تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل آیت الله هاشمی شاهرودی استادی بزرگ و کارگزاری باوفا در تراز انقلاب یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل آیت الله هاشمی شاهرودی استادی بزرگ و کارگزاری باوفا در تراز انقلاب شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل آیت الله هاشمی شاهرودی استادی بزرگ و کارگزاری باوفا در تراز انقلاب را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل آیت الله هاشمی شاهرودی استادی بزرگ و کارگزاری باوفا در تراز انقلاب با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل آیت الله هاشمی شاهرودی استادی بزرگ و کارگزاری باوفا در تراز انقلاب بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل آیت الله هاشمی شاهرودی استادی بزرگ و کارگزاری باوفا در تراز انقلاب با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آیت الله هاشمی شاهرودی استادی بزرگ و کارگزاری باوفا در تراز انقلاب وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل آیت الله هاشمی شاهرودی استادی بزرگ و کارگزاری باوفا در تراز انقلاب با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل آیت الله هاشمی شاهرودی استادی بزرگ و کارگزاری باوفا در تراز انقلاب مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آیت الله هاشمی شاهرودی استادی بزرگ و کارگزاری باوفا در تراز انقلاب :

ویژگی های فردی

اخلاق فردی و سیاسی و مدیریتی

بصیرت و درک سیاسی

ویژگی های علمی

نبوغ و استعداد بالا

زمان شناسی و شناخت نیازهای عصر و زمان

واسطه رساندن مطالب و اندیشه های شهید صدر به نسل بعد

نوآوری ها و شیوه علمی

روش تدریس

نگاه دقیق و علمی به مساله ولایت فقیه

نگاه نو به حوزه و تحول آن و لزوم پرداختن حوزه به مباحث فقه حکومتی

تهیه و تنظیم دائره المعارف فقه اسلامی

جایگاه علمی در عرصه بین الملل

نقش آیت الله شاهرودی در انقلاب اسلامی

حلقه وصل بین امام خمینی و شهید صدر

درک عمیق از ابعاد انقلاب اسلامی

دیدگاه تطبیقی آیت الله شاهرودی در باره دیگر مدل های حکومتی با مدل ولایت فقیه

همراهی با انقلابی اسلامی ایران و نگاه خاص ایشان به انقلاب اسلامی

در عرصه اجرا و مدیریت

نوگرایی در عرصه مدیریتی

ارتباط با امامین انقلاب و دیدگاه وی به ایشان

دیدگاه آیت الله شاهرودی نسبت به امام خمینی

دیدگاه آیت الله شاهرودی نسبت به مقام معظم رهبری

هدف در این نوشته بررسی ابعاد مختلف اخلاقی و علمی و سیاسی شخصیت آیت الله العظمی شاهرودی رضوان الله تعالی علیه است. با توجه به اینکه ایشان هم در حوزه نجف و هم در حوزه قم سابقه فعالیت علمی داشتند و همچنین علاوه بر فعالیت های علمی، فعالیت های مبارزاتی و مدیریتی در مناصب مختلف را داشتند، بررسی و تببین بیشتر این ابعاد اهمیت خاص خود را دارد و می تواند ابهاماتی را که برخی در این روزها مطرح می کنند بر طرف کند.

شاید جامع ترین تعبیر را در مورد ایشان مقام معظم رهبری بیان فرمودند:

ایشان استادی بزرگ در حوزه علمیه قم و کارگزاری با وفا در مهمترین تشکیلات نظام جمهوری اسلامی، عضو مؤثری در شورای نگهبان و رئیس موفقی در مجمع تشخیص مصلحت بودند و آثار و برکات علمی بسیاری از خود بر جای نهادند.

ویژگی های فردی

اخلاق فردی و سیاسی و مدیریتی

آن چه که در اذهان عموم از ایشان نقش بسته چهره ای غالبا متبسم و محجوب بود در مصاحبه های مختلفی که از ایشان گرفته شده و همچنین در حین تدریس و پاسخ به اشکالات شاگردان تا حد امکان از نگاه مستقیم و خیره ابا داشتند و با روی باز و چهره ای متبسم پاسخ می داد.

در طول این سال ها در عرصه سیاسی و اجرایی در عین قاطعیت، از هر گونه موضع گیری تند و احساسی اجتناب می کرد. و همواره مدارا و بزرگواری را در برخورد با افراد و جوسازی های بی مورد، نصب العین خود قرار داده بود.

برای درک بهتر این مساله باید رفتار ایشان را در فضای حاکم بر منش سیاسیون ایران ارزیایی کرد. قطب بندی های حداکثری، وارد نمودن اتهام های فکری و سیاسی به همدیگر، تنش، بداخلاقی، متهم کردن همدیگر و هیاهوی بی حاصل در سپهر سیاسی ایران قابل کتمان نیست. برخی طوری سیاست ورزی می کنند که می توان فهمید از «دین سیاسی» پیروی می کنند نه «سیاست دینی»

برخی قدرت برایشان اصالت دارد هرچند منکر آن باشند. برخی اصرار دارند دیده شوند و اگر دیده نشوند به ناسازگاری و حتی تحریف انقلاب و امام روی می آورند. برخی مدعای «من برتر» در حل مسائل کشور را دارند و برخی حیات سیاسی را در نفی دیگری و همسویی باندی با نزدیکان می دانند. برخی نظام را متهم می کنند تا هزینه همراهی دیروز را در آینده پرداخت نکند؛ اما آیت الله شاهرودی اهل هیچ یک از این قبایل نبود و بسیار بی هیاهو بود.

در طول سال گذشته یک بار اخلاق دینی را زیر پا نگذاشت. حلم در سیاست ورزی از او چهره ای متمایز ساخته بود. هیچ ادعایی نداشت، هیچ موقع از کاری که کرده بود یا می کرد سخن نگفت. در مجلس ششم که مورد تاخت و تاز اصلاح طلبان قرار گرفت و برخی از مریض دلان با طرح مواردی چون نداشتن تابعیت ایرانی می خواستند این انتصاب را خدشه دار کنند، آیت الله شاهرودی متواضعانه شناسنامه اش را که از کنسولگری ایران در کربلا صادر شده بود، توسط نماینده وقت شاهرود در معرض غوغاسالاران مجلس ششم قرار داد و هیچ گونه بغض و کینه و ناراحتی از خود بروز نداد. هیچ سخن نسنجیده ای از خود در ذهن ایرانیان به جای نگذاشت و اهل پرده دری نبود.

هیچ وقت اهل خودنمایی نبود با وجود اینکه در سطح علمای طراز اول بود ولی همواره از مطرح کردن خود ابا داشت. سه برادرش در عراق به شهادت رسیدند، اما هیچ گاه درباره آنان سخن نگفت و دنبال بهره برداری از آنان نبود. افتخاراتی همانند شاگردی شهید صدر و اجازه اجتهاد کتبی از وی را داشت، اجازه ای که وی تنها کسی بود که از شهید صدر توانسته بود چنین اجازه ای بگیرد، اما هیچ گاه از آن نان نخورد و درصدد اثبات خود برنیامد. آرامشی مثال زدنی داشت و به سختی دهان باز می کرد.

مقام معظم رهبری از معدود شخصیت های سیاسی- فقهی کشور بود که ارزش فقهی- اصولی و شخصیتی و اخلاقی وی را می دانست و تلاش نمود، نظام اسلامی از علم و اجتهاد و توان وی بی بهره نماند. منیت را در خود کشته بود و شنونده ای صبور و گوینده ای کم حرف بود. حتی در حوزه فقه و فقاهت اهل مانور و معرفی و اثبات خود نبود؛ اما خداوند اراده کرده بود شأن و عزت او حفظ شود. درمقابل حملات به شورای نگهبان و قوه قضائیه در زمان حضور در این دو نهاد حرفی نزد، شکایتی نکرد و گلایه ای از وی شنیده نشد و برای نظام اسلامی هزینه ای درست نکرد.

در طول ده سال مدیریت ایشان در منصب دستگاه قضا و دیگر مناصب، فراتر از جناح ها و افراد بودند و باعث اعتبار آن جایگاه می شدند آیت الله شب زنده دار در این باره می گوید:

شخصیت آیت الله هاشمی شاهرودی مورد قبول همگان بود و از استوانه های انقلاب بشمار می آمد. وجود ایشان در شورای نگهبان و در جاهای دیگر که احتیاج به علمیت و فقاهت است، امری بود که باعث اطمینان مردم می شد.[۱]

در حوزه نیز مانند عرصه مدیریت و حکومت بی هیاهو بود، مدعایی نداشت، فخری نفروخت و در یک کلمه از روحانیون در تراز حوزه علمیه هزار ساله تشیع و مدیران همتراز نظام اسلامی بود. از نارسایی های حوزه مدیریت پرده دری نکرد و با قوای دیگر درگیر نمی شد و از کسی خط نمی گرفت.

با وجود اینکه مقلدین فراوانی هم داشت ولی هیچ وقت حاضر به تبلیغ مرجعیت خود نبود و به تصریح اطرافیان خود، حتی وقتی برای برخی همایشهای در قوه قضاییه، پوستر بزرگی از ایشان را می زدیم، دستور می دادند این ها را جمع کنید.

در کنار فقاهت و مسائل علمی و اجرایی هیچ وقت از پرداختن به خود غافل نبوده و به گفته برخی از نزدیکان، ایشان جنبه های سلوکی و معنوی نیز داشتند.

ایشان در کمال تواضع و در حالی که شاید کسانی مثل ایشان اگر چنین موقعیت ممتاز علمی داشتند بیشتر به دنبال تثبیت جایگاه و مرجعیت خود بر می آمدند اما به تعبیر خود همچون یک سرباز و با درک نیازهای روز به درخواست مقام معظم رهبری جامه عمل پوشاند و مسئولیت تنظیم دائره المعارف فقه اسلامی را بر عهده گرفت. دائره المعارفی که جای خالی آن بعد از گذشت صدها سال از تاریخ فقه شیعه کاملا احساس می شد. جالب اینجاست که ایشان بدون در نظر گرفتن نقش اساسی خود در تنظیم و تبویب این دائره المعارف عظیم و معتبر که به اعتراف بسیاری از صاحب نظران در نوع خود بی نظیر و متناسب با استانداردهای روز دایره المعارف نویسی دنیا تهیه شده، چنین توفیقی را هم به مقام معظم رهبری نسبت می دهد که ایده تنظیم چنین دایره المعارفی را داده بودند.

خدمت رسانی به مردم از اهمیت ویژه ای برای ایشان برخوردار بود. در دوران تصدی ریاست قوه قضاییه دیدارهای مردمی را در دستور کار خود قرار داده و مستقیما پای صحبت های مردم می نشست. حتی بعد از اتمام مسئولیتش نیز حسینیه ایشان، محل مراجعه مردم بود و در دهه محرم در شهر قم و در دهه آخر ماه صفر در مشهد مقدس مراسم عزاداری برپا بود و خیل عظیم عزاداران حضرت سیدالشهداء علیه السلام و امام رضا علیه السلام در این مراسمات در حضور این مرجع عالیقدر شرکت می کردند و عده زیادی از مردم نامه های خود را در این مراسم به آیت الله هاشمی شاهرودی می رساندند.

ارادت ویژه ای به اهل بیت (ع) داشت. شروع درس، هر روز با توسل به ساحت مقدس حضرت حجت(س) و قرائت دعا و سلام و تجدید عهد باامام عصر ارواحنا فداه توسط یکی از شاگردان همراه بود و در پایان، در حلقه ای از شاگردان و عموم مردم به زیارت حضرت معصومه(س) می شتافت.

بصیرت و درک سیاسی

فقها و عالمان زیادی در سیاست ورود کردند و خواستند سکولار نباشند، اما برخی به دلیل فهم اشتباه از سیاسی بودن، سیاست زده شده و وارد دسته بندی ها و سلایق سیاسی شدند که قطعا شأن عالم شیعه، ورود به این دسته بندی ها که بر اساس اختلاف سلایق شکل می گیرد، نیست.

اما آیت الله هاشمی شاهرودی با ورود صحیح به سیاست الگویی برای فقهائی شد که قصد ورود به عالم سیاست را دارد. ایشان همواره پیرو ولایت و تابع مقام معظم رهبری بود و در فتنه ها دست از حمایت از ولایت بر نداشت و سکوت نکرد. در عین حال وارد دسته بندی های مرسوم سیاسی نشده و همیشه جهت وحدت ملی حول محور ولایت فقیه تلاش کرد تا آرامش بر جامعه برای مقابله با دشمنان اصلی جهان اسلام حاکم شود.

مصداق اشداء علی الکفار بود و با دشمنان حقیقی اسلام همچون آمریکا و صهیونیسم مقابله جدی می کرد و همواره مشغول ستیز و سخنرانی و روشنگری درباره این دشمنان بود.

در جریان فاجعه منی که برخی سیاسیون به دنبال راه های دیپلماتیک و التماس به مقامات مرتجع منطقه بودند ایشان در سخنرانی خود در درس خارج، این موضع انفعالی را به چالش کشید و تقبیح کرد و خواستار برخورد جدی تر دولت با مسببین این حادثه و دولت سعودی شد. ایشان در بخشی از سخنرانی خود با اشاره به اینکه این مسیر، مسیر تردد اکثر ایرانیان و شیعیان بوده است که بدون ابلاغ قبلی و هماهنگی و به صورت ناگهانی مسدود گردیده، این فاجعه هولناک را غیر طبیعی و توطئه آمیز ارزیابی کرده و رژیم سعودی را متهم اصلی کشتار عظیم حاجیان در این فاجعه بزرگ دانستند.

و با مروری بر پرونده سیاه دولت تکفیری سعودی و آلوده بودن دست این حکومت مزدور به خون مسلمانان کشورهای مختلف نظیر بحرین و یمن و سوریه، داعش را یکی از دستاوردهای ننگین این رژیم منحوس برای عالم اسلام دانست

و در ادامه صحبتهای خود همنوا با مقام معظم رهبری، پیام رهبر معظم انقلاب را در آغازین ساعات پس از این فاجعه عظیم، بسیار مهم و هوشمندانه ارزیابی کردند و با انتقاد شدید از موضع غیر فعال دولت در برابر این جنایت آل سعود، مسئولین دولتی را به اتخاذ مواضع انقلابی و همسو با اندیشه های تابناک امام و رهبری توصیه فرمودند.

معظم له با اشاره به تعداد کثیر کشته شدگان ایرانی این فاجعه انسانی، برخورد اصولی و انقلابی مسئولین را در همه سطوح خواستار شده و از همه سازمان های اسلامی و علماء و دانشمندان مسلمان و دولتهای اسلامی برای برخورد قاطع با دولت سعودی و تلاش برای تشکیل کمیته حقیقت یاب و تحقیق و تفحص در باب این جنایت خونبار دعوت کردند.

اما در کنار چنین قاطعیتی، در امور داخلی رحماء بینهم بود و تلاش داشت در اختلاف سلایق ورود نکند و همیشه همه سیاستمداران را به وحدت حول محور ولایت و دشمنی با دشمنان اصلی انقلاب دعوت می کرد.

می توان گفت ایشان همچون استاد شهیدشان دوست و دشمن را به درستی شناخت و شأن مرجعیت که تراز بین المللی است و مورد توجه کلیه مسلمانان جهان است را حفظ کرد.

احمد مبلغی در این باره می گوید: از جمله ویژگی های مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی حضور معنادار و در عین حال انقلابی او. در فضای سیاست بود، او نسبت به رهبری و نظام کاملا چارچوب پذیر و نسبت به جناح ها، چارچوب ناپذیر بود.

آنچه در نگاه او مهم و اساسی می نمود، تامین مصالح اسلام، نظام و رهبری و تقید و تعبد نسبت به این سه رکن بود و از همین خاستگاه، مقام معظم رهبری حل اختلاف میان قوا را به او سپرد، چون او ظرفیت فکری و روحی و سلوکی لازم برای این منظور را واجد بود.

از این خاستگاه، این ویژگی در سلوک مرحوم آیت الله شاهرودی محسوس می نمود که می کوشید تا جنبه های نا آرامش بخش در فضای تعاملات سیاسی و اجتماعی را تقلیل دهد.

برخی تصور می کنند که ایشان در جریان فتنه ۸۸ موضع روشنی از خود بروز ندادند در حالی که مساله کاملا بر عکس است. ایشان بر اساس همان سیره و منش خاص خودشان همواره سنجیده و با آرامش حرکت کردند و به دور از غوغاسالاری ها و خود نمایی ها در صدد حل ریشه ای مساله بر آمده بودند. ایشان در این باره می گوید:

«در ماه های آخر مسولیتم بود. در مرداد ۸۸ دوره من تمام می شد. یک جلسه آقای موسوی و آقای هاشمی را به قوه قضائیه دعوت کردیم. آقای موسوی برای تظاهرات اعلامیه داده بود. گفتم آقا! اینکار را نکنید و از این کار دست بکشید. گفتم اگر به نتایج انتخابات اعتراضی دارید، آقا قبول دارند و هیئتی را برای بررسی معین می کنند. گفت شرط لغو بیانیه این است که به من اجازه بدهند در صدا و سیما صحبت کنم. گفتم می شود این کار را کرد. به دفتر آقا زنگ زدم. آقای جلیلی تازه دبیر شورای امنیت شده بود. به ایشان هم زنگ زدم و گفتم ایشان چنین شرطی دارد. گفتند ما ترتیب کار را می دهیم. گفتم باید به صدا و سیما بگویید که زمان بگذارند که ایشان صحبت کند. بعد گفتم آقایان با شرط شما موافقند، شما هم تظاهرات را لغو کنید.آنجا پیش ما قول داد این کار را بکند و آنها هم واقعاً حاضر بودند که به ایشان برای صحبت در تلویزیون وقت بدهند، اما از پیش ما که رفت، نمی دانم کدام خنّاسان ذهنش را عوض کردند و کار خودشان را کردند»

ویژگی های علمی

نبوغ و استعداد بالا

ایشان از نبوغ و استعداد ویژه ای بهره مند بوده و در ۲۷ سالگی به مقام اجتهاد رسیده و اجازه کتبی از شهید صدر دریافت می کند.

آیت الله شب زنده دار در این باره می گوید:

آیت الله شب زنده دار با بیان اینکه مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی از نظر علمی استوانه ی مهمی در حوزه علمیه بود، خاطرنشان ساخت: مرحوم آقای هاشمی شاهرودی قبل از سی سالگی آن مطالب عمیق را از استاد دریافت کرد و به رشته ی تقریر درآورد، این نشان می دهد یک نبوغ بالایی در ایشان وجود داشته که در آن سنین این گونه بتواند این مطالب عمیق را دریافت کند.[۲]

شهید صدر در نامه ای به یکی از شاگردانشان درباره آیت الله هاشمی شاهرودی گفته بود:

« آقای هاشمی شاهرودی رشد علمی شگفت انگیز و نبوغ آمیزی دارد؛ و درباره رابطه علمی میان خود و آیت الله هاشمی گفته بودند: آقای هاشمی شاهرودی به عنوان وجود من است.[۳]

زمان شناسی و شناخت نیازهای عصر و زمان

برای یک فقیه درک موقعیت و مقتضیات زمان، از اساسی ترین لوازم فقاهت است. چیزی که سیره معصومین نیز همواره بر این استوار بوده است. برای همین با مروری در تاریخ معصومین، می بینیم که عملکرد واحدی نداشتند. در عین حال که همه این بزرگواران یک هدف را دنبال می کردند ولی با توجه به شرایط و مقتضیات زمان، شیوه های متفاوتی در پیش گرفته اند. با وجود اینکه همه برای خدا و اسلام و هدایت مردم قیام کرده بودند ولی شکل قیام ها متفاوت بود. این قیام گاهی در قالب نهضت عاشورا ظاهر شده است و گاهی در قالب دعا و گاهی در قالب نهضت علمی امام باقر و امام صادق علیهماالسلام.

ایشان نیز به عنوان یک فقیه مبرز و استادی بزرگ در حوزه علمیه، صرفا به آن چه که دیگر فقها آن را مسیر ثابت خود قرار می دهند بسنده نکرد. و مرجعیت را هدف قرار نداد. بلکه مرجعیت را یکی از شؤون فقیه می دانست که در صورت لزوم عهده دار چنین منصبی شود. اما وظایف و شؤون یک فقیه را فراتر از اکتفا به رساله و مرجعیت به معنای معهود فعلی می دانست. برای همین با وجود اینکه بارها از ایشان درخواست رساله شده بود و از جانب مقلدان ایشان در کویت و عراق به ایشان مراجعه و درخواست رساله کرده بودند ایشان ابا کرده و می گفت مراجع به اندازه کافی هستند. به طوری که بعد از اتمام دوره ایشان در قوه قضائیه، به توصیه مقام معظم رهبری حاضر شده بود رساله خود را منتشر کند.عبدالرضا ایزدپناه به عنوان یکی از شاگردان ایشان که سالها با ایشان حشر و نشر داشته است در این باره می گوید:

«ایشان به مسئله مرجعیت نگاهی داشتند که برگرفته از نگاه شهید صدر است، در مجله حوزه، بخشی از آن مطرح شده است. ایشان بخش کوچکی از مرجعیت را در قالب رساله عملیِ می دیدند. زمانی که در شورای نگهبان بودند و در مشهد در خدمت ایشان بودیم، دوستان و شاگردان به ایشان اشکال می کردند که چرا می خواهید وارد سیاست شوید و به قوه قضاییه بروید؟ بیایید در حوزه امورات علمی خود را اداره کنید تا مرجعیتتان محکم شود و رئیس قوه قضاییه و شورای نگهبان به شما نیاز پیدا کند نه اینکه خودتان به این نهادها بروید.

وقتی این اشکالات مطرح می شد یادم هست ساعت دوازده و نیم بود. ایشان شروع کردند به بیان مطالبی که ای کاش آن زمان ضبط می کردیم. فرمودند: فقه برنامه عملی زندگی است و با توضیح المسائل نوشتن، تنها قسمت کمی از آن نمایان می شود. شورای نگهبان امروز دارد حلال و حرام این مملکت را تعیین می کند. در این شورای نگهبان باید مجتهدان بزرگی باشند که این حلال و حرام را با احاطه علمی و موضوع شناسی و قدرت علمی بیان کنند. می فرمودند: به نظر من متصدی شورای نگهبان، باید مجتهدان مطلق و تراز اول باشند، چون حلال و حرام مردم در اینجا تعیین می شود. حتی معتقد بودند که در مجلس شورای اسلامی نیز باید حداقل بیست یا سی درصد اعضا، مجتهد باشند؛ زیرا صرف نظارت شورای نگهبان کافی نیست؛ چرا که برخی اوقات فرصت نمی کنند که به دقت بررسی کنند»

ایزدپناه در ادامه می افزاید:

«ایشان با این نگاهی که داشتند مرجعیت را یک امر فراگیر حکومتی و اجتماعی می دانستند. لذا در زمان مرحوم امام معتقد بودند باید امام را ترویج کنیم و بقیه هم نباید رساله بدهند. زمان مرجعیت رهبری نیز می فرمودند: مرجع حلال و حرام ایشان هستند.»

واسطه رساندن مطالب و اندیشه های شهید صدر به نسل بعد

آقای شب زنده دار در این باره می گوید:

آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی و آیت الله سیدکاظم حائری را نقطه ی عطفی در مباحث اصولی دانست و گفت: این بزرگوران آن مطالبِ متفکر بزرگ مرحوم آیت الله شهید صدر رضوان الله علیه را دریافت و منتشر کردند. افکار و مباحث مرحوم شهید صدر یک قوت ویژه ای به این اصول داد که واسطه در فیض و نشر آنها همین افراد هستند.

عضو فقهای شورای نگهبان در ادامه ابراز کرد: من به آیت الله هاشمی شاهرودی یک وقت عرض کردم که ما مدیون شما هستیم، چون راه رسیدن به این افکار و مباحث همین طریق بود[۴]،

آیت الله احمد مبلغی نیز در این باره می گوید:

مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی، پل ارتباط دهنده اصول تطّور یافته شهید صدر به حوزه های علمیه بلکه به آیندگان حوزه های علمیه است. قلم شیوا و جامع ایشان، و تبویب و تنظیم و دسته بندی علمی ایشان نسبت به مباحث اصولی، توانسته است نظریه ها، ایده ها، اندیشه ها و ادبیات اصولی شهید صدر را فراتر از آنچه در حلقات آن شخصیت آمده است، به مثابه درس خارج اصول شهید صدر به جامعه علمی عرضه بدارد.

به یقین، مدرسه اصولی شهید صدر، وامدار تحرک ذهنی نیرومند این شخصیت فقیه است. آنچنان که در مقابل شخصیت علمی و اصولی و فقهی آیت الله شاهرودی تکون یافته در مدرسه شهید صدر و تغذیه کننده از افکار بلند فقهی حضرت امام خمینی ره است.

می توان گفت از مهمترین فصل های درخشان تقریرات اصول شهید صدر آیت الله شاهرودی، معرفی سه مکتب اصولی اصفهانی، عرافی و نائینی است که به صورت مکرر، این سه مکتب، در تفاصیل بحث های اصولی به گونه ای دقیق مورد مقایسه نکته سنجانه قرار گرفته اند که می تواند خاستگاهی مهم برای مکتب سازی اصولی قرار بگیرد. شخصیت آیت الله شاهرودی معجونی از اندیشه های بلند امام خمینی(ره) و شهید صدر است».

عبدالرضاایزدپناه در باره ویژگی های علمی ایشان می گوید:

مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی در حوزه علوم اسلامی، خصوصاً علم فقه، وارث سه نگاه علمی فقهی پژوهشی در حوزه علمیه نجف بوده است. شاگردی آیت الله خویی را داشتند که به تعبیر خودشان مرحوم آیت الله خویی بعد از فوت پدرشان، مانند پدر با من برخورد کردند و خود آیت الله خویی بر ایشان عمامه گذاشتند. او وارث اندیشه آیت الله خویی و شاگرد خاص شهید صدر بود. به طوری که جهان اسلام ایشان را به این جهت فراوان می ستایید. البته شاگرد مرحوم امام نیز بودند و ایشان در درس عنایت، به وی داشتند

تسلط علمی و نبوغ ایشان حتی در عرصه مسئولیت نیز بارها خودنمایی کرده است»

وی در ادامه می گوید:

«وی وارث اندیشه ها و نوآوری های شهید صدر و اتقان و عرفیت فقهی مرحوم خویی و وجه بنیادین فقهی سیاسی حکومتی حضرت امام بود. این سه ویژگی را من که در قوه قضائیه بودم بالعیان می دیدم، وقتی حقوق دان های بزرگ می آمدند و ملاقات می کردند، وقتی طرح سؤال می کردند و یا انتقادی می کردند، می گفتند چقدر رئیس شما حاضر الذهن است و از هر زاویه ای وارد می شویم، مطلب را خوب برداشت کرده و طرحی را ارائه می کند»

برخلاف برخی اظهار نظر ها که می گویند ایشان نتوانسته راهی را که شهید صدر در پیش گرفته بود ادامه دهد و توقعات را بر آورده کند از نگاه ایردپناه یشتر آثار ایشان برگرفته از شهید صدر است:

« در مورد اصول ایشان که مشخص است. وقتی درس اصول را در تهران شروع کردند، به من گفتند: بااینکه دوره اصول را در قم رفته اید، ولی چون شما از اندیشه شهید صدر بی اطلاع هستید، خوب است در درس من شرکت کنید. این درس ایشان، غیر از درس اصول صبح ها بود، بلکه عصرها درسی گذاشته بودند خاص فرزندان مقام معظم رهبری (آقا مسعود و آقا میثم) که من و چند نفر دیگر هم می رفتیم. ایشان در آن درس، متن بحوث را می خواندند و نقد و بررسی می کردند. اندیشه شهید صدر در تفکر ایشان مانند خون جاری بود. به صورت دقیق نکات کارآمد برای نسخه های اجتماعی سیاسی از شهید صدر گرفته بودند. شهید صدر بعد از فلسفتنا و اقتصادنا، «جامعتنا» نیز نوشته بودند که ایشان آن ها را بااینکه چاپ نشده بود می دانست و داشت. تجلی افکار شهید صدر و عرفیات مرحوم خویی و اندیشه مرحوم امام، در آن دوره ده ساله ریاست ایشان بر قوه قضاییه نمایان است و در سخنرانی های ایشان، تحت عنوان «صحیفه عدالت» در هفت جلد چاپ شده است. این تجمیع تفکرات باعث شد مباحثی مانند زندان زدایی، بهداشت قضایی، حقوق شهروندی مطرح شود. همچنین ایشان نگاه ویژه ای به امنیت داشتند و من معتقدم تئوری ایشان، سبب شکوفایی در حوزه های اجتماعی می شود».

کسانی که چنین نقدی بر ایشان وارد می کنند تلقیشان از تداوم راه شهید صدر، پیمودن صوری و قالبی این مسیر است در حالیکه آن چه مهم است و خصوصیت بارز شهید صدر هم بود در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان در تفقه و نو آوری است. شهید صدر به حسب فضای مارکسیستی آن روز عراق فلسفتنا و اقتصادنا را نوشت. خود آیت الله شاهرودی در این باره می گوید:

«یکی از امتیازات آقای صدر، به تعبیری نگاه انقلابی به اسلام بود که در کتاب های «فلسفتنا» و «اقتصادنا» به خوبی مشهود است. ایشان مثل خود امام، حکومت و برپایی دین را یک اصل می دانست و اختلاف این دو بزرگوار تنها در ادبیات و تعبیرات بود. آقای صدر از همان ابتدا ایمان داشت که اجرای احکام و حدود اسلامی جز به وسیله یک حکومت اسلامی میسر نیست و بعد اجتماعی اسلام مهم تر از بعد فردی آن است. ایشان در باره تاریخ اسلام و نقش ائمه در تاریخ اسلام مطالعات خوبی داشت و در مناسبت ها به جای درس، تاریخ و سیره ائمه را می فرمود. طرز تفکر ایشان از تحلیل هایش هم مشخص بود.

کتاب های «فلسفتنا» و «اقتصادنا» در تقابل با جریان حزب توده عراق نوشته شدند. ایشان در تشکیل «جماعت العلما» در نجف در کنار بزرگانی چون آشیخ محمدرضا آل یاسین و دیگرعلمای بزرگ، نقش برجسته ای داشت. مرحوم آقای حکیم که به کفر و الحاد کمونیست ها فتوا داد، آقای صدر هم دو کتاب «فلسفتنا» و «اقتصادنا» را در رد افکار مارکسیست ها و کمونیست ها که افکارشان به شکل گسترده ای پخش شده بودند، نوشت و از مرجعیت آقای حکیم دفاع کرد. آقازاده های آقای حکیم، آسید مهدی، آسید باقر و آسید عبدالعزیز و… شاگرد ایشان بودند»

بنابراین توقع تالیفاتی این چنین از آیت الله هاشمی شاهرودی در عصر حاضر توقعی خالی از وجه و بی معناست. چرا که عصر فقاهت آیت الله شاهرودی مقتضیات و نیازهای دیگری را داشت و ایشان متناسب با این مقتضیات حرکت کردند چه در نقش یک استاد که لازم دیدند اصول و آرای شهید صدر را در قالبی دیگر در فضای علمی حوزه علمیه قم عرضه کنند چرا که حلقات شهید صدر به دلیل ادبیات و تبویب خاص خود که متفاوت با تبویب دیگر آثار اصولی مشهور و رایج بود و همچنین از ادبیات جدیدتر و اصطلاحات خاص خود بهره می برد،برای فضلا و طلاب حوزه قم غریب می نمود برای همین استقبال شایسته و در خوری از آثار شهید صدر نشد. آیت الله شاهرودی با درک این نکته، سعی کرد آرای شهید صدر را در قالبی دیگر و تبویب معهود در آثار اصولی موجود، عرصه کند و از این طریق، این آراء از غربتی که بدان دچار شده بودند خارج شوند بدیهی است که لازمه چنین کاری تسلط و آشنایی کامل به آرای شهید صدر است و ایشان از معدود کسانی بودند که توان چنین کاری را داشتند و به اعتراف بزرگان حوزه به خوبی از عهده این مهم بر آمدند. ضمن اینکه در کنار ارائه این آراء، ایشان نظریات و آراء خودشان را هم ارائه دادند و این نشان از جایگاه علمی والای ایشان نیز هست.

نوآوری ها و شیوه علمی ایشان

جایگاه علمی ایشان را باید از نگاه اساتید و نخبگان حوزه بررسی کرد، دکتر احمد مبلغی، فقه آیت الله شاهرودی را در سه سطح قابل مشاهده و ارزیابی می داند: نخست. فقه مدرسه ای و در مدرسه: بخشی از تکاپوی فقهی آیت الله شاهرودی در فضای مدرسه از رهگذر تدریس، تدوین، و مباحثات و مداخلات قابل مطالعه وپیگیری است، در زمره فقه مکتوب و مدرسه ای او، حوزه فقه مسائل مستحدثه قرار دارد. فقه او در این حوزه، حایز سه ویژگی مهم بود: یکم. بهره گیری روش مندانه از تکنیک های فقهی در جایگاه خود و به صورتی دقیق؛ دوم. رویکرد به گشودن راه های جدید معطوف به حل مسائل؛ سوم. نتیجه محوری در طرح مباحث و عرضه نتایج مطالعات به شیوه ای ملموس و مرتبط با نیازهای مخاطب فقه، بدین ترتیب آیت الله شاهرودی در فضای فقه مسایل مستحدثه، رویکردی عالمانه، مسئولانه و معطوف به حل مساله داشت.

ای بسا بتوان گفت که اگر فقیهان و فقه پژوهان، وجهه همت خود را بر شناسایی شیوه استنباط وی در این عرصه نهند حاصل کار، به احتمال زیاد، دستیابی به عناصری درخور توجه و قابل پیگیری در ساحت مهم فقه مستحدثات خواهد بود.

از این رو مراجعه به مجموعه تاملات فقهی این فقیه خوش فکر در مسائل مستحدثه، فرصتی پژوهشی برای حوزه های علمیه و اهالی وادی پژوهش فقهی است.

سطح دوم فقه مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی، فقه غیرمکتوب و حین اجراء است، افزون بر فقه مدرسه ای آیت الله شاهرودی می توان به رویه ها و رگه های فقهی ویژه ای در نگرش فقهی آیت الله شاهرودی اشاره کرد که در اثناء امور اجرایی و مدیریت و به اقتضاء و مراحل و اوضاع آن شکل گرفت.

این بخش از میراث فقهی آیت الله شاهرودی، حاوی ایده ها و نکته پردازی های ارزشمندی است که برخی از آن ها حتی می توانند، در فرض پروردن و مطالعه، زمینه ساز شکل گیری نظریه های تازه و قابل طرح در سطح مدرسه علمی باشند. داشتن نگاه حداقلی به دامنه و نوع زندان در اسلام، ارائه ملاحظات نسبت به آیین دادرسی، افکندن نگاه ویژه به حل اختلاف قضائی و … از جمله این موضوعات است.

سطح سوم فقه مرحوم آیت الله شاهرودی، حقوق اندیشی فقهی بود، باید اعتراف نمود که “حقوق اندیشی در فقه” چندان رایج نیست و متاسفانه، رویکرد تقابل انگار میان فقه و حقوق سایه برذهن بسیاری افکنده است و ای بسا بتوان گفت در نگاه برخی میان این دو، خط تمایز مطلق وجود دارد.

در این فضا، به شهادت کسانی که از نزدیک با تلاش های فقهی آیت الله شاهرودی آشنا بودند، ایشان دغدغه ای مشخص و متمایز جهت ارایه حقوق بر پایه فقه داشت. از باب نمونه ای برای این دغدغه مهم می توان به برخی تلاش های آیت الله شاهردوی جهت مطالعه مواد حقوقی و قانونی از منظر فقه اشاره کرد.

روش تدریس

اما از حیث روش تدریس نیز ایشان از ویژگی های خاصی برخوردار بود. و به طور کلی اصول حاکم بر فضای تدریس ایشان را در موارد ذیل که به قلم یکی از شاگردان ایشان نوشته شده اریابی کرد:

– حجم مطالبی که در هر جلسه بیان می نمود از عموم درس های خارج بیشتر و نسبت به برخی دروس خارج مطرح حوزه، دو یا سه برابر بود.

– به جهت برخورداری از قدرت ذهنی بالا، مباحث بسیار دقیق علمی را پشت سرهم و بدون وقفه بیان می نمود.

– بررسی موشکافانه و بسیار مطول و عمیق مباحث اصولی از دیگر اوصاف کم نظیر یا بی نظیر درس ایشان بود.

– ویژگی دیگر، استفاده از اصطلاحاتی بود که براساس نیاز، خود به وجود آورده بود.

– مجموع ویژگی های فوق شرایطی را به وجود می آورد تا تنها طلابی بتوانند از محضر علمی ایشان استفاده ببرند که از بهره هوشی نسبتا بالایی برخوردار بوده و همچنین نسبت به علم اصول و اصطلاحات مرسوم و غیرمرسوم آن تسلط لازم را داشته باشند. به همین جهت درس ایشان مجمع طلاب جوان و فاضل حوزه قم بود.

– به اشکالات غیردقیق شاگردان اهمیتی نمی داد و اشکالات پرقوت را با اهتمام، پاسخ می داد.

– بین درس فقه و اصول حدود دقیقه و بعضا بیشتر، از منبر درس پایین می آمد و به اشکالات شاگردان به تفصیل پاسخ می داد و فضایی را به وجود می آورد تا شاگردان – همانگونه که سنت حوزه ها از قدیم الایام بوده –، جسارت بحث، نقد، رد واثبات با استاد را داشته باشند، تا حدی که گاه صدای استاد و شاگرد به اطراف شبستان می رسید.

برخلاف برخی دروس خارج آیت الله هاشمی شاهرودی در درس خارج خود برای تبیین یک مسئله فقهی علاوه بر جنبه های اصولی تمام جوانب تاریخی، کلامی، اقوال متقدمین و متاخرین و سیره و… را مورد بررسی قرار می داد و به تمام جوانب مسلط بوده که می توان گفت درس خارج ایشان به معنی حقیقی کلمه، درس خارج بود.

این عالم کم نظیر به صورت تفصیلی به احکام مستحدثه و روز و به مسائل اجتماعی و قضائی و سیاسی اسلام در کتب و سخنرانی ها و درس های خود پرداختند و وارث حقیقی شهید صدر در علم و عمل بودند.[۵]

نگاه دقیق و علمی به مساله ولایت فقیه

آشنایی ایشان با آرای امام خمینی در زمینه حکومت اسلامی و ولایت فقیه به سالهای قبل از انقلاب و زمانی که امام برای اولین بار مباحث ولایت فقیه را در خلال دروس خود در نجف ارائه کرد بر می گردد. زمانی که امام این مباحث را مطرح می کند ایشان به فراست تمام دریافته بود که ورود امام به این مباحث، ویژگی های خاص خود را دارد و نوآوری مهمی در فقه و به ویژه فقه حکومتی و سیاسی است برای همین وی این مباحث را به استاد خود، شهید صدر عرضه می کند. خودایشان در این باره می گوید:

«پس از اینکه بحث حکومت اسلامی امام شروع شد، جزوه ها را خدمت آقای صدر می بردم. ایشان بسیار مجذوب این جزوه ها شده بودند و یک روز در درس فقه خود مطرح کرد. درس فقه ایشان صبح ها بعد از درس امام در مقبره کوچک آل یاسین در نجف که مقبره جد مادری ایشان بود برگزار می شد. ایشان در درس فقه این موضوع را مطرح کرد که فلانی دو جزوه از درس های آیت الله خمینی را آورده و به من داده که نقطه عطفی در تاریخ اسلام است و یک مرجع، از بحث ولایت فقیه در مکاسب، صغار مؤمنین، اطفال و مهجورین به بحث کلی حکومت اسلامی و امور سیاسی، اجتماعی و حاکمیت رسیده است. آنگاه فصل مشبعی در باره اهمیت این دیدگاه و اینکه نقطه عطفی در تاریخ است صحبت کرد. حوادث بعدی هم نشان داد که آن مباحث واقعاً نقطه عطفی در فرهنگ فقهی و مبانی فقهی شیعه و اسلام است. شهید آیت الله صدر طوری صحبت کرد که گویی عقده ای در دلش باز شده بود و ابعاد این بحث را باز کرد که در تاریخ شیعه سابقه ندارد که یک مرجع تقلید از یک بحث معمولی فقهی که مرحوم شیخ در مکاسب به مناسبتی بدان متعرض شده است، بحث مهمی را استنباط کند و مطرح سازد. ایشان با خواندن آن جزوات خیلی خوشحال شد و گفت به همه شما توصیه می کنم این جزوه ها را بگیرید و از آنها استفاده کنید و به درس ایشان هم بروید. این نظریه، تحول بزرگ و دیدگاه جدیدی در فقه و بسیار ارزشمند است. واقعیت این است که خود من هیچ تصور نمی کردم که ایشان به این شکل واکنش نشان بدهد و مسئله را طرح کند»

نگاه نو به حوزه و تحول آن و لزوم پرداختن حوزه به مباحث فقه حکومتی

یکی از مباحثی که این روزها مطرح می شود لزوم تحول در حوزه است. برخی با دفاع از عملکرد فعلی حوزه چه از بعد دروس و چه از بعد دیگر فعالیت ها، نیاز به هر گونه تحولی را در حوزه علمیه نفی می کنند و از وضعیت فعلی حوزه دفاع می کنند و منتقدان را عده ای بی سواد و غیر مطلع یا غرض ورز معرفی می کنند. اما عده ای دیگر فعالیت های حوزه را در عرصه تدریس و پژوهش و تبلیغ، متناسب با نیازهای روز جامعه ندانسته و از لوزم تحول و نوگرایی در حوزه سخن می گویند. و ادله مختلف و مصادیق متعددی را برای ادعای خود ارائه می دهند. آیت الله العظمی شاهرودی از جمله کسانی است که نه کسی می تواند ایشان را متهم به غرض ورزی و بی اطلاعی از وضعیت حوزه کرده، و نه از ضعف علمی ایشان سخن بگوید. ایشان به سبب داشتن جایگاه مبرز علمی و حضور در متن حوزه، هم دارای اطلاع کافی از مباحث موجود در حوزه است و هم به دلیل حضور در جایگاه متعدد اجرایی از نیازهای روز مطلع است. بنابراین کسی است که هم درد را کاملا فهمیده و چشیده است و هم تسلط و بینش ایشان اینقدر کافی و وافی و عمیق است که بتواند نسخه ای مطلوب برای این نیازها و دردها بپیچد. ایشان در موارد متعدد از لزوم تحول در حوزه و جهت گیری مباحث حوزه سخن گفته است و خود نیز به عنوان عالم عامل، همین جهت گیری را در سیره علمی خود مد نظر قرار داده است. نگاهی به مباحث ایشان در درس خارج و همچنین تالیفات و فعالیت های علمی ایشان، این نکته را کاملا تایید می کند.

ایشان در جایی چنین می فرماید:

«حل بسیاری از مشکلات کنونی جامعه در حقیقت وظیفه حوزه است، آن هم قله حوزه که شامل فقها، مجتهدان و مراجع است. آنها اگر اصلش را قبول دارند می توانند این کار را بکنند. این موضوع کار طلبه های جوان یا اساتید دانشگاه و فضلای معمولی نیست.

و یا در جای دیگر می فرماید:

« یکی از چیزهایی که امروز خیلی ضروری است بازتولید همین روحیه امام و استخراج نظام ها و زیرساخت های فکری از خلال مباحث مبتلابه و جزئی است. حالا آنجا(در نجف) ایشان اصل حکومت اسلامی را باب کردند و مبانی اش را گفتند، ولی خب داخل آن هنوز خیلی حوزه ها دست نخورده مانده است. برای همین در نظام هایی که عرض کردم باید مبانی فقهی، مدل ها، الگوها، نظریه ها و مبانی لازم استخراج شود. درست به همان سبکی که خود امام آنجا وارد شدند و از آیات، روایات و کلمات فقها استدلال هایی را بیرون کشیدند. این کارها انجام نشده و اگر خود امام حضور داشتند همین کار را می کردند. متاسفانه هنوز هم درس های حوزه های ما از ایشان خیلی عقب تر است و اینها همه باید برسند به کاری که ایشان نسبت به اصل حکومت و ولایت فقیه انجام داد.»

ایشان در ادامه می گوید:

«هم اینک خیلی از بحث های فقهی حوزه حتی در قم و نجف به همان بحث های خرد تکراری برگشته و احیای رویکرد امام یکی از تحولاتی است که امروز به آن احتیاج داریم. امروز چه در داخل و چه در جهان اسلام به این رویه نیاز است و رسالت فقها و مراجع ادامه دادن همان مسیر است.

این راه امام است و کسی که این راه را قبول دارد باید واقعا زحمت بکشد، تحقیق و اجتهاد کند، روایات را بیرون بکشد، پردازش کند و عین همان کاری را که امام نسبت به اصل حکومت اسلامی کردند در زیر نظام های آن تکرار کند.

(همان)

ما البته هنوز هم ابعاد این فقه حکومتی را نمی دانیم و سعی نکردیم آنها را بیرون بکشیم. فقهی که نظام سازی کند و نظام های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، اداری، فرهنگی و… را در جامعه بسازد خیلی فرق می کند با این مسائل خرده و فروع فقهی که در هر مساله ای مطرح می شود.

نسبت این دو به هم مثل نسبت یک اقتصاد کلان با یک اقتصاد خرد است. این کل شاکله اقتصادی را تشکیل می دهد، نظام بندی می کند و نظریه ها و مبانی و روبناها و زیربناهایش را در می آورد. زیرساخت های این فقه در اقتصاد، فرهنگ، حقوق سیاسی، حقوق عمومی، خصوصی نظام قضائی، نظام جزا و ده ها زمینه دیگر نیز تئوریزه می شود. موضوعات اصلی دین اینهاست؛ مواردی که شاکله جامعه مدنی را مشخص و جامعه بشری را هدایت و منضبط می کند»

ایشان در ادامه از همین رهگذر تفاوت اساسی انقلاب اسلامی و مکتب اسلام را با دیگر نظام ها بیان می کند و نقطه اختلاف با غرب را در همین موارد دانسته و می گوید:

«دعواها سر همین است؛ دشمن هم از همین راه ها وارد شده و سعی کرده اسلام را منزوی کند، لذا اینها را از جامعه گرفته و جایش را به فرهنگ ضددین مثل فرهنگ های لاییک داده است. در حقیقت نظام های لاییکی دنیا هر بلایی سر اسلام و مسلمین آوردند از این راه بوده. هر کسی به این موضوع توجه ندارد و امام چون آن توجه و عشق به اسلام و آن دید خوب را نسبت به روح و مقصد اصلی قرآن و اسلام داشت توانست این بحث های فقهی را هم به اینجا بکشاند. از آن به بعد نیز هر یک از فقها در درس خارج به مسائل فقه معاملات می رسند نمی توانند بحث ولایت فقیه را ندیده بگیرند و مجبورند به آنچه امام گفته وارد شوند.

اینکه در بحث ولایت عامه فقیه و حکومت اسلامی، دامنه اختیارات فقیه چقدر است و مدارکش چیست و ادله اش کدام است، موضوعاتی بود که امام با اتکا به مطالعات زیادی که داشت، روایات متعددی درباره آنها مطرح کرد. این موضوع البته در استدلال های مرحوم شیخ انصاری، مکاسب و… تا حدودی مطرح می شد.

ایشان در یکی از همین جلسات گفتند اگرچه ما این بحث ها را می کنیم، شاید خودمان هم موفق نشویم حکومت اسلامی را برپا کنیم و بچه های ما و نسل های آینده بتوانند آن را محقق کنند ولی ما باید این بحث ها را مطرح کنیم. شاید به همین خاطر بود که فضلا هم برای شنیدن درس ایشان می رفتند. البته بعضی از مخالفان ایشان سعی کردند بگویند این بحث ها چندان فقهی نیست، ولی این بحث راه خودش را باز کرد و بعد ها به حالت کتاب درآمد و به عربی هم ترجمه شد. این در شرایطی بود که آن زمان امکانات زیادی هم برای چاپ و نشر گسترده این دیدگاه ها وجود نداشت، اما برای این موضوع ظرفیت حوزه نجف در آن زمان یکی از امتیازات مباحث ایشان بود».

ایشان در ادامه این سخنان، با نگاهی آسیب شناسانه، به مواضع برخی حوزویان نسبت به این اندیشه امام پرداخته و آن ها را فاقد درک اهمیت مباحث امام می داند:

«بعد از این هم از کسانی که شاگرد امام بودند اینها این مباحث را دنبال کردند، ولی کسانی هم بودند که اینها را درست نمی فهمیدند یا بد تعبیر می کردند. بودند جریاناتی که می گفتند اینها مسائل علمی نیست، مسائل فقهی نیست. به اشتباه قیاسش می کردند با مسائل استقلالی در حالی که این مباحث استقلالی نیست، بلکه عالی است؛ اما آنها این موضوع را درک نمی کردند. علتش هم این بود آن نگاهی که امام داشت اینها نداشتند. آن توجه را نداشتند و اصطلاحات مدرسه ای، ذهن و هوش و فکر و عقل و قلب آنها را پر کرده بود. خیال می کردند همه اش همین است. مثل علم ریاضیات عالی، علم جبر و مقابله. اینها ممکن است خیلی دقیق باشد ولی خب انسان وقتی توی اینها غور می کند دیگر همه اش این اعداد و ارقام توی ذهنش می آید و دیگر معادلات یک مجهولی، دومجهولی و از این قبیل ممکن است ذهنش را پر کند. خیال کند همه دنیا همین است.»

ایشان در ادامه سخنان خود، اهمیت بحث ولایت فقیه و حکومت اسلامی را در نظام علمی حوزه بیان می کند و با نفی نگاه متحجرانه و محدود برخی، که علوم حوزه را به مباحث نظری و امور فردی تنزل می دهند، همه علوم حوزه را مقدمه و زمینه ای برای حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلام در جامعه می داند:

«علوم حوزه این گونه نیست، فقه و اصول مقدمه است برای آن کارهای بلند. آدم توی اتاقی بنشیند و همه چیز دست دشمن باشد یا دست حکام جور باشد، حکام فاسد باشد، حکام وابسته به کفار و استکبار و اینها باشد و کتابی بنویسید فایده ای ندارد. مثل همان بحث جبر و مقابله است. این نگاه خیلی مهم است. این نگاه همیشه لازم است و هنوز هم ما از این نگاه فارغ نیستیم. همین هم سبب شده که بحث امامت در کلام شیعه یک چیز واجب است. بعد از نبوت امامت لازم است، چرا ما امامت را لازم می دانیم و زمین را بدون آن قبول نداریم. در هر زمانی زمین باید امامی داشته باشد و حجتی در آن لازم است والا «لساخت الارض با اهلها» زمین اهل خودش را از بین می برد. چون این نگاه مدیریت می خواهد، این نگاه در هر مقطع و هر لحظه شکل زنده می خواهد. در عصر غیبت هم این کار مراجع و رهبران دینی جامعه است. این دید را علما و روحانیون باید همیشه داشته باشند. مثل خود امام و همیشه توی هر حرکتی، هر کاری، هر تحصیلی، هر تبلیغی و هر موضع گیری تمام این امور با این دید به آن نگاه شود با این بینش کلان باید دیده بشود که اینجا اسلام چه می خواهد؟ آن مقاصد بلند اینجا چه اقتضایی دارد؟ آن وقت مدیریت بشود»

ایشان سپس به لزوم احیای نگاه امام به فقه و معارف اسلامی و جهت گیری امام، در حوزه ها اشاره می کند و می گوید:

«این دیدگاه در حوزه هنوز هم مورد نیاز است، چون روزبه روز این مسائل کلان مرتب اضافه و زمینه هایش ایجاد می شود. آن وقت اصل حکومت اسلامی بود و حالا شکل حکومت اسلامی است. از خیلی از بحث های خرد در حوزه می توان صرف نظر کرد، باید حول این بحث های کلان تر که امروز مورد نیاز است، بحث کرد. اینها قبلا نبودند و حالا هست. به لطف خدا و همت امام و مردم، نظام جمهوری اسلامی برپا شد. بیایند بگویند که نظام اقتصادی، نظام اداری، نظام مالی، نظام بانکی، نظام مدنی و اجتماعی، نظام سیاسی، نظام حقوقی و نظام قضایی چطور باید باشد. همان نگاه های استراتژیک که گفتم همه این مسائل فقهی را می کشد به این طرف این بحث های بالاتر، کلان تر وسیع تر، اینها امروز مورد نیاز است که متاسفانه هنوز این دیدگاه های امام دنبال نشده که باید در حوزه ها پیگیری شود و این دیدها احیا شود. اینها آن چیزهایی است که امروز مورد نیاز است. این دیدها باید بیاید در حوزه ها و احیا شود. این نگاه ها و بحث ها برود به طرف این مسائل کلان تر، ضمن اینکه آن تحقیقات با همان شیوه دقیق، علمی، فقهی، اصولی یا به تعبیر امام همان فقه جواهری همان ها اعمال بشود ولی اینها از توی آن بیرون بیاید. همان جور که حکومت اسلامی از توی آن بیرون آمد. ولایت فقیه با این عظمت از آن بیرون آمد. همین جور باید براساس مبانی دقیق اجتهادی فقهی و فقاهت درست و صحیح، همان فقاهت جواهری باید نظام اقتصادی و نظام اداری- اسلامی از توی آن بیرون بیاید. نظام قضایی از آن بیرون بیاید. نظام بیرون بیاید نه دو، سه تا مساله جزئی قضایی. ما باید این خصیصه را مدنظرمان قرار بدهیم. علما، مراجع، حوزه، حتی مسئولان نظام، نخبگانی که در دانشگاه ها هستند، همه باید به این سمت بروند.

حالا این مورد هم در جمهوری اسلامی لازم است و هم در کل جهان اسلام. فردا هم ممکن است در کل دنیا این موضوع مطرح شود. چون این مسائل دارد به چالش های بین المللی تبدیل می شود. چالش بین مکتب ها در باب مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی. آنها [غرب] دارند یکی یکی شکست می خورند و از میدان بیرون می روند. سوسیالیسم و کمونیسم که از میدان بیرون رفتند. همان طور که امام در آن سخنرانی شان گفتند به مزبله تاریخ رفت. این دومی [لیبرال دموکراسی] هم خواهد رفت. خب چه چیزی می خواهد جای آن بیاید؟ آنکه می خواهد جایش بیاید باید همه اینها را داشته باشد و یک الگو و مدل کاملی باشد. بحث های کلان هم باید در کنار مسائل خرد باشد. اگر اینها را نتواند پاسخ دهد اینها آن نگاه های کلان است، اینها آن نگاه های استراتژیک است که امام داشت، خب کسانی که امام را قبول داشتند و دنباله رو بودند اینها را داشتند و هرکدام حالا به اندازه فهم و درک و علم و مرتبه علمی و فقهی خودش. امروز هم لازم است و همیشه اینها لازم است و اینها تمام شدنی نیست اینها همان نگاه اصلی است و باید باشد توی حوزه ها و مخصوصا فقها و مراجع و کسانی که می خواهند بالاخره به جامعه خط بدهند به مردم و مردم می خواهند به آنها رجوع کنند. از این مسائل اگر غفلت شود دست چه کسانی می افتد؟ دست دشمنان. دست دشمن هم اگر نیفتد وقتی پاسخی نباشد نسخه های آنها پیاده می شود. متاسفانه می بینید تحول می شود، انقلاب می شود. مردم کشته می دهند، حکومت های جورشان را پایان می دهند، حالا می خواهند چیزی پیاده کنند، اما دست شان خالی است؛ بنابراین همان نسخه قبلی را مجددا می آورند پیاده می کنند. همان چیزی که قبلا بوده، می آید و بازهم نتیجه نمی دهد. همین الان خیلی از این انقلاب ها و تحولاتی که دارد در منطقه شکل می گیرد، استکبار دنبال این است که از این راه دوباره وارد شود. از در بیرونش کردند از پنجره وارد شود. باز همان چیزها را می آورد و کسانی را می آورد که همان نسخه های قبلی را قبول دارند. من شنیده ام بعضی از این اشخاصی که حالا توی بعضی از این کشورهای منطقه آمده اند، گفته اند که ما این دموکراسی را به این مقدار قبول داریم و این مدل را می پسندیم. کدام مدل؟ مدل آمریکایی، مدل اسلام آمریکایی. مدل ایران را قبول نداریم. چرا قبول ندارید؟ بحث روی این نکته هاست. می گویند ما مدل اردوغان را قبول داریم. مدل ترکیه، اسلام ترکی؛ یعنی چه؟ یعنی اسلامی که با آمریکا جور است، با اسرائیل پیمان می بندد، دنبال حکومت اسلامی هستیم ولی آن حکومت اسلامی که در ترکیه حاکم است.»

می بینیم که ایشان با نگاهی دقیق و با تبیینی عمیق، خلاهایی را که در نظام آموزشی و علمی حوزه است به خوبی بیان می کند و عرصه هایی را که حوزه ها تا کنون در آن ورودی نداشتند مصداقا معرفی می کند. و مستند و مستدل در این باره سخن می گوید.

تهیه و تنظیم دائره المعارف فقه اسلامی

یکی از مسئولیت های مهمی که ایشان در آن فعالیت کردند و به خوبی هم از عهده این کار بر آمدند تهیه و تنظیم دائره المعارف فقه اسلامی بود. ایشان در مصاحبه خود با مجله پاسدار اسلام به نحوه شکل گیری این ایده اشاره می کند:

«این هم از برکات وجود مقام معظم رهبری است. در سال ۱۳۶۹ بود که به جلسات استفتاء می رفتم. ده پانزده جلد دائره المعارف نشر کویت کار ارزشمندی بود. نمی دانم این مطلب را خودم به ایشان گفتم یا کس دیگری گفته بود. کتاب بسیار خوبی است، ولی فقط در باره مذاهب اربعه (اهل سنت)است.

به ایشان عرض کردم یادم هست نجف که بودم، در سال( ۱۹۶۷ یا ۱۹۶۸میلادی) اینها (تنظیم کنندگان دائره المعارف کویت) نامه ای به آقای صدر نوشته و جزوه ای را به عنوان نمونه کار فرستاده بودند. آقای صدر آن جزوه را به من نشان داد که اینها مذهب شیعه را هم به عنوان مذهب جعفری آورده اند. هشت تا مذهب را آورده بودند، ولی حالا که منتشر کرده اند، فقط مذاهب اربعه است و هیچ اسمی از شیعه در این کتاب نیست.

ایشان (مقام معظم رهبری) فرمود اگر بشود چیزی مثل این درست کنیم بسیار خوب است و به من گفتند شما می توانی این کار را انجام دهی. گفتم این کار بزرگی است. دائره المعارف نویسی آن هم در این حد، یک مجموعه می خواهد. ایشان گفتند شما می توانی و من ابلاغش را می دهم و سپس یک ابلاغ رسمی دادند که از صدا و سیما هم خوانده شد و ما در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتیم.»

آیت الله شاهرودی به نحوه شروع این کار اشاره کرده و می گوید:

« منزلی داشتم آنجا را دفتر کار کردم و دوستانی را جمع کردم. از دوستان ایرانی، عرب،همه دائره المعارف ها را در آنجا جمع کردیم تا ببینیم دائره المعارف چه جوری است و مدخل ها را باید بر چه اساسی انتخاب کرد. این بحث های مقدماتی حدود شش ماه طول کشید و همه دائره المعارف های عمومی، تخصصی را دیدیم.

این یک دائره المعارف تخصصی فقهی است. دائره المعارف کویتی ها یک مقدمه ۳۰ صفحه ای دارد که همه آن را خواندیم. در آنجا شرح می دهد که دائره المعارف موضوعی چیست و چه کار کرده اند. بعد از اینکه همه اینها را دیدیم، برای دائره المعارف یک شیوه نامه نوشتیم و متوجه شدیم که لازم است به عنوان مقدمه، معجم تهیه شود. معجم فهرست موضوعی الفبایی است و کمتر از دائره المعارف وقت می برد. یکی از اساتید آنجا، آقای شیخ خالد از شاگردان خود ما بود. الان در عراق است. مدتی نماینده مجلس و امسال هم مسئول حج آنجا شده بود. طلبه خوبی است. از قاهره دکترا داشت و مدت ها در قم به درس ما می آمد. با آقای صدر هم ارتباط داشت. آن موقع ساکن قم بود و گفت در قاهره دیده است که چطور معجم نویسی می کنند و حاضر است معجم را تهیه کند. گفتیم کتاب جواهر را بردار و معجم نویسی کن. سه چهار نفر نیرو هم به او دادیم و اینها کل جواهر را به صورت الفبایی معجم نویسی کردند که در شش جلد مفصل چاپ شد»

شروع چنین کار عظیمی طبیعتا مقتضیات خود را داشت و البته مثل هر کار بزرگ و نو دیگری منتقدانی هم داشت که با انگیزه های مختلف نقدهای مختلفی را مطرح می کنند گرچه برخی از نقدها، بیشتر سیاه نمایی و با هدف مایوس کردن و نا امید کردن و سلب اعتماد به نفس از نیروهای درگیر کار انجام می گیرد. آیت الله شاهرودی در همین زمینه به مواردی اشاره می کنند:

«در سال ۱۳۷۰ سمیناری برگزار و از همه علمای قم، آقای فاضل، آقای سید جواد گلپایگانی از بیت آیت الله العظمی گلپایگانی، آقای آذری قمی و آقای مومن، خیلی ها دعوت کردیم. این سمینار همزمان شده بود با هفته وحدت و آقای تسخیری عده ای را از خارج دعوت کرده بود. ایشان آنها را هم به قم آورد که در این سمینار شرکت کنند. خدا رحمتش کند آقای قاضی خرم آبادی آن سالن دانشکده علوم قضائی قم را به ما داد که گنجایش زیادی دارد و آن روز هم لبریز از جمعیت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *