توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل انتظار طولانی به سر رسید! – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل انتظار طولانی به سر رسید! شامل 31 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل انتظار طولانی به سر رسید! گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل انتظار طولانی به سر رسید! با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل انتظار طولانی به سر رسید! از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل انتظار طولانی به سر رسید! با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل انتظار طولانی به سر رسید! را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انتظار طولانی به سر رسید! :
«ابوالفضل کلهر» متولد سال تهران سال در حالی که سال بیشتر نداشت داوطلبانه عازم جبهه شد و یک سال بعد در جریان عملیات رمضان در منطقه شرق بصره به شهادت رسید، اما پیکرش در منطقه عملیاتی ماند و نام او در فهرست «مفقودالاثرها» قرار گرفت. واژهای که خانواده شهید آن زمان حتی معنی آن را به خوبی نمیدانستند. بعد از سال، در محرم سال ابوالفضل تفحص و شناسایی شد. شهید کلهر متولد ماه محرم بود و شهید ماه رمضان شد و در ماه محرم پیکرش شناسایی شد. روحیه غزنوی کاشانی مادر شهید بعد از سال، شهریور امسال مصادف با نخستین روز ماه محرم با پیکر فرزندشان دیدار کردند. گفتوگوی ما را با این مادر شهید پیش رو دارید.
اولین فرزند در سن ۱۶
من چهار تا فرزند داشتم. ابوالفضل اولین فرزندم بود. بچه پاکی بود، واقعاً همان بود که از خدا میخواستیم. اهل تقوا و نماز و یک جوان انقلابی به معنای واقعی کلمه بود. متولد اردیبهشت بود، اما برای اینکه با اعزام او به جبهه موافقت شود تاریخ تولدش را به سال تغییر داده بود. البته ما نمیدانستیم میخواهد به جبهه برود. بعد از شهادتش متوجه شدیم که دست به شناسنامهاش برده بود. اولین بار تیر ماه سال بود که رفت و حدود پنج ماه در جبهه سقز، استان کرمانشاه، بود. بعد به مرخصی آمد. وقتی از او میپرسیدم در جبهه چه کار میکنی؟ میگفت: مادر آنجا بخور و بخواب است! اما بعدها همرزمهایش گفتند اوضاع در غرب کشور به دلیل حضور ضدانقلاب بسیار سخت بود زیرا در جلوی ما دشمن بعثی حضور داشت و در پشت خطوط جبهه هم ضدانقلاب بود که شناسایی آنها سخت بود. حتی ممکن بود زنها زیر لباس خودشان اسلحه و نارنجک پنهان کنند و بچههای رزمنده و بسیجی و سپاهی را به شهادت برسانند.
اعزام به جبهه با عشق و علاقه
پسرم چند ماهی در جبهه غرب بود. بعد حدود روز به مرخصی آمد. البته در همان روزهای مرخصی هم ما او را کمتر میدیدیم، چون همیشه در مسجد و پایگاه مقاومت بسیج فعالیت میکرد. یک شب مشغول تماشای تلویزیون بود و صحبتهای امام خمینی (ره) در حال پخش بود. بعد هم توصیه کردند مجردها به جای متأهلهایی که در خطوط مقدم هستند به جبهه بروند و ابوالفضل همان لحظه تصمیم گرفت دوباره به جبهه برود. یک بار هم شب بیست و سوم ماه رمضان بود که پای تلویزیون خوابش برد، بلند شد گفت: مادرجان اگر کسی خواب ببیند شهید شده تعبیرش چیست؟ گفتم خودت خواب دیدی؟ خندید و گفت: من نه، گفتم پس کی خواب دیده؟ گفت: یکی از دوستانم خواب دیده، میخواهم تعبیرش را به دوستم بگویم. من فهمیدم و با خودم گفتم خودش این خواب را دیده است، اما به ابوالفضل گفتم هر کی این خواب را دیده، انشاءالله خداوند ثواب شهادت را به او میدهد.
تعبیر خواب شهادت
بله، صبح روز بعدش قرآن بر سرش گرفتم و او را از زیر قرآن رد کردم. پشت سرش آب ریختم و راهی جبهه شد. من برگشتم داخل اتاق، خدا میداند که انگار ندایی به من گفت: ابوالفضل دیگر نمیآید، برو به بدرقهاش. آخر او اجازه نمیداد ما به بدرقهاش برویم. میگفت: اذیت میشوید، خانه بمانید بهتر است. من هم سه تا بچهها را برداشتم و رفتم برای بدرقهاش. قرار بود مراسم بدرقه آنها جلوی لانه جاسوسی امریکا برگزار شود. برادر کوچکتر ابوالفضل دنبال او رفت تا بالاخره میان آن همه جمعیت پیدایش کرد و با هم پیش من آمدند. ابوالفضل گفت: مگر نگفتم نیایید؟ گفتم من مادرم، طاقت نیاوردم، اذیت هم نشدم. تا ساعت پنج بعد از ظهر آنجا بودیم که اتوبوسها آماده حرکت شدند. دیدم دوباره آمد و گفت: مادر این اتوبوسها همه عازم جبهه غرب کشور هستند و من نمیخواهم به جبهه غرب بروم بلکه میخواهم به جبهه جنوب بروم. گفت: تو مادری، دعا کن، دعا کن این اتوبوس که من میخواهم سوار آن شوم به جنوب برود. خدا شاهد است این اتوبوس آخری به جنوب رفت و ابوالفضل از خوشحالی پر میزد. ابوالفضل روز قبل از اعزام از پسر عمهاش یک موتور خریده بود، بعد از چند روز تماس گرفت و به پدرش که راننده تاکسی بود گفت: بابا موتور را به نام خودت بزن و پول موتور را به پسر عمهام بده تا من مدیون او نباشم. بعد هم که عملیات شده و ما از عاقبت ابوالفضل بیخبر ماندیم، هیچکس به ما چیزی نمیگفت، همه میگفتند از او خبری نداریم.
مجروح شدن یا شهادت
چرا بعضیها میگفتند در عملیات زخمی شده، بعضی میگفتند موقع رفتن دیدیم که مجروح شده و موقع برگشتن پیکرش را هم دیدیم، اما شرایط عملیات اجازه نمیداد پیکر او را به عقب منتقل کنیم، بعضی نحوه شهادت او را دیده بودند، اما بعضی هم میگفتند فقط مجروح شده و شهید نشده است. ما هم خیلی دنبالش گشتیم. پدرش تا پادگان دو کوهه هم رفت و جستوجو کرد. اکثراً به پدرش میگفتند ابوالفضل جزو مفقودالاثرها است، پدرش نمی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.