری سلبی حاکم بر فرهنگ قرآن و نیز آداب گفتاری ایجابی حاکم بر فرهنگ قرآن تنظیم گردیده و در ذیل هریک از آداب گفتاری، تحلیلی جامعه شناختی در اختیار مخاطب قرار می گیرد.
مفهوم شناسی
با توجه به اینکه محور اصلی مقاله، مباحث مربوط به آداب و سبک زندگی است، بنابراین، پیش از ورود به بحث لازم است به طور مجزا دو مفهوم اساسی «آداب» و «سبک زندگی» و ارتباط آنها با یکدیگر روشن گردد.
۱.مفهوم آداب
آداب اجتماعی یکی از عناصر فرهنگی است برای نشان دادن آن دسته از رفتارها و الگوهای عملی که بر طبق عرف و عادت صورت می گیرند و جامعه در روابط اجتماعی آنها را تجویز می کند (شایان مهر، ۱۳۷۷، ص ۲۰). مفهوم «آداب» اصطلاحی است که معمولاً به اشتباه، مترادف با مفهوم «رسوم» به کار می رود. رسم که مشتمل بر سیاق های جاافتاده رفتار و معتقدات می باشد، سنتی تر از آداب بوده و فرد بر حسب عادت آن را انجام می دهد (ر.ک: گولد و کولب، ۱۳۷۶). ماکس وبر معتقد است: هنگامی که خاستگاه رابطه اجتماعی، منظم در عادتی طولانی باشد، «رسم» نام دارد. رسم، عادتی پایدار، دیرپا و تثبیت شده است که توسط جامعه به رسمیت شناخته می شود. درست است که آداب اجتماعی نیز نوعی قاعده مندی رفتاری در نتیجه عادت هستند و در پی تکرار به وجود می آیند، اما انسان ها در هنگام پیروی از آداب اجتماعی عموما آگاهی ندارند و دلیل آن را نیز نمی دانند؛ درحالی که در مورد رسوم، مدت بیشتری به آن عمل کرده و دلیل رفتار خود را با استدلالی توجیه کننده پاسخ می دهند (رفیع پور، ۱۳۷۷، ص ۲۰۹). رسوم از قدمت و ثبات بیشتری نسبت به آداب برخوردارند، سنتی ترند و آگاهانه تر از آداب شکل می گیرند. آداب اجتماعی از انواع هنجارهای اجتماعی اند که در رابطه با دیگران و برای خوشامد آنان صورت می گیرند؛ مثل آداب غذا خوردن.
عرف یا اخلاق اجتماعی نیز از مفاهیم همسو با مفهوم آداب است. عرفیات، الگوهای عمل فرهنگی و اخلاقی اند که کارشان دوام بخشیدن به گروه انسانی است؛ معیارهای سنتی و تجویزی که گروه اجتماعی را با تحت قاعده درآوردن رفتارهایشان حفظ می کنند (همان، ص ۲۴۷). اخلاق تعیین کننده اصلی رفتارها و حتی منشأ بیرونی و درونی یا فردی و اجتماعی بودن آنهاست؛ دانشی است که از ارزش صفات و رفتارهای اختیاری انسان و لازم بودن آنها برای انسان سخن می گوید (مصباح، ۱۳۸۵، ص ۱۴). بر این اساس، می توان گفت که اخلاق پایه و مقدمه آداب است و اساس آداب اجتماعی بر پایه اخلاق قرار می گیرد. شهید مطهری نظام دادن به غرایز را اخلاق می نامد، اما معتقد است که انسان غیر از مسئله اخلاق، به برخی فنون اکتسابی احتیاج دارد که آنها در زمره آداب هستند. آداب در زمان های مختلف فرق می کند، اما اخلاق با مقتضیات زمان عوض نمی شود (مطهری، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۱۵۴). علّامه طباطبائی معتقدند: اخلاق عبارت است از ملکات راسخ در روح یا در واقع، وصفی از اوصاف روح؛ اما آداب عبارت است از هیئت های زیبایی که اعمال و رفتار آدمی بدان متصف می گردد که نحوه صدور این اعمال به اخلاق و صفات روحی شخص بستگی دارد. وقتی انسان متوجه حالات خویش باشد و با ظرافت و زیبایی خاص عملی را انجام دهد، گفته می شود مؤدب به آداب است (طباطبائی، ۱۳۷۴، ج ۶، ص ۲۵۵). بر این اساس، آداب اجتماعی که شامل ظرافت های رفتاری انسان در کلیه فعالیت های اجتماعی اوست، در ارزیابی رفتارهای اجتماعی به عنوان یک معیار و شاخصه مهم محسوب می شوند و به جنبه های زیباشناختی در رفتار انسان ناظر هستند.
آداب اجتماعی حوزه گسترده ای از رفتارهای اجتماعی را شامل می شود، اما آنچه در این پژوهش مدنظر است صرفا آداب گفتاری است که به ظرافت های گفتاری مدنظر قرآن در زمینه سخن گفتن با دیگران اشاره دارد.
۲.مفهوم سبک زندگی
سبک زندگی، نظام واره و سیستم خاص زندگی است که به یک فرد، خانواده یا جامعه با هویت خاص اختصاص دارد. این نظام واره هندسه کلی رفتار بیرونی است و افراد، خانواده ها و جوامع را از هم متمایز می سازد. سبک زندگی را می توان مجموعه ای کم و بیش جامع و منسجم از عملکردهای روزمره یک فرد دانست که نه فقط نیازهای جاری او را برآورده می سازد، بلکه روایت خاصی را که وی برای هویت شخصی خویش برمی گزیند، در برابر دیگران مجسم می سازد. اگر بخواهیم رابطه سبک زندگی را با آداب بیان کنیم باید بگوییم: هیئت ترکیبی آداب، یعنی رفتارهای ساده و جلوه های ظاهری ما وقتی به صورت یکپارچه در نظر گرفته می شود سبک زندگی ما را رقم می زند. مصرف، معاشرت، لباس پوشیدن، حرف زدن، تفریح، اوقات فراغت، آرایش ظاهری، طرز خوراک، معماری شهر و بازار و منازل، دکوراسیون منزل و امثال آن، در یک بسته کامل از سبک زندگی ما قرار دارند. این جلوه های رفتاری ظهور خارجی شخصیت ما در محیط زندگی و نشانی از عقاید، باورها، ارزش ها و علاقه های ماست و ترکیب آنها ترکیب شخصیت فردی و اجتماعی ما را می نمایاند (شریفی، ۱۳۹۱، ص ۲۸). بر این اساس، آداب گفتاری نیز یکی از مؤلفه ها و عناصر موجود در سبک زندگی به شمار می رود.
آداب گفتاری حاکم بر فرهنگ قرآنی
فرهنگ اسلامی مجموعه ای است از هنجارها و آداب اجتماعی گسترده و وسیع که بخشی از آن را آداب گفتاری به خود اختصاص می دهد. زبان نظام گسترده ای از نمادهاست که به انسان اجازه می دهد تا به شیوه هایی انسانی با دیگران تعامل کند. زبان از نمادهایی است که امکان برخورد با کنشگران اجتماعی و سر و سامان دادن به جهان اجتماعی خویش را در اختیار انسان قرار می دهد. نمادهای شفاهی در مقایسه با نمادهای غیرشفاهی از اهمیت بیشتری برخوردارند؛ چراکه معانی نهفته در آنها سریع تر و آسان تر انتقال پیدا می کند. هر آنچه که از طریق این نماد به دیگری انتقال می یابد، بر وی تأثیر قابل توجهی دارد. چنان که کلام ما معنایی مثبت دربرداشته باشد، تأثیر اجتماعی مثبت و چنان که معنایی منفی را انتقال دهد، کارکردی منفی را در پی خواهد داشت. به دلیل قابلیت های اجتماعی خاصی که زبان به زندگی انسان می بخشد، هنجارها و آداب اجتماعی خاصی برای آن وضع شده است. در اسلام، باب وسیعی برای این مسئله گشوده شده است؛ از جمله اینکه تا سخن گفتن ضرورتی نداشته باشد سکوت از آن بهتر است. چنان که در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «سکوت مایه آرامش فکر است.» نیز در حدیثی از امام رضا علیه السلامآمده است: «از نشانه های فهم و عقل، داشتن آگاهی و بردباری و سکوت است. سکوت دری از درهای حکمت است»، هرچند در روایات دیگری تأکید شده است که در موارد لزوم مؤمن نباید هرگز سکوت کند. حتی پیامبران همگی به سخن گفتن دعوت شده اند نه به سکوت. آنچه در این زمینه مورد توجه جدی است، سخن گفتن مناسب و سنجیده است. منظور از تأکید بر سکوت در اسلام سکوت مطلق در همه موارد نیست، بلکه مراد، سخن گفتن به موقع است (مکارم شیرازی و دیگران، ۱۳۷۴، ج ۱۷، ص ۵۹). قرآن در آیات مقدس خویش به برخی آداب گفتاری اشاره دارد که مشتمل بر دو دسته است:
الف. آداب گفتاری ایجابی در قرآن
آداب ایجابی به آن دسته از آداب گفتاری در قرآن اشاره دارند که به صورت ایجابی و مثبت به کار رفته اند و عبارتند از:
۱.سلام کردن:
یکی از آداب گفتاری در اسلام، سلام کردن است؛ نقطه آغازین کنش های متقابل اجتماعی و نخستین معنایی که بین دو کنشگر انتقال می یابد. سلام کردن از نمادهای معنادار شفاهی است که وقتی به زبان آورده می شود به واسطه معنایی که انتقال می دهد، هم بر خود فرد و هم بر طرف مقابل تأثیر می گذارد. از این روست که اسلام این مسئله را به عنوان یک سنت نیکو مورد توجه قرار داده و در قرآن مجید نیز آیات متعددی را بدان اختصاص می دهد: «… فَإِذَا دَخَلْتُم بُیوتا فَسَلِّمُوا عَلَی أَنفُسِکمْ تَحِیهً مِنْ عِندِاللَّهِ مُبَارَکهً طَیبَهً» (نور: ۶۱)؛ پس چون به خانه ها درآمدید، به یکدیگر سلام کنید؛ درودی که نزد خدا مبارک و خوش است. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیوتا غَیرَ بُیوتِکمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَی أَهْلِهَا ذَلِکمْ خَیرٌ لَّکمْ»(نور: ۲۷)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، به خانه هایی که خانه های شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این برای شما بهتر است. «وَإِذَا حُییتُم بِتَحِیهٍ فَحَیواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ کانَ عَلَی کلِّ شَیءٍ حَسِیبا» (نساء: ۸۶)؛ و چون به شما درود گفته شد، شما به [صورتی] بهتر از آن درود گویید، یا همان را [در پاسخ ]برگردانید، که خدا همواره به هر چیزی حسابرس است.
خدای تعالی بعد از وضع این هنجار در جامعه دینی، از طرق مختلف به جامعه پذیری افراد در این زمینه پرداخت. برای مثال، پیامبرش را علی رغم اینکه رهبر دینی جامعه بود، به سلام کردن به مردم امر نمود تا بدین وسیله، الگویی عملی ارائه دهد و این هنجار دینی به عنوان یک سنت پسندیده در جامعه جای خود را باز کند. آیه ۵۴ سوره «انعام» به این مطلب اشاره دارد: «وَإِذَا جَاءک الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِآیاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَیکمْ کتَبَ رَبُّکمْ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ»؛ و چون کسانی که به آیات ما ایمان دارند، نزد تو آیند، بگو درود بر شما! پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر کرده است. علاوه بر این، به تعمیم این هنجار پرداخته و سلام کردن به غیرمسلمانان را نیز در دستور کار قرار می دهد: «فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ» (زخرف: ۸۹).
حتی خدای تعالی بارها در قرآن کلمه «سلام» را تحیت خودش قرار داده است:
ـ «سَلَامٌ عَلَی نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ» (صافات: ۷۹)؛
ـ «سَلَامٌ عَلَی إِبْرَاهِیمَ» (صافات: ۱۰۹)؛
ـ «سَلَامٌ عَلَی مُوسَی وَهَارُونَ» (صافات: ۱۲۰)؛
ـ «سَلَامٌ عَلَی إِلْ یاسِینَ» (صافات: ۱۳۰)؛
ـ «وَسَلَامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ» (صافات: ۱۸۱)و در موارد دیگری، «سلام» را تحیت ملائکه و نیز بهشتیان می داند:
ـ «الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِکهُ طَیبِینَ یقُولُونَ سَلامٌ عَلَیکمُ»(نحل: ۳۲)؛
ـ «وَالمَلاَئِکهُ یدْخُلُونَ عَلَیهِم مِّن کلِّ بَابٍ سَلاَمٌ عَلَیکم»(رعد: ۲۳و۲۴)؛
ـ «وَتَحِیتُهُمْ فِیهَا سَلاَمٌ» (یونس: ۱۰)؛
ـ «لَا یسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوا وَلَا تَأْثِیما إِلَّا قِیلاً سَلَاما» (واقعه: ۲۵و۲۶).«سلام» به لحاظ لغوی یعنی: کنار بودن از آفات ظاهری و باطنی؛ سلامت و یا سالم از هر عیب (قرشی، ۱۳۷۱، ج ۳، ص ۲۹۶). قرآن، سلام کردن را هنجاری فراگیر می داند که به زمان و مکانی خاص محدود نیست. هر جا کنشی متقابل صورت می گیرد، نخستین معنایی که آن کنش را جهت می دهد، سلام کردن است. سلام دادن، انتقال نوعی احساس امنیت اجتماعی از ناحیه کنشگر به فرد مقابل است که به واسطه آن، ارتباطی توأم با امنیت اجتماعی برقرار شده و احساس خوشایندی به طرف مقابل انتقال می یابد. گسترش امنیت و نیز اعتماد متقابل اجتماعی، از مهم ترین کارکردهای سلام کردن و لازمه روابط اجتماعی است و سلامت اجتماعی را تضمین می کند.
کلام از ابزارهای اجتماعی انتقال اندیشه ها، احساسات و مقاصد به دیگران است. هرچند که سلام یک عبارت یا کلمه بیشتر نیست، اما در حکم نمادی است که بر اساس قرارداد اجتماعی معنایی خاص را انتقال می دهد. آیت اللّه مکارم شیرازی در این زمینه معتقدند: «تحیت نیز باید جنبه الهی داشته باشد، همان گونه که همه آداب معاشرت باید چنین باشد. در تحیت، علاوه بر احترام و اکرام طرف مقابل، یادی از خدا نیز دیده می شود. در سلام کردن، سلامتی طرف مقابل از خداوند تقاضا می شود. امتیاز سلام اسلامی در این است که از یک سو، توأم با ذکر خداست و از سوی دیگر، در آن سلامت همه چیز اعم از دین و ایمان و جسم و جان مطرح است، نه تنها راحتی و رفاه و آسایش» (مکارم شیرازی و دیگران، ۱۳۷۴، ج ۲۳، ص ۴۳۶).
۲.گفتار نیکو و سنجیده:
نمادهای معنادار شفاهی که بخش اعظم کنش های انسانی را شکل می دهند نسبت به نمادهای غیرشفاهی از اهمیت بیشتری برخوردارند. قرآن با امر به خوش زبانی، اجتناب از درشت گویی، به نرمی سخن گفتن و گفتار کریمانه، به طور مکرر در آیات خویش بر این مطلب صحّه گذارده و شیوه سخن گفتن را به انسان متذکر می شود: «وَقُل لِّعِبَادِی یقُولُواْ الَّتِی هِی أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیطَانَ ینزَغُ بَینَهُمْ» (اسراء: ۵۳)؛ و به بندگانم بگو آنچه را که بهتر است بگویند که شیطان میانشان را به هم می زند. مقصود از جمله «الَّتِی هِی أَحْسَنُ» کلماتی است که احسن، مشتمل بر ادب، خالی از خشونت و ناسزا و در یک کلام، نیکوترین باشند (طباطبائی، ۱۳۷۴، ج ۱۳، ص ۱۶۲). دستور قرآن در کنش متقابل اجتماعی با دیگران، برخورد ملایم و توأم با مهر و عواطف انسانی است: «فَقُولَا لَهُ قَوْلاً لَّینا لَّعَلَّهُ یتَذَکرُ أَوْ یخْشَی» (طه: ۴۴)؛ و با او سخنی نرم گویید، شاید که پند پذیرد یا بترسد. همچنین انسان را به کریمانه سخن گفتن سفارش می کند و می فرماید: «فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ» (اسراء: ۲۳)؛ با دیگران، خاصه پدر و مادر کریمانه سخن بگویید. زبان و سایر نمادهای شفاهی وسیله ای برای انتقال احساس و اندیشه کنشگران نسبت به یکدیگر هستند. انسان موجودی فعال است نه منفعل، و کلیه کنش های اجتماعی وی معنادار و همراه با درک متقابل است. انسان معانی نهفته در کنش های اجتماعی را می تواند درک کند. قابلیت های ذهنی و زبانی فرد وی را قادر می سازد تا به معانی مشترک در رفتارهای اجتماعی دست پیدا کند. همچنین قرآن انسان را به سخن سنجیده دعوت می کند: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیدا» (احزاب: ۷۰).«قول سدید» عبارت است از کلامی که مطابق با واقع باشد، لغو نباشد و یا اگر فایده دارد، در جهت ضرر رساندن به دیگران نباشد. پس بر مؤمن لازم است که به راستی و واقعیت آنچه می گوید مطمئن باشد (همان، ج ۱۶، ص ۵۲۳). آنچه ما به زبان می آوریم، بر دیگران تأثیر می گذارد. انسان ها توانایی دارند ضمن صحبت کردن، تشخیص دهند که گفته آنها چه واکنشی بر طرف مقابل می گذارد. در خطاب به دیگری، هم از عبارت «بنشین» می توان استفاده کرد و هم از عبارت «بفرمایید»؛ اما معنایی که «بفرمایید» در ذهن تداعی می کند تفاوت بسیار با معنای «بنشین» دارد. قرآن ضمن توجه به این تأثیرات، در آیه ۱۰۴ سوره «بقره» می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُوا»؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! به پیامبر نگویید مراعاتمان کن، بلکه بگویید ما را در نظر بگیر و (این توصیه را) بشنوید. در تفسیر نور در ذیل این آیه، به نکته اجتماعی مهمی اشاره شده و آن اینکه به انعکاس حرف ها توجه داشته باشید. ممکن است افرادی با حسن نیت سخن بگویند، ولی باید بازتاب آن را نیز در نظر داشته باشند. اسلام به انتخاب واژه های مناسب، بیان سنجیده و نحوه طرح و ارائه مطلب توجه می کند (قرائتی، ۱۳۸۳، ج ۱، ص ۱۷۴). تعبیر «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ» در آیه ۲۶۳ سوره «بقره» نیز در همین زمینه، رعایت عرف جامعه در سخن و عمل را لازم می داند (همان، ص ۴۲۶). بنابراین، در گفتارها و روابط انسانی باید تکریم شأن و شخصیت اجتماعی دیگران اساس قرار داده شود.
۳.صداقت:
آنچه که اصالتا مطلوب و هماهنگ با نیاز فطری و مصالح زندگی اجتماعی انسان است، صداقت و راستی و کاشف بودن گفتار و رفتار از واقعیت است. ارزش مثبت راست گویی از بدیهیات است و نیازی به اثبات ندارد (مصباح، ۱۳۷۸، ج ۳، ص ۳۳۴). «صداقت» از دستورات اجتماعی قرآن است که علاوه بر بعد گفتاری، نوعی شیوه عملی و رفتاری نیز محسوب می شود. صدق عملی یا رفتاری به معنای مطابقت اعمال و رفتار انسان با گفتار و اعتقاد وی است. قرآن به ملتزم بودن این دو امر یعنی مطابقت رفتار و اعتقاد انسان اشاره کرده و آن را از ویژگی های صادقین تلقّی می نمایند:
ـ «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ… أُوْلَئِک هُمُ الصَّادِقُونَ»(حجرات: ۱۵)؛ در حقیقت، مؤمنان کسانی اند که به خدا و پیامبر او گرویده… اینانند که راست کردارند.
ـ «الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ الصَّابِرِینَ وَالصَّادِقِینَ وَالْقَانِتِینَ وَالْمُنفِقِینَ وَالْمُسْتَغْفِرِینَ بِالأَسْحَارِ» (آل عمران: ۱۶و۱۷)؛ همان کسانی که می گویند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس گناهان ما را بر ما ببخش، و ما را از عذاب آتش نگاه دار. [اینانند] شکیبایان و راستگویان و فرمان برداران و انفاق کنندگان و آمرزش خواهان در سحرگاهان. قرآن در این آیات صداقت را به معنای مطابقت گفتار و رفتار انسان با اعتقاد وی تلقّی می کند و این صفت را در وصف بندگان شایسته خداوند به کار می برد. صداقت آثار و پیامدهای مثبتی به همراه دارد. صداقت از جمله هنجارهای اجتماعی در جهت تأمین آرامش، اعتماد و اطمینان اجتماعی است. اساسا یکی از نیازهای انسان در روابط اجتماعی، اعتماد و اطمینان است. حاکمیت اعتماد و اطمینان بر روابط انسانی به خودی خود موجب تحکیم روابط اجتماعی گشته و روابطی سالم و خالی از آسیب را در پی خواهد داشت. اگر ایمان و اعتقاد قلبی به خداوند و آثاری همچون تقوا در انسان شکل بگیرد، صداقت نیز در وی درونی شده و به هنجاری پایدار در جامعه حاضر تبدیل می شود. یکی از اصلی ترین دلایل ضعف صداقت در فرهنگ ما، ضعف ایمان و عدم فرهنگ پذیری عمیق در این زمینه است. در واقع، در جامعه ما جامعه پذیری نسبت به هنجارهای دینی صورت گرفته، اما فرهنگ پذیری دچار خلل ا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.