تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی دیدگاه قرآن کریم دربار? الوهیت حضرت عیسی علیه السلام، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی دیدگاه قرآن کریم دربار? الوهیت حضرت عیسی علیه السلام شامل 96 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی دیدگاه قرآن کریم دربار? الوهیت حضرت عیسی علیه السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی دیدگاه قرآن کریم دربار? الوهیت حضرت عیسی علیه السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی دیدگاه قرآن کریم دربار? الوهیت حضرت عیسی علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی دیدگاه قرآن کریم دربار? الوهیت حضرت عیسی علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی دیدگاه قرآن کریم دربار? الوهیت حضرت عیسی علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی دیدگاه قرآن کریم دربار? الوهیت حضرت عیسی علیه السلام :

مقدّمه

اعتقاد به الوهیت حضرت مسیح یکی از سه رکن آموزه تثلیث است. قرآن کریم با بیان ویژگی های بشری آن حضرت، به ویژه ماجرای بارداری مریم علیهاالسلام و تولد مسیح و نیز یادکرد مکرر وی با عنوان «پسر مریم»، الوهیت او را رد می کند. تجزیه و تحلیل آیات قرآن نشان می دهد که چنین باوری در زمان حیات مسیح وجودنداشت وبعدا پدید آمد.

شخصیت الوهی یا بشری مسیح علیه السلام در تاریخ مسیحیت منشأ نزاع های سخت فکری بوده است. از نظر تاریخی، الوهیت عیسی علیه السلامبه عنوان «پسر خدا» ابتدا در نوشته های پولس بیان شد و بعد در نظریه لوگوسِ یوحنّا شکل فلسفی تری به خود گرفت. در سال ۳۲۵م، شورای نیقیه این نزاع را به نفع معتقدان به الوهیت مسیح علیه السلام پایان داد. مجموعه عهد جدید نیز براساس دو نگرش متفاوت به شخصیت حضرت عیسی، دو نظام الهیاتی کاملاً جدا از هم ارائه می کند. متکلمان و مفسّران مسلمان هم از دیرباز و بیشتر با رویکرد کلامی و ناظر به آیات قرآن کریم به بررسی انتقادی الوهیت عیسی علیه السلام پرداخته اند. در این باره مقالات و کتاب های متعددی نیز نوشته شده است، اما آنچنان که شاید و باید به تجزیه و تحلیل مفاهیم خاصِ به کار رفته درباره عیسی علیه السلام و چرایی تأکید قرآن بر آنها و نیز چرایی گزارش فرازهای خاص از تاریخ زندگی آن حضرت نپرداخته اند.

این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش است که چرا قرآن کریم از حضرت عیسی اغلب با عنوان «پسر مریم» یاد می کند و نیز آن حضرت در همان آغاز تولد، بر «عبداللّه» بودن خویش و پرداخت زکات و اقامه نماز تا پایان عمر تأکید کرده است؟ برخی جزئیات بارداری مریم علیهاالسلام و تولد عیسی علیه السلام برای چه روایت شده است؟ مهم تر از همه، نظر به زیربنا بودن توحید در آموزه های قرآن، نگرش انتقادی آن درباره اعتقاد به الوهیت حضرت عیسی چیست؟

ارائه تصویری از «مُهَیمِن» بودن قرآن کریم نسبت به کتب مقدسِ پیش از خود، به دست دادن تعریفی روشن و درست از شخصیت عیسی علیه السلام و زدودن گرد و غبار تحریف از چهره آن حضرت و نیز فراهم ساختن زمینه هم اندیشی و درک متقابل میان مسلمانان و مسیحیان، اهمیت و ضرورت این پژوهش را می رساند. مهم تر از همه، با توجه به تبلیغ هدفمند و تلاش های تبشیری مسیحیت در ایران اسلامی، نقدِ کلیدی ترین باور مسیحیان با تأکید بر دیدگاه قرآن کریم اهمیت و ضرورتی دوچندان یافته و می تواند طراز پذیرفته شده ای را در اختیار مسلمانان قرار دهد تا بتوانند براساس آن، میزان اعتبار مسیحیتِ رایج را در مقایسه با اسلام مورد محک قرار دهند.

در این نوشتار، دیدگاه انتقادی قرآن کریم درباره الوهیت آن حضرت در دو بخش کلی تجزیه و تحلیل شده است. در بخش نخست، با تحلیل مفاهیمی مانند پسر مریم، عبداللّه و بارداری مریم، تولد مسیح و سایر ویژگی های بشری آن دو، شخصیت بشری وی ترسیم و دلیل تأکید قرآن بر این مفاهیم و فرازهای خاصی از زندگی آنان روشن شده است و در بخش دوم، عبودیت و بندگی آن حضرت برای خداوند و ناهمخوانی آن با الوهیت بررسی و در نتیجه، الوهیت وی از دیدگاه قرآن کریم رد شده است.

«تثلیث، اساطیر و الوهیت» کلیدی ترین مفاهیم این پژوهش به شمار می روند. «تثلیث» آموزه ای بنیادین در الهیات مسیحی و مبتنی بر الوهیت خدای سه گانه پدر، پسر و روح القدس است. «اسطوره» به معنای دقیق اصطلاحی آن (mythe) به دسته ای از گزاره های دینی (دین به معنای عام) گفته می شود که با ساختار روایی داستانی و خاستگاهی غالبا ناشناخته، از شخصیت ها، حوادث، روابط، سرزمین ها، اماکن و اموری حکایت می کند که فراطبیعی، خارق العاده و قدیمی بودن از ویژگی های اصلی آن بوده، کاملاً با واقعیت های روزمره زندگی ما تفاوت دارند. شخصیت های اساطیری اغلب، خدایان و آلهه ها و گاه حیوانات، گیاهان، کوه ها، یا رودخانه ها هستند. «الوهیت » به معنای داشتن شأن خدایی است.

البته در میان تفاسیر تفسیر المیزان علّامه طباطبائی، تفسیر کبیر فخررازی در ذیل آیات مربوط و به صورت متفرقه بیش از منابع دیگر به این موضوع پرداخته اند.

شخصیت حضرت عیسی در الهیات مسیحی

همچنان که دانشمندان و پژوهشگرانِ کتاب مقدّس و مسیحیت نیز معتقدند، مجموعه عهد جدید بر اساس دو نگرش کاملاً متفاوت به شخصیت حضرت عیسی، دو نظام الهیاتی کاملاً جدا از هم ارائه می کند (ر. ک: ناس، ۱۳۷۳، ص ۶۱۴؛ ایلخانی، ۱۳۸۶، ص ۲۱-۲۰؛ سلیمانی اردستانی، ۱۳۸۱، ص ۹۸-۸۸؛ توفیقی، ص ۱۷۴-۱۷۵). رساله های پولس، انجیل و نامه های یوحنّا، اساس الهیات مبتنی بر الوهیت و خدا بودن حضرت عیسی و اناجیل سه گانه متی، مَرقس و لوقا و بخش های دیگر عهد جدید مبنای الهیات مبتنی بر انسان، بنده و پیامبر بودن اوست (ر. ک: انجیل یوحنا، ۱: ۱۳و۱۴؛ ۳۰: ۱۰؛ رساله پولس به فیلیبا، ۵: ۲۷؛ رساله پولس به رومیان، ۵: ۱۰۱۵؛ ۸: ۱۴۱۷؛ انجیل متی، ۵: ۱۷-۱۹؛ ۱۷: ۱۰؛ ۱۸: ۱۲؛ انجیل لوقا، ۳: ۲۳-۲۸؛ اعمال رسولان، ۳: ۱۳). اناجیل یادشده از جمله به سبب اشتراک در ارائه شخصیت بشری از حضرت مسیح، به «اناجیل همنوا» معروفند. نظام اعتقادی مبتنی بر الوهیت حضرت عیسی را پولس بنیان نهاد و آن دیگری را حواریان مسیح علیه السلام به سرکردگی پطرس نمایندگی می کردند. نزاع فکری و اعتقادی طرف داران دو دیدگاه تا نیمه نخست قرن چهارم میلادی (۳۲۵م) ادامه داشت تا اینکه ارباب کلیسا سرانجام در نشستی موسوم به «شورای نیقیه» مسیح شناسی پولس را به رسمیت شناختند (ناس، ۱۳۷۳، ص ۶۳۳-۶۳۴؛ دورانت، ۱۳۷۸، ج ۳، ص ۷۷۰). در دوره های بعد با پیدایش اعتقاد به الوهیت روح القدس، عقیده تثلیث شکل گرفت.

عقیده تثلیث (TRINITY) که الوهیت حضرت عیسی محوری ترین مؤلفه آن است، در الهیات رایجِ مسیحی آموزه ای بنیادین است و الوهیت خدای سه گانه پدر، پسر و روح القدس را بیان می کند (هاکس، ۱۳۷۷، ص ۳۴۴-۳۴۵؛ میشل، ۱۳۸۱، ص ۷۳ و ۷۵-۷۶). این نظریه بیانگر ادراک بخش وسیعی از مسیحیت درباره خدا به عنوان یک حقیقت سه گانه است. بر اساس این بیان، وجود و ذات الهی، یگانه است؛ ولی در سه شخص یا اُقْنومِ متمایزِ پدر، پسر و روح القدس بروز و ظهور یافته است و آن سه در عین داشتن تشخص و تمایز، دارای یک ذات بوده و از یکدیگر جدا نیستند. در آثار متکلمان و نویسندگان مسیحی با تأکید بر توحید و اهمیت زیادی که ادراکِ یگانگی خدا در مسیحیت دارد، هرگونه تفسیری از تثلیث و سه گانگی ذات خدا در صورت ناسازگاری با وحدانیت او رد، و تثلیث، توحید مسیحی و تلاشی برای بیان یگانگی خدا خوانده شده است (میشل، ۱۳۸۱، ص ۷۵؛ ایلخانی، ۱۳۸۲، ص ۹۹).

تأکید بر یگانگی در عین سه گانگی ذات خداوند، نظریه تثلیث را تناقض آمیز و فهم و پذیرش آن را بسیار دشوار کرده است. تلاش تاریخی متفکران مسیحی برای به دست دادن تفسیری روشن در این زمینه بیش از پیش ابهام آفرین و نافرجام ارزیابی شده است (میشل، ۱۳۸۱، ص ۷۲-۷۵؛ ایلخانی، ۱۳۸۲، ص ۹۸-۱۰۰). بر این اساس، تعریف بر جای مانده در میراث کلامی و نظری مسیحیت در نهایت تثلیث را یک راز سر به مُهر قدسی و امری برهان ناپذیر و فراعقلی می شناساند که به سبب محدودیت وجودی و ذهنی بشر، در فهم و ادراک وی نمی گنجد (میشل، ۱۳۸۱، ص ۷۵؛ دورانت، ۱۳۷۸، ج ۳، ص ۷۷۰).

شخصیت بشری حضرت عیسی در قرآن

قرآن کریم در سطحی نسبتا گسترده به نقد مستقیم و مستقل الوهیت حضرت عیسی از یک سو و نقد آموزه تثلیث از سوی دیگر، پرداخته است. البته قرآن کریم از واژه «تثلیث» و شخصیت های سه گانه آن در کنار یکدیگر به صراحت یاد نکرده است؛ اما آیات زیادی با آموزه مزبور و بنیادهای فکری و فلسفی آن، از جمله اعتقاد به الوهیت حضرت عیسی پیوند مستقیم و غیرمستقیم دارند. قرآن مجید دو بار به مفهوم اصطلاحی تثلیث پرداخته و با کفرآلود و غلوآمیز خواندن و نیز اشاره به زمینه های پیدایش آن و عذاب دردناکی که در پی دارد، آن را مورد نفی و نقد صریح قرار داده است (نساء: ۱۷۱؛ مائده: ۷۳-۷۵). در دسته ای دیگر از آیات با ارائه خداشناسی توحیدی و متفاوت با عهد جدید، مبانی و مفاهیم اصلی تثلیث، مانند فرزند داشتن خدا، الوهیت، پسر و زاییده خدا بودن مسیح علیه السلام و این همانی اللّه و مسیح به شدت انکار و بر بشر و پیامبر بودن و عدم استنکاف وی و فرشتگان مقرّب، از جمله روح القدس، از بندگی خدا و انکار هرگونه دعوت مردم از سوی حضرت عیسی به بندگی خویش و مادرش تأکید شده است (برای نمونه، ر. ک: بقره: ۱۱۶؛ نساء: ۱۷۱-۱۷۲؛ مائده: ۱۷و ۷۲؛ انعام: ۱۰۱؛ توبه: ۳۰).

قرآن مجید همچنین زمینه های پیدایش اعتقاد به الوهیت مسیح علیه السلام را نیز از زوایای مختلفی به چالش کشیده است. توضیح اینکه آفرینش غیرعادی حضرت عیسی در پی نفخه الهی و بدون نقش پدر، برخاستن وی از میان مردگان پس از مصلوب شدن (بنا به گزارش کتاب مقدس ) و نیز معجزات آن حضرت، مانند زنده کردن مردگان، از مستندات اعتقاد به الوهیت مسیح و فرزند خدا بودن وی است. بر همین اساس، قرآن کریم این مبانی و زمینه ها را از اساس به چالش کشیده است؛ به این معنا که همه این موارد را مستند به اذن، اراده و قدرت خداوند دانسته و دلالت آن بر الوهیت حضرت عیسی را نفی کرده است. نیز در تبیین شخصیت عیسی علیه السلام و نفی الوهیت و پسر خدا بودن وی، بر مفاهیمی همچون بشر، بنده خدا و پیامبر بودن او تکیه و تأکید کرده و فراتر از آن را نفی می کند. در این نوشتار به تحلیل مهم ترین موارد این مفاهیم می پردازیم:

۱- مخلوق بودن حضرت عیسی

قرآن کریم ضمن تصریح به آفریده و مخلوق بودن حضرت مسیح، آفرینش او را همانند خلقت آدم علیه السلام می خواند: «إِنَّ مَثَلَ عِیسَی عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ ترَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَیکُونُ»(آل عمران: ۵۹)؛ یعنی اگر آفرینش غیرعادی (بدون پدر یا مادر) گواه و آیتِ الوهیت باشد، باید درباره آدم نیز چنین پنداشته شود، درحالی که مسیحیان، به الوهیت و فرزند خدا بودن وی اعتقاد ندارند (طباطبائی، ۱۳۹۳ ق، ج ۳، ص ۲۱۲). براساس احادیث و گزارش های تاریخی، این آیه در پاسخِ گروهی از علمای مسیحی نجران نازل شد. آنان نظر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را درباره حضرت عیسی پرسیدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله او را «بنده» و «آفریده» خدا خواند که مانند دیگران می خورد، می آشامید و مواد زاید آن را دفع می کرد. علمای مسیحی با پرسش درباره پدر عیسی علیه السلام و اشاره به آفرینش اعجازین وی، او را پسر خدا و دارای الوهیت دانستند. پیامبر صلی الله علیه و آله با اعتراف گرفتن از آنان درباره غذا خوردن، نوشیدن و دفع کردن حضرت آدم علیه السلام، درباره پدر و مادر وی پرسید. عالمان مسیحی که باوری به الوهیت یا پسر خدا بودن حضرت آدم علیه السلامنداشتند، در پاسخ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درمانده شدند (طبرسی، ۱۴۰۶ق، ج ۲، ص ۳۰۹۳۱۰؛ طباطبائی، ۱۳۹۳ق، ج ۳، ص ۲۱۲). آیه مورد بحث که در چنین فضایی نازل شد، دارای دو استدلال در نفی الوهیت حضرت عیسی است. نخست اینکه آن حضرت را آفریده خدا می خواند و کسی که آفریده الهی و در پیدایش خود نیازمند به دیگری است، هرگز شایسته الوهیت و خدایی نیست. دوم اینکه آفرینش حضرت عیسی هرچند خارق العاده و شگفت انگیز است، ولی فراتر از آفرینش حضرت آدم علیه السلام نیست. آفرینش حضرت آدم علیه السلام به مراتب شگفت انگیزتر از خلقت عیسی علیه السلام است؛ زیرا حضرت عیسی فقط پدر نداشت، اما حضرت آدم علیه السلام افزون بر پدر، مادر هم نداشت. اگر آفرینش بدون پدر دلیل بر پسر خدا بودن و الوهیت حضرت عیسی باشد، خلقت آدم علیه السلام باید به طریق اولی چنین اقتضایی داشته باشد، درحالی که مسیحیان به چنین چیزی باور ندارند؛ بنابراین، بُنُوَّت و الوهیت حضرت عیسی علیه السلام نیز درست نیست و نباید به آن معتقد شد (طباطبائی، ۱۳۹۳ق، ج ۳، ص ۲۱۲).

۲- عیسی علیه السلام پسر مریم علیهاالسلام

قرآن کریم در تبیین شخصیت عیسی علیه السلام و نفی الوهیت و پسر خدا بودن وی، از یک سو، با «پسر مریم » خواندن وی، «فرزند خدا» بودن و الوهیت او را نفی می کند؛ زیرا «پسر مریم» بودن می طلبد وی نیز مانند دیگر آدمیان دوران جنینی، تولد و پرورش در دامن مادر را گذرانده باشد. از سوی دیگر، در بیان ارتباط و نسبت عیسی علیه السلامبا خدا و چگونگی آفرینش او، وی را فرستاده و کلمه القاشده خدا به مریم علیهاالسلام و روحی از جانب خدا خوانده و ضمن دعوت مسیحیان به ایمان و عقیده درست درباره خدا و پیامبران، آنها را از اعتقاد به تثلیث باز می دارد.

بررسی آیات مربوط نشان می دهد که قرآن کریم تأکید ویژه ای بر معرفی حضرت عیسی با عنوان «پسر مریم» دارد. آیات قرآن قریب ۲۱ بار عنوانِ «ابن مریم» را با ترکیب «عیسی ابن مریم» (بقره: ۸۷و۲۵۳؛ آل عمران: ۴۵؛ نساء: ۱۷۱و۱۵۷؛ مائده: ۴۶، ۷۸، ۱۱۰، ۱۱۲، ۱۱۴، ۱۱۶؛ مریم: ۳۴؛ احزاب: ۷؛ حدید: ۲۷؛ صف: ۶و۱۴) و «مسیح ابن مریم» (مائده: ۱۷، ۷۲، ۷۵؛ توبه: ۳۱) درباره آن حضرت به کار برده است. درحالی که یادکرد وی با نام «عیسی » و «مسیح»، بدون به کارگیری «ابن مریم» به ترتیب ۹ و ۳ بار بیشتر نیامده است (بقره: ۱۳۶؛ آل عمران: ۵۲، ۵۵، ۵۹، ۸۴؛ نساء: ۱۶۳؛ انعام: ۸۵؛ شوری: ۱۳؛ زخرف: ۶۳ و ۷۵؛ نساء: ۱۷۲؛ مائده: ۷۲؛ توبه: ۳۰). البته در برخی از همین موارد هم «پسر مریم» بودن به روشنی از سیاق و قرائن موجود فهمیده می شود. یادکرد افراد با تأکید بر نام یکی از پدر یا مادر، آن هم با چنین حجمی، درباره هیچ یک از پیامبران و شخصیت های دینی و تاریخی قرآن سابقه ندارد. حتی درباره حضرت آدم علیه السلام نیز عنوانی که به نوعی بر ابوالبشر بودن با هدف نفی الوهیت یا بنوت وی تأکید کند به کار نرفته است؛ زیرا به رغم اینکه آفرینش وی به مراتب از خلقت حضرت عیسی علیه السلام شگفت انگیزتر بود، کسی درباره او معتقد به الوهیت و بنوت نبود و نیازی به این گونه قیود و اوصاف احترازی احساس نمی شد. بنابراین، روشن می شود که تأکید بر عنوان «ابن مریم» که صریحا بشر بودن و انسان زادگی حضرت عیسی علیه السلام را رسانده و اعتقاد به پسر خدا بودن و الوهیت او را از منظر قرآن کریم نفی می کند، دقیقا ناظر به عقیده مسیحیان درباره بنوت و الوهیت آن حضرت و نفی صریح آن است.

قرآن کریم افزون بر اطلاقِ «پسر مریم»، حوادث و مراحلی را برای پیدایش و رشد و تکامل جسمانی حضرت عیسی گزارش می کند که در عین خارق العاده بودن، صورت طبیعی آنها درباره انسان های دیگر نیز صادق است. این دسته از آیات که تصویری کامل از «پسر مریم» بودن حضرت عیسی علیه السلام و هویت «بشری» او را به نمایش می گذارد، به بیان اموری مانند بارداری مریم علیهاالسلام، درد زایمان وی، به دنیاآوردن عیسی علیه السلامو دوران نوزادی وی پرداخته است.

۱-۲- بارداری مریم علیهاالسلام: سخنان رد و بدل شده میان فرشته الهی و حضرت مریم علیهاالسلام، کاملاً گویای هویت «بشر»ی آن بان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *