توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل الوهیت عیسی اصلی ترین مناقش?قرآن و مسیحیت؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل الوهیت عیسی اصلی ترین مناقش?قرآن و مسیحیت با 118 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل الوهیت عیسی اصلی ترین مناقش?قرآن و مسیحیت:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل الوهیت عیسی اصلی ترین مناقش?قرآن و مسیحیت به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل الوهیت عیسی اصلی ترین مناقش?قرآن و مسیحیت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل الوهیت عیسی اصلی ترین مناقش?قرآن و مسیحیت تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل الوهیت عیسی اصلی ترین مناقش?قرآن و مسیحیت :
مقدمه
در قرآن مکررا به انبیای سلف اشاره شده است. یکی از پیامبرانی که بیشترین توجه در آیات قرآن به او شده عیسای ناصری است. حدود ۱۰۰ آیه از قرآن متوجه اوست، به نحوی که تصویر نسبتاجامعی ازحیات وشخصیت عیسی درقرآن ارائه شده است. آیات مختلف قرآن، که گاهی نیزبه صورت پراکنده نکاتی رادربار عیسی میگوید، علاوه بر ذکرمجموعه ای از اطلاعات دربار عیسی، شخصیت اورابریک مبنای مشخص تحلیل وتصویرمیکند. هردوی این مسائل یعنی اطلاعات قرآن ونیزتصویر کلی عیسی ازدیرزمان موردتوجه مسیحیان بوده است.
متکلمان و مبلغان ومقامات دینی مسیحیت از همان قرون اولی اسلامی، باهدف دفاع ازآراءو عقائدرسمی مسیحیت، درمقام بحث وگفتگووعمدتامجادله دربار تصویرقرآن ازمسیح بوده اند.[۱] درمقابل مفسران قرآن ومتکلمان مسلمان ازدیدگاه اسلامی واردبحث شده اند و مباحث مفصلی رادراین زمینه طرح کرده اند.[۲] در دوره جدید از یک طرف به سبب ارتباطات و اختلاطات اقوام و مذاهب و از طرف دیگر در دسترس قرار گرفتن متون و منابع اسلامی و نیز تحقیقاتی که در خصوص قرآن از قرن ۱۹ به بعد انجام شد، امکان آشنایی و زمینه توجه به قرآن و تعالیم آن در غرب و جهان مسیحیت بنحو گسترده مهیا شد. در این فضای جدید رویکردهای دیگری در مواجهه با قرآن و به طور خاص مطالب آن درخصوص مسیحیت و عیسی ظهور کرد که نه سعی در تقابل و تخاصم، بلکه بیشتر تمایل به فهم قرآن دارد و تلاش میکند امکان فهم متقابل را ایجاد کند. البته در اینجا نیز میتوان رویکردهای مختلفی را از هم متمایز کرد. شاید حداقل بتوان دو رویکرد کلامی- تبلیغی و رویکرد تحلیل تاریخی- محتوایی را از هم متمایز کرد و بررسی نمود. در رویکرد کلامی- تبلیغی برخلاف نگاه قبلی که سعی درتقابل بین مسیحیت واسلام داشت، تلاش میشودوحدت وتطابق دیدگاه اسلام بامسیحیت نشان داده شود، البته عمدتابه این شکل که دیدگاه اسلام رابه مسیحیت نزدیک کنند. دراین نگاه باتکیه برعناصرمشترک سعی میشودموارداختلاف قرآن بادیدگاه مسیحیت به نحوی توضیح داده شودکه بادیدگاه مسیحیت اختلاف اساسی وجودنداشته باشدواختلاف عمدتاناشی ازنوع تأکیدبرعناصرمختلف فهم شودنه تعارض وتقابل. رویکرددیگر نگاه تاریخی وتحلیل محتوایی به متن است. دراین نگاه آیات قرآن برمبنای این فرض که هرپدیده ای زمینه و بستر و منشأ خاص خود را دارد مورد تحلیل قرار میگیرد و تلاش میشود با تحلیل محتوای آیات و کلمات و ساختاری که در آیات به کار رفته است، ریشه ها و ارتباطات تاریخی آیات قرآن با متون مذاهب وآرای گوناگونی که به لحاظ تاریخی میتوانسته اند باپیدایش قرآن ارتباط داشته باشند تحلیل و بررسی شود. در اینجا نیز برخلاف رویکرد مجادله گرانه در جهت فهم و تبیین تعالیم دینی اهتمام میشود.[۳] در این مقاله دیدگاهی که سعی در تقریب موضع قرآن و مسیحیت در خصوص الوهیت عیسی دارد بحث و نقد خواهد شد.
الوهیت عیسی در مسیحیت و تصویر قرآن از عیسی
مناقشه برانگیزترین مسئله بحث الوهیت عیسی است، چیزی که محور عقاید مسیحیت است و در مقابل، قرآن به صراحت در مقابل آن موضع دارد. مسیحیان برای عیسی الوهیت قائلند. فعلا لازم نیست به این بپردازیم که معنای الوهیت عیسی چیست، زیرا با توجه به تفسیرها و تبیین های متکلمان مسیحی این خود بحثی مستقل و بسیار پیچیده است.[۴] اما تعابیری که در خصوص عیسی به کار میرود میتواند این تصویر را تا حدودی نشان دهد.[۵] عیسی نزد مسیحیان خدا، پسر خدا یا خدای پسر و شخص دوم تثلیث، کلم ازلی خدا خوانده میشود. در آغاز انجیل یوحنا میخوانیم: «در ابتداء کلمه بود و کلمه با خدا بود و کلمه خدا بود… همه چیز به واسط او پدید آمد» اما کلمه در عیسای ناصری ظهور و تجلی میکند و از اینجا بحث تجسد به میان میآید و یکی از بحث های مهم و نزاع های اساسی نزد فرق مختلف مسیحی توضیح و تبیین تجسد و طبیعت مسیح است.[۶] به هر روی مسیحیان بر اساس این باور عیسی را عبادت میکنند.
اکنون با نگاهی به آیات قرآن در مییابیم که محوریترین منازع قرآن با مسیحیت بر سر الوهیت عیسی است. قرآن با صراحت و شدت فرزند خدا بودن عیسی، تثلیث و الوهیت او را نفی میکند و در مقابل او را پیامبری مانند سایر پیامبران میداند. قرآن عیسی را در آیات مختلف به این نحو تصویر کرده است:
قرآن عیسی را در زمر صالحانی مانند زکریا و یحیی و دیگران نام میبرد که آنها را بر دیگران برتری داده است.[۷] خداوند به عیسی همانند نوح و پیامبران بعد از او وحی کرد.[۸] و از هم آنها پیمانی محکم اخذ نمود.[۹] بر این اساس عیسی نیز حامل همان شریعت و دینی بود که خداوند به نوح، ابراهیم، موسی و بعدا به محمد ارائه داده است.[۱۰] بر این اساس در نظر قرآن عیسی یکی از پیامبران الهی است که از این جهت تفاوتی با سایر پیامبران ندارد و مادرش نیز زن صدیقه ای بود و هر دوی آنها (مانند هم انسان ها) طعام میخوردند.[۱۱] این مطلب در واقع مقدم نفی ادعای الوهیتی است که مسیحیان دربار او معتقدند. بحث قرآن در خصوص نفی الوهیت عیسی و تثلیث به طرق مختلف آمده است. قرآن آفرینش عیسی را به آفرینش آدم تمثیل میکند که خداوند او را از خاک آفرید و سپس به او فرمان داد که موجود شود و آن موجود شد.[۱۲] عیسی تنها بند خدا بود[۱۳] و هرگز از اینکه خود را بنده خدا بداند ابایی نداشت.[۱۴] بنابراین اهل کتاب نباید در دین خود غلو کنند و در مورد خدا جز سخن حق بگویند. همانا مسیح، فرزند مریم، پیامبرخدا و کلم او بود که به مریم القاء شد و روح خداست. پس از اهل کتاب خواسته میشود که به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورند و سخن از «سه» نگویند و این گفتار را پایان دهند که خیرشان در آن است.[۱۵] به همین صورت زمانی که خداوند به حواریون وحی کرد که به او و پیامبرانش ایمان بیاورند، حواریون از خدا خواستند که شاهد تسلیم آنها باشد.[۱۶] زمانی هم که عیسی کفر را نزد مردم احساس کرد درخواست کمک کرد و حواریون دعوت او را اجابت کردند و گفتند که به خدا ایمان دارند.[۱۷] کسانی که خدا را یکی در میان سه دانستند و مسیح فرزند مریم را نیز خدا تلقی کردند همانا کافرند و خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد. مسیح نیز از بنی اسرائیل خواست که خداوند را که پروردگار او و دیگران است عبادت کنند و اگر برای او شریک قائل شوند خداوند بهشت را بر آنها حرام میگرداند و جایگاهشان را در آتش قرار میدهد.[۱۸] هیچ بشری حق ندارد که اگر خداوند به او کتاب و نبوت داد به مردم بگوید که به جای خدا او را عبادت کنند.[۱۹] بر این اساس خداوند عیسی را مورد خطاب قرار میدهد و میپرسد که آیا او از مردم خواسته است او و مادرش را به عنوان دو اله در کنار خدا قرار دهند و عیسی ضمن تسبیح خداوند میگوید که هرگز چیزی جز آنچه حق دارد نمیگوید و تنها فرمان عبادت خداوند را به آنها رسانده است و خداوند بر همه چیز شاهد است. و به خدا میگوید اگر آنها را عقوبت کنی بندگان تو هستند و اگر ببخشی همانا شکست ناپذیر و دانایی.[۲۰] قرآن عیسی و مادرش را تنها آیت میداند[۲۱] و میپرسد اگر خداوند بخواهد مسیح و مادرش و هر آن که روی زمین است را هلاک کند چه چیزی میتواند مانع آن شود، خداوند فرمانروای آسمان و زمین و آنچه بین آن دوست میباشد، آنچه را بخواهد خلق میکند و بر هر چیز قادر است.[۲۲] آنها میگویند خدا فرزندی اختیار کرد، او پاک و منزه است از اینکه فرزندی داشته باشد، او غنی است و هر چه در آسمان و زمین است از آن اوست و همه فرمانبردار و عبد او هستند.[۲۳]
نگاه متکلمان مسیحی به تصویر قرآن از عیسی
واکنش مسیحیان به انتقادهای قرآن از الوهیت عیسی متفاوت است. مجادله گران مسیحی اولا تلاش دارند بگویند تصویر قرآن از تثلیث مطابق با اعتقاد مسیحیان نیست و آنها نیز چنین تصوری از تثلیث را قبول ندارند. به طور مشخص به دو آیه از قرآن میتوان اشاره کرد که مورد اعتراض آنهاست: و اذ قال الله یا عیسی بن مریم أ انت قلت للناس اتخذونی و امی الهین من دون الله (۵: ۱۱۶)؛ این آیه در کنار آیات متعددی که همسر و فرزند را از الله نفی میکند چنین میرساند که تثلیث مورد نظر قرآن به صورت خدا به عنوان پدر، مریم به عنوان مادر و عیسی به عنوان فرزند است. به عقید مسیحیان نه تنها مریم یکی از اشخاص تثلیث نیست، بلکه فرزند خدا بودن عیسی نیز به این صورت مورد قبول نیست. آی دیگر این است: لقد کفر الذین قالوا ان الله ثالث ثلاثه
(۵: ۷۳)؛ مجادله گران مسیحی میگویند معتقد نیستند خدا سومی سه تاست. آنها تعبیر «یک خدا در سه شخص» را ترجیح میدهند و سعی دارند بگویند این تعبیر معنای متفاوتی دارد.[۲۴]
گاهی نیز به نحو دیگری دفاع میکنند. آنها میگویند که خود قرآن به یک معنی الوهیت عیسی را قبول کرده است. به عنوان مثال میتوان به حمل بدون مجامعت مریم و تشبیه خلقت عیسی و آدم که در قرآن وارد شده است اشاره کرد، در نظر مسیحیان عیسی کلم متجسد خداست و این معنایی استعاری ندارد، حال اعتقاد به حمل بدون مجامعت مریم در واقع توضیح و تکمیل همین اعتقاد است. اهمیت این اعتقاد نزد مسیحیان بدین سبب است که توضیح میدهد چگونه عیسی کلم متجسد الهی است و لذا الوهیت دارد. او از نسل ابنای بشر نیست، بلکه کلم متجسد الهی است. در حالی که آدم ابوالبشر به واسط ارتکاب معصیت هبوط کرد و از مقام الوهیش تنزل یافت و لذا تمامی ابنای بشر که وارثان آدم اند فاقد مقام الهی هستند چرا که مبتلا به گناه ذاتی اولیه هستند، عیسی از پدری بشری که مورث این معصیت و تنزل باشد به وجود نیامده است، بلکه از خداوند است که پدر آسمانی است و لذا واجد الوهیت است. حال این دسته از متکلمان مسیحی سعی بر آن دارند این معنا را در قرآن نیز بیابند و نشان دهند به رغم آنکه قرآن مسیحیان را به سبب اعتقاد به الوهیت عیسی مورد عتاب و انتقاد قرار داده است، با ذکر تعالیم اساسی مسیحیت به طور ضمنی ما را به همان اعتقادات فرامیخواند: قرآن حمل بدون مجامعت مریم و اینکه حمل از طریق نفخ الهی صورت وقوع یافت را به تصریح بیان کرده است (التی أحسنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا(۶۶: ۱۲)؛ همچنین ۱۹: ۱۷ الی ۱۷: ۲۱؛ ۲۱: ۹۱؛ ۴: ۱۵۶) و آن را به خلقت آدم تشبیه میکند (إن مثل عیسی عند الله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون(۳: ۵۹))، از طرفی خداوند پس از خلقت آدم و اعمال نفخ الهی و قبل از هبوط وی ملائک را امر به سجده بر آدم کرد (فقعوا له ساجدین(۳۸: ۷۲)) و همه جز ابلیس که استکبارا و کفرا امتناع کرد، امتثال امر نمودند (۳۸: ۷۲). سجده بر آدم به خوبی مؤید مقام الوهیت اوست چرا که سجده جز در مقابل مقام الوهیت جایز نیست. اکنون در حالی که آدم با عصیان و ارتکاب معصیت از مقام عصمت و الوهیت تنزل کرد و دیگر شایست عبادت نیست، مسیح که آدم دوم است از مقام عصمت و الوهیت خود تنزل نکرد، زیرا به تصریح قرآن خدا او را به حضور خود عروج داد (بل رفعه الله الیه ۴: ۱۵۸)؛ لذا برخلاف آدم واجد الوهیت و شایسته عبادت است.[۲۵]
در مقابل این رویکرد، کسانی که رویکرد تبلیغی دارند تلاش میکنند دیدگاه اسلام و مسیحیت را به هم نزدیک کنند. کار آنها چند محور دارد اولا انتقادات قرآن را متوجه غیر مسیحیان یعنی مشرکان یا متوجه برداشت های برخی فرق مسیحی میدانند. دوم آنکه تلاش میکنند فهمی از آیات قرآن ارائه دهند که کمترین فاصله را با دیدگاه مسیحیت داشته باشد.
سوم آنکه برخی از باورهای مسیحی و عبارات کتاب مقدس را به نحوی توضیح میدهند که با برداشت قرآن نزدیک باشد.
یکی از انتقادهای قرآن که مکررا تأکید شده است نفی فرزند از خداوند است. اما این آیات متوجه چه کسانی است؟ مونتگومری وات مدعی است «در متن قرآن هر جا که نفی ولد از خدا میشود در درج اول باید آن را متوجه مشرکان دانست مگر آنکه تصریحی به عیسی داشته باشد» (۳۱۸. Watt, Muhammad at Medina, p) کسانی مانند لدیت، زاینر و پاریندر نیز چنین موضعی دارند. به عقید آنها این مشرکان بودند که خدا را به صورت پدر جسمانی برای بتان در نظر داشتند و آیات قرآن عمدتا متوجه نفی عقید آنهاست، اما برخی آیات نیز وجود دارد که متوجه مسیحیت است و این بدان سبب است که گاهی به اشتباه از مسیحیت نیز برداشتی میشد که شبیه تصور مشرکان از فرزند داشتن خدا بود. اما به عقید ایشان، مسیحت رسمی با قرآن هم عقیده است که یک حقیقت وجود دارد که «لم یلد و لم یولد»۱۱۲: ۳، و نفی اینکه مریم همسر خدا[۲۶] و خدا پدر جسمانی عیسی باشد، و مخالف است با اینکه «ان الله ثالث ثلاثه»(۵: ۷۳).
از طرفی آنها به توصیفات قرآن از عیسی مانند تعظیم و ستایش عیسی و مریم و اینکه عیسی از مادر باکره زاده شده و اینکه عیسی همان مسیح است و نیز معجزات منسوب به او اشاره میکنند که مورد تأیید مسیحیت رسمی است و برخلاف گروه قبل که سعی داشتند این موارد را به عنوان نوعی تضاد و تعارض در قرآن جلوه دهند، ایشان آن را مبنایی برای نفی تعارض دیدگاه قرآن با مسیحیت قرار میدهند و مثلا عنوان میکنند که این توصیفات نشان میدهد در نظر قرآن نیز عیسی فراتر از یک انسان است. فیالمثل لدیت مدعی است قرآن تجسد کلم خدا را که از ابتداء با او بوده و در کار خلق با او بوده است، تأیید میکند. استدلال او چنین است که قرآن در روایتی از بشارت عیسی را تحت عنوان «کلمه» و «من المقربین» خوانده است (۳: ۴۵).[۲۷] البته اگر تنها گفته شده بود که «از مقربین» است معنایش تنها میتوانست این باشد که او تجسد یکی از ارواحی (ملائکه) است که نزد خدا حاضرند.[۲۸] اما از آنجا که او همچنین تحت عنوان «کلمه» نامیده شده است از سایر ارواح متمایز است از این جهت که واقعیتی خارج و متمایز از خدا نیست، بلکه از وجود وصف ناپذیر او ناشی شده است، همان طور که کلمه پیش از اداء شدن در ذهن ما صورت میپذیرد.[۲۹]
اما در مقابل سخن لدیت ما شاهد آن هستیم که قرآن اهمیت خاصی برای عنوان «کلمه» که بر عیسی اطلاق شده قائل نیست، بلکه اتفاقا خلاف این استنباط را دارد. «یا اهل الکتاب لاتغلوا فی دینکم و لاتقولوا علی الله إلا الحق إنما المسیح عیسی بن مریم رسول الله و کلمته القاها إلی مریم و روح منه»(۴: ۱۷۱). زاینر متذکر این مسئله شده است، او ادام آی فوق را مورد توجه قرار میدهد که میگوید «سبحانه ان یکون له ولد»(۴: ۱۷۱)، در عین حال معتقد است این آیه تصور اینکه خدا بخواهد پدر جسمانی برای مسیح باشد را نفی میکند. این آیه به عقید او تأکید بر این دارد که عیسی تنها رسول خدا و کلم او و روح اوست، یعنی او از طریق آمیزش جسمانی پدید نیامده است، بلکه با نفخ الهی پدید آمد و این یعنی همان چیزی که در نظر مسیحیت رسمی تحت عنوان «کلمه متجسد» میآید(۲۰۱. Zaehner, p).
اما حتی با پذیرش این استدلال باز به نظر تفاوتی مهم وجود دارد، زیرا مسیحیان بر این اساس عیسی را مستحق عبادت میدانند. با وجود این به عقید لدیت حتی ردی از این مسئله نیز در قرآن میتوان یافت. آنجا که پس از دمیده شدن نفخ الهی در آدم، خداوند دستور سجده بر او را صادر میکند «اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا من طین فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین»(۳۸: ۷۱، ۷۲). او استدلال میکند که در اینجا «آدم» به کار نرفته است[۳۰] بلکه «بشر» گفته شده است و آن را به عیسی تفسیر میکند که مطابق رأی پولس آدم دوم است.
زاینر نیز براساس آنکه قرآن خلقت عیسی را به خلقت آدم قیاس میکند «ان مثل عیسی عند الله کمثل آدم»(۳: ۵۹)، استدلال میکند که آدم به عنوان وجود الهی در قرآن تلقی شده است زیرا در غیر این صورت سجده بر او جایز نبود. با قیاس خلقت عیسی به آدم به نحوی نظری مسیحیت که عیسی آدم دوم است پذیرفته شده است، نتیجه آن است که عیسی که معصوم است شایست عبادت است مانند آدم، اما در حالی که آدم به واسط گناه روح الهی را از دست داد، عیسی چنین نبود و به همین جهت خدا او را بالا برد و بنابراین برای همیشه شایست عبادت است (۲۰۶. Zaehner, p). لذا زاینر معتقد است قرآن صراحتا هیچ اعتقاد مشخصی در مسیحیت را، جز بنوت عیسی برای خدا، نفی نکرده است و آن نیز دلیل مشخص دارد زیرا جز برای کسانی که در الهیات مسیحی تعلیم دیده باشند، این تعبیر سوء فهم را بدنبال خواهد داشت (۲۱۶. ibid, p).
پاریندر در توضیح همین مسئله میگوید مخاطب انجیل و عیسی یهودیان بودند، کسانی که افکارشان در فضای دین ابراهیمی، که دینی توحیدی است، شکل گرفته بود، بنابراین عهد جدید تعبیر «ابن الله» را برای عیسی به کار میگیرد؛ اما مخاطب قرآن مشرکانی هستند که برای خدا همسر و فرزند قائل بودند. در چنین فضایی است که قرآن از تعبیر «ابن الله» به شدت احتراز دارد. (Parrinder, p. 136)
اما اساسا خود تثلیث را چگونه میتوان توضیح داد که با اصل توحید در تضاد نباشد؟ یا به عبارتی الهیات مسیحی که زاینر از آن سخن میگوید تثلیث را چگونه تعبیر میکند که منافی توحید نباشد؟ به عقید این گروه، مسیحیت در اینکه خدا یکی است با اسلام کاملا همرأی است.
«به جز یک خدا خدای دیگری نیست» (نامه به قرنتیان، ۸: ۴)؛ به عقید آنها نزاع اسلام و مسیحیت نزاع توحید و شرک نیست و قرآن نیز مسیحیان را مشرک نمیداند، بلکه نزاع قرآن بر سر چگونگی تعبیر توحید است و تثلیث را از این جهت مورد انتقاد قرار میدهد(ibid).
تعبیر رسمی مسیحیت از تثلیث «سه شخص در یک خداست»؛ پاریندر معتقد است که «شخص» در اینجا قدری ابهام دارد، زیرا منظور یک جوهر و فرد متمایز نیست، بلکه کلم persیna که در لاتین به معنی نقاب است در اینجا مبین جنبه یا حیثیت واقعیت است، یعنی واقعیت در سه لحاظ مختلف. او این مسئله را با صفات و اسمای الهی در قرآن مقایسه میکند که وحدت و محض بودن خدا در عین حال با کثرتی از اسماء و صفات همراه است و این اسما و صفات در واقع بیانگر غنای واقعیت است. همان طور که در قرآن نیز طرح شده است، این کثرت و تنوع در واقعیت با وحدت واقعیت منافاتی ندارد. به همین جهت است که قرآن میگوید: «ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها» (۷: ۱۸۰)؛ «قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی» (۱۷: ۱۱۰). در واقع وحدت محض بیفایده و بینتیجه است و تعالی محض هرگونه ارتباط و فهمی را منتفی میکند. خدای یگانه چون رحمان و سمیع و متکلم است میتوان با او ارتباط داشت.
به عقید این گروه از متکلمان مسیحی، مسیحیت نیز تلاش داشته است غنای الوهیت و کثرتی را که همراه وحدت الهی است توضیح دهد و تثلیث در واقع همین است و همان نقشی را که صفات الهی در قرآن دارند تثلیث در مسیحیت ایفا میکند. قرآن خود کلام خداست یعنی تجلی و ظهور مطلق. به همین ترتیب مسیحیان معتقدند خداوند در عیسای ناصری ظهور و تجلی یافته است.[۳۱]
فارغ از بحث بر سر امکان مقایس صفات واسمای الهی در قرآن با تثلیث در مسیحیت، به نظر میرسد آنچه بیان شد بیش از صرف مقایسه و تشابه دو مسئله در قرآن و مسیحیت است، بلکه در اینجا بحث اسماء و صفات الهی در قرآن زمینه و طرحی تلقی شده است که بر مبنای آن تثلیث میتواند توضیح داده شود و روایتی از تثلیث ارائه شود که در ساختار توحید قابل فهم باشد.
اگرچه کسانی که این تبیین را ارائه میکنند به این مسئله تصریح نکرده اند اما میتوان گفت به طور ضمنی آن را پذیرفته اند، زیرا خود تصریح دارند که در قالب عبارات رسمی و
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.