توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آماده خوری در علوم انسانی، زمینهساز ریزش ها، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آماده خوری در علوم انسانی، زمینهساز ریزش ها شامل 75 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل آماده خوری در علوم انسانی، زمینهساز ریزش ها:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل آماده خوری در علوم انسانی، زمینهساز ریزش ها را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آماده خوری در علوم انسانی، زمینهساز ریزش ها توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آماده خوری در علوم انسانی، زمینهساز ریزش ها :
چه قدر موضوع علوم انسانی مهم است و چه قدر غرب در علوم انسانی پیشرفته است و ما ضعیف. غرب اگرچه مبنای انسان شناسی او ضعیف است. انسانی که غرب شناخته با “انسان” خیلی فاصله دارد، اما غرب در انسان شناسی مبنا دارد، با مطالعه وارد می شود و طرح دارد. شاید سؤال شود که اگر غرب طرح داشت، وارد عراق و افغانستان نمی شد تا امروز برای خروج از این کشورها نیاز به کمک ما داشته باشد. اما برای این موضوع هم دلیل و طرح دارد. باید دانست که غرب از نظر سازمانی مستقل از سازمان مدیریت یهود نیست و سازمان یهود چه به وسیله ی یهود و چه مسیحیان وابسته، عموماً در مدیریت تمام این سازمان ها نقش دارند. غرب بر مبنای دریافت مالیات از سرمایه داران اداره می شود و عموماً رشته های ثروت در دست همین سازمان است. سازمان یهود، مسیحیت را در خود هضم کرده، به دنبال هضم اسلام است که مشکل یهود با مسحیت حل شده، زیرا در انجیل نوشته شده کلمه ای از تورات منسوخ نخواهد شد و مو به مو اجرا باید گردد.
أقرب إلی اسرائیل
اما در قرآن، نسبت به یهود به صراحت تعرض شده است. تغییر قرآن و تحریف قرآن را به صورت تغییر لفظ حتی با حذف یک “واو” خواستند، اما نتوانستند. نمونه ی این قضیه در زمان معاویه واقع شد. “یا أیها الذّین آمنوا إنّ کثیراً من الأحبار و الرهبان لیأکلون أموال الناس بالباطل و یصدون عن سبیل الله و الذین یکنزون الذهب و الفضّه و لاینفقونها فی سبیل الله فبشّرهم بعذاب ألیم. یوم یحمی علیها فی نار جهنم فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما کنزتم لأنفسکم فذوقوا ما کنتم تکنزون”
بنی امیه کنز می کردند و در راه خدا انفاق نمی کردند؛ آیه شامل آن ها می شد و از چشم مردم می افتادند. آن ها در کلمه ی “واو” “والذین یکنزون” مشکل داشتند. می خواستند این “واو” حذف شود تا “الذین” منطبق بر احبار و رهبان گردد. از ابی ابن کعب خواستند تا حذف “واو” را یکی از قرائت ها قرار دهد. پاسخ داد برای حفظ این “واو” شمشیر می کشم، هر چند کشته شوم؛ بالأخره شکست خوردند، چون قرآن تغییر نمی کند. اسلام و مسلمان برای آن ها خطر بالقوه است. آن ها به دنبال این هستند که مسلمانان مثل خوره به جان هم بیافتند و یکدیگر را درو کنند. رئیس جمهور آمریکا از بالا در فرمان آن سازمان جهانی است و وقتی وارد عراق می شود برای به حرکت درآوردن کارخانه ی آدم سوزی است. باید عراقی، عراقی را بکشد تا خسته شود. برای آن ها فرق نمی کند قاتل کیست، مقتول کیست. مهم این است که آن ها مثل مسیحیان، صهیونیست مسیحی نمی شوند.
وقتی ایران از اقمار آمریکا بود، هدف از جشن تاج گذاری و جشن دوهزار و پانصدساله، احیاء ارتباط کوروش با یهود بود که تاریخ تکرار شود و تحت عنوان راه نیاکان ایران در خدمت صهیونیسم جهانی باشد. طبیعتاً اجازه می دادند شاه عربده بکشد و حرف از آزادی و دروازه ی تمدن بزرگ کند. قیمت نفت را بالا ببرد، در مقابل، اسلحه بخرد و برق هسته ای داشته باشد و در منطقه، افسر و اشرف بر اعراب باشد. به دلیل این که أقرب الی اسرائیل است. وقتی برخلاف حساب و کتاب و پیش گویی ها و پیش بینی ها “إلیهم العذاب من حیث لم یحتسبوا” از جایی که فکرش را نمی کردند، نهضت آزادی خواهی اسلامی و ندای حکومت جهانی اسلام بلند شد. هرچه توانستند، ساواک را تقویت کردند و انقلاب سفید را برای خواباندن عدالت خواهی و آزادی خواهی به راه انداختند، اما ثمر نبخشید و پیرمرد هفتاد و چندساله -که در عزای ثمره ی عمرش نشسته بود و به نظر آن ها آفتاب لب بام بود- را تحمل کردند تا شاید به وسیله ی نفوذی ها بتوانند مهارش کنند و یا جانشین ساده ای برای او بتراشند.
واکسینه شدن
در ظاهر هر آنچه مردم خواستند و در باطن، آنچه خودشان گفتند، عمل شود. بالأخره نفوذی ها رو شدند و دیگران هم کنار زده شدند. گروهک ها ماندند و درو کردن شخصیت ها. ظرفیت گروهک ها در حد براندازی نبود، ضربه هایی کاری وارد کردند اما کشنده نبود. انقلاب زخمی شد، اما بهبود یافت و به برکت شهادت هفتاد و دو تن از شخصیت ها، لااقل در مقابل گروهک منافقین بیمه شد و حتی به مقدار زیادی در مقابل انواع التقاط واکسینه شد. همان طور که واکسن آبله ابتدا تب ورود آبله به بدن دارد، ولی بعد، دستگاه های بدن با ساختن ضد آن آمادگی برای مقابله با حملات دسته جمعی میکروب پیدا می کنند. در عقائد و افکار هم همین واکسینه شدن صادق است. در هر موج حمله ی اعتقادی، ابتدا ریزش است و این زمانی است که میکروب بی خبر وارد شده و هویت آن شناخته نیست و ابزار دفاعی برای پاتک و ضدحمله آماده نیست. اما دستگاه ها مطالعه می کنند، آزمایش می کنند و ضد میکروب را تولید می کنند و در انبارها برای روز مبادا ذخیره سازی می کنند.
کسب آمادگی، مهم ترین نوع رویش است. ریزش و رویش دو روی یک سکه هستند.به این دلیل که انسان، نوعی ساخته شده که از تهدیدها، فرصت بسازد. به همین دلیل همه چیز برای انسان فرصت است. اگرچه فعلاً تهدید باشند، انسان شناسی مبتنی بر وحی به ما می گوید “و سخّر لکم ما فی السموات و ما فی الأرض؛ هرچه در زمین و آسمان است به نفع شما به کار گرفته شده است.” یعنی همه برای شما فرصت بالقوه هستند. از تهدیدات بالفعل آن ها نهراسید. وجود شیطان با همه ی پهناوری که “یجری فی ابن آدم مجری الدم؛ ابلیس همراه گردش خون شما در شما می چرخد” اما جزء “ما فی السموات و الارض” است. بنابراین به نفع ما به کار گرفته شده است. نفس امّاره ی خودمان که اعدی عدو هر کسی است، آن هم خارج از زمین و آسمان نیست، بنابراین به نفع ما به کار گرفته شده است. تنها مشکل انسان، خود انسان است. اگر غرور و یأس بر او مسلط نشوند، از همه ی تهدیدها سربلند بیرون می آید. خوف و رجاء مثل ضربان قلب، حیات روحانی انسانند و قبض و بسط ضربان قلب روحانی انسان است. مُردن دل یعنی تعطیل قبض و بسط. “من مره حسناته و سائه سیئاته فذلک المؤمن حقاً”
انقلاب در ابعادی از التقاط در مقابل فتنه ی گروهک ها بیمه شد. جنگ عراق با ما از طریق صدام پیش آمد. هدف محرکین صدام این بود که ایران متوسل به آمریکا شود، همان گونه که عربستان متوسل به آمریکا شد. امام انسان شناس بود و در علوم انسانی متبحّر بود و می دانست هدف اولیه ی جنگ، نزدیک کردن ایران به آمریکا است. دانشمندان متبحّری در علوم انسانی غرب پشت جریانات برعلیه ما هستند. متأسفانه دانش علوم انسانی در کشور ما تولیدی نیست. دانشمندان ما مبنا ندارند و نمی توان با آن ها وارد بحث علوم انسانی شد. چون ترجمه ی ناقص و کپی برداری ضعیفی از نظرات غربی ها کرده اند. آن ها اگر اسرائیل را در منطقه جا انداختند، فکر همه ی این مخاطرات و خطرات را کرده بودند. آن ها در تولید علم به جاهای پایه رسیده اند. آن ها دین خلق می کنند، حزب خلق می کنند. وقتی انسان بی تقوا در علوم انسانی چیره شد، خیلی بیش از علوم تجربی معما حل می کند و حتی انسان را تبدیل به ابزار می کند. اگر عالِم علوم تجربی روبات می سازد، ماشینی درست می کند که مثل انسان عمل نماید، دانشمند بی تقوا در علوم انسانی که مولد علم باشد، مبنا داشته باشد، مترجم نباشد، از انسان روبات می سازد که بیا و ببین. باورش می شود که شاه و صدام دیروز و بن لادن و سلاطین و رؤسای جمهور این همه کشور عربی و اسلامی، همه روباتی در دست و مهره های آن ها هستند.
سامری چه کرد که هارون تنها ماند؟
آن ها بعد از شاه می خواستند ملی گرایان را چون روباتی در دست داشته باشند، نشد. تا در علوم انسانی صاحب مبنا نباشیم، با خواندن و ترجمه کردن تولیدات اروپا، دانشمند صاحب مبنا در علوم انسانی نمی شویم. دانشمند، راه حق و باطل دانشمند را می فهمد؛ با سیاهی لشکر به تنهایی کاری از پیش نمی رود. آیا این اعجاز علوم انسانی نیست که دانشمندان غرب در علوم انسانی توانستند شوروی را که تهدید جدی برای آن ها بود، بدون یک فشنگ و یا یک بمب و یا هزینه ی آن چنانی، فروپاشی آن را پیش بینی کنند و با بعضی راه کارها این فروپاشی را تسریع نمایند.
سامری چه کرد که هارون تنها ماند؟ بنی اسرائیل چه کم داشتند که در دام سامری گرفتار شدند؟ مزیت سامری بر هارون چه بود؟ مزیت گوساله بر معبود قبلی چه بود؟ این منیّت پنهانی در بنی اسرائیل بود که خدا را برای خود می خواستند. خداوند زیرک تر از آن است که آن که خدا را برای خودش می خواهد، به ریزش گرفتار نکند. اهل رویش خدا را می خواهند و اهل ریزش خود را. ریشه ی بت پرستی در بنی اسرائیل بود و گوساله ی سامری بهانه. چه طور این همه مؤمنان بنی اسرائیل در یک چشم به هم زدن تا حد یک روبات تنزّل کردند. سامری مردم شناس بود و توانست با طرح گوساله از مردم فهم و شعور را ازاله کند. به هر جهت، صدای هارون به جایی نرسید و کسی به حرف او گوش نکرد. چه ریزشی از این وسیع تر و چه فاصله ای از این بیشتر که از خداپرستی تا گوساله پرستی سقوط کردند.
در همین موقعیت، گروه اندکی که به هارون وفادار ماندند، بالاترین رویش را تجربه کردند. جماعت سازمانی یهود یا صهیونیزم جهانی، عالمانه و انسان شناسانه با اسلام و مسلمین برخورد می کنند. مقابله و مقاومت عوامانه بیش از آن که به ضرر جماعت سازمان صهیونیزم جهانی باشد، به نفع او خواهد بود. نفوذ آن ها در سازمان های جهانی توهم توطئه نیست و این قضایا تازگی ندارد. حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: “طائفتان إن صلحتا صلحت الامه و إن فسدتا فسدت الامه” این که توهم توطئه نیست، این حقیقت برهنه است. امت ها به دو عامل اصلاح می شوند و به همان دو عامل فاسد می شوند؛ عامل اول، علما و عامل دوم اُمرا. یهود در فاصله ی رحلت تا خلافت عثمان، یعنی کمتر از پانزده سال، در جبهه ی علما رخنه کردند. وقتی عثمان یک میلیون دِرهم یعنی معادل صدهزار گوسفند پول به مروان -که مثل خود عثمان اُموی بود- داد، ابوذر در جلسه ی علنی اعتراض کرد. عثمان رو کرد به کعب الأحبار که نظرت درباره ی کار من و اعتراض ابوذر چیست؟ کعب الأحبار گفت: “المال مال الله و انت وکیل الله”. به هر کس هر اندازه خواستی می توانی ببخشی. ابوذر عصای خود را بر سر کعب الأحبار زد و گفت: “أتعلّمنا دیننا یا یهودی” این که ابوذر به کعب الأحبار گفت: ای یهودی تو دین ما را به ما می آموزی؟ اظهارات ابوذر از روی عصبانیت بود، یا این که کعب الأحبار از علمای یهود بود که به ظاهر مسلمان شده بود.
مسلمانی کعب الأحبار توطئه بود یا تفکر ابوذر توهم توطئه بود؟ ابوذر با پشتوانه ی حدیث نبوی توانست به کعب الأحبار چنین بگوید. چون رسول خدا درباره ی او فرموده بود: “ما اظلّت الخضراء علی ذی لهجه اصدق من ابی ذر” پس ابوذر در یهودی دانستن کعب الأحبار صادق بود. یهود بعد از پانزده سال توانست در مهم ترین رکن عالم اسلام یعنی مرجعیت خلیفه ی مسلمین نفوذ نماید. همه ی مسلمانان از خلیفه پیروی می کنند و خلیفه تحت آموزش این یهودی است. ده سال بعد، یعنی بیست و پنج سال بعد از رحلت، جنگ جمل پیش می آید و اهل بصره شکست می خورند و مروان در خطر است. امام حسن(علیه السلام) او را سوار می کند و خدمت پدر می آورد که از خون او درگذرد و حضرت می پذیرند. بعد، امام حسن(علیه السلام) می گوید: مروان می خواهد بیعت کند. مروان دست دراز می کند که حضرت اجازه دهد بیعت کند، حضرت دست خود را قبل از رسیدن دست مروان به عنوان “کفٌّ یهودیه” عقب می کشد که این دست، دست یهودی است. اگر صدبار از پیش رو بیعت کند، از پشت سر نقض بیعت می کند. حضرت اجازه نداد مروان با او بیعت کند و دست او را نگرفت.
همین مر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.