توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آموزههای تربیتی اهلبیت (ع)در زمینه اخلاق مهدوی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آموزههای تربیتی اهلبیت (ع)در زمینه اخلاق مهدوی شامل 116 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل آموزههای تربیتی اهلبیت (ع)در زمینه اخلاق مهدوی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل آموزههای تربیتی اهلبیت (ع)در زمینه اخلاق مهدوی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آموزههای تربیتی اهلبیت (ع)در زمینه اخلاق مهدوی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آموزههای تربیتی اهلبیت (ع)در زمینه اخلاق مهدوی :
آموزههای تربیتی در حوزه اخلاق مهدوی، بخشی مهم از آموزههای اهلبیت(ع) در راستای اهداف رسالت و امامت به شمار میآید. هدف این نوشتار، دستیابی به آموزههای تربیتی اهلبیت در قلمرو ویژگیهای اخلاقی امام عصر(ع) و یاران صدیق آن حضرت است. همچنین روش این تحقیق، توصیفی _ اسنادی است و به منظور گردآوری دادههای لازم برای نیل به اهداف پژوهش، منابع حدیثی موجود و مرتبط با موضوع پژوهش، با استفاده از فرمهای فیشبرداری از منابع، جمعآوری شده و با شیوههای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از یافتههای این پژوهش، تبیین ویژگیهای اخلاقی شخص امام در سه حیط جامعیت مکارم اخلاق، اخلاق فردی و اجتماعی است و در تشریح عمده ویژگیهای اخلاقی یاران امام به الگوگیری از آن حضرت در محاسن و مکارم اخلاق، توجه به خدا، روحیات فردی، اخلاق یاران در زمان غیبت و در ارتباط با همدیگر پرداخته شده است.
مقدمه
تمام آموزههای اهلبیت برای تحقق اهداف رسالت و امامت است و از مهمترین هدفهای رسالت انبیا و امامت ائمه، تعلیم و تربیت و تزکیه اخلاقی مردم به شمار میآید. در چهار آی قرآن به این هدف مهم برای انبیا بهویژه پیامبر خاتم آنان تصریح شده است (بقره: ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران: ۱۶۴؛ جمعه: ۲). احادیث متعددی نیز از اهلبیت صادر شده مبنی بر این که آفرینش انسان هدفدار است و استکمال و اتصاف به صفات کمالی پروردگار عالیترین هدفی است که بشر میتواند به آن برسد و هدف بعثت انبیا و تعیین ائمه هدی برای تحقق این هدف عالی است. هموار کردن این راه، از طریق تربیت اخلاقی است که رسولان و پیشوایان دینی عهدهدار آناند. از اینروست که پیامبر اکرم در تبیین هدف بعثتش بر اتمام مکارم الاخلاق تأکید میکند و میفرماید:
إنّی بعثت لأتمم مکارم الأخلاق. (پاینده، ۱۳۸۲: ۳۴۵) در این مقاله برآنیم تا پس از تبیین مفهوم تربیت، آموزههای تربیتی و مفهوم اخلاق و تربیت اخلاقی، روایات اهلبیت را در زمینه اخلاق مهدوی بررسی کنیم و به ویژگیهای اخلاقی امام عصر و یاران واقعی آن حضرت دست یابیم.
مفهوم تربیت
تربیت، مصدر باب «تفعیل» و دارای سه ریشه: . ربأ، یربؤ (= فعل مهموز)؛ . ربی، یربی (= فعل ناقص)؛ . رب، یرب (= فعل مضاعف) است. تربیت از «ربا، یربو» به مفهوم رشد کردن و برآمدن و قد کشیدن و زیاد شدن است (ابنمنظور، ۱۴۱۴: ج، )؛ از «ربی، یربی» معنای افزودن، پروراندن، برکشیدن، برآوردن، رویانیدن و تغذیه کودک دارد و تربیت از ریشه «رب، یرب» به معانی پروردن، سرپرستی و رهبری کردن، رساندن به فرجام، نیکو کردن، به تعالی و کمال رساندن، ارزنده ساختن، از افراط و تفریط درآوردن، به اعتدال بردن، استوار و متین کردن آمده است (شرتونی، ۱۳۶۱: ج۱، ۳۸۶).
راغب اصفهانی مفهوم تربیت را در قرآن دگرگون کردن گام به گام و پیوسته هر چیز تا آنگاه که به انجامی که آن را سزد برسد دانسته است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲: ۱۸۴) و بیضاوی تربیت را به کمال رساندن و ارزنده ساختن اندکاندک هر چیز بیان داشته است (بیضاوی، ۱۴۱۸: ج۱، ۱۰). مصطفوی نیز برای تبیین ریشه تربیت به مفهومی که مد نظر اندیشمندان علوم تربیتی است، آن را از ریشه «مضاعف» دانسته و تربیت کودک را به سوی کمال سوق دادن او معنا کرده است (مصطفوی، ۱۳۶۸: ج۴، ۳۵). همچنین علامه طبرسی پس از آنکه برای واژه «رب» معانی گوناگونی چون مالک، صاحب، سید، مطاع، مصلح و تربیت کننده را برمیشمرد، تربیت را سوق دادن چیزی به سمت کمال دانسته است (طبرسی، ۱۳۷۲: ج۱، ۲۲).
فیلسوفان تربیتی مسلمان نیز با توجه به کاربردهای لغوی تربیت و گفتههای صاحبنظران در زمینه مفردات قرآن و کلمات مفسران به تعریف اصطلاحی تربیت پرداختهاند. برای مثال، ابنسینا (۳۷۳ یا ۳۶۳-۴۲۸ق) تربیت را _ که به آن تعلیم و تربیت نیز گفته میشود _ برنامهریزى و فعالیت محاسبه شده برای رشد کودک، سلامت خانواده و تدبیر شئون اجتماعى، براى وصول انسان به کمال دنیوی و سعادت جاویدان الهى تعریف کرده است (دفتر همکاری … ،۱۳۷۲: ج۱، ۳۸۴). همچنین تعلیم و تربیت به عنوان واحد مفهومی فراهم ساختن زمینههای رشد و شکوفایی تربیتپذیر و رساندن او به مرحلهای که استعدادها و قابلیتهایش را بروز دهد، تعریف کرده است. و علاوه بر پرورش استعداد، بر رفع موانع و ایجاد مقتضیات براى آنکه استعدادهاى انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود» تأکید کرده است (دلشاد تهرانى، ۱۳۷۷: ۲۴). و در برخی تعاریف دیگر «رشد و تکامل اختیاری متربی به سوی هدفهای مطلوب و اینکه تربیت بر اساس برنامهای سنجیده شده، باید انجام گردد، توجه شده است (دفتر همکارى … ،۱۳۷۲: ج۱، ۳۴۱-۳۶۶). به نظر میرسد بیان شهید مرتضى مطهرى بهترین و جامعترین بیان در این زمینه است. وی علاوه بر اینکه تعلیم و تربیت، را پرورش دادن و به فعلیت درآوردن استعدادهای درونى که بالقوه در یک شىء موجود است؛ تبیین میکند و آن را شامل همه جانداران، اعم از گیاه،حیوان و انسان دانسته و معتقد است تربیت، باید تابع و پیرو فطرت، طبیعت و سرشت شىء باشد. اگر بنا باشد یک شىء شکوفا شود باید کوشید تا همان استعدادهایى که در آن هست بروز کند. بنابراین، تربیت در انسان به معنای پرورش دادن استعدادهاى اوست. این استعدادها در انسان شامل: استعداد عقلى (علمى و حقیقتجویى)، استعداد اخلاقى (وجدان اخلاقى)، بعد دینى (حس تقدیس و پرستش)، بعد هنرى و ذوقى یا بعد زیبایى و استعداد خلاقیت، ابتکار و ابداع است (مطهری، ۱۳۹۰: ۲۰-۲۲ و ۵۷-۶۹).
آموزههای تربیتی اهلبیت
منظور از آموزههای تربیتی، مجموعه برنامههای آموزشی و پرورشی خرد و کلان در متون حدیثی است که به صورت گفتارها، ارشادها، اوامر و نواهی، سیره عملی رسول اکرم و ائمهبرای به فعلیت درآوردن استعدادهای سرشتی آدمیان و هموار ساختن مسیر رشد و تعالی و سعادت دنیا و آخرت آنان به دست ما رسیده است.
اخلاق : «خُلق» ریشه اخلاق به مفهوم سرشت، سجیّه و طبیعت است (ابنمنظور، ۱۴۱۴، ج۴، ۱۹۴) و به تعبیر ابنمسکویه، خُلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی دعوت میکند، بیآنکه نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد (ابنمسکویه، ۱۳۷۱: ۵۱). همین ملکات و صفات درونی انسان «اخلاق» نامیده میشود و به رفتاری که از این خلقیات ناشی میشود نیز «اخلاق» یا رفتار «اخلاقی» میگویند (دیلمی و آذربایجانی، ۱۳۹۰: ۱۵). همچنین گفته شده است اخلاق، اعم از ملکات نفسانی است که فلاسفه اخلاق تاکنون بر آن تأکید داشتهاند. اخلاق شامل همه کارهای اختیاری انسان میشود که ارزشی است؛ یعنی متصف به خوب و بد بوده و میتواند برای نفس کمالی را فراهم آورد یا موجب رذیلت و نقصی در نفس شود (مصباح یزدی، ۱۳۸۷: ج۱: ۲۵). همچنین مطلق صفات نفسانی در قلمرو اخلاق قرار میگیرد، خواه به صورت پایدار «ملکه» یا به صورت ناپایدار «حال» باشد (همو: ۲۴۰). بنابراین موضوع اخلاق اعم از ملکات نفسانی است که تاکنون فلاسفه اخلاق بر آن تأکید داشتهاند، بلکه اخلاق همه کارهای ارزشی ایشان که متصف به خوب و بد میشوند و میتوانند موجب پیدایش کمال یا نقصی در نفس شوند. اینها همگی در قلمرو اخلاق قرار میگیرند. در نتیجه، اخلاق شامل همه ملکات، حالات نفسانی و افعالی است که رنگ ارزشی دارند.
به نظر میرسد در جمعبندی میتوان گفت اخلاق، صفات نفسانی و افعال ارزشی است که برای نفس آدمی موجب کمال شود. بنابراین اخلاق همه فضایل و اصول و فروع آنها _ اعم از ملکات نفسانی، حالات روحی، آداب فردی، اجتماعی و همه افعال اختیاری جوارحی و جوانحی _ است که دارای بار ارزشی هستند و انسان را در نیل به کمال نهایی _ یعنی قرب الهی و عبودیت و بندگی _ کمک میکنند و آنچه از صفات، حالات و افعال اختیاری که ضد آنهاست و مانع نیل آدمی به کمال است ضد اخلاق یا رذایل خواهد بود. در اینجا لازم است به دو نکته توجه شود: یکی اینکه صفت و رفتار اخلاقی از طبیعت سرشتی فرد بروز میکند. اطلاق این کلمه در عربی به ارزشهایی است که فرد در سرشت انسانی خود میل به آنها را دارد و حتی اینکه فرد به صورت طبیعی از زشتیها و بدیها نفرت دارد، به عنوان یک ارزش است که از سرشت و فطرت انسانی نشأت میگیرد. قرآن کریم این سرشت و فطرت انسان را با کلمه الهام تبیین کرده است که منظور، الهام تکوینی و خلقتی است (شمس: ۸) . دیگر اینکه ارزشی بودن اخلاق به صورت فطری برای انسان روشن است و از اینرو افعال خوب به آسانی و بدون نیاز به فکر و اندیشه از او صادر میشود (نراقی، بیتا: ج۱، ۲۶-۲۷؛ جوادی آملی، ۱۳۷۴: ۷۷).
تربیت اخلاقی
گفته شده تربیت اخلاقی ایجاد شناخت و برانگیختن احساس فرد است برای آنکه زشتیهای رفتاری و صفات منفی از وی دور و صفات مثبت و ارزشهای اخلاقی برای او درونی و پایدار شود(حسینزاده،۱۳۸۶: ۱۱۵). به نظر میرسد تربیت، کاری است که مربّی انجام میدهد. البته مربی شناخت ایجاد نمیکند و آموزش دادن به معنای ایجاد کردن نیست؛ بلکه فراهمسازی زمینههای پرورش ذهنی است که به شناخت متربی میانجامد. بنابراین، تعبیرِ ایجاد، مناسب نیست. دیگر اینکه تربیت، تنها شناخت و برانگیختن احساس نیست. توجه دادن به مسائل اخلاقی و برانگیختن احساس مثبت به آنها برای اتصاف به صفات و رفتارهای اخلاقی ناکافی است و راهکارهای عملی نیز لازم است. به دلیل اهمیت راهکارهای عملی گفته شده، تربیت اخلاقی، بخشی مهم از علم اخلاق را تشکیل میدهد. از آنجا که مباحث آن به طور عمده ناظر به راهکارهای عملی و ارائ توصیههایی در باب عمل است، گاهی از این بخش با نام «اخلاق عملی» یاد میشود. در مقابل، به آن بخش از مباحث اخلاقی که به توصیف خوبیها و بدیهای اخلاقی میپردازد، «اخلاق نظری» میگویند. تربیت اخلاقی چگونگی پرورش استعدادها و بهکارگیری قوای درونی، برای توسعه و تثبیت صفات و رفتارهای پسندید ارزشی و نیل به فضایل عالی اخلاقی و نیز دوری از رذیلتها و نابود کردن آنهاست. بنابراین در تربیت اخلاقی، رویکرد اصلی متوجه پرورش استعدادهای اخلاقی و رسیدن به کمالات اخلاقی است (دیلمی و آذربایجانی، ۱۳۸۳: ۱۸).
تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی، به آنچه مدارس و دیگر نهادهای آموزشی برای کمک به افراد برای تفکر درباره مسائل مربوط به درست و نادرست امور و در پی آن تمایل به سمت خوب بودن اجتماعی و نیز کمک به آنها جهت رفتار به روش و منش اخلاقی و ارزشی انجام میدهند، اطلاق میشود (سجادی، ۱۳۷۹: ۱۴۸). همچنین تربیت اخلاقی، آموزش اصول و ارزشهای اخلاقی و پرورش گرایشها و فضیلتهای اخلاقی در ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری به شمار میآید (داودی، ۱۳۸۷: ۱۰- ۱۱).
به نظرمیرسد در تبیین تربیت اخلاقی مبتنی بر دیدگاه اسلامی، توجه به نکات زیرلازم است:
۱. آدمی دارای فطرت اخلاقی است و توانمندی درک خوبیها و بدیها را به صورت بدیهی دارد؛ زیرا خداوند این توانمندی را با الهام تکوینی در انسان سرشته است.
۲. تربیت در جایی به کار میرود که استعداد رشد و شکوفاسازی در آن باشد؛ بنابراین تربیت در جایی که استعداد تحول و پرورش را نداشته باشند و بخواهند آن را ایجاد کنند به کار نمیرود.
۳. تربیت کردن به مفهوم فراهمسازی رشد و شکوفایی در جهت هدفی معین همراه با نقشهای مشخص است. کار مربی صرفاً فراهمسازی رشد و تحول و تغییر است و نه اینکه مهارتی را ایجاد کند یا به متربی اعطا کند.
۴. آموزش دادن نیز خود نوعی تربیت و فراهمسازی تحول و رشد ذهنی است و به مفهوم ایجاد علم در ذهن متربی یا انتقال معلومات مربی به متربی نیست.
۵. تربیت اخلاقی، پرورش همه ارزشها و خوبیهایی است که انسان به صورت فطری وجدانی اوست و عقل بر تزیّن آدمی به آنها در روابطش با خدا، خود، دیگران و طبیعت الزام دارد.
۶. از محورهای مهم در برنامههای تربیتی انبیا و اهلبیت پرورش اخلاق و ارزشهای فطری است. ارزششناسی صفات و اعمال در گستر زندگی که تحول و ارتقای انسانی را در مسیر کمال و خوشبختی جاوید تسهیل میکند و آدمی را از بیگانه شدن از اصل خود و اعوجاج فطری و سقوط در بهیمیت، بلکه پستتر از آن، پیشگیری مینماید و سقوط کرده را صعود میبخشد.
بنابر این، منظور از تربیت اخلاقی مورد توجه اسلام، انجام فعالیتهای آموزشی و پرورشی است که زمینهساز رشد و ارتقای توانمندیهای فطری در حوزه صفات و عملکردهای ارزشی است و روابط شخص با خدا، خود، دیگران و طبیعت را به طور مطلوب، سامان میدهد و وی را به حیات طیبه و سعادت جاوید میرساند. در ادامه به توصیف و تبیین صفات و رفتارهای اخلاقی که در روایات تربیتی برای حضرت مهدی و یاران ایشان برشمرده شده است، میپردازیم. بنابر این، بحث در دو محور صفات و رفتارهای اخلاقی شخص امام مهدی و یاران آن حضرت انجام میشود.
ویژگیهای اخلاقی شخص امام مهدی
هدف اصلی اهلبیت از آموزههای تربیتی در حوزه صفات و رفتارهای اخلاقیِ امام مهدی، این است که نمونه بارز اخلاق انسان کامل و اسوه حسنه محاسن و مکارم اخلاق، و الگوی عینی از تحقق هدف آفرینش معرفی شود و تلاش بشر برای سیر صعودی و دستیابی به حیات طیبه، در مسیر سالم و راه درست سیر و سلوک دینی، جهت یابد، یاران امام مهدی به روشنی بتوانند ویژگیهای آن حضرت را بشناسند و برای پیروی از او تمام تلاش خود را به کار گیرند و مظهر شمع وجودش شوند و نیز زندگی آنان، نمونههایی از زندگی سالم انسانی باشد.
اهلبیت درباره صفات و رفتارهای اخلاقی امام مهدی سه دسته آموزه دارند:
دسته اول بر این حقیقت تأکید دارد که اخلاق مهدوی همان اخلاق محمّدی است . آن حضرت همانند جدش رسول خدا جامع صفات و رفتارهای ارزشی و مظهر کامل اخلاق خداوندی است که در آموزههای تربیتی تخلّق به آن بسیار مورد تأکید است . در آموزههای رسول خدا و توصیه ایشان به تخلّق به اخلاق الهی به تصریح عامه و خاصه در تفسیر آی ۵۵ سور مائده آمده است که تمام ائمه هدی و از جمله امام مهدی مظهریت تام اخلاق الهی را دارند . گفتنی است در معرفی کلی شخصیت اخلاقی امام تأکید بر این است که نهتنها ایشان داری محاسن اخلاقاند، بلکه مکارم اخلاق را به صورت تام دارند. در توضیح محاسن و مکارم اخلاق باید توجه داشت که در روایات، معمولاً محاسن اخلاق به صفات و رفتارهای اخلاقی اطلاق میشود که روابط اجتماعی و معاشرت با دیگران را باارزش میسازد و سبب سازماندهی بهتر روابط اجتماعی و بهبود زیست افراد با یکدیگر، گروهها و جوامع انسانی میشود. در برخی آموزههای اهلبیت محاسن اخلاق، در مقابل تساوی اخلاق و حسن خلق در برابر سوء خلق مطرح شده است. پیامبراکرم میفرماید: مِنْ سَعَادَهِ الرَّجُلِ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ مِنْ شَقَاوَتِهِ سُوءُ الْخُلُقِ. (نوری، ۱۴۰۸: ج، ) هنگامی که از امام صادق پرسیدند: «ما حدُّ حسن الخلق؛ محدوده حسن خلق چیست؟» فرمود:
تُلِینُ جَانِبَکَ وَ تُطِیبُ کَلَامَکَ وَ تَلْقَى أَخَاکَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ؛ (صدوق، ۱۴۰۳: ۲۵۳) با مردم به نرمی برخورد کن و پاک و مؤدب سخن بگوی و در رویارویی با برادرانت گشادهروی باش. امیرالمؤمنین نیز حسن خلق را رابطه بین خداوند و بندگانش قرار داده است؛ آن جا که میفرماید: ان الله عزوجل جعل محاسن الاخلاق وصله بینه و بین عباده. (نوری، ۱۴۰۸: ج، ) رسول اکرم فرموده است: قال رسول الله: أحبّکم إلی الله أحسنکم أخلاقاً الموطئون اکنافاً الذین یألفون و یؤلفون؛ (همو: ۱۵۰) از همه شما محبوبتر نزد خداوند کسی است که اخلاقش از همه بهتر باشد؛ همان کسانی که متواضعاند، با دیگران میجوشند و مردم نیز با آنها میجوشند. حضرت علی نیز در اوصاف انسان کامل (مؤمن) چنین میفرماید: عُنْوَانُ صَحِیفَهِ الْمُؤْمِنِ حُسْنُ خُلُقِهِ؛ (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۱، ۳۹۲) سرلوحه ویژگیهای مؤمن (انسان کامل) حسن خلق اوست. در آموزههای تربیتی اهلبیت محاسن اخلاق، از چنان اهمیتی برخوردار است که رعایت آن، نشانه دینداری فرد است. پیامبراکرم فرموده است: حُسْنُ الْخُلُقِ نِصْفُ الدِّینِ. (همو: ج۶۸، ۳۹۳) داشتن اخلاق نیکو [در روابط اجتماعی] نیمی از دین است [و سبب گوارا شدن زندگی میگردد]. امام موسی کاظم میفرماید:لا عیش أغنی من حسن الخلق؛ (نوری، ۱۴۰۸: ج۱۱، ۱۲) هیچ زندگانیای غنیتر از حسن خلق نیست. محاسن اخلاقی عزتآفرین است، همانطور که متساوی اخلاق ذلتآفرین است. حضرت علی فرمود: رُبَّ عَزِیزٍ أَذَلَّهُ خُلُقُهُ وَ ذَلِیلٍ أَعَزَّهُ خُلُقُهُ. (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۸، ۵۳) بسا ارجمندى که اخلاق ناپسند او اسباب خواریاش را ایجاد کرد و بسا بى اعتبارى که اخلاق حمیدهاش او را عالیمقام ساخت. اما مکارم اخلاق به برترین صفات و رفتارهای محاسن اخلاقی اطلاق میشود که اختصاصی انبیا و اولیای الهی است: إِنَّ اللَّهَ خَصَّ الْأَنْبِیَاءَ بِمَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ. (قمی، ۱۴۱۴: ج۱، ۴۱۰) هدف رسول اکرم از رسالتش هم مکارم و هم محاسن اخلاق است. آن حضرت میفرماید: بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ وَ مَحاسِنُهَا؛ (نوری، ۱۴۰۸: ج۲، ۲۸۲) به منظور رسیدن به درجات بالای اخلاق و مکارم اخلاق، به پیامبری مبعوث شدم. چگونگی رسیدن به این مقام رفیع و بلند را میتوان در کلام امیرالمؤمنین جستوجو کرد؛ آنجا که میفرماید: ذَلِّلُوا أَخْلَاقَکُمْ بِالْمَحَاسِنِ وَ قَوِّدُوهَا إِلَى الْمَکَارِم؛ (همو: ج۱۱، ۱۸۸) اخلاق خود را در آغاز با صفات حمیده و محاسن اخلاق رام کنید و سپس آن را به سوی مکارم اخلاق و سجایای عالی و ملکات نفسانی انسانی سوق دهید.
بنابراین، گام اول در اخلاق رعایت محاسن اخلاقی است. برای دستیابی به گام دوم _یعنی مکارم اخلاق _ باید گام اول را با موفقیت سپری کرد. محاسن اخلاق سبب بهزیستی و تحکیم روابط اجتماعی است. محاسن اخلاق مردم را به ادب و احترام متقابل وامیدارد و در جامعه مهر و محبت ایجاد میکند. دستیابی به محاسن اخلاق کم و بیش برای همه افراد میسّر است و همه میتوانند با تمرین و مراقبتهای لازم، دیر یا زود خویشتن را به اخلاق خوب اجتماعی متخلّق سازند، با مردم به گرمی برخورد کنند، وظایف خویش
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.