تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل از روزنامه نگاری تا فعالیت جهادی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل از روزنامه نگاری تا فعالیت جهادی شامل 56 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل از روزنامه نگاری تا فعالیت جهادی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل از روزنامه نگاری تا فعالیت جهادی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل از روزنامه نگاری تا فعالیت جهادی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل از روزنامه نگاری تا فعالیت جهادی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل از روزنامه نگاری تا فعالیت جهادی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از روزنامه نگاری تا فعالیت جهادی :

یک روزنامه نگار را در نظر بگیرید که نزدیک به ۲۰ سال توی تحریریه، مسائل استان و شهرش را در نشریه های رسمی منتشر کرده و همه این سال ها فقط شاهد مشکلات مردم بوده است. یک روز با دیدن یک صحنه تلخ به این نتیجه می رسد که دیگر نمی خواهد فقط روایت کننده باشد و تمام فعالیت رسانه ایش را صرف این می کند برای برطرف شدن مشکلات و رنج هایی که می بیند، راهی پیدا کند. این حکایت «محمد مالی» روزنامه نگار خوزستانی است که حالا بیشتر از هزار روستای محروم خوزستان را سرزده و این روزها روایت هایش از محرومیت مردم این روستاها را چندهزار نفر در شبکه های اجتماعی دنبال می کنند. همین که درباره مشکلات یک خانواده می نویسد، خیلی از خیّرها و مردم عادی برای کمک داوطلب می شوند و هربار تلخی رنج یک خانواده ها یا بچه های یک نقطه محروم از خوزستان را به روایت شیرین حل شدنش وصل می کند. پای صحبت های محمد مالی نشستیم و درباره روزنامه نگاری مسئولانه اش و مسیری که این چندسال طی کرده با او گفت وگو کردیم.

این صحنه را که دیدم، دیگر دوربینم را کنار گذاشتم

از ۱۸ سالگی و از سال ۷۷ به صورت جدی وارد کار رسانه و خبر شده است. در هفته نامه های «فجر» و «فرهنگ جنوب» اهواز دبیر بود و به عنوان سردبیر «بهارسبز» نزدیک به پانصد شماره منتشر کرد. همزمان در مطبوعات کشوری و استانی دیگر فعالیت کرده و تا امروز حدود ده کتاب به رشته تحریر درآورده است. خودش می گوید با اینکه به صورت میدانی هم گزارش می گرفت اما یک روزنامه نگار تحریریه ای بود؛ یک گوشه تحریریه می نشست و مطلبش را آماده می کرد. اما دیدن یک صحنه زندگی و کارش را کاملا عوض کرد. همه چیز از سیل خوزستان شروع شد. یک سیل شدید که دو سال قبل، عید را به کام ایران تلخ کرد و خانه و زندگی بسیاری از مردم خوزستان را زیر آب بود. در یکی از روزهایی که محمد مالی و همکارهایش برای بازتاب و ثبت خبری مشکلات مردم به روستاهای حاشیه رودخانه های کارون، دز و کرخه و مارون رفته بودند، بیرون حمیدیه به آن ها گفتند چندخانواده از یک روستا به بالای یک تپه پناه برده اند.

آقای مالی آن روز را اینطور روایت می کند: «با دوستان برای تهیه گزارش رفتیم؛ من یک دوربین روی دوشم انداخته بودم، کیف خبرنگاری داشتم و دو سه موبایل و ریکوردر همراهم بود. وقتی رسیدیم آنجا، دیدیم حدود پانزده چادر هستند که در آن ها مردم سرپناه گرفتند. ما برای اینکه وضعیت شان را ثبت کنیم، اجازه گرفتیم وارد چادرها شویم. به محضی که وارد شدیم با تصاویر عجیبی مواجه شدیم؛ نوزادهای چندماهه در یک چادر در گرمای ۴۰-۵۰ درجه، بدون آب در حال گریه کردن بودند و روی صورت هر کدام شاید ده ها مگس نشسته بود. آن تصاویری که در آفریقا می دیدیم را ما به عینه آنجا دیدیم. من دوربینم را از روی شانه ام برداشتم تا آن اتفاق را ثبت کنم؛ وقتی این بچه های معصوم را دیدم که مگس روی صورتشان است و از عطش و گرسنگی گریه می کنند، نتوانستم عکس بگیرم. دوربینم را گذاشتم کنار، از توی کوله ام چند آب معدنی در آوردم و صورت آن چندبچه را پاک کردم و دیگر دوربینم را برنداشتم. از آن روز ما به این نتیجه رسیدیم که اولویت مردم ما، در کنار خبررسانی و مستندسازی محرومیتشان این است که آستین هایمان را بالا بزنیم و خودمان هم به آن ها کمک کنیم.»

یک سبک متفاوت روزنامه نگاری را شروع کردیم

محمد مالی و دوستانش وقتی که به اهواز برگشتند، اطلاع رسانی نسبت به وضعیت مردم مناطق سیل زده و کمک جمع کردن را شروع کردند. فردای آن روز با چند وانت کمک به روستا برگشتند و بیشتر نیازهای مردم سیل زده را پوشش دادند. او می گوید: «از فردای آن روز، ما وارد کاری شدیم که من اسمش را روزنامه نگاری تعاملی و روزنامه نگاری مسئولیت پذیر می گذارم؛ هرجا می رفتیم که مشکلات و محرومیتی را می دیدیدم، علاوه بر اینکه آن مشکل و محرومیت را ثبت می کردیم، با دست پر به آن منطقه بر می گشتیم.»

در سیل خوزستان او و دوستانش، چند هزار دست لباس، کفش، آب معدنی و مواد غذایی را تأمین کردند. هنوز هم رسالت اصلیشان تهیه گزارش رسانه ای و اطلاع رسانی نسبت به مشکلات مردم سیل زده بود اما حالا دیگر پشت بند هر اطلاع رسانی، راه اندازی یک پویش برای رساندن کمک به مردم بود؛ شکلی از روزنامه نگاری که توی دنیا به روزنامه نگاری سازنده مشهور است و یکی از پایه های اصلی اش ترغیب مخاطب ها به مشارکت در حل مشکلی است که برایشان روایت شده است.

حتی خلق و خویم هم عوض شد

این تیم چهارپنج ماه درگیر سیل خوزستان بودند و کمک ها را جمع می کردند. آقای مالی می گوید این سبک جدید کار رسانه ای حتی خلق وخویش را هم عوض کرد: «من خصوصیتا آدم اجتماعی به آن معنا نیستم؛ حتی اگر خودم یک نیازی داشته باشم، اهل رایزنی نیستم. همیشه یک روزنامه نگار تحریریه ای بودم که یک گوشه می نشستم و مطلبم را آماده کنم. ولی از فصل سیل خوزستان به بعد حتی رویکرد اخلاقی ام هم تغییر کرد. چون برای جلب کمک ها باید فراخوان می دادیم و رایزنی می کردیم. بارها گلریزان کردیم، به وسط بازار رفتیم و از مردم خواهش کردیم به این پویش ها بپیوندند. خوشبختانه اعتماد مردم به خبرنگارها و قلم به دست ها باعث شد پویش هایی که ما راه انداختیم، بسیار موفق باشد.»

بیشتر از پانصد روستا را سر زدیم

اما بعد از سیل خوزستان، سبک فعالیت رسانه ای آقای مالی دیگر به حالت قبل برنگشت. تغییر بزرگی که تجربه کرده بود، او را راهی روستاهای محروم در دورترین نقطه ها کرد. جاهایی که مسیر صعب العبورش خیلی وقت ها باعث شده بود مردمشان و رنج هایشان فراموش شوند. حالا دیگر او زبان گویای این مردم شده بود و صفحات شخصی اش در شبکه های اجتماعی را آینه انعکاس دردها و مشکلاتشان کرده بود. او سبک جدید کارشان را اینطور روایت می کند: «تلاش ما در چند سطح انجام می شد؛ سطح اول این بود که روستا به روستا حضور میدانی پیدا کنیم، مصاحبه ها و گزارش های میدانی تهیه کنیم و فیلم بگیریم، مشکلات را ثبت کنیم و مستند کنیم. روستا به روستا این مناطق ثبت شدند، مشکلاتشان احصا شد و بعد تک تک از طریق توییتر و شبکه های اجتماعی که در دسترش داشتیم، اطلاع رسانی می کردیم. از این ۷۰۰روستایی که در استان خوزستان که شبکه آبرسانی ندارند و دچار بی آبی مطلق هستند، قریب به ۵۰۰ تا را به صورت میدانی رفتیم و مستندسازی کردیم و تک تک آن ها را خبری کردیم.» سه سال پیش، مشکلات خوزستان برای مسئولان و مردم ایران به اندازه امروز شناخته نبود. امروز مردم ایران و مسئولان حتی با عمق مشکلات روستاهای خوزستان هم آشنا هستند و این مرهون همین تلاش های او و همکارانش است. آنها برای رسیدن به این روستاها هم کار بسیار سختی داشتند: «اغلب این روستاهایی که می رفتیم، جاده های سنگلاخ و صعب العبور داشتند. با وجود مناطقی که به شدت از بی آبی رنج می برند، مشکل اصلی روستاهای خوزستان آب آشامیدنی نیست؛ مشکل اصلی، جاده هایی است که بارها زنان باردار در آن تلف شده اند.»

تلخی و شیرینی به هم آمیخته می شود

محمد مالی در این دوسال صحنه های بسیار تلخی از رنج مردم دیده که تا روزها از جلوی چشمش کنار نمی رفتند. اما وقتی توانسته اند برای کم شدن این رنج ها قدمی بردارد، تلخیشان با حسی شیرین آمیخته شده و به آن ها برای ادامه این مسیر سخت، انرژی و انگیزه داده است. می گوید: « هر روستا و منطقه محرومی که حضور پیدا کردیم، یک ماجرا و قصه ای داشت. یک بار به روستایی رفتیم به اسم مومبین، در اطراف ایذه که بشدت محروم بود. آنجا ما را به یک خانه بردند که پنج کور بودند و به سختی گذران زندگی می کردند؛ البته وقتی می گویم خانه، نه ساختمان هایی که ما عموما تصور می کنیم؛ جایی که ساخته شده و فقط می شود خوابید در حالیکه در بارندگی آب نفوذ می کند و در سقف های چوبی آن ها مار و عقرب و جانورهایی از این دست زندگی می کنند. به کمک مجموعه های جهادی که این روستا را پوشش می دادند، این مسائل را رسانه ای کردیم و گره های این عزیزان باز شد.»

این قشنگ ترین صحنه ای بود که دیدم

از بین روایت های تلخ و شیرینی که آقای مالی و دوستانش داشته اند، بعضی هایشان خیلی منحصربفرد هستند. خودش یکی از خاص ترین‎ هایش را اینطور روایت می کند: «یکی از صحنه هایی که هیچ وقت از ذهنم نمی رود در یکی از روستاهای شمال سردشت اتفاق افتاد. به یک کلاس درس رفتیم که در واقع یک قالی بود در طبیعت انداخته شده بود و معلم داشت روی همان قالی، تدریس می کرد. رفتیم آنجا و نشستیم با بچه هایی که در آن کلاس درس می خوا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *