توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(علیهم السلام)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(علیهم السلام) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(علیهم السلام) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(علیهم السلام) شامل 65 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(علیهم السلام) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(علیهم السلام) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(علیهم السلام) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(علیهم السلام) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(علیهم السلام) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(علیهم السلام) :
مقدمه
در تحلیل هر حادثه تاریخی، پژوهش گر باید همه جوانب آن را در نظر بگیرد. بنابراین، اگر بخواهیم واقعه صلح امام حسن (ع) را بررسی کنیم، باید خودمان را هر چه می توانیم به فضای حاکم بر آن زمان (سال ۴۱ هجری) نزدیک کنیم و با مطالعه متون تاریخی معتبر کهن و گزارش هایی که از آن سال های پرحادثه وجود دارد، اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و حتی اقتصادی حاکم بر آن زمان را خوب درک کنیم. هم چنین در مورد حادثه عظیم قیام حسینی، باید مقتضیات زمانی و اوضاع خاص اجتماعی سیاسی آن دوره را دقیقاً لحاظ کنیم. پس از بررسی کامل، خواهیم توانست تحلیلی جامع و مطابق با واقع، از این حادثه های تاریخی داشته باشیم. در غیر این صورت، ممکن است در بررسی متون تاریخی به خطا رفته، عوامل انحراف دیگران را نیز فراهم کنیم. با توجه به این نکته، برای درک بهتر علل صلح امام مجتبی (ع) ابتدا اوضاع و مقتضیات زمان حیات آن امام همام را بررسی نموده، سپس آن را با اوضاع زمانی و مکانی دوران امام حسین (ع) مقایسه می کنیم. البته در ضمن این مباحث، به علل صلح امام مجتبی (ع) خواهیم پرداخت. گفتنی است تجزیه و تحلیل دقیق این امر، تلاش فراوان و البته نگارش متون گسترده تر، از این مقاله را می طلبد که از وسع این نوشتار خارج است.
نکته دیگری که در این مقام اهمیت دارد، این است که در بررسی علل صلح، بهترین منبع سخنان و خطبه های خود حضرت و پاسخ هایی است که ایشان در عصر خود به مخالفان صلح داده اند. لذا در کنار هر علتی که ممکن است برای صلح بیاوریم، به کلمات خود حضرت تمسک خواهیم جست.
[۱]
اوضاع زمانی سال ۴۱ هجری قمری
در مطالعه تاریخ و اوضاع زمانی سال های بعد از شهادت امیرمؤمنان (ع) می توان دریافت که گرچه عده زیادی از کوفیان و اهل عراق آن زمان، با امام مجتبی (ع)، خلف صالح امام علی (ع) بیعت کردند، وضعیت ویژه ای بر کوفه حاکم بود. مردم ازیک طرف، از جنگ های پی درپی (جمل، نهروان وصفین) خسته بودند؛ به طوری که فقط جنگ صفین هجده ماه طول کشید و عده زیادی نیز از دو طرف از بین رفتند. این خود دلیل مهمی بود که اطرافیان امام مجتبی (ع) غالباً تمایل به مصالحه و ترک جهاد داشتند و طالب زندگی بودند.
از طرف دیگر در عصر حکومت امام مجتبی (ع) حتی در مرکز خلافت یعنی کوفه، دسته ها و گروه های مختلفی فعال بودند که به چند مورد از آن ها اشاره می کنیم:
۱. گروه امویان که در همه کشور نفوذ داشتند و به ظاهر تحت لوای امام مجتبی (ع) بودند؛ ولی در درون، اندیشه خود را دنبال می کردند.
۲. گروه شکاکان که در حقانیت امام علی (ع) شک داشتند و او را قاتل عثمان و غیرعادل می شناختند.
۳. گروه خوارج که هم با امام مجتبی (ع) میانه بدی داشتند هم با معاویه.
۴. گروه بی اعتناها که نه با امام حسن (ع) کار داشتند و نه معاویه.
۵. گروه شیعیان که خود آن ها نیز از لحاظ شدت و ضعف ایمان متفاوت بودند. بر این ها باید جمع دیگری را نیز افزود: عده ای سالیان دراز در جبهه بودند.
[۲]
و اینک احساس عقب ماندگی می کردند و عده ای که در جنگ های پیشین عزیزان خود را ازدست داده بودند.
۶. گروهی که به روش خلفای پیشین عادت کرده بودند و حکومت امام علی (ع) و امام حسن (ع) نتوانسته بود آنان را تغییر دهد. بنابراین اگر امام مجتبی (ع) بنای جنگی داشتند، باید در چندین جبهه هم زمان می جنگیدند، منافقان، شکاکان، خوارج، و حتی شیعیان به ظاهر خیرخواه.
برخی از علل شکل گیری این گروه های متشطط عبارتند از:
۱. این که برای عده بسیاری از مردم، بی خبری از دین و مفاهیم آن مطرح بود. چهره اساسی آن در شام مشهود است؛ به طوری که نماز جمعه را در روز چهارشنبه خواندند و از مردم کسی دم نزد.
[۳]
عامل دیگر این که بی دینی، بر بسیاری از سران و سردمداران حکومت داشت و وضع زندگی آن ها پریشان و روحیه و دین آن ها قابل خرید بود.
از طرف دیگر استحمار، ریا، گمراه کردن مردم و مسموم کردن ذهن مردم نسبت به امامت برای پراکنده کردن آن ها فراوان بود. عده زیادی از مردم در اثر تبلیغات و شایعه پراکنی ها، دچار تزلزل و حتی عده ای عثمانی مسلک شده بودند.
از عوامل دیگر این که بسیاری از کارگزاران امام، منتظر فرصتی مناصب برای نیل به مناسب عالیه بودند و روحیه طمع ورزی داشتند. البته نباید فراموش کرد که در جبهه مخالف امام حسن (ع)، معاویه حیله گر قرار داشت که از هیچ نیرنگی علیه امام دریغ نمی ورزید. با ذکر این مقدمه اکنون به چند علت از علل صلح امام مجتبی (ع) می پردازیم:
۱. وظیفه الهی
وظیفه و تکلیف الهی، مهم ترین و اولین دلیل است،؛ یعنی این که امام مجتبی (ع) از ناحیه خدا به صلح و مدارا موظف بودند؛ همان گونه که وظیفه امام حسین (ع) قیام و جهاد بود. این موضوع را پیوسته باید در نظر داشت، که امام معصوم، مصلحت خود را بهتر از هرکس دیگری می داند و برای هدایت امت اسلامی، حتماً بهترین گزینه را انتخاب خواهد کرد. با توجه به سخنان خود امام مجتبی (ع)، این امر بهتر و بیش تر روش می گردد. ابوسعید عقیصاتیمی می گوید، به امام حسن (ع) عرض کردم: «ای پسر پیامبر، چرا با معاویه صلح کردید درحالی که می دانستید که شما بر حقید نه او و معاویه گمراه و سرکشی بیش نیست؟»
امام پاسخ فرمودند: «ای ابوسعید، آیا من بعد از پدرم حجت خدا بر آفریدگان و امام آن ها نیستم؟» گفتم: «آری». فرمود: آیا رسول خدا (ص) درباره من و برادرم نفرمود: «حسن و حسین امام هستند چه نشسته و چه ایستاده؟» گفتم: «آری». فرمود: «پس من امام هستم، اگر ایستاده باشم و امام هستم اگر بنشینم. ای ابوسعید، دلیل قیام من با معاویه همان دلیل صلح پیامبر (ص) با قبیله ضمره و بنی اشجع و صلح با اهل مکه به هنگام بازگشت از حدیبیه است. درحالی که آنان منکر تنزیل بودند و معاویه و اصحاب او منکر تأویل هستند.. . آیا نمی بینی وقتی حضرت خضر آن کشتی را سوراخ کرد و آن پسر را کشت و دیوار را تعمیر کرد، حضرت موسی (ع) به دلیل پوشیدگی حکمت آن ها، به آن حضرت خشمگین شد. ولی وقتی حضرت خضر او را آگاه کرد، رضایت داد. من نیز چنانم؛ شما بر من خشم گرفتید؛ زیرا هم آگاه نیستید و هم راز آن را نمی دانید».
[۴]
ایشان در این حدیث شریف، گرچه می توانستند به دلایل و معاذیر مختلفی تمسک جویند، به نکته مهمی تأکید می کنند و آن تذکر به مقام امام و امامت و جایگاه آن در اسلام است. سپس علت صلح با معاویه را همان علت صلح رسول خدا (ص) با کفار مکه در صلح حدیبیه می دانند که آثار مبارک آن سال های بعد مشخص شد. بالاترین نکته ای که در حدیث شریف است، تشبیه صلح خود به عمل خضر نبی (ع) است. همان گونه که در ابتدا حضرت موسی (ع) از حکمت کارهای حضرت خضر سر در نیاورد، مردم نیز ممکن است به ظاهر از حکمت صلح ایشان سر در نیاورند و علل و آثار آن بعدها نمایان گردد.
۲. تفاوت های معاویه با یزید
معاویه شخصی مجرب و دارای ریشه بیست ساله بود که از زمان عمر، زمام امور شام را در دست گرفته بود و شخصی حیله گر و به ظاهر مقدس که هنوز چهره ریا و تزویر او مشخص نشده بود، به طوری که مردم شام و حتی کوفیان، او را کاتب وحی، «خال المؤمنین» و شخصی نابغه می شناختند. لذا قیام در مقابل چنین فردی به ظاهر صالح و صحابی پیامبر (ص) نمی توانست دست ودل یاران را برای درگیری با او به کار اندازد. حتی همین مسأله، یکی از عللی بود که اصحاب و نزدیکان امام حسن (ع) به معاویه گرویدند و با امام پیمان گسستند. به عبارت دیگر، در طول حکومت بیست ساله معاویه، هیچ کس ندید که معاویه آشکارا شراب خوری کند یا دست به عمل خلاف شرع بزند. ظاهری بسیار موجه و موقّر داشت که کوچک ترین خطایی هم از او درملأعام سر نمی زد. اگرچه در پشت پرده، از هیچ خلافی ابایی نداشت.
[۵]
یزید بر خلاف معاویه، مستی را علنی کرد. او که به گفته شهید مطهری، مست قدرت و غرور جوانی بود؛ در ملأ عام شراب می نوشید و سگ بازی و میمون بازی می کرد.
[۶]
بعد از واقعه عاشورا، مردم مدینه هیأتی را برای تحقیق به شام فرستادند که چرا امام حسین (ع) کشته شد. هیأت پس از بازگشت چنین گزارش دادند:
همین قدر به شما بگوییم در آن جا که بودیم دائم می گفتیم خدا نکند از آسمان سنگ ببارد و هلاک شویم. از نزد کسی می آییم که کارش شراب خواری و سگ بازی، یوزبازی و میمون بازی، نواختن تار و لهو و لعب، زنا بود حتی با محارم. حال تکلیف خود را بدانید!
بر این اساس، مدینه قیامی خونین کردند با اندک تأملی در زمان این دو خلیفه، می توان به درستی، به انتخاب دو روش متفاوت در برخورد با این دو نفر پی برد.
[۷]
۳- سستی یاران امام حسن مجتبی و استواری و سلحشوری یاران امام حسین (ع)
تبلیغات پرفریب حکومت شام، تطمیع و تهدید فرماندهان ضعیف، و سستی و ازهم گسیختگی نظام و جنبش نیروهای مسلح و شایعات بی اساس میان سربازان، موجب ناامیدی امام مجتبی (ع) گردید و ایشان پی بردند که با وضعیت موجود، نمی توان به اهداف نظامی دست یافت. ابن اثیر می گوید:
فرزند رسول خدا (ص) در برابر نیروهای خود ایستاده، فرمود: «بدانید معاویه ما را به امری فراخوانده که در آن نه عزت است و نه انصاف. حال اگر شما برای کشته شدن و مرگ شرافت مندانه آماده اید، دعوتش را رد می کنم و اگر دنیای خویش را دوست دارید و زندگی با ذلت را ترجیح می دهید، دعوت او را می پذیرم و خشنودی شما را به دست می آورم.» در آن هنگام همگی فریاد برآوردند: «زندگی، زندگی» (باقی ماندن در دنیا)
[۸]
یا این که به گفته شیخ طبرسی (ره) در احتجاج امام حسن (ع) فرمودند:
سوگند به خدا! من حکومت و خلافت را تسلیم معاویه ننمودم جز این که یارانی برای نبرد با او پیدا نکردم. چنان چه همراهانی می داشتم، شب و روزم را به جنگ با او می پرداختم و نبرد علیه او را ادامه می دادم تا خداوند بین من و او حکم کند! اما مردم کوفه را شناختم و آنان را امتحان کردم. افراد فاسد آن ها اصلاح نمی شوند؛ آنان را هیچ گونه وفایی نیست؛ به گفتار و کردار و تعهدات آن ها اعتمادی نخواهد بود. آنان در میان خود چندگانگی دارند؛ می گویند: دل های ما با شماست، درحالی که شمشیرهایشان را بر روی ما کشیده اند و برای کشتن ما آمادگی دارند.
[۹]
با توجه به این دو فرمایش تاریخی امام حسن (ع) و چگونگی برخورد اصحاب با امام، می توان به عمق مظلومیت و غربت امام پی برد که چگونه مجبور به صلح شدند.
این گوشه ای از مصائب و مشکلاتی بود که امام حسن (ع) در مسیر زندگی غمبار خویش با آن ها روبه رو بودند؛ در حالی که امام حسین (ع) یارانی شجاع و از جان گذشته داشتند. امام حسین (ع) در طول مسیر مکه تا کربلا بارها خطاب به اصحابشان این چنین می فرمودند: «که این کاروان، کاروان مرگ و شهادت است! هر کس خواست می تواند از ما جدا شود.» و حتی در بدو حرکت خود از مکه، خطبه بسیار غرایی خواندند و ضمن خطبه چنین ف
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.