توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل اثر دادههای علوم ادبی در دانش فقه!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل اثر دادههای علوم ادبی در دانش فقه بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل اثر دادههای علوم ادبی در دانش فقه از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل اثر دادههای علوم ادبی در دانش فقه شامل 79 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل اثر دادههای علوم ادبی در دانش فقه استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل اثر دادههای علوم ادبی در دانش فقه با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل اثر دادههای علوم ادبی در دانش فقه قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل اثر دادههای علوم ادبی در دانش فقه حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل اثر دادههای علوم ادبی در دانش فقه به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اثر دادههای علوم ادبی در دانش فقه :
به نام خدا
نمونه اول) امتنانی بودن دلیل برائت و دانش بلاغت
در علم فقه و اصول گاه با مطالب پرکاربردی مواجه می شویم که خود، گزاره بلاغی می باشند و برای اثباتشان نیاز به روش بلاغی است مانند این گزاره که “ادله برائت، امتنانی می باشند”.
نمونه دوم) معناداری اسناد فاعلی و اثر آن در فقه
برای مثال در حوزه فقه بحث های زیادی وجود دارد که برمی گردد به معناداری اسناد بین فعل و فاعل، این بحث ها اگرچه نه در بلاغتِ موجود و نه در علوم ادبیِ دیگر طرح نشده باشد لکن با توجه به اینکه داخل در موضوع علم بلاغت بوده، بایستی در این علم بحث بشود. یکی از فروعی که به معناداری نسبت بین فعل و فاعل برمی گردد، در باب «رضاع» وجود دارد که اگر عدد را در صدق شرعی «رضاع» معیار بدانیم در فرضی که بچه ای آخرین عدد مکمل را از زنی در حالت کُما شیر خورده باشد، آیا بچه به آن زن محرم می گردد؟ ریشه این سوال به اینجا برمی گردد که آیا در چنین شیرخوردنی که بچه خودش شیر خورده و مرضعه به او شیر نداده آیا «امهاتکم اللاتی یُرْضِعْنَ » دیگر صدق می کند؟ بنابراین نسبت بین فعل و فاعل معنای بلاغی ارزشمندی است که در برخی فروع فقهی مؤثر است و باید با روشهای بلاغی دقیق مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
اشارات و لطائف بلاغی که در حد ظهور نیست
نکته دیگری که وجود دارد آن است که داده های دانش بلاغت باید به حد ظهور برسند تا بتوانیم در اصولِ موجود آنها را حجّت بدانیم حالا آن دلالتهایی که مانند “دلالت ادات حصر بر حصر” باشند و در حد ظهور عرفی باشند به راحتی می توانند از صغریات اصاله الظهور قلمداد شوند اما آن دلالت هایی که در حد اشارات و لطائف باشد دیگر از صغریات اصاله الظهور قلمداد نمی شود برای همین هم در دانش فقه مورد استفاده قرار نمی گیرند. حال ریشه این مشکل به علم بلاغت برمی گردد یا به علم اصول؟ به نظر من به علم اصول برمی گردد چون دانش اصول دلالت شناسیِ ظهورات عرفی را انجام داده ولی دلالت شناسیِ متون زیبا را اصلا بحث نکرده و دلالت این لطائف و اشارات را نه ابطال کرده و نه اثبات کرده بلکه رها کرده است!!
حالا بگذارید یک مثال عرض کنم از امکان به کارگیری لطائف و اشارات بلاغی در دانش فقه
به عنوان مثال: معمول فقهای شیعه نسخ را به صورت گسترده نپذیرفته اند و قدر متیقن از نسخ را تنها آیه نجوی می دانند. لکن آیت الله معرفت (ره) و سید قطب می گویند حتی آیه نجوی نیز نسخ نیست بلکه یک سناریو الاهی است! یعنی خدای متعال برای اینکه به توده های مردم بفهماند که نباید وقت نخبگان را بیهوده تلف کنند، به دو گونه می توانست برخورد کند: یک شکل اینکه آنها را به صورت صریح نهی کند و شکل دیگرش استفاده از یک حرکت اقناعی بود بدین صورت که سناریویی طراحی شده و طی آن انبعاثی به وجود بیاورد که ناشی از الفاظی مانند صیغه امر نیست؛ آقای معرفت (ره) می گویند خدای متعال فرمود هرکس می خواهد خدمت پیامبر (ص) برسد باید صدقه بدهد، در نتیجه خود به خود مراجعه کم شد (البته بجز امیرالمومنین (ع) که صدقه داده و مراجعه می کردند) و بعد از یک بُرهه ای خداوند فرمود اشکال ندارد حالا دیگر بدون صدقه دادن نزد پیامبر (ص) بروید. نتیجه ی سناریو به کار رفته در این آیه، یک انزجار بدون صیغه نهی بود، یک بازدارندگی و اقناع نفس بدون به کار بردن فعل نهی. آقای معرفت (ره) این مسأله را مطرح می کردند که آیا براساس این دلالت سناریومحور نیز می توانیم فتوا بدهیم؟
دانش اصول حجیت چنین مدلهایی از دلالت را نه اثبات کرده و نه ابطال کرده است!
* * *
علوم ادبی و فقه
اما بحث اصلی ما، در پیرامون تأثیر علوم ادبی (به معنای عام) در فقه؛
مقدمه (تولید و مصرف و واسطه)
تقسیمی سه گانه در بحث بازار مطرح است که گویند بازار از سه رکن تولید کننده، واسطه و مصرف کننده تشکیل می شود؛ در تمامی دانش ها در سیر تولید علم تا مصرف و کاربرد داده های علوم نیز این سه رکن وجود دارد. برای مثال علامه طباطبایی (ره) تولید کننده ای است که در تفسیر المیزان گزاره ای تولید کرده و توضیح داده که شفاعت از این آیه قابل اثبات است لذا علامه تولید کننده است. استاد مطهری (ره) که همین مطلب غامض و تخصصی المیزان را با پردازش بسیار عالمانه خود (و بعضی اضافات خویش که انصافا جنبه تولیدی نیز دارد) تبیین ساده تری می کند و در کتاب عدل الهی در دسترس ما قرار می دهد، یک واسطه خیلی خوب به حساب می آید و شما که در کانال تلگرامی این بحث را در اختیار یک سری افراد در معرض شبهه، قرار می دهید آخرین واسطه هستید و در نهایت مخاطب شما که عقاید شیعی اش را از گزند شبهه سازان حفظ می کند، یک مصرف کننده است.
مقدار نیاز ما به علوم ادبی
طلبه باید برای خود روشن کرده باشد که می خواهد مصرف کننده باشد یا تولید کننده؟ لکن هر کدام از این اهداف را که برگزیند به حداقلی از دانش های ادبی مشتمل بر سه ابزار، نیاز دارد:
۱.اجمال قواعدی از تجزیه، ترکیب و تحلیل بلاغی.
۲.مسلط شدن به زبان معیار عصر نزول قرآن کریم و احادیث به وسیله پر خوانیِ متون رواییِ دویست سال اول اسلامی.
۳.آشنایی با منابع اصلی علوم ادبی و تسلط بر روش تحقیق در آنها.
در مورد نیاز دوم، خیلی سوگوارانه و متأسفانه باید بگویم ما در علم لغت، فاقد الطهورین هستیم، کسی که آب برای وضو ندارد با خاک تیمم می کند اما ما خاک هم نداریم؛ زمانی در روایتی می خواندم «دَعی النبیَّ خیاطٌ الی الطعام فأجاب» هرچه فکر می کردم منظور روایت را نمی فهمیدم، بعدها متوجه شدم که خیاطی شغل پست آن زمان بوده است و روایت می خواهد تواضع و مردم داری پیامبر ص را بیان کند که حتی وقتی یک خیاط هم ایشان را دعوت می کرد ایشان اجابت می کردند اما چنین توضیحی درباره لغت گمان نمی کنم در هیچ کتاب لغتی ذکر شده باشد، من این موضوع را از کجا فهمیدم که خیاط باید نماد چنین معنایی باشد؟ از شعری که در آن شاعر، شیعیان عصر امام سجاد (ع) را مذمت کرده بود که چرا یحیی بن زید را رها کردند که بدان وضع کشته بشود؟ و آنجا می گوید «اولاد درزهٍ رفضوه». خیاط زاده ها او را ترک کردند تا به دست دشمن کشته بشود. آن زمان می خواستند به کسی فحش بدهند به او می گفتند: خیاط!
ما در لغت اصلا وضع خوبی نداریم برای مثال بروید لغت نامه ها را ذیل کلمه «اُزجر» ببینید، در نهج البلاغه آمده است «اُزجر المُسیئ بثواب المحسن»، ازجر وقتی در مورد انسان به کار می رود یعنی بازداشتن. معنای روایت این است که شما با پاداش دادن به آدم نیکوکار آدم مسیء را از کار بد بازبدار ولی بروید ببینید ترجمه های ما چه نوشته اند؟ وقتی می گویم فاقد الطهورین هستیم مقصودم این است.
شب و روزتان نباید از خوانش احادیث بی نصیب باشد، عبارات الغارت ثقفی را بخوانید، احتجاج طبرسی و ارشاد شیخ مفید را بردارید مباحثه کنید، پرخوانی کنید، ما به غیر از دانشی که در نحو کسب می کنیم مهارت می خواهیم، ما به این پرخوانی ها خیلی نیاز داریم.
در مورد نیاز سوم، حد آشنایی با منابع علوم ادبی و روش تحقیق آنها برای همه نیاز است لکن تولید کننده به چیزی بیش از این مقدار نیازمند است.
آیا مکالمه عربی جای علوم ادبی را می گیرد؟
گاهی می شنویم برخی گویند: «کسی که مکالمه عربی بلد باشد نیازی به دانش تفسیر و نحو و بلاغت ندارد چون قرآن در وصف خود می گوید که بر عربی مبین نازل شده است.» من هم فردی را می شناسم که عرب مادرزاد است، در عصر حضرت علی (ع زنی را به خاطر اینکه شش ماه بعد از رفتن به خانه شوهر بچه به دنیا آورده بود می خواست به اتهام زنا اعدام بکند. حضرت آمد برای او با قرآن ثابت کرد که أقل الحمل شش ماه است! چطور شده بود که طرف خودش عرب مادرزاد بود ولی نمی توانست از قرآن چنین مطلبی را به دست بیاورد؟ آیا مکالمه عربی برای تولید نظریه با استناد به قرآن کافی است؟ برای اثبات اعجاز قرآن کافی است؟ قرآن کتاب بسیار ساده ای است ولی برای کسی که بخواهد فقط متذکّر بشود اما برای کسی می خواهد از قران دانش اسلامی به دست بیاورد و نظر یه علمی تولید بکند قول ساده ای نیست!
سید قطب می گوید سوار بر کشتی به مسافرت می رفتیم ما رفتیم روی عرشه تا نماز جمعه بخوانیم، خطبه ام را به عربی می خواندم، در آن حال، یک خانم مسیحی هم آمده بود و به خطبه ها گوش می داد بعضی جاها که می رسیدم اشکش جاری می شد می گفت بعضی از قسمت های صحبتت متفاوت بود؛ خیلی جالب بود، نفهمیدم منظورش کدام قسمتهای خطبه من او را به گریه انداخته است؟! مقداری بحث کردیم و به این نتیجه رسیدم که آن مواردی که می گفتم قال الله تعالی: کذا این عبارات قرآنی که می خواندم او را به گریه می انداخت آن هم با وجود اینکه قرآن هم بلد نبود.
آری برای متذکر شدن از آیات قرآن و برای نجات از قساوت قلب شاید همین آشنایی اجمالی با زبان عربی کافی باشد و نیازی به نحو و بلاغت نباشد اما برای فهم عمیق و تولید علم قطعا نیاز است و آنچه که نیاز داریم بیش از این است که امروز در حوزه می خوانیم. به شما نگفته اند «ثم» معنای استبعاد و توبیخ و تعجب می دهد اما در قرآن و صحیفه گاهی ثم معنای استبعاد و توبیخ می دهد! چیزهای زیادی هست که نمی دانیم.
مصادیق روشنی از کاربرد دانش لغت در دانش فقه
۱.لغت در بحث حرمت سحر
در بحث فقهی سحر در کتاب مکاسب، شیخ (ره) ابتدا کلمه «سحر» را به طور کامل بررسی لغوی نمی کند یعنی برخی اقوال را مطرح می کند و می بیند که جمع بندی این اقوال دشوار است می فرماید ما به دنبال حکم سحر هستیم چ کار داریم با موضوع؟ لذا موضوع را بررسی کافی نمی کند و رد می شود ولی چون به جمع بندی درستی در مورد معنای لغوی سحر نرسیده بوده، وقتی به بررسی برخی مصادیق خاص از سحر می رسد نمی تواند فتوا بدهد و احتیاط می کند! به خلاف آقای خوئی ره که حوصله بیشتری به خرج داده و سحر را کاملا معنا می کند و در هنگام بیان همان مصادیق دیگر احتیاط نمی کند چون مفهوم که واضح شد مصداق هایش هم به راحتی قابل تشخیص می شوند.
۲.لغت در بحث آیه نجاست مشرکین
در قرآن داریم «انما المُشرِکون نَجَس» در حوزه فقهی اصفهان آقا جمال خوانساری و برخی دیگر معتقد بودند که در این آیه معنای لغوی «نجس» اراده شده است و به معنای نجاست فقهی نیست ولی از اصفهان که رد می شویم و به مدرسه حله و نجف می رسیم با تعابیر گزنده ای می گویند این چه حرفی است که بگوییم معنای لغوی نجس اراده شده است؟ و کلمه نجس را بر همان معنای اصطلاحی نجاست حمل می کنند؛ می رسیم به آقای خوئی که می گوید من شک دارم و شاگرد او شهید صدر، شک استاد را با روش تحقیق بسیار خوبی بررسی می کند، می گوید می خواستم بدانم به آن چیزی که امروزه در مصطلح فقها می گویند: نجاست، آیا در عصر نزول قرآن هم می گفتند: نجاست؟ برای حل این مساله رجوع کردم به منابع اهل سنت، ششصد روایت در باب طهارت و نجاست دیدم و متوجه شدم فقط دو سه بار برای حالت، کلمه نجاست به کار رفته است و از اینجا دانستم که در عصر نزول قرآن این حالتی را که امروزه نجاست می نامیم اصلا نجاست نمی نامیده اند!
حالا چرا ایشان روایات اهل سنت را انتخاب کرده؟ به این دلیل که روایات اهل سنت حکایت می کنند از واقع ها و محکی های زمان پیغمبر (ص) بر خلاف روایات ما که ممکن است از امام حسن عسکری (ع) و دویست و پنجاه سال بعد از نزول قرآن روایت شده باشد اما روایات اهل سنت در فضای لغوی عصر قرآن است؛ شهید صدر می گوید از اینجا فهمیدم حق با آقایان حوزه اصفهان است.
۳.کلمه ولد در بحث ربا
مثال بعدی از کلمه «ولد» که در قرآن و روایات زیاد به کار رفته و فتواها و احکام زیادی راجع به کلمه ولد وجود دارد. یکی از این احکام مستثنی بودن ربا بین ولد و والد است (لا با بین الوالد و الولد) در آنجا فقها اختلاف دارند ولدی که در اینجا گفته شده است تنها پسر را شامل می شود یا پسر و دختر هر دو را شامل می شود؟ طبق اصول لفظیه باید اصاله العموم جاری کنیم لکن صاحب جواهر می گوید برای ما اصلا معهود نیست که کلمه ولد را به دختر اطلاق بکنند و ولد فقط به پسر گفته می شود.
به دلیل همین اشتباهات پیشنهاد ما به طلاب، پرخوانی متون صدر اسلام است چرا که در همین مسأله در صورت توجه به استعمالات کهن این گونه استدلال نمی شد. در روایات کهن م
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل هدف زندگی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.