تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان و شک در بیان امام علی علیه السلام یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان و شک در بیان امام علی علیه السلام شامل 67 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان و شک در بیان امام علی علیه السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل ایمان و شک در بیان امام علی علیه السلام با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل ایمان و شک در بیان امام علی علیه السلام بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل ایمان و شک در بیان امام علی علیه السلام با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ایمان و شک در بیان امام علی علیه السلام وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل ایمان و شک در بیان امام علی علیه السلام با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل ایمان و شک در بیان امام علی علیه السلام مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ایمان و شک در بیان امام علی علیه السلام :

در کلمه سی و یکم آنجا از وجود مبارک امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) سؤال می‌کنند که ایمان چیست؟ حضرت هم ایمان را شرح می‌دهد، هم کفر را شرح می‌دهد، هم شک را. هم از نظر معارف اعتقادی و هم از نظر معرفت‌شناختی…حضرت در جریان ایمان فرمود ایمان «الْإِیمَانُ عَلَی أَرْبَعِ دَعَائِم‏»،[۱] درباره کفر هم فرمود: «وَ الْکُفْرُ عَلَی أَرْبَعِ دَعَائِمَ». درباره شک هم که یک نحوه معرفت‌شناسی است از یک نظر و تردید عملی از نظر دیگر فرمود: «عَلَی أَرْبَعِ شُعَب‏». ایمان به معنای اعتقاد و پذیرش قلب نیست. «آمَنَ»؛ یعنی «دخل فی المأمن». منتها ورود در مأمن به داشتن اعتقاد صائب و عمل صالح است. این دو رکن، انسان را وارد مأمن می‌کند؛ وگرنه این فعل ماضی وقتی می‌گویند «أمَنَ»؛ یعنی «دخل فی المأمن». مأمن همان حصن و قلعه و دژ است که وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) فرمود در آن حدیث «سلسله الذهب»، توحید حصن خداست مأمن خداست: «کَلِمَهُ لا إِلَهَ إِلا الله حِصْنِی‏»؛[۲] یعنی قلعه و اگر کسی موحد شد وارد این قلعه می‌شود. بنابراین «آمَنَ»؛ یعنی «دخل فی المأمن». ورود در این قلعه و مأمن که «کَلِمَهُ لا إِلَهَ إِلا الله حِصْنِی»، به این دو عنصر محوری است: اعتقاد صائب و دقیق؛ عمل صالح و با اخلاص. این عصاره معنای ایمان بود که گذشت.

کفر هم که مقابل آن است، آن را هم حضرت بیان فرمود و اما شک؛ فرمود: «وَ الشَّکُّ عَلَی أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَی التَّمَارِی وَ الْهَوْلِ وَ التَّرَدُّدِ وَ الِاسْتِسْلَام‏»، این شک گاهی در بخش علمی است که می‌شود شبهات علمی. گاهی در بخش عملی است می‌شود تردید. دستگاهی در درون ما هست که او مسئول اندیشه است که کارهای حوزه و دانشگاه با آن دستگاه صورت می‌پذیرد. دستگاهی هم در درون ماست که مسئول انگیزه است متولّی تصمیم است. ما یک جزم داریم که از سنخ علم است، یک عزم داریم که از سنخ عمل است. اینکه گاهی ممکن است کسی عالم باشد ولی عمل نکند؛ برای اینکه هیچ یعنی هیچ! در تحقیقات علمی جا برای رحم و اینها نیست، باید تمام آن دقائق را از هم جدا کرد. ما یک دستگاه جزم داریم که حوزه و دانشگاه مسئول این کار است که کار فهمیدن است، تحقیق کردن است، پژوهش کردن است، یافتن است و یک دستگاه عزم داریم؛ اراده و اخلاص و نیت و عزم که هیچ ارتباطی بین اینها نیست. اگر روح قوی شد اینها را به هم مرتبط می‌کند، وگرنه می‌شود عالم بی‌عمل، چرا؟ چون هیچ یعنی هیچ! هیچ ارتباطی بین دستگاه عزم و اراده و اخلاص با جزم و تصوّر و اندیشه نیست.

مثالی از ظاهر به باطن برویم که این مثال شاید ده‌ها بار گفته شد. ما اگر بیرونمان را درست ارزیابی کنیم کم‌کم می‌فهمیم نه به آن برسیم، تازه می‌فهمیم در درون ما چه خبر است. ما از نظر بیرون یک سلسله نیروهایی داریم که مسئول و متولّی فهمیدن هستند؛ مثل چشم و گوش. یک سلسله نیروهایی داریم که مسئول کار و حرکت هستند؛ مثل دست و پا. این مَقسم که ما در فضای بیرون یک سلسله اعضایی داریم که مسئول و متولّی فهمیدن‌ هستند، یک سلسله اعضا و جوارحی هم داریم که مسئول کار کردن و کوشش هستند. این مقسم است.

زیر مجموعه این مقسم، چهار قسم است. بعضی افراد هر دو بخش آنها سالم است، بعضی افراد بخش فهمشان سالم است بخش عملشان بیمار است. قسم سوم بعکس است که بخش عملشان سالم است بخش فهمشان ضعیف است. قسم چهارم هر دو بخشش ضعیف است. اگر این در ظاهر روشن بشود تازه می‌توانیم بفهمیم در درون ما هم چنین چیزی هست؛ اما راه علاج هنوز با اینها نیست تا معلوم بشود که چه طور یک عده عالم بی‌عمل هستند. چه طور می‌شود که آدم چیزی را یقین دارد حرام است ولی انجام می‌دهد؟! چه طور می‌شود؟ قطع داریم یقین داریم که این کار حرام است، گفته خدا برخلاف این است گفته پیغمبر برخلاف این است و عمل می‌کنیم! چه طور می‌شود که این علم هست یقین هست، ولی هیچ اثر ندارد. پس ما باید دستگاه بیرون را خوب ارزیابی کنیم، بعد وارد دستگاه درون بشویم، بعد این چهار شعبه‌ای که وجود مبارک حضرت فرمود، شک چهار شعبه دارد چیست؟

در فضای بیرون ما یک چشم و گوشی داریم که اینها مسئول و متولّی فهمیدن هستند. یک دست و پایی داریم که مسئول حرکت و کوشش هستند. این مقسم است. گاهی هر دو سالم‌ هستند؛ مثل کسی که مار و عقرب را می‌بیند یا صدای اتومبیل را می‌شنود، این چشم و گوش سالم است، دست و پا هم سالم است فاصله می‌گیرد و خودش را نجات می‌دهد. با چشم مار را می‌بیند، با گوش صدای خطر را می‌شنود، با دست و پا حرکت می‌کند و نجات پیدا می‌کند. این هم مسئولان فهم سالم‌ هستند هم مسئولان کار.

قسم دوم کسانی هستند که بخش فهمشان سالم است، بخش کارشان بیمار است؛ مثل انسان فلج. این انسان فلج مار را می‌بیند، عقرب را می‌بیند، خطر را می‌فهمد؛ اما چشم که فرار نمی‌کند گوش که فرار نمی‌کند، این دست و پا فرار می‌کند که فلج است. این ویلچری مشکل علمی ندارد، او چون خطر را می‌بیند؛ اما چشم فرار نمی‌کند، گوش فرار نمی‌کند؛ دست و پا کار می‌کند که فلج است.

قسم سوم کسانی هستند که دست و پای آنها سالم است چشم و گوش آنها بسته است! اینها هم آسیب می‌بینند. اینها مار را ندیدند تا فرار کنند. دست و پایشان سالم است، کسی نمی‌تواند بگوید که مگر نمی‌توانستی فرار کنی؟ چون دست که نمی‌بیند پا که نمی‌بیند، پا فقط می‌دود؛ اما دیدن و فهم برای چشم و گوش است چشم و گوش او که بسته است. قسم چهارم کسانی‌اند که فاقد طهورین هستند، هم چشم و گوش آنها ناسالم و کور و کَر هستند، هم دست و پایشان ویلچری‌ است. پس ما یک مقسم داریم در بیرون، آن مقسم این است که انسان دارای نیروی ادارکی و نیروی عملی است. زیرِ این مقسم چهار قسم است یا هر دو سالم‌اند یا هر دو بیمارند یا این سالم است و آن بیمار، یا آن بیمار است و این سالم. این در فضای بیرون.

همین معنا در دستگاه درون ما هم هست؛ یعنی جان ما در دستگاه درون خود یک سلسله اموری دارد که متولّیان اندیشه و انگیزه و تصوّر و تصدیق و استدلال و تعلیل و قیاس و مانند آن هستند که حوزه و دانشگاه با این کار می‌کنند و یک سلسله اموری هستند که مربوط به عمل‌اند، ایمان‌اند، اخلاص‌اند، تربیت‌اند، عدل‌اند، عقل‌اند، اینها هستند. هیچ تلازمی نیست که اگر این خوب شد آن هم خوب باشد، این خوب شد آن هم خوب باشد، این مقسم درون ما که ما یک سلسله مسئولان اندیشه‌ای داریم، یک سلسله مسئولان انگیزه‌ای. آنکه مسئول اندیشه است کارش تصور و تصدیق و استدلال و قیاس و تحقیق و پژوهش علمی است، به جزم می‌رسد. اینکه مسئول انگیزه است تصمیم و اراده و عزم و اخلاص و مانند آن است.

بر اساس این مقسم، چهار قسم زیر این مقسم هستند؛ بعضی‌ها هر دو بخش آنها سالم است؛ مثل علمایی که عاقل‌ هستند، هم خوب می‌فهمند چه در حوزه و دانشگاه، هم خوب تصمیم می‌گیرند. این «العقل مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان»[۳] که حضرت فرمود، ناظر بخش عزم یعنی عزم است! هیچ ارتباطی بین عزم که کار عملی است با جزم که کار علمی است نیست. گاهی آدم قوی باشد می‌تواند اینها را هماهنگ کند. اگر آن روح قوی بود انسان باادب دینی بود، خوب تربیت دینی شد، آنچه در حوزه و دانشگاه فهمید به جزم رسید، به بارگاه عقل عملی می‌سپارد، به عزم تبدیل می‌کند می‌شود عالم عادل. عالم عاقل و اگر ـ خدای ناکرده ـ این بخشش ویلچری بود، آن بخش علمی‌اش صد درصد چیزی را یقین دارد، او یقین دارد که خدا در قرآن فرمود: قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یُغُضُّوا،[۴] اما نامحرم را نگاه می‌کند. یقین دارد که فرمود، این زیرمیزی، این اختلاس، این نجومی، این ادلاست. به قاضی ادلا می‌دهند. فرمود این کار را نکنید. یعنی دلو را بگذارید در چاه فاضلاب و یک مُشت فاضلاب در بیاورید. مبادا به قاضی رشوه بدهید، یک مشت فاضلاب در بیاورید! تُدْلُوا بِهَا إِلَی الْحُکَّامِ. أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ‏،[۵]«سُحت» را چرا می‌گویند حرام؟ حرام را چرا می‌گویند «سُحت»؟ حرام گفتند، چون خدا منع کرده و محروم کرده است. «سُحت» گفتند، یعنی مال حرام؛ چه به صورت اختلاس، چه نجومی، چه زیرمیزی، چه احتکار، این پوست آدم را می‌کَنَد. شما دیدید وقتی حیوانی به نهالی حمله کند، پوست این نهال را بکَنَد و بجوَد، این خشک می‌شود؛ چون این نهال از راه پوست نفس می‌کشد. فرمود: مال حرام اگر ـ خدای ناکرده ـ به جایی راه پیدا کرد، این پوست شما را می‌کَنَد: فَیُسْحِتَکُم؛[۶] «اَسحت الشجره»؛ یعنی پوستش را کَند. حرام اگر به خانواده‌ای راه پیدا کند، پوست این آدم را می‌کَنَد. این نهالی که پوستش را کَندی، از چه راهی نفس بکشد؟ زود هم خشک می‌شود.

فرمود آن کسی که رشوه می‌دهد، ادلاء می‌کند؛ یعنی دلو را انداخت در چاه فاضلاب، یک مشت فاضلات دارد در می‌آورد، آن حکم باطل این است. چقدر این کتاب عمیق است! چقدر این کتاب دقیق است! فرمود: تُدْلُوا بِهَا إِلَی الْحُکَّامِ، اگر این کار را کردید، فَیُسْحِتَکُم؛ پوست شما را می‌کَنَد.

بنابراین انسان در درون خود دستگاهی دارد، مسئولیتی دارد به نام اندیشه، پژوهش می‌کند تحقیق می‌کند تا به جزم می‌رسد. صد درصد می‌داند که این مطلب گفته خداست. اما هیچ ارتباطی بین دستگاه جزم با دستگاه عزم نیست؛ مثل اینکه هیچ ارتباطی بین چشم و گوش و دست و پا نیست. این دست و پا هم باید سالم باشد تا انسان بدود. اگر این عقل را هوس گرفت خاموش کرد، این را خسوف و کسوف این «إناره العقل مکسوف بطوع الهوی»؛[۷] همین است، گاهی این عقل را ظلّ می‌گیرد. هوس، هوی، غرور، خودخواهی این عقل را که نورانی است جلوی آن را می‌گیرد. وقتی نورش را گرفته، انسان با اینکه یقین دارد این مطلب حق است هیچ تردیدی ندارد؛ اما عمل نمی‌کند، چون آن بخش علمی بخش اندیشه هیچ کاری مسئولیتی درباره اراده، عزم، اخلاص، عمل ندارد. این یک دستگاه دیگر است. اینکه در قرآن فرمود: فرعون صد درصد فهمید حق با موسای کلیم است؛ این «الف و سین و تای» «إستیقَنَ» برای تأکید است؛ مثل «إستکبر»: وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ،[۸]صد درصد یقین پیدا کردند که حق با وجود مبارک موسای کلیم است، این یک آیه.

در آیه دیگر وجود مبارک کلیم الهی به فرعون در آن برخوردهای دو نفر گفت: لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هؤُلاءِ إِلاّ رَبُّ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *