تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل از جنگ ۸ ساله تا چنگ با کرونا، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل از جنگ ۸ ساله تا چنگ با کرونا شامل 34 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل از جنگ ۸ ساله تا چنگ با کرونا در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل از جنگ ۸ ساله تا چنگ با کرونا با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل از جنگ ۸ ساله تا چنگ با کرونا نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل از جنگ ۸ ساله تا چنگ با کرونا هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل از جنگ ۸ ساله تا چنگ با کرونا اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از جنگ ۸ ساله تا چنگ با کرونا :

این روزها که جهاد با ویروس ناشناخته کرونا توسط سفیدپوشان کادر درمانی بیمارستان های سراسر کشور در حال انجام است، خبر شهادت شان دردناک ترین خبری است که می توان شنید…در همان لحظه اول که می شنویم فلانی عضو کادر درمان بود و بر اثر کرونا فوت کرد، دل مان می گیرد که شاید اگر بر سر خدمت حاضر نمی شد الان زنده بود اما به وفاداریشان در راه خدمت به مردم پی می بریم. امیرحسین جلالی نیا پسر ارشد شهید مدافع سلامت جواد جلالی نیا از پرستاران بیهوشی اتاق عمل بیمارستان شهید یحیی نژاد بابل، جوان دهه هفتادی است که قدم در جا پای پدر گذاشت و پرستار همان بیمارستان شد، سر صحبت با این جوان فداکار وقتی باز شد که همه از فداکاری ها و شوخ طبعی های پدرش برای مان گفت، خاطرات او و پدری که دیگر در کنارش نیست، شنیدنی است…از امیرحسین در مورد پدر شهیدش می پرسیم، بیوگرافی کوتاهی از پدرش می دهد؛ پدرم متولد سال در شهرستان بابل بود؛ تولد من در سال و برادرم متولد سال ثمره ازدواجش با مادرم بود.

مدرک تکمیلی تحصیلی اش پس از شهادتش به دست مان رسید

وی می گوید؛ بابا به خاطر همزمانی با جنگ، تا مقطع کاردانی در رشته هوشبری تحصیل کرده بود، اما بعد از قبولی من برای مقطع کارشناسی پرستاری، کنکور داد و دانشگاه علوم پزشکی سمنان قبول شد و طی دو سال گذشته دائم از بابل تا سمنان در رفت و آمد بود تا بالاخره همزمان با فارغ التحصیلی من، بابا هم درسش تمام شد و تمام کارهای فارغ التحصیلی اش را انجام داد و به بابل برگشت، البته یک هفته بعد از شهادتش، مدرکش از طرف دانشگاهش به دست مان رسید، ” متأسفانه خودش نتوانست مدرکش را ببیند”…

او شاد بودن و شاد کردن دیگران را دوست داشت

از بغض در صدای پسر آقای جلالی نیا می شد فهمید که حرف های مان او را به خاطرات سال های گذشته با پدر برده است، برای تلطیف فضا از او پرسیدیم؛ شنیده ایم آقای جلالی نیا بسیار شوخ طبع بوده و در شاد کردن افراد تبحر خاصی داشتند؟ پاسخ می دهد؛ بله، پدرم در هر بخشی با همه شوخی داشت و اطرافیانش را از ته دل می خنداند، با دیدن این عمل از بابا من هم به انجام این کار تشویق شدم، او شاد بودن را دوست داشت…

در کنار پرستاری مسؤول روابط عمومی بیمارستان هم بود

امیرحسین ادامه می دهد؛ بابا کارهای فرهنگی بسیاری انجام می داد، اهل گرافیک و هنر بود و پس از اتمام شیفت کاری برای بیمارستان بنرهای مختلف طراحی می کرد، البته قبل از به دنیا آمدن من هم روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستان بود، قدرت تعامل پدرم بسیار خوب بود. به امیرحسین گفتیم شنیدیم که آقای جلالی نیا در پایگاه بسیج هم فعالیت داشت به طوری که این شب ها بچه های پایگاه به نیت این بزرگوار خیابان ها و معابر را ضدعفونی می کنند، وی پاسخ داد؛ بله اول اینکه ناگفته نماند سالی است تکنسین اتاق عمل بیمارستان شهید یحیی نژاد بود و پیش از آن در بیمارستان امیرکلا کودکان مشغول به کار بود.

فرزند ارشد این شهید مدافع سلامت در ادامه می گوید: در گذشته بابا فرمانده پایگاه بسیج بابل در محله “سیدجلال” بود همچنین دبیر مجمع خیران سلامت بابل هم بود، سر خلوت نداشت، در ایام مبارک رمضان در برنامه سی شب سی مسجد در کادر پزشکی ویزیت رایگان در سی مسجد حضور فعال داشت و پای ثابت کار بود، عضو هیأت امنای مسجد محله ما بود و هرگز انجام اینکارها را ترک نمی کرد.

دغدغه خدمت برای پیرترین تکیه کشور و توزیع غذای نذری

امیرحسین بدون وقفه ادامه داد؛ در ایام تاسوعا عاشورا در محله بغلی ما تکیه ای با نام “پیر الم” که در سطح کشوری شناخته است، وجود دارد و هر ساله از شهرهای مختلف مردم برای زیارت و ادای نذری به این تکیه هجوم می آورند، ما هم نذر شام داریم، پدرم در هنگام پذیرایی خارج از نوبت برای بسیاری از کسانی که سفارش کرده بودند غذا می گرفت، من می گفتم پدر پارتی بازی می کنی؟ ولی او همش دغدغه داشت و می گفت هر کسی زنگ زد، امیدی داشت، در گرفتن نوبت برای درمان هم همین طور بود و روی کسی را زمین نمی انداخت، گره گشایی از کار دیگران را دوست داشت.

ترکش های دوران جنگ و مشکلات پس از آن

از او می خواهیم به بیان خاطره ای شیرین از آقای جلالی نیا بپردازد؛ می گوید؛ پدرم بیش از ماه جبهه بود و مجروحیت هایی هم داشت که البته هیچ جا ثبتش نکرده بود و من یادم است که مشکلاتی که بعدها از ناحیه گردن براش ایجاد شد، حاصل ترکش های دوران جنگ بود، محل خدمت و رزمش هم کردستان بود گاهی از خاطرات تلخ و شیرین آن دوران می گفت. وی به بیان خاطره دیگری می پردازد و می گوید؛ پدرم از زمانی که مسیر کربلا برای پیاده روی اربعین هموار شد به همراه هیأت درمانی سجادیه بابل به عنوان پرستار راهی این سفر می شد، البته من هم همراهش می رفتم.

ماجرای شکستگی پا در کربلا در حین زیارت

امیرحسین جلالی نیا می گوید؛ این قسمت را با همان لحن پدرم بیان می کنم از قول پدرم” «وقتی به ضریح حضرت ابوالفضل (ع) رسیدم پایم پیچ خورد و زائران روی پایم افتاد تا اینکه همان لحظه درد عجیبی حس کردم گفتم پایم شکست خواستم در حالی که کشان کشان از آن مکان به عقب می آمدم در راه زائران سرم را می بوسیدند فکر می کرد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *