تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!! یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!! شامل 76 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!! را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!! با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!! بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!! با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!! وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!! با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!! مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!! :

فایل پاورپوینت کامل آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت جنوب؟!!

وَ تَرَی الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کهْفِهِمْ ذَاتَ الْیمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَهٍ مِّنْهُ ذَلِک مِنْ آیاتِ اللَّهِ مَن یهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن یضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِیاً مُّرْشِداً.

و (اگر در آنجا بودی) خورشید را می دیدی که به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان مُتمایل می گردد، و به هنگام غروب، به سمت چپ، و آنها در محل وسیعی (در عُمق و وسط) از آن (غار) قرار داشتند، این از آیات خداست. هر کس را خدا هدایت کند، هدایت یافته واقعی اوست، و هر کس را گمراه نماید، هرگز وَلی و راهنمایی برای او نخواهی یافت! . (سوره کهف. آیه ۱۷).

وَ تَحْسَبُهُمْ أَیقَاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْیمِینِ وَ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ کلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَیهِ بِالْوَصِیدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَیهِمْ لَوَلَّیتَ مِنْهُمْ فِرَاراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً.

و (اگر به آنها نگاه می کردی) می پنداشتی بیدارند، در حالی که در خواب فرو رفته بودند! ! و ما آنها را به سمت راست و چپ می گرداندیم (تا بدنشان سالم بماند). و سگِ آنها دستهای خود را بر دهانه غار گشوده بود (و نگهبانی می کرد). اگر نگاهشان می کردی از آنان می گریختی، و سر تا پای تو از ترس و وحشت پُر می شد! (سوره کهف آیه ۱۸).

قَولُهُ تَعالَی: «وَ تَرَی الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کهْفِهِمْ ذَاتَ الْیمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ» إِلَی آخِرِ الآیتَینِ(آیه ۱۷ و ۱۸ سوره کهف). اَلتَّزاوُرُ هُوَ التَّمایلُ مَأخُوذُُ مِنَ الرَّوْر بِمَعنَی المَیلِ، وَ القَرْضُ: اَلقَطعُ ، وَ الفَجْوَهٍ: اَلمُتَّسَعُ مِنَ الأَرضِ وَ ساحَهُ الدّارِ وَ المُرادُ بِذاتِ الیمینِ وَ ذاتِ الشِّمالِ: اَلجِهَهُ الَّتِی تَلِی الیمینَ أَوِ الشِّمالَ أَوِ الجِهَهُ ذاتَ اِسمِ الیمینِ أَوِ الشِّمالِ وَ هُما جِهَتَا الیمینِ وَ الشِّمالِ. وَ هاتانِ الآیتانِ تُمَثِّلانِ الکهفَ وَ مُستَقَرَّهُم مِنهُ وَ مَنظَرَهُم وَ ما یتَقَلَّبُ عَلَیهِم مِنَ الحالِ أَیامَ لَبثِهِم فیهِ وَ هُم رُقُودُُ وَ الخِطابُ لِلنَّبِی (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) بِما أَنَّهُ سامِعُُ لا بِما أَنَّهُ هُوَ وَ هذا شائِعُُ فِی الکلامِ وَ الخِطابُ عَلی هذَا النَّمَطِ یعُمُّ کلَّ سامِعِِ مِن غَیرِ أَن یختَصَّ بِمُخاطَبِِ خاصِِّ. فَقَولُهُ: «وَ تَرَی الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کهْفِهِمْ ذَاتَ الْیمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَهٍ مِّنْهُ» یصِفُ مَوقِعَ الکهفِ وَ مَوقِعَهُم فیهِ وَ هُم نائِمُونَ وَ أَمّا إِنامَتُهُم فیهِ بَعدَ الأُوِی إِلَیهِ وَ مُدَّهِ لَبثِهِم فیهِ فَقَدِ اکتَفَی فِی ذلِک بِما أُشیرَ إِلَیهِ فِی الآیاتِ السّابِقَهِ مِن إِنامَتِهِم وَ لَبثِهِم وَ ما سَیأتِی مِن قَولِهِ: (وَ لَبِثُوا فِی کهْفِهِمْ. سوره کهف آیه ۲۵- ) «إَلَخ»، إِیثاراََ لِلإِیجازِ.

[تفسیراَلمیزان ج ۱۳ ص۲۷۲]

کلمه «تَزاوُر» به معنای مَیل و تمایل است که از ماده «زَوْر» به معنای مَیل گرفته شده است. و کلمه «قَرْض» به معنای قطع و بریدن است. و کلمه «فَجْوَه» به معنای زمین پهناور و وسیع و فضای خانه است و مراد از «ذاتَ الْیمِینِ وَ ذاتَ الشِّمالِ»: ۱- یا آن جهتی است که در سَمت راست یا چپِ انسان و به عبارت دیگر در طَرَفِ دستِ راست و طَرَفِ دستِ چپ قرار دارد ۲- و یا آن جهت و جانبی است که دارای نامِ یَمین (راست) و شِمال (چپ) می باشد و به عبارت دیگر یا جانب و ناحیه و سَمت و طَرَفی است که به خود آن طرف، راست و چپ گفته می شود و به هر حال «یَمین» و «شِمال» به معنای سَمتِ راست و چپ که معروف گفته می شود.

این دو آیه شریفه، غارِ اصحاب کهف و محلِّ استقرارشان در آن و اوضاع و منطقه جغرافیایی آن و منظره و حالاتی که در ایّام اقامتشان در آنجا بر آنها گذشت را تَمثیل و تصویر و تَجَسُّم می نماید و می فهماند که اصحاب کهف در غار در آن روزگاری که آنجا بودند چه حال و وضع و ویژگی داشتند و وقتی به خواب رفتند چگونه بودند.

خطاب در آیه(۱۷ از سوره کهف) به نبیّ مُکرَّم اسلام (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) به عنوان اینکه آن جناب سامِع و شنونده خطاب است می باشد نه اینکه آن حضرت مخصوص به آن خطاب باشد بلکه روی سخن در این آیه شریفه با همه مردم است و این شیوه و روش سخن گفتن در کلام و خطابِ عُرفی شیوع و رواج دارد و در عُرف مردم مُتعارَف است که مثلاَ با کلام و سخنی یک نفر را مُخاطب قرار داده ولی همه افراد را اراده می کنند بدون اینکه آن کلام به مُخاطب خاصّی اختصاص داشته باشد.

پس آیه شریفه «وَ تَرَی الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کهْفِهِمْ ذَاتَ الْیمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَهٍ مِّنْهُ» موقعیّت و محلّ غار و نیز موقعیّت اصحاب کهف را که در آنجا به خواب رفتند وصف و توصیف و بیان می کند و می فهماند که خودِ غارِ کهف چه وضعی داشته و همچنین اصحاب کهف بعد از به خواب رفتن در چه وضع و حالتی بودند و اما اینکه بعد از رجوع به آن غار چطور به خواب رفتند و چقدر خوابشان طول کشید بیان نکرده است و نیز این آیه شریفه در این رابطه (که خوابشان چگونه بود و چقدر به درازا کشید) از باب ایجاز و اختصارِ در سخن به همان اشاراتی که در آیات قبل بوده و نیز به اشاراتی که به زودی در ذَیل جمله (وَ لَبِثُوا فِی کهْفِهِمْ. سوره کهف آیه ۲۵- ) خواهد آمد اکتفاء نموده است. و به عبارت دیگر اگر آیه ۱۷ سوره کهف به این خصوصیات نپرداخته به منظور ایثار و انتخاب و گزینشِ طریقِ اِیجاز و اختصار گویی بوده است.

*** اَلزَّور به فتح زاء : دیدن کردن- میل- قصد – جَناغ سینه – استخوانِ جَناغ سینه – جَناغ یا مَفصَل استخوان های سینه- اراده مُحکم – عقل- خِرَد- شَبَح و سیاهی که از دور پیدا است – دیدار کننده یا دیدار کنندگان- بزرگوار – آقا – رهبر – مِهتَر- پیشوا-کج کردن – کج شدن – خَم شدنِ جَناغ سینه، زیارت کننده – خیال و شَبَح که در شب دیده شود، بالای میان سینه یا مُلتَقای اطرافِ استخوانهای سینه – « فَرَسٌ عَرِیضُ الزَّوْر »: اسبِ فراخ سینه – نیروی تصمیم و اراده. این واژه در مفرد و مُثَنّی و جمع یکسان بکار می رود؛ « رجُلٌ زَوْرٌ »: مرد زائر و زیارت کننده ، « رِجالٌ زَوْرٌ: مردان زائر » و « نِساءٌ زَوْرٌ: زنان زائر»

*** اَلزُّور به ضمّ زاء: عقل – خِرَد – قول و سخن مُنحرف از حقّ- شرک به خدا – قدرت – دروغ -باطل – رأی – نظر – بزرگوار – آقا – رهبر – پیشوا – مِهتَر – لذّتِ غذا و گوارایی آن – عطرِ غذا – نرمی و لطافت و خوبی و تازگی جامه و لباس – مجلس طَرَب و آوازخوانی -شهادت و گواهی دروغ؛ « شَهَادَهُ الزُّور »: شهادت و گواهی دروغ، نیرو؛ « اخَذَهُ بِالزُّورِ »: یعنی با زور آن چیز را از او گرفت .

در کتاب لُغَوی «اَقرَبُ المَوارِد» از سَعید شَرتُونی لُبنانی آمده است که کلمه «زَوْر» از بابِ ( نَصَرَ یَنصُرُ نَصراََ « زارَ یَزُورُ زَوْراََ وَ زِیارَهََ» ) به معنای قصد است و زیارت نیز از همین باب است. مثل آیه «حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ». «سوره تَکاثُر آیه ۲» و از بابِ (عَلِمَ یَعلَمُ «زَوِرَ، یَزوَرُ زَوَراََ» ) و (کَرُمَ یَکرُمُ «زَوُرَ، یَزوُرُ») به معنای میل و انحراف است مثل آیه ۱۷ از سوره کهف: «وَ تَرَی الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کهْفِهِمْ ذَاتَ الْیمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَهٍ مِّنْهُ. و (اگر در آنجا بودی) خورشید را می دیدی که به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان مُتمایل می گردد، و به هنگام غروب، به سمت چپ، و آنها در محل وسیعی (در عُمق و وسط) از آن (غار) قرار داشتند، ». و در کتاب مُفرَداتِ راغِب اصفهانی که به بررسی لُغات قرآنی می پردازد آمده است: «زَوْر» به فتح زاء به معنای بالای سینه است. زُرتُ فُلاناََ: یعنی با سینه خود او را ملاقات کردم یعنی رو در رو و مقابل و روبرو، با او برخورد و دیدار و زیارت کردم. و نیز «زَوْر» به فتح زاء میل و انحراف سینه است. و «اَزوَر» کسی است که سینه اش متمائل و کج باشد. و «تَزَاوَرُ عَن کهْفِهِمْ» یعنی میل کرد-متمایل شد. و «بِئر زَوْراء» چاهی است که کج کَنده باشند. و «زُور» به ضمّ زاء به معنای دروغ می باشد و علت اینکه دروغ را «زُور» می گویند آن است که از جهت و مسیر خود که راستی و صدق باشد مُنحرف و کج شده است و در آیه ۴ از سوره فرقان آمده است: وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا إِنْ هَذا إِلاَّ إِفْکٌ نِ افْتَراهُ وَ أَعانَهُ عَلَیهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً. و کسانی که کفر ورزیدند گفتند: این ( قرآن ) جز دروغی نیست که آن را محمّد (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) بافته است و گروهی دیگر ( از یهودیان ) نیز او را بر آن یاری کرده اند! پس حقّا که ( در این نسبت ) ظلم و دروغی ( بزرگ ) مرتکب شده اند.

* الزَّوَر: کج شدن – کج کردن – خم شدن جَناغ سینه.

* وَالمَعنَی: وَ تَرَی أَنتَ وَ کلُّ راءِ یفرَضُ اِطِّلاعُهُ عَلَیهِم وَ هُم فِی الکهفِ یرَی الشَّمسَ إِذا طَلَعَت تَتَزاوَرُ وَ تَتَمایلُ عَن کهفِهِم جانِبَ الیمینِ فَیقَعُ نُورُها عَلَیهِ، وَ إِذا غَرَبَت تَقطَعُ جانِبَ الشِّمالِ فَیقَعُ شُعاعُها عَلَیهِ وَ هُم فِی مُتَّسَعِ مِنَ الکهفِ لاتَنالُهُ الشَّمسُ. وَ قَد أَشارَ سُبحانَهُ بِذلِک إِلَی أَنَّ الکهفَ لَم یکن شَرقِیاََ وَ لاغَربِیاََ لایقَعُ عَلَیهِ شُعاعُ الشَّمسِ إِلّا فِی أَحَدِ الوَقتَینِ بَل کانَ قُطبِیاَ یحاذِی بِبابِهِ القُطبَ فَیقَعُ شُعاعُ الشَّمسِ عَلَی أَحَدِ جانِبَیهِ مِن داخِلِ طُلُوعاَ وَ غُرُوباَ، وَ لا یقَعُ عَلَیهِم لِأَنَّهُم کانُوا فِی مُتَّسَعِ مِنهُ فَوَقاهُمُ اللهُ بِذلِک مِن أَن یؤذِیهُم حَرُّ الشَّمسِ أَو [ مِن اَن یَتَغَیَّرُوا وَ یَتَبَدَّلُوا] یغَیرِ أَلوانِهِم أَو [مِن اَن] یبلَی ثیابُهُم بل کانوا مُرتاحِینَ فِی نَومَتِهِم مُستفِیدینَ مِن رَوحِ الهَواءِ المُتَحَوِّلِ عَلَیهِم بِالشُّرُوقِ وَ الغُرُوبِ وَ هُمْ فِی فَجْوَهٍ مِّنْهُ، وَ لَعَلَّ تَنکیرُ فَجْوَهٍ لِلدَّلالَهِ عَلَی وَصفِ مَحذُوفِ وَ التَّقدیرُ: «وَ هُمْ فِی فَجْوَهٍ مِّنْهُ لا یصیبُهُم فِیهِ شُعاعُها».

[تفسیراَلمیزان ج ۱۳ ص۲۷۲ و ۲۷۳]

و معنای آیه ۱۷ از سوره کهف این است که: تو می بینی و هر بیننده ای هم که فرض شود از کار و حال آنان(اصحاب کهف) که در غار بودند اطلاع و خبر داشته باشد می بیند آفتاب را که وقتی طلوع می کند، از طرف غارِ آنها به سمت راست مُتمایل می شود و در نتیجه نورش بطور غیر مستقیم به داخل غار واقع می گردد و وقتی خورشید غروب می کند، از جانبِ چپِ غار عبور می کند و می گذرد و شعاع و پَرتُوِ آن به صورت غیر مستقیم به داخل غار می افتد (و به عبارت دیگر خورشید به هنگام طلوع، از غارشان به سمت راست متمائل می شود و نورش به داخل غار می افتد و به هنگام غروب، سَمتِ شِمال و چپِ غار را قطع و طی می کند و در می نَوَردد) و در نتیجه شُعاع و پَرتُو آن به داخل غار می افتد و اصحاب غار در وسط و عمق و فضای وسیع از غار قرار دارند که آفتاب به آنان نمی رسد. خدای سبحان با این بیان کوتاه (وَ تَرَی الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کهْفِهِمْ ذَاتَ الْیمِینِ. . . ) این معانی را فهمانده است که اوّلا غارِ اصحابِ کهف در سَمتِ شرقی و غربی واقع نبوده است تا از نور و شُعاع و پَرتُوِ آفتاب فقط یک وعده

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *