تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی شامل 63 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :

اشاره

در ادامه سلسله مباحث اخلاقی استاد مصباح یزدی، در این شماره نیز بخش دیگری از بحث تزکیه نفس را به محضر اهل معرفت تقدیم می داریم:

حرکت تکاملی فطری انسان

در جلسه گذشته، پیرامون آیات شریفه «و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها» (الشمس: ۷۱۰) به عنوان مقدمه بحث، مطالبی عرض کردیم. از این آیات استفاده می شود که نفس انسانی، یعنی همان روح، استعداد تکامل و تنزّل و به تعبیر قرآن، استعداد تزکیه یا تدسیه را دارد. همچنین درباره مفهوم تزکیه و نیز مفهوم مقابل آن، یعنی تدسیه، توضیحاتی ارائه گردید. انسان به طور فطری کمال طلب است. هیچ کس از این که ناقص باشد، خوشش نمی آید. هیچ کس دوست ندارد از آن مرتبه وجودی که دارد تنزل پیدا کند. اگر بداند که می تواند به یک مرتبه کاملی برسد، آرزو می کند بتواند به آن مرتبه عالی تر نایل شود. تمایل و علاقه ای که انسان به تکامل دارد، یک لطف الهی است که خدا در نهاد انسان قرار داده تا او را به سوی آن هدف و مقصود نهایی سوق دهد؛ زیرا خدا انسان را آفریده تا با حرکت اختیاری خودش به کمال برسد. اگر انسان کمال طلب نبود و انگیزه ای برای تکامل نداشت، حرکتی انجام نمی داد و هدف از آفرینش وی تحقق پیدا نمی کرد.

پس علاقه به کمال و تکامل، خود یک لطف الهی است که در فطرت انسان قرار داده شده تا انگیزه ای باشد برای حرکت تکاملی او. منتها گاهی انسان مصادیق این کمال را تشخیص می دهد و یقین پیدا می کند که کمال او در گرو چه چیزی است و گاهی در تشخیص مسیر کمال و مصادیق آن دچار اشتباه می شود. انسان اگر عقل خود را درست به کار گیرد و استدلالات صحیح عقلی اقامه کند؛ یعنی عقلش رشد کند و بتواند براهین صحیحی در این زمینه اقامه نماید، تا حدودی می تواند بفهمد که کمال او در چیست. ولی اولاً، همه افراد چنین مرتبه ای از رشد عقلی را ندارند و ثانیا، در تشخیص مصادیق و راه دقیق آن دچار اشتباه می شوند.

از این رو، خدای متعال از رحمت واسعه خود، انبیا را مبعوث فرموده تا از طریق ایشان راه درست را به انسان نشان دهد. علاوه بر نشان دادن راه، تشویق هایی برای پیمودن آن راه و انذارهایی نسبت به حرکت تنزلی و یا تخلف از آن نموده است: «مبشرین و منذرین.»

عرض شد که، رسیدن انسان به کمال، یک تعبیر ادبی و شاعرانه نیست؛ یک تعبیر حقیقی است. همان گونه که دانه گیاهی رشد می کند و به یک درخت تنومندی تبدیل می شود، روح انسان هم حقیقتا رشد و کمالی دارد که باید به آن برسد. این کمال هم طبعا آثاری خواهد داشت. انگیزه کسب این آثار هم به طور فطری در انسان قرار داده شده است.

یکی از آثار مشخص کمال وجودی، علم و آگاهی است. هر انسانی فطرتا دوست دارد حقایق را بداند و از این که نادان باشد، یا علمش از او سلب شود، نگران است. هیچ کس از جهل خوشش نمی آید؛ چرا که علم، اثر کمال یا جلوه ای از کمال وجود است. قدرت هم همین طور است. هیچ کس از این که عاجز و بی عرضه باشد و کاری از دستش بر نیاید، خوشش نمی آید؛ به دلیل این که قدرت نشانه کمال وجود انسان است. به همین دلیل است که قطعی ترین و یقینی ترین صفات ذاتیه الهی، همان علم و قدرت است. همچنین انسان بالفطره طالب خوشی ها و سعادت است. هیچ کس از بدبخت شدن، درد و رنج و مبتلا شدن به گرفتاری ها خوشش نمی آید. این خوشی ها و سعادت هم جلوه ای از آن کمال وجودی است. بنابراین، از یک سو، خداوند عشق به کمال و از سوی دیگر، میل به آثار آن کمال را، که آن ها هم دارای کمالات نازل تری یا جلوه هایی از آن کمال اصیل هستند، در نهاد انسان قرار داده است.

چگونگی تحقق مرتبه کمال وجودی

چگونه این مرتبه کمال وجودی برای انسان حاصل، و وجود انسان کامل تر می شود و نیز چگونه این آثار در او تحقق پیدا می کند؟ در قسمت قبل به اجمال بیان گردید تعبیری که انبیا، بخصوص قرآن کریم، در این زمینه دارند این است که، انسان به قرب الهی نایل شود. این هم کمابیش امری فطری است، به گونه ای که حتی مشرکان هم که بت ها را می پرستیدند می گفتند: «ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی.» (زمر: ۳) انگیزه بت پرستی آنان هم این بود که به خدا نزدیک شوند! هم الله را قبول داشتند و هم قرب الهی برایشان مطلوب بود. منتها خیال می کردند راه قرب الهی این است که بت ها را، که به گمان آن ها مظاهر خدا بودند، بپرستند تا به وسیله آن ها به خدا نزدیک شوند. پس قرب الهی هم یک مطلوب فطری است. هر چند به حقیقت قرب الهی، مادامی که مرتبه ای از آن را درک نکرده ایم، نمی توانیم پی ببریم، اما با قیود سلبی تا حدی می توانیم بفهمیم که از چه مقوله ای است؛ یعنی درک مقداری از آثار و نتایجی که بر قرب مترتب می شود و نیز این که کمال نهایی از سنخ چه حقیقتی است.

زمانی که مفهوم قرب را به کار می بریم، گاهی مراد قرب زمانی و مکانی است؛ یعنی نزدیکی به فلان زمان یا فلان شخص، به دلیل این که فاصله زمانی یا مکانی آن کم بوده است. اما آیا معنای این که انسان به خدا نزدیک است، می تواند یکی از این معانی باشد؟ روشن است که این هر دو معنا درباره قرب الهی غلط است؛ زیرا خدای متعال هیچ نسبت زمانی و یا مکانی با هیچ کس ندارد. خدا به چیزی از نظر زمان نزدیک تر به چیز دیگری نیست. این گونه نیست که موجوداتی که مثلاً هزاران سال پیش زندگی می کردند، از نظر زمان به خدا نزدیک تر باشند. خدا زمان ندارد تا یک موجودی به او نزدیک تر یا از او دورتر باشد. یا وقتی می گوییم: قرب به خدا حاصل می شود، معنایش این نیست که انسان در یک مکانی قرار می گیرد که آن مکان به خدا نزدیک تر است. ممکن است برخی اشخاص که معرفتشان ضعیف است، تصور کنند که خدا در آسمان هاست؛ هر چه انسان در آسمان ها بالاتر برود، به خدا نزدیک تر می شود! گاهی هم برخی افراد سطحی نگر می پندارند که داستان معراج پیامبر اکرم مؤیّد این مطلب است که وقتی خدا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به آسمان ها برد، آن حضرت به خدا نزدیک تر شد. به ویژه با تعبیر «ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی.» (نجم: ۸و۹) ولی باید گفت: در آن معراج جسمانی، نزدیکی به خدا مطرح نبوده است. قرآن کریم می فرماید: ما پیامبر اکرم را به معراج بردیم، تا آسمان ها و آیات الهی را به او نشان دهیم: «لنریه من آیاتنا.» (اسراء: ۱) بردن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مسجد الاقصی، به معنای این نیست که ایشان در آن جا به خدا نزدیک تر شدند.

به هر حال، با توجه به این که خدا نه زمان دارد و نه مکان، بنابراین، نزدیک شدن و نزدیک بودن به خدا، نه نزدیک بودن در عمود زمان است و نه نزدیک شدن در یک مکانی خاص. هر دوی این ها غلط است.

بعضی معنای دیگری را برای قرب مطرح کرده اند که شاید در نگاه اول، معنای دقیق و صحیحی به نظر برسد. آن ها گفته اند: وجود آدمی ناقص است، ضعف ها و نقص هایی دارد. هر چه صفات وجودی او بیش تر شود، به خدا نزدیک تر می شود؛ زیرا خدا کمال مطلق و واجد همه مراتب وجود است. انسان وقتی فاقد مراتب وجودی است و ضعف دارد، از خدا دور است و هرچه صفات وجودی او بیش تر شود، به خدا نزدیک تر می شود. بدین ترتیب، تا حدی می توان این مفاهیم را تقریب به ذهن کرد. وقتی به علم آدمی افزوده می شود، توان درک حقایق او و نیز قدرت عملش بیش تر می شود؛ صفات مثبت و مطلوبی که می توان آن ها را نوعی تقرب به خدا تلقّی کرد.

ولی باید بدانیم که هر صفت وجودی موجب قرب به خدا نمی شود. برای مثال، آیا می توان گفت انسان چاق و یا پهلوان به خدا نزدیک تر است؟! روشن است که قدرت جسمانی دخالتی در نزدیکی انسان به خدا ندارد. البته، ممکن است قدرت جسمانی مطلوب، وسیله ای برای عبادت خدا باشد و در سایه عبادت، آدمی به خدا نزدیک تر شود. ولی صِرف چاقی یا قوت جسمانی به این معنا نیست که چون صفات وجودی فرد بیش تر شده، به خدا نزدیک تر شده است. از سوی دیگر، هرگونه دانش و یا دانستنی به صرف این که امری وجودی است، موجب نمی شود که آدمی کامل تر شده و به خدا نزدیک تر شود.

آثار قرب به خدا

در روایات، راجع به قرب خدا مطالب ارزشمندی بیان شده است که از آن ها می توان پی برد کمال انسانی چگونه حاصل می شود و چه آثاری می تواند داشته باشد. یکی از این روایات، روایت معروفی است که در اصول کافی آمده است و سندهای متعددی دارد. همچنین از جمله احادیثی که شیخ بهایی آن را در اربعین خود آورده، همین روایت است. بزرگان علمای اخلاق هم به این روایت بسیار استناد کرده اند. در بخشی از آن می فرماید: «و انه لیتقرب الیّ بالنافله… کنتُ اذا سمعه الذی یسمع به. و بصره الذی یُبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها.»(۱) خداوند می فرماید: بنده من تدریجا به من نزدیک می شود. «تقرّب» یعنی نزدیکی تدریجی به خدا. «یتقرب الیّ بالنافله» یعنی آدمی از طریق نوافل، که از ابزار قرب الهی است، به خدا نزدیک می شود. در همین روایت آمده آنچه را که من بیش از هر چیز دوست دارم، چیزی است که بر بندگانم واجب کرده ام. واجبات به دلیل اهمیتی که نزد خدا دارند بر انسان واجب شده اند. اگر کسی آن ها را ترک کند، سقوط می کند. ولی نزدیکی تدریجی به خدا، به وسیله نوافل حاصل می شود: «و انه لیتقرب الیّ بالنافله»؛ یعنی آدمی طبعا پس از انجام واجبات خود، هر قدر بیش تر اهتمام به عبادات مستحبی داشته باشد، تدریجا به خدا نزدیک تر می شود. طبیعی است مستحبی که موجب ترک واجب شود، مطلوب نیست. پس فرض پرداختن به نوافل، جایی است که انسان از انجام واجبات فارغ شده و دیگر تکلیف واجبی نداشته باشد: «و من اللیل فتهجد به نافله لک.» (اسراء: ۷۹) این فضلی است از سوی خدای مت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *