تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل آرزوهای مقدس از دوره دفاع مقدس!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل آرزوهای مقدس از دوره دفاع مقدس بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل آرزوهای مقدس از دوره دفاع مقدس از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل آرزوهای مقدس از دوره دفاع مقدس شامل 29 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل آرزوهای مقدس از دوره دفاع مقدس استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل آرزوهای مقدس از دوره دفاع مقدس با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل آرزوهای مقدس از دوره دفاع مقدس قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل آرزوهای مقدس از دوره دفاع مقدس حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل آرزوهای مقدس از دوره دفاع مقدس به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آرزوهای مقدس از دوره دفاع مقدس :

آنجا برایم کششی داشت که دوست داشتم بمانم. عین خاطراتی بود که از زنان یزدی در پشتیبانی جنگ شنیده و خوانده بودم. همیشه دلم می ­خواست آن فضاهایی که در ذهنم تجسم می ­کردم، تجربه کنم. شاید این رویا تحقق یافته بود، در دل همان خاطرات و با همان کیفیت، ولی در سال ، نه دهه …با تعدادی از بچه­ ها که برای مصاحبه می ­رفتند، همراه شدم. دلم می ­خواست ببینم آنجا چه خبر است؟! نشانی را این طور به ما داده بودند: بلوار پاسداران، خیابان محراب، کوچه معراج. نمی دانم شهرداری آگاهانه اینطور اسم گذاری کرده بود یا نه؛ هر چه که بود ما از محراب عبور کردیم و به معراج رسیدیم.

محله رحمت آباد

داخل کوچه، هیچ نشانی نبود که بفهمیم کارگاه ماسک دوزی کجاست. انتهای کوچه، پارچه­ نوشته ی کج و معوجی بود که نوشته بود کارگاه قالی بافی. احتمال دادیم آنجا باشد که تغییر کاربری داده. در زدیم و پرسیدیم. گفتند نه، چند خانه جلوتر است. بالاخره پیدایش کردیم. روی زنگ اسم ­های آشنایی دیدم که قبلا در کتاب ­ها خوانده بودم، سامیه زرگر، اسم خاصی­ که همه یزدی های می شناسند!­

کنار زنگ دیگر هم نوشته بود دشتی، این هم باید اسم شهیدی باشد اما کدام شان؟ نمی ­دانم. محله رحمت آباد کلی شهید با فامیلی دشتی دارد. معمولا در محلات قدیمی یزد، فامیل ­ها بیشتر مشترک است و اسم مردها هم بیشتر محمد و علی است. وقتی که می ­خواهند یکی را معرفی کنند، از بس تشابه وجود دارد، مجبورند اسم پدر هم بیاورند، مثلا محمد دشتی فرزند علی.

تکیه بر شهدا

اسم ­هایی که روی نقشه برای بلوارها و خیابان ها انتخاب شده، حالا برایم ملموس تر­ می ­شد. الان جلوی خانه ­شان بودم. در باز بود، اما زنگ زدیم. جوابی نیامد؛ مطمئن شدیم در به روی همه باز است. وارد که شدیم، هر کس مشغول کاری بود. دو نفر جلو آمدند و خیلی گرم برخورد کردند. سرپرست آنجا وقتی رسیدیم داشت برای بقیه چای می ­ریخت. خانمی گفت ایشان مسئول پایگاه محله بوده و این­جا هم کارها را مدیریت می ­کند. خانه نسبتا شیک و بزرگی بود، با فرش و پرده­ های ست شده به رنگ سبز که خیلی هم بروز نبودند. هفت هشت تا عکس شهید روی شومینه­، اولین چیزی بود که توجهم را جلب کرد. دقت که کردم همه­ جای خانه، عکسی از شهدا پیدا می­ شد.

زنانی که خستگی را خسته کردند

با پرس وجو متوجه شدم اکثر خانم ­ها همسر یا خواهر شهیدند، یا هر دو. ولی افراد دیگر هم بودند که هر کدام برای حضورشان انگیزه ­ای داشتند. مسئول پایگاه خودش را سیده نرجس دشتی معرفی کرد. وقتی فامیلی­ اش را صدا می کردی، نفر سر برمی ­گرداندند. مجبور بودم اشاره کنم.

بی بی نرجس؛ خواهر شهید سیدحسن دشتی، وقتی در فضای مجازی درخواست نیاز به خیاط برای دوخت ماسک را دیده بود، اعلام آمادگی کرده بود. اما حالا یک خیاط خانه را اداره می کرد.

لابه لای صحبت هایش، فهمیدم خاطرات روزهایی که زیر نظر جهاد به خانواده­ رزمنده ­ها کمک می ­کردند، برایش زنده شده است. کارهایی خاص مثل انارچینی و درو کردن گندم. الان هم با یاد آن روزها پای کار آمده بود.

به دنبال گمشده

می ­دانستیم اینجا خانه­ شهیدی است. ولی اصلاً نمی ­شد فهمید صاحب خانه کیست! از چند نفر پرسیدم تا مرادم را یافتم، چون خودش مثل بقیه نیروها در حال کاری بود. صورتش را از زیر ماسک بیرون کشید تا راحت به حرف بگیرمش. بی بی ربابه، خانه ­اش را دربست برای این کار گذاشته بود. همسر و برادرش شهید شده بودند. شهید محمدعلی فلاح و شهید علی محمد دشتی.

مادر پیری داشت که نیازمند مراقبت بود، ولی پابه پای بقیه در خیاط خانه کار می­ کرد. تنها یادگار همسر شهیدش، یک دختر است که در شهر دیگری زندگی می ­کند. نیمی از خانه سهم اوست و گفت از دخترش اجازه گرفته تا خانه را برای این کار بگذارد. یک درصد هم نگران خانه­ اش نبود. می ­گفت تمام دغدغه­ اش این است که کارش مورد قبول خدا باشد و امام زمان و رهبرش از او راضی باشند.

به خاطر وقفه ای که در کارش انداختم، عذرخواهی کردم. رفتم کنار بچه­ های خودمان نشستم؛ با خانمی حرف می زدند که خودش را همسر شهید احمدعلی دشتی معرفی کرد.

در طول صحبتش کتف و گردن خود را می ­مالید؛ آثار درد در چهر ه اش مشخص بود. ولی مدام می ­گفت من که کاری نمی­ کنم، کارها را بقیه می کنند. در خانه خودش کارگاه کوچکی با دو تا چرخ خیاطی داشت و آن را گذاشته بود برای افرادی که مسیرشان تا این­ کارگاه دور بوده، در عوض خودش می ­آمد این­جا.

چریک های همه فن حریف!

صدای چرخ خیاطی قطع نمی ­شد. اسمش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *