تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل آیا خداوند از احوال همه انسانها با خبر است؟؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل آیا خداوند از احوال همه انسانها با خبر است؟ شامل 54 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل آیا خداوند از احوال همه انسانها با خبر است؟ را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل آیا خداوند از احوال همه انسانها با خبر است؟ با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل آیا خداوند از احوال همه انسانها با خبر است؟ با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل آیا خداوند از احوال همه انسانها با خبر است؟ تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل آیا خداوند از احوال همه انسانها با خبر است؟ را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آیا خداوند از احوال همه انسانها با خبر است؟ :

پرسش:

از آن جا که خداوند از احوال همه انسان های قبلی، انسان های آینده، و انسان هایی که هم اکنون در این دنیا هستند، باخبر بوده و هست و خواهد بود، پس چه حکمتی است که انسان ها با احوال مشخصی که خداوند تمام جزئیات آن را می داند، آفریده شوند و در عرصه آزمایش که خداوند از قبل نتیجه آن را می داند، قرار بگیرند؟ مثال؛ کلاس درس است که معلم به خوبی از تمام دانش آموزان آگاهی دارد و از میزان درس خواندنِ هر کدام آگاهی دارد، پس این معلم چه احتیاجی به آزمون گرفتن دارد؟

پاسخ:

این سؤالی است که شاید جوان ها و بالاتر از جوان ها، به طور فراوان در نظر دارند. این قضیه با توجه به دو مسأله مطرح می شود:

۱- علم خداوندی موجب جبر می شود. [و چون خداوند، کارها و اعمال انسان ها را] می داند، پس باید معلوم خداوندی انجام بگیرد، و اگر انجام نگیرد، علم خدا- العیاذباللَّه- مبدل به جهل می شود! در رابطه با این مسأله، خواجه نصیر طوسی رحمه الله جواب داده است که عرض خواهم کرد.

۲- وقتی خداوند می داند این شخص چگونه از عهده برخواهد آمد یا برنخواهد آمد، پس آزمایش کردن برای چیست؟

این اشتباه ما، در مفهوم آزمایش است. آزمایشی که انسان از انسان ها می کند، مثل معلم از شاگردان، بزرگان از زیردست ها، برای تحصیل علم یا افزایش علم است. ولی درباره خدا، مسأله به کلی فرق می کند. این جا آزمایش- در حقیقت- مانند قرار گرفتن فلز در کوره برای جدا کردن طلای خالصِ آن از سایر آلودگی هاست (تفکیک طلای آمیخته با غیر طلا): (تمحیص). آیه شریفه نیز دلالت بر این معنا دارد که خداوند شما را مبتلا و آزمایش می کند تا:

وَ لِیمَحِّصَ اللَّهُ. . . [۱]

«و تا خداوند، افراد باایمان را خالص گرداند».

و الّا خداوند متعال، صددرصد می داند آن چه را که واقع شده است، و آن چه را که واقع می شود، و آن چه را که واقع خواهد شد.

لا یعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّهٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ. [۲]

«هم وزن ذره ای، نه در آسمان ها و نه در روی زمین، از وی پوشیده نیست. »

وَ لا حَبَّهٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کتابٍ مُبِینٍ. [۳]

«و هیچ دانه ای در تاریکی های زمین و هیچ تر و خشکی نیست، مگر این که در کتابی آشکار است. »

خداوند همه آن ها را می داند. پس کار برای این نیست که خدا نمی داند، بلکه آزمایش می کند تا بداند چگونه انسانی بوده است. ان شاءاللَّه اصلًا چنین تصوری به ذهن خطور نکند، که صددرصد خلاف الهیات اسلامی است. بلکه منظور این است که انسان ها را در نوسانات، در تلاطم ها، در سنگلاخِ تکالیف و هوی و هوس ها قرار می دهد تا خالص و ناب شوند. وقتی ناب شدند، بَلْ یعْلَمُ اللَّه، حتی کلمه یعلم اللَّه این است که [انسان ] به عرصه وجود برسد، زیرا وجود؛ جلوه گاه علمِ خداست. خداوند این کار را کرد تا بداند آیا شما در ادعا صادق اید یا نه؟ بزرگانی که تفسیر فرمودند و خوب هم تفسیر کردند، این است که: تا در جلوه گاه علمِ خدا که هستی است، خوبی و یا العیاذ باللَّه، بدی شما به وجود بیاید و در مجرای حرکت به سوی سرنوشت قرار بگیرید. آن چه که در این سؤال برادر عزیزمان دیده نمی شود، اما معلوم می شود که نظر ایشان همین بوده، مسأله علم خداوندی است.

این مسأله در یک رباعی هم که به عمربن ابراهیم خیامی نسبت داده اند، مطرح شده است. ما سه خیام داریم. دو نفر از آن ها شاعرند و بعید نیست اکثر این رباعیات، سروده آن دو شاعر باشد. یکی خراسانی و دیگری مازندرانی است. آن خیامی که ریاضی دان و دانشمند و به اصطلاح بعضی ها «خلف ابوعلی البخاری رحمه الله »، یعنی ردیف بعد از «ابن سینا» است، در یازده مورد دیدم که در مورد او الامام نوشته اند.

ای جوانان! کمی حواستان جمع باشد، هر چیزی را که می شنوید زود باور نکنید. این خیام، یک شاعرِ سبو به دوشِ کنار جوی ها که بخور و لذت ببر، که دم غنیمت است و مرگ نزدیک است. . . نیست. این خیام، هفت- هشت کتاب فلسفی دارد، که من تمام آن ها را دارم. هم چاپ مسکو و هم چاپ خودمان را دارم. اول و آخر تمام این کتاب ها، حمد خدا و ارتباطهای الهی است. بعضی ها چه می گویند؟

این خیام فقط ده- بیست رباعی دارد که آن هم در بی وفایی دنیاست. همه ما هم قبول داریم که دنیا بی وفاست، و محدودیتِ دانش های بشری را هم قبول داریم.

عده ای هم این رباعیات را برای توجیه اعمال خودشان، از جمله میگساری و نیهیلیستی و. . . نقل کردند تا وقتی که کسی بگوید در این دنیا چه کار می کنی؟ از کشوی میز خود، رباعیات را بیرون کشیده و بگوید: تو بهتر می فهمی یا خیام؟ این هم از فیتز جرالد شروع شد که در انگلستان، ترجمه رباعیات را بسیار گسترده چاپ کرد. این خیام ماند و یک عده رباعیات شناور و یک عده رباعیاتی که معلوم نیست از کیست. البته ده الی بیست بیت در بی وفایی دنیا دارد و همان طور که عرض کردم، ما آن را قبول داریم. مگر خداوند نمی فرماید حیاتِ دنیا لهو و لعب است و مرگ به دنبال شماست؟ مگر نمی فرماید جوانی به پیری مبدل می شود؟ مگر نمی فرماید زیبایی ها و قدرت ها از دست خواهد رفت و آبادی ها خراب خواهند شد؟ این قضیه روشن است. این شعر به خیام نسبت داده شده است:

می خوردنِ من حق ز ازل می دانست گر مِی نخورم علم خدا جهل بود

در یازده مورد در بیوگرافی او دیدم که الامام نوشته اند: الامام ابو حَفْص عمربن ابراهیم خیامی نیشابوری. آیا به یک شاعر پوچ گرا، الامام می گویند؟ خوب است در تذکره های اسلامی مطالعه ای شود که ببینیم روش تذکره های اسلامی در تاریخ اسلام، برای معرفی شخصیت ها چیست؟ لذا، دو مطلب را می توان در نظر گرفت:

۱- یک بُعد این سؤال برادر عزیز این است، که در جواب می گوییم: خداوند متعال علم دارد به این که من الان سخنرانی می کنم، آن هم در این بُرهه از عمرم، در این موقعیت مشخص. نیز خداوند می داند که ما با شما عزیزان در چنین ساعتی با هم در این مکان خواهیم نشست و صحبت خواهیم کرد. آیا خداوند فقط سخنرانی را، یا تمام مقدمات آن را هم می دانست؟ قطعاً با تمام مقدمات آن می دانست. که شما اظهار محبت کنید و بگویید جعفری بیا این جا ما سؤالاتی داریم. سؤالات داریم یعنی چه؟ یعنی تعدادی سؤالات داریم، که شاید این ها به جواب برسند و من هم به این قضیه علاقه مند باشم. ممکن است صدها مقدمه از دوران طفولیت و کوچکی طی کرده باشیم، که تخم این جلسه در آن موقع ریخته شده باشد، و الان این جا به ثمر رسیده باشد. آیا خداوند فقط این ثمر را می داند، و آن ها (مقدمات) را نمی داند؟ قطعاً همه آن ها را می داند. پس آن چه که در نقشه علم خداوندی است، اراده و اختیار من و شما کاملًا ثبت است. لذا، چنین چیزی با سابقه اراده و اختیار وجود دارد.

۲- خواجه نصیر رحمه الله به این مسأله جواب می دهد و در این مورد نیز می گوید:

این نکته نگوید آن که او اهل بود زیرا که جواب شبهه اش سهل بود

علم ازلی علت عصیان بودن نزد عقلا به غایت جهل بُوَد

حتی مثالی که این دوست عزیز در این جا اشاره کرده است، اگر دقیقاً در نظرشان آمده بود، می توانست جواب باشد. فرض کنید که یک آموزگارِ خیلی هوشیار، از سرنوشت سالیانه دانش آموزانِ خود کاملًا مطّلع است. او می داند کدام یک رفوزه خواهد شد، کدام یک تجدید دارد و کدام یک با نمرات بسیار عالی قبول خواهد شد. علمِ معلم، جبراً آن ها را این گونه نکرده است. این را درنظر بگیرید که خود این، شاید جواب را برای ایشان آسان تر کند، حتی برای کسانی از دوستان که این سؤال در ذهنشان است. مثلًا پدری در یک دودمان می فهمد که مثلًا این دخترش چه قدر و آن پسرش چه قدر از نظر دینی قوی است. یا آن یکی لاابالی است و دیگری چنین و چنان است. او به وضعیت فرزندان خود علم دارد.

ولی علم پدر باعث نشده است که آن دختر آن طور باشد، یا آن پسر طوری دیگر باشد. به پدر مربوط نیست. در جواب سؤال اخیر، خواجه نصیر طوسی، معلم البشر، العقل الحادی عشر، «معلم بشریت و عقل یازدهم بشر» چنین می گوید: شما می گویید علم خداوندی باعث می شود که معلوماتش درباره ما [انسان ها] جزماً و جبراً پیاده شود. مثلًا می داند که ما این جلسه را تشکیل خواهیم داد. پس ما برای تشکیل دادن این جلسه مجبوریم. یا فرض بفرمایید که من امشب نماز خواهم خواند، یا العیاذباللَّه کار منحرفی انجام خواهم د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *