تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل افکار و رفتار سیاسی امام حسین (ع) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل افکار و رفتار سیاسی امام حسین (ع) شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل افکار و رفتار سیاسی امام حسین (ع) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل افکار و رفتار سیاسی امام حسین (ع) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل افکار و رفتار سیاسی امام حسین (ع) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل افکار و رفتار سیاسی امام حسین (ع) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل افکار و رفتار سیاسی امام حسین (ع) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل افکار و رفتار سیاسی امام حسین (ع) :

مقدمه

از دیدگاه شیعه، اهل بیت (ع) جانشینان رسول خدا (ص )، حجت های خدا بر خلق، حافظان دین و شریعت الهی و رهبران سیاسی در جامعه هستند؛ اما شرایط سیاسی – اجتماعی عصری که ایشان در آن میزیسته اند، فرصت حاکمیت سیاسی را به ایشان نداده و طبیعتا اعمال دستورات شرعی نیز برای آنان میسر نشده است. این مسأله بدان خاطر بوده است که آن بزرگواران ابزار لازم را – که همان حکومت و قو اجرایی بوده باشد – در دست

نداشته اند؛ به همین خاطر، آرا و اندیشه های ائم معصومین (ع) منتشر نشده و در لابه لای سخنان و موضع گیریهای سیاسی- اجتماعیشان پنهان مانده است. از این رو، پرسشی که وجود دارد آن است که حیات سیاسی امامان شیعه و از جمله امام حسین (ع) ، چه هنگام قیام و چه هنگام صلح و سکوت ، بر اساس کدام آموزه ها و با چه اندیشه ای بوده است؟

اگرچه هم انسان ها داری فکر و اندیشه هستند، اما ضرورت درک و فهم اندیش ائم معصومین (ع) به دلیل منصب الهیای که دارند و از آن جاییکه اسوه و سرمشق دیگر انسان های غیرمعصوم محسوب میشوند، دارای اهمیت بسیار مهم بالایی است. چون کسانی که پیرو آنان هستند و میکوشند همانند ایشان رفتار کنند، باید بیش و پیش از هر چیز با نظرات ائم معصومین (ع) در هر زمینه ای آشنا باشند تا بتوانند آن نظرات را به عنوان قواعد و قوانین زندگی فردی و اجتماعی، مبنای عمل خود قرار دهند. با این حال، متأسفانه اندیشه ها و چارچوب فکری ائم معصومین (ع) کم تر مورد توجه و کنکاش قرار گرفته است؛ حال آن که در مقام عمل و اعمال احکام دین و اجرای سیاست های دینی، به شدت نیازمند آن هستیم که با چارچوب های دینی و منظومه های فکری رهبران دینی آشنا بوده باشیم. از این رو نویسنده در این مقاله کوشیده است تا در حد توان خود، اندیش سیاسی امام حسین (ع) را به عنوان سومین جانشین رسول خدا (ص ) از میان رفتارها و سخنان آن حضرت استخراج کرده و در دو بخش: «افکار» و «رفتار» ارایه نماید. بدیهی است که این نوشته منعکس کنند هم آرا و رفتارهای سیاسی امام حسین (ع) نیست؛ بلکه به فراخور یک مقاله، بازتاب دهنده بخشی از اندیشه ها و سیر سیاسی آن حضرت – آن هم به صورت کلی و مجمل – خواهد بود. در این مقاله، منظور از افکار و رفتار سیاسی، بخشی از افکار و رفتار امام حسین (ع) است که مفهوم سیاسی داشته و در حوز علم سیاست کاربرد دارد.

الف : افکار سیاسی امام حسین (ع)

۱. وظایف متقابل حکومت و مردم

هر حکومتی (برگرفته از قانون اساسی یا نشأت گرفته از خودکامگی) بر اساس تعریفی سیاست متعالیه

که از حکومت، حاکمان و مردم دارد؛ تکالیفی بر دوش خود میگیرد و یا انتظاراتی از شهروندان دارد. در اندیش امام حسین (ع) حکومت در قبال مردم وظایف و تکالیفی دارد و موظف است به امورات شهرها و شهروندان رسیدگی کند. خود آن حضرت نیز هدف افکار و رفتار سیاسی

خود را دست یافتن به قدرت و مال دنیا نمیداند، بلکه حکومت را برای حاکمیت دین خدا، امام حسین (ع)

سامان بخشی به شهرها و آسودگی بندگان خدا میخواست و از این که افراد کور و لال و (۷ تا ۲۴) ناتوان در شهرها رها شده و به آنان توجه نمیشود، شکوه نموده و میفرمود که در خور مسئولیت ، انجام وظیفه نمیشود (حرانی، ۱۴۲۱: ۱۶۸؛ مجلسی، ۱۳۶۳ش، ج ۱۰۰: ۷۹).

از منظر امام حسین (ع) شهروندان نیز تکالیفی در قبال حکومت دارند. برای مثال: مردم ضمن آن که باید از تملق و چاپلوسی بپرهیزند، در مقابل حوادث جامعه و فساد حکومت نباید بیتفاوت باشند. برای آسایش خود نباید با ظالمان سازش نمایند؛ بلکه بایستی به تکلیف خود از جانب خدا عمل کرده و با اعمال خلاف مبارزه نمایند و اگر کسی قیام کرد، او را یاری رسانند (پیشین ). بنابراین طبق فرمایش حضرت، مسلمانان نه تنها باید خودشان در مقابل حاکمان ظالم و اعمال فاسد آن ها واکنش نشان دهند، بلکه موظف اند از قیام امام معصوم (ع) حمایت عملی کرده و ایشان را یاری نمایند. پس چه آنانیکه در مدینه و مکه مانده و امام را همراهی نکردند و چه آنانیکه به گمان خود امام را نصیحت کرده و خواستند راه دیگری برگزیند و چه آنان که دعوت امام را نپذیرفته و عذر آوردند؛ همگی از وظایف خود کوتاهی کرده و امام را تنها گذاشته اند. جرم کسانیکه نقض عهد کرده و در مقابل حضرت ایستادند، بسیار بیش تر است. شاید از همین رو است که امام حسین (ع) حرکت خود را آزمونی برای جامعه و مسلمانان میدانستند (مجلسی، ۱۳۶۳ش، ج ۴۴: ۳۳۰).

۲. لزوم حفظ وحدت مسلمین

ائم معصومین (ع) و از جمله امام حسین (ع) نسبت به وحدت بین مسلمانان اهمیت بسیار ویژه ای قایل بودند و برای آن که اصل دین و شریعت آسیب نبیند، معتقد بودند که وحدت در جامعه باید حفظ شود. امام حسین (ع) با این که خلافت را میراث نبوت و حق اهل بیت و خود میدانستند، اما برای حفظ وحدت ، پس از رسول خدا(ص ) سکوت کردند

(طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۲۸۰؛ امین، ۱۴۱۸، ج ۱: ۵۹۰). اما این سکوت و تحمل شرایط حاکم بر جامعه تا زمانی بود که به سود اسلام باشد؛ لذا هرگاه این سکوت و مدارا باعث افزایش ظلم و فساد

سیاست متعالیه » تابستان ۱۳۹۵ – شماره ۱۳ (صفحه ۱۰)

گردد و به دین ضربه زند، دیگر جای سکوت نیست؛ بلکه باید برای دفاع از مرزهای شریعت الهی قیام کرد. چه با قول و چه با عمل (ابن اعثم ، ۱۴۰۶، ج ۵: ۹۱).

۳. ضرورت دشمن شناسی

یکی از مواردی که در سخنان امام حسین (ع) قابل مشاهده است، ضرورت دشمن شناسی

پژوعهلشمی است. آن حضرت از این که مردمان کوفه از شناخت دوست و دشمن ناتوان بودند و دوست

را دشمن قرار داده و دشمن را دوست گرفته اند، در رنج بود (طبرسی، ۱۴۰۳: ۳۰۰؛ خوارزمی، ۱۳۶۷،

ج ۲: ۵). آن حضرت تا روز عاشورا بسیار کوشید تا این مفهوم را به کوفیان بفهماند که دشمن حقیقی را بشناسند؛ اما سپاه کوفه به جای توجه به دغدغه ها و دلسوزیهای ایشان، با آشوب و بلوا مانع شنیدن سخن حضرت شدند. به همین خاطر، وقتی امام حسین (ع) از هدایت آنان ناامید شد، فرمود: شکم هایتان از حرام پر شده و خدا بر دل هایتان مهر زده است (طبرسی،

۱۴۰۳: ۳۰۰؛ مجلسی، ۱۳۶۳ش، ج ۴۴: ۳۸۳ و ج ۷۵: ۱۱۷).

۴. پاسخ به ندای مظلومان و ستمدیدگان

در منظوم فکری امام حسین (ع) نخبگان جایگاه ویژه ای دارند؛ البته این سخن بدان معنا نیست که نخبگان شان بالاتری داشته باشند، بلکه بدان معناست که در مقایسه با دیگر طبقات جامعه، وظیف سنگین تری بر عهد آن هاست. از دیدگاه امام حسین (ع) ، بزرگان و نخبگان جامعه وظیفه دارند که در راه خدا و دفاع از حق، با ابزار امر به معروف و نهی از منکر از جان و مال و آبروی خود هزینه کنند و بر سختیها و آزارها شکیبا باشند (حرانی،

۱۴۲۱: ۱۶۸؛ مجلسی، ۱۳۶۳، ج ۱۰۰: ۷۹). شاید یکی از وجوهی که آن حضرت قدم در راه نهضت کربلا گذاشت، همین مسأله بوده باشد؛ چون به حکم جایگاه معنوی و سیاسیای که ایشان داشت، امید انسان های ستم دیده و مستضعفان جامعه به شمار میآمد؛ لذا برای احقاق حقوق آن ها و دفاع از مظلوم و امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد. آن حضرت خود را اسوه و سرمشق معرفی میکرد تا مردم از حرکت امام درس گرفته و علیه ظلم و فساد و اصلاح جامعه قیام کنند (طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۳۰۶؛ ابن اثیر، ۱۴۰۴، ج ۲: ۵۵۲؛ تستری، بیتا، ج ۱۱: ۶۰۹). حضرت میفرماید: نتیج این اقدامات و تحمل سختیها در راه خدا آن است که زمام امور دین خدا به نخبگان سپرده شود. عکس آن نیز صادق است. جدا شدن از حق، اختلاف در سنت رسول خدا(ص ) و سپردن امور به دست ظالمین ، موجب از دست دادن قدرت و جایگاه اجتماعی میشود. مردم نیز وظیفه دارند که امامان عادل و پیشوایان پرهیزکار را در مبارزه با ظلم یاری کنند. در غیر این صورت ستمگران بیش از پیش بر جامعه مسلط شده، بر ظلم و فساد خواهند افزود (حرانی، ۱۴۲۱: ۱۶۸؛ طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۲۸۰). از این زاویه است که امام حسین (ع) نامه ها و

درخواست یاری کوفیان را تکلیفی بر خود میدانست و برای این که پاسخی به استمداد کوفیان داده باشد، به سوی کوفه حرکت کرد (دینوری، ۱۹۶۰: ۲۴۶).

۵. لزوم اصلاح جامعه

اصلاح و اصلاح گری از مفاهیم پسندیده و مقبول و با طبع انسان سازگار است. جوامع بشری به خاطر فراز و فرودی که دارند، همواره نیازمند اصلاح اند. همین نیاز فطری و طبیعی است که معمولا مصلحانی را برمیانگیزاند تا برای جلوگیری از انحرافات و رفع کژیها قیام افکار و رفتار سیاسی کنند. البته نوع انحرافات و شدت و ضعف آن ها مهم است. زمانی انحراف در آیین و رسوم امام حسین (ع) و رفتارهای اجتماعی است و زمانی در عقیده و ایمان . انحراف گاهی در میان توده های مردم، (۷ تا ۲۴ ) گاهی در سیستم حکومتی و گاهی در هم سطوح جامعه پدید می آید؛ راه کارهای برخورد با هر کدام نیز متفاوت است. اگر حاکمان عهده دار اصلاحات باشند، ابزار بیش تری در اختیار مصلحان قرار خواهد گرفت؛ ولی اگر مصلحان از میان اقشار مردم بوده و مورد حمایت حکومت نباشند، یا در تقابل با حکومت قرار گیرند، کار مشکل خواهد شد. باید به خاطر داشت که اگرچه اصلاح امری نیکوست، اما از آن جاکه همین امر نیکو در تقابل با منافع برخی از حاکمان مستبد قرار میگیرد، با آن مخالفت کرده و برای تحقق اصلاحات، موانع متعددی را ایجاد خواهند کرد.

یکی از ابزارهای مهم اصلاح گری که در دین مبین اسلام تعبیه شده است ، امر به معروف و نهی از منکر است. هر کس در هر جایگاه و با هر موقعیتی که دارد، نه تنها میتواند، بلکه باید از این ابزار بهره بگیرد. از نگاه اسلام هیچ فردی نباید نسبت به کژی ها بیتفاوت باشد و چشم خود را بر انحرافات دینی و اجتماعی ببندد. هرکسی به میزان توانش مسئولیت دارد و موظف است که برای جلوگیری از انحراف، قیام کند. بدین منظور، بهترین ابزاری که در دسترس هم طیف ها و طبقات جامعه قرار دارد، فریض امر به معروف و نهی از منکر است. فریضه ای که گاهی با قول و گاهی با فعل باید آن را انجام داد. امام حسین (ع) به عنوان یک مصلح بزرگ الهی، زمانیکه مشاهده کرد دین و شریعت الهی به خطر افتاده و ارزش ها تغییر کرده است، قدم در این راه نهاده و با قول و فعل به یاری دین خدا برخاست. آن حضرت اصلاح جامعه و قیام علیه حکومتی را که از اطاعت خداوند خارج شده و پیرو شیطان شده بود، فساد برپا میکرد و حدود الهی را تعطیل مینمود، منکراتی چون شرب خمر را در ملأ عام مرتکب میشد و اموال فقرا و مسکینان را تصاحب مینمود، لازم میدانست (سبط ابن جوزی، ۱۴۰۱: ۲۱۷ ). از همین رو است که فرمود: قیام کرده ام تا امت اسلام را اصلاح کنم (مجلسی، ۱۳۶۳ش، ج ۴۴: ۳۲۹).

البته شرط تحقق اصلاح جامعه آن است که اگر امامی قیام کرد، ملت و جامعه به سخن او گوش داده و اطاعت کند تا امام بتواند مردم را به سوی هدایت راهنمایی کند (طبری، بیتا، ج ۴، ص ۲۶۶؛ ابن کثیر، ۱۴۰۸، ج ۸، ص ۱۷۰؛ مجلسی، ۱۳۶۳، ج ۴۵، ص ۸؛ امین، ۱۴۱۸، ج ۱، ص ۶۰۲). به تعبیر دیگر، تحقق اصلاح دو رکن اصلی دارد؛ اول وجود مصلح یا مصلحان فعال که به اصلاح قیام کرده باشند، دوم اقبال و استقبال جامعه از این حرکت اصلاحی. هر کدام از این دو شرط تحقق نیابد، عملا اصلاحی صورت نخواهد گرفت. اگر مصلح حرکت کند ولی جامعه (توده مردم ) به اصلاحات، تن ندهد، این حرکت نافرجام و عقیم خواهد ماند. گرچه ممکن است بذری کاشته شود که در آینده ثمر دهد.

۶. ضرورت حاکمیت صالح برای جامعه

قرآن کریم معتقد به وجود دو نوع «امام » است؛ امام حسین (ع) نیز با اشاره به آیه ی: «یوم ندعوا کل اناس بامامهم» (اسراء، ۷۱)، امامان را دو گروه معرفی میکند. برخی امام هدایت اند که مردم را به رستگاری میخوانند، و بعضی دیگر نیز امام ضلالت اند که جامعه را به گمراهی میکشانند (ابن اعثم ، ۱۴۰۶، ج ۵: ۷۷؛ ابن طاووس، ۱۳۸۵ق: ۳۰). از دیدگاه امام حسین (ع) امام و حاکم جامعه باید از نوع اول و عامل به قرآن، عادل، مجری حق، نیک رفتار، امانت دار، هدایت پذیر و هدایت کننده باشد و خود را وقف راه خدا کند (طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۲۷۸؛ شیخ مفید، بیتا: ۲۰۴؛ ابن اعثم، ۱۴۰۶، ج ۵: ۳۵). انسان فاسق و فاجر شایست رهبری و امارت نیست. برای مثال کسی که شراب خوار باشد، شرور و فاسق است و هیچ امانتی حتی یک درهم را نمیشود به چنین شخصی سپرد؛ پس چگونه چنین کسی شایسته است که امین امت باشد (مغربی، دعائم الاسلام، ۱۴۱۱، ج ۲: ۱۳۳). یزید فردی فاسق و فاجر بود و امام حسین (ع) نیز بارها و در موقعیت های مختلف به این ویژگیهای او تصریح فرموده بود؛ ایشان در مقابل به حقانیت و شایستگی خود بر مبنای نص الهی و فضیلت های انسانی و دینی تأکید داشت و مردم را به خود میخواند (طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۲۸۰؛ ابن اعثم، ۱۴۰۶، ج ۵: ۱۷؛ مجلسی، ۱۳۶۳ش، ج ۴۴: ۳۲۵؛ ابن نما، ۱۴۰۶: ۱۵؛ طبرسی، ۱۴۰۶، ۱۳۸۶ق، ج ۲: ۲۳). آن حضرت در مکه و در گفت و گو با عبدالله بن عمر، او را به یاری خود امر کرد و از بیعت با یزید منع فرمود (ابن اعثم، ۱۴۰۶، ج ۵: ۲۶؛ خوارزمی، ۱۳۶۷ش، ج ۱: ۱۹۲ ). از نظر امام حسین (ع) بین حق و شایستگیهای انسانی (فضایل و مناقب ) رابط مستقیمی وجود دارد. به تعبیر دیگر، وجود این فضایل برای دارند آن ایجاد حق میکند؛ امامت و رهبری یکی از این حقوق است (مجلسی، ۱۳۶۳ش، ج ۳۳: ۱۸۲).

هم چنین از نظر امام حسین (ع) شایستگی مدیریت جامعه و اجرای احکام از آن عالمان آگاه به دین است که امینان خداوند بر حلال و حرامش هستند (حرانی، ۱۴۲۱: ۱۶۸)؛ به بیان دیگر، دین شناسی و علم به دین از شرایط امامت و رهبری است. در منظوم اندیش سیاسی امام حسین (ع) نه دین از سیاست جداست و نه میتوان به مدل های دیگر حکومتی دل بست. یعنی حاکم جامع اسلامی نمیتواند فردی غیر دینی یا ناآگاه به دین باشد؛ با این تصور که چنین حاکمی در امور دینی از علمای دین کمک بگیرد. از منظر امام حسین (ع) حاکمان باید استحقاق حکومت بر مسلمانان را داشته باشند و کسانی این شأنیت را دارند که افضل از دیگران بوده باشند. پس در جایی که عالم دین باشد، این فرد در حکومت مقدم بر کسانی است که در اجرای دین محتاج دیگران هستند. بدیهی است که اگر حاکم جامعه، دین دار و دین مدار نباشد، نه تنها دغدغه ای برای حاکمیت دین و اجرای احکام دینی را نخواهد داشت، بلکه دین و احکام دینی را مانع (۷ تا ۲۴) خواسته ها و سیاست های خود خواهد دید و خواسته های خود را مقدم بر دین خواهد دانست.

در طول تاریخ و در حکومت هایی که در قلمرو دین برپا بوده اند، همواره یک رقابت بر سر قدرت بین حاکمان و نمایندگان دین وجود داشته است. کم تر دوره ای را میتوان یافت که متولیان دین، رفتار و کردار حاکمان را مطابق با دین بدانند. همین کشمکش ها و اختلافات بر سر حکومت دین، نشان گر آن است که تا زمانیکه حاکم جامعه، خود عالم و عامل به دین نباشد، خواسته های دین برآورده نخواهد شد. پس باید دین و سیاست به وحدت برسند تا اختلافی نباشد؛ این شدنی نیست مگر آن که حاکمان جامعه از جامع دینی و متولیان دین برگزیده شوند.

۷. مقبولیت، شرط حکومت و بقای امارت

امام حسن (ع) فرموده اند: «ولّانی المسلمون الامر بعده؛ مسلمانان حکومت پس از حضرت امیر را به من سپردند» (ابوالفرج اصفهانی، ۱۳۸۵ق: ۳۶). امام حسین (ع) نیز برای حکومت همین نگاه را دارند و هیچ گاه نمیخواستند خود را بر مردم تحمیل کنند. از این رو زمانی به کوفه رفتند که مطمئن شدند مردم خواهان حکومت ایشان و پذیرای حضرت هستند. البته در این بین ، رای و نظر نخبگان و فرهیختگان جامعه و نیز اندیشه و نیات مردم برای حضرت مهم بوده است. هنگامی که فرستادگان کوفه در مکه خدمت حضرت رسیدند، امام پرسیدند: صاحبان این نامه ها کیستند؟ سفیران ، نام بزرگان کوفه از قبیل: شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، یزید بن حارث ، یزید بن رویم، عروه بن قیس و عمرو بن حجاج زبیدی را بردند. پس از آن امام، مسلم را فرستاد و فرمود: اکنون برادر، پسر عمو و مورد وثوقم را میفرستم ؛ از او خواسته ام تا احوال و امور و افکار شما را برایم بنویسد. اگر نوشت که بزرگان و اندیشمندان و خردمندان شما بر آن چه فرستادگان شما میگویند، هم داستانند، به زودی نزد شما خواهم آمد (طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۲۷۸؛ ابن اثیر، ۱۴۰۴، ج ۲: ۵۳۴؛ شیخ مفید، بیتا: ۲۰۴). گویا امام بدین امر نظر داشتند که مبادا این نامه ها و درخواست ها از سر احساس و بدون تدبر باشد و زمانیکه مشاهده فرمودند عقلای کوفه نیز چنین نظری دارند، رفتن به کوفه را پذیرفتند.

هم چنین وقتی آن حضرت به بصره نامه دادند، نامه را به چند تن از سران و معتمدین بصره نوشتند (طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۲۸۰؛ ابن طاووس، ۱۳۸۵ق: ۳۸). در گفت و گو با عبدالله بن زبیر نیز نامه های شیعیان و اشراف کوفه را از دلایل تصمیم به رفتن به کوفه میشمارد (طبری، ۱۴۰۶،ج ۳: ۲۹۴؛ ابن اثیر، ۱۴۰۴، ج ۲: ۵۴۶؛ ابن کثیر، ۱۴۰۸، ج ۸: ۱۷۲). موضع گیری امام در باب امارت عمرو بن عاص نیز موید همین مبنا است. آن گاه که معاویه از عمرو بن عاص دفاع و او را صحابی و از امیران رسول خدا (ص) معرفی کرد، امام حسین (ع) فرمود: اگر چه مصاحبت با پیامبر در آن زمان برای عمرو فضیلت بود، اما مردم امارت او را نپذیرفتند و رسول خدا(ص ) نیز عمرو را عزل و خود امور مردم را بر عهده گرفت (ابن قتیبه، ۱۳۶۳ش، ج ۱: ۲۰۸-۲۱۰؛ طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۲۴۸ ).

۸. امامت و خلافت ، میراثی از رسول خدا(ص )

معمولا نظام های سیاسی برای حکومت و ادار جامعه قاعده و قانون دارند. مسلمانان در امر حکومت پس از رسول خدا(ص ) دچار اختلاف شدند. شیعه معتقد به وجود قانونی است که بر اساس آن، کسانی خاص از اهل بیت پیغمبر حق حکومت دارند؛ اما سایر مسلمانان اگرچه از زمان خلیف نخست به بعد به قواعدی ملتزم شدند، ولی مقطع پس از رحلت پیامبر تا روی کار آمدن خلیف اول را، موقعیتی رهاشده و بدون قانون میشمارند؛ موقعیتی که مسلمانان مختار بودند هر تصمیمی بگیرند. پیجویی اندیشه و نظرات اعضای خاندان پیامبر در باب جانشینی و رهبری مسلمین از این باب مهم است که از سویی ما را با اندیش درون خاندان شخص اول اسلام آشنا میسازد و از دیگر سو تا حد زیادی به برداشت ها و تحلیل های درست در این زمینه کمک میکند.

امام حسین (ع) به عنوان یکی از اعضای برجست این خاندان، امامت و رهبری جامعه را حق خود و خاندان اش میدانست و معتقد بود که خلفای پیشین با دلایل ناموجه آن را گرفتند و مردم هم به ناچار پذیرفتند (طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۲۸۰؛ ابن اعثم، ۱۴۰۶، ج ۵: ۹۱). ایشان معتقد است که معاویه هم همان شیوه را به کار برده است (ابن قتیبه ، ۱۳۶۳ش ، ج ۱: ۲۰۸ – ۲۱۰؛ طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۲۴۸). هم چنین آن حضرت به استناد صلح امام حسن (ع) حکومت پس از معاویه را حق خود میدانست و میفرمود: معاویه نقض عهد و خلف وعده کرد و فرزند خود را حاکم ساخت.

امام حسین (ع) مسلم را نیز که فرستاد، علاوه بر پیبردن به صدق نامه های کوفیان، یکی از اهدافش گرفتن بیعت از مردم برای خود بود. آن حضرت در گفت وگو با عبیدالله بن حر جعفی (ابن اعثم، ۱۴۰۶، ج ۵: ۱۱، ۳۶ و ۸۳) و در سخنرانی خود برای سپاه حر بن یزید ریاحی نیز بدین حق تأکید فرموده است (شیخ مفید، بیتا: ۲۰۵ و ۲۰۶؛ طبری، ۱۴۰۶، ج ۴: ۳۰۳ و ۳۰۴ ). بنابراین یکی از اهداف امام حسین (ع) بازپس گرفتن حق خود و میراث جدش رسول خدا(ص ) بود و تلاش کرد تا امامت و رهبری را در مجرای خود قرار دهد.

ب: رفتار سیاسی امام حسین (ع)

۱. عزت مندی

سیر امام حسین (ع) در طول دوران امامت شان بر این اساس بوده است که هرگز زیر بار ذلت و خواری نروند. اگرچه در زمان معاویه همواره مدارا میکرد، اما در همان زمان نیز از بیان حق پرهیز نکرده و با وی اصطکاک سیاسی داشت. در زمان یزید، شرایط کاملا (۷ تا ۲۴ ) متحول شد و حاکم جدید با فشار و تهدید وارد میدان گردید. به همین خاطر امام هم ناگزیر شد راه دیگری برگزیند که چند مرحله داشت: نخست عدم سازش و عدم بیعت، دوم تغییر شرایط به سود دین و حق و عدالت، و سوم سرنگونی حکومت ظلم و جور در صورت موفقیت.

بر همین مبنا هنگامی که امام به دارالحکومه فراخوانده شد، در مسجد به عبدالله بن زبیر فرمود: من از بیعت با یزید خودداری خواهم کرد و زیر بار بردگی و ذلت نخواهم رفت (ابن اعثم ، ۱۴۰۶، ج ۵: ۱۲؛ طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۲۷۰). ایشان وقتی راه مکه را در پیش گرفت، شاهراه را برگزید. برخی از همراهان پیشنهاد دادند تا از بیراهه برود تا تعقیب کنندگان بر ایشان دست نیابند؛ اما امام فرمود: هرگز از ترس مرگ به بیراهه و کوه و شن زار پناه نخواهد برد (طبری،

۱۴۰۶، ج ۳: ۲۷۶؛ شیخ مفید، بیتا: ۲۰۲). یا زمانیکه شرایط پیروزی کاملا از بین رفت و امام بین تسلیم و مرگ مخیر شد، مرگ با عزت را بر تسلیم با ذلت ترجیح داد (طبرسی، ۱۴۰۳: ۳۳۶؛ ابن شهرآشوب، بیتا، ج ۴: ۱۱۰؛ ابن طاووس، ۱۳۸۵ق: ۵۹ ). حتی پاسخ ابن زیاد را نداد و فرمود: آیا چیزی بیش از مرگ خواهد بود؟ خوشا چنین مرگی (دینوری، ۱۹۶۰: ۲۵۳). هم چنین در یکی از گفت وگوهایش با سران سپاه کوفه که درخواست مصالحه با یزید را داشتند، بیعت ذلیلانه را از خود دور دانست (طبری، ۱۴۰۶، ج ۳: ۳۱۸؛ شیخ مفید، بیتا: ۲۳۴؛ ابن کثیر، ۱۴۰۸، ج ۸: ۱۹۴). بنابراین آن روایتی که میگوید امام سه پیشنهاد داد که یکی بیعت با یزید بود (ابن حجر، ۱۴۱۵، ج ۲:

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *