توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و قیام انقلابی مردم مسلمان!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و قیام انقلابی مردم مسلمان بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و قیام انقلابی مردم مسلمان از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و قیام انقلابی مردم مسلمان شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و قیام انقلابی مردم مسلمان استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و قیام انقلابی مردم مسلمان با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و قیام انقلابی مردم مسلمان قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و قیام انقلابی مردم مسلمان حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و قیام انقلابی مردم مسلمان به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و قیام انقلابی مردم مسلمان :
دست خدا
در دهم آبان اعتصابات رو به گسترش ادارات، سازمان ها، کارخانه ها و صنایع به بخش نخاعی، یعنی صادرات نفت رسید. صدور نفت به خارج از کشور قطع شد و تولید آن فقط به اندازه مصرف داخلی ادامه یافت. ارتش، تأسیسات مهم نفتی را اشغال کرد. مدت ها بود که شعاع اعتراضات از مرزهای قومی و مذهبی گذر کرده بود. مردم آذرشهر آذربایجان با ۱۲ کشته و اهالی سنندج کردستان با ۱۱ کشته صدای پیچیده در جغرافیای ایران را تکرار کرده بودند. دانش آموزان را باید پیشران تظاهرات و اعتراض های همگانی در این روزها دانست. اول آبان در شهر گرگان یازده دانش آموز با گلوله مأموران حکومتی زخمی شده بودند. آنان تصمیم به پایین کشیدن مجسمه شاه داشتند. سوم آبان در شهرضا یک جوان در این راه جان خود را از دست داده بود. چند روز بعد در بروجرد دو جوان دیگر هنگام یورش به مجسمه محمدرضا پهلوی کشته شده بودند. آنها پیش از این تصاویر شاه و خاندان او را از دیوار کلاس های درس برداشته، و نام برخی از مدارس نام گذاری شده به اسم خاندان سلطنتی را تغییر داده بودند.
هر رویدادی که در ایران رخ می داد، نمایشی از تند شدن شیب سقوط نظام پادشاهی بود. تک گدازه های اعتراض و فداکاری که در زمستان ۱۳۵۶ و بهار ۱۳۵۷ از بلندای کشور جهیده بود، در پاییز ۵۷ به آتش فشانی فعال تبدیل گشت. اقدامات ریز و درشت هیأت حاکمه از احضار و بازداشت دولت مردانی چون نعمت الله نصیری و امیرعباس هویدا تا راه اندازی پدیده چماق به دستان و به هم ریختن شهرهایی چون گرگان، همدان و زنجان، کمکی به خاموشی و سردی آن گدازه های روان نمی کرد.
در آیینه چنین جنبشی بود که امام خمینی فروپاشی نظام شاهنشاهی را به روشنی می دید. «من مطمئن هستم که شاه از این مبارزات کنونی علیه خود و سلطنت خاندانش جان سالم به در نخواهد برد.» امام خمینی این جمله را در پاسخ به پرسشی از خبرنگار روزنامه انگلیسی گاردین گفت. او امروز، دهم آبان، سه گفت وگوی رسانه ای با روزنامه لاکروا، چاپ ایتالیا، رادیو تلویزیون اتریش و گاردین داشت؛ و آنچه به خبرنگار رادیو تلویزیون اتریش گفت تصویری از آینده ایران منهای شاه بود. «با قیام انقلابی ملت، شاه خواهد رفت و حکومت دمکراسی و جمهوری اسلامی برقرار می شود. در این جمهوری یک مجلس ملی، مرکب از منتخبین واقعی مردم، امور مملکت را اداره خواهند کرد. حقوق مردم، خصوصاً اقلیت های مذهبی، محترم بوده و رعایت خواهد شد. با احترام متقابل نسبت به کشورهای خارجی عمل می شود. نه به کسی ظلم می کنیم و نه زیر بار ظلم می رویم.»؟
واژه های واژگون
پس از آزادی ۱۱۲۶ زندانی سیاسی در سوم آبان، جراید از زبان ناصر مقدم، رئیس ساواک، نوشتند که ۱۰۰ زندانی سیاسی دیگر در زندان ها بسر می برند و تا نوزدهم آذر همگی آزاد خواهند شد. گویا حساب آقایان سید محمود طالقانی و حسینعلی منتظری با دیگر دربندشدگان فرق می کرد که جداگانه و به دستور شخص شاه در هشتم آبان آزاد شدند. جایگاه اجتماعی این دو روحانی مبارز، نام، تصویر، مصاحبه و رویکرد مردم به آنان را به صفحه روزنامه ها کشاند. امام خمینی نیز در یازدهم آبان در دو پیام جداگانه به آن دو، ضمن تمجید از مجاهدت های ایشان، نکته ای که بارها آن را گفته و نوشته بود، تکرار کرد. او می دانست که نقش راهبری آقایان طالقانی و منتظری در ایران مؤثر است و این دو پیام تکثیر و در بین مردم پخش خواهد شد ازاین رو به هر دو نوشت که ملت ایران «با چه منطق ممکن است از خیانت ها و جنایت های بی پایان این اهریمن جهنمی بگذرد و به مقام سلطنت غیرقانونی او سر نهد؟ ما با این منطق، مخالف، و کسانی که با آن موافق اند با ملت و ما، که خدمت گزار ملتیم، موافق نیستند» و همین مضمون را برای آقای منتظری یاد کرد: «ما با بودن رژیم حاضر، دمکراسی را هم، به فرض محال اگر تأمین گردد، نمی پذیریم. ملت نمی تواند از خون جوانان عزیز خود و خیانت های چندین ساله صرف نظر کند.»
امام خمینی در گفت وگوی امروز خود با رادیو تلویزیون لوکزامبورگ، تظاهرات دیروز مردم در شهرهای تهران و قم را در تجلیل از آقایان طالقانی و منتظری دانست. دیروز/ دهم آبان تظاهرات و راهپیمایی پرشوری در تهران و قم رخ داده بود. گفته شد دویست هزار نفر گل به دست به دیدن آقای طالقانی رفته بودند. در قم نیز راهپیمایی مردم به در خانه آقای منتظری رسیده بود. نیمی از بازار و مغازه های شهر نیز تعطیل شده بود.
دومین مصاحبه آقای خمینی در این روز با روزنامه ایتالیایی پائزه سرا بود. خبرنگار این نشریه گفت، حال که حکومت هایی چون عربستان که نام اسلام را یدک می کشند، جهان غرب را منزجر نمی کنند، نظام توحیدی در جمهوری اسلامی چه مشخصاتی دارد [که غرب از آن وحشت می کند؟] آیت الله گفت که ما کاری برای خوشامد غرب نخواهیم کرد. «مگر سایر دولت ها در تعیین خط مشی سیاسی خودشان و با تعیین نوع حکومتشان به آرای ملت ایران مراجعه می کنند؟» و در برشماری ویژگی های جمهوری اسلامی افزود که زمامداران این حکومت نمی توانند با سوءاستفاده از مقام، ثروت اندوزی کنند و یا امتیازی برای خود کنار بگذارند. در همه جا به آراء همگانی رجوع خواهد شد. سلطه بیگانگان در سرنوشت مردم پذیرفته نمی شود. مطبوعات در نشر حقایق آزاد هستند. گردهم آیی ها، اگر مصالح عمومی را به خطر نیندازد، آزاد است. حد و مرز این آزادی ها در قاموس اسلام مشخص شده است.
محور سخنان امروز آیت الله خمینی برای دیدارکنندگانش در نوفل لوشاتو، پرداختن به واژه های واژگون بود؛ لغت های زیبایی که مفهوم آنها در ایران دیگرگون شده است. او با اشاره به دیدار رضا پهلوی، پسر بزرگ شاه با جیمی کارتر و پشتیبانی دیگر بار رئیس جمهور آمریکا از محمدرضا پهلوی، گفت که کارتر هم این واژه ها را با مفهوم دیگر به کار می برد و می گوید شاه به مردم ایران آزادی داده است. گفتنی است رضا پهلوی در این زمان برای آموزش خلبانی هواپیماهای جنگی در آمریکا بسر می برد. دیدار جیمی کارتر با او، آن هم در حوالی سالگرد تولد ولیعهد نهم آبان، نشان دهنده حمایت دولت آمریکا از پادشاه ایران و نظام سیاسی حاکم بر کشور بود. کارتر در این دیدار گفته بود «ما برای شاهنشاه بهترین آرزوها را داریم و امیدواریم به زودی مشکلات جاری را حل کنند.» او از اقدامات شاه برای توسعه دمکراسی تشکر کرده بود. آقای خمینی گفت که [ترجمه] آزادی در ایران همان اختناق است؛ فضای باز سیاسی یعنی جلوگیری آزادی قلم و بیان؛ اصلاحات ارضی یعنی انهدام و نابودی کشاورزی؛ انقلاب سفید یعنی سیاه [بخت کردن سرنوشت ملت]؛ حزب فراگیر رستاخیز همان [دیکتاتوری] است. امام خمینی افزود که مردم معادل حقیقی این واژه ها را دریافته اند و می دانند که بر سر دو راهی مرگ و زندگی ایستاده اند. اگر ادامه سلطنت شاه پذیرفته شود، یعنی نابودی مملکت اسلامی؛ و این بالاترین خیانتی است که می شود به اسلام و کشور کرد. بقای نظام شاهنشاهی و تعهد شاه به قانون اساسی مشروطه [یعنی مرگ.] «اگر این قدم را ما سست بگیریم و بگوییم حالا ما به همین حد [سلطنت شاه و نه حکومت او رضایت بدهیم] قلم های ما را خرد خواهند کرد. این دفعه اگر این مار زخمی گرم بشود، همچون زهری بر ایران و ایرانی خواهد زد که تا ابد سرش را نتواند بلند کند. دیگر تا آخر ایرانی روی زندگی و روی آزادی و روی استقلال نخواهد دید.»
نخست وزیری جبرائیل امین
امام خمینی از مهدی عراقی خواسته بود دست کم یک ماه در نوفل لوشاتو بماند. ماند و مدیریت امور داخلی آنجا را به عهده گرفت. نخستین نمود حضور او در تدبیر منزل نظم بخشی به خورد و خوراک کسان مستقر در آنجا و میهمانان گاه چند صد نفری هر روزه بود. پیش از این محمد کیارشی، از باشندگان اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا، وعده های سه گانه صبحانه و ناهار و شام را تهیه می کرد. مدتی خانم سرور طلیعه، همسر ابراهیم یزدی، پخت وپز غذای امام و شاید دیگران را برعهده گرفته بود. عراقی کنار آن باغچه گاز و دیگ و دیگر اسباب آشپزی را چید. برنامه غذایی او پیچیده نبود. ظهرها با آبگوشت و شب ها با سیب زمینی و تخم مرغ پذیرایی می کرد. حضور گهگاه گوجه فرنگی در وعده شام به برنامه غذایی او تنوع می بخشید! گوشت از کجا و چگونه خریداری می شد؟ از یک قصاب تونسی که ذبح شرعی را، هم به رسم شیعیان و هم به آیین مذاهب چهارگانه اهل تسنن، آموخته بود. اما عراقی یک بار به سبک هیئات، خود و دوستان همراهش، اقدام به کشتن و سلاخی گوسفند کردند. رو به قبله سر بریدند و آویزانش کردند. آیت الله از موضوع باخبر شد و آبگوشت آن روز را نخورد. به عراقی گفت که این کار شما خلاف قوانین دولت فرانسه است؛ نمی خورم. «خانم (مرضیه) دباغ روزی به من گفت همین مسئله یک بار دیگر و هنگامی که برادران چند عدد مرغ را ذبح کرده بودند پیش آمد که امام با حالتی معترضانه از خوردن آن غذا خودداری کردند.»
از دیدارهای خصوصی امروز دوازدهم آبان آیت الله روایتی در دست نیست، اما گویا دیروز شیخ محمدمهدی شمس الدین که از بیروت به پاریس آمده بود، با امام خمینی دیدار و گفت وگو کرده بود. شیخ پیش از مهاجرت از عراق به لبنان در سال ۱۳۴۸ش، حدود چهار سال از دوره تبعید آقای خمینی را درک کرده بود. آشنایی نزدیک آن دو چه بسا در این بازه رقم خورده باشد. آقای خمینی در سخنرانی امروز خود از بیهودگی حکومت نظامی گفت و با این پیش بینی که ممکن است دولت نظامی مقدرات کشور ایران را بر عهده گیرد، افزود که آن هم بسان حکومت نظامی مستقر در دوازده شهر ایران، شکست خواهد خورد. او اجرای هر طرحی را برای ادامه سلطنت شاه ناکارآمد دانست و گماردن رجال دور از دستگاهی که تار بدنامی بر آنان تنیده نشده را بی اثر خواند و افزود که حتی بر فرض محال اگر شاه بتواند جبرائیل امین را هم به نخست وزیری برساند، کاری غیرقانونی کرده است و پذیرفتنی نیست، چراکه بنیان سلطنت پهلوی خلاف قانون اساسی مشروطه بوده است؛ مجلس مؤسسان که در ۱۳۰۴ش با دغل کاری رضاخان و فرماندهان لشکر او تأسیس شده، بنای سلطنت را در خاندان پهلوی گذاشته بود، قانونی نبود. آیت الله اضافه کرد، فارغ از وجهه غیرقانونی سلطنت پهلوی، ملت ایران یک صدا متقاضی رفتن شاه است؛ اگر شهادت بدهند که چنین فریادی از ملت ایران به گوش نمی رسد «از قولمان برمی گردیم، می رویم سراغ زندگی مان.»
بار دیگر امینی
در ایران نام علی امینی، نخست وزیر اسبق ایران (۱۳۴۰-۴۱ش) پس از ملاقات با محمدرضا پهلوی در دهم آبان ماه بیش از پیش بر سر زبان ها افتاد. از او به عنوان کسی که می تواند کابینه آشتی یا کابینه ائتلاف ملی تشکیل دهد یاد می شد. او به برخی از روزنامه های ایران گفت که درباره مسائل حیاتی کشور با شاه گفت وگو کرده، اعلی حضرت را آماده احیای مشروطیت و پذیرش نقشی که قانون اساسی به پادشاه داده، یافته است. امینی گفت که چاره بحران کنونی ایران اجرای قانون اساسی، پیشرفت قدم به قدم و جلوگیری از به هم خوردن بنیاد مملکت [= نظام سیاسی حاکم] است. مواضع سیاسی علی امینی برای هیأت حاکمه ایران روشن بوده و در آن شرایط، فاصله سلیقه سیاسی شاه و نخست وزیر گذشته اش به کمترین اندازه خود رسیده بود. امینی معتقد بود در ایران باید رژیم سلطنت باقی بماند وگرنه جنگ داخلی موجب تجزیه ایران می گردد. و در شرایط فعلی هیچ کس صالح تر و بهتر از شاهنشاه آریامهر نیست روحانیت مورد احترام ما است ولی نباید در امور دولت و مملکت دخالتی بکنند و دستگاه حکومت هم باید برنامه کار خود را با اصول مذهب تطبیق دهد که رنجشی در بین جامعه روحانیت ایجاد نشود.»
امام خمینی هم در سخنرانی سیزدهم آبان و هم در گفت وگوی آن روز خود با رادیو تلویزیون سوئد به این مسئله پرداخت و گفت که پس از شکست دولت آشتی ملی، یکی از شاه دوستان آمریکاخواه خیال نخست وزیری دارد. آیت الله گفتار علی امینی را به احتمال زیاد از رادیو ایران شنیده بود. امینی در آن مصاحبه رادیویی گفته بود که آقای خمینی در پانزده سال گذشته، زجر بسیار دیده و مواضع امروز او به دلیل همان گذشته دردآلود اوست؛ آیت الله وطن پرست است و اگر از مواضع یک سویه خود کوتاه نیاید موقعیت جغرافیای سیاسی ایران به خطر خواهد افتاد. [تجزیه خواهد شد و یا به دهان ابرقدرت ها خواهد افتاد.] خوب است گذشت کنند. امام گفت که من زجری نکشیده ام. روزی که مرا در قم بازداشت کردند و به باشگاه افسران تهران بردند، آنجا را بهتر از خانه خودم دیدم. بعد از آن در زندان و خانه ای که آنجا تحت نظر بودم، بد نگذشت. ترکیه بهتر از ایران بود. نجف هم که خانه خودم بود. این باغچه ای که در آن نشسته ایم، بهتر از خانه قم است. سخنان امام آشکارا آمیخته با طنز بود. برخی از حاضران شادابی آن روز آیت الله را به یاد دارند. با این که از اقامت در فرانسه دل خوش نبود، حال عمومی امام بهتر شده بود. «حاج احمد آقا می گفت: وضع جسمی امام به مراتب بهتر از نجف است. بسیاری از دردها و مشکلات جسمی امام اینجا رفع شده و بسیار سرحال است. می گفت: امام در نجف کمر درد داشت، قلبش ناراحت بود، ولی همه آن ناراحتی ها تمام شده است.» امام افزود: «زجرمان زجر این ملت است. من وقتی صورت آن مردهایی که بچه هایشان و پسرهایشان را کشتند در ذهنم می آید، زجر می برم. من وقتی آن مادری که یقه اش را پاره می کند، در مقابل [نظامیان]… که بیایید من را بکشید، شما که جوانم را کشتید… این زجر می دهد ما را؛ نه این که به من… بد گذشته؛ زجر دیده ام. نه، خیلی هم خوش گذشته. آنچه که مرا زجر می دهد آن مصیبتی است که بر ملت وارد شده. مسلمان اگر بر ملت خودش زجر نبرد مسلمان نیست. امام گفت [امینی] طوری از ایران حرف می زند که انگار ما اطلاعی از این موضوع نداریم. او می گوید با بودن شاه خطری ایران را تهدید نخواهد کرد و در نبود او مملکت به دست ابرقدرت ها خواهد افتاد! آیت الله پرسید مگر نه این است که در دوره سلطنت پهلوی، ابرقدرت ها بر ایران مسلط شدند؟ «این ها الآن سلطه ندارند بر ما! و اگر شاه برود سلطه پیدا می کنند؟! اگر یک حکومت اسلامی پیدا شد که نص قرآنش این است که نباید غیرمسلم بر مسلم مسلط باشد، آن وقت مسلط می شوند این ها؟؟ [برعکس]… وضع جغرافیایی مملکت ما اقتضای این را دارد که برای جلوگیری از هر دو قدرت و تأمین صلح در این جای دنیا، یک قدرتی در کار باشد؛ نه انگلی.»
آقای خمینی اشاره ای هم به دوره نخست وزیری امینی کرد و افزود که در زمان او طرح اصلاحات آمریکایی به جریان افتاد. «و من همان بودم که به شما پیغام دادم که آقا نکن این کار را. این، زراعت ما را به زمین می زند. خدا می داند به فرستاده ایشان گفتم که نکنید این کار را… تو بودی که زراعت مملکت را به زمین زدی برای خاطر آمریکا. حالا شما می خواهید اصلاح بکنید؟» حرف آخر آقای خمینی این بود که ببینید مردم چه می خواهند؛ همان را به ایشان بدهید. آنها استقلال و آزادی می خواهند، نه حکومت پهلوی.
دومین دیدار با سنجابی
در چهاردهم آبان، یک هفته پس از ملاقات نخست کریم سنجابی با امام خمینی، دیدار دوم دست داد. آیت الله پیش از ملاقات دوم از سنجابی خواسته بود موضع خود را در برابر سلطنت شاه و نظام سیاسی ایران روشن کند. او پیش از ترک تهران در گفت وگو با جراید، جبهه ملی را پاسدار قانون اساسی دانسته و آن را در هر زمان قابل اجرا توصیف کرده بود. سنجابی در چند روز اقامت خود در پاریس از نزدیک با دیدگاه امام خمینی درباره آینده سیاسی ایران آشنا شده بود و می دانست که برای اعلام همسویی جبهه ملی با رهبر انقلاب باید جهت گیری خود را نسبت به بود و نبود شاه و خاندان او آشکار کند. تا این که «من این طرح سه ماده ای را به خط خودم نوشتم و خدمتشان فرستادم. ایشان به خط خودشان واژه استقلال را به آن اضافه کردند. آن وقت امضاء کردم و فردای آن روز فرستادم خدمتشان.»
دست نویس سنجابی چنین بود: «۱- سلطنت کنونی ایران با نقض مداوم قوانین اساسی و اعمال ظلم و ستم و ترویج فساد و تسلیم در برابر سیاست های بیگانه فاقد پایگاه قانونی و شرعی است. ۲- جنبش ملی اسلامی ایران با وجود بقاء نظام سلطنتی غیرقانونی با هیچ ترکیب حکومتی موافقت نخواهد کرد. ۳- نظام حکومت ملی ایران باید بر اساس موازین اسلام و دموکراسی و استقلال به وسیله مراجعه به آراء عمومی تعیین گردد.»؟
در آن دیدار بار دیگر آیت الله خمینی استدلال های خود را درباره چرایی فرصت ندادن به محمدرضا پهلوی شرح داد و آینده ایران را با وجود شاه، ادامه وضعیت گذشته، ستمگری، قانون گریزی، اختناق و سرکوب دانست. سنجابی گفت که این سند، دستورالعمل آینده جبهه ملی است؛ و پرسید که می تواند آن را علنی کند؟ آیت الله گفت از همین در که بیرون رفتید اعلام کنید.
این دیدار بعدازظهر امروز انجام گرفت و امام خمینی پیش از انتشار بیانیه سه ماده ای جبهه ملی، در اطلاعیه ای به مناسبت حمله نظامیان به دانشگاه تهران یادآور شد که هدف اسلامی این انقلاب برچیده شدن سلطنت پهلوی و برپایی جمهوری اسلامی با مراجعه به آرای همگانی است؛ و راه هر فرد یا گروهی که به این هدف باور ندارد، از ملت ایران جدا است.
دیروز/ سیزدهم آبان به مناسبت سالروز تبعید امام خمینی از ایران به ترکیه، تظاهرات گسترده ای در کشور رخ داده بود. با این که تظاهرات تهران، پراکنده، و در مقایسه با شهرهای دیگر حجم کمتری داشت، اما گشودن آتش مأموران حکومت نظامی به روی دانشجویان و دانش آموزانی که در دانشگاه تهران گرد آمده بودند، فیلم برداری از این رخداد و نمایش آن در بخش خبری تلویزیون، تأثیر شگرفی در بین مردم ایران گذاشته بود. امام خمینی در اطلاعیه اش از مردم خواست که اعتصابات را تا برافتادن کرسی سلطنت شاه ادامه دهند و به اعتصاب کنندگانی که دچار زیان و محرومیت شده اند، کمک کنند. او فرماندهان نیروهای سه گانه ارتش را در پیوستن به جبهه مردم و سرپیچی از فرمان شاه تشویق کرد و در پایان نوشت که «عزیزان من! صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک و خدا با صابران است. خود و فرزندان نسل آتیه را سرافراز کنید که ایران امروز جایگاه آزادگان است.»
آیت الله برخی از مضامین اطلاعیه امروز خود را در گفت وگو با خبرنگار رادیو تلویزیون هلند نیز باز گفت و این را هم افزود که برنامه ما برای سرنگونی شاه ادامه اعتصابات و تظاهرات است و به خواست خدا با همین روش به نتیجه خواهیم رسید. «و اگر چنانچه دیدیم قابل حل نیست، مبارزه مسلحانه را موردبررسی قرار خواهیم داد.»
امام خمینی امروز اطلاعیه دیگری را نیز خطاب به مردم مسلمان مناطق کردنشین ایران نوشت. در ده روز گذشته بسیاری از شهرهای دو استان کردستان و کرمانشاه ملتهب بود و در این بین چماقداران در پاوه، سنندج و سرپل ذهاب خون شماری از مردم آن نواحی را ریخته بودند. در پاوه ۱۸ تن، در سنندج حدود ده نفر و در سرپل ذهاب ۶ شهروند کشته شده بودند. اطلاعیه آیت الله با سلام به برادران اسلامی کردستان شروع شد و چنین ادامه یافت: «ما از همت بزرگ فرزندان کرد اسلام و از جوانان برومند آزادی خواه و استقلال طلب آن سامان تشکر و تقدیر می کنیم. ما و شما در صف واحد در مقابل طاغوت به پا خاسته و از کیان اسلام و کشور بزرگ اسلامی دفاع می کنیم.
پی جویی از شورای انقلاب
سفر آقایان مطهری و بهشتی به نوفل لوشاتو را باید مختصر و مفید دانست. یکی از مواردی که امام خمینی با آنان در میان گذاشت، تعیین اعضای شورای انقلاب بود. آیت الله گفته بود که پس از بازگشت به ایران با همفکری دیگر معتمدان، افرادی را برای عضویت در این شورا پیشنهاد کنید. پیش از آن نظر مهدی بازرگان را در این مورد گرفته بود. او چشم انتظار رسیدن نام ها بود. زمان را برای تشکیل شورای انقلاب تنگ می دید. وقتی خبری نشد، چهاردهم آبان در نامه ای به آقای بهشتی یادآور گردید که «وقت دارد سپری می شود و من خوف آن دارم که با عدم معرفی اشخاص، مفسده پیش آید.» او نوشت که بنا بود پس از رسیدن آقای مطهری به ایران و مشورت های موردی و گروهی، اسامی اعضاء شورای انقلاب را پیشنهاد کنید؛ منتظرم؛ شتاب کنید.
اکبر هاشمی رفسنجانی می نویسد که پیش از رسیدن این نامه، آقایان مرتضی مطهری، سید محمد حسینی بهشتی، محمدجواد باهنر، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی و من به عنوان اعضاء اولیه این شورا انتخاب شده بودیم، «ما در حال بررسی نفرات موردنظر برای پیشنهاد به امام بودیم که ایشان طی نامه ای که در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۵۷ به آقای بهشتی نوشتند، از تأخیر در معرفی افراد دیگر گله کردند و خواستار تسریع در این امر شدند. ایشان حتی در نامه دیگری به آقای حسین نوری همدانی با بیان شرایطی برای اعضای شورای انقلاب، از وی خواستند که در قم مطلب را مطرح و بی درنگ… حداقل ده نفر را تعیین و به ایشان معرفی کنند. خود ما در اولین قدم با آقای مهدوی کنی صحبت کردیم و پس از تأیید امام، ایشان به جمع ما پیوست و بعد هم به همین ترتیب، آیت الله طالقانی و آیت الله خامنه ای به عضویت شورا درآمدند.»
چهار قله ایمانی
نکته شایان یادآوری در اینجا، دستاورد نظری آیت الله مرتضی مطهری از استاد دیرین خود، امام خمینی، پس از بازگشت به ایران بود. دیدگاه تازه او فراتر از آن چیزی بود که در دوازده سال شاگردی امام به دست آورده بود. «وقتی [از پاریس] برگشتم، رفقا پرسیدند: چه دیدی؟ گفتم: چهار تا… امن [ایمان آورد] دیدم: امن بهدفه. به هدفش ایمان دارد. دنیا جمع بشوند نمی توانند او را از هدفش منحرف کنند. امین بسبیله. به راهی که برای هدف خودش انتخاب کرده ایمان دارد. امکان ندارد او را از این راه منصرف کرد؛ شبیه همان ایمانی که پیغمبر به هدفش و به راه خودش داشت. و امن بقوله. من دیدم در همه رفقا و دوستانی که من سراغ دارم احدی به اندازه ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد. افرادی به ایشان می گویند کمی آرام تر، مردم سرد می شوند، مردم از پا درمی آیند. می گوید: مردم این طور نیستند که شما می گویید؛ من مردم را از شما بهتر می شناسم. از همه بالاتر: امن بربه. در جلسه خصوصی، ایشان به من گفت: فلانی این ما نیستیم [که این نهضت را ایجاد کرده ایم.] من دست خدا را حس می کنم.»
توی دهن شوروی…
روزنامه پراودا، نشریه رسمی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، در مقاله ای، ضمن حمایت از محمدرضا پهلوی به رهبران مذهبی انقلاب ایران حمله کرد. خبرگزاری فرانسه این خبر را از مبدأ مسکو منتشر کرد و موضع کاخ کرملین را نسبت به حوادث ایران چنین نوشت: بهترین اصلاحات، اصلاحاتی است که به دست شاهنشاه انجام گردد. پراودا نوشت که رهبران مذهبی ایران برای رسیدن به هدف های ویژه خود توده های مردم را وادار به شورش کرده اند.
اقدام پراودا در چاپ چنین گزارشی، پاسخ به حملات پیاپی امام به کمونیسم بود. محتوای سخنان امروز او تکرار مضامین پیش گفته در همین مورد بود. تأکید آیت الله بر اینکه اسلام افیون توده نیست، به احتمال زیاد پاسخی به این ادعای مارکس بود که «دین، افیون توده هاست.» شاید هم پراودا، که ارگان مریدان مارکس بود، در مقاله اش این جمله پیامبر بی دینان را آورده بود. سخنان امام با یک پرسش به پایان رسید. «این قیامی که در ایران شده است و نهضتی که الآن بالفعل شده است، این نهضت، نهضت اسلامی است یا نهضت دیگری؟ این نهضت اسلامی به برکت اسلام پیدا شده است؛ داد اسلام است [که] بلند شده است و دارد با مشت می زند توی دهن شوروی یا توی دهن آمریکا. این افیون است؟»
دولت نظامی
مشاهدات مستقیم ویلیام سولیوان، سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران، او را وادار به فرستادن گزارشی به وزارت امور خارجه کشورش کرده بود؛ با این مضمون که شاه ایران دو راه پیش رو دارد؛ استعفا یا تشکیل دولت نظامی. در پی این هشدار، کاخ سفید جلسه اضطراری گذاشته، نتیجه این نشست را زیبیگنیف برژینسکی، مشاور امنیت ملی آمریکا، تلفنی به محمدرضا پهلوی گوشزد کرده بود: «به نظر من مشکل شما این است که باید دست به یک سلسله اقدامات خاصی بزنید که اقتدار شما را به نحو مؤثر نشان دهد. شاه به سادگی پاسخ داد: چشم.»
توصیه مشاور امنیت ملی آمریکا چیزی جز موافقت آمریکا با برپایی یک دولت نظامی نبود. فردای حوادث روز سیزدهم آبان در تهران، برخی سینماها، بانک ها، اتوبوس های شرکت واحد و اماکن عمومی پایتخت آتش زده شد. همزمان شایع شده بود که برخی پادگان ها سقوط کرده، کودتایی در راه است. غلامعلی اویسی، فرماندار نظامی تهران، به مأموران خود دستور داد دخالتی در جلوگیری از تخریب ها و آتش زدن ها نکنند. سفیر انگلیس، آنتونی پارسونز، حوادث چهاردهم آبان تهران را زیر سر عوامل حکومت دانست. با زمینه فراهم شده، دولت هفتاد روزه جعفر شریف امامی در چهاردهم آبان، استعفا داد، و دولت نظامی به نخست وزیری ارتشبد غلامرضا ازهاری روی کار آمد.
از نخستین کارهای این دولت اشغال روزنامه های پرشمارگان تهران و تصرف ساختمان رادیو تلویزیون ملی ایران توسط نظامیان بود. بخش نامه هایی برای شدت عمل مأموران مسلح با مردم معترض صادر شد و گروهی از رهبران تظاهرات و راهپیمایی های اخیر دستگیر شدند
آن روز محمدرضا پهلوی پیامی را خواند که از رادیو تلویزیون نظامی پخش شد. او با صدایی گرفته و درمانده گفت که همه کوشش خود را برای تشکیل یک دولت ائتلافی انجام داده، اما پس از این که ناممکن بودن آن روشن شد، تن به روی کار آوردن دولت نظامی داده است. او سوگند پادشاهی خود را برای حفظ تمامیت ارضی کشور، وحدت ملی و نگهبانی از مذهب شیعه تکرار کرد و قول داد که بی قانونی ها، ظلم و فساد گذشته بازنگردد؛ قول داد پس از برقراری آرامش، یک دولت ملی، همراه با آزادی های اساسی و انجام انتخابات آزاد بر سر کار آید و قانون اساسی مشروطه به صورت کامل اجرا گردد؛ گفت که پیام انقلاب شما را شنیدم؛ او خود را آماده شنیدن راهنمایی رهبران روحانی خواند.؟
یکی از جملات شاه این بود: «من در اینجا از آیات عظام و علمای اعلام، که رهبران روحانی و مذهبی جامعه و پاسداران اسلام و به خصوص مذهب شیعه هستند، تقاضا دارم تا با راهنمایی های خود و دعوت مردم به آرامش و نظم برای حفظ تنها کشور شیعه جهان بکوشند.» پانزده سال پیش از پخش این سخنان از رادیو و تلویزیون، «آیات عظام و علمای اعلام» و در رأسشان، آقای خمینی، با احترام مطالبی را، آن هم در چارچوب قانون اساسی، با او در میان گذاشته بودند؛ شاه جواب داده بود: «توفیق شما را در هدایت عوام خواستارم.».
امام خمینی در سخنرانی امروز، که سراسر پاسخ به پیام شاه بود، با اشاره به همین موضوع گفت: «یک دفعه وقتی جواب کاغذ مراجع را می دهد، می نویسد شما بروید ارشاد عوام را بکنید!. به ایشان باید گفت ما ارشاد عوام را کردیم. عوام الآن هدایت شدند و ارشاد شدند و شما خواب بودید.»
امام در تشریح گفته های شاه او را به گربه داستان موش و گربه عبید زاکانی تشبیه کرد. آیت الله گفت که توبه شاه بسان توبه همان گربه است، مانند توبه گرگ است. آیت الله گفت که راه آشتی بسته شده است؛ راه چاره سقوط نظام سیاسی پادشاهی، و قطع کردن دست آمریکا، انگلیس و شوروی از سفره ایران است.
امروز شبکه سی بی اس آمریکا، روزنامه یونانی توویما، روزنامه لبنانی المستقبل، و شبکه دو تلویزیون آلمان نیز با امام مصاحبه کردند. سؤال ها درباره پیام شاه، روی کار آمدن دولت نظامی و آینده روابط ایران و آمریکا بود. پاسخ این بود که «ایشان [شاه] بدون این که خودشان را خیلی زحمت بدهند باید بروند تا ملت خودش تکلیف کشور را تعیین کند.» درباره روابط با آمریکا هم امام گفت که بستگی به رفتار آمریکا دارد. اگر همچون امروز باشد رفتار ما با او خصمانه خواهد بود و اگر به دولت اسلامی ایران احترام بگذارد، همان احترام را نشان خواهیم داد.
واکنش مکتوب
صادق طباطبایی گفته است «پس از روی کار آمدن دولت نظامی و سخنرانی شاه، امام با گروهی از کارگزاران حاضر در نوفل لوشاتو مشورت کرده، دیدگاه آنان را جویا شد و پس از شنیدن همه نظرها با خونسردی گفت که شاه باید برود؛ و افزود که این آخرین شگرد او نخواهد بود، و باید با قدرت در برابر حکومت او ایستادگی کرد؛ و اگر در داخل هماهنگ کار شود و در بیانیه ها و مصاحبه ها تردید و سستی روی ندهد، عمر دولت نظامی به درازا نخواهد کشید. قرار شد ایشان پیامی برای ملت صادر کنند و در بین متقاضیان مصاحبه، چند رسانه برجسته را انتخاب کنیم و بقیه خبرنگاران ما را به سخنرانی ایشان که روز بعد در اجتماع میهمانان و دانشجویان ایراد خواهند کرد ارجاع دهیم.»
روز ۱۶ آبان، امام خمینی در پیامی به ملت ایران بر مواضع پیشین خود تأکید کرد: سرنگونی نظام سیاسی حاکم بر ایران و برپایی جمهوری اسلامی با مراجعه به آراء عمومی او در این اطلاعیه ادامه اعتصابات و سرپیچی از خواسته های دولت نظامی تا مرز فلج کردن دستگاه های دولتی را ضروری خواند.
انتقال، چاپ و توزیع این پیام در ایران، شاید به دوازده ساعت رسیده باشد.
دگرگونی اخیر ایران، به شوق و تقاضای مطبوعات و شبکه های تلویزیونی برای گفت وگو با امام خمینی افزود. فرصت پذیرفتن همه آنان نبود، اما به خبرگزاری آسوشیتدپرس آمریکا، مجله اشپیگل آلمان، روزنامه دی ولت کرانت هلند و جریده فایننشال تایمز انگلیس تک تک پاسخ داده شد. همه از درمان وضع موجود ایران پس از روی کار آمدن دولت نظامی پرسیدند. امام گفت که برپایی دولت نظامی، سرنگونی شاه را شتاب خواهد بخشید؛ پیکره ارتش دیر یا زود به آغوش ملت خواهد پی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.