تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل آشنایی با مبانی فکری ابن تیمیه در مورد خداوند و انبیاء؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل آشنایی با مبانی فکری ابن تیمیه در مورد خداوند و انبیاء شامل 38 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل آشنایی با مبانی فکری ابن تیمیه در مورد خداوند و انبیاء را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل آشنایی با مبانی فکری ابن تیمیه در مورد خداوند و انبیاء با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل آشنایی با مبانی فکری ابن تیمیه در مورد خداوند و انبیاء با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل آشنایی با مبانی فکری ابن تیمیه در مورد خداوند و انبیاء تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل آشنایی با مبانی فکری ابن تیمیه در مورد خداوند و انبیاء را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آشنایی با مبانی فکری ابن تیمیه در مورد خداوند و انبیاء :

اگر بخواهیم مکتبی را بشناسیم باید با آثار و افکار آن مکتب آشنا شویم همانند درختی که برای شناخت آن به میوه ی آن مراجعه می شود که اگر میوه ی آن شیرین بود و یا تلخ از آن به ماهیت درخت منتقل می شویم. بر این اساس برای شناخت مکتب سَلَفی باید با پایه گذار آن که ابن تیمیه است آشنا شویم. عقائد او را از جهات مختلف بحث کردیم و گفتیم او معتقد به تجسم خداست و قائل است خداوند مکان و جهت دارد. اعتقاد به این موارد اعتقاد به خلاف ضروریات اسلام است.

تکلم خداوند

امروز به سراغ نظر او در مورد تکلم خداوند می رویم. گفتیم از نظر علماء اسلام، تکلم به دو گونه است اگر خداوند بخواهد با بنده ی خاصی سخن بگوید از سه طریق انجام می شود که عبارت است از وحی، وراء حجاب و ارسال رسول. ولی اگر بخواهد با همه ی بشر سخن بگوید، فعل او همان کلام اوست. حتی قرآن مجید نیز این نظریه را تأیید می کند و در مورد حضرت مسیح می فرماید: یا أَهْلَ الْکتابِ لا تَغْلُوا فی دینِکمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسیحُ عیسَی ابْنُ مَرْیمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ کلِمَتُهُ أَلْقاها إِلی مَرْیمَ.[۱]

یعنی مسیح به صورت یک موجود خارجی عبارت از کلمه است. این به سبب آن است که کلمه از ضمیر انسان خبر می دهد. آفرینش حضرت مسیح هم که پدر نداشت حاکی از قدرت بی پایان خداوند است و از خداوند خبر می دهد.

هکذا در آیات دیگر می خوانیم: وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ.[۲] مراد از آیه ی فوق این است که عالم آفرینش چنان وسیع و گسترده است که اگر درخت ها قلم شوند و آب دریاها مرکب شوند و بخواهند تمام نکاتی که در آن است را منعکس کنند کفایت نمی کنند. خداوند علم آفرینش را کلمات خودش بیان فرموده است که از او خبر می دهد همانند کسی که تکلم می کند و ما فی الضمیر خود را آشکار می سازد.

بنابر این کلام صفت فعل خداوند است نه صفت ذات.

نظر ابن تیمیه در مورد کلام خداوند: او قائل است کلام صفت ذات خداوند است همان طور که علم و قدرت صفت ذات است. اگر تکلم صفت ذات باشد یعنی قدیم است و لازمه ی آن این است که خداوند از ابتدا که خدا بوده است مدام تکلم کند. همان طور که از ابتدا عالم و قادر بوده است. بعد ابن تیمیه دیده است که کلام امری است متدرج و شیئا فشیئا حادث می شود بنا بر این قائل شد که اصل کلام قدیم است ولی افراد آن حادث می باشد.

او در کتاب خود به نام منهاج السنه که در رد کلابی از علامه ی حلی است به نام منهاج الکرامه چنین می گوید: قول من یقول انه لم یزل متکلما اذا شاء بکلام یقول به و هو متکلم بصوت یسمع و ان نوع الکلام قدیم (چون صفت ذات است) و ان لم یجعل نفس الصوت المعین قدیما (افرادش حادث است) و هذا هو المقصود عن ائمه اهل الحدیث و السنه و من جمله السنه و اهل الجماعه، اهل الحدیث. عین همین کلام را برخی از حکماء در مورد انسان می گویند که نوع انسان قدیم است و افراد انسان حادث است. به هر حال صوت به این گونه ایجاد می شود که انسان دهان را باز می کند و سخن می گوید به گونه ای که در هوا امواجی ایجاد می شود که همان صدا می باشد. بنا بر این خداوند هم باید هنگام سخن گفتن چنین کند و امواجی را در هوا تولید کند. اگر چنین باشد و کلام جزء صفت ذات باشد پس ذات خداوند حادث است زیرا اگر چیزی جزئش حادث شد کل آن حادث می شود زیرا کل مرکب از همین جزء است. این چیزی است که احدی به آن قائل نشده است. با این حال، ابن تیمیه به دروغ این سخن را به علماء اسلام نسبت می دهد.

کلامی از علماء اسلام

برای شفاف شدن این مطلب کلامی از علماء اسلام می خوانیم: الامام الاسفرائینی که از علماء بزرگ اشاعره است در کتاب التفسیر فی الدین که کتاب مرجعی برای عقائد اشاعره است می گوید: انا نعلم ان کلام الله تعالی لیس بحرف و لا صوت لان الحرف و الصوت یلزمان جواز التقدم و التاخر و ذلک مستحیل علی القادر سبحانه. (البته اشاعره قائل به کلام نفسی هستند ولی آن وقتی تفسیر می شود نوعی به علم خداوند بر می گردد.) بر این اساس است که شهرستانی می گوید: زادت المشبّهه فی الأخبار أکاذیب وضعوها ونسبوها إلی النبی صلی الله علیه و آله و سلم، وأکثرها مقتبسه من الیهود، فإنّ التشبیه فیهم طباع.[۳] در کلام دیگری از ابن تیمیه در کتاب موافقه النقل مع العقل می گوید: قال السَلَف و الائمه ان الله لم یزل متکلما اذا شاء فقد اثبتوا انه لم یتجدد له کونه متکلما بل نفس تکلمه بمشیته قدیم و ان کان یتکلم شیئا بعد شئ فتعاقب الکلام لا یقتضی حدوث نوعه (یعنی اصل کلام قدیم است و فرد کلام حادث می باشد). به هر حال ابن تیمیه برای عقیده ی خود به یک روایت تمسک کرده است که بخاری در صحیح آن را نقل می کند: جابر بن عبد الله انصاری می گوید: شنیدم حدیثی نزد یکی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) به نام عبد الله بن انیس موجود است. یک ماه سفر کردم تا به او برسم. بعد خدمتش رسیدم و آن حدیث را سؤال کردم. او گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: یحشر الله العباد فینادیهم بصوت یسمعه من بَعُد کما یسمعه من قَرُب انا الملک انا الدیان.[۴] نقول:

اولا: حتی بخاری که این حدیث را نقل می کند در ابتدایش می گوید: و یُذکر عن جابر عن عبد الله بن انیس. این نشان می دهد که او خود به این حدیث اعتماد نداشته است. این مانند آن است که بگویند: و قیل. ثانیا: عقائد را نمی توان با یک خبر واحد ثابت کرد. در اعتقادات باید به سراغ علم رفت. باید توجه داشت که بین احکام و عقائد این فرق است که در احکام به خبر واحد عمل می کنیم ولی در عقائد نه. علت آن این است که غرض در احکام عمل است. عمل کردن به علم احتیاج ندارد و همین مقدار که اطمینان حاصل شود کافی است ولی در عقائد باید

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *